«امامحسن(ع) سازشگر نبود.»
-اگر امامحسن به صُلح دچار مىشود، به خاطر تنهايى و خيانتِ يارانى است كه پولِ معاويه و رياست او را به دل گرفتند و از امام بريدند. و اگر على در برابرِ معاويه و قرآنهاى بلند صلح را نمىپذيرد، به خاطر فريب و نيرنگى است كه در ميان است. پس صلح و سازش در جنگهاى عقيدتى و در مبارزههاى مقدس دینی تا رسيدن به هدف معنا ندارد. مگر آنجا كه به دشمن فرصتِ بازگشت بدهى و يا براى خودت فرصت جمعآورى و تجديدِقوا بخواهى.
-حضرت از هدفِ خود تخفيف نداد و از باطل برایِ حق نردبان نساخت؛ چون هر مبارزى كه از هدف مايه بگذارد و كوتاه بيايد، بر فرض ببرد، باخته است. بگذر از اينكه باختها حتمى است، كه در موضعِ ضعف، كارى نمىتوان كرد و تخفيفها از اين موضعِ ضعيف خبر مىدهند.
امامحسن(ع) سازشگر نيست؛ چون نه تخفيف داده و نه تسليم شده؛ چون ياورى ندارد، تحميل نمىكند؛ مىايستد تا زمينه را فراهم نمايد.
-دنيا با تمامِ گوشهایش میشنود كه میگویند اماممجتبیٰ مؤمنين را ذليل كرد! كه امام مجتی زبانش گويا نبود! كه او ترسيد، و از جنگ هراسيد!
راستی كه عجب تلخهایِ شیرینی است. امام مجتبی كه زبانش معاويه را مىلرزاند، گنگ معرفى مىشود و مردمى كه به دنيا روى مىآورند عزّتِ خدا مىشوند و خطاب مذلّ المؤمنين سر مىدهند آن هم تا روزهاى آخر، حتی آن هنگام كه امام پارههاى جگرش را در ميان طشت مىبيند و خونِ دلش را به روى زمين مىريزد.
شيرينیِ دنيا در همين است كه با تلخىهايش، نهفتهها را آشكار مىكند و تهِ كيسه را بيرون مىريزد و سرمايهها را نقد مىنمايد.
-استاد علیصفاییحائری
•قیام- صفحه ۲۴۲
•تطهیر با جاری قرآن - صفحه ۳۰۵.
•درسهايى از انقلاب- صفحه ۱۹۲.
-مظلومیتِ امامحسن(ع) تا امروز هم جاریست! برخی عافیتطلبِ رنگ به رنگ، از جنسِ همان عافیتطلبانی که امام را تنها گذاشتند، امروز او را اهلِ سازش میخوانند تا عافیتطلبیِ خودشان را پنهان کنند..
-اگر امامحسن به صُلح دچار مىشود، به خاطر تنهايى و خيانتِ يارانى است كه پولِ معاويه و رياست او را به دل گرفتند و از امام بريدند. و اگر على در برابرِ معاويه و قرآنهاى بلند صلح را نمىپذيرد، به خاطر فريب و نيرنگى است كه در ميان است. پس صلح و سازش در جنگهاى عقيدتى و در مبارزههاى مقدس دینی تا رسيدن به هدف معنا ندارد. مگر آنجا كه به دشمن فرصتِ بازگشت بدهى و يا براى خودت فرصت جمعآورى و تجديدِقوا بخواهى.
-حضرت از هدفِ خود تخفيف نداد و از باطل برایِ حق نردبان نساخت؛ چون هر مبارزى كه از هدف مايه بگذارد و كوتاه بيايد، بر فرض ببرد، باخته است. بگذر از اينكه باختها حتمى است، كه در موضعِ ضعف، كارى نمىتوان كرد و تخفيفها از اين موضعِ ضعيف خبر مىدهند.
امامحسن(ع) سازشگر نيست؛ چون نه تخفيف داده و نه تسليم شده؛ چون ياورى ندارد، تحميل نمىكند؛ مىايستد تا زمينه را فراهم نمايد.
-دنيا با تمامِ گوشهایش میشنود كه میگویند اماممجتبیٰ مؤمنين را ذليل كرد! كه امام مجتی زبانش گويا نبود! كه او ترسيد، و از جنگ هراسيد!
راستی كه عجب تلخهایِ شیرینی است. امام مجتبی كه زبانش معاويه را مىلرزاند، گنگ معرفى مىشود و مردمى كه به دنيا روى مىآورند عزّتِ خدا مىشوند و خطاب مذلّ المؤمنين سر مىدهند آن هم تا روزهاى آخر، حتی آن هنگام كه امام پارههاى جگرش را در ميان طشت مىبيند و خونِ دلش را به روى زمين مىريزد.
شيرينیِ دنيا در همين است كه با تلخىهايش، نهفتهها را آشكار مىكند و تهِ كيسه را بيرون مىريزد و سرمايهها را نقد مىنمايد.
-استاد علیصفاییحائری
•قیام- صفحه ۲۴۲
•تطهیر با جاری قرآن - صفحه ۳۰۵.
•درسهايى از انقلاب- صفحه ۱۹۲.
-مظلومیتِ امامحسن(ع) تا امروز هم جاریست! برخی عافیتطلبِ رنگ به رنگ، از جنسِ همان عافیتطلبانی که امام را تنها گذاشتند، امروز او را اهلِ سازش میخوانند تا عافیتطلبیِ خودشان را پنهان کنند..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سکوتی که بویِ خون میدهد!
-پزشکِ کارشناس اینترنشنال- رضا بهروز- بعد از یکسال تویِ توییتش اعتراف کرده که اولاً هیچکدوم از افرادی که به اسم متخصصِ مغز و اعصاب در اینترنشنال مشارکت داشتن، اینکاره نبودن.
-ثانیاً وضعیتِ سیتیاسکنِ مربوط به مهساامینی که در اینترنشنال منتشر شد، «نرمال» بود و فقط یک نقصِ جمجمه شبیه به محلِ جراحیِ قبلیِ مغز وجود داشت!
-و در ادامه یک پزشکِ دیگه و از چهرههایِ نزدیک به پهلوی- شهرام ماکویی- هم این حرف رو تایید کرده و گفته من هم هیچ چیزِ خارقالعادهای در سیتیاسکن ندیدم.
-اما چرا یکسال سکوت؟ میگه ما سکوت کردیم تا به جنبشِ انقلابی آسیب نرسه! کدوم جنبشِ انقلابی؟ شورشی که از «یک دروغِ بزرگ» شروع شد و با دروغهایِ دیگه که اونها هم سند و مدرکی بر اثباتشون وجود نداشت، ادامه پیدا کرد. با ادعاهایِ کذب و احمقانهای مثلِ اعتصاب غذای حسین رونقی، شکستن پاهای حسین رونقی، تجاوز به آرمیتا عباسی و آسیبهایِ امنیتی و جانی و روانی به وطن وارد کرد و جیبِ وطنفروشهای از هم گُسسته رو پُر کرد! شورشِ دروغگوها.
- بر «دروغگویِ کاسبِ خون» تا قیامت لعنت…
-پزشکِ کارشناس اینترنشنال- رضا بهروز- بعد از یکسال تویِ توییتش اعتراف کرده که اولاً هیچکدوم از افرادی که به اسم متخصصِ مغز و اعصاب در اینترنشنال مشارکت داشتن، اینکاره نبودن.
-ثانیاً وضعیتِ سیتیاسکنِ مربوط به مهساامینی که در اینترنشنال منتشر شد، «نرمال» بود و فقط یک نقصِ جمجمه شبیه به محلِ جراحیِ قبلیِ مغز وجود داشت!
-و در ادامه یک پزشکِ دیگه و از چهرههایِ نزدیک به پهلوی- شهرام ماکویی- هم این حرف رو تایید کرده و گفته من هم هیچ چیزِ خارقالعادهای در سیتیاسکن ندیدم.
-اما چرا یکسال سکوت؟ میگه ما سکوت کردیم تا به جنبشِ انقلابی آسیب نرسه! کدوم جنبشِ انقلابی؟ شورشی که از «یک دروغِ بزرگ» شروع شد و با دروغهایِ دیگه که اونها هم سند و مدرکی بر اثباتشون وجود نداشت، ادامه پیدا کرد. با ادعاهایِ کذب و احمقانهای مثلِ اعتصاب غذای حسین رونقی، شکستن پاهای حسین رونقی، تجاوز به آرمیتا عباسی و آسیبهایِ امنیتی و جانی و روانی به وطن وارد کرد و جیبِ وطنفروشهای از هم گُسسته رو پُر کرد! شورشِ دروغگوها.
- بر «دروغگویِ کاسبِ خون» تا قیامت لعنت…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
-بدیهیترین ویژگیِ وطنفروشِ احمق، زیرسوال بردنِ «وطن» و کاسهلیسیِ دشمنِ وطنه. به راحتی دروغ میگه و طبق گفتهٔ خود اپوزیسیون جیبش رو از دلار پُر میکنه تا نون در خون و نفـرت و آشوب بزنه. از مالِ حرام!
-موجودِ حراملقمه هم مثلِ غربزده؛ نه ایمانی دارد، نه مَسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی؛ نه به خدا، و نه به بشریت!
-و این پولِ حرامه که بیشرفی و بیهویتی میاره،تا اینطور سرزمینِ خودت رو «تروریست» جا میزنی و ترسی از دروغ بافتن در یک تریبونِ بینالمللی نداری. مردم ایران از ترور حاجقاسم جشن گرفتن؟ پولِ حرام چشم رو کور میکنه، زبان رو از گفتنِ حق لال میکنه و گوش رو از شنیدنِ حق، کَــر.
جمعیتِ تشییعِ سردار رو نمیبینی و از تحریمهایِ دشمن علیهِ وطن حمایت میکنی!
-گرچه از نوچهٔ حراملقمهای که برای محاکمهٔ داعشیهایِ حملهکننده به شاهچراغ عصبانی بود، توقّعی جز خوشحالی برایِ ترورِ «دشمنِ داعش» نیست.
-ولی بیچاره فالوورهات، بیچاره دنبالهروهات، بیچاره اونهایی که هنوز با چراغراهنمایِ تو تهِ چاه میرن.
-موجودِ حراملقمه هم مثلِ غربزده؛ نه ایمانی دارد، نه مَسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی؛ نه به خدا، و نه به بشریت!
-و این پولِ حرامه که بیشرفی و بیهویتی میاره،تا اینطور سرزمینِ خودت رو «تروریست» جا میزنی و ترسی از دروغ بافتن در یک تریبونِ بینالمللی نداری. مردم ایران از ترور حاجقاسم جشن گرفتن؟ پولِ حرام چشم رو کور میکنه، زبان رو از گفتنِ حق لال میکنه و گوش رو از شنیدنِ حق، کَــر.
جمعیتِ تشییعِ سردار رو نمیبینی و از تحریمهایِ دشمن علیهِ وطن حمایت میکنی!
-گرچه از نوچهٔ حراملقمهای که برای محاکمهٔ داعشیهایِ حملهکننده به شاهچراغ عصبانی بود، توقّعی جز خوشحالی برایِ ترورِ «دشمنِ داعش» نیست.
-ولی بیچاره فالوورهات، بیچاره دنبالهروهات، بیچاره اونهایی که هنوز با چراغراهنمایِ تو تهِ چاه میرن.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
سکوتی که بویِ خون میدهد! -پزشکِ کارشناس اینترنشنال- رضا بهروز- بعد از یکسال تویِ توییتش اعتراف کرده که اولاً هیچکدوم از افرادی که به اسم متخصصِ مغز و اعصاب در اینترنشنال مشارکت داشتن، اینکاره نبودن. -ثانیاً وضعیتِ سیتیاسکنِ مربوط به مهساامینی که در…
بر «دروغگویِ کاسبِ خون» تا قیامت لعنت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حِیـــــدر حِیـــدر، ای مظلــومِ فاتِــــح…
چقدر حالخوبکُنه این نَوا و این اسمِ زیبا.
•
چقدر حالخوبکُنه این نَوا و این اسمِ زیبا.
•
فیلم منتشرشده
در صفحهٔ فدراسیونِ جهانیِ کشتیاستاد غلامی نقل میکردن شیخ نخودکی(ره) که محلِ دفنشون در صحن انقلاب حرم حضرت رضاست، شبی در یکی از اتاقهایِ صحن عتیق خلوت کردن و مشغولِ ذکر و مراقبه شدن که یکدفعه پردههایِ حجاب از جلویِ چشمشون کنار زده میشه و به اذنِ خداوند میبینن درهای صحنِ عتیق بسته شده و ندایی میگه «حضرت رضا(ع) اراده فرمودهاند تا از زُوّارِ خویش دیدن کنند.»
بعدش خادمین یک کُرسی در همین مکان که محلِ دفنِ شیخ(ره) هست گذاشتن و حضرتِ رضا(ع) روی کُرسی نشستن و دستور دادن درِ شرقی و غربیِ صحن عتیق باز بشه تا زائرین وارد بشن. تمامِ صحن پُر از جمعیت شد و بعضی از اونها به شکلِ انسان و بعضی به شکلِ حیوان بودن و با همین شَمایل از پیشِ روی امام رد میشدن و امام رضا(ع) دستِ محبّت و نوازش رویِ سر همهٔ اون جمعیت- اعم از حیوان و انسان- میکشیدن و اونها رو موردِ مَرحمت و مهربانیِ خودشون قرار میدادن، بعد از دیدنِ این مهربانیِ عمیق از امام، شیخ تصمیم میگیرن برای همیشه تو مشهد ساکن بشن و وصیت میکنن در همون مکانی که کُرسی حضرت رضا(ع) قرار داشت؛ دفنشون کنن..
-دلم میخواد برم حرم،
-بشینم همونجا و بگم؛
هرکه بودم هرکه هستم، برکسی مربوط نیست؛
بر امامِ مهـــربانِ خود پناه آوردهام…
بعدش خادمین یک کُرسی در همین مکان که محلِ دفنِ شیخ(ره) هست گذاشتن و حضرتِ رضا(ع) روی کُرسی نشستن و دستور دادن درِ شرقی و غربیِ صحن عتیق باز بشه تا زائرین وارد بشن. تمامِ صحن پُر از جمعیت شد و بعضی از اونها به شکلِ انسان و بعضی به شکلِ حیوان بودن و با همین شَمایل از پیشِ روی امام رد میشدن و امام رضا(ع) دستِ محبّت و نوازش رویِ سر همهٔ اون جمعیت- اعم از حیوان و انسان- میکشیدن و اونها رو موردِ مَرحمت و مهربانیِ خودشون قرار میدادن، بعد از دیدنِ این مهربانیِ عمیق از امام، شیخ تصمیم میگیرن برای همیشه تو مشهد ساکن بشن و وصیت میکنن در همون مکانی که کُرسی حضرت رضا(ع) قرار داشت؛ دفنشون کنن..
-دلم میخواد برم حرم،
-بشینم همونجا و بگم؛
هرکه بودم هرکه هستم، برکسی مربوط نیست؛
بر امامِ مهـــربانِ خود پناه آوردهام…
Forwarded from ✨اِســــتارزْ موشـــِن✨
به ما که میگفتن فلان مناسبتها رو مُصادره نکنید، ولی سلاطینِ مُصادره؛ خودشون تعطیل رسمیِ ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ رو اینطوری مُصادره میکنن و سپـس در حلقِ مخاطب فرو میکنن.
اره داداش! پارسال که تویِ خود جنبـشتون فراخوانِ اعتصاب زدید، کَسَبه رو تهدید کردید، آدرس مغازههارو گذاشتید و شیشههاشون رو شکستید؛ ملّت کف بازار بودن، نتیجهگیریتون اینه که در سالگردِ همون جنبشِ مفتضحانهتون و دقیقاً در روز تعطیلرسمی که بازار تعطیله، ملت اعتصاب کردن؟ اره خودشه.
ما هرچی شوخیشوخی میگیم؛ اینا جدیجدی همونکارو میکنن، خدایا انصافاً شکرت که دشمنانِ مارو از ابلهها، احمقها، اسکلها و اینگونه موجودات آفریدی.
اره داداش! پارسال که تویِ خود جنبـشتون فراخوانِ اعتصاب زدید، کَسَبه رو تهدید کردید، آدرس مغازههارو گذاشتید و شیشههاشون رو شکستید؛ ملّت کف بازار بودن، نتیجهگیریتون اینه که در سالگردِ همون جنبشِ مفتضحانهتون و دقیقاً در روز تعطیلرسمی که بازار تعطیله، ملت اعتصاب کردن؟ اره خودشه.
ما هرچی شوخیشوخی میگیم؛ اینا جدیجدی همونکارو میکنن، خدایا انصافاً شکرت که دشمنانِ مارو از ابلهها، احمقها، اسکلها و اینگونه موجودات آفریدی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دورت بگردم آقا، که دورِت انقدر شلوغـه..
شما میزبانی و ما مهمانِ دو روزهٔ این دنیاییم، شما شاهی و ما بندهٔ این درگاهیم، شما روحی و ما کالبدِ بیجانیم، شما حافظِ این خاکی و ما در پناهِ شما محفوظیم، شما معشوقی و ما عاشقِ بیقراریم. دورت بگردم که حرمِت انقدر شلوغه، گرچه دورم..
شما میزبانی و ما مهمانِ دو روزهٔ این دنیاییم، شما شاهی و ما بندهٔ این درگاهیم، شما روحی و ما کالبدِ بیجانیم، شما حافظِ این خاکی و ما در پناهِ شما محفوظیم، شما معشوقی و ما عاشقِ بیقراریم. دورت بگردم که حرمِت انقدر شلوغه، گرچه دورم..
کدام شاهزاده به گفتهٔ مسعود بهنود- کارشناس BBC- اندازهٔ یک گاو مهربان نمیفهمد؟
Anonymous Poll
97%
ربعِ پهلوی.
2%
ربعِ سلجوقی.
1%
ربعِ قاجار.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-قصهٔ خون! یکسالگیِ فتنهٔ «دروغ بزرگ.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-حاصلِ یکسال استوری و انقلابِ هشتگی و تدوینِ منشور و در فلان تجمع؛ لیدری کردن و همراه کردنِ سلبریتیهایِ مختلف و فلان بازماندهٔ فلان سلسلهٔ سلطنتی رو مطرح کردن و دعوت به خشونت و تریبون دادن به تجزیهطلب و تطهیرِ رجوی؛ چی بود؟
-تک تک جلویِ دوربین میشینن و از «عدمِ تحملِ همدیگه، توهین و فحاشیِ اپوزیسیون و مخاطب نداشتنِ لیدرهای مدعیِ آزادی» حرف میزنن، از شکست مفتضحانهٔ پروژهٔ پرخرجِ براندازی؛ علیرغمِ توهّماتِ یهساله و حمایتهایِ کشورهای خارجی، و از پشت پردههایِ دروغ!
-اینها ظاهراً یک هدفِ مشترک داشتن و اونم براندازی جمهوریاسلامی بود! ولی در واقعیت مشغولِ گیسکِشی بودن و در خَفا شاهزاده رو «یک گاو» و جمهوریاسلامی رو «ماندنی، دوراندیش و عاقل» میدونستن. و حتی نفاقِ این جماعت و دعوتِ ظاهریِ مخاطب به مبارزه هم نتونست جلوی این «اعتراف» رو بگیره.
-تک تک جلویِ دوربین میشینن و از «عدمِ تحملِ همدیگه، توهین و فحاشیِ اپوزیسیون و مخاطب نداشتنِ لیدرهای مدعیِ آزادی» حرف میزنن، از شکست مفتضحانهٔ پروژهٔ پرخرجِ براندازی؛ علیرغمِ توهّماتِ یهساله و حمایتهایِ کشورهای خارجی، و از پشت پردههایِ دروغ!
-اینها ظاهراً یک هدفِ مشترک داشتن و اونم براندازی جمهوریاسلامی بود! ولی در واقعیت مشغولِ گیسکِشی بودن و در خَفا شاهزاده رو «یک گاو» و جمهوریاسلامی رو «ماندنی، دوراندیش و عاقل» میدونستن. و حتی نفاقِ این جماعت و دعوتِ ظاهریِ مخاطب به مبارزه هم نتونست جلوی این «اعتراف» رو بگیره.
-اصرارِ ادامهدارِ براندازها به ادعایِ دروغِ تجاوز در زندان؛ حتی بعد از افتضاحِ دروغِ شکستن جفت پاهایِ حسین رونقی و اعتصاب غذاش، تجاوز به آرمیتا عباسی، تخلیهٔ کلیههایِ توماج صالحی و جا زدنِ تصاویرِ فتوشاپی پاکستان و افغانستان بجایِ ایران و … و حتی اعترافِ پزشکی که اینترنشنال باهاش مصاحبه کرده بود مبنی بر سکوتِ عمدی در قبالِ «نرمال» بودن سیتیاسکنِ مهسا امینی و سابقهٔ عمل جراحیش؛ که در بسیاری موارد صدایِ خود براندازها رو هم درآورد، یه الگویِ ذهنی از روشِ کارفرماها و کارفرماییه که اخیراً باهاش برایِ کسب نقشهٔ راه جدید ملاقات داشتن.
-این جماعتِ فاقدِ مبنایِ زن زندگی آزادی، وقتی بینِ خودشون دچار گُسستگی میشن هم بدترین فحاشیهایِ جنسی و ناموسی رو نثارِ هم میکنن، به اون پیرمردِ همفکرِ خودشون- «هالو»- در تجمعاتِشون رحم نمیکنن و بهش تعرّضِ جنسی میکنن، حتی یاسمنِ پهلوی هم از تعرّضاتِ جنسیِ این جماعت در امان نیست! و صوتهایِ لو رفتهٔ مجریانِ شبکههاشون هم تک به تک حکایت از تجاوزات و روابطِ جنسی داره و اونهارو مجبور به قطعِ همکاری میکنه.
-طبیعتاً شایعات برایِ گرم نگهداشتنِ تنورِ حماقت مخاطبینشون هم ریشهٔ جنس داره. مثلِ تجاوز به آرمیتا عباسی که بعد از آزادی به قدری احمقانه لو رفت که صدایِ خودشون رو هم درآورد، و بعدش دروغِ تجاوز به نازیلا معروفیان!
-شورشِ اَبترِ بیمعنا، همراه با شعارهایِ جنسی، فحاشیهایِ جنسی، پذیرایی با تعرّضِ جنسی حتی برایِ همفکرانِ خودشون، داعیهدارِ آزادی و فرهنگ؛ ولی در عمل خشونتطلب و ویرانگر، با شایعات و دروغهایِ جنسی! که سعیشون اینه تا ذهنِ مخاطب فقط با جذابیتِ مترسکگونهٔ یک بدنِ مادی تمرین و تربیت داده بشه.
-اگر در ابتدا کمی اَدایِ صلح و آزادی داشت؛ بعدِ مدتی صراحتاً حرف از تجزیه، ویرانی، التماس برای فشار حداکثری، ترور، خرابکاریِ شرافتمندانه! روابط جنسی آزاد، فحاشی به مخالفین و توهین به ملت، دینزدایی و شیعهستیزی و «سوریهسازی»، دعوت به آتش زدنِ قرآن و پرچمهایِ هیئتها، قتل و غارت و تطهیر منافقین در تریبونهایِ رسمی به میون اومد. آویزانِ قدرتهای خارجی شدن، تامین مالی و تسلیحاتی و چرخشِ ۱۸۰ درجهایِ اونها در قبال این اپوزیسیونِ وا رفته و در نهایت به جانِ هم افتادنِ ضدانقلاب هم؛ براشون فَرَجی حاصل نکرد و «فاتحه.»
-و بیچاره اونهایی که هنوز مسخِ این جماعتن.
•کلماتِ آبی رنگ، لینک دارند.
-این جماعتِ فاقدِ مبنایِ زن زندگی آزادی، وقتی بینِ خودشون دچار گُسستگی میشن هم بدترین فحاشیهایِ جنسی و ناموسی رو نثارِ هم میکنن، به اون پیرمردِ همفکرِ خودشون- «هالو»- در تجمعاتِشون رحم نمیکنن و بهش تعرّضِ جنسی میکنن، حتی یاسمنِ پهلوی هم از تعرّضاتِ جنسیِ این جماعت در امان نیست! و صوتهایِ لو رفتهٔ مجریانِ شبکههاشون هم تک به تک حکایت از تجاوزات و روابطِ جنسی داره و اونهارو مجبور به قطعِ همکاری میکنه.
-طبیعتاً شایعات برایِ گرم نگهداشتنِ تنورِ حماقت مخاطبینشون هم ریشهٔ جنس داره. مثلِ تجاوز به آرمیتا عباسی که بعد از آزادی به قدری احمقانه لو رفت که صدایِ خودشون رو هم درآورد، و بعدش دروغِ تجاوز به نازیلا معروفیان!
-شورشِ اَبترِ بیمعنا، همراه با شعارهایِ جنسی، فحاشیهایِ جنسی، پذیرایی با تعرّضِ جنسی حتی برایِ همفکرانِ خودشون، داعیهدارِ آزادی و فرهنگ؛ ولی در عمل خشونتطلب و ویرانگر، با شایعات و دروغهایِ جنسی! که سعیشون اینه تا ذهنِ مخاطب فقط با جذابیتِ مترسکگونهٔ یک بدنِ مادی تمرین و تربیت داده بشه.
-اگر در ابتدا کمی اَدایِ صلح و آزادی داشت؛ بعدِ مدتی صراحتاً حرف از تجزیه، ویرانی، التماس برای فشار حداکثری، ترور، خرابکاریِ شرافتمندانه! روابط جنسی آزاد، فحاشی به مخالفین و توهین به ملت، دینزدایی و شیعهستیزی و «سوریهسازی»، دعوت به آتش زدنِ قرآن و پرچمهایِ هیئتها، قتل و غارت و تطهیر منافقین در تریبونهایِ رسمی به میون اومد. آویزانِ قدرتهای خارجی شدن، تامین مالی و تسلیحاتی و چرخشِ ۱۸۰ درجهایِ اونها در قبال این اپوزیسیونِ وا رفته و در نهایت به جانِ هم افتادنِ ضدانقلاب هم؛ براشون فَرَجی حاصل نکرد و «فاتحه.»
-و بیچاره اونهایی که هنوز مسخِ این جماعتن.
•کلماتِ آبی رنگ، لینک دارند.
امسال سالِ اولینها بود. اولین «تا آخرِ ماهِ صفر مشکی پوشیدن» و اولین «دلتنگِ مُحرّم و صفر شدن». اولین اشکِ شوق و ذوق توأمان با حُزن از نوایِ «حیدر حیدر». و خیلی اولینهایِ دیگه. مسلمان بودن و خاصّه؛ شیعه بودن رو دوست دارم. از جانم بیشتر. و امسال با جان؛ فهمیدم هویّتِ من اینه.
بخشیدنِ یک هویّتِ قاعدهمند و «زنده»، زندهتر از هر زندهای و همیشگیتر از هر همیشهای. تاکید دارم رویِ «زنده» بودن، که توفیر داره با یک مُردگیِ مُکدّری که با لایههایِ رنگِ سبزِ روغنی بزک میشه.
قاعده داشتن برای شادی و غَمِ زنده، حَیّ و حاضر رو دوست دارم. رفاقت با یک حُزنِ عمیقِ پناهگاهِ غمخوار رو دوست دارم. قبل از مُحرّم و صفر دلآشوبهٔ سنگینیِ غمش رو داشتم اما در میانهش؛ غمِ کهنهٔ مُردهٔ شکستهٔ حُناق شدهم، سبک شد. صاحبِ این ماه از غمِ خودش گذشت تا غصهٔ دلِ من رو سبک کنه، تعدیل کنه، حالم رو بهتر کنه. همونطور که از جانِ شیرینش گذشت تا این «زندگی» به من برسه. من براش هیچکار نکردم ولی از هیچکار نکردنِ من هم گذشت تا اسمش به زبانِ من بیاد و محبّتِش به دلِ من.
ربیعالاول رسید و مِشکی از تن درآوردنِ امسال هم برایِ من حَیّ و حاضره، زنده و ناظره. مثلِ چشم گفتنِ روزهٔ اذان صبح تا اذانِ مغربِ ماه رمضان و مثلِ روزه نگرفتنِ عیدِ فطر. جدا از تمامِ مستنداتِ مُتقنِ تاریخی، علمی و عِینی؛ این «زنده» بودن، حالم رو خوب میکنه. و من زنده به آنم که برایِ تو بمیرم.. بگذار که بمیرم.
بخشیدنِ یک هویّتِ قاعدهمند و «زنده»، زندهتر از هر زندهای و همیشگیتر از هر همیشهای. تاکید دارم رویِ «زنده» بودن، که توفیر داره با یک مُردگیِ مُکدّری که با لایههایِ رنگِ سبزِ روغنی بزک میشه.
قاعده داشتن برای شادی و غَمِ زنده، حَیّ و حاضر رو دوست دارم. رفاقت با یک حُزنِ عمیقِ پناهگاهِ غمخوار رو دوست دارم. قبل از مُحرّم و صفر دلآشوبهٔ سنگینیِ غمش رو داشتم اما در میانهش؛ غمِ کهنهٔ مُردهٔ شکستهٔ حُناق شدهم، سبک شد. صاحبِ این ماه از غمِ خودش گذشت تا غصهٔ دلِ من رو سبک کنه، تعدیل کنه، حالم رو بهتر کنه. همونطور که از جانِ شیرینش گذشت تا این «زندگی» به من برسه. من براش هیچکار نکردم ولی از هیچکار نکردنِ من هم گذشت تا اسمش به زبانِ من بیاد و محبّتِش به دلِ من.
ربیعالاول رسید و مِشکی از تن درآوردنِ امسال هم برایِ من حَیّ و حاضره، زنده و ناظره. مثلِ چشم گفتنِ روزهٔ اذان صبح تا اذانِ مغربِ ماه رمضان و مثلِ روزه نگرفتنِ عیدِ فطر. جدا از تمامِ مستنداتِ مُتقنِ تاریخی، علمی و عِینی؛ این «زنده» بودن، حالم رو خوب میکنه. و من زنده به آنم که برایِ تو بمیرم.. بگذار که بمیرم.