☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «هردفعه یوسف پیامبر میبینم، میگم واقعاً خوشبحالشون که زمانِ پیامبرِ خودشون رو درک کردن؛ کاش ما هم پبامبر و امامِ خودمون رو درک میکردیم؛ پریشب کتاب جاذبه و دافعهٔ علی(ع) از شهید مطهری رو میخوندم، قسمتی دربارهٔ جنگ صفّین که با قلم و زبانِ رسای شهید مطهری…»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
در مقدمهٔ کتاب «نشانههایِ ظهور او» نوشتهٔ محمدخادمیشیرازی اینطور آمده: -آری! تنها چیزی که برایِ بنده تسکیندهنده است، حکایتِ آن پیرزن قدخمیدهٔ مصری است که هنگامِ فروشِ یوسف در بازار بزرگِ مصر، با یک کلاف ریسمان، خودش را از خریداران یوسف اعلام کرد. به او…
ای «یوســفِ زهرا» سر بازارِ محبّت؛
با رشته کلافـی، سرِ سودایِ تو دارم..
با رشته کلافـی، سرِ سودایِ تو دارم..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«شبها که ما میخوابیــم..»
اینجا، فلسطیــــن؛
لالاییِ بچههایِ فلسطینی..
اینجا، فلسطیــــن؛
لالاییِ بچههایِ فلسطینی..
اگر آنلاینشاپ دارید یا میخواید بزنید؛ و کلاً به تولیدمحتوا و کسب و کارِ مجازی علاقمند هستید، برایِ تسهیلِ مسیرتون و مهارتآموزی در حوزهٔ تولیدمحتوا میتونید از مدرسهٔ مهارتآموزی نور کمک بگیرید؛ فاطمهجان چندینساله در زمینهٔ تولیدمحتوا فعالیت میکنن و بصورت تخصصی هم در زمینهٔ تولیدمحتوایِ سئوشده و هم در زمینهٔ تقویت کسب و کار راهنماییتون میکنن.
https://t.iss.one/maharat_noor
https://t.iss.one/maharat_noor
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
ساسیمانکن در واکنش به انتقادات به آهنگهایِ سخیفش گفته آهنگهایِ من مخصوصِ بزرگساله؛ اینکه شما نمیتونید بچههاتون رو کنترل کنید؛ به من ربطی نداره. البته ساسیمانکن به شما نمیگه اگه اهنگها برایِ بزرگساله؛ چرا از نمادهایِ کودکانه استفاده میکنه؟ چرا گریم…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این تیکه از حرفهایِ استاد شجاعی کاملاً مرتبط با این پُست بود؛ ببینید، و تعادل و تعامُـل رو در روشِ تربیتیتون، و هم دربارهٔ تربیت نظامِ فکری خودتون هم مدنظر قرار بدید.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یه مادر دخترِ خودشو برده پیش تتلو با گریه و زاری، بهش میگه برو بغلش کن. ربطش چیه؟
ربطش به اینه که بجز مسائلِ اخلاقی و فحاشیها و توهین به مقدسات و… شکایتهای خصوصیِ متعدد از تتلو بابتِ سوءاستفاده از دخترای زیر ۱۸سال ثبت شده. یه عدهای که یه مدت باهاش در ارتباط بودن هم ادعا کردن تویِ خونهٔ تتلو شاهدِ این اتفاقات بودن که واسطه میفرستاده تا دخترایِ نوجوونِ طرفدارش بیان پیشش و خودشون هم مدعی شدن که بابتِ آزار علیهش شکایت کردن.
کی مقصره؟ در وهلهٔ اول این مادر و امثالِ این مادر.
شما میدونی آهنگها و محتوایِ صفحهٔ این افراد برای آینده و شخصیتِ فرزندت ضرر داره، میدونی حولِ محور جنونِ سلبریتیسم گشتن هم فرآیندِ خطرناکیه. باز برایِ وابستگی بیشتر فرزندت به این موضوع پیشقدم میشی؟! قانون و مجازات سرِ جای خودش باید ایفایِ نقش کنه و موضوعات رو نمیشه و نمیتونیم تکبُعدی بررسی کنیم؛ ولی شماییکه در نقشِ خانواده از دابسمش خوندنِ فرزندت با آهنگهایِ ساسی مانکن و تتلو فیلم میگیری هم روشنفکر نیستی؛ چون حتماً قاتل روحِ فرزندت خواهی شد.
ربطش به اینه که بجز مسائلِ اخلاقی و فحاشیها و توهین به مقدسات و… شکایتهای خصوصیِ متعدد از تتلو بابتِ سوءاستفاده از دخترای زیر ۱۸سال ثبت شده. یه عدهای که یه مدت باهاش در ارتباط بودن هم ادعا کردن تویِ خونهٔ تتلو شاهدِ این اتفاقات بودن که واسطه میفرستاده تا دخترایِ نوجوونِ طرفدارش بیان پیشش و خودشون هم مدعی شدن که بابتِ آزار علیهش شکایت کردن.
کی مقصره؟ در وهلهٔ اول این مادر و امثالِ این مادر.
شما میدونی آهنگها و محتوایِ صفحهٔ این افراد برای آینده و شخصیتِ فرزندت ضرر داره، میدونی حولِ محور جنونِ سلبریتیسم گشتن هم فرآیندِ خطرناکیه. باز برایِ وابستگی بیشتر فرزندت به این موضوع پیشقدم میشی؟! قانون و مجازات سرِ جای خودش باید ایفایِ نقش کنه و موضوعات رو نمیشه و نمیتونیم تکبُعدی بررسی کنیم؛ ولی شماییکه در نقشِ خانواده از دابسمش خوندنِ فرزندت با آهنگهایِ ساسی مانکن و تتلو فیلم میگیری هم روشنفکر نیستی؛ چون حتماً قاتل روحِ فرزندت خواهی شد.
هربار یوســفپیامبر پخــش میشه، یادِ این حرف استاد غلامی میفتم و دلم غَنــج میره؛ از پیامبرِ نازنین و نورانیمون [استاد غلامی حضرتپیامبر رو همینقدر زیبا یاد میکنن] پرسیدن شما زیباترید یا یوسف؟ میفرمایند که «کان یوسف اجمل و لکنی املح»
برادرم یوسف زیباتر بود، ولی من بانمکترم..
اگرچه حُسـنفروشان به جلــوه آمدهاند،
کسی به حُسن و مَلاحت، به یارِ ما نرسد..
-خب من بمیرم برای ملاحتِ شما :)🤍
برادرم یوسف زیباتر بود، ولی من بانمکترم..
سفینهالبحار،ج۲،ص۵۴۶.اگرچه حُسـنفروشان به جلــوه آمدهاند،
کسی به حُسن و مَلاحت، به یارِ ما نرسد..
-خب من بمیرم برای ملاحتِ شما :)🤍
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱۸ آذر ۱۳۳۲ بود. کمتر از چهارماه از کودتایِ ۲۸ مرداد با نقشآفرینیِ انگلیس و آمریکا میگذشت. «ریچارد نیکسون» نائب ریاستِ جمهوری آمریکا به تهران آمد. این اولین سفر یک مقام بلند پایه آمریکایی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به ایران و سقوط دولت مصدق بود؛ دولتی که از شرِ انگلیس به آمریکا پناه برده بود ولی توسطِ همان آمریکا ذبح شد. یکی از برنامههای سفر نیکسون، حضور در دانشگاه تهران و دریافت دکتری افتخاری بود؛ اما دو روز قبل از آن اتفاقی افتاده بود. همزمان با ورود نیکسون مقالهای تحت عنوان «سه قطره خون» منتشر شد.
در این مقاله آمده بود: « هرگاه دوستی از سفـر میآید یا کسی از زیارت بازمیگردد یا شخصیتی بزرگ وارد میشود، ما ایرانیان به فراخورِ حال، در قدم او گاوی و گوسفندی قربانی میکنیم؛ آقای نیکسون! وجود شما آنقدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانانِ این کشور یعنی دانشجویان را قربانی کردند…!»
-تا امروز دانشجویِ ایرانی در سایهٔ جهل و تحریفِ تاریخ؛ شعارِ جاویدشاه و درود بر پهلوی سر دهد!
در این مقاله آمده بود: « هرگاه دوستی از سفـر میآید یا کسی از زیارت بازمیگردد یا شخصیتی بزرگ وارد میشود، ما ایرانیان به فراخورِ حال، در قدم او گاوی و گوسفندی قربانی میکنیم؛ آقای نیکسون! وجود شما آنقدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانانِ این کشور یعنی دانشجویان را قربانی کردند…!»
-تا امروز دانشجویِ ایرانی در سایهٔ جهل و تحریفِ تاریخ؛ شعارِ جاویدشاه و درود بر پهلوی سر دهد!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزِ دانشجــو به همهٔ جوینــدگانِ دانش و منطقِ مطالبه -خصوصاً اونهاییکه سالِ گذشته جلویِ نشخوارکنندگان و جَوَندگانِ دانش در دانشــگاهِ استکهلم و شریف ایستادن و ازشون کمتر حرفی زده شد- مبارک.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیازمندِ دعام؛ با زبانیکه باهاش گناه نکردم..
یه صلــوات میفرستید فوت کنید اینوَر؟🌱
یه صلــوات میفرستید فوت کنید اینوَر؟🌱
که دنیا به خُســرانِ عُقبیٰ نَیرزَد،
به دوری زِ اولادِ زهرا(
به دوری زِ اولادِ زهرا(
س) نَیرزَد..استادی میگفت زمانِ ظهور، رذایلِ اخلاقیمونه که مارو در برابرِ حضرت قرار میده؛ تنبلی، غرور، حسادت، ترس، ادعا!
تویِ کتاب «شب چهلم» یه روایتی از ملاقات با صاحبالزمان(عج) میخوندم؛ دگرگونم کرد! دنبالهٔ قصههایِ پُردردِ نامههایِ روانه به اباعبدالله و تن دادن امامحسن به صلح با معاویه و غصههایِ غربت امیرالمومنین بود؛ تا چندوقت دست و دلم به کاری نمیرفت..
یکی از مُحبینِ حضرتمهدی یه روز وقتی خیلی از ظلمهایی که به شیعیان و مسلمین میشه غصه میخوره، بیتاب میشه و سر از بیابون درمیاره و با زاری و ناله، و با عِتاب فریاد میزنه که پس امامِ ما کجاست؟ الان دیگه غیبت معنی نداره وقتی اینهمه یارِ مخلص داری و اینهمه ظلم به مسلمین میشه؟ چرا ظهور نمیکنی؟
تو همین حال بود که مَردی نورانی رو میبینه که به سمتش میاد و میگه «به چه کسی اینهمع عِتاب و خطاب میکنی؟!» این شیخ میگه با امامزمانم! میخوام بدونم وقتی توی همین شهرِ من هزاران یارِ منتظر داره و اینهمه ظلمی که دنیا رو گرفته؛ پس چرا ظهور نمیکنه؟
اون مَرد نورانی جواب میدن که من صاحبالزمان هستم! اینطور عِتاب و خطاب نکن چون چیزی که فکر میکنی درست نیست؛ تو همین شهرِ حلّه که میگی من هزاران یار دارم، جز تو و فلانقصاب کسی یارِ من نیست…
و به شیخ دستور میدن شبِ جمعه، توی خونهت هرکسی رو که فکر میکنی منتظر منه دعوت کن؛ دوتا بزغاله به پشتبوم ببر و قصّاب رو هم دعوت کن.
شبِ جمعه میرسه و هزاران نفر از همون افرادی که شیخ فکر میکرد از محبّین و مخلصینِ منتظر حضرت هستن هم دعوت بودن؛ قصّاب و دوتا بزغاله هم همینطور، صدای دعای فرج و ناله و زاری به پیشگاهِ خداوند هم بلند بود که یهو یه نوری به سمتِ پشتِ بومِ خونه میاد؛ یه عده ناله میکنن، یه عده بخاطرِ حضرت گریه میکنن. حضرت صدا میزنن که قصّاب بالا بیاد! قصّاب بدونِ درنگ به پشتبوم میره و بعدِ چند لحظه خون از ناودون شُرّه میکنه! همه فریاد میزنن که ای وای قصّاب رو کُشت! وای گفته بود اگر ظهور کنه همه رو گردن میزنه و ای وای که قصّاب بیچاره رو کُشت…
بعد چندلحظه حضرت؛ شیخ رو هم صدا میزنن، مردم میخوان جلوی شیخ رو بگیرن و میگن بابا نرو بالا، تورو هم میکُشه؛ اما شیخ به بالا میره و میبینه که قصّاب به دستورِ حضرت بزغالهها رو قربانی کرده؛ بزغالهٔ دوم رو هم قربانی میکنه و خون باز جاری میشه…
صدای همه بلند میشه و شیخ از شنیدن حرفهاشون خجالت میکشه و عرقِ شرم به پیشونیش میشینه…
حضرت میگن حالا برو به همه بگو برایِ ملاقاتِ من بالا بیان. این اقا هم سریعاً میره پایین ولی با حیاطِ خالی مواجه میشه :)
بدو بدو سمتِ کوچه میره و میبینه همهشون در حالِ فرارن و فریاد میزنن مهدیِ موعود آمد و قصّاب و شیخ را کُشت…
شیخ شرمندگی و بُغضِ ترکیده به سمت حضرت میره، حضرت میفرمایند که «ای شیخ! دیگر اینقدر با من عِتاب و خطاب نکن؛ این حلّه بود که میگفتی بیشتر از هزار نفر از مخلصینِ ما آنجاست! چه شد که از میان این منتخبین؛ کسی جز تو و این مرد قصّاب نماند؟»
و خطِ آخر؛
او میرود و من شرمنده از رفتارم زیر لب زمزمه میکنم؛ «مولای غریبِ من…»
تویِ کتاب «شب چهلم» یه روایتی از ملاقات با صاحبالزمان(عج) میخوندم؛ دگرگونم کرد! دنبالهٔ قصههایِ پُردردِ نامههایِ روانه به اباعبدالله و تن دادن امامحسن به صلح با معاویه و غصههایِ غربت امیرالمومنین بود؛ تا چندوقت دست و دلم به کاری نمیرفت..
یکی از مُحبینِ حضرتمهدی یه روز وقتی خیلی از ظلمهایی که به شیعیان و مسلمین میشه غصه میخوره، بیتاب میشه و سر از بیابون درمیاره و با زاری و ناله، و با عِتاب فریاد میزنه که پس امامِ ما کجاست؟ الان دیگه غیبت معنی نداره وقتی اینهمه یارِ مخلص داری و اینهمه ظلم به مسلمین میشه؟ چرا ظهور نمیکنی؟
تو همین حال بود که مَردی نورانی رو میبینه که به سمتش میاد و میگه «به چه کسی اینهمع عِتاب و خطاب میکنی؟!» این شیخ میگه با امامزمانم! میخوام بدونم وقتی توی همین شهرِ من هزاران یارِ منتظر داره و اینهمه ظلمی که دنیا رو گرفته؛ پس چرا ظهور نمیکنه؟
اون مَرد نورانی جواب میدن که من صاحبالزمان هستم! اینطور عِتاب و خطاب نکن چون چیزی که فکر میکنی درست نیست؛ تو همین شهرِ حلّه که میگی من هزاران یار دارم، جز تو و فلانقصاب کسی یارِ من نیست…
و به شیخ دستور میدن شبِ جمعه، توی خونهت هرکسی رو که فکر میکنی منتظر منه دعوت کن؛ دوتا بزغاله به پشتبوم ببر و قصّاب رو هم دعوت کن.
شبِ جمعه میرسه و هزاران نفر از همون افرادی که شیخ فکر میکرد از محبّین و مخلصینِ منتظر حضرت هستن هم دعوت بودن؛ قصّاب و دوتا بزغاله هم همینطور، صدای دعای فرج و ناله و زاری به پیشگاهِ خداوند هم بلند بود که یهو یه نوری به سمتِ پشتِ بومِ خونه میاد؛ یه عده ناله میکنن، یه عده بخاطرِ حضرت گریه میکنن. حضرت صدا میزنن که قصّاب بالا بیاد! قصّاب بدونِ درنگ به پشتبوم میره و بعدِ چند لحظه خون از ناودون شُرّه میکنه! همه فریاد میزنن که ای وای قصّاب رو کُشت! وای گفته بود اگر ظهور کنه همه رو گردن میزنه و ای وای که قصّاب بیچاره رو کُشت…
بعد چندلحظه حضرت؛ شیخ رو هم صدا میزنن، مردم میخوان جلوی شیخ رو بگیرن و میگن بابا نرو بالا، تورو هم میکُشه؛ اما شیخ به بالا میره و میبینه که قصّاب به دستورِ حضرت بزغالهها رو قربانی کرده؛ بزغالهٔ دوم رو هم قربانی میکنه و خون باز جاری میشه…
صدای همه بلند میشه و شیخ از شنیدن حرفهاشون خجالت میکشه و عرقِ شرم به پیشونیش میشینه…
حضرت میگن حالا برو به همه بگو برایِ ملاقاتِ من بالا بیان. این اقا هم سریعاً میره پایین ولی با حیاطِ خالی مواجه میشه :)
بدو بدو سمتِ کوچه میره و میبینه همهشون در حالِ فرارن و فریاد میزنن مهدیِ موعود آمد و قصّاب و شیخ را کُشت…
شیخ شرمندگی و بُغضِ ترکیده به سمت حضرت میره، حضرت میفرمایند که «ای شیخ! دیگر اینقدر با من عِتاب و خطاب نکن؛ این حلّه بود که میگفتی بیشتر از هزار نفر از مخلصینِ ما آنجاست! چه شد که از میان این منتخبین؛ کسی جز تو و این مرد قصّاب نماند؟»
و خطِ آخر؛
او میرود و من شرمنده از رفتارم زیر لب زمزمه میکنم؛ «مولای غریبِ من…»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «هربار یوســفپیامبر پخــش میشه، یادِ این حرف استاد غلامی میفتم و دلم غَنــج میره؛ از پیامبرِ نازنین و نورانیمون [استاد غلامی حضرتپیامبر رو همینقدر زیبا یاد میکنن] پرسیدن شما زیباترید یا یوسف؟ میفرمایند که «کان یوسف اجمل و لکنی املح» برادرم یوسف زیباتر…»
بعد اینهمه سال بازم با سکانس دیدارِ حضرت یعقوب و حضرتِ یوسف اشکم درمیاد؛ انشالله همین جمع همچین اشکی:
…وقتی مهــدی(عج) واردِ کوفـه میشود، بر فرازِ منبر قرار میگیرد، سخن آغاز میکند، درحالیکه مردم از شدت شوقِ دیدارش آنچنان میگِریَند که از شدت گریه نمیفهمند امام(ع) چه میفرماید…
-
-
…وقتی مهــدی(عج) واردِ کوفـه میشود، بر فرازِ منبر قرار میگیرد، سخن آغاز میکند، درحالیکه مردم از شدت شوقِ دیدارش آنچنان میگِریَند که از شدت گریه نمیفهمند امام(ع) چه میفرماید…
-
امام محمدباقر(علیهالسلام)-
الارشاد ج۲،ص۳۸۰،شیخمفید رحمةاللهبهطرزِ عجیبی دلم برای بارون تنگ شده؛ به لحـاظِ روحی نیاز دارم مقصدِ معیّن برایِ یه فرشتهٔ حامل قطرهٔ بارون باشم.
چرا مرگ بر آمریکا؟
آمریکا قطعنامهٔ شورایِ امنیت مبنی بر آتشبس در غزه -بعد از کُشتارِ بیش از ۱۷ هزار انسـان که اکثراً زن و بچه بودن- وِتو کرد. نمایندهٔ اسرائیل از بایدن بخاطرِ حمایت قاطعانه از بمبارانِ غزه تشکر کرد تا برایِ هزارمین بار کشکبودنِ قواعــد حقوقِ بشری بینالمللی رو به جهان و به ما که نگـرانِ آزادیمون بودن؛ یادآوری کنه. غــرب ارزشی برایِ «انسان» قائل نیست.
این تروریستهایِ کت و شلواری..
آمریکا قطعنامهٔ شورایِ امنیت مبنی بر آتشبس در غزه -بعد از کُشتارِ بیش از ۱۷ هزار انسـان که اکثراً زن و بچه بودن- وِتو کرد. نمایندهٔ اسرائیل از بایدن بخاطرِ حمایت قاطعانه از بمبارانِ غزه تشکر کرد تا برایِ هزارمین بار کشکبودنِ قواعــد حقوقِ بشری بینالمللی رو به جهان و به ما که نگـرانِ آزادیمون بودن؛ یادآوری کنه. غــرب ارزشی برایِ «انسان» قائل نیست.
این تروریستهایِ کت و شلواری..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مجلسِ نمایندگان آمریکا از رؤسایِ دانشـگاههایِ هاروارد، پنسیلوانیــا و امآیتی سوال و جواب [بخوانید بازجــویی] میکنه؛ بخاطر راهپیمایی دانشجوها و اساتید به جنایات اسرائیل در غزه.
ما هم اینجا زیباکلامهایِ غربزدهای داریم که مغزِ دانشجو رو میشورن و پهن میکنن و آزادانه حرفِ حمایت از اسرائیل میزنن؛ هربار هم یه حرف رو تکـرار میکنن و جواب میگیرن؛ ولی از روو نمیرن؛
مثلاً میتونیم این روشنفکرنماهایِ بامزّه رو بعنوانِ سنگِپا صادرشون کنیم به همین «مهدِ آزادیِ بیان.»
ما هم اینجا زیباکلامهایِ غربزدهای داریم که مغزِ دانشجو رو میشورن و پهن میکنن و آزادانه حرفِ حمایت از اسرائیل میزنن؛ هربار هم یه حرف رو تکـرار میکنن و جواب میگیرن؛ ولی از روو نمیرن؛
مثلاً میتونیم این روشنفکرنماهایِ بامزّه رو بعنوانِ سنگِپا صادرشون کنیم به همین «مهدِ آزادیِ بیان.»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این توضیحاتِ بهادریِجهرمی برای ماجـرایِ چای دبش و کشفِ فساد رو تازه دیدم، شما احتمالاً دیدید؛
این لینکِ خبرِ فروردینماه رو هم احتمــالاً دیدید؛ رئیس قوهقضاییه و وزیر اطلاعات هم توضیحاتی دادن؛ آغازِ تخصیصِ ارز به چای (که اصولاً کالایِ اساسی هم محسوب نمیشه) سال ۹۷ بوده تا اینکه فروردین، این دولت به ماجرا ورود پیدا کرده و بعد از گزارشِ فساد، تشکیل پرونده در قوهٔ قضاییه صورت گرفته؛ خلاصه توضیحاتِ مفصل ارائه شد.
-این روندِ پاسخگویی سخنگویِ دولت در همون ابتدای امر برایِ من از پارسال جالب شد؛ تویِ شلوغیها رفته بود دانشگاه علامه- من هم بودم- یه عده با فحاشی و داد و بیداد جلسه رو ترک کردن، ایشون بعدش رفت بینِ همون دانشجوها و باهاشون حرف زد. این «انجاموظیفه» جالبِ توجه بود..
-ولی امید است شفّاف حرفزدن، فسادستیزی، کنار زدنِ بیعرضگانِ بندهٔ قدرت و بازیکنندگان با اعتمادِ ملت و متخصصانِ بیتعهّد، ادامهدار و محاکمــهٔ عاملانِ وضعِ موجود در هرسطح و رنگی عملی بشه. چون:
-هرکس بخشی از کارِ مسلمانان را بر عهده بگیرد و در کارِ آنها مانندِ کار خود دلسوزی نکند، بویِ بهشت را استشمام نخواهد کرد..
این لینکِ خبرِ فروردینماه رو هم احتمــالاً دیدید؛ رئیس قوهقضاییه و وزیر اطلاعات هم توضیحاتی دادن؛ آغازِ تخصیصِ ارز به چای (که اصولاً کالایِ اساسی هم محسوب نمیشه) سال ۹۷ بوده تا اینکه فروردین، این دولت به ماجرا ورود پیدا کرده و بعد از گزارشِ فساد، تشکیل پرونده در قوهٔ قضاییه صورت گرفته؛ خلاصه توضیحاتِ مفصل ارائه شد.
-این روندِ پاسخگویی سخنگویِ دولت در همون ابتدای امر برایِ من از پارسال جالب شد؛ تویِ شلوغیها رفته بود دانشگاه علامه- من هم بودم- یه عده با فحاشی و داد و بیداد جلسه رو ترک کردن، ایشون بعدش رفت بینِ همون دانشجوها و باهاشون حرف زد. این «انجاموظیفه» جالبِ توجه بود..
-ولی امید است شفّاف حرفزدن، فسادستیزی، کنار زدنِ بیعرضگانِ بندهٔ قدرت و بازیکنندگان با اعتمادِ ملت و متخصصانِ بیتعهّد، ادامهدار و محاکمــهٔ عاملانِ وضعِ موجود در هرسطح و رنگی عملی بشه. چون:
-هرکس بخشی از کارِ مسلمانان را بر عهده بگیرد و در کارِ آنها مانندِ کار خود دلسوزی نکند، بویِ بهشت را استشمام نخواهد کرد..
پیامبر فرمودند.☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «استادی میگفت زمانِ ظهور، رذایلِ اخلاقیمونه که مارو در برابرِ حضرت قرار میده؛ تنبلی، غرور، حسادت، ترس، ادعا! تویِ کتاب «شب چهلم» یه روایتی از ملاقات با صاحبالزمان(عج) میخوندم؛ دگرگونم کرد! دنبالهٔ قصههایِ پُردردِ نامههایِ روانه به اباعبدالله و تن دادن…»
کاشکی میشد دلم رو فرشِ زیرِ پاهاتون کنم؛ همونجاییکه نشستید و دست کشیدید روِ سر زائراتون..