نوشته:
مردمِ اصفهان بعد از شنیدن صدای انفجار؛ یه سر رفتن دمِ پنجره بیرون رو نگاه کردن؛ بعد گوشی رو برداشتن ایتا رو چک کردن و رفتن خوابیدن. ولی طبق اخبار واصله؛ رسانههایِ اسرائیل به مردمشون توصیه کردن جهتِ احتیاط از پناهگاه خارج نشن!
خوب بود!😂👌🏻
مردمِ اصفهان بعد از شنیدن صدای انفجار؛ یه سر رفتن دمِ پنجره بیرون رو نگاه کردن؛ بعد گوشی رو برداشتن ایتا رو چک کردن و رفتن خوابیدن. ولی طبق اخبار واصله؛ رسانههایِ اسرائیل به مردمشون توصیه کردن جهتِ احتیاط از پناهگاه خارج نشن!
خوب بود!😂👌🏻
ولی حالا، درسته که مردممون هنر عجیب و بامزهای در جوک ساختن دارن و ما هم میخندیم و اینا؛ اما پشتِ این احساسِ امنیت آدمای واقعیان؛ که احتمالاً شبانــهروز تحت فشـارهایِ زیادی قرار میگیرن تا به مددِ خدا و اهــلبیت این امنیت رو تضمیـن کنن و خطراتِ احتمالی رو به هرنحو دفع کنن.
خدا بهشون قوّتِ روزافزون بده.
خدا بهشون قوّتِ روزافزون بده.
درحالیکه بعضی از فارسیزبانان همزمان با اینکه کارت میکِشن و درحالیکه بزرگترین عملیاتِ پهپادی تاریخ علیه اسرائیل رو که مقاماتِ غربی هم چارهای جز اذعان به عمقِ اون نداشتن؛ تحقیر میکنن؛ با جملهٔ «نه داداش تو نمیدونی! اسرائیل زده اینا نمیخوان صداش رو دربیارن؛ نصف تاسیساتِ هستهای ایران الان رو هواست، سپاهیها هم میگن فرار کردن تو پناهگاهها قایم شدن» در حالِ پاس کردن واحدهایِ روابطبینالملل هستن؛ این بخشی از اظهاراتِ کاربرانِ اسرائیلی در واکنش به هوا کردنِ سه ریزپرندهست. همزمان اینترنشنال کارشناسهای متعددی رو دعوت کرده تا این عملیاتِ انتقامجویانهٔ اسرائیل(!) رو بررسی کنن.
به هرحال! اگر همینها رو بهشون بگی قطعا با جملهٔ «عه؟ بیا بشین برات بگم پس؛ اینا همش کارِ خودشونه! اسرائیل نمیخواد بزنه میدونی؟ اگه اراده کنه ایران رو با خاک یکسان میکنه؛ این اخوندها هم که چیزی از جنگ نمیدونن!» مواجه میشی. لذا تلاشِ ما در این مرحله باید صرفاً کنترلِ خنده باشه.
به هرحال! اگر همینها رو بهشون بگی قطعا با جملهٔ «عه؟ بیا بشین برات بگم پس؛ اینا همش کارِ خودشونه! اسرائیل نمیخواد بزنه میدونی؟ اگه اراده کنه ایران رو با خاک یکسان میکنه؛ این اخوندها هم که چیزی از جنگ نمیدونن!» مواجه میشی. لذا تلاشِ ما در این مرحله باید صرفاً کنترلِ خنده باشه.
در خللِ این دعواهایِ زرگری، یه پیشنهادی دارم؛
سعی کنید در تحلیلِ مسائلِ روز اولاً تعجیل نکنید. ثانیاً از نگاههایِ صفر و صدی حَذَر کنید؛ و باور کنید که افرادی که نگاههای صفر و صدی؛ غیراصلاحگرایانه و یا غیردلسوزانه در تحلیلهاشون موج میزنه؛ به مرور نوع نگاه شما رو تغییر میدن.
درنتیجه با یک نگاهِ مطلقاً «مِلو، دِرام و رحمانی»؛ یا یک نگاهِ مطلقاً «خشن و قهری» نه میتونید در مسیرِ اصلاح [وضعِ موجود] قدم بردارید، نه در مسیرِ پیشرفت [به سمتِ آینده].
ما بعنوان انسانهای «مکتبی» نیازمندِ تلفیقی از جاذبههای بهموقع و دافعههایِ بهموقع هستیم.
سعی کنید در تحلیلِ مسائلِ روز اولاً تعجیل نکنید. ثانیاً از نگاههایِ صفر و صدی حَذَر کنید؛ و باور کنید که افرادی که نگاههای صفر و صدی؛ غیراصلاحگرایانه و یا غیردلسوزانه در تحلیلهاشون موج میزنه؛ به مرور نوع نگاه شما رو تغییر میدن.
درنتیجه با یک نگاهِ مطلقاً «مِلو، دِرام و رحمانی»؛ یا یک نگاهِ مطلقاً «خشن و قهری» نه میتونید در مسیرِ اصلاح [وضعِ موجود] قدم بردارید، نه در مسیرِ پیشرفت [به سمتِ آینده].
ما بعنوان انسانهای «مکتبی» نیازمندِ تلفیقی از جاذبههای بهموقع و دافعههایِ بهموقع هستیم.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
در خللِ این دعواهایِ زرگری، یه پیشنهادی دارم؛ سعی کنید در تحلیلِ مسائلِ روز اولاً تعجیل نکنید. ثانیاً از نگاههایِ صفر و صدی حَذَر کنید؛ و باور کنید که افرادی که نگاههای صفر و صدی؛ غیراصلاحگرایانه و یا غیردلسوزانه در تحلیلهاشون موج میزنه؛ به مرور نوع…
چرا میگی دعوای زرگری؟
- این ایام که با دوتا نگاهِ عجیب مواجه شدم؛ هر دو نگاه سعی میکردن با چندتا جمله سر و تهِ حرف رو هم بیارن و در نتیجه پرونده رو توی ذهنِ مخاطب باز بذارن. نگاهِ اول معتقد بود که «در زمینهٔ هنجارهای پوششی باید از کشورهایی مثل ترکیه الگوبرداری کرد؛ چرا بقیه رو رها نمیکنید به حال خودشون؟» این نگاه خطرناکه؛ چون به مرور هنجارها و ارزشها رو در هر دستهای که باشن بیارزش جلوه میدن. و بهجای تبعیت از «اصل» تورو به سمت تبعیت از مُد سوق میدن.
نگاهِ دوم معتقد بود «باید به روشِ قلع و قَمعی برخورد کرد و اهمیتی نداره که چه هزینههای اضافی بر نظام ساختاری و ارزشیِ ما بار میشه.» این نگاه هم خطرناکه؛ چون به هدف اصلاح ابرو، کوریِ چشم رو به دنبال میاره؛ و حالا علاوه بر اینکه اَبرو نداریم؛ چشم هم نداریم! از مگسهایی که روی زخمِ چشم میشینن و تولید آلودگیهایِ روانی و ماهیگیری از آب گلآلودِ ناقضِ وحدت عمومی هم نمیشه گذشت.
البته این میون نیمنگاههایِ نصفهای هم بودن که مسائل رو خیلی سرسری میدیدن و راههایِ روی کاغذ رو بر واقعیت ترجیح میدادن.
-چرا زرگری؟!
چون موضوع انقدر واضحه که پیشبینی نمیشد انقدر دربارهش جدال پیش بیاد. منتقدین به حضورِ صرفِ قوهٔ قهریه مخالفِ حجاب نیستن؛ بلکه نگرانِ پیشاومدنِ فتنههایِ جدید از دلِ یک مواجههٔ تکراریان. چون نمیتونن تضمین کنن که صرفِ حضورِ این پدیدهٔ قهری؛ ویدیوهایِ جنجالی قبلا به اسمِ امسال منتشر نشه و از دلِ اونها فتنهٔ جدیدی مبتنی بر یک دروغِ دیگه پیش نیاد! ایضاً نمیتونن پیشبینی کنن که اگر «فقط» به این موضوع بسنده کنیم؛ سوءبرخوردی از طرفِ هر دو فرد درگیر در موضوع پیش نیاد و نه تنها نتیجهای حاصل نشه؛ بلکه هزینههای اضافه بر هزینههایِ سابق هم تحمیل بشه.
اما همین کافی نیست.
-موضوعِ مهم مغفول اینه که بعضی [از هر دو نگاه] سعی در تحریفِ مواضعِ رهبری در اینباره دارن؛ عدهای معتقدن که مسئله هنجارهایِ پوششی از منظر رهبری موضوعِ مهمی نیست! که اشتباهه؛ این موضوع بارها در سخنرانیهایِ ایشون ذکر شده. هم بعنوانِ واجب شرعی؛ هم واجبِ سیاسی.
عدهای هم به طرز عجیبی معتقدن رهبری حامیِ رفتارهای مطلقاً سَلبیست! که خلافِ این حرف صراحتاً در کلامِ رهبری هویداست.
اما باید دقت کرد که این موضوعی که روزگاری یه پدیدهٔ فرهنگی-شرعی بود؛ امروز به گفتهٔ مسیح علینژاد تبدیل به دیوار برلینی شده که اون رو تبدیل به موضوع اجتماعی- امنیتی کرده؛ پس نیازمند یک ساز و کارِ تلفیقیه! نمیشه بهبهانهٔ اینکه کار فرهنگی زمانبره؛ اون رو تعطیل کرد. ترمیمِ زیرساختها رو از مدارس- استخدامها- سینمای خانگی- برخوردِ واقعی با الگوهایی مثل سلبریتیها- اصلاح بازارِ لباس، تبیین مسئلهٔ حجاب برای بانوان؛ بیانِ تاثیر این هنجار رویِ اجتماع و خانواده، گفتگوهایِ اِقناعی و … شروع کنید.
از طرفی نمیشه به بهانهٔ صرفاً کار فرهنگی؛ لزوم مواجهاتِ قانونی و امنیتی با عواملِ برهمزنندهٔ نظم و اخلاقِ عمومی؛ و اباحهگریها [که احتمالا همه دیدیم] رو نادیده گرفت.
بعد از تذکرِ رهبری نسبت به کارهای بیقاعده در زمینهٔ حجاب [توییت اقای فضائلی] فراجا اطلاعیه داد و از تمهیداتِ لازم نسبت به برخورد با رفتار نامناسب احتمالیِ بعضی ماموران خبر داد. بهنظر میرسه تذکراتِ رهبری به خوبی دریافت شده باشه؛ امید است صاحبانِ تریبون هم اصلی بنامِ جهاد تبیین رو دربارهٔ همهٔ موارد دریابن.
-همین؟!
خیر!
رهبری گفتن دشمن با نقشهای قاعدهمند واردِ این حیطه شده؛ پس علاوه بر اینکه باید با چنین موضوع قانونی- اجتماعی-اخلاقی- امنیتی-فرهنگی-شرعی مواجه شد؛ باید از کارهای بیقاعدهای که نه تنها نتیجه نداره؛ بلکه هزینهتراشی هم میکنه و باعث اصطکاکِ بینِ هدف و مسیر میشه حَذَر کرد؛ فکر میکنم حدودِ ۳۰ نهاد مسئول مرتبط با حجاب وجود داره؛ هرکدوم به نوبهٔ خودشون باید بجایِ کندنِ ریشه؛ عفونتهای اون رو درمان کنن. نه اینکه «فقط» یک نهادِ مرتبط با «بُعدِ قانونیِ» حجاب رو بفرستن جلو و ابعادِ دیگه منفعل بمونن.
بعلاوه یادمه رهبری در ادامهٔ این فرمایشات گفتن «بانوانِ ما قلباً التزام به دین و نظام دارند، باید با این نگاه هم به موضوع ورود کرد… و البته حجاب واجبِ فقهی، شرعی و قانونیست که باید رعایت بشه.»
تلفیقی از یک نگاهِ دلسوزانه؛ ولی قانونمدار.
نه تکبُعدی.
-نتیجه؟
ما نیازمندِ راهحلهای تلفیقی هستیم؛ فعالیتِ قوهٔ فرهنگیِ اقناعیِ زیرساختی دلسوز، و قوهٔ قهریهٔ قانونمدار برای کنترل و نظارت هنجارها، همزمان و درست.
این آفتِ مُضرِ نگاهِ صفر و صدیه که باعث میشه پدیدههای هنجاریِ اجتماعی با ابعادِ مختلف رو [که به دلایلی امنیتی شده] صرفاً از منظرِ یک دوربین نگاه کنیم؛ دوربینِ صرفاً فرهنگی بدونِ توجه به ابعاد جانبی! یا دوربینِ صرفاً قَهری بدونِ توجه به ابعاد جانبی.
- این ایام که با دوتا نگاهِ عجیب مواجه شدم؛ هر دو نگاه سعی میکردن با چندتا جمله سر و تهِ حرف رو هم بیارن و در نتیجه پرونده رو توی ذهنِ مخاطب باز بذارن. نگاهِ اول معتقد بود که «در زمینهٔ هنجارهای پوششی باید از کشورهایی مثل ترکیه الگوبرداری کرد؛ چرا بقیه رو رها نمیکنید به حال خودشون؟» این نگاه خطرناکه؛ چون به مرور هنجارها و ارزشها رو در هر دستهای که باشن بیارزش جلوه میدن. و بهجای تبعیت از «اصل» تورو به سمت تبعیت از مُد سوق میدن.
نگاهِ دوم معتقد بود «باید به روشِ قلع و قَمعی برخورد کرد و اهمیتی نداره که چه هزینههای اضافی بر نظام ساختاری و ارزشیِ ما بار میشه.» این نگاه هم خطرناکه؛ چون به هدف اصلاح ابرو، کوریِ چشم رو به دنبال میاره؛ و حالا علاوه بر اینکه اَبرو نداریم؛ چشم هم نداریم! از مگسهایی که روی زخمِ چشم میشینن و تولید آلودگیهایِ روانی و ماهیگیری از آب گلآلودِ ناقضِ وحدت عمومی هم نمیشه گذشت.
البته این میون نیمنگاههایِ نصفهای هم بودن که مسائل رو خیلی سرسری میدیدن و راههایِ روی کاغذ رو بر واقعیت ترجیح میدادن.
-چرا زرگری؟!
چون موضوع انقدر واضحه که پیشبینی نمیشد انقدر دربارهش جدال پیش بیاد. منتقدین به حضورِ صرفِ قوهٔ قهریه مخالفِ حجاب نیستن؛ بلکه نگرانِ پیشاومدنِ فتنههایِ جدید از دلِ یک مواجههٔ تکراریان. چون نمیتونن تضمین کنن که صرفِ حضورِ این پدیدهٔ قهری؛ ویدیوهایِ جنجالی قبلا به اسمِ امسال منتشر نشه و از دلِ اونها فتنهٔ جدیدی مبتنی بر یک دروغِ دیگه پیش نیاد! ایضاً نمیتونن پیشبینی کنن که اگر «فقط» به این موضوع بسنده کنیم؛ سوءبرخوردی از طرفِ هر دو فرد درگیر در موضوع پیش نیاد و نه تنها نتیجهای حاصل نشه؛ بلکه هزینههای اضافه بر هزینههایِ سابق هم تحمیل بشه.
اما همین کافی نیست.
-موضوعِ مهم مغفول اینه که بعضی [از هر دو نگاه] سعی در تحریفِ مواضعِ رهبری در اینباره دارن؛ عدهای معتقدن که مسئله هنجارهایِ پوششی از منظر رهبری موضوعِ مهمی نیست! که اشتباهه؛ این موضوع بارها در سخنرانیهایِ ایشون ذکر شده. هم بعنوانِ واجب شرعی؛ هم واجبِ سیاسی.
عدهای هم به طرز عجیبی معتقدن رهبری حامیِ رفتارهای مطلقاً سَلبیست! که خلافِ این حرف صراحتاً در کلامِ رهبری هویداست.
اما باید دقت کرد که این موضوعی که روزگاری یه پدیدهٔ فرهنگی-شرعی بود؛ امروز به گفتهٔ مسیح علینژاد تبدیل به دیوار برلینی شده که اون رو تبدیل به موضوع اجتماعی- امنیتی کرده؛ پس نیازمند یک ساز و کارِ تلفیقیه! نمیشه بهبهانهٔ اینکه کار فرهنگی زمانبره؛ اون رو تعطیل کرد. ترمیمِ زیرساختها رو از مدارس- استخدامها- سینمای خانگی- برخوردِ واقعی با الگوهایی مثل سلبریتیها- اصلاح بازارِ لباس، تبیین مسئلهٔ حجاب برای بانوان؛ بیانِ تاثیر این هنجار رویِ اجتماع و خانواده، گفتگوهایِ اِقناعی و … شروع کنید.
از طرفی نمیشه به بهانهٔ صرفاً کار فرهنگی؛ لزوم مواجهاتِ قانونی و امنیتی با عواملِ برهمزنندهٔ نظم و اخلاقِ عمومی؛ و اباحهگریها [که احتمالا همه دیدیم] رو نادیده گرفت.
بعد از تذکرِ رهبری نسبت به کارهای بیقاعده در زمینهٔ حجاب [توییت اقای فضائلی] فراجا اطلاعیه داد و از تمهیداتِ لازم نسبت به برخورد با رفتار نامناسب احتمالیِ بعضی ماموران خبر داد. بهنظر میرسه تذکراتِ رهبری به خوبی دریافت شده باشه؛ امید است صاحبانِ تریبون هم اصلی بنامِ جهاد تبیین رو دربارهٔ همهٔ موارد دریابن.
-همین؟!
خیر!
رهبری گفتن دشمن با نقشهای قاعدهمند واردِ این حیطه شده؛ پس علاوه بر اینکه باید با چنین موضوع قانونی- اجتماعی-اخلاقی- امنیتی-فرهنگی-شرعی مواجه شد؛ باید از کارهای بیقاعدهای که نه تنها نتیجه نداره؛ بلکه هزینهتراشی هم میکنه و باعث اصطکاکِ بینِ هدف و مسیر میشه حَذَر کرد؛ فکر میکنم حدودِ ۳۰ نهاد مسئول مرتبط با حجاب وجود داره؛ هرکدوم به نوبهٔ خودشون باید بجایِ کندنِ ریشه؛ عفونتهای اون رو درمان کنن. نه اینکه «فقط» یک نهادِ مرتبط با «بُعدِ قانونیِ» حجاب رو بفرستن جلو و ابعادِ دیگه منفعل بمونن.
بعلاوه یادمه رهبری در ادامهٔ این فرمایشات گفتن «بانوانِ ما قلباً التزام به دین و نظام دارند، باید با این نگاه هم به موضوع ورود کرد… و البته حجاب واجبِ فقهی، شرعی و قانونیست که باید رعایت بشه.»
تلفیقی از یک نگاهِ دلسوزانه؛ ولی قانونمدار.
نه تکبُعدی.
-نتیجه؟
ما نیازمندِ راهحلهای تلفیقی هستیم؛ فعالیتِ قوهٔ فرهنگیِ اقناعیِ زیرساختی دلسوز، و قوهٔ قهریهٔ قانونمدار برای کنترل و نظارت هنجارها، همزمان و درست.
این آفتِ مُضرِ نگاهِ صفر و صدیه که باعث میشه پدیدههای هنجاریِ اجتماعی با ابعادِ مختلف رو [که به دلایلی امنیتی شده] صرفاً از منظرِ یک دوربین نگاه کنیم؛ دوربینِ صرفاً فرهنگی بدونِ توجه به ابعاد جانبی! یا دوربینِ صرفاً قَهری بدونِ توجه به ابعاد جانبی.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
چرا میگی دعوای زرگری؟ - این ایام که با دوتا نگاهِ عجیب مواجه شدم؛ هر دو نگاه سعی میکردن با چندتا جمله سر و تهِ حرف رو هم بیارن و در نتیجه پرونده رو توی ذهنِ مخاطب باز بذارن. نگاهِ اول معتقد بود که «در زمینهٔ هنجارهای پوششی باید از کشورهایی مثل ترکیه الگوبرداری…
بعد از این پست، دو نوع واکنشِ قابلِ پیشبینی هم دریافت کردم:
اولی با طوماری از فحش؛ منو محکوم به تحجّر و تعصب کرد. [اسمش رو بذارید هنجارِ قانونی، شرعی و اجتماعی؛ با آثارِ متعددِ اجتماعی.]
دومی هم با طوماری از فحش؛ منو محکوم به صورتیبازی و حمایت از تهاجمِ فرهنگی کرد!! [همچین برداشتِ عجیبی از اون پست، واقعاً هنر میخواد.]
و هردو به یک اندازه برای خوندنِ پستِ طـولانیِ مذکور وقت نذاشته بودن؛ و ترجیحشون خوندنِ مواضع دو سه خطیِ صفر و صدی بود!
اولی با طوماری از فحش؛ منو محکوم به تحجّر و تعصب کرد. [اسمش رو بذارید هنجارِ قانونی، شرعی و اجتماعی؛ با آثارِ متعددِ اجتماعی.]
دومی هم با طوماری از فحش؛ منو محکوم به صورتیبازی و حمایت از تهاجمِ فرهنگی کرد!! [همچین برداشتِ عجیبی از اون پست، واقعاً هنر میخواد.]
و هردو به یک اندازه برای خوندنِ پستِ طـولانیِ مذکور وقت نذاشته بودن؛ و ترجیحشون خوندنِ مواضع دو سه خطیِ صفر و صدی بود!
یه نتیجهٔ جالبی گرفتم؛ عمده دلیلِ حال ناخوش و اَدایِ افسردگی [مشاورم میگفت اینا افسردگی نیست؛ اَدایِ افسردگیه] بهخاطرِ ارتباط نگرفتن با معنویاته.
ارتباط گرفتن نه به معنیِ اینکه یه نمازی بخونی تا فقط قضا نشه، یا یه چلهای بگیری تا فقط حاجتِ مربوطه رو بگیری و بعدش دیگه تمام. بلکه به معنیِ واقعی و با اشتیاق.
نمیتونم دقیق توصیفش کنم چون به شخصه خیلی فاصله دارم باهاش؛ ولی یه کاری کردیم. چندروزه به پیشنهادِ یکی از دوستامون گروهی زدیم و نمازِ «اول وقت» رو به همدیگه یادآوری میکنیم؛ حاضری میزنیم و اگه کسی هم حاضر نبود بهش زنگ میزنیم.
و نتیجهٔ چندروز؟
تا آخرِ وقت، زمان اضافی میاد و بقیهٔ کارها تا حد ممکن انجام میشه، احساسِ انجام یه وظیفهٔ صرفِ سخت از دوشمون برداشته شده و یه تیکِ بزرگِ اشتیاق به صدای اذان؛ در برنامهٔ روزانهمون خورده شده. بنظرم امتحان کنید.
ارتباط گرفتن نه به معنیِ اینکه یه نمازی بخونی تا فقط قضا نشه، یا یه چلهای بگیری تا فقط حاجتِ مربوطه رو بگیری و بعدش دیگه تمام. بلکه به معنیِ واقعی و با اشتیاق.
نمیتونم دقیق توصیفش کنم چون به شخصه خیلی فاصله دارم باهاش؛ ولی یه کاری کردیم. چندروزه به پیشنهادِ یکی از دوستامون گروهی زدیم و نمازِ «اول وقت» رو به همدیگه یادآوری میکنیم؛ حاضری میزنیم و اگه کسی هم حاضر نبود بهش زنگ میزنیم.
و نتیجهٔ چندروز؟
تا آخرِ وقت، زمان اضافی میاد و بقیهٔ کارها تا حد ممکن انجام میشه، احساسِ انجام یه وظیفهٔ صرفِ سخت از دوشمون برداشته شده و یه تیکِ بزرگِ اشتیاق به صدای اذان؛ در برنامهٔ روزانهمون خورده شده. بنظرم امتحان کنید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-اینجا از دانشگاهای معتبرِ امریکاست. امریکا کجاست؟ قبلهٔ آمالِ آزادی بیان خودتحقیرها. جایی که به محضِ پرواز یک پشه در خاورمیانه -به ویژه ایران- نشخوارکنندگانِ حقوق بشر اون رو محکوم به نقض میکنن ولی دانشجوها حق اعتراض به همپیمانیِ کشورشون در کُشتار بیماران در گورهایِ دستهجمعیِ اطراف بیمارستانهای غزه ندارن. این دانشجوهای حامی فلسطین و معترض به نسلکشی در غزه- بعنوانِ مسئلهٔ اولِ انسانیت- و این هم نیروهای سرکوبِ امریکایی؛ و کتک زدن و دستگیر کردن دانشجوها.
-امروز کنکور بود؟ دعا میکنم اگر دانشجو شدید؛ در زمرهٔ دانشجویانِ دغدغهمندی با افقِ دید بالا باشید؛ نه در دستهٔ دانشجوهایی که نهایت دغدغهٔ اونها «شکستنِ شیشه برای سلفِ مختلط»، «پرش از روی پرچمِ اسرائیل برای ارسال به رسانههایِ حامی اسرائیل»، «فحشِ جنسی؛ برایِ خوابگاهِ مختلط دختر و پسر» و «انگشتِ وسط نشون دادن در جلسهٔ پرسش و پاسخ» بود؛ و نه برای اینکه عدهای صرفاً برایِ فالوور گرفتن و دلار به جیب زدن؛ به طرز احمقانهای به شما توهّمِ مبارزه بدن و اساتیدِ لیبرالی که در حقانیتِ مبارزه با شرّ مطلق- اسرائیل ایجادِ تشکیک کنن؛ و شما بیچون و چرا بپذیرید.
-امروز کنکور بود؟ دعا میکنم اگر دانشجو شدید؛ در زمرهٔ دانشجویانِ دغدغهمندی با افقِ دید بالا باشید؛ نه در دستهٔ دانشجوهایی که نهایت دغدغهٔ اونها «شکستنِ شیشه برای سلفِ مختلط»، «پرش از روی پرچمِ اسرائیل برای ارسال به رسانههایِ حامی اسرائیل»، «فحشِ جنسی؛ برایِ خوابگاهِ مختلط دختر و پسر» و «انگشتِ وسط نشون دادن در جلسهٔ پرسش و پاسخ» بود؛ و نه برای اینکه عدهای صرفاً برایِ فالوور گرفتن و دلار به جیب زدن؛ به طرز احمقانهای به شما توهّمِ مبارزه بدن و اساتیدِ لیبرالی که در حقانیتِ مبارزه با شرّ مطلق- اسرائیل ایجادِ تشکیک کنن؛ و شما بیچون و چرا بپذیرید.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
-اینجا از دانشگاهای معتبرِ امریکاست. امریکا کجاست؟ قبلهٔ آمالِ آزادی بیان خودتحقیرها. جایی که به محضِ پرواز یک پشه در خاورمیانه -به ویژه ایران- نشخوارکنندگانِ حقوق بشر اون رو محکوم به نقض میکنن ولی دانشجوها حق اعتراض به همپیمانیِ کشورشون در کُشتار بیماران…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
-۱۵ ثانیهٔ اول این ویدیو؛ زوایایِ دیگهٔ حضور نیروهای سرکوبِ امریکا در دانشگاهها و دستگیری دانشجوهای حامیِ فلسطینه.
-الجزیره گزارشی تهیه کرده که نشون میده این دانشجوها نه تنها دستگیر؛ بلکه اخراج میشن؛ در لیست سیاه قرار میگیرن و از اشتغال و تحصیل هم محروم خواهند شد. سناتور امریکایی هم تویِ توییتی گفته دانشجوهای معترض رو کلاً از امریکا اخراج کنید! به جرمِ حمایت از غزه؛ بدونِ ابرازِوجودِ مذبوحانهٔ شریفیِ زارچیها، زیباکلامها و برهانیها!
علیرغم این برخوردها؛ شما تصاویر بعدی رو ببینید.
-ابعادِ زیبایی از «بیداری جهانی» در دانشگاهها و کشورهای مختلفه. و بله؛ روزگاری «روز قدس» به فرمودهٔ معمارِ انقلاب در ایران پایهگذاری شده بود، تا امروز هرروز؛ روزِ قدس باشه. تا به درکِ بهتری از این حرفِ رهبری برسیم؛
«میگویند شما چرا از فلسطین حمایت میکنید؟ حالا امروز که همهی دنیا دارند از فلسطین حمایت میکنند. در خیابانهای کشورهای اروپایی، در خیابانهای واشینگتن و نیویورک مردم راه میافتند از فلسطین حمایت میکنند، شعار به نفع فلسطین میدهند. مخصوصِ ما که نیست حالا. اینها مقاومتاند، غیرتاند، ضد ظلماند...»
-الجزیره گزارشی تهیه کرده که نشون میده این دانشجوها نه تنها دستگیر؛ بلکه اخراج میشن؛ در لیست سیاه قرار میگیرن و از اشتغال و تحصیل هم محروم خواهند شد. سناتور امریکایی هم تویِ توییتی گفته دانشجوهای معترض رو کلاً از امریکا اخراج کنید! به جرمِ حمایت از غزه؛ بدونِ ابرازِوجودِ مذبوحانهٔ شریفیِ زارچیها، زیباکلامها و برهانیها!
علیرغم این برخوردها؛ شما تصاویر بعدی رو ببینید.
-ابعادِ زیبایی از «بیداری جهانی» در دانشگاهها و کشورهای مختلفه. و بله؛ روزگاری «روز قدس» به فرمودهٔ معمارِ انقلاب در ایران پایهگذاری شده بود، تا امروز هرروز؛ روزِ قدس باشه. تا به درکِ بهتری از این حرفِ رهبری برسیم؛
«میگویند شما چرا از فلسطین حمایت میکنید؟ حالا امروز که همهی دنیا دارند از فلسطین حمایت میکنند. در خیابانهای کشورهای اروپایی، در خیابانهای واشینگتن و نیویورک مردم راه میافتند از فلسطین حمایت میکنند، شعار به نفع فلسطین میدهند. مخصوصِ ما که نیست حالا. اینها مقاومتاند، غیرتاند، ضد ظلماند...»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرچـم مقدسِ جمهوریاسلامی؛ طلایهدارِ حمایت از مظلوم. سهرنگِ زیبایی که یکــسال به هزار زورِ علنی برایِ پایین کشیدنش تلاش کردن، حالا رخ به رخِ خودشون به اهتزاز درمیاد.
-کارِ خدا اینجوریست…!
-اینجا اتاوا؛ پایتختِ کانادا.
-کارِ خدا اینجوریست…!
-اینجا اتاوا؛ پایتختِ کانادا.
نبردِ واضحِ حق و باطل.
«اسرائیـل آمده بیعت بگیرد تا شرکِ پنهانِ عالمِ اسلام را آشکار کند؛ پس صفوفِ پاکانِ عالَم حتی اگر در دلِ خودشان، و اروپا و امریکا هم باشند؛ از آنان جدا میشود و به ما میپیوندد.»
این صحنهها؛
-نه برای بُریدن گلوی پلیس با چاقو و براندازیِ نظام سیاسی و فحاشیِ جنسی، بلکه اعتراض به جنایاتِ غرب و اسرائیل در نسلکُشی و غصبِ خانههایِ فلسطینیهاست.[پرچمِ حزبالله رو میبینید؟]
-و نه در یک کشورِ به قول غربزدهها؛ جهانسومی؛ بلکه در کشوریه که عربدهٔ آزادی بیانش گوش فلک رو کَر کرده و بیش از نیمی از عمرش رو در حملهٔ نظامی به کشورهایِ دیگه سپری کرده و کیلومترها لشکر کشیده تا دور تا دورِ کشورهایی که بهش «باج» نمیدن پایگاهِ نظامی بسازه.
ولی حالا شاهدِ یک بیداریست!
گرچه شما برای این دانشجوها؛ از طرفِ لیبرالهایی که سالها آزادی بیانِ غرب رو عَلَم یزید کردن هشتگی نمیبینید. حق بدید! اینها برایِ توجیهِ مرضِ لاعَلاج غربزدگی؛ به تقلید از اربابشون؛ حتی جنایاتِ فاحشِ اسرائیل رو هم کتمان خواهند کرد. سخنگوی امنیتملی امریکا امروز گفت «مدرکی مبنی بر نسلکشی در غزه وجود ندارد!»
آیتالله حائریشیرازی:«اسرائیـل آمده بیعت بگیرد تا شرکِ پنهانِ عالمِ اسلام را آشکار کند؛ پس صفوفِ پاکانِ عالَم حتی اگر در دلِ خودشان، و اروپا و امریکا هم باشند؛ از آنان جدا میشود و به ما میپیوندد.»
این صحنهها؛
-نه برای بُریدن گلوی پلیس با چاقو و براندازیِ نظام سیاسی و فحاشیِ جنسی، بلکه اعتراض به جنایاتِ غرب و اسرائیل در نسلکُشی و غصبِ خانههایِ فلسطینیهاست.[پرچمِ حزبالله رو میبینید؟]
-و نه در یک کشورِ به قول غربزدهها؛ جهانسومی؛ بلکه در کشوریه که عربدهٔ آزادی بیانش گوش فلک رو کَر کرده و بیش از نیمی از عمرش رو در حملهٔ نظامی به کشورهایِ دیگه سپری کرده و کیلومترها لشکر کشیده تا دور تا دورِ کشورهایی که بهش «باج» نمیدن پایگاهِ نظامی بسازه.
ولی حالا شاهدِ یک بیداریست!
گرچه شما برای این دانشجوها؛ از طرفِ لیبرالهایی که سالها آزادی بیانِ غرب رو عَلَم یزید کردن هشتگی نمیبینید. حق بدید! اینها برایِ توجیهِ مرضِ لاعَلاج غربزدگی؛ به تقلید از اربابشون؛ حتی جنایاتِ فاحشِ اسرائیل رو هم کتمان خواهند کرد. سخنگوی امنیتملی امریکا امروز گفت «مدرکی مبنی بر نسلکشی در غزه وجود ندارد!»
هربار که یه خطی از کتابهای شهید مطهری رو میخونم؛ دونه دونه چراغهای ذهنم روشن میشه. میگم عجب! اینکه سوالِ سه سال پیشِ من بود، اینکه سوالِ ناگفتهٔ من بود، اینکه شبههٔ همین دیروز بود…
الان دارم کتاب «بیستگفتار» رو میخونم و دلم میخواد محتوای همهٔ صفحاتش رو اینجا بذارم؛ خصوصاً قسمتهایی که مربوط به عقایدِ خَوارجه! اما ترجیحاً خودتون بخونید تا سلسلهٔ مطالب رو گم نکنید…
توصیه میکنم به هرکسی که علاقه به فهمیدن داره؛ [و بعد از خوندنِ این کتابها میفهمه که چقدر زیاد نمیدونه و ندونستنهاش چقدر عمیق بوده!] کتبِ شهید مطهری(ره) رو مطالعه کنه.
متن کتابها معمولاً رَوانه اما اگر نیاز به یه تفسیرکنندهٔ معتبر دارید از سایت استاد غلامی میتونید صوتهای سِیرِ مطالعاتی آثار شهید مطهری رو گوش بدید.
ولی حتما اینکارو بکنید. مثلاً میتونید از کتاب «آزادیِ معنوی» شروع کنید. اگر بناست نقد به منظومههای فکریِ شخصیتهای انقلاب وارد کنید؛ قبلش با نوشتار و گفتارِ آدمحسابیها رو [از شهید مطهری و بهشتی و علامهطباطبایی، تا امامخمینی و ایتاللهخامنهای] آشنا بشید؛ حیفه!
-چرا شهیدمطهری؟ اینجا بخونید.
الان دارم کتاب «بیستگفتار» رو میخونم و دلم میخواد محتوای همهٔ صفحاتش رو اینجا بذارم؛ خصوصاً قسمتهایی که مربوط به عقایدِ خَوارجه! اما ترجیحاً خودتون بخونید تا سلسلهٔ مطالب رو گم نکنید…
توصیه میکنم به هرکسی که علاقه به فهمیدن داره؛ [و بعد از خوندنِ این کتابها میفهمه که چقدر زیاد نمیدونه و ندونستنهاش چقدر عمیق بوده!] کتبِ شهید مطهری(ره) رو مطالعه کنه.
متن کتابها معمولاً رَوانه اما اگر نیاز به یه تفسیرکنندهٔ معتبر دارید از سایت استاد غلامی میتونید صوتهای سِیرِ مطالعاتی آثار شهید مطهری رو گوش بدید.
ولی حتما اینکارو بکنید. مثلاً میتونید از کتاب «آزادیِ معنوی» شروع کنید. اگر بناست نقد به منظومههای فکریِ شخصیتهای انقلاب وارد کنید؛ قبلش با نوشتار و گفتارِ آدمحسابیها رو [از شهید مطهری و بهشتی و علامهطباطبایی، تا امامخمینی و ایتاللهخامنهای] آشنا بشید؛ حیفه!
-چرا شهیدمطهری؟ اینجا بخونید.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مولاعلی
عبرتگرفتن کارِ سختی نیست؛ کافیه به سِیر تغییرات مهدی نصیری نگاه کنید.
اخوندِ سابق! روزگاری کتاب مینوشت بنام «اسلام و تجدد» و مدرنیتهٔ غربی رو با شدتِ تمام میکوبید و اون رو با اسلام ناسازگار میدونست. بعد به «عصر حیرت» رسید و حیرتزده شد؛ در قضایای اغتشاشات اخیر بر سر خاکِ مهساامینی میرفت و با عبارتِ «حضرت مهسا» ازش استمداد میکرد.
در مصاحبه با علی علیزاده گفت «من در ماجرایی ۳۰۰ هزارتومان جریمه شدم! اقای خامنهای گفت من جریمهت رو میدم اما من توقع داشتم به کلِ قوهقضاییه دستور میداد و برخورد میکرد(!) اونجا بود که از او جدا شدم.»
حالا بدو بدو به تهدیگِ غذا رسیده و در گفتگو با بیبیسی برای موفقیت اپوزیسیونِ از همپاشیدهای که در جمعآوری فقط هزارامضای وکالت برایِ ربعپهلوی هم درمونده و فراریهایی که یکییکی مصاحبههایِ پشیمانیشون درمیاد؛ از ارتباط بینِ پهلوی و تاجزاده [و اصلاحطلبان] میگه. بلاتکلیفهایِ بیثُبات و سطحیِ خندهدار!
پ.ن: خواستم این بلاتکلیفی رو با ثباتِشخصیتِ زبانزدِ آقای خامنهای قیاس کنم، اما دیدم واقعاً شوخیش هم زشته!
ع فرمود «نادان را نمیبینی! مگر در افراط و تفریط.»عبرتگرفتن کارِ سختی نیست؛ کافیه به سِیر تغییرات مهدی نصیری نگاه کنید.
اخوندِ سابق! روزگاری کتاب مینوشت بنام «اسلام و تجدد» و مدرنیتهٔ غربی رو با شدتِ تمام میکوبید و اون رو با اسلام ناسازگار میدونست. بعد به «عصر حیرت» رسید و حیرتزده شد؛ در قضایای اغتشاشات اخیر بر سر خاکِ مهساامینی میرفت و با عبارتِ «حضرت مهسا» ازش استمداد میکرد.
در مصاحبه با علی علیزاده گفت «من در ماجرایی ۳۰۰ هزارتومان جریمه شدم! اقای خامنهای گفت من جریمهت رو میدم اما من توقع داشتم به کلِ قوهقضاییه دستور میداد و برخورد میکرد(!) اونجا بود که از او جدا شدم.»
حالا بدو بدو به تهدیگِ غذا رسیده و در گفتگو با بیبیسی برای موفقیت اپوزیسیونِ از همپاشیدهای که در جمعآوری فقط هزارامضای وکالت برایِ ربعپهلوی هم درمونده و فراریهایی که یکییکی مصاحبههایِ پشیمانیشون درمیاد؛ از ارتباط بینِ پهلوی و تاجزاده [و اصلاحطلبان] میگه. بلاتکلیفهایِ بیثُبات و سطحیِ خندهدار!
پ.ن: خواستم این بلاتکلیفی رو با ثباتِشخصیتِ زبانزدِ آقای خامنهای قیاس کنم، اما دیدم واقعاً شوخیش هم زشته!
یه نکتهای برام نامفهومـه؛ چرا وقتی که میگفتید «هرکسی که باهاتون نبود، بزنید بُکُشید» و «هر تیرچراغ برق؛ یک حامیِ جمهوریاسلامی» یکیتون حرف از رأفت و صلح و دوستی نمیزد؟
چرا وقتی همین دوستمون -توماج- توییت میزد که «قرارمون فردا، برای سرویس کردنِ دهن اینا» گوشش رو نپیچوندید که بچهجون بشین سرِ جات و فازِ چریک برندار؟ امروز هشتگ میزنید جایِ هنرمند زندان نیست؛ چرا وقتی توییت میزد که «مدارک حمله به شاهچراغ ساختگیه! کارِ خودتونه!» «امروز یه کاری میکنیم که نفهمید از کجا خوردید» «ما وسط جنگیم؛ جنگ برای دنیای بدون اخوند!» بهش نگفتید اقای هنرمند! اینه هنرت؟! چرا وقتی وحوشِ داعشمسلکِ زنزندگیآزادی با دستوراتِ همین قهرمانانتون با ماشین از رویِ بقیه رد میشدن و به دستورِ کومله و کوتولههایِ رجوی؛ با چاقو و کاتِر و تفنگ و هرچی دستشون بود به بقیه حمله میکردن؛ احدی شما پیدا نشد که بگه «نکن! نزن! به حرفِ اون خارجنشینهایی که ۴۰ ساله دلار به خونِ جنگ و تحریم علیهت میزنن؛ خر نشو. آرامشِ مملکت رو به فنا نده، رأفتت کجا رفته؟!»
وقتی تو خیابون اتیش مینداختن عربده میزد «امسال سالِ خونه» هنرمند نبود و چریکِ مبارزِ قانونشکنِ جذاب بود؟! حالا که سالی که قرارِ سرنگونی بود؛ نیومده رفت و سیدعلی از همیشه در جهانِ ضدصهیونیسم محبوبتر شد و معادلههاتون بههم ریخت؛ قانونمدار شدید و از دستگاهِ قضایی تقاضایِ «رأفت برایِ یک هنرمند» دارید؟
گرچه مرکز رسانهٔ قوهقضاییه از احتمالِ تخفیف در مجازاتش در مرحلهٔ فرجامخواهی خبر داده؛ اونهم نه بخاطرِ «نه به اعدام»هایِ شمایی که تا پارسال معتقد بودید «بزن بُکُش رحم نکن!» بلکه بخاطرِ «همکاریِ موثر و اظهار ندامت و پشیمانیِ وی»!
اما کاش یه ذره؛ اندازهٔ کف پایِ مورچه! شرافت داشتید، کاش داستان رو از نیمه تعریف نمیکردید؛ کاش وجدانِ گردنگیر داشتید؛ از اون مقامِ اروپایی که چشم رویِ قتل ۳۰ هزار زن و بچه بسته؛ تا فلان رسانهٔ نشخوارکنندهٔ آزادی که اندازهٔ یه تیتر هم از نقضِ «آزادی» کف دانشگاههایِ امریکایی و اروپایی حرف نزده؛ تا تویی که کفِ پیجِ پنجاه نفریت یه «هشتگ» شده سلِاح مبارزهت.
شمایی که عاملِ اصلیِ این آشوبهایِ ابتر بودید.
چرا وقتی همین دوستمون -توماج- توییت میزد که «قرارمون فردا، برای سرویس کردنِ دهن اینا» گوشش رو نپیچوندید که بچهجون بشین سرِ جات و فازِ چریک برندار؟ امروز هشتگ میزنید جایِ هنرمند زندان نیست؛ چرا وقتی توییت میزد که «مدارک حمله به شاهچراغ ساختگیه! کارِ خودتونه!» «امروز یه کاری میکنیم که نفهمید از کجا خوردید» «ما وسط جنگیم؛ جنگ برای دنیای بدون اخوند!» بهش نگفتید اقای هنرمند! اینه هنرت؟! چرا وقتی وحوشِ داعشمسلکِ زنزندگیآزادی با دستوراتِ همین قهرمانانتون با ماشین از رویِ بقیه رد میشدن و به دستورِ کومله و کوتولههایِ رجوی؛ با چاقو و کاتِر و تفنگ و هرچی دستشون بود به بقیه حمله میکردن؛ احدی شما پیدا نشد که بگه «نکن! نزن! به حرفِ اون خارجنشینهایی که ۴۰ ساله دلار به خونِ جنگ و تحریم علیهت میزنن؛ خر نشو. آرامشِ مملکت رو به فنا نده، رأفتت کجا رفته؟!»
وقتی تو خیابون اتیش مینداختن عربده میزد «امسال سالِ خونه» هنرمند نبود و چریکِ مبارزِ قانونشکنِ جذاب بود؟! حالا که سالی که قرارِ سرنگونی بود؛ نیومده رفت و سیدعلی از همیشه در جهانِ ضدصهیونیسم محبوبتر شد و معادلههاتون بههم ریخت؛ قانونمدار شدید و از دستگاهِ قضایی تقاضایِ «رأفت برایِ یک هنرمند» دارید؟
گرچه مرکز رسانهٔ قوهقضاییه از احتمالِ تخفیف در مجازاتش در مرحلهٔ فرجامخواهی خبر داده؛ اونهم نه بخاطرِ «نه به اعدام»هایِ شمایی که تا پارسال معتقد بودید «بزن بُکُش رحم نکن!» بلکه بخاطرِ «همکاریِ موثر و اظهار ندامت و پشیمانیِ وی»!
اما کاش یه ذره؛ اندازهٔ کف پایِ مورچه! شرافت داشتید، کاش داستان رو از نیمه تعریف نمیکردید؛ کاش وجدانِ گردنگیر داشتید؛ از اون مقامِ اروپایی که چشم رویِ قتل ۳۰ هزار زن و بچه بسته؛ تا فلان رسانهٔ نشخوارکنندهٔ آزادی که اندازهٔ یه تیتر هم از نقضِ «آزادی» کف دانشگاههایِ امریکایی و اروپایی حرف نزده؛ تا تویی که کفِ پیجِ پنجاه نفریت یه «هشتگ» شده سلِاح مبارزهت.
شمایی که عاملِ اصلیِ این آشوبهایِ ابتر بودید.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «هربار که یه خطی از کتابهای شهید مطهری رو میخونم؛ دونه دونه چراغهای ذهنم روشن میشه. میگم عجب! اینکه سوالِ سه سال پیشِ من بود، اینکه سوالِ ناگفتهٔ من بود، اینکه شبههٔ همین دیروز بود… الان دارم کتاب «بیستگفتار» رو میخونم و دلم میخواد محتوای همهٔ…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-قربان اوضاع خیطه! نه میتونیم از دستگیری و کتککاری پلیس با دانشجوهایِ امریکا تیتر بریم؛ نه از عملیات وعدهٔ صادقِ ایران بنویسیم، نه برای جنایاتِ اسرائیل و گورهای دستهجمعی تو غزه و قتل ۳۰ هزار زن و بچه بیشتر از این ماله بکشیم! تازه پرچم ایران و حزبالله هم تو دستِ دانشجوهای امریکایی و اروپایی دیده شده.
+ پس حواسهارو پرت کن؛ برو بگو اسنادی به دستِ ما رسیده که به نیکا شاکرمی تجاوز شده.
- بعدِ یکی دو سال؟! ولی اخه اون نامههه نه شماره داره، نه فونتِ رسمی داره، نه تاریخ داره. بالاش هم نوشته «محرمانه» اما حتی مُهرِ محرمانه هم نداره. ضایعست میفهمن!
+ خفه شو همینی که گفتم بنویس.
- ولی قربان! تو نامه نوشتیم دمِ غروب نیکا رو کُشتن ولی مامانش به رادیو فردا گفت ۱۱:۳۰ همون شب باهاش تلفنی حرف زده بوده. چجوری اول مُرده بعد تلفنی حرف زده اخه! تازه خودش به مامانش پیام داده که «تقصیر هیچکس نبود!»
+خفه شو.
- چشم قربان!
+ نه ببین! برو بگو BBC فارسی توییت بزنه بگه اسناد رو خودمون بازسازی کردیم که مثلا امنیتِ افشاکنندگان به خطر نیفته؛ بعدم ادیت بزن بگو بیبیسی نمیتواند اصالتِ خبر را تایید کند :))
- اَی بر پدرت اسرائیل!
+ پس حواسهارو پرت کن؛ برو بگو اسنادی به دستِ ما رسیده که به نیکا شاکرمی تجاوز شده.
- بعدِ یکی دو سال؟! ولی اخه اون نامههه نه شماره داره، نه فونتِ رسمی داره، نه تاریخ داره. بالاش هم نوشته «محرمانه» اما حتی مُهرِ محرمانه هم نداره. ضایعست میفهمن!
+ خفه شو همینی که گفتم بنویس.
- ولی قربان! تو نامه نوشتیم دمِ غروب نیکا رو کُشتن ولی مامانش به رادیو فردا گفت ۱۱:۳۰ همون شب باهاش تلفنی حرف زده بوده. چجوری اول مُرده بعد تلفنی حرف زده اخه! تازه خودش به مامانش پیام داده که «تقصیر هیچکس نبود!»
+خفه شو.
- چشم قربان!
+ نه ببین! برو بگو BBC فارسی توییت بزنه بگه اسناد رو خودمون بازسازی کردیم که مثلا امنیتِ افشاکنندگان به خطر نیفته؛ بعدم ادیت بزن بگو بیبیسی نمیتواند اصالتِ خبر را تایید کند :))
- اَی بر پدرت اسرائیل!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معصوم میفرمایند خداراشُکر که دشمنانِ ما را از احمقها آفرید؛ دارم به این فکر میکنم که «احمق» بودن همیشه به معنیِ ضعیف و خِنگ بودن در دشمنی نیست؛ گاهی هم به این معنیه که به قدری وَلَعِ خباثت و توحّش در دشمنیکردن دارن؛ که صحنهٔ واضحِ تقابل حق و باطل رو با دستهایِ خودشون رقم میزنن؛ هرکی با مُرور این تکههایِ پازل همچنان بر طبلِ نفهمیدن بکوبه؛ باید برایِ عاقبتش دعا کرد!
توضیحِ ویدیو:
حامیانِ اسرائیل به طرزِ وحشیانهای [که البته جز جدانشدنیِ ذاتِ اونهاست] به دانشجوهای حامیِ فلسطین در امریکا حمله کردن؛ نکتهٔ جالب فحاشیهایِ فارسیِ حامیانِ اسرائیله. در دنیایی که دانشجویِ آمریکایی و اروپایی، مسیحی، یهودی و حتی بیدین هم در سمتِ آزادگی ایستاده و بابتش هزینه میده! اپوزیسیونِ فارسیزبان که سالها تلاش میکرد بویِ تعفّنش رو با ادکلنهایِ فیکِ روشنفکرنمایی پنهان کنه؛ حالا ذاتِ وحشیش رو برایِ وفاداری به اربابانِ خونریزش؛ همــهجا به نمایش میذاره.
عذرخواهم بابتِ کلماتِ زشت.
به قولِ رهبر انقلاب؛ این رفتارِ آمریکاییها حقّانیّتِ موضعِ جمهوری اسلامی را نشان داد. این چینشِ واضحِ حق و باطل.
توضیحِ ویدیو:
حامیانِ اسرائیل به طرزِ وحشیانهای [که البته جز جدانشدنیِ ذاتِ اونهاست] به دانشجوهای حامیِ فلسطین در امریکا حمله کردن؛ نکتهٔ جالب فحاشیهایِ فارسیِ حامیانِ اسرائیله. در دنیایی که دانشجویِ آمریکایی و اروپایی، مسیحی، یهودی و حتی بیدین هم در سمتِ آزادگی ایستاده و بابتش هزینه میده! اپوزیسیونِ فارسیزبان که سالها تلاش میکرد بویِ تعفّنش رو با ادکلنهایِ فیکِ روشنفکرنمایی پنهان کنه؛ حالا ذاتِ وحشیش رو برایِ وفاداری به اربابانِ خونریزش؛ همــهجا به نمایش میذاره.
عذرخواهم بابتِ کلماتِ زشت.
به قولِ رهبر انقلاب؛ این رفتارِ آمریکاییها حقّانیّتِ موضعِ جمهوری اسلامی را نشان داد. این چینشِ واضحِ حق و باطل.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«قُــربانِ آن دل»
و قربانِ این دلِ عاشـــق..
و قربانِ این دلِ عاشـــق..
شهید مطهری در بخش عمدهای از سخنرانیها که بصورتِ مکتوب هم دراومده؛ دوران امامتِ ائمهاطهار رو بصورت کامل و با تبیین تمامِ زوایا توضیح میده.
یهجایی در رابطه با چراییِ قیام امامحسین و عدمِ قیام با شمشیرِ امامصادق میگه:
-«ائمه اطهار در هرزمانی مصلحتِ اسلام و مسلمين را در نظر میگرفتند و چون دورهها و زمانها و مقتضيات زمان و مکان تغيير میکرد، خواه و ناخواه همانطور رفتار میکردند که مصالح اسلامی اقتضا میکرد و در هر زمان جبههای مخصوص و شکلی نو از جهاد بهوجود میآمد و آنها با بصيرتِ کامل آن جبههها را تشخيص میدادند. اين تعارضها، نه تنها تعارضِ واقعی نيست، بلکه بهترين درس آموزنده است برایِ کساني که روح و عقل و فکر مستقيمی داشته باشند، جبههشناس باشند و بتوانند مقتضيات هر عصر و زماني را درک کنند که چگونه مصالح اسلامی اقتضا میکند که يک وقت مثلِ زمان سيدالشهدا(ع) نهضتِ آنها شکل قيامبسيف به خود بگيرد و يک زمان مثل زمان امام صادق(ع) شکلِ تعليم و ارشاد و توسعه تعليمات عمومی و تقويت مغزها و فکرها پيدا کند و يک وقت شکل ديگر.»
- چرا امامصادق(ع) قیام با شمشیر نکرد؟ در زمانِ امامصادق(ع) علاوه بر حوادثِ سیاسی؛ یه سلسله حوادث اجتماعی و فکری و ابهاماتِ ذهنی گستردهای اتفاق افتاد که «لازم بود» امام جهادِ خودشون رو از این جبهه آغاز کنن؛ شبهاتِ جدیدی در علم و کلام و … بینِ مردم پیش اومده؛ علوم دینی در مرحلهٔ ترجمههای متعدده و اندیشمندانِ زیادی از سراسرِ جهان دربارهٔ اسلام کنجکاو میشن؛ در زمانِ امامحسین(ع) جبههٔ اولیٰ، مبارزه با دستگاهِ فاسدِ خلافت بود و سایر جبههها بینِ مردم بهوجود نیومده بود؛ ولی در زمان امامصادق(ع) -علاوه بر سایرِ علل- مسلمین متوجهِ دروازههای علم و فرهنگ شدن؛ پس لازم بود شخصی مثلِ حضرت صادق(ع) این جبهه رو رهبری کنن؛ تحقیقاً میشه گفت حركتهایِ علمی دنیایِ اسلام اعمّ از شیعه و سنی مربوط به امامصادق(ع) میشه. حوزههایِ شیعه که کاملا واضحه اما شهید مطهری میگه حوزههای علمیِ سُنی هم مولودِ امامصادق هست، به جهت اینكه رأس و رئیس حوزههای سنی «جامع ازهر» هست كه از هزارسال پیش تشكیل شده و جامعازهر رو هم شیعیانِ فاطمی تشكیل دادند، و تمام حوزههای دیگر اهلِ تسنن منشعب از جامع ازهره، و همهٔ اینها مولودِ همین استفادهٔ امامصادق(ع) از وضعِ زمان خودشونه.
-نتیجه اینکه اگر امروز میبینیم که شیعه در مقدمِ سایر فرقهها در علوم اسلامی پیشقدم و حتی موسس شده؛ و در همهٔ رشتهها اعم از ادب و تفسیر و فقه و ریاضی و عرفان و نجوم و … صاحباندیشه و گفتاره و رجالِ علمی بزرگی تحویل داده؛ از اثراتِ قیام علمی حضرتصادقه. وظیفهٔ امام هدایته؛ و به عللِ مختلف تکهٔ تبیین مبانی علمی و فقهیِ اسلامی در این پازل خالیه؛ پس این تکه باید تکمیل شه؛ چون شیعه مبنایِ تعقّلی داره. پس اگر منِ نوعیِ دغدغهمند امروز میتونم در زمینهٔ علمی- تبیینی پیشرفت داشته باشم و بعنوانِ یک مسلمانِ شیعه پیشقدم یا صاحباندیشه باشم ولی به بهانههایِ مختلف «تنبلی و کوتاهی کنم» حتماً مسئولم.
یهجایی در رابطه با چراییِ قیام امامحسین و عدمِ قیام با شمشیرِ امامصادق میگه:
-«ائمه اطهار در هرزمانی مصلحتِ اسلام و مسلمين را در نظر میگرفتند و چون دورهها و زمانها و مقتضيات زمان و مکان تغيير میکرد، خواه و ناخواه همانطور رفتار میکردند که مصالح اسلامی اقتضا میکرد و در هر زمان جبههای مخصوص و شکلی نو از جهاد بهوجود میآمد و آنها با بصيرتِ کامل آن جبههها را تشخيص میدادند. اين تعارضها، نه تنها تعارضِ واقعی نيست، بلکه بهترين درس آموزنده است برایِ کساني که روح و عقل و فکر مستقيمی داشته باشند، جبههشناس باشند و بتوانند مقتضيات هر عصر و زماني را درک کنند که چگونه مصالح اسلامی اقتضا میکند که يک وقت مثلِ زمان سيدالشهدا(ع) نهضتِ آنها شکل قيامبسيف به خود بگيرد و يک زمان مثل زمان امام صادق(ع) شکلِ تعليم و ارشاد و توسعه تعليمات عمومی و تقويت مغزها و فکرها پيدا کند و يک وقت شکل ديگر.»
- چرا امامصادق(ع) قیام با شمشیر نکرد؟ در زمانِ امامصادق(ع) علاوه بر حوادثِ سیاسی؛ یه سلسله حوادث اجتماعی و فکری و ابهاماتِ ذهنی گستردهای اتفاق افتاد که «لازم بود» امام جهادِ خودشون رو از این جبهه آغاز کنن؛ شبهاتِ جدیدی در علم و کلام و … بینِ مردم پیش اومده؛ علوم دینی در مرحلهٔ ترجمههای متعدده و اندیشمندانِ زیادی از سراسرِ جهان دربارهٔ اسلام کنجکاو میشن؛ در زمانِ امامحسین(ع) جبههٔ اولیٰ، مبارزه با دستگاهِ فاسدِ خلافت بود و سایر جبههها بینِ مردم بهوجود نیومده بود؛ ولی در زمان امامصادق(ع) -علاوه بر سایرِ علل- مسلمین متوجهِ دروازههای علم و فرهنگ شدن؛ پس لازم بود شخصی مثلِ حضرت صادق(ع) این جبهه رو رهبری کنن؛ تحقیقاً میشه گفت حركتهایِ علمی دنیایِ اسلام اعمّ از شیعه و سنی مربوط به امامصادق(ع) میشه. حوزههایِ شیعه که کاملا واضحه اما شهید مطهری میگه حوزههای علمیِ سُنی هم مولودِ امامصادق هست، به جهت اینكه رأس و رئیس حوزههای سنی «جامع ازهر» هست كه از هزارسال پیش تشكیل شده و جامعازهر رو هم شیعیانِ فاطمی تشكیل دادند، و تمام حوزههای دیگر اهلِ تسنن منشعب از جامع ازهره، و همهٔ اینها مولودِ همین استفادهٔ امامصادق(ع) از وضعِ زمان خودشونه.
-نتیجه اینکه اگر امروز میبینیم که شیعه در مقدمِ سایر فرقهها در علوم اسلامی پیشقدم و حتی موسس شده؛ و در همهٔ رشتهها اعم از ادب و تفسیر و فقه و ریاضی و عرفان و نجوم و … صاحباندیشه و گفتاره و رجالِ علمی بزرگی تحویل داده؛ از اثراتِ قیام علمی حضرتصادقه. وظیفهٔ امام هدایته؛ و به عللِ مختلف تکهٔ تبیین مبانی علمی و فقهیِ اسلامی در این پازل خالیه؛ پس این تکه باید تکمیل شه؛ چون شیعه مبنایِ تعقّلی داره. پس اگر منِ نوعیِ دغدغهمند امروز میتونم در زمینهٔ علمی- تبیینی پیشرفت داشته باشم و بعنوانِ یک مسلمانِ شیعه پیشقدم یا صاحباندیشه باشم ولی به بهانههایِ مختلف «تنبلی و کوتاهی کنم» حتماً مسئولم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از دوستانِ ما عشقِ پهلویه؛ میگفت دههٔ ۲۰ تا ۴۰ از همهنظر دوران طلایی ایران بود. گفتم از همهنظر؟! گفت ببین احتمالا یه جنگی اون وسط مَسطها اتفاق افتاده بوده که اونقدر مهم نبود!
مهم نبود؟! در جنگجهانی دوم علیرغمِ بیطرفی ایران؛ به ایران حمله شد و ارتشِ مثلا قدرتمندِ پهلوی حتی ۲۴ ساعت توانِ مقابله نداشت و شاه اخراج شد! ایران در اثرِ این اِشغال؛ دچار قحطیای شد که مرگ و میر در اثرِ گرسنگی، غارتِ خونهها، دزدیِ آذوقه و شورشها کمترین اثرش بود. کمترین اثرِ وابستگی و نبودِ یک قوایِ نظامیِ مستقلِ قوی!
ابرو بالا انداخت و گفت «بههرحال!»
اگر دربارهٔ بیداریِ همهجانبهٔ دانشجوهای امریکا و اروپا برای حمایت از فلسطین و لختیِ پادشاهِ آزادی بیانِ غرب ازش بپرسم؛ احتمالاً با جملهٔ «نه ببین دانشجوها چیکار کردن که پلیس مجبور شده بگیره و بزنه و اخراج کنه و در لیستِ سیاه بذاره؛ وگرنه اکثرِ دانشجوها مخالف فلسطینَن.» مواجه میشم. قاعدتاً اگر بگم دانشجویِ فارسیزبانِ هوادار اسرائیلِ اینترنشنال که خودشو «ما امریکاییها» معرفی میکنه؛ همون کارشناسِ پایِ ثابت شبکهست؛ بازم ابوعطا میخونه.
اما بههرحال!
بعضیها اینجوریان.
مهم نبود؟! در جنگجهانی دوم علیرغمِ بیطرفی ایران؛ به ایران حمله شد و ارتشِ مثلا قدرتمندِ پهلوی حتی ۲۴ ساعت توانِ مقابله نداشت و شاه اخراج شد! ایران در اثرِ این اِشغال؛ دچار قحطیای شد که مرگ و میر در اثرِ گرسنگی، غارتِ خونهها، دزدیِ آذوقه و شورشها کمترین اثرش بود. کمترین اثرِ وابستگی و نبودِ یک قوایِ نظامیِ مستقلِ قوی!
ابرو بالا انداخت و گفت «بههرحال!»
اگر دربارهٔ بیداریِ همهجانبهٔ دانشجوهای امریکا و اروپا برای حمایت از فلسطین و لختیِ پادشاهِ آزادی بیانِ غرب ازش بپرسم؛ احتمالاً با جملهٔ «نه ببین دانشجوها چیکار کردن که پلیس مجبور شده بگیره و بزنه و اخراج کنه و در لیستِ سیاه بذاره؛ وگرنه اکثرِ دانشجوها مخالف فلسطینَن.» مواجه میشم. قاعدتاً اگر بگم دانشجویِ فارسیزبانِ هوادار اسرائیلِ اینترنشنال که خودشو «ما امریکاییها» معرفی میکنه؛ همون کارشناسِ پایِ ثابت شبکهست؛ بازم ابوعطا میخونه.
اما بههرحال!
بعضیها اینجوریان.