☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
دروغ می‌گفتنــد دردِ مردم دارند؛ دروغ می‌گفتند دلشان برایِ این سرزمیـن خون است، دروغ می‌گفتند جانشان را فدایِ ایران می‌کنند؛ دروغ می‌گفتند برایِ آزادیِ ایران و ایرانی یقه پاره می‌کنند و برایِ جوانان عزادارند؛ دروغ می‌گفتند دین‌شان انسانیت است؛ آن‌هایی که پارسال از پشتِ پنجرهٔ اتاق‌هایِ تاریکشان عربده می‌زدند «بسیجی! سپاهی! داعشِ ما شمایی» و در خیابان سلاخی می‌کردند و در صفحات‌شان دروغ‌هایشان را بزک می‌کردند؛ حالا هم‌نوا با کودک‌کُشانِ صهیونیست رویِ خونِ هموطنانِ ترور شده توسطِ داعش [نوچهٔ گوش به زنگی که برایِ اربابِ در گِل‌مانده‌ش خوش‌رقصی می‌کند] هلهله می‌کنند و می‌رقصند.
دروغ می‌گفتند، و هنوز دروغ می‌گویند و هنوز از مغزهایِ کوچکِ زنگ‌زده سواری می‌گیرند!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درکِ ما این است از فــردایِ نور؛
قلّه باشد استعـــاره از ظهور…
سرنوشتِ حق و باطل روشن است؛
قلّه‌یِ انسان کامل، روشــن است…

چقدر زیبا بود! پکیـجِ کاملی از آنچه باید شنید و خواند و گفت و دانست! چه زبانی‌ست این زبانِ شعر، زبانِ شعرِ خوب. می‌گه که السلام‌ای‌ محورِ هنگامه‌ش؛ ای‌‌همه حرفِ وصیت‌نامه‌ش
این نوشته خاطــرِ شما را آزرده می‌کند.
اگر روحیهٔ حسـاس دارید، از آن گذر کنید.


وقتی پستِ حسین‌ دارابی را خواندم، قلبم داشت از سینه بیرون می‌زد، رسیدم به جایی که این برادرِ مدافع حرم نوشته بود «دختر ۳-۴ ساله‌ای را دید که تکفیری‌ها به نرده بسته بودند و پایین‌تنه نداشت؛ نارنجکی میانِ پاهایش گذاشته بودند و ضامن را کشیده بودند…» گوشم سوت کشید. یادِ چند استوری افتادم که با این شکلک‌هایِ خندان و تمسخر‌آمیز نوشته بودند «که گفته بودید رفتید تا داعش زنانِ ما را نکُشد…؟!» نمی‌دانم این آدم‌ها چه خورده‌اند که حالا وقاحت را افتخار می‌دانند، نمی‌دانم کجا بزرگ شده‌اند که معرفت سرشان نمی‌شود، آن فوتبالیستِ فراری را می‌دانم که به خواهرِ خودش هم رحم نمی‌کند، لقمهٔ حرامی که با بی‌رحمی به خواهر نصیبِ او شده مگر اجازهٔ معرفت و بینایی به او می‌دهد؟ نمی‌دهد. اما می‌دانم اگر حاج‌قاسم نبود، اگر مدافعانِ حرم نبودند حالا باید بینِ دستانِ ابوفلان‌ها دست به دست می‌شدیم و بر سرِ این‌که کدام زنِ جوان و دخترِ خردسال به حوری‌ها شبیه‌تر است؛ شرط‌بندی می‌شد و باید در بازارِ برده‌فروش‌ها از رویِ مچِ پاها و سفیدیِ دست‌هایمان قیمت‌گذاری می‌شدیم. اگر آنهایی که امروز طعنه‌باران می‌شوند نبودند؛ تهران می‌شد خلافتِ مرکزیِ داعش و قزوین و زنجان و … بقیهٔ شهرها می‌شدند حرمسرایِ تکفیری‌ها. حاج‌قاسم می‌گفت «بچه‌ای را گیر انداخته بودند، اسیر کرده بودند و می‌گفتند دوست داری چطور بمیری؟ سرت با ببُریم یا با تیر؟» نحوهٔ شهادتِ یکی‌شان را برایتان بنویسم؟ شهید رضا اسماعیلی را می‌شناسید؟ مدافع‌حرمی که اصالتاً افغانستانی بود و مقیمِ ایران. مجروح شده بود که به دستِ داعش افتاد؛ تکفیری‌ها بیسیم را جلویِ دهان او گرفتند و می‌گفتند به علی(ع) و‌ زینب(س) توهین کن. آقارضا توهین که نمی‌کرد هیچ؛ تا دمِ آخر یاعلی می‌گفت. تکفیری‌ها درحالی‌که بیسیم روشن بود سرِ او را آرام آرام بُریدند تا صدایِ ناله‌ش در بیسیم بپیچد؛ اما صدای یاعلی‌ش پیچید. شهید عباس آبیاری را می‌شناسید؟ پیکرش که اسیر شد، داعشی‌ها آنقدر از او کینه داشتند که بدنش را ارباً ارباً کردند و مانند گوشتِ قربانی تکه‌های بدنش را پخش ‌کردند. فرمانده داعشی‌ها گفته بود زنده و مُردهٔ او را باید بیاورید و هم‌وزنِ دست و پایش طلا جایزه می‌گذارند. این‌ها را چرا می‌نویسم؟ برایِ آن دسته‌ای که اشتباهی رویِ موجِ بی‌معرفت‌ها سوار می‌شوند و می‌گویند «این‌همه پول گرفتید که چه؟! برای پول رفته بودید پس…» برای آنهایی که غیرتِ به خون آغشتهٔ این جوانان را نمی‌بینند و زبان به طعنه باز می‌کنند و با طعنه‌زنندگان با تایید یا سکوتِ خود همراهی می‌کنند. حاج‌قاسم و رفقایش خلافت و سُلطهٔ مرکزی داعش را نابود کردند تا امروز «بلادِ فارس» را به خودشان ملحق نکنند و در رویایِ هم‌خوابگی با زنانِ ایرانی سر نکنند و نتانیاهو از مجروحانِ تکفیری در بیابان‌هایِ ایران ملاقات نکند؛ اما تفکّراتِ داعشیِ بعضی فارسی‌زبانانِ بی‌رحم را که می‌بینی؟ نابود نمی‌شود؛ حتی اگر آن پرچمِ سیاهِ داعشی را سردرِ صفحاتشان نزنند، این‌ها از خون تغذیه می‌کنند، اما آرزویِ ویرانی شیعه‌خانهٔ ایران را به متعفّن‌ترین قسمت گورستان تاریخ می‌برند؛ چون ما هنوز و همیشه خدایِ حاج‌قاسم را داریم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از نظرِ روحی نیاز دارم انقدر بخوابم تا
یه روزی با ندایِ «أنا‌المَهـــدی» پاشم..

-او می‌آید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مریم خانم، شهیدهٔ نحیفِ کوچکِ مظلوم، دخترِ خوبم..
نمی‌دانم کِی وصیــتنامهٔ حاجی را خواندی؛ ‌روزِ تشییع صدایت را پخش کردند، اما یک چیزی را خوب می‌دانم، تو در این سن و با این قدِّ کوچکت؛ وقتی گفتی «والله، والله، والله..» از خیلِ عظیمی از بزرگ‌ترها که ادعایشان در عَیان گوشِ فلک را کَر کرده ولی پشتِ نقابِ به خیمــه سنگ ‌و لگد می‌پرانند؛ از این خَواصِ عافیت‌طلب که هم‌پیالهٔ بدمَستان‌اند؛ از فلان استاد و فلان وکیل و مترسکِ خارج‌نشین و از آن‌ها که نانِ سگان می‌خورند و حرمت نمی‌فهمند؛ جلو زدی..
فارغ از صحـت و سُقمِ یه سری خبرها؛ اگه کسی همچنان با استوری‌هایِ علی‌ کریمی و فرخ‌نژاد و امثالهم براش شُبهه ایجاد می‌شه و بهش استناد می‌کنه، واقعا باید یه فکرِ جدی برای خودش بکنه. چون اون دیگه شُبهه نیست؛ افسارِ حماقته.
حاج‌آقا توکّل می‌گه دلیلِ این‌که یه عدهٔ قلیل دارن به مقدسات و مفاهیمِ ارزشی حمله می‌کنن و فازِ اکثریت می‌گیرن اینه که یه عده‌ای که اعتقاد به این مفاهیم دارن «فقط به یه سر تکون دادن و افسوس خوردن اکتفا می‌کنن.» قبولش دارم. شما اگه ده تا فالوور داشته باشی که بینِ این ده‌تا، یکی‌شون استوریِ توهین‌آمیز دربارهٔ کرمان گذاشته و حرص بخوری و نهایتاً بلاکش کنی؛ همون افسوس خوردن و سر تکون دادنه. اما اگه شما اونی باشی که یه استوری می‌ذاره و از این شهدا و مسیرِ شهدا دفاع می‌کنه؛ چرخهٔ سکوت و سر تکون دادنِ صرف رو شکستی.

در یک بسترِ بلندمدت‌تر نگاهش کنیم؟! شما اگه می‌بینی که بینِ هزاران استاد و وکیل و دکتر و مهندس؛ یه عدهٔ قلیلِ هتاک وجود داره که محتواهایِ توهین‌آمیزشون همه‌جا پخش می‌شه و ضدانقلاب هم داره روش مانور می‌ره؛ دلیل‌ش اینه که اولاً عدهٔ زیادی از همکارانِ متعهد رشته‌های مختلف که احتمالاً جایِ دیگه پایِ کار هم هستن؛ در این مواقع به همین سر تکون دادن اکتفا می‌کن.
دوماً به قولِ استاد غلامی ما همیشه و همه‌جا به متخصصِ متعهد نیازمندیم؛ متخصصی که در حیطهٔ رشتهٔ خودش به درجاتی برسه که حرفی برای گفتن داشته باشه، و متعهدی که به ارزش‌هایِ دینی و ملی پایبند باشه، پزشک، وکیل، مهندس، معلم، استاد، روان‌شناس، کارآفرین و … هرچقدر جامعهٔ نخبگانیِ ما از این افراد پر باشه و این افراد هم درونِ خودشون جراتِ ظهور و بروز پیدا کنن؛ چرخهٔ اقلیتِ هتاک [نه منتقد؛ انتقاد با توهین متفاوته] به انزوا می‌ره. اگر شرایط و امکانِ پیشرفت علمی و اجتماعی دارید و عقب‌نشینی می‌کنید؛ به سهمِ خودتون کم‌کاری می‌کنید.

لذا هرجایی که هستید همون‌جا رو مرکزِ عالَم بدونید؛ حتی اگر فروشندهٔ یک مغازهٔ کوچیک یا یه دانش‌آموز هستید! نیاز نیست برای بروز و ظهور حتماً یک صفحهٔ چندهزارنفره داشته باشید، تویِ همون بستری که هستید، به حدِ توان موثر باشید.
اگر از لحظهٔ سقوطِ هواپیمایِ اوکراینی غصه‌دار شدی، نه با تاخیرِ سه‌روزه‌ای که بویِ بُغضِ سیاسی می‌داد نه بغضِ وطن؛ و اگر برایِ شهدای کرمان هم قلبت داغ‌دار شد؛ نه پر از عقده‌گشایی و شعفِ همراه با حقارت؛ تو انسانی. نه لاشخوری که از خونِ عزیزش برایِ ارضایِ نفْس و پُر کردنِ جیبش تغذیــه می‌کنه و قاتلانِ وطن رو تا فلان پارلمانِ خارجی مشایعت می‌کنه؛ و نه کَفتارِ رقاصی روی خون که «نَشاید که نامَــش نَهند آدمی.»

-آه از دی‌ماه، از این آه ســرد،
-آه از دی‌ماه، از این ماهِ درد..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«المُؤمِنُ کَالجَبَلِ الرّاسِخِ لاتُحَرِّکُهُ العَواصِفُ.»
مؤمن، همچون کوهِ استواری‌ست که طوفان‌ها او را تکان نمی‌دهد.
امیرالمومنین(ع) فرمودند.

-هرکسی سر سفرهٔ عقیده‌ش نشسته…
تو استوری‌هایِ مارکو خوندم که شهیده فاطمه‌ نظری -از شهدای کرمان- دو هفته پیش با دوستاش یه گروهی زده بودن و به همدیگه نمازِ اول وقت رو یادآوری می‌کردن و فاطمه هم مثل خواهر بزرگ‌تر حواسش بهشون بوده. اگه به هرکدوم از جزئیاتِ اتفاق افتادهٔ اطراف دقت کنی می‌بینی که خدا چقدر دقیق و قشنگ و روحساب به بنده‌هایی که دوسشون داره فرصت می‌ده، اون بنده‌ها هم چقدر قشنگ اون فرصت رو می‌بینن و فرصت‌سوزی نمی‌کنن؛ خدا چقدر بنده‌هاشو دوس داره. ما بنده‌هایِ لج‌بازِ بهونه‌گیرِ گاهی‌وقتا فرصت‌سوز رو.
Forwarded from وارث‌الحسین
ای کسانی که ناامید شده‌اید:
او خواهد آمد!
توصیه می‌کنم همیشه در سخنرانی‌هایِ رهبری دقت کنید؛ ایشون مستقیماً کسی رو خطـاب قرار نمی‌دن بلکه خط و ربط و اصولِ کلی‌ای رو مشخص می‌کنن؛ فرمول به شما می‌دن تا از این طریق به جواب برسید.

در سخنرانیِ امروز مثل عمدهٔ سخنرانی‌هایِ دیگه، تاکید به مردم‌داری به چشم می‌خوره و این جوابیه‌ای به جریانِ سیاسی‌ایه که از طرفی مردم‌داری رو پوپولیسم -عوام‌فریبی- معرفی می‌کنه و در روزنامه‌هاش هم بهش می‌پردازه. و از طرفِ دیگه نقشِ ولی‌فقیه جامعه بعنوانِ حامی مردم رو مانعِ دموکراسی؛ و نقشِ مردم رو در اقلیت می‌شمره.
خطِ اصلی انقلاب اون چیزیه که رهبری بارها مورد تاکید قرار می‌دن؛ نه چیزی که جریان‌هایِ سیاسی ازش هشتگ می‌سازن.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
اگر از لحظهٔ سقوطِ هواپیمایِ اوکراینی غصه‌دار شدی، نه با تاخیرِ سه‌روزه‌ای که بویِ بُغضِ سیاسی می‌داد نه بغضِ وطن؛ و اگر برایِ شهدای کرمان هم قلبت داغ‌دار شد؛ نه پر از عقده‌گشایی و شعفِ همراه با حقارت؛ تو انسانی. نه لاشخوری که از خونِ عزیزش برایِ ارضایِ نفْس…
بله عزیزان! جان با جان برابر نیست

نوشته بود «این هواپیما اگه عازمِ کربلا بود ذره‌ای بخاطرش ناراحت نمی‌شدم.» بابتِ این اسکرین‌ها عذرخواهم؛ اما مرور واقعیت به فهمِ اون کمک می‌کنه. معمولاً بعد از هر غمی باید دنبال وفاقِ ملی بود؛ اما لاشخورها با انسانیتِ گزینشیِ خودشون به شما اجازه نمی‌دن که بدونِ سیاست‌زدگی، وجدان خودتون رو بیدار نگه دارید.
در سایهٔ بردگیِ این لاشخورها؛ شرافت که هیچ! از معنا تُهی می‌شید.

عزیزانِ جان‌باختهٔ هواپیمای اوکراینی مادامی برای این موجودات محترم‌اند که بشه از قِبَلِ اون‌ها نفع سیاسی برد و مثل حامد اسماعیلیون جاده‌صاف‌کنِ رجوی شد. وگرنه جانِ «انسان» اساساً برای این‌ها ارزشی نداره؛ همون‌طور که مسافرانِ هواپیمای اوکراینی هم اگر از نظرِ عقیدتی با این‌ها متفاوت باشن این‌شکلی بهشون بی‌حرمتی می‌کنن؛ چه برسه به هلهله بر خونِ شهدای کرمان…
از این لاشخورها توقعِ داشتن انسانیت؛ توقع زیادیه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیت‌الله حائریِ شیرازی دوسال قبل از شهادتِ حاج‌ قاسم به رحمتِ خدا رفته‌اند؛ در بحبوحهٔ حملاتِ وحشیانهٔ سعودی‌ها به یمن [با حمایتِ غرب، مانند تمامِ جنگ‌افروزی‌ها] فرمودند: «عربستان نمی‌داند با یمن چه می‌کند؛ با این کارها شمشیری برای امام‌زمان درست می‌کند که این شمشیر کم‌نظیر است… ندیدید در هشت سال دفاعِ مقدس؛ مثلا یک قاسم سلیمانی شمشیری بود که ایجاد شد؟»


«غربی‌ها، مراکزِ تولید موشک و نیروگاه هسته‌ای در دولت سعودی درست می‌کنند، چون وابسته به آن‌هاست، البته بنده ناراحت نمی‌شوم، چون ‌می‌دانم ان‌شالله در دورانِ نه چنـدان دوری، به دست مجاهدانِ اسلامی خواهد افتاد.»
-
این هم بخشی از سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در ۹۸/۱/۱ است؛ تا امروز که شما اخبارِ حملاتِ موشکیِ مجاهدینِ شریفِ یمنی را می‌شنوید؛ در دریایِ سرخ غوغا کرده‌اند؛ سربلند خواهند شد. ان‌شالله.


پ.ن: تاریخ با ما و بی‌ما به روزهایِ طلایی خواهد رسید. به قلّهٔ موعود! در کنارِ تسلط بر تحلیل‌ها و تحولاتِ جهان؛ در دم‌دمایِ فجرِ صادق؛ مراقبِ باختِ فکری باشیم.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «ای کسانی که ناامید شده‌اید: او خواهد آمد!»
گفتن پاییز که نبارید، بعیده زمستون بباره. تا دیروز هم خشک بود و آلوده، امروز بارونی، برفی و مه‌آلود. تا نخواد نمی‌شه؛ به محضِ این‌که بخواد هم نشد نداره. کارِ خدا اینجوریه. یه شبه اصلاح می‌شه، یه شبه درست می‌شه و ورق برمی‌گرده. بارون رحمتِ الهی‌ه؛ درست مثلِ فرا رسیدنِ روزِ موعود. که امام حسين(عليه‌السلام) فرمودند:

«قائمِ ما اهلِ‌بيت [کسی‌ است که] خدای متعال، امر او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود»
ماهِ رجب، ماه توبه است.
يكي از اذكاری كه اگر به معنایِ آن توجه كنيم بسيار موثر است، ذكر «يا مُقيل العَثَرات» است.
(ای خدایی كه لغزش‌ها را اقاله می‌کند و ناديده می‌گیرد.)

ما خدايی داريم كه بسيار مهربان است و گناهان ما را اقاله می‌کند، اقالهٔ لغزش‌ها به اين معناست كه اگر پشيمان شويم و توبه كنيم، خداوند با ما طوری معامله می‌کند مثل اينكه گناهی مرتكب نشده‌ايم
گاهی مواقع دراثر گناه، بعضی توفيقات از انسان سلب می‌شود ؛ اگر اين ذكر را با توجه و حضورِ قلب در قنوت يا سجــدهٔ خود بگويد ، توفيقات بازمی‌گردد…

-استاد فاطمی‌نیا(ره)
Forwarded from 🪵گل‌خونهٔ‌غیرفاخـــرِرَحیمـــی🌳
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۲۷ ثانیه زندگی.🍊🌧️🪵
شهید مطهری یه جایی تو کتاب سیرهٔ نبوی می‌گه که «امان از دست یهود که بر سرِ دنیا از دست این‌ها چه آمد! دستش همیشه روی شاهرگ‌هایِ جامعهٔ بشریت است. شاهرگ اقتصادی و فرهنگی. الان خبرگزاری‌های بزرگِ دنیا که یکی از آن شاهرگ‌هایِ بسیار حساس است به دستِ این‌ها می‌چرخد برای اینکه قضایا را تا حدی که ممکن است آنطور که خودشان می‌خواهند به دنیا تبلیغ کنند و برسانند. در هر مملکتی اگر بتوانند آن شاهرگ‌ها را -به قول امروزی‌ها وسایل ارتباط جمعی مثل مطبوعات و به طوری کلی آن جاهایی که فکرها را می‌شود تغییر داد، تحریف کرد، تبلیغ کرد و گرداند و نیز شاهرگهایِ اقتصادی را دست می‌گیرند.»

جوابِ چراش رو هم توی کتاب حماسهٔ حسینی می‌ده که «این‌ها جنبهٔ اثباتی ندارند که مردم را دعوت به یهودی‌گری کنند؛ اما جنبهٔ تخریبی‌شان زیاد است، یعنی تخریبِ مکتب‌های دیگران! شما می‌بینید یک نفر یهودی یک عمر در یک رشته از رشته‌هایِ اسلامی درس می‌خواند تا یک کرسی را در دانشگاه اشغال کند و در آن کارِ خودش را انجام دهد.»

حالا شما حساب کن برایِ تخریب سِیرِ فکری ایرانی‌ها- بعنوانِ بدنهٔ اجتماعیِ کشوری که سردمدارِ شیعه‌گری در دنیاست- چقدر هزینه می‌کنن. تا امروز تو ذهنِ من و شما انقدر نفوذِ نرم پیدا کرده باشن و سطحِ شبهات رو پایین آورده باشن که مثلا تو ماجرایِ کرمان بگیم «چرا بچه و آشنای هیچ مسئولی بینِ شهدا نبود؟ پس کارِ خودشونه! چرا بچه‌هایِ سردار سلیمانی نبودن؟ پس کارِ خودشونه.» -درحالی‌که برادرزادهٔ معاون حقوقی رئیس‌جمهور بینِ شهدا بود و مادرِ این شهید هم بعد از شهادت اعضایِ بدنش اهدا شد- اما سطحِ شبهات توسط این دستگاهِ تحریف و تقلبِ حقایق به قدری پایین اومده که پذیرشِ حقیقت به راحتی امکان‌پذیر نیست و ذهنی که به این نوعِ شبهاتِ تخریبی عادت کرده؛ بجایِ پذیرش حقیقت دنبالِ ردِ اون به هر طریقِ عجیب غریبیه؛ شاهد مثالِ من همین دیروزه؛ یه بنده‌خدایی بهم گفت «باشه اصلا فلانی و فلانیِ فلان مسئول هم بودن، تو خودت چرا کرمان نبودی؟ می‌خوای باور کنم حرفاتو؟»

هیچی دیگه.
همیـــــن!