☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
مخاطبِ پستم افرادی‌اند که تا امروز برای قدم گذاشتن در مسیر انتخابات مُرددند.

بابتِ بعضی تصاویر توهین‌آمیز عذرخواهم. قصدم جلب توجه شما به منتشر کنندگانِ این تصاویر است.
از افرادی که با دروغِ قطع شدنِ پا و تخلیهٔ کلیه‌ و اعتصابِ غذای همراه با اَرده و عسل‌شان؛ احساساتِ حامیانِ خودشان را هم جریحه‌دار کردند اما عوضش دلار به جیب زدند؛ آن زنِ فراری از وطن که روزی در راهروهایِ فرعی فلان سالن از مَکرون آویزان می‌شد تا جنبش‌شان را حمایت کند و روزی جلویِ دوربین می‌گفت «تیم را تحریم کنید، پرچم را بسوزانید، ایران را تحریم کنید، اصلاً به ایران حمله کنید! مردم دوست دارند.» و یا از آن سلبریتیِ فراری که خواهرش را با یک کلاهِ گشاد ۷۰۰ میلیاردی روانهٔ زندان کرده تا آنسویِ آب‌ها از «زن و زندگی» بگوید. یا از آن تجزیه‌طلبی که بُریدنِ سر با تکه‌هایِ موزائیک؛ و کندنِ پوستِ نوجوانانی که تازه محاسن‌شان سبز شده بود را در کارنامه‌اش دارد؛ تا آن غاصبانی که مفتخرند به قتلِ ۳۰ هزار زن و کودک فلسطینی‌.
این‌ها بخشی از تلاش شبانه‌روزیِ آن‌هایی‌ست که فریاد می‌زنند «جمهوریت» در ایران معنا ندارد.

اما حالا همه یک‌چیز می‌گویند؛
«رای ندهید!»
و بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
بعد از ساعت‌ها بی‌خوابی؛ و به‌ ده‌ها دلیل که عشق به این دو عزیزِ مؤمنِ مقابلِ چشم‌هام، در صدرِ دلایله. که مولاعلی فرمود:
سرزمیـ🇮🇷ـن‌ها با وطن‌دوستی آباد شده‌اند.

+آخیش.
بمونی برامون جمهــوری‌اسلامی.
زیر نگاهِ مهربانِ صاحب‌الزمان‌عج.
نحوهٔ انتخاب کردن کاندیداها تویِ این دوره [طبقِ چیزی که اطرافم دیدم] خیلی جالب بود. سخت‌گیرانه و غالباً مبتنی بر تحقیق و پرس‌وجو؛ از بررسیِ عملکردِ افراد تویِ سامانه شفافیت تا بررسی سوابق و اعلام موضع‌ها. قبلاً این حجم از سخت‌گیری محسوس نبود و به اسمِ احزاب اکتفا می‌شد اما این دفعه انگار جدی‌تر مسائل بررسی می‌شن. جامعه آماریِ اطرافم رویِ حقِ مشارکت خودش و اسامی‌ای که از این ۷۵٪ کاندیدایِ تایید‌ صلاحیت‌شده انتخاب می‌کنه؛ احساسِ مسئولیت می‌کنه. من اسمش رو می‌ذارم حرکت در مسیرِ پختگیِ سیاسی و رشد فهمِ سیاسی که از برکاتِ انقلاب اسلامیه. حتی با وجودِ بی‌اخلاقی‌هایی که کفِ توییـتر و فضای مجازی به اسم دغدغه‌مندی صورت گرفت!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در کارِ خیر حاجت هیچ استخاره نیست؛
قدری بیشتر فکر کنید.

هربار طوری اخبار مربوط به این مَرد رو می‌خونم که انگار برایِ اولین‌بار قصدِ شناختنش رو دارم. دقت که می‌کنم موقع انتخابات اون عصایِ چوبی همیشگی دستش نیست؛ مثلِ همیشه صاف راه می‌ره و با طمأنینهٔ همیشگی برگهٔ رای رو داخلِ صندوق میندازه. با آرامش، با لبخند. اون از همه‌چی خبر داره؛ از تاثیرِ بازتابِ این روزِ مهم در رسانه‌های خارجی که فارسی‌زبانان‌ش شبانه‌روز در حالِ تخریبِ قدم‌های ماست. تا شَکی که در دلِ بعضی‌هاست. از روایاتِ حاضرین که می‌خوندم نوشته بودن «یکی از خبرنگارانِ خارجی گفت او حرفِ آخر را راجع به همه‌چیز می‌زند.» اون‌ها تحت تاثیرِ قدرت فرامنطقه‌ایِ این مَردن. خبرنگارِ مسیحی لبنانی بعد از گرفتنِ چفیه‌ش اشک می‌ریخت و می‌گفت «اول خدا، بعد خدا، بعد سیدحسن و سیدعلی»، مسیحی بود. اما دل‌باختهٔ مسلمانیِ این مَرد. پرسیدن توصیهٔ شما به مُردّدین چیه؟! گفت «در کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست…»
چون می‌دونه خیرِ ما نهفته در «انتخابِ حقی‌ست که دیگران دارن برای سلبِ اون هزینه می‌کنن.»


این مَرد قدرتمند و جدیِ دیگران؛
و این مَردِ مهـــربان و با لبخند و آرامِ ما.
یکی از دوستایِ سبزواریِ من می‌گه می‌خواستم به دلایلی این دوره رأی ندم؛ تا لحظهٔ آخر هم مُردد بودم اما بالاخره تصمیمم رو عــوض کردم و رفتم رأی دادم تا عنابستانی بالا نیاد. نیومد. و اینک نتیجهٔ خوبِ رای دادن!
واکنش براندازهای داخلی و خارجی به نتایج قابل‌ پیش‌بینی بود. چرا تعجب می‌کنید؟!

-اگر آمار مشارکت براشون قابلِ‌توجه نباشه؛ به استنادِ همون آمارِ رسمی، شما و انتخابِ شما رو زیرسوال می‌برن و تحقیر می‌کنن.
-اگر آمار مشارکت براشون قابلِ‌توجه باشه؛ دقیقاً همون آمارِ رسمی‌ای که تا قبل‌ بهش استناد می‌کردن رو زیرسوال می‌برن تا شما و انتخابِ شما رو به تقلّب و آمارسازی متهم ‌کنن.
همون اتفاقی‌که سال ۸۸ افتاد؛ و دریغ از یه مدرکِ مستند جهتِ اثبات ادعایی‌که بخاطرش اون‌همــه تحریم‌ سنگین علیهِ ما اعمال شد. خودشون هم می‌دونن صداقتِ آمارِ جمهوری‌اسلامی غیرقابلِ انکاره.
اینا در راستای «بزرگترین کمپینِ تحریم انتخاباتی چهاردههٔ اخیر» می‌گفتن حتی برای خریدنِ نون هم از منزل خارج نشید؛ و دست‌آخر می‌گفتن نهایتِ مشارکت ۲۰٪ خواهد بود اما حالا خلافِ این برنامه‌ریزی‌ها اتفاق افتاده و این «مردمِ شریف» بازم گل کاشتن؛ لذا اراجیف بافتن و بکار بردنِ کلیدواژه‌هایِ تحریم سراسری و تقلب و آمارسازی و … قابل پیش‌بینی‌ترین کاریه که می‌تونن بکنن.

بعضی شهرها رشدِ چنددرصدی یا مشارکتِ بالای ۵۰٪ هم داشتن، اما در مجموع آمار مشارکت در انتخابات مجلس نسبت به قبلِ این کمپین‌ها تغییر محسوسی نکرده و این یعنی پرهزینه‌ترین کمپین‌‌ها و کم‌سابقه‌ترین هجمه‌هایِ رسانه‌ای و روانی علیهِ جامعهٔ ایران [مثل تمام کمپین‌های پارسال] عملاً دود شد رفت هوا؛ لذا تکلیفِ حامیان توهّماتِ براندازی روشـنه؛ سُمـاق مَکیدن.


