☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از فطرسِ مَلَک به همهٔ پَر شکسته‌ها،
حَیِّ علیٰ به کرامتِ گهوارهٔ حسین(ع)…
@stars_motion_ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اَلا یا اهلِ عالَم، من حســین را دوست دارم..»

-روزت مبارک؛
سبزپوشِ خاکی که به اَفلاک رسیدی..
هربار که اخبار وایرال شده رو چک می‌کنم واقعا چشمم و روح‌م خسته‌تر می‌شه از این جنگ‌هایِ زرگری و الکی به جانِ هم افتادن‌ها.
فلانی تو جشنواره موقع خوندنِ دعا تُپق زده. بعد عذرخواهی کرده گفته از روی خستگی ِ زیاد اشتباه خوندم. [کاری به درست و غلطش ندارم] حالا کلِ مجازی ردیف شدن که بهش بگن تو تُپق نزدی؛ عمدی اشتباه خوندی. پس تو نماز خوندن هم بلد نیستی؛ چون تو دعا کردن هم بلد نبودی. و عکسِ دوتا دختر کوچولویِ چادری‌ش رو کنارِ فیلم تُپق زدن‌ش گذاشتن که بگن «بچه‌ها این ایرانِ ماست! متناقض؛ تُپق‌زننده!»
انگار منتظرِ فرصت بودن از عکسِ اون دوتا بچه بالاخره یه جایی استفاده کنن.

مجازیِ فارسی این‌جوریه.
اگه یه گربه تو خیابون داره پاچهٔ اون یکی گربه رو می‌گیره؛ اگه یه تابلو رویِ دیوار کج نصب شده باشه؛ اگه یکی نوکِ جوراب‌ش سوراخه؛ اگه یکی شکست عشقی خورده و عکسِ دونفره‌شون رو پاره کرده و تکیه داده به دیوار داره گریه می‌کنه؛ حتماً یه دگوری پیدا می‌شه زیرش نویسه «بچه‌ها این ایرانِ ماست!»

نه عزیزم؛ اون ایرانِ ما نیست؛ اون ذهنِ مریضِ توعه.
«حسابِ عبـاس(ع) از حسابِ عالَــم و آدم جداست. عباس(ع) پیمان‌ش را پیش از تولّد بست و پیمانه‌اش را پیش از ورود به مَحفـل گرفت؛ کاش مردم می‌دانســتند که خداوندِ اَرحمُ‌الرّاحِمیــــن، کلیـدِ چه اَبوابی را به‌دستِ این دست‌هایِ نازنیـــن سپرده است..»

سیدمهدی‌شجاعی
•سقّــایِ‌آب‌وادب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویرانه‌ایم و در دل؛ گنجی زِ راز داریم،
با آنکه بی‌نشانیم، ما را تو می‌شناسی..

-از سیدعلی‌خامنه‌ای‌ جان🤍
این دوشبِ حسینیهٔ معلیٰ که اسمِ «علی» فضا رو پُر کرده؛ مُدام دارم این اسم رو تکرار می‌کنم. تا حالا به لفظ و نوشتار و خوانشِ نام «علی» دقت کردی؟ چقدر زیبا و باصلابته؛ چقدر حق و عینِ حقیقته. شما یه صفحه بردار همین‌طور بنویس علی و علی و علی و علی..
جوری ابهت و زیباییِ این اسم چشم‌ت رو می‌گیره که اصلا «یاعلی».

چقدر ما خوش‌بختیــم آقا! که اولاً جایی زیست می‌کنیم که می‌تونیم این اسم رو با آزادیِ خیال فریاد بزنیم و دوماً که از اولاً مهم‌تره؛ به دستِ خود «علی‌ع» مسلمون شدیم به دینِ محمد(ع).

این‌ها دل‌خوشی‌هایِ بزرگیه، اصلاً کوچیک نیست. دل‌خوشیِ بزرگیه که شبِ میلادِ عبــاس‌‌ابن‌علی‌ع حال‌مون خوب می‌شه. دقت کردی؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزِ جانباز مبارک

آقاسید علی‌اصغر صائمی، جانباز ۷۰٪، پدر و مادر و دو برادرش شهید و پسرش مدافعِ حرمه. دم شما و رفقایِ بامعرفت و قهرمان و شجاع و مَشتی‌تون گرم آقاسید! که تمامِ عمر بهتون طعنهٔ سهمیه‌ای و پول پارو کردن زدن، و یکی از اون سرِ خیابون سر یکی از رفقاتون داد زد: «می‌خواستی نری! مگه بخاطرِ ما رفتی؟!»
کی فهمید جز خودِ خدا و خانواده‌تون؟ ولی شما با خدا معامله کردین؛
فهمیدنِ بقیه که تو این معامله عددی نیست…


-اینو پارسال گذاشته بودم؛
اما خودم شاید تا امروز هزاربار دیدمش…
چندسال پیش تو یه جمعی بودم که علی‌الظاهر یه‌دست بود؛ به یه بنده‌خدایی که غالب اوقات مریض‌احوال بود گفتن «توام که زین‌العابدینِ بیماری!»

این جمله بهم برخورد؛ اون‌موقع به لحاظِ این‌که آمادگیِ ذهنی نداشتم نتونستم حرفی بزنم. تو ذهنم موند تا امروزِ روزی که به منبعی مثل آثار شهید مطهری دسترسی پیدا ‌کنم؛ شهید مطهری در آثارِ خودش تک به تک سیرهٔ ائمه رو بررسی می‌کنه و اون قسمتِ تاریک ذهن‌ت رو روشن می‌کنه. در کتاب حماسهٔ حسینی دربارهٔ همین عبارتِ زین‌العابدینِ بیمار می‌گه اون دستی که علَمِ قیام رو به دستِ حسین‌ابن‌علی داد، زین‌العابدین رو بیمار کرد تا شیعه بی‌امام نَمونه.
می‌گه شما از کلِ شخصیت امام‌سجاد، فقط همین رو می‌دونی که ایشون تو کربلا بیمار بوده و در زمانِ اسارت هم نیاز به پرستاری داشته؛ شخصیتِ عمومی یک امامِ معصوم رو تقلیل می‌دی به همین بخش.
تو روضه‌ت؛ تو مولودی‌خوانی‌هات قربونِ بیماریِ حضرت می‌ری غافل از این‌که به بُعد سیاسی و مبارزاتیِ ایشون اشاره کنی.

حضرت سجاد؛ یزید رو تویِ کاخِ خودش آچمز می‌کردن؛ در همون وضعیتی که هم بیمار بودن و هم علی‌الظاهر به دستِ یزید اسیر؛ تاجایی‌که یزید دست‌پاچه شد و به موذن گفت اذان بگو! تا به واسطهٔ این اذان حضرت سکوت کنن. تا رسید به اشهدانّ‌محمداً رسول‌الله؛ امام‌سجاد رو کردن به یزید و فرمودن: یزید! اینکه اینجا اسمش رو می‌برید چه کسی هست؟! اونی‌که گواهی به رسالت‌ش می‌دین چه کسی هست!؟ مایی رو که به اسارت آوردین، چه کسانی هستیم؟ پدرِ من رو که شهید کردین، چه کسی بود!؟ چندتا سوالی که رسواییِ عاملانِ غفلت و شبهه‌افکنی رو به بار میاره.
وقتی امام‌سجاد رو پیش ابن‌زیاد آوردن؛ امام سجاد خودشون رو این‌طور معرفی کردن که من علی‌ابن‌حسین هستم؛ ابن‌زیاد گفت مگه علی‌ابن‌حسین رو خدا در کربلا نکُشت؟! [سطحِ شبهه‌افکنی رو ببینید و با روزگار ما قیاس کنید]
حضرت در جواب گفتن که من برادری در کربلا داشتم و اسمش علی بود ولی مردم ایشون رو در کربلا کشتن؛ ابن‌زیاد گفت خیر! خدا کُشت…
حضرت در جواب گفتن که البته قبضِ روح همه به دستِ خداست؛ اما برادرِ من رو مردم کُشتن.
ابن‌زیاد این‌جا دیگه نمی‌تونه دلیلِ بُغضِش رو نسبت به خاندانِ رسول‌الله پنهان کنه؛ به تمسخر می‌گه این‌همه علی و علی! که چی؟ پدرت اسمِ همهٔ بچه‌هاش رو علی گذاشته، یعنی اسمِ دیگه‌ای نبود!؟ و حضرت در جواب می‌فرمایند که؛
پدرِ من به پدرش ارادت داشت
و این یعنی که تو هستی که باید از پدرت «زیاد» ننگ داشته باشی...


این می‌دونی چیه؟
این قابلیتِ مبارزه با منطقِ جبرگراییِ حاکم بر زمان‌ه؛ وقتی که مردم از کردهٔ خودشون غافل‌ان و در امام‌شناسی دچارِ مشکل؛ وقتی سفیر و زمینه‌سازِ حضور امام معصوم رو تنها می‌ذارن و در نهایت با دست‌هایِ خودشون خلافِ «العجل العجل»هایِ نوشته‌شده؛ خود امام رو هم تنها می‌ذارن؛ با این شبهه‌زدایی‌ها این‌طور ورق برمی‌گرده. این همون جنبه‌ای از ائمه‌س که «ما نمی‌دونیم
ما به یک منبعِ لایتناهیِ ایمان؛ منطق و حقیقت دسترسی داریم و حیف…
انقدری که با حسینیهٔ معلیٰ این شب‌ها خندیدم تو کلِ خنداننده‌شو نخندیده بودم؛ قشنگ نشون می‌ده جمع‌هایِ مذهبیِ واقعی به موقع‌ش از همه جمع‌ها باحا‌ل‌تر و شادترن؛ این عَبوس‌هایی رو که به قول استادغلامی فکر ‌می‌کنن هرچی بیشـتر اَدا و اخم و فلان بیان مذهبی‌ترن جدی نگیرید؛ ادب و متانت با بدخُلـقی و اَدایی بودن فرق می‌کنه.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حضرت سجّاد (علیه‌السلام) فرمود:
-مردم زمان غیبت امام‌زمان عج، ‌که به امامتش معتقد و منتظرِ ظهــور هستند؛ بافَضیـلت‌ترین مردم‌ها هستند…چرا؟


اللهم‌لَینْ‏‌قَلْبِی‏‌‌لِوَلِیِّ‏‌أَمْرِك•
«
خدایا قلبِ منو برایِ ولیّ‌امرت نرم کن.» که با اسمِ حضرت، قلبِ من پُر از اشتیاق به وجودِ نورانی‌ش بشه و عشقِ حضورش در رگ‌هایِ من موج بزنه. و در برابرِ تمسخُر‌هایِ اهلِ شَک، اهلِ یَقیـن باشم و در برابرِ توهین‌‌ها و آزارِ روزگارِ آخرالزمان؛ مُحکم. و به عشقِ حضور و وجودش؛ امیدوارتر از هر امیدواری…
و نه از از دستهٔ مردمانِ «أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَارِجَالَ.»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «چندسال پیش تو یه جمعی بودم که علی‌الظاهر یه‌دست بود؛ به یه بنده‌خدایی که غالب اوقات مریض‌احوال بود گفتن «توام که زین‌العابدینِ بیماری!» این جمله بهم برخورد؛ اون‌موقع به لحاظِ این‌که آمادگیِ ذهنی نداشتم نتونستم حرفی بزنم. تو ذهنم موند تا امروزِ روزی که به…»
در هر هفته دو روز [دوشنبه و پنج‌شنبه] اعمالِ ما به امام‌زمان عرضه می‌شود…
خدا می‌داند در دفترِ امام زمان جز چه کسانی هستیم؟!

-مجموعه بیاناتِ حاج‌آقا بهجــت(ره) پیرامونِ حضرت ولی‌عصر/کتاب حضرت حجت.
حسینیهٔ معلیٰ امشب اینجوری شروع شد؛
«به نامِ خدایِ علی‌آفـرین
خدایِ زمان و خدایِ زمین»
استاد غــلامی تو یکی از کلاس‌ها می‌گفتن اوجِ احساساتِ آدم‌ها گریه‌س، وقتی دیگه نمی‌دونی چطور باید احساسِ خودت رو بروز بدی اشکت درمیاد؛ هم موقعِ غم هم موقعِ شادی. و فکر می‌کنم یکی از دلایلی که تو فضاهایِ قشنگی مثل معلّیٰ و اعیادِ قشنگی مثل شعبان اشکم درمیاد اینه که حالِ دلِ تمامِ سلــول‌هام خوشه و نمی‌دونن چطوری نشونش بدن که واقعی باشه؛ پس تبدیل به اشک می‌شن و می‌ریزن. نمی‌دونم! شاید اینه دلیلش.
مستند «غیررسمی۶» رو ساعت ۱۴:۳۰ از شبکهٔ ســه ببینید؛ روایتی صمیمی از رهبــری و اهالیِ کتاب.
می‌گه اوایل‌انقلاب بعضی جاها یه سری تندروی‌ها در زمینهٔ هنر و فرهنگ اتفاق میفتاد و سه نفر بودن که خصوصاً جلویِ این تندروی‌ها رو می‌گرفتن و بشدت در این زمینه دغدغه‌مند بودن؛ یکی‌ رهبری، یکی‌ شهید بهشتی و یکی‌ شهید مطهری.

حالا شما حساب کن چرا شهید بهشتی و شهید مطهری بعد از تحریفِ شخصیت؛ ترور [حذفِ فیزیکی] شدن؛ و همهٔ دم و دستگاه‌هایِ هجمهٔ رسانه‌ای سال‌هاست دارن برای ترورِ شخصیت [تحریف و دروغ‌پردازی] سیدعلی خامنه‌ای تلاش می‌کنن.
داشتم برایِ چندمین‌بار مسـتندِ غیررسمی رو نگاه می‌کردم که دیدم بله چه کتابِ آشنایی‌ه، اون آقاهه چقدر آشناست رویِ جلد کتاب داره لبخند می‌زنه؛ عه اون آقاهه عُمران دایی‌مه :)) و ذوق کردم :))🤍

کتاب «حبیب تولــدی دیگر؛ نگاهی به کارنامهٔ عملیاتیِ گردان حبیب‌بن‌مظاهرِ لشکر۲۷ محمد رسول‌الله»
حالا که بحث کتابه؛ کتابِ «صعود چهل‌ساله» رو بخونید؛ حتماً.
خصوصاً اگر از دسته‌ای هستید که فکر می‌کنید ایرانِ اسلامی در این سال‌ها به هیچ پیشرفتی دست پیدا نکرده؛ و برایِ تاییدِ اخبار پیشرفت‌ها به آمارِ بین‌المللی اعتماد دارید.
بنظرم هر ایرانی باید این کتاب و تجدیدِ چاپ‌هایِ بعدی‌اش رو [جهتِ به‌روزرسانیِ آمار] بخـونه و به اطرافیان‌ش که در این‌باره سوال دارن هم هـدیه بده.


-«صعود چهل ساله» به تحقیق و کوششِ بیش از ۵۰ نفر و نوشتهٔ سیدمحمدحسین راجی.
-دوستان اطلاع دادن که از جلـد دومش هم تحت عنوان «صعـود چهــل‌‌‌سالهٔ ۲؛ در نزدیکیِ قلّه» رونمایی شده.