☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
پیجِ صادق‌بوقی با همکاریِ پلیس و فعالینِ مجازی برگشت؛ باهاش مصاحبه شده گفته خداشاهده دست به تارِ موی منم نزدن. که چی؟ چون طبقِ معمول می‌گفتن دستگیر شده و شکنجه شده و … اینا حاصلِ چیه؟
حاصلِ یک نگاهِ سطحی‌نگر. از سلبریتی‌ها و مَنوتو تا شاهین‌ نجفی و … شروع کردن رویِ این ماجرا اسکی رفتن. این‌جوری از یه پیرمرد سادهٔ آوازه‌خون، چریکِ جنگ نرم می‌سازن و رقص و آوازِ محلی رو تبدیل به یه روشِ مبارزانی می‌کنن. از اون‌ها که بعید نیست؛ به هرحال مگس رویِ زخم و تنش‌ها و این چیزا می‌شینه، ولی کاش تو این فضای بی‌بند و بارِ مجازی و فرهنگ‌سازی‌هایِ تاریک سینمای خانگی؛ مسائل به ترتیبِ اهمیت اولویت‌بندی می‌شد!
به قول حاج‌آقای قُمی؛ با این مسأله‌سازی‌های زرد و پوچ، اسب را گم کرده و پیِ نعلش می‌گردیم!
یکی از چیزایی که خوشم میاد؛ گوش دادن به تماس‌های مخاطبین با شبکهٔ آی‌فیلمه. زنگ می‌زنن و یه سریال دلخواه سفارش می‌دن، تشکر می‌کنن و می‌گن صبح تا شب این شبکه برامون روشنه.
یکی زنگ زد گفت این سربداران چیه؟! اصلا به درد نمی‌خوره، قدیمیه، هیچ به درد نسلِ جدید نمی‌خوره، من که ندیدم کسی ببینه. لطفاً به ذائقهٔ مخاطب احترام بذارید. چند وقت بعد یکی دیگه زنگ زد گفت از پخشِ سربداران خیلی ممنونم! این مدل سریال‌ها خیلی برای نسلِ جدید مفیده که با سرگذشتِ مملکت خودشون آشنا بشن؛ پسرِ من علاقمند شده به این سریال. سریال‌های قدیمی خیلی قشنگن، ممنونم که نظرِ مخاطب انقدر براتون مهمه.
دوتا نظر متفاوت! انگار آدم‌ها بخشِ عمده‌ای از نتیجه‌گیری و تحلیل‌هاشون رو طبقِ جامعهٔ آماری دور و برِ خودشون ارائه ‌می‌دن.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
آن‌گاه که حضرت علی(ع)- که به زور به مسجد برای بیعت با غاصبینِ خلافت می‌بُردند- سالم از دستِ مهاجمان آزاد شد؛ زهرا(س) نگاهش به امام افتاد گفت: «رُوحی لِرُوحِکَ الْفِداء وَ نَفْسی لِنَفْسِکَ الْوِقاء یا اَبَاالْحَسَنِ اِنْ کُنْتَ فی خَیْرٍ کُنْتَ مَعَکَ وَ اِنْ…
در شرایطی که هیچــکس حقِ مخالفت برای حق پایمال شدهٔ ولایت و جانشینی ِحضرت علی(ع) رو نداشت، حضرت زهرا شبانه به درِ خانهٔ مهاجر و انصار می‌رفت و می‌فرمود:

-اى گروه مهاجر و انصار!
خدا را يارى كنيد و دخترِ پيامبرتان را یاری کنید، در آن روزى كه با رسولِ خدا بيعت نموديد، بيعتتان چنين بود كه همچنان‏كه هر ناراحتی را از خود و فرزندانتان بازمی‌داريد، از او و فرزندان او نيز بازداريد، اكنون به عهدى كه با رسولِ خدا بستيد، وفا كنيد


مفيد، ۱۴۰۹ق، ص ۱۸۳
جهادِ تبیینِ چهره به چهره..
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
در شرایطی که هیچــکس حقِ مخالفت برای حق پایمال شدهٔ ولایت و جانشینی ِحضرت علی(ع) رو نداشت، حضرت زهرا شبانه به درِ خانهٔ مهاجر و انصار می‌رفت و می‌فرمود: -اى گروه مهاجر و انصار! خدا را يارى كنيد و دخترِ پيامبرتان را یاری کنید، در آن روزى كه با رسولِ خدا بيعت…
آن‌گاه که تصمیم گرفتند به خانهٔ ولایت هجوم برند، زهرا(س) کنار در ورودی منزل خطاب به مردمِ کوچه و بازار فرمود:
«من ملّتی را مثل شما نمی‌شناسم که اینگونه بد برخورد باشند...از ما فرمان نخواستید و حقِ ما را باز نگرداندید. گویا از آنچه رسول خدا در روز غدیرِ خُم فرمود، آگاهی ندارید؟»

و در ادامه فرمود:«در آن روز ولایت را برای او- حضرت علی- منعقد کرد تا امیدِ شما (فرصت‌طلبان) به خلافت قطع گردد، ولکن شما رشته‌هایِ پیوندِ میانِ خود و نبیِّ خـود را قطــع کردید…»

•تو یادم دادی پایِ اعتقادم بمونم..
یه‌کمی حرف بزن، علی نَمیـــره...
حرف رفتن نزن، علی می‌میـــره...

@stars_motion_ir
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
آن‌گاه که تصمیم گرفتند به خانهٔ ولایت هجوم برند، زهرا(س) کنار در ورودی منزل خطاب به مردمِ کوچه و بازار فرمود: «من ملّتی را مثل شما نمی‌شناسم که اینگونه بد برخورد باشند...از ما فرمان نخواستید و حقِ ما را باز نگرداندید. گویا از آنچه رسول خدا در روز غدیرِ خُم…
حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در بخشی از خطبهٔ فدکیه در مسجدِ مدینه خطاب به پیمان‌شکنان و سکوت‌کنندگان فرمودند:
«اى مردم كه به سوىِ سخن باطل شتابانيد و اعمالِ زشتِ زيانكارانه را ناديده می‌گيريد! آيا در قرآن تدبير نمی‌كنيد يا بر دل‏ها مهر زده شده است؟»

و در بخشی از این خطبه فرمود:
هرگاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش کرد یا هر هنگام که شاخِ شیطان سر برآورد یا اژدهایی از مُشرکان، دهان باز کرد، رسول خدا (ص) برادرش علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) را در کام اژدها و شعله‌های فتنه‌ها افکند و علی هم باز نمی‌گشت؛ مگر آنکه سر سرکشان را پایمال شجاعت خود می‌گردانید و آتش آنها را با آب شمشیرش خاموش می‌کرد. تو فرسوده از تلاش در راهِ خدا، کوشیده در امر او، نزدیک به پیامبرِ خدا، سروری از اولیاء الهی، دامن به کمر بسته، نصیحت‌گر، تلاش‌گر، و کوشش‌کننده بود، و در راه خدا از ملامت ملامت‌کننده نمی‌هراسید. و این در هنگامه‌ای بود که شما در آسایش زندگی می‌کردید، در مهدِ امن متنعّم بودید، و در انتظار به‌سر می‌بردید تا ناراحتی‌ها ما را در بر گیرد، و گوش به زنگ اخبار بودید، و هنگام کارزار عقب‌گرد می‌کردید، و به هنگام نبرد فرار می‌نمودید.

و آنگاه که خدا برای پیامبرش، خانهٔ پیامبران و آرامگاه اولیا را برگزید، نفاق در شما ظاهر شد و جامهٔ دین کهنه گردید. سکوتِ گمراهان به سخن درآمد و آدم‌های پَست و بی‌ارزش؛ با قدر و منزلت شدند و شتر نازپروردهٔ اهلِ باطل، به صدا درآمد و وارد خانه‌های شما شد. شیطان سرِ خویش از مخفی‌گاه بیرون آورد و شما را فراخواند. دید که پاسخ‌گوی دعوتِ باطل او هستید و برای فریب خوردن آمادگی دارید. خواست که بر ضدّ حق برخیزید. شما را آمادهٔ اینکار یافت و شما را گرم و آماده نمود و دید که غضبناک شدید. پس بر غیرِ شتر خود، داغ و نشان زدید و بر آبی که حقّ شما نبود، فرود آمدید؛ در حالی هنوز از عهد و قرار شما چیزی نگذشته بود و شکافِ زخم عمیق بود و دهانهٔ زخم هنوز به هم نیامده، بهبود نیافته بود و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‌وسلم) هنوز دفن نشده بود؛ بهانه آوردید که از فتنه می‌هراسید؛ آگاه باشید که در آتشِ فتنه سقوط کردید و «به‌راستی که جهنّم بر کافران احاطه دارد»…


تا پایِ جان با ولایت؛ و امان از سکوتِ خواص و بی‌طرفی در بزنگاه‌هایِ مهم..
«با حالِ مناسب بخونید..»
-من خودم را به چه کسی تســلیت بدهـم ای‌دخترِ پیامبر؟ من خود را در مُصیبت‌هایِ روزگار به تـــو آرام می‌ساختم…
هربار در گرفتاری و شَدائد با گــره‌‌هایِ کور گیر می‌کنم که نه راهِ پس دارم و نه راهِ پیش؛ دو رکعت نماز استغـاثه به حضرت زهرا خوندم و شما به دادِ من رسیدین، آخه گوشــهٔ چادرِ تو حَبلُ‌المَتینِ شیعه‌هاست..
خدایا به «یافاطمة‌أغیثینيِ» بنــده‌هایِ خوبت تویِ سجدهٔ استغاثه؛ عجّل لولیکَ‌الفَرَج..
اى فرستادهٔ خدا!
از مرگ و دوریِ فاطمه؛ دختر برگزیده و پاکَ‌ت،
پیمانهٔ صبــرم لبریز شده و طاقت و توانم با رفتنش از دست رفته است...
ولى مرا، كه اندوه عظيمِ فراقِ تو را ديده‌ام و رنجِ مصيبت تو را چشيده‌ام،
جاى شكيبايى‌ست..

آن وديعـــت بازگردانده شد و آن امانت به صاحبش رسيد؛ و اندوهِ مرا پايانى نيست..
همه‌شب خواب به چشمَم نرود تا آن‌گاه كه خداوند براىِ من سرايى را كه تو در آن جاى گرفته‌اى، اختيار كند…
بزودى، دخترت تو را خبر دهد كه چگونه اُمّتَت گِرد آمدند و بر او ستـــم كردند؛
همهٔ سرگذشت را از او بپرس و خبرِ حال ما از او بخواه، اينها در زمانى بود كه از مرگِ تو ديرى نگذشته بود و تو از يادها نرفته بودى..
بدرود تو را و دخترت را!
بدرود کسی كه وداع می‌كند؛
نه بدرود کسی كه رنجيده و مَلـــول است…


خطبه ۲۰۲ نهـج‌البلاغــه
بعد از فاطمــــه(س)..
طاقچه برایِ کتاب‌های مربوط به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) ۵۰٪ تخفیف گذاشته؛ پیشنهاد می‌کنم:
-دختر پیامبر؛ استاد جاودان.
-روزهایِ فاطمه؛ استاد صفایی حائری.
-فاطمه، فاطمه است؛ دکتـر شریعتی.
-کشتی پهلوگرفته؛ سید مهدی شجاعی.
-نظام حقوقِ زن در اسلام؛ شهید مطهری [البته منحصراً به حضرت زهرا اختصاص نداره اما مثلِ همهٔ آثار شهید مطهری، باید حتماً خوند.]
صفحاتِ پیاده‌نظام رسانه‌ایِ اسرائیل به فارسی تو توییـتر مشغولِ اهانت‌هایِ رکیک به حضرت زهرا و امیرالمومنین(ع) از غدیر تا شهادت و فتحِ خیبر هستن؛ جوری که اگه فقط مدعیِ مسلمونی- و نه صرفاً غیرتِ شیعه- باشی از شدتِ حرص نمی‌تونی دَووم بیاری.
از اون‌ور اسرائیل به فارسی تعمّداً توییت زده و از سگِ ارتشِ اسرائیل به نامِ «عایشه» رونمایی کرده؛ که این سگ داره به ارتش کمک می‌کنه تا موادِ منفجره رو کشف کنن.

اون‌وقت دوستِ هیئتیِ برائتیِ لخت سینه‌بزن‌مون می‌فرمایند که اسرائیل و فلسطین به ما چه؟! اینا جفتشون ظالم‌اند و دنبالِ منافع خودشون. چون نمی‌فهمه اسرائیل «به فارسی» تعمّداً در صفحهٔ فارسیِ خودش از این سگ استفاده می‌کنه که توء فاقدِ عقل رو به شور و هیجان بیاره، حتماً قصد و نیتِ اون توهین به جایگاهِ کلیِ همسریِ پیامبرِ اسلامه؛ در واقع این توهین صرفاً به قصدِ اصابت به شخصِ حضرتِ رسول انجام می‌شه اما چون تورو موجودی صرفاً هیجانی یافته؛ لذا به فارسی همچین توییتی می‌زنه که از قصد و نیتش آگاهی پیدا نکنی، از اون‌ور هم به فارسی توییت‌هایِ همراه با توهین‌هایِ رکیک به واقعهٔ شهادتِ حضرت زهرا و تنهاییِ امیرالمومین می‌زنه که «باز هم» توء ظاهربینِ ادایی رو به یک سکوتِ چندش‌آور دعوت کنه و تو هم چون از تعقّل بی‌بهره‌ای؛ بهش لبّیک بگی. بله عزیزم، این عینِ بی‌غیرتیه که هنوزم معتقدی ماجرایِ فلسطین به ما ربطی نداره و دو طرفِ جنگ؛ به یک اندازه ظالم‌اند.

لذا اولاً خاک بر سرِ حُکامِ بی‌غیرتِ عرب که جشنوارهٔ موسیقی براشون از فلسطین ارجح‌ه؛ ثانیاً خاک بر سرِ عبدالحمید که به تازگی یادش افتاده از هم‌زیستیِ صلح‌آمیز(!) میانِ ظالم و مظلوم حرف می‌زنه؛ ثالثاً خاک بر سرِ این مدعیانی که از ابتدایِ اسلام تا امروز همیشه سربارَند، نه سرباز!
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کنند، قبرش را کسی نشناسند، آن دو از جنازه‌ش تشییع نکنند…
و علی چنین کرد. اما کسی نمی‌داند چگونه؟هنوز نمی‌داند کجا؟ کجایِ بقیع؟ معلوم نیست. آنچه معلوم است؛ رنجِ علی‌ است، امشب، بر قبرِ فاطمه.
مدینه در دهانِ شب فرو رفته است، مسلمانان همه خُفته‌اند، سکوتِ مرموزِ شب گوش به گفتگویِ آرام علی دارد. و علی که سخت تنها مانده است…

دکتر شریعتی در پاورقیِ کتاب می‌نویسد؛
-بر محقّقان است تا تحقیق کنند، اما من که محقق نیستم؛ دوست نمی‌دارم تحقیق کنم… او می‌خواست که قبرش را نشناسند، هیچ‌گاه و هیچکس! تا همیشه، همه‌کس بپرسند:
چــرا؟

-کتابِ داییمه؛ از کتابخونه‌ش برداشتم.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کنند، قبرش را کسی نشناسند، آن دو از جنازه‌ش تشییع نکنند… و علی چنین کرد. اما کسی نمی‌داند چگونه؟هنوز نمی‌داند کجا؟ کجایِ بقیع؟ معلوم نیست. آنچه معلوم است؛ رنجِ علی‌ است، امشب، بر قبرِ فاطمه. مدینه در دهانِ شب فرو رفته است،…
در چهرهٔ همهٔ ستم‌دیدگان- که بعدها در تاریخ اسلام بسیار شدند- هاله‌ای از فاطمه پیدا بود. غصب‌شدگان، پایمال شدگان و همهٔ قربانیانِ زور و فریب، نامِ فاطمه را شعارِ خویش داشتند. یادِ فاطمه با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ایمان‌هایِ شگفت زنان و مردانی که در طول تاریخِ اسلام برای آزادی و عدالت می‌جنگیدند؛ در توالیِ قرون، پرورش می‌یافت. این است که همه‌جا در تاریخِ ملت‌های مسلمان و توده‌هایِ محروم در امّت اسلامی؛ فاطمه منبعِ الهام آزادی و حق‌خواهی و عدالت‌طلبی و مبارزه با ستم، قساوت و تبعیض بوده است.
از شخصیتِ فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه یک «زن» بود، آنچنان که اسلام می‌خواهد که زن باشد. تصویرِ سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره‌هایِ سختی و فقر و مبارزه و اموزش‌هایِ عمیق و شگفت انسانی خویش، پرورده و ناب ساخته بود.
وی در همهٔ ابعاد گوناگونِ «زن بودن» نمونه شده بود.
-مظهـــرِ یک دختر در برابر پدرش؛
-مظهرِ یک همسر در برابرِ شویَش؛
-مظهر یک مادر در برابرِ فرزندانش؛
-مظهرِ یک «زن مبارز و مسئول» در برابر زمانش و سرنوشتِ جامعه‌اش.
وی خود یک امام است؛ یعنی یک نمونهٔ مثالی، یک تیپِ ایده‌آل برای زن، یک اسوه، یک شاهد برای هر زنی که می‌خواهد «شدن خویش» را خود انتخاب کند.
نمی‌دانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند. در میانِ همهٔ جلوه‌هایِ خیره‌کنندهٔ روحِ بزرگ فاطمه، آنچه بیش از همه برایِ من شگفت‌انگیز است، این است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌پروازِ روح عظیمِ علی‌ست.

خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم؛ خطیبِ نام‌ورِ فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی از «مریم» سخن می‌گفت. گفت: هزاروهفتصد سال است که همهٔ سخنورانِ عالم دربارهٔ مریم دادِ سخن داده‌اند؛ اما مجموعهٔ گفته‌ها و اندیشه‌ها و کوشش‌ها و هنرمندی‌هایِ همه در طولِ این قرن‌های بسیار، به اندازهٔ این یک کلمه نتوانسته‌اند عظمت‌هایِ مریم را بازگویند که «مریم مادرِ عیسی است.» و من خواستم با چنین شیوه‌ای از فاطمه بگویم؛

خواستم بگویم که فاطمه دخترِ خدیجهٔ بزرگ است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه دخترِ محمد(ص) است. دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه همسرِ علی است. دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه مادرِ حسنین است. دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه مادرِ زینب است. باز دیدم فاطمه نیست!
نه؛ این‌ها همه هست و
این‌همه فاطمه نیست؛
فاطمه، فاطمــــه است


-دکتر علی شریعتی
-کتابِ «فاطمه، فاطمه است.»
پیشِ آدم‌حسـابی‌هایِ این روزگار،
بامعرفتا به یادمـــون بودن..🤍
حتماً شما هم تیتری با این مضمون، در رسانه‌هایِ فارسی‌زبانِ داخلی و خارجی، و پیــاده‌نظامِ آنها در روزنامه‌ها و توییت‌هایِ داخلی خوانده‌اید:
-حمله به مقرِ انتظامی در راسک و جان باختنِ چند نیروی انتظامی اتفاقِ تلخی‌ست. چرخهٔ مداومِ خشونت را با «اعدام نکردن» متوقف کنید تا شاهدِ ادامهٔ این نوع خشونت نباشیم.

اصلاحش می‌کنم؛
-حملهٔ تروریستی به مقـــرِ انتظامی در راسک و شهادت و زخمی شدنِ چندین نیروی انتظامی توسطِ گروهک‌های تروریستی را محکوم می‌کنیم! مُطلعین و مسئولینِ امـر! مُسبّبینِ جنایت؛ از آن گویندهٔ سخنانِ ناامن‌کنندهٔ در فضایِ امنیتیِ استان، تا آن گروهکِ جیش‌الظلم که مسئولِ این حملهٔ تروریستی‌ست را مجازات کنید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه دربارهٔ مراسمِ اعطایِ جایزهٔ صلحِ نوبل به نرگس محمدی گذشت:
-حضورِ عبدالله مهتدی- سرکردهٔ گروهک تروریستی کومله و تجزیه‌طلبان کردستان- در مراسم.
-دیدارِ گلشیفته فراهانی با او و در آغوش گرفتنِ مهتدی و تجدید پیمان با او.
-تبریکِ آذر منصوری- رئیس جبههٔ اصلاحات در ایران- به نرگس محمدی.
-حمایتِ نرگس محمدی از محاکمهٔ حمیدنوری زندانیِ ایرانی در سوئد که با ادعاهایِ واهی منافقین علیهِ او تشکیل پرونده شده و سال‌هاست تحت شکنجه‌های متعدد قرار گرفته؛ نرگس محمدی منافقین رو «عدالت‌خواهان» نامیده؛ طنزِ ماجرا اون‌جاست که نرگس محمدی از داخلِ زندان نامه می‌نویسه و ارتباط می‌گیره و از سوئد می‌خواد با محاکمهٔ حمید نوری که حقِ داشتنِ ارتباطی با دیگران نداره؛ دموکراسی رو برایِ ایران به ارمغان بیاره.
-استوری پسر نتانیاهو دربارهٔ کردستان!

-پیش‌تر وزیر اطلاعات اسرائیل، صادق زیباکلام و مریم رجوی هم به نرگس محمدی تبریگ گفته بودن.
اگه اینارو بعنوان تکه‌هایِ پازل کنارِ هم بذارید، نتایجِ جالبی بهتون می‌ده..!