دمِ این مردم گرم و خیرِ این مردم مقبول که از همه‌طرف حرف شنیدن ولی همچنان پایِ کار بودن.
حالا چی مهمه؟!
عملکردِ مسئولین و منتخبین برایِ بهبود وضعیت؛ و ریشه‌یابیِ دلایلِ تردید در مشارکتِ افرادی که قلباً عناد با نظام جمهوری ‌اسلامی ندارن؛ و تسریع در رفعِ اون‌ها. مردم سرمایه‌هایِ اجتماعی‌اند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا می‌دانستید در سال ۸۸ بابتِ یک ادعای دروغِ بی‌مدرک؛ مشارکت ۸۵ درصدیِ مردم به حاشیه رفت و سنگین‌ترین تحریم‌ها علیهِ ایران اعمال شد؟! آیا می‌دانستید کشور مدت‌ها در آشوب و فتنه و ناامنی بود و دوقطبی‌ها از همون زمان شروع شد؟! آیا می‌دانستید بخاطر سودایِ «داماد لرستان» چه آسیب‌ها به اعتمادِ عمومی وارد شد؟! آیا می‌دانستید رأفتِ اسلامی شامل حال سرانِ فتنه‌ای شد که خودشون هم می‌دونستن ادعاشون دروغه؛ ولی امروز طلبکارن؟!
و آیا می‌دانستید که خیانتِ این قُماش پایان ندارد و امروز هر ادعایی از سمتِ این‌ها و با همکاریِ این‌ها؛ علیهِ هر چیز دیگری محلِ تردید است؟!
و آیا می‌دانستید صاحبِ این صوت در یک اقدامِ مثلا اعتراضی در انتخاباتِ ملی شرکت نکرد؟! اعتراض به چه چیز؟! به عدمِ اقبالِ مردم نسبت به مُهره‌هایِ جناحش؟! یا به بی‌بهره بودن از سفرهٔ قدرت؟!

انگشتِ اتهام این پوپولیست‌های رادیکال که اساساً اعتبارشون رو مدیونِ همین انتخابات‌ها هستن؛ همیشه به سمت دیگرانه؛ درحالی‌که خودشون در ردیفِ اولِ اتهامات‌اند.
رسیدم تا حرم، گفتم سلام آقا! اومدم خستگی‌هامو رو از رویِ روحی که محصور شده توی این جسم، و جسمی که محصور شده تویِ دنیایِ آدم‌ها بتِکونم؛ ببخشید خستگی‌هامو میارم. می‌دونم باز برمی‌گردم، جز اینجا ندارم مأمَنی..
رسیدم تا حرم؛
گویی کسی می‌گفت در گوشم،
«بیا ای خسته از دنیا؛
که من باز است آغوشم
..»
شمــارو نمی‌دونم؛ ولی من اینطــوری‌ام که وقتی میام حرم امام‌رضا؛ دنیایِ بیرون و متعلقاتش برام به بی‌ارزش‌ترین مرحلهٔ خودش می‌رسه. دعواها و دغدغه‌هایِ بیرونِ حرم برام محو می‌شه، با همون جرعهٔ اول چایِ چایخونه حضرتِ رضا. صدایِ هیاهویِ بیرون برام قطع می‌شه؛ با صدایِ به هم خوردنِ استکان‌های چایخونه حضرت رضا.
چندوقت پیش که تصاویر و بنرهایِ شهدا رو تو خیابون نصب کرده بودن؛ یکی با خنده گفت «دیدی اونورو؟! دوتا جوونِ جَسور با برف زدن تو بنرِ اون شهیده! حال کردم دمشون گرم» رفتم ببینم آدرسی که از بنر داده بود متعلق به کدوم شهید بود؛ دیدم تصویر شهید احمدی‌روشن؛ دانشمندِ هسته‌ای ترور شده‌‌‌ست که در دانشگاه شریف تحصیل کرده بود.

بهانه‌ای بود تا حمایتِ حامیانِ زن‌ زندگی ‌آزادی رو از نخبگانِ فحاشِ دانشگاه شریف رو مرور کنم؛ که شعارهای نخبگانی‌شون با انگشتِ وسط و فحاشیِ ناموسی همراه بود؛ اون‌هایی‌که اهانت‌کنندگان به شهیدِ دانشمند هسته‌ای رو «جسور» می‌دونن؛ همون‌هایی‌ان که با پنهان شدن پشتِ اسمِ مریم میرزاخانی؛ چشم رویِ رشدِ سواد زنان از ۲۴٪ به بالای ۹۸٪ در طیِ چهل‌سال می‌بندن و جمهوری ‌اسلامی رو پسرفتِ علمی متهم می‌کنن و با استوری کردنِ عکس‌های فُکُل کراواتیِ محمدرضا پهلوی؛ قربون صدقهٔ برندِ لباسش می‌رن و اصلاً معتقدن همین کراواتِ زیباست نشانِ آدمیت و این آخوندا اومدن با عمامه‌هاشون مانعِ پیشرفتِ ما شدن؛ پس راهِ چاره پَروندنِ عمامهٔ آخوندها و رنگ قرمز پاشیدن رو تندیسِ حافظ و سعدی‌ه؛ چون اخوند بودن، ولی قرآن سر هفت‌سین نمی‌ذاشتن تا فرهنگِ عرب اخوندی بهمون نفوذ نکنه؛ به‌جاش دیوان حافظ می‌ذاشتن که می‌گفت «قرآن زِ بَر بخوانی در چارده روایت».

پس تو نخبه‌ای مثلِ پروفسورسمیعی هم باشی، کراوات بزنی و شیک و پیک بپوشی؛ تو کنسرتِ اِبی هم بری بالایِ سِن؛ اگه همراهِ این جماعتِ کُندذهنِ ویرانگر نباشی، تورو هوو می‌کنن؛ و تو نمی‌تونی مانعِ بروز فقرِ فرهنگی‌شون بشی، چون این دیکتاتورهای به قدرت نرسیدهٔ همیشه طلبکارِ خودتحقیر؛ فقرِ فرهنگی رو عاملِ روشنفکری می‌دونن و اگر ذره‌ای قدرت داشتن؛ تمامِ کتبِ اسلامی و علمیِ نوشتهٔ مسلمانانِ پیشگام در علوم رو آتش می‌زدن؛ شاید تنها فرقِ این ویرانگران با قومِ مغول؛ در مدلِ بَزک کردن‌هاشون باشه.
برام هیــچ حسی شبیهِ تو نیست؛
کنارِ تو درگیرِ آرامشـــَم..
همین از تمامِ جهان‌م کافیه؛
همین که کنارِت [دقیقاً همین‌جا]
نفــــس می‌کِشم..

چارِ صُبح،به‌افقِ‌ بهشت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردمِ شریفِ ایران؛
به فرمایشِ ولی‌فقیه، جهـــادتون مَقبول..

-از «دوست» یک اشارَت..
از حرم که میای بیرون؛ دوباره شروع می‌شه روزمرگی‌زدگی‌ها و بدوبدوها و عجله کردن‌ها. با عجله زندگی کردن‌ها و در لحظه نبودن‌ها و تعلّقِ‌خاطر داشتن‌ها به فانی‌ترین چیزها. ما که برگشتیم به روزمرّگی و دلتنگی. ولی خوشا بحال خادمینِ حرم.
از بزرگترین آفت‌هایِ جبههٔ انقلاب [نه خودِ انقلاب] انشقاق و چند دستگیه. ۵ روز از انتخابات می‌گذره و ما همچنان شاهدِ حرف‌هایی از جنسِ «افشاگری» [به قول خودشون] هستیم. این از اون بد می‌گه؛ اون از این آتو می‌گیره. این به اسمِ حزبِ اون گیر می‌ده؛ اون‌ یکی که کلاً کارش اینه بگرده ببینه تو زوایای پنهان زندگی شخصیِ این چه چیزی برای رسوایی هست همونو بولد ‌کنه. بعضی‌هام به هر قیمتی دنبالِ بیرون‌ کردنِ افراد از این جبهه‌ان. معمولاً هم تو توییتر انجام می‌شه؛ بستری که داخلش گروه‌هایِ فعالِ ضدانقلاب می‌تونن مستقیماً از این چنددستگی‌ها کره بگیرن.

نتیجه؟!
باز شدنِ پرونده‌هایِ متعددِ بی‌مدرکِ بی‌فرجام تو ذهنِ مخاطب و در نهایت خدشه‌دار کردنِ اعتماد عمومی.
بعضی از بزرگواران به‌کل فراموش کردن هدف چیه؟! برایِ ایرانِ اسلامی؛ یا علیهِ ایرانِ اسلامی؟! به فرمانِ ولی‌فقیه یا علیهِ فرمان ولی‌فقیه؟!
•این خبرِ جالبِ خوب رو امروز خوندم؛
بیمارانِ پروانه‌ای به دلیلِ تحریم‌های غرب؛ به ویژه امریکا [که منجر به جلوگیری از فروش داروهایِ بیماران پروانه‌ای توسط یک شرکت سوئدی شده] علیه امریکا در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقیِ روابط بین‌الملل تهران شکایتی طرح کردن؛ با پیگیری‌های انجام شده در نهایت این دادگاه دستورِ توقیف محمولهٔ نفتی کشتی امریکایی در خلیج‌فارس رو صادر کرد و این محموله توقیف شد؛ ارزش این محمولهٔ نفتی بیش از ۵۰ میلیون دلار برآورد شده.


•این خبر‌ها رو هم در چند روزِ گذشته خوندم؛
-قوه قضاییه.
دیروز دو فرزند معاونِ اول دستگاه قضایی ایران به اتهامِ پولشویی و اعمال نفوذ در ‌پرونده‌ها توسط قوه قضاییه محاکمه شدن. به گفتهٔ نماینده دادستان؛ متهمان مجموعه‌ای رو برایِ اعمال نفوذ در پرونده‌های کلان اقتصادی تشکیل داده بودن و با سواستفاده از افرادِ صاحب‌منصب؛ وجوهی رو دریافت می‌کردن.

-قوه قضاییه.
با پیگیری قوه قضاییه و سازمان اطلاعات سپاه؛ مبلغ یک میلیارد و ۹۷۶ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو مربوط به پروندهٔ بابک زنجانی [بدهی‌ها و مازادِ بدهی‌ها] شناسایی و به بیت‌المال برگشت؛ خبری که کمتر بهش پرداخته شد. مجموعه‌ای از این اقدامات ثابت می‌کنه که فساد در جمهوری‌اسلامی سیستماتیک نیست؛ «فساد» وجود دارد؛ اما «مبارزه با فساد» هم وجود دارد؛ پس اساساً سیستم فاسد نیست. به همین خاطر تخلفاتِ مالی مثل چای‌دبش توسطِ خودِ دولت شناسایی، رسانه‌ای، و به قوه قضاییه گزارش داده می‌شه.


موضوعِ مهــم اینه که هرکدوم از این اقدامات در هر کشورِ دیگه‌ای اتفاق میفتاد؛ رسانه‌هایِ داخلی و خارجی شبانه‌روز بهش می‌پرداختن؛ اما برایِ ما فساد و اخبارِ منفی سوژهٔ همیشه پررنگِ رسانه‌هاست؛ ولی اخبار مربوط به مبارزه با فساد؛ و اخبارِ خوب؛ جاش در گوشهٔ انتهاییِ صفحه‌ست‌!

رنجی که از دعواهایِ حزبی، و ضعفِ رسانهٔ داخلی می‌بَریم
امروز برایِ اولین‌بار رفتم خونهٔ زن‌داییم [همسرِ عمران‌داییم] و معنیِ عشق رو انگار به چشم دیدم. رفت کیفِ مخصوص یادگاری‌های دایی رو اورد و قبل‌ش گفت «اقا عمران بیا ببین کی اومده؟! خواهرت و خواهر‌زاد‌ه‌ت اومدن…» عکس‌ها و یادگاری‌هایِ دایی رو نشون‌مون داد. عقدشون رو اقای خامنه‌ای خونده بود؛ یکی از عکس‌ها نصفه بود؛ گفت عمران این رو قیچی کرده؛ قسمتی که من تو عکس بودم رو با خودش برده بود گذاشته بود تویِ جیبش، شبِ عملیات…
عاشقانهٔ واقعی در دل جنگ.
بعضی عاشقانه‌ها اصالت داره؛ بویِ حقیقت می‌ده، بویِ واقعی‌بودن.
بنظـرم یکی از بهترین روش‌های امر به معـروف ‌و نهی‌ از منکر رو اقای موزون داره اجـرا می‌کنه توی زندگی‌پس‌از زندگی. برگرفته از واقعیت؛ تاثیرگذار و بدونِ قضاوت.
جوری که هزاران نفر از خودکشی منصرف می‌شن؛ قوه‌قضاییـه نامه می‌زنه و می‌گه با این برنامه بینِ هزاران نفر صلح و آشتی می‌شه و ...
این یعنی تاثیرگذاریِ حقیقت روی مخاطب.

بی‌صبرانه منتظرشم.
از دوشنبه ۲۱ اسفند | شبکهٔ چهار |
حوالیِ ساعت ۱۷.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
از بزرگترین آفت‌هایِ جبههٔ انقلاب [نه خودِ انقلاب] انشقاق و چند دستگیه. ۵ روز از انتخابات می‌گذره و ما همچنان شاهدِ حرف‌هایی از جنسِ «افشاگری» [به قول خودشون] هستیم. این از اون بد می‌گه؛ اون از این آتو می‌گیره. این به اسمِ حزبِ اون گیر می‌ده؛ اون‌ یکی که کلاً…
-رهبرانقلاب قبل از انتخابات:
کسانی که در میدانِ انتخابات وارد می‌شوند؛ از بددهنی و توهین و سیاه‌نمایی اجتناب کنند. آن که می‌تواند تشویق کند، تشویق کند. آنهایی که وارد می‌شود بداخلاقی نکنند، در فضای مجازی به هم بد بگویند، فحاشی کنند، اهانت کنند، تهمت بزنند؛ این کارها بی‌برکت می‌کند انتخابات را.

-رهبرانقلاب بعد از انتخابات:
آن‌چیزی که شیرینیِ مجلسِ جدید را نابود می‌کند، سخنان اختلاف‌انگیز و دعوا‌ راه انداختن‌ها و ستیزه‌گری‌های دشمن‌پسند است. باید خیلی مراقبت کنند؛ اگر مراعات نکنند کامِ ملت و فضای سیاسی تلخ می‌شود. اثر بعدی‌اش این است ‌که مجلس از کارایی می‌افتد. وقتی مجلس دچار دعوا و مقابله و جبهه‌بندی‌های مختلف و کشمکش‌ بشود از کار اصلی خودش باز می‌ماند.


-واکنشِ بعضی احزابِ تکه‌تکه شدهٔ سیاسی؛ و احزابِ جدیدالتأسیس‌ و بعضی هواداران در هردو حالت:
طعنه زدن به رقیب بابتِ تذکر رهبر؛ مخاطب پیدا کردن برایِ تذکر ایشون و گردن‌گیرِ ضعیف! در حالی‌که این تذکراتِ دلسوزانه خیلی واضح و کلی و غیرقابلِ مصادره کردن بود؛
اساساً ولایت‌پذیری در این مواقع یعنی خودت رو مخاطبِ اصلیِ این فرمایشات بدونی؛ نه عاری از این ایرادات!
و معتقدم همچــنان یکی از واضح‌ترین و در عینِ حال؛ غیرقابل‌فهم‌ترین جملهٔ رهبری برای یه عدهٔ مدعی اینه؛ «اوناییکه تفسیر به رأی می‌کنن، حرفِ صریح رو هم تفسیر به رأی می‌کنن…»


خیلی باحال‌اید!