☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «چرا سِیرِ مطالعاتیِ آثارِ شهید مطهری‌(ره)؟ استاد غلامی در توضیحِ این‌که چرا بینِ اینهمه آثار از عُلما و صاحب‌نظران، شهید مطهری رو انتخاب می‌کنیم؛ به چندتا نکته اشاره می‌کنن. برایِ تایید یک فرد یا یک مکتب؛ نیاز به تاییدِ چند فردِ متخصصِ متعهد نیاز داریم؛…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این [حجاب] نشانِ آزادیِ من از قواعدی هست که تو و امثالِ تو تعــیین کردید تا زنان رو اشیاء نشون بدید. اما من بیشتر از این هستم!
من به این دنیا اومدم تا خالقِ خودم و خالقِ شما رو راضی کنم و این نشانی برای تسلیم شدن من به خالقِ من هست. و این شما رو ناراحت می‌کنه؛ چون نمی‌دونید زیرِ این چیه!

ببینید.
نشستم یه جا، یه خانمه اومده می‌گه شما اهلِ کتاب هستید؟! گفتم رو پیشونی‌م نوشته؟ گفت بهتون میاد. من مالِ یه انتشاراتم، نسخــه اصلی می‌خونید؟ گفتم بله، تا چی باشه.
از یه چمدون سه تا کتاب درآورد؛ یکی‌ش مالِ سلمان رشدی، یکی‌ش مسعود انصاری، یکی‌ش مالِ امیرعباس فخرآور.
گفتم خانم شما مالِ سازمان خاصی هستی؟! گفت چطور؟
گفتم انگار به عمقِ فاجعه دقت نکردی؛ با انصاری و رُشدی کار ندارم که وضعیت روشنه؛ اما چرا یه انتشارات انقدر باید مَشنگ باشه که کتابِ فخرآورِ شیره‌ای رو چاپ کنه و شما بیای پروموت کنی؟!
خیلی سوسکی و ریز کتاباشو جمع کرد و رفت.
اخه فخرآور ویترینیِ توعه لامصب؟!
اون گانگستر همیشه تو فضا سِیر می‌کنه، معلوم نیست چی زده موقع نوشتنِ اون اراجیف.
بابا اخه!!!
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «به سیاقِ همیشهٔ خودم از سخنرانی امروز رهبری هم نکته‌برداری کردم. «مادری؛ مهم‌ترین نقشِ عالمِ خلقت است.» مهم‌ترین؟ بله. شما اگه بتونید نسلی قوی و امیدوار و شخصیت‌دار تربیت کنید؛ در واقع یک استاد هستید؛ انسان‌ساز هستید؛ شخصیت‌دار هستید که به تعبیرِ استاد مطهری…»
اقای حاج قاسم؛
بی‌تکّلف و بدونِ مقدمه بگویم؟
دلم برایِ روزهایی که بودی تنگ شده،
برایِ قبل از ۱۳ دی‌ماه ۹۸،
با تمامِ ناســازگاری‌هایِ آن روزگار،
حتی آن زمان که نمی‌شناختمت..
با خودمان که تعارُف نداریم؛ داریم؟
ما خیلی بی‌معرفتیم.
خوش‌بحالت حاجی!
ما بی‌معرفت‌های فراموش‌کار را ببخش.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی که بین اصلاح‌طلب‌ها و اپوزیســـیونِ خارج‌نشین مشترکه؛ بدون مدرک بلوف زدنه!

مدرکِ اصلاح‌طلبان برای تقلب انتخابات ۸۸ همین بود که زهرا رهنورد گفت؛ ما ترک هستیم و ترک‌ها محاله به کسی دیگه رای بدن! من لُر هستم و موسوی داماد لرستان؛ پس لرها هم محاله به کسی دیگه رای بدن. بقیه‌ش هم به همین منواله!

این ادعا ناشی از یه خودخواهی و عوام‌فریبیه؛ تا امروز هم ادامه داره. ۳۲ سال مملکت دست اصلاحات بوده و هربار منتخب شدن «انتخاباتِ آزاد» بود، وقتی ازشون سوال شد «اختیارات محدود بود و نمی‌ذارن کار کنیم» وقتی رای نمیارن «انتخاباتِ اقلیتیِ مهندسی‌شده» بود، وقتی می‌پرسی اگه اختیارات محدوده و نمی‌ذارن کار کنید؛ پس چرا با وجودِ این‌همه محدودیت باز هم برای قدرت داشتن جلز ولز می‌کنید و دیگری رو تخریب می‌کنید؟! می‌گن «ما بلدیم!» وقتی همون سال ۸۸ هم ازشون طیِ جلسات متعدد مدرک طلب شد؛ موضوع رو تبدیل به یک «جنگِ خیابانی ‌و هوچی‌گری» کردن که توهین به مقدسات، امام‌حسین و عاشورا از تبعاتِ همون آشوب‌ها بود.

پ.ن: مجری بی‌بی‌سی که در تصویر می‌بینید؛ فرناز قاضی‌زاده خبرنگار سابق نشریاتِ اصلاحات.
آدم‌هایِ عجیبی هستیم؛ در آرامش و امنیت طعنه می‌زنیم به مغزهایِ مُتفکِر و عاملانِ این آرامـش و امنیت. وقتی در راهِ حفظ امنیت وطن «شهید» می‌شن؛ اون‌موقع اسمشون رو هشتگ می‌کنیم و بعد دوباره زبان به طعنه به دیگرانی که هنوز شهید نشدن باز می‌کنیم. خسته‌‌کننده‌، بی‌معرفت، پُرادّعاییم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه فیلمِ هالیوودی می‌دیدم که چند اَبَرقهرمانِ امریکایی می‌خواستن دنیا رو نجات بدن، بدن‌هایِ ورزیده و صورت‌هایِ شیک، وسایل مبارزاتیِ پیشرفته و توسل به هوش مصنوعی. همه باهم برایِ نجات مردمِ دنیا! ایده‌هایی برای رسانه‌هایِ غربِ بی‌قهرمان و حتی ضدّقهرمان.

غربِ بی‌قهرمان که صرفاً تویِ صنعت فیلم‌سازی همیشه پیشرو در نجات دنیاست؛ باید جلویِ این قهرمانِ واقعی و امثالهم که در جبههٔ مقاومت فراوان‌اند، تعظیم کنه. مُجاهدِ قسام؛ شهید تیسیر ابوطعیمه در حینِ مبارزه با اسرائیل زخمی شد و وقتی مطمئن شد دیگه امکانِ نبرد نداره؛ سجده کرد و در حالتِ سجده شهید شد. حافظ قرآن بود؛ این صدایِ تلاوت قرآن ِهمین شهیده.

فیلم بسازید، مستند بسازید، روایت کنید، شعر بگید، بنویسید، از این قهرمانانِ جبههٔ مقاومت؛ از ایران تا فلسطین.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- خدایا قر‌بونت برم…

نمی‌دونم چه سِرّیه که هروقت قاب‌هایی رو می‌بینم که اثری از «این مَرد» درش هست؛ بی‌اختیار بُغضم اشک می‌شه.

قابی از دیدارِ با خانوادهٔ شهیدِ مسیحی آرمن‌اودیسیان
شیـــرزنی کو که بِزایـد چُنان؛
شکلِ حسین‌بن‌علی در جهان
غیـرتِ الله تویی؛ یا علی
رحمتِ الله به بانویِ تو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چندین ویدیو از تمِ کریسمسِ خارجـی‌ها دیدم که به غزه پرداخته بودن؛ آدم‌هایی که مسلمان نبودن تا به مسلمانانِ فلسطیــن احترام بذارن؛ ولی برایِ آزادگی، شرف و انسانیت از هم سبقت می‌گیرن؛ نه برایِ پُز دادنِ داشتن زیباترین و گرون‌ترین درختِ کریسمس!

- چـه کریســمسِ قشـــنگی شده؛
تولدِ عیسیٰ‌مسیح‌
ع را جشن گرفتند
درحالیکه وطنِ او ویران شده‌ست!
-
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چنان خطِ مقـــدّم را قدم می‌زد
که انگاری
میانِ کوچه‌هایِ خلوتِ کرمـــان
قدم می‌زد…
بگویم حاج‌قاسم را چرا کُشتند؟
میانِ شیعــــه و سُنی
زبانِ مشترک، او بود…
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «آدم‌هایِ عجیبی هستیم؛ در آرامش و امنیت طعنه می‌زنیم به مغزهایِ مُتفکِر و عاملانِ این آرامـش و امنیت. وقتی در راهِ حفظ امنیت وطن «شهید» می‌شن؛ اون‌موقع اسمشون رو هشتگ می‌کنیم و بعد دوباره زبان به طعنه به دیگرانی که هنوز شهید نشدن باز می‌کنیم. خسته‌‌کننده‌،…»
سمتِ راست:
افاضاتِ اقای روحانی در ۶ دی‌ماه ۱۴۰۲. گفته بود اگر دادســتان بودم تندروها رو به محاکمه می‌کشیدم؛ البته خیلی هم جدید نیست؛ قبلا هم منتقدان از نظرِ ایشون بی‌شناسنامه و ترسو محسوب می‌شدن. دربارهٔ شرکت در خبرگان هم گفته بخاطر حوادثِ سال گذشته احساسِ مسئولیت کردم! اگر امسال نیاییم؛ دوسالِ دیگه هم نیاییم نتیجه جز ناامیدی و دیکتاتوری نخواهد بود!!

سمتِ چپ:
نشستِ رئیس‌جمهــور با جمعی از نمایندگانِ احزاب و فعالینِ سیاسی مختلف! اقای ابطحی درخصوصِ این جلسه نوشته بود «جلسه دو ساعته‌ای آقای رئیسی با روسای احزاب و فعالان سیاسی داشت. حدود ۵۰ نفر بودند. جلسه‌ای به این تنوع تا حالا ندیده بودم. خیلی‌ها حرف زدند!» البته این بخشی از متنِ ابطحی بود.

-اصل اینه که برایِ «ایرانِ اسلامی» رنگ‌بندی‌ها و جناح‌بندی‌ها معنا نداشته باشه؛ «همه باهم» برایِ منافعِ ملی قدم بردارن؛ نه به بهانهٔ حواشی اصل رو زیرِ سوال ببرن. اصل اینه که جمعی از متخصصینِ امر و نه مُحبّینِ قدرت؛ «واقعاً» بخاطرِ ایران؛ و نه زیرپا گرفتن برایِ رقیب دورِ هم جمع بشن. کاش همــه به اصل مُتّکی بودن؛ مثل حاج قاسم!
چه خوب که نامش ممنوع است،
همه شاعــر شده‌اند؛
برایش دنبالِ استعــاره می‌گردند..
به‌نامِ خدا.
سلام اقای حاج‌قاسم؛
امسال هم مانندِ پارسال با چندخط عریضــه‌‌ای مزاحمِ هم‌نشینیِ بهشتی‌تان با خوبان شده‌ام؛ یک‌سال با فاطمیه قَرین می‌شوید و امسال با میلادِ بانو! عجب حُسنِ تقارنی‌ست حاجی…

پارسال در راهِ مشهد بودم؛ تویِ قطار هم‌سفرانم که خواب بودند؛ خواستم صدایم بیدارشان نکند، ۱:۲۰ که شد دستم بی‌اختیار رویِ دهانم رفت و هق‌هقِ آرامی بُغضِ گلویم را بیدار کرد؛ تپشِ قلبم آنقدر بی‌قرار و بلند بود که می‌گفتم هق‌هقِ گریه‌ام را پوشاندم، صدایِ قلبم را چه کنم؟ خدایا استیصالِ این لحظه‌ام را با چه کسی قسمت کنم؟

از خدا پنهان نیست؛ از شما چه پنهان؟
دلم برایِ روزهایی که بودید تنگ شده؛ حتماً هزاران‌بار خوانده‌اید که هزاران بار گفته‌اند «جبران نمی‌شوی حتی به گریه‌هایِ عمیق!» راست گفته‌اند. می‌نویسیم که هیچ! روبه‌رویِ عکستان می‌نشینیم که هیچ! بنرهایتان را می‌بینیم و آه می‌کشیم که هیچ! گریه هم می‌کنیم کفایت نمی‌کند این دلتنگی را؛ فقط بُغضِ گلو خالی می‌کنیم…

از خدا پنهان نیست؛ از شما چه پنهان؟
این چند صباحِ آخرالزمانی سخت می‌گذرد، برای آدم‌هایِ ضعیفی مثلِ من سخت‌تر. آن‌روز یک‌نفر عکستان را رویِ صفحهٔ گوشی‌م دیده بود؛ رفته بود به در و همسایه می‌گفت فلانی از آن تندروهاست! راستش کمی دلم سوخت؛ بیچاره نمی‌دانست شما انگاری که همان معیارِ مُنصفِ میانه‌روهایید؛ همان که به قولِ حاج‌آقا فاطمی‌نیا چون شیعهٔ حقیقیِ امیرالمومنین است؛ این‌گونه مهرش به دلِ عالَمی افتاده. نمی‌دانست و دلم بیشتر می‌سوخت از این ندانستن…

از خدا خواسته بودم ۱۳ دی‌ماهِ پارسال در محضرِ امام‌رضا باشم؛ امسال قسمتم پیشِ امام‌رضا بودن نبود، در عوض آمدم جایی که صاحبش را شما به من شناساندید، آمدم بگویم «متیٰ تَرانا و نَراک قربانتان بروم؟»
انقدر می‌گویم و می‌آیم تا جوابم را بدهد…

از همان سالی که از شما «یک‌دست» بازگشت و موهایِ بابایم سفید شد و دایی‌م به مامان نوشته بود «انگار کمرم شکسته» و من نصفه‌شبی که از جایم برخاستم و چشم‌هایم سیاهی رفت و دیگر چیزی نشنیدم؛ از همان سال انگار تمامِ امیدم را راهی کردم و بازنگشت؛ دوستانم می‌گویند زندگی‌ات به قبل و بعدِ حاجی تقسیم شده؛ انگار آدم دیگری شدی!

و من این آدمِ دیگرِ خودم را دوست‌تر می‌دارم اگر مرا به امیدِ دلِ زهرا رسانَد؛ از همان سال این را شما به من یاد دادید. از همان سالی که دعا کردم خدا از عمرِ من بردارید و به عمرِ سیدعلی خامنه‌ایِ عزیز اضافه کند تا پرچمِ نهضت را به دستِ «او» برساند. وقتی که رفتید جایی نوشته بود «سردار رفته نفس تازه کند برگردد…» همه‌جا دنبالِ زمان برگشتنِ‌تان می‌گشتم؛ یعنی کجا نفس تازه می‌کنید؟ کِی برمی‌گردید؟ خیلی گشتم، ماه‌ها و روزها، تا یک‌جایی که نوشته بود؛
«او عج با سپاهی از شهیدان خواهد آمد…»
همین‌جا بود مرا به «او» وصل کردی؛ حاجی! سرباز، سردارِ یار…


راستی عیدتان مبارک حاجی!
-قطره‌هایِ اشک به پیوست است..
Forwarded from عشقه ‌🇵🇸 (سیّــدامیرحسین هاشمی)
این توییت هم بخونین و یک صلواتی نثار روح مطهرِ شهید صالح العاروری کنین

@ashaqeh 🍃