☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر محبّتِ علی(ع) بر دلِ کوهی نِشیند؛
آن کوه از هم می‌شکافد و‌ فـرو می‌ریزد..

[این نامِ تــــو و این تپـــشِ قلــبِ ما..]
دیشب یه چیکه بارون می‌زد، یک و نیم این‌طورا بود، گفتم بریم بیرون زورکی هم که شده؛ بشیم مقصدِ معیّنِ یه فرشتهٔ خدا و دوتا قطره بارون بخوره بهمون روحمون جَلا بگیره؛ همین‌طور تو خیابون بودیم، یه وَن دیدم بغلِ خیابون بساطِ آش و چایی داشت؛ یه اقای میان‌سال که کلاهِ پشمی -از اینا که استاد شهریار تو دورانِ پیری می‌ذاشت- همین‌جور نشسته بود کنارِ ماشین، قوری و سَماورش به راه بود تو سرما. گفتم حتماً یه پدره. برگشتیم پیشش؛ یه عالَمه قوطی چایی و دارچین و هِل و گلاب داشت. منم که بندهٔ جزئیات! چشم چرخوندم تو قفسه‌هاش دنبالِ یه بهونهٔ خوش‌حالی. عکسِ حاجی رو دیدم کنارِ سیّد. همونی‌که تو حیاطن؛ قدم می‌زنن باهم. به قابِ عکسِ کوچیک. دوتا لیوان چای داد دستمون؛ دستامو باهاش گرم می‌کردم و «ها» می‌کردم که دوتا قطره بارون ریخت تو چایی‌م. فرشته‌ها شوخی‌شون گرفته بود باهام. به آقاهه گفتیم عیدتون؛ روزتون مبارک. لپ‌هاش گل انداخت و عیدمون مبارک شد با اون «یاعلی»ِ بعد خداحافظی‌ش.
بهونه‌ها اینجوری‌ان. خدا می‌چینه کنارِ هم. دوتا چایی و دوتا قطرهٔ بارون و یه قابِ عکس کوچیکِ حاجی و آقا. بی‌هوا کنار قوری و سماورِ این آقاهه نصفه‌شبی. یه «یاعلی» گفتن و «علی‌یارت» شنیدن. بوسیدن دست و پایِ مامان و بابا اون‌وقتایی که نمی‌ذارن و بهشون می‌گی یعنی دوزار ثواب کاسب نشیم؟! خوندنِ دو رکعت نماز از طرفِ مامان باباهایِ آسمونی به نیتِ حضرت که سبدِ نور و رحمت می‌شه می‌ره وسطِ سفره‌هایِ بهشتی‌شون؛ نفس کشیدن تو هوایی که مولکول‌هایِ اکسیژن‌ش هم حیدر حیدر می‌گن؛ اصلاً مگه ما جز محبّتِ علی(ع) و زهرا(س) و اولادشون چی داریم؟ دو صباحِ دنیا رو چجوری بگذرونیم؟ چی ببریم اون‌ور؟

خلاصه بهونه‌ها اینجوری‌ان، زیادن، روزانه‌ن، لحظه‌ای‌ان، ولی ما نمی‌بینیم؛ حیف که نمی‌بینیم.
از عصر عاشورا زینب تجلی می‌كند. از آن به بعد به او واگذار شده بود. رئیسِ قافله اوست چون یگانه مرد، زین‌العابدین (سلام اللّه علیه) است كه در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد تا آنجا كه دشمن طبق دستورِ كلی پسرِ زیاد كه از جنس ذكورِ اولاد حسین هیچكس نباید باقی بماند، چند بار حمله كردند تا امام زین‌العابدین را بكشند ولی بعد خودشان گفتند: این خودش دارد می‌میرد. و این هم خودش یک حكمت و مصلحتِ خدایی بود كه حضرت امام زین‌العابدین بدین وسیله زنده بماند و نسل مقدس حسین‌بن‌علی باقی بماند. یكی از كارهای زینب پرستاری امام زین‌العابدین است.

مجلس عزایِ حسین را برای اولین بار زینب ساخت. ولی در عینِ حال از وظایف خودش غافل نیست. پرستاری زین‌العابدین به عهدهٔ اوست؛ نگاه كرد به زین‌العابدین، دید حضرت آنچنان ناراحت است كأنّه می‌خواهد قالب تهی كند؛ فوراً بدن أباعبداللّه را رها كرد و آمد سراغ زینِ العابدین؛ ای پسر برادر! چرا تو را در حالی می‌بینم كه می‌خواهد روح تو از بدنت پرواز كند؟ فرمود: عمه جان! چطور می‌توانم بدن‌هایِ عزیزان خودمان را ببینم و ناراحت نباشم؟ زینب در همین شرایط شروع می‌كند به تسلیتِ خاطر دادن به زین‌العابدین؛

-ام اَیمَن زن بسیار مجلّله‌ای است كه ظاهراً كنیز خدیجه(س) بوده و بعداً آزاد شده و سپس در خانهٔ پیغمبر و مورد احترام پیغمبر بوده است؛ كسی است كه از پیغمبر حدیث روایت می‌كند. روایتی از پیغمبر را برای زینب نقل كرده بود ولی چون روایت خانوادگی بود؛ یعنی مربوط به سرنوشت این خانواده در آینده بود، زینب یک روز در اواخر عمرِ علی(ع) برای اینكه مطمئن بشود كه آنچه امّ‌ایمن گفته صددرصد درست است، آمد خدمت پدرش: یا ابا! من حدیثی اینچنین از امّ‌ایمن شنیده‌ام، می‌خواهم یكبار هم از شما بشنوم تا ببینم آیا همینطور است؟ همه را عرض كرد. پدرش تأیید كرد و فرمود: درست گفته امّ‌ایمن، همین طور است.

زینب در آن شرایط این حدیث را برای امام زین‌العابدین روایت می‌كند. در این حدیث آمده است این قضیه فلسفه‌ای دارد، مبادا در این شرایط خیال كنید كه حسین كشته شد و از بین رفت. پسر برادر! از جدّ ما چنین روایت شده است كه حسین(ع) همین جا، كه اكنون جسد او را می‌بینی، بدون اینكه كفنی داشته باشد دفن می‌شود و همین جا، قبرِ حسین، مطاف خواهد شد. آینده را كه اینجا كعبهٔ اهلِ خلوص خواهد بود، زینب برای امام زین‌العابدین روایت می‌كند.

وضع عجیبی است غیرِ قابل توصیف! دم دروازهٔ كوفه [دخترِ علی، دختر فاطمه اینجا تجلی می‌كند] این زن باشخصیت كه در عینِ حال زن باقی ماند و گرانبها، خطابه‌ای می‌خواند. راویان چنین نقل كرده‌اند كه در یک موقع خاصی زینب موقعیت را تشخیص داد؛ دخترِ علی یک اشاره كرد. عبارت تاریخ این است: «وَ قَدْ أَوْمَأَتْ اِلَی الناسِ اَنْ اُسْكُتوا فَارْتَدَّتِ الْاَنْفاسُ وَ سَكَنَتِ الأجْراسُ» یعنی در آن هیاهو و غلغله كه اگر دهل می‌زدند صدایش به جایی نمی‌رسید، گویی نفس‌ها در سینه‌ها حبس شد و صدای زنگها و هیاهوها خاموش گشت، مركبها هم ایستادند. خطبه‌ای خواند.
راوی گفت: «وَ لَمْ اَرَ وَ اللّهِ خَفِرَةً قَطُّ اَنْطَقَ مِنْها» این «خَفِره» خیلی ارزش دارد. «خَفِره» یعنی زن باحیا. این زن نیامد مثل یک زن بی‌حیا حرف بزند.
زینب آن خطابه را در نهایتِ عظمت القاء كرد. در عین حال دشمن می‌گوید: «وَ لَمْ اَرَ وَ اللّهِ خَفِرَةً قَطُّ اَنْطَقَ مِنْها» یعنی آن حیای زنانگی از او پیدا بود. شجاعت علی با حیایِ زنانگی درهم آمیخته بود.

در كوفه كه بیست سال پیش علی(ع) خلیفه بود و در حدود پنج سال خلافت خود خطابه‌های زیادی خوانده بود، هنوز در میان مردم خطبه خواندن علی(ع) ضرب المثل بود. راوی گفت: گویی سخن علی از دهان زینب می‌ریزد، گویی كه علی زنده شده و سخن او از دهان زینب می‌ریزد. می‌گوید وقتی حرفهای زینب- كه مفصل هم نیست، ده دوازده سطر بیشتر نیست- تمام شد، مردم را دیدم كه همه، انگشتانشان را به دهان گرفته و می‌گزیدند.

این است نقش زن به شكلی كه اسلام می‌خواهد؛ «شخصیت» در عینِ حیا، عفاف، عفت، پاكی و حریم. تاریخ كربلا به این دلیل مذكّر-مؤنّث است كه در ساختن آن، هم جنسِ مذكّر عامل مؤثری است ولی در مدار خودش، و هم جنس مؤنّث در مدارِ خودش. این تاریخ به دست این دو جنس ساخته شد…

-کتاب «حماسهٔ حسینی»
-شهید مرتضی مطهری.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چندروز پیش المان و فرانسه و انگلیس یه بیانیهٔ مشترک دادن و در اون پرتابِ ماهواره ثریا توسط ایران به فضا رو محکوم کردن؛ و اون رو یه اقدامِ تنش‌زا معرفی کردن.
تو این بیانیه اومده بود که ما ایران رو بخاطرِ این اقداماتِ تنش‌زا پاسخگو می‌کنیم؛ در همین راستا یه استوری دیدم که دوستِ غرب‌گرایی نوشته بود: ما نخوایم پیشرفت کنیم کیو باید ببینیم؟! چرا کاری می‌کنید که قدرت‌هایِ جهانی رو عصــبانی کنید درحالی‌که توانایی‌شو ندارید؟!

از شباهتِ این تفکّر که امروز در مجازی و جریاناتِ سیاسی خصوصاً اصلاحات؛ به تفکّرِ نخست‌وزیرِ پهلوی- رزم‌آرا [ایرانی جماعت حتی نمی‌تواند یک آفتابه گِلی بسازد] که بگذریم؛ امروز ایران با پرتابِ سه ماهوارهٔ ایرانی به فضا پاسخِ مناسبی به این بیانیه داد :))
از چپ به راست بخونید؛
-استوریِ شهرزاد همتی؛ دبیر گروه اجتماعیِ روزنامهٔ اصلاح‌طلبِ شرق.
- اطلاعیه گروهک کومله دربارهٔ اعدام ۴ عضو تیم تروریستیِ موساد که سال گذشته در جریان عملیاتِ بمب‌گذاری در اصفهان دستگیر شدند.

معتقدم برایِ مبارزه با تروریسم علاوه بر مرزهای جغرافیایی؛ باید از درون شروع کرد؛ برایِ مثال از این خانم عضو روزنامهٔ شرق- خبرنگارانِ این روزنامه در این زمینه تجربه دارن- بپرسید ارتباطِ این چهار تروریست با ایشون چیه که ازشون با عنوانِ «ما» یاد کرده؟ برایِ اعلام تأسف درخصوص اعدام تروریست‌ها؛ با حزبِ کومله تقسیمِ کار کردید؟ بعد از صاحب‌امتیاز روزنامه شرق بپرسید که چرا خبرنگارانِ حامی تروریست در اون‌جا مشغولِ کارن؟ و در نهایت بپرسید اگر عملیات تروریستیِ اصفهان منجر به فاجعه می‌شد؛ واکنشِ این روزنامه‌ها و هم‌فکرانشون چی بود؟! همین چندسوال رو بپرسید تا تکلیفِ اذهانِ عمومیِ ما «مردم» با بازویِ داخلی اینترنشنال مشخص بشه.
ما در خیلی موارد قانونِ خوب داریم. سلبریتیِ خوب داریم، ورزشکارِ خوب داریم، نویسندهٔ خوب و هنرمندِ خوب و مسئولِ خوب هم داریم.
معیارِ خوبی و بدی هم الزاماً این نیست که من اصلاح‌طلبم یا اصولگرا یا هیچ‌کدوم؛ نظرات و سلایقِ سیاسی متفاوته و اساساً همین تفاوت‌ها می‌تونه جامعه رو بسازه. رسانهٔ مجازی و غیرمجازی هم عادتش بازتابِ خوبی‌ها نیست؛ برایِ همین به چشم نمیان و شما بجای تمرکز رویِ پرتاب سه ماهوارهٔ ایرانی، روی خطِ اتویِ کجِ لباسِ فلان آدم تمرکز می‌کنی و همون می‌شه عامل خودتحقیری [مثال عرض می‌کنم]. اما بعضی چیزها در دایرهٔ منافعِ ملی و امنیتی جا می‌گیره که شوخی‌بردار نیست. مثلاً اظهارنظرِ بعضی سلبریتی‌ها در حیطه‌ای که هیچ تخصصی توش ندارن و می‌دونن که قطعاً تاثیرگذار خواهند بود، مثلِ زیرسوال بردنِ قوایِ امنیتی و تضعیف و تمسخرِ اون. مثلِ حمایت از تروریست‌ها به اسمِ «فعالِ سیاسی».

حالا توقعِ ما چیه؟ برخوردِ مناسب.
برخوردِ مناسب هم الزاماً زندان و اعدام و جریمه نیست؛ همین‌که شما تشخیص بدی این فرد بعنوان یک صاحب‌تریبون برایِ اذهان عمومی آسیب زننده‌س و تریبون‌ش رو ازش بگیری؛ کفایت می‌کنه.
منقلب کردنِ حقیقت به عمد و در عُموم؛ باید یه هزینه‌ای داشته باشه.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «تو استوری‌ش نوشته بود «می‌گن وقتی سجــده می‌کنی، خیــال کن با یه دلِ پُر سرتو رویِ پاهایِ خدا گذاشتی…از وقتی که شنیدم دلم نمی‌خواد سر از سجده بردارم…» خیلی قشنگ بود. خیلی!»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما کلِ مملکت رو زیر و رو کنی؛ ایرانی‌تر و مسلمان‌تر از ایشون پیدا نمی‌کنی. یکی از منتقدینِ تازهٔ ایشون که انتقاداتش رو معمولاً با توهین همراه می‌کنه؛ سال‌ها پیش کتابی در خصوص ردِ تکنولوژی، و تعارضِ دین و علم نوشته بود! اما ولی‌فقیه کیه؟ کسی که در سن ۸۴ سالگی، ۵ ساعت از نمایشگاهِ تولیدِ داخلی بازدید می‌کنه و با دقت پیشرفت‌های جوون‌هایِ این مملکت رو رصد می‌کنه، پای حرفِ تک‌تکشون می‌شینه و دغدغهٔ ثبتِ تکنولوژی‌ها به نامِ «ایران» رو داره. هیچکس نمی‌تونه منکرِ این بشه که یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایِ رهبری «پیشرفتِ علمی-ایرانیه».
در شرایطی که خیلی از آقایون اهمیتی به مسائلِ روز نمی‌دن؛ رهبری در خصوصِ هوش مصنوعی تبیین می‌کنه، در شرایطی که خیلی از آقایون بخاطرِ «در قدرت نبودن» منکرِ تاثیرِ مردم در همین انتخابات می‌شن؛ ایشون ساعت‌ها دربارهٔ سبقهٔ تاثیرگذاری مردم در حاکمیت تبیین می‌کنه، و در شرایطی‌که اپوزیسیون روشن‌فکرنما با هزار بَزک؛ برهنگیِ جسمِ زن رو عاملِ پیشرفت معرفی می‌کنن؛ ایشون حتی به دختربچه‌ها هم توصیهٔ درس خوندن می‌کنه.

و بله! ما در معرفیِ شخصِ ولی‌فقیه، و کلی‌تر؛ در معرفیِ مبانی ولایت فقیه کم گذاشتیم.
یه کانالی رو دارم که ممبرهایِ زیادی هم داره و تحلیل می‌ذاره. اما هر اتفاقی که میفته و می‌خواد بیفته این کانال این‌جوریه که:
🔴فوری فوری:اولین اخبارِ حمله فلان به ایران.
🔴فوری فوری:‌ پاسخ ایران به حملهٔ فلان.
🔴فوری فوری: آخرین اخبار مربوط به تحولاتِ منطقه را این‌جا بخوانید.

بعد که می‌زنی رو اینا، می‌بینی که همش تبلیغه و می‌ره داخل یه کانال دیگه. خب عزیزان! که چه؟ آیا این پولِ تبلیغاتِ این‌شکلی که به مخاطب القایِ ترس می‌کنه و در واقع برایِ ممبره؛ حلالاً طیّبا؟! فرق‌ش با دلالی که دلار رو با تنش‌هایِ منطقه‌ بالا و پایین می‌کنه چیه؟ از این بمباران خبریِ فیک و صرفا بر اساسِ حدس؛ چی بهتون می‌رسه؟ چرا به روانِ مخاطــب رحم نمی‌کنید؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرض کنید نیروهایِ امنیتی و نظـامی کشوری در غربِ آسیا، مثلاً ایران؛ با لباسِ کادر درمان یا هر لباس مبدّلی؛ به بیمارستانی نفوذ کنن تا سه نفر رو بُکُشن؛ و بعد از این‌کار وزیر امنیت عمومی‌شون با این افراد عکس یادگاری بگیره؛ واکنشِ رسانه‌هایِ غربی، پادوهایِ فارسی‌زبانِ غرب و افرادِ تُهی‌مغزِ غرب‌زده چی بود؟
اسرائیل سال‌هاست که به بی‌اخلاقی و ضداخلاقیِ خودش افتخار می‌کنه و اِبایی از جلویِ دوربین بردنِ این وحشی‌گری‌ها نداره؛ و ما افرادی داریم که با تک‌تکِ سلول‌هاشون بندهٔ پروپاگاندایِ غربن و در برابرِ حقیقت؛ کــــور!

اسراییل بدون روتوش.
قرآن همیشه در سختی‌ها پیغمبر(ص) را به پناه یک چیز می‌برَد که از آن نیرو بگیرد و استمداد کند و آن عبادت است، به خدا پناه بردن است، زیاد به یادِ خدا بودن است.

مکرر گفته‌ایم که عبادت - عبادتی که روحِ عبادت را واقعاً داشته باشد و عبادت باشد -از نظرِ قرآن یک منبعِ استعداد و اخذِ نیروست.

یا ایهاالذین امنوا استعینوا بالصبر و الصلوة.
ای اهلِ ایمان! از صبر و از نماز مدد بگیرید؛
ای اهل ایمان! باطری‌تان را با عبادت پر کنید.


-شهید مطهری
-آشنایی با قرآن، ج۱۱، ص۹۹.
خدایا شکرت🇮🇷💔
اشک‌هایِ طارمی قشنگ مودِ هممون بود🇮🇷💔
یعنی اون سوتی که همسایهٔ عقب‌موندهٔ براندازِ ما پارسال سرِ باخت ایران، از پشتِ پنجره زد هم هیچی؛ همین که این توییت‌بزنِ عربستانی کِنِف شد لذت بردیم. خدایاشکرت🇮🇷.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«گمان نکنید که شما خودتان می‌توانید کاری انجام بدهید؛ شما همانی هستید که اگر یک مگس آزارتان بدهد شب نمی‌توانید بخوابید و روز نمی‌توانید آرام بگیرید؛ شما آن‌کسی هستید که اگر یک گنجشک از شما یک چیزی بردارد قدرت ندارید آنرا پس بگیرید؛ همه عَجز است و همه فقر است.
تمامِ خوف‌ها و ترس‌هایی که انسان از دشمن دارد، از این است که خودش را می‌بیند؛
اگر خدا را بببیند؛ دیگر هیچ ترسی ندارد…»
-امام خمینی (ره)


•آگاه باشید! یقیناً دوستانِ خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند..
سورهٔ‌محترم یونس،آیه ۶۲
مصداقِ معاصرِ این آیه‌اید؛ برایِ من؛
آقاروح‌الله(ره)🕊️
اگر اهلِ مطالعــه‌اید و دربارهٔ ریشهٔ باور به این انقلاب سوال دارید؛ کتابِ «انقلاب اسلامی و آیندهٔ جهان» نوشتهٔ استاد شجاعی رو بخونید.
به مناسبتِ دههٔ فجر ۲۰٪ تخفیف داره؛ از اینجا می‌تونید تهیه کنید.
توی تیک‌تاک ویدیویی دیدم؛ نمی‌دانم مربوط به کدام کشور بود. هیئتی بنامِ «هیئت روح‌الله»، شخصی میکروفون به دست می‌خواند «فیکَ یاخمیني!» برای معنی‌ا‌ش کنجکاو شدم، می‌گفت «ممنونیم ازت خمینی! پروردگارِ آسمان از تو محبت و عظمت و جلال را به ما عطا فرموده و ما به تو افتخار می‌کنیم..» یادِ سفر حاج‌مهدی رسولی به پاکستان افتادم؛ و مردمی که سرودهایِ انقلاب اسلامی را به نشانهٔ ارادت و محبت برایِ حاج مهدی می‌خواندند. مثلِ میلیون‌ها نیجریه‌ای‌ که از حرارتِ عشقِ شیخ زکزاکی به امام‌(ره) شیعهٔ علی شده بودند و مثلِ یمنی‌هایی‌ که تصویرِ امام(ره) در کنارِ خنجر‌هایِ یمنی‌شان می‌درخشد و مثلِ لبنانی‌هایی‌ که از انقلابِ خمینی الگو می‌گیرند؛ مثلِ نلسون ماندلا که گفت «خمینی‌ فرزندِ اسلام بود».

جملهٔ معروفی زیر هر تصویرِ امام(ره) می‌خوانید؛ «تو به ما جراتِ طوفان دادی!» برایِ همین بیداری‌هاست. نه فقط به ایرانی‌هایی که در پَستویِ خانه‌ها از عاشورا و امام‌حسینِ قَتیل می‌خواندند و اگر ساواکی‌ای بینِ جمعیت نبود؛ نوبت به ابعادِ سیاسی قیامِ عاشورا و امام‌حسینِ شهید می‌رسید؛ البته قطره‌چکانی.
بلکه برایِ تمام مستضعفینِ دنیا که روزی برایِ تمیز کردنِ چکمه‌هایِ «کدخدایِ جهان» به صف می‌شدند و وزیر و وکیل را با کِرشمهٔ خارجی‌ها عوض می‌کردند و ارزشِ سگ‌هایِ خارجی؛ از شاه و ملکه‌شان بیشتر بود؛ و حالا به برکتِ الگوگیری از انقلابِ خمینی؛ با جان و دل می‌دانند که «هرکسی که خدا را ببیند؛ از هیچ چیز ترسی ندارد.»
این از جان و دل دانستن‌ها نامش اعتقاد است؛ باور است، ایمان است. ایمانی که بی‌هیچ سِلاحی و بی‌هیچ تکیه‌ای به ابرقدرت‌هایِ جهان، و بی‌هیچ التماسی به قدرت خارجی، بی‌هیچ آویزانی‌ای از فلان رئیس‌جمهورِ چشم‌آبی در راهروهایِ فرعی و بی‌هیچ ترسی از تهدید‌هایِ بختیار انقلاب کرد. اعتقادی که می‌گفت «قدرتها و ابرقدرتها و نوکرانِ آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکّه و تنها هم بماند به‌‎ ‌‏راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بُت‌پرستی است ادامه می‌دهد…»

دربارهٔ منظومهٔ فکری و شخصیتِ آقاروح‌الله(ره) و سیدعلی خامنه‌ای که در میانِ همهٔ بی‌معرفتی‌هایِ عمدی و سهوی، سُکان‌دار و امانت‌دارِ خوبِ بامعرفتِ انقلابِ خمینی‌ست بخوانید. شناختنِ آدم‌هایِ نیک که در وانفسایِ لغزیدن‌ها؛ خداوند وجودشان را برکتِ روزگارِ ما قرار داد؛ عینِ معرفت است. واجب است.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «استادی می‌گفت زمانِ ظهور، رذایلِ اخلاقی‌مونه که مارو در برابرِ حضرت قرار می‌ده؛ تنبلی، غرور، حسادت، ترس، ادعا! تویِ کتاب «شب چهلم» یه روایتی از ملاقات با صاحب‌الزمان(عج) می‌خوندم؛ دگرگونم کرد! دنبالهٔ قصه‌هایِ پُردردِ نامه‌هایِ روانه به اباعبدالله و تن دادن…»
این گریهٔ شوق و سجدهٔ شُکرِ بچه‌ها و عرقِ غیرت و سوت و جیــغِ شـادی مردم؛ تویِ یه قاب؛ یعنی ایران! خودِ ایران!به کوریِ چشــمِ دشمنایِ ایران؛
شکرت خدایِ ایران…🇮🇷.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کارشناس بی‌وطــــنِ برانداز:
اگه این تیم ببازه مردم خیلی خوش‌حال می‌شن؛ چون این تیم خیلی منفوره.

واکنشِ صادقانهٔ مردمِ وطن: