☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
وضعیت جوریه که اینترنشنال و امثالهم همینجور بی‌کار نشستن و دارن از جیغ و دادهایِ خودی‌ها تولید محتوا می‌کنن؛ یه بار سرِ دعواهای سیاسی؛ یه بار سرِ حسینیهٔ معلیٰ. بعد اینام فکر می‌کنن که چقدر مطالبه‌گرن.
عزیزانِ مثلاً دلسوز و نگران! حقیقتاً خسته‌کننده شدید، اصلاً بوی دلسوزی و نگرانی نمی‌دین؛ نوعِ بغض‌پراکنی‌هاتون بیشتر شبیه به زیرپا گرفتنه؛ وگرنه اساسِ «نقد» هم آدابی داره که شما ازش بی‌بهره‌اید.

تویِ مستند «غیررسمی۶» یه جا به نقل از رهبری می‌گن که کاش مشغلهٔ کمتری داشتم و اوایلِ انقلاب با بعضی‌ها که مخالفِ ما بودن بیشتر حرف می‌زدم تا به جبههٔ انقلاب جذب‌ می‌شدن و از ظرفیت‌شون استفاده می‌شد؛
اما حاجی‌گیرینُف‌هایِ فعلی و مجازی اول امثالِ حامد زمانی رو از مِیدون به در می‌کنن؛ بعدش از خلوتیِ رسانهٔ ارزشی می‌نالن.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
دعواهایِ سیاسی تبدیل به «ابتــذالِ سیاسی» شده، کمتر کسی حرف از برنامه و کارنامه می‌زنه؛ گرچه هستن افرادی که همچنان شعورِ مخاطب رو زیرسوال نمی‌برن و در تبلیغاتِ خودشون رعایت تقوا رو می‌کنن. جایِ شکــر داره. اما این سطح از ابتذال تو بعضی جنجال‌ها خنده‌داره.…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کسانی که در میدانِ انتخابات وارد می‌شوند؛ از بددهنی و توهین و سیاه‌نمایی اجتناب کنند. ۱۴۰۲/۱۱/۲۹

آن که می‌تواند تشویق کند، تشویق کند. آنی که وارد می‌شود بداخلاقی نکنند، در فضای مجازی به هم بد بگویند، فحاشی کنند، اهانت کنند، تهمت بزنند؛ این کارها بی‌برکت می‌کند انتخابات را.

از سیاه‌نمایی اجتناب کنند، این‌جور نباشد که بعضی برای اینکه توجه مردم را به خودشان جلب بکنند سیاه‌نمایی کنند، سیاه‌نمایی غلط است و خلافِ واقع است و دروغ است و مورد لطف پروردگار قرار نمی‌گیرد.

عزیزانِ من! ما با اتحاد با یدِ واحده بودن مبارزه کردیم، با یدِ واحده بودن پیروز شدیم، با ید واحده بودن تا حالا ادامه دادیم، باید بعد از این هم با ید واحده بودن حرکت کنیم، اختلافات سلیقه‌ای و سیاسی و این حرف‌ها؛ نباید در وحدتِ ملی ملت ایران در مقابل دشمنان تأثیری بگذارد
یه عالمه کتاب رو طاقچــه داره خاک می‌خوره و منو نگاه می‌کنه و اون دنیا قطعا خِفتم می‌کنه :))
و من می‌گم یه دو دقیقه برم تو گوشی ببینم چه خبره؟! و می‌شه دو ساعت.

کجام؟! وسطِ بمباران‌های بی‌سر و ته خسته‌کننده.
گویا مغزِ انسان برا یه زندگی به دور از تکنولوژیِ ساده پردازش شده حقیقتاً :))
خاطرم هست توی یکی از کلاس‌ها استاد غلامی یه مثالی از گذشته زدن، سال ۷۹ در دانشگاهِ امیرکبیر یه مجله‌ای بود بنام موج؛ که در این مجله یک جوانی به امام‌زمان جسارت کرده بود؛ و ماجرا به علما رسید و یه جو امنیتی به وجود اومد و این جوان دادگاهی شد و … تا ماجرا به رهبری رسید و ایشون این متن مندرج در مجله رو «ضعف اندیشه و ضعف قلم» قلمداد کردن؛ نه از تعمّد و سوءنیت؛ عفو خورد و بحث‌ها تموم شد.

—اینو چرا گفتم؟!—
من تا الان با دو دسته از آدم‌ها مواجه شدم که به نطفهٔ انسان‌هایی که در کارِ خودشون سوءنیتی نداشتن؛ کار دارن؛ اولی اون دسته از برانداز‌هایی که تا الان هرجا خواستی چیزی بگی سریعاً بهت گفتن «صیغه‌زاده» و دوم اون دسته از مذهبی‌طور‌هایی [تذکرِ کاملاً به‌جایِ دوستان بود که عنوانِ «مذهبی» این‌جا صدق نمی‌کنه] که یه جایی یه رَگی ورم می‌کنن و با این عبارت حرف رو تموم می‌کنن که «نطفه و لقمه‌ش ناپاک بوده»، منشِ هردو یکیه؛ فقط هدف و ادبیاتش متفاوته. جداً خودم هم مواجه شدم! و می‌ذارم به حسابِ خشم.

و مسئلهٔ مهم اینه که بیا و به اون دستهٔ دومی بفهمون که بزرگوار! بنده هم با تمامِ نقص‌هایی که دارم؛ با «همون قسمتِ خطا» از انسانی که به گواهِ کارنامه‌ش قطعا سوءنیتی در کارِ خودش نداشته موافق نبودم؛ اما ۱) نطفه و لقمهٔ اون شخصی که بیشتر از من و شمایِ کلمه‌بنویس درِ خونهٔ یه بزرگی خدمت کرده رو زیرسوال نمی‌برم؛ چه رسد به زحماتی که سابقاً کشیده. ۲) کل کانسپتِ برنامه‌ای که [حسینیهٔ معلی] مُدام نامِ علی‌(ع) و اولادِش رو فریاد می‌زنه و در خللِ برنامه صدها حکمت و نکته از اهل‌بیت و ولایت‌پذیری مطرح می‌کنه و از قضا؛ رسانه‌ای مثل اینترنشنال که تا دیروز فراخوانِ «نه به مشکیِ محرم» می‌زد هم می‌کوبدش رو هم زیرسوال نمی‌برم. ۳) خودم رو در وهلهٔ اول با آدابِ نقد آشنا می‌کنم و می‌گم باید در کلام جانبِ احتیاط رو بیشتر از پیش رعایت کرد و تا جایِ ممکن مانعِ برداشت‌هایِ سوء از سوءنیتِ نداشته شد. بعلاوه؛ شأنِ موضوعِ کلام خیلی مهمه. اما نقد یعنی بدی‌ش گفتی؛ خوبی‌ش هم بگو؛ نه این‌که بدی‌ش رو بگو؛ دوتا دیگه هم بذار روش!


اما اگه همین‌هارو بهشون بگی تورو با سپاهِ یزید یکی می‌کنن و در نتیجه؛ تویِ توئیت‌هاشون نطفه و لقمه‌ت رو هم به باد می‌دن.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «حالا که بحث کتابه؛ کتابِ «صعود چهل‌ساله» رو بخونید؛ حتماً. خصوصاً اگر از دسته‌ای هستید که فکر می‌کنید ایرانِ اسلامی در این سال‌ها به هیچ پیشرفتی دست پیدا نکرده؛ و برایِ تاییدِ اخبار پیشرفت‌ها به آمارِ بین‌المللی اعتماد دارید. بنظرم هر ایرانی باید این کتاب…»
سمتِ راست مراســمِ عروسیِ عروس و دامادِ غزه‌ای؛ در چادرِ آوارگانِ فلسطینی. فلسطینی‌هایی که در سرزمینِ خودشان آواره شدند. عروس دسته‌گلِ قرمز دارد؛ داماد کت شلوار دامادی ندارد.
سمتِ چپ عروس و دامادِ اسرائیلی؛ داماد کت و شلوارِ دامادی دارد؛ عروس ترجیح داده بجایِ دسته‌گل؛ اسلحه به دست بگیرد و این تصویر را به یادگار بگذارد. احتمالاً این عروس و داماد هم از همان شهروندانِ «معمــولیِ» اسرائیلی‌اند.

شرحِ حال این است؛
یک عروس و دامادِ فلسطینی؛ شبیه به همین نوگُلانِ تصویر، سه روز بعد از مراسم‌شان؛ توسطِ تروریست‌هایِ اسلحه به دست [شبیه به همین عروس و دامادِ اسرائیلی] شهید شدند؛ اما هنوز در رسانه‌هایِ جهان از شما می‌پرسند «چرا از فلسطین حمایت می‌کنید درحالی‌که آنها تروریست‌اند؟»

اسرائیل بدونِ روتوش.
سلام فرمانده۳ از صبح افتاده رو زبونم؛ هی با خودم تکرارش می‌کنم، اونجایی که ابوذر روحی می‌خونه:
«از ســـــرباز به فــرمانده؛
فرمانده! ایران آماده‌ست
…»

دارم به این فکر می‌کنم که واقعاً ایران آماده‌س؟!
بینِ این آماده‌ها، تکلیفِ ما مدعی‌ها چیه؟ وقتی ظهور اتفاق بیفته ما واقعاً سمعاً و طاعتاًییم؟! و اگه کار به قصّاب و قربانی بکِشه، فریاد نمی‌زنیم که ای‌وای آمد و قصّاب و شیخ رو کُشت؟

پارسال میثم مطیعی توی حسینیهٔ معلیٰ- ماه محرم- از ولایت‌پذیری حضرت عباس می‌گفت؛ از بچگی به تمرینِ رزم و جنگاوری مشغول بودن و آمادهٔ آماده؛ اما تویِ کربلا امام‌حسین یه کلام بهشون فرمودن که عباس جان وقتِ جنگ نیست؛ برو آب بیار! و حضرتِ عباس بدونِ هیچ‌ چونه‌زدنی و بدونِ هیچ اگر و امایی گفتن «سمعاً و طاعتاً»!
[جلد ۴۵ بحارالانوار]

ما که انگشت کوچیکهٔ حضرت عباس نمی‌شیم؛ اما به قولِ شهیدمطهـری می‌تونیم تمرینکنیم تا شبیه انگشت کوچیکه‌شون بشیم؛ واقعاً سمعاً و طاعتاً؟ اگه تکفیــر نمی‌شم؛ اگه ما بودیم نمی‌گفتیم «من این‌همه تمرین کردم و مشقِ رزم کردم که الان جنگ نکنم؟! پس این‌همه شمشیر و سوارکاری به چه کار اومد؟!»

کجایِ کاریم الان؟
نمی‌دونم. و این ندونستن خیلی آزاردهنده‌س.
و تمام دانسته‌هام همون کلماتیه که لابه‌لایِ متن؛ زیرشون خط کشیدم..
امیرالمؤمنیــن جدّ و
علی شـد نامِ نیکویَش،
صدایِ «یاعلی» آید به گوش؛
از تارِ هر مویش…
علی خصلت،
علی هیبــت،
علی خُلقـش،
علی خویَـش؛
عجـب نبْـوَد که بابا بوسـه آرَد؛
بـر دو بازویَش…
یکی از شماها بهم پیام داد و گفت من نه اسلامِ شما رو می‌شناسم؛ نه رهبرِ شما رو. نه محرم نه شعبانِ شما رو. ازشون هم خوشم نمیاد اما یه تیکه از این برنامه‌هه رو دیدم؛ اسمش چی بود؟ همین‌که برای ناشنواها شعر خوندن؟ با شَک گفتم معلیٰ؟ گفت اره. همونی که تهش گفت این شعر مال رهبره؛ من خواهرم ناشنواست؛ با اون شعره گریه کردم…
راستی اون کتابه که راجع به رهبرتون بود چی بود؟ تو همین برنامه‌هه اسمش رو گفتن. گفتم خونِ دلی که لعل شد.

اومدم براش بخرم. می‌خوام بگم که گاهی هم این‌جوریه؛ ما اغلب ترجیح می‌دیم نیمهٔ خالی رو ببینیم درحالی‌که نیمه‌هایِ پُر خیلی زیادن. ما تخـریب‌گریم؛ نقد می‌کنیم تا نابود کنیم؛ درحالی‌که باید نقد کرد که بهتر شود و بماند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه فیلمِ جدید از تجمع سلطنت‌طلب‌ها و براندازهای خارج‌نشین دیدم در حمایت از اسرائیل و با پرچمِ‌‌ اسرائیل؛ بعد اتفاقی این ویدیو رو دیدم.
خواستم بازم بنویسم «اسرائیل، بدونِ روتوش» اما شاید عنوانِ «ضدانقلاب؛ بدونِ روتوش» بهتر باشه!

هیچ چیزِ دیگه‌ای نمی‌تونم بگم…
یکی از نتایجِ اتفاقات پارسال پرداختنِ بیشتر به وقایع تاریخ- علی‌الخصوص تاریخِ معاصره- که در دستورِ کار نهادها و افراد قرار گرفته. شاید تا قبل از اون هربار رهبری در سخنرانی‌هایی که در دیدار با اقشار مختلف داشت؛ به دورهٔ پهلوی می‌پرداخت مخاطب می‌گفت «چقدر تکراری!» اما نکتهٔ ماجرا اینه که حرف‌ها مادامی که گیرندهٔ مخاطب به کار بیفته؛ تکرار می‌شن. مادامی که تمام وقایع تاریخ معاصر برای نسلِ جدید گفته نشه و رسانه به فکرِ یک تبیینِ مفصل نیفته بیانات تکرار می‌شن؛ تا وقتی که نسلِ امروز اسمِ شاهانِ سلسلهٔ ضدایرانی پهلوی رو بعنوانِ پدیدآورندهٔ دوران طلایی نیاره؛ تکرار می‌شن. و امسال تا حدِ زیادی این اتفاق افتاده؛ هم دربارهٔ چراییِ شرکت در انتخابات؛ نه بعنوان یک تکلیفِ صرف بلکه بعنوان یک حقِ شهروندی. و هم تبیین زوایایِ از رسانه پنهان ماندهٔ تاریخِ معاصر. امید است این پرداختن‌ها صرفاً به بزنگاه‌هایِ بحرانی اختصاص پیدا نکنه و ادامه‌دار باشه.


ما هم این‌جا دربارهٔ «انتخابات» ان‌شالله از فردا حرف می‌زنیم؛ اگر نکته‌ای دارید می‌تونید تو پی‌وی بهم بگید.
یه تبلیــغ هست تو تلویزیون برای کلِوِر؛ بازیگره وسطش می‌گه کارِ من بعنوان یه بازیگر اینه که همه‌چیز واقعی بنظر برسه.
و این دقیقاً همون چیزیه که ترسناکه :))
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به قولِ حاج‌مهدی؛ هرکسی که امروز می‌گه رأی نمی‌دم لزوماً ضدانقلاب نیست، اون دلخوره؛ اما؛

اما این حرف‌هایِ حاج‌مهــدی رسولی رو گوش بدید! شرکت در انتخابات؛ صرفاً انتخاب چند نماینده نیست. ابعادِ مختلفِ مهمی از حضور من و شما در این جامعه‌س؛ که اتفاقاً «عده‌ای در داخل و خارج» موافقِ همین حضور ما نیستن؛
عه پس برایِ اینه شبکهٔ مَنوتو چندوقت قبل از تعطیلی جلویِ دوربین التمــاس می‌کنه و میگه خواهش می‌کنم مشارکت نکنید…؟!

بله برایِ همینه.
‹ سِرِّاَبیهٰا ›
- مگه سری قبل رأی دادم چیزی عوض شد؟! + آره؛ مجوز کالابرگ الکترونیک برای کالاهای اساسی و کالاهای جهیزیه‌ای تصویب شد!
- مگه سری قبل رأی دادم چیزی عوض شد؟

+ آره؛ قانون «اقدام راهبــردی» درحالی به تصویب رسید که بعد از خروجِ آمریکا از برجام، بازگرد‌‌وندن و تشدیدِ تحریم‌ها؛ فعالیت‌های هسته‌ایِ ایران تعطیل شده بود؛ دوسال صبرِ دولتِ وقتِ ایران هم تغییری در ماجرا ایجاد نکرد؛ تا اینکه مجلس با تصویبِ این قانون، دولت رو ملزم به بهره‌برداری از اورانیوم در اصفهان؛ آغاز مجدد غنی‌سازی و تعلیقِ پروتکل الحاقی کرد و به تعبیرِ رهبری کشور رو از سرگردانی در «قضیهٔ هسته‌ای» نجات داد.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «سلام فرمانده۳ از صبح افتاده رو زبونم؛ هی با خودم تکرارش می‌کنم، اونجایی که ابوذر روحی می‌خونه: «از ســـــرباز به فــرمانده؛ فرمانده! ایران آماده‌ست…» دارم به این فکر می‌کنم که واقعاً ایران آماده‌س؟! بینِ این آماده‌ها، تکلیفِ ما مدعی‌ها چیه؟ وقتی ظهور اتفاق…»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
به قولِ حاج‌مهدی؛ هرکسی که امروز می‌گه رأی نمی‌دم لزوماً ضدانقلاب نیست، اون دلخوره؛ اما؛ اما این حرف‌هایِ حاج‌مهــدی رسولی رو گوش بدید! شرکت در انتخابات؛ صرفاً انتخاب چند نماینده نیست. ابعادِ مختلفِ مهمی از حضور من و شما در این جامعه‌س؛ که اتفاقاً «عده‌ای…
جمع‌بندی چند نکته به زبانِ ساده دربارهٔ انتخابات؛

‏«انتخاباتِ پرشور، اقتدار ملی و امنیت ملی را بوجود می‌آورد.» رهبر انقلاب.

رهبری از چندماه قبل دعوت به شرکت در انتخابات می‌کنن؛ و از خواص می‌خوان تا با مردم دربارهٔ آثار ایفایِ نقش خودشون حرف بزنن. [نه این‌که باهم دعوا کنن] خواص هم شاملِ شمایِ مجازی‌کاره و هم شمایِ مسئولی که امروز در این جنگِ احزاب داری صندوقِ رایِ اون‌یکی رو خالی می‌کنی. لذا ذاتِ شرکت در انتخابات مهمه؛ چرا؟

۱) ربطِ انتخابات به امنیتِ ملی چیه؟!

می‌شه گفت هیچ کشوری اندازهٔ ایران در جنگِ رسانه‌ای قرار نداره. چندصد شبکهٔ خارجی و فارسی‌زبان شبانه‌روز در حالِ شبهه‌افکنی و تضعیفِ نگاه بدنهٔ جامعه نسبت به این کشور هستن؛ پس نگاهِ مردم مهمه. من بعنوانِ یکی از اعضای معمولی این جامعه حق و تکالیفی دارم؛ آیا می‌تونم به نوبهٔ خودم در ایجادِ امنیت نقش‌آفرینی کنم؟! بله. با مُخابرهٔ این‌که از حقِ مشارکت خودم در انتخابات استفاده می‌کنم و در آمارِ مشارکت سهیم ‌می‌شم؛ به تویی [احزابِ ضدایرانی؛ غربی و غرب‌گرا] که هم منِ مردم رو تحریم می‌کنی و هم من رو به تحریمِ انتخابات سوق می‌دی.
*غرب درموردِ کشورهایی که از نظرش پشتوانهٔ مردمی ندارن [که این از طریقِ تحریم انتخابات هم می‌تونه مخابره ‌بشه] به خودش حقِ مداخلهٔ نظامی هم می‌ده؟ بله. اینجا ببینید.


۲) رای دادنِ چه فایده‌ای داره؟!
هرکسی تو هر جایگاهی تاثیرگذاره، نماینده‌هایِ مجلس مادامی که تو مجلس هستن؛ قانون‌گذاری می‌کنن اما این قوانین در نسل‌های بعدی هم تاثیرگذاره. چرا رایِ ما فایده داره؟ چون ماییم که بعنوانِ رای‌دهنده ‌و تشخیص‌دهندهٔ صلاحیت افراد [ولو یک‌نفر] در میزان تاثیرِ این قوانین بر آینده نقش‌ ایفا می‌کنیم. از شعار فراتر باید رفت؛ یکی از نقدهایی که به مجلس بود این بود که چرا گاهی حاشیه رو بر اصل ترجیح دادین؟ و همین پرداختن به حواشی رسانه‌هارو از معطوف شدن به اقداماتِ شما غافل کرد. چه اقداماتی؟ قانون «اقدام راهبردی» که به تعبیرِ رهبری کشور رو از سرگردانی در قضیهٔ هسته‌ای نجات داد؛ مثل قانون «حمایت از خانواده» که این از جمله قوانینی‌ه که قطعا اصلاح و کم و زیاد کردن نیاز داره؛ ولی قانونِ خیلی مهمیه. همونطور وضعیتِ حاضر در زمینهٔ جوانی جمعیت متاثر از اقداماتِ انجام شده و نشدهٔ دولت‌ها و مجلس دهه ۶۰ و ۷۰ عه. مثلِ تصویب «رتبه‌بندی معلمان» بعد از ۱۱ سال پاس‌کاری و سرگردانی [در ابتدای اجرا با کم و کاست‌هایی مواجه شد و نقد‌هایی به نحوهٔ اجرای اون وجود داره] «افزایشِ ۱۲ برابری حقوق سربازان» و … اینا نمونه‌هایی از تاثیرِ رای من و شماست.

۳) کی می‌گه رای بده؛ کی می‌گه رای نده؟!
وقتی فضا برایِ من غبارآلود می‌شه؛ نمی‌دونم کدوم کار درسته ‌و کدوم غلط؛ به همون حرفِ معروف شهید همت رجوع می‌کنم که ببین دشمن داره کدوم طرف رو می‌زنه؛ خب حالا رجوع کردم. چی‌شد؟! مَنوتو چندشب قبلِ تعطیلی‌ش برنامه تهیه می‌کنه و مجری جلوی دوربین می‌شینه و با التماس و خواهش به مردم می‌گه «خواهش می‌کنم پای صندوق‌هایِ جمهوری‌اسلامی نرید تا در سطح جهانی زبونش دراز نباشه!» سوال من اینه؛ اگر رای دادنِ من فایده‌ای نداره پس چرا تو اینهمه بودجهٔ دلاری‌ای که بهت تعلق می‌گیره رو هزینه می‌کنی تا من رو از حقِ رای دادنِ خودم محروم کنی!؟ مگر رای دادنِ من بی‌فایده نیست؟ پس این عَجز و لابه و ساعت‌ها برنامه تهیه کردن برایِ این موضوع به چه دلیله؟! اون‌ها رویِ کمرنگ کردنِ جنبهٔ «جمهوری» در این مملکت حساب باز کردن و می‌دونن که شرکت در انتخابات؛ ولو انتخابِ یک‌نفر برایِ اون‌هایی که هزینه‌هایی که صرفِ بودجهٔ اون‌ها می‌شه رو در راهِ تحریم؛ التماس حملهٔ نظامی به ایران؛ دوقطبی‌سازی؛ دعوت به خشونت و انزوایِ ایران می‌کنن؛ خطرناک خواهد بود.


۴) چرا رایِ سفید گزینهٔ آخره؟!

منطقی‌ش اینه که وقتی شما کسی رو نمی‌شناسی؛ و از طرفی نمی‌خوای در زمینِ تحریم‌کنندگان و‌ ناامن‌کنندگانِ کشور بازی کنی؛ رای سفید بدی. شرکت در انتخابات یک حق و از طرفی می‌تونه در دایرهٔ تکالیف شهروندی قرار بگیره؛ تکلیفی که البته مثلِ کشورهای دیگه [مثلاً ترکیه] اجباری نیست و جریمه‌ای نداره؛ اما اگر از جنبهٔ شخصی نگاه کنیم؛ انسان برای تصمیماتش می‌بایست یا خودش تحقیق کنه و یا اگر توان‌ش رو نداره؛ از دیگرانی که در این زمینه مطلع‌ترند؛ راهنمایی بگیره. پس من اگر توانِ تحقیق دربارهٔ کارنامه و برنامهٔ کاندیداها رو دارم؛ رایِ سفید من می‌تونه تا حدِ زیادی مسیرِ انتخاب یک فردِ مناسب رو تغییر بده و زمینه رو برایِ حضورِ افرادی که لایق نیستن باز کنه. لذا تحقیق و راهنمایی گرفتن از افرادِ مطلع‌تر؛ بر رای سفید اولویت داره.


•شرکت در انتخابات از طرفی هم تکلیف؛ و هم حقِ شهروندی محسوب می‌شه؛ اجازه ندید کسی/ نهادی/ شبکه‌ای/ تریبون‌داری/ این حق رو از شما بگیره.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همین‌جور که دارن می‌گن «یاعلی یاعلی»؛
ضربانِ قلبِ ماها هم با این نام، نظم و صَفا می‌گیره انگار!

تو همـان که فاتح خـیبری؛
تو همان که ساقیِ کوثری؛
که بدون اینهمه دلبــــری؛
دو جهان چه فایده یاعلی..
-الحـــق که علی یارِتون..
جوابِ یه سوال: مطالبِ انتخاباتی کانال بیشتر از لابه‌لایِ بحث‌های تو پی‌وی هست؛ اما استفاده از اون‌ها برای چاپ، استوری، بسترهایِ مجــازی و حقیقی مجازه.
به‌ خاکِ‌ کوچهٔ‌ دیدار آب‌ می‌پاشند،
بخوان‌ ترانه، بزن‌ تار،
یار آمدنی‌‌ست،‌
صدای‌ شیههٔ‌ رخشش‌ ز دور می‌آید،
خبر دهید به‌ یاران،‌
سوار آمدنی‌‌ست…‌
بس است
هرچه پلنگان به ماه خیره شدند،
یگانه فاتحِ این کوهسار،
آمدنی‌ست
اگه توام بینِ هیاهــویِ قشنگِ جشن و شیرینی و شربت پخش کردن‌هایِ حال‌خوب‌کنِ نیمه‌شعبان؛ یه گوشه‌ای خلوت پیدا کردی و رفتی دور از جمعیت نشستی و بُغضِ دل خالی کردی، سرت رو بالا گرفتی رو به آسمون و گفتی:
«ببخش برات کـم بودم، ببخـش دورت بگردم، ببخش که تنها موندی، ببخش که بار بودم و یار نبودم، ببخش سربار بودم و سرباز نبودم، ببخش که منتظر بودی و منتظر نبودم، ببخش که تو این شب‌هایِ آخــرالزمان؛ تو نور بودی و من بیراهــه رفتم، ببخش که نمی‌دونم کجایی، ببخش اَمان بودی و اَمین نبودم، ببخش اگه که دیدمت و نشناختمت، ببخش صدام کردی و نشنیدمت، ببخش غصه‌دارم بودی و غم‌خوارت نبودم، عزیزِ ندیدهٔ من، ببخش زیبایِ من…»

هیچی!
خواستم بگم یه وقت فکر نکنی تنهایی..
عیدِ نور مبارک
به تویی که «بُغضِ عشق» داری..