☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
کانالِ اقایِ سیّدامیرحسین‌هاشمی رو احتمالاً به واسطهٔ توییت‌هایِ تحلیلی‌شون که تو کانال‌های خبری مختلف منتشر می‌شه دارید، اگر ندارید؛ خدمتِ شما.
به امید روزی که توییت‌هارو توی کانالِ خودشون هم بذارن که فوروارد کنیم.🤝
@ashaqeh
یکی از همکارای ما که براندازه، و پارسال می‌گفت اگه تا ۲۷ام اینا سقوط نکردن من پُماد سوختگی می‌گیرم می‌زنم، داشت می‌گفت که اره دیگه امسال کارشون تمومه. دُرود بر پهلوی و لعنت بر اینا. خلاصه داشت رَجَزخوانیِ تاثیرگذاری وسطِ محلِ کار می‌کرد و هر آن ممکن بود خوفِ سقوط نظام ما رِ فرا بگیره، که یکی از ارباب‌رجوع‌هایِ همیشگی‌مون که اونم براندازه وسطِ بحث اومد و وقتی حرف‌هایِ همکار ما تموم شد، گفت «شوهرِ من پارسال آرزوش بود اینا سَقَط شن، اصلاً خیلی مُبارز بود. می‌گفