☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
امسال سالِ اولین‌ها بود. اولین «تا آخرِ ماهِ صفر مشکی پوشیدن» و اولین «دلتنگِ مُحرّم و صفر شدن». اولین اشکِ شوق و ذوق توأمان با حُزن از نوایِ «حیدر حیدر». و خیلی اولین‌هایِ دیگه. مسلمان بودن و خاصّه؛ شیعه بودن رو دوست دارم. از جانم بیشتر. و امسال با جان؛ فهمیدم هویّتِ من اینه.
بخشیدنِ یک هویّتِ قاعده‌مند و «زنده»، زنده‌تر از هر زنده‌ای و همیشگی‌تر از هر همیشه‌ای. تاکید دارم رویِ «زنده» بودن، که توفیر داره با یک مُردگیِ مُکدّری که با لایه‌هایِ رنگِ سبزِ روغنی بزک می‌شه.

قاعده داشتن برای شادی و غَمِ زنده، حَیّ و حاضر رو دوست دارم. رفاقت با یک حُزنِ عمیقِ پناهگاهِ غم‌خوار رو دوست دارم. قبل از مُحرّم و صفر دل‌آشوبهٔ سنگینیِ غمش رو داشتم اما در میانه‌ش؛ غمِ کهنهٔ مُردهٔ شکستهٔ حُناق شده‌م، سبک شد. صاحبِ این ماه از غمِ خودش گذشت تا غصهٔ دلِ من رو سبک کنه، تعدیل کنه، حالم رو بهتر کنه. همون‌طور که از جانِ شیرین‌ش گذشت تا این «زندگی» به من برسه. من براش هیچ‌کار نکردم ولی از هیچ‌کار نکردنِ من هم گذشت تا اسمش به زبانِ من بیاد و محبّتِش به دلِ من.

ربیع‌الاول رسید و مِشکی از تن درآوردنِ امسال هم برایِ من حَیّ و حاضره، زنده و ناظره. مثلِ چشم گفتنِ روزهٔ اذان صبح تا اذانِ مغربِ ماه رمضان و مثلِ روزه نگرفتنِ عیدِ فطر. جدا از تمامِ مستنداتِ مُتقنِ تاریخی، علمی و عِینی؛ این «زنده» بودن، حالم رو خوب می‌کنه. و من زنده به آنم که برایِ تو بمیرم.. بگذار که بمیرم.
ولی الحَق کُشتی‌گیرامون مصداقِ بارزِ اینن که «حتی اگه نبُردن هم هیـچی از ارزش‌هاشـون نمی‌شه.» به امیدِ بُرد.
فرقِ ما با موجودِ نَجس و نَحسِ بی‌وطن که از سرِ حقارت وطن‌فروشی می‌کنه و از این‌ حقارت و حماقت لذّت می‌بره و دست و پا می‌زنه تا ایران از دور مسابقاتِ جهانی حذف بشه ولی مثلِ همیشه سنگ‌رویِ یخ می‌شه؛ اینه که ما یک هویّت داریم. و انسانِ باهویّت از بُرد و باخت حولِ محورِ «وطن» متأثر می‌شه و خوشحال و ناراحت. ولی نکتهٔ اصلی اینه که در هردو صورت پایِ این هویّت می‌مونه، ثُبات و شرافت داره. لذا نائب‌قهرمــانی و مدالِ نقرهٔ حسن‌یزدانی و «یاعلیِ» روی لباسش برای ماها، با نوایِ دشمن‌سوزِ «حیــدر حیدر» که توی پیجِ اتحادیه جهانی کُشتی، جهانی شد، همون رنگِ طلاییه. گرفتی چی شد؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یازده امتیازِ امیرحســین‌زارع و مدال طلاش و اون «علی‌ابن‌موسی‌الرضا» روی لباسش و دورِ افتخار با پرچم سه‌رنگِ ایران و بوسه‌ش به پرچم؛ خار بشه تو چشِ هر بی‌وطنی که از ناداوریِ مسابقهٔ حسن‌ یزدانی خوشحال شد! کور بشه هر بی‌وطنِ بدبختی که نمی‌تونه سربلندیِ وطن رو ببینه…
شما فکر کن یه‌سال واقعاً جون بکَنی، از در و دیوار آویزون بشی که ورزش جمهوری اسلامی ایران رو تحریم کنن و برای سالگردِ یه «جنبشِ از پیش‌شکست خوردهٔ هشتگی» چندتا هشتگ آماده کنی، بعد ۲۵ شهریور برسه ملت رسماً تورو به بندِ کفشِ خودشون هم حساب نکنن؛ یه استوری چیه؟ همونم برات نذارن. دیگه دم‌دستی‌ترین راه برای این‌که نشون بدی خیلی فشاری شدی اینه که از مدال‌نقرهٔ یزدانی خوشحال ‌شی و برایِ مدال‌طلای زارع و سرودِ زیبایِ جمهوری‌اسلامی لال بمیری. این تابلوترین خصیصهٔ یک موجودِ ذَلیله.
خلاصه‌ش اینه؛ این خانومی که می‌بینید از باختِ «حسن‌یزدانی» خوشحاله؛ پارسال باد به غبغب‌انداخته رفت تو تجمعاتِ ضدایرانی، با کلی دُم‌تکون دادن. خودش ضدایرانیه. رفت تو تجمعاتِ آدمایی که مثل خودش بودن. فحش و کتک خورد، با گریه استوری گذاشت که بهم حمله کردن. کیا؟ همونایی که فکر می‌کرد برا اتّحاد می‌ره پیششون که لگد بزنه به وطن. بعد همونا هم گردن نگرفتنش.

این عوعــویِ بی‌وطنی هم جالبه؛ یه مُشت «آوارهٔ بی‌دستاورد» که اساساً بود و نبودشون به یک هشتگ و کلیک بسته‌س، برایِ پهلوونی‌ که «تا فینال رفت و نائب‌قهرمان شد» تو مَجازی شاخ و شونه می‌کِشن. خدا هیچکس رو این‌طور آواره و بی‌دستاورد نکنه.
یه چیزی دربارهٔ کپیِ مطالب. من فقط همین یه بَستر رو دارم. نه توییـتر دارم؛ نه اینستاگرام. تو بیو نوشتم «بدونِ صلوات کپی نکنید.» چون اولویتم؛ دیده شدنِ مطلب‌هاست؛ همه هم قطعاً تلگرام ندارن. و می‌بینم تو استوری‌ها و توییـتر مطالبِ کانال منتشر می‌شه به نام‌هایِ مختلف، خیلی حسّاس نیستم روش- البته اون‌ عزیزانی که رو این موضوع حسّاسن کاملاً درست می‌گن، اصل بر اینه که از نویسندهٔ اصلی اجازه بگیرید و بابتِ انتشارِ مطالب راضی باشن، و هر توجیهی برایِ اجازه‌ نگرفتن از صاحبِ اثر مَردوده- ولی در کل. من خوش‌حال می‌شم اگه این‌جا و مطالبش به دردِ کسی بخوره؛ البته ان‌شالله. نمی‌دونم بقیه‌شو. و البته خوش‌حال هم می‌شم اگه این‌جا رو به بقیه هم معرفی کنید. =))
راحت می‌شد انقلاب کرد. خیلی راحت، خیلی خیلی راحت، خیلی خیلی خیلی راحت…
ولی خب در واقعیت مردم شما را به بندِ کفشِ خویـش گرفتند.
استرس و غیرت در چهرهٔ پژمان درستکار >>>>>
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
راحت می‌شد انقلاب کرد. خیلی راحت، خیلی خیلی راحت، خیلی خیلی خیلی راحت… ولی خب در واقعیت مردم شما را به بندِ کفشِ خویـش گرفتند.
تورو قرآن این لاشخورارو ببین :))
داداش خودِ ۲۵ام بجز سگ و گربه‌هایِ محل، صدای کسی درنیومد، این سلاطینِ مُصادره می‌گن حالا که جمعیت رفتن دنبال رونالدو؛ از فرصت استفاده کنیم. اگه همین جمعیت رو فردا به اسمِ قیام‌شون نزدن حالا!
تمامِ ایران رو می‌خوان به لرزه دربیارن.
برای تحلیل و تحقیرِ فرهنگ و هویّتِ ملی ایرانی، نیاز نیست با استناد به تصاویر هیجانی حضور جمعیت هواداران رونالدو، طبق معمول به «خودتحقیری» رو بیارید، مُشابهِ چنین رفتارهایِ هیجانی رو خیلی جاها می‌بینید -درست یا غلط- سرچ کنید. هویّتِ ایرانی رو می‌تونید توی مصاحبهٔ جوانمردانهٔ امیرحسین زارع بعد از بُردِ مدال طلا پیدا کنید، می‌تونید در تجمعاتِ میلیونی مذهبی و آئینی، و حضورِ مردم در مناسباتِ ملّی پیدا کنید. و همچنین در کمک‌هایِ جهادی در بحران‌هایِ سیل، زلزله و کرونا. هیجاناتِ افراطی و همه‌گیرِ فوتبالی معیار مناسبی برایِ تحلیلِ فرهنگ ملی نیست؛ انتقادات به نحوهٔ مدیریت سرجایِ خود.
قسم به «نامِ‌تو»، که «رَمزِ جاودانهٔ» ماست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-دُرسته؟!
باریکلا. بنواز که خوب می‌نوازی سید.

-دیدار اقای رئیسی با اندیشمندان سیاست خارجه امریکا در جریان سفر به نیویورک.
همه منتظرِ فوتبال، حالا من؟!
منتظر سخنرانیِ رئیسی تو سازمان ملل.😐🤌🏻
به مناسبتِ سخنرانی رئیسی تو سازمان ِ ملل، یادی کنیم از این کُپیِ بی‌ارزشِ عکسِ یادگاری علینژادِ مفلوک با صندلی‌‌ها و سالُنِ خالی، و اون سینیِ استکان‌ها :)))
باریکلا سید، باریکلا.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیشب همزمان با سخنرانیِ رئیس‌جمهور، دیپلماتِ اسرائیلی وسطِ جلسه می‌خواسته عکسِ مهسا امینی رو بالا بگیره- لاشخورها این‌گونه‌اند- که این‌طور با خِفّت از جلسه اخراج می‌شه. حالا اینش به کنار؛ چون به هرحال تهش کلاً اخراج می‌شی و البته قبل‌ش یاد می‌گیری تصویرِ قربانیانِ تروریسمِ صهیونیستی مثل شیرین‌ابوعاقله رو بالا بگیری. ولی اون «نکبت»ی که وسطِ اخراج شدن نثارت کردن، نوشِ جونت.
«در راهِ خـدا آنگونه كه شايسـته است تلاش كن، و هرگز سرزنشِ مَلامَتگران تو را از تلاش در راهِ خدا باز ندارد.»

نامهٔ ۳۱ نهج‌البلاغه.
- حالا که غربگــراها سعی می‌کنن با تمسخُرِ تصویرِ نماز خوندنِ رئیسی، سخنرانیِ خوبش رو به حاشیه ببرن؛ علتِ انتخابِ این جملهٔ نوشته شده در دیدارِ رهبری با اعضایِ دولت هویداتر می‌شه :))
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-چرا دستت می‌لرزه؟
+شما گروه‌هارو می‌دین به پول‌های تروریستی :))


این حواشیِ بامزهٔ سفر رئیس‌جمهور به سازمان ملل تا مدت‌ها موجباتِ سرگرمیِ مارو فراهم می‌کنه :))

وقتی می‌گیم اینترنشنال تروریستیه، یعنی چی؟
یعنی همین! از تبلیغ نحوهٔ ساخت کوکتل مولوتف و دعوت به خشونت و خون‌ریزی، و تطهیر جنایاتِ منافقین و تجزیه‌طلبان؛ التماس برایِ تحریم ملت و حملهٔ نظامی؛ تا عصبانیت از موفقیتِ دیپلماسی ایران و چرخشِ مواضعِ کشورهای خارجی. و حالا لرزشِ دست، موقعِ بازجویی از تیمِ رئیس‌جمهور رسمیِ ایران.

باشه حالا آروم باش. اینا حتی نمی‌تونن ادایِ یک خبرنگار حرفه‌ای رو دربیارن!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم همونه، هنوز دستش داره می‌لرزه :))
فقط آخرش :))

خنده‌هایِ مجتبی امینی، یوسف سلامی و I Love Iran خاخام‌هایِ یهودیِ ضدصهیونیست، این‌جوری دست موجودِ تروریست رو می‌لرزونه؛ تروریستی که با افتخار اعلام می‌کنه «تحریمِ کودکان پروانه‌ای» بخاطر اعمال تروریستیِ ایرانه و نه‌تنها هیچ تقصیری گردنِ تحریم‌کننده نمیندازه؛ بلکه کارشناس دعوت می‌کنه تا شاید تحریم‌ بیشتری علیه ایران اِعمال بشه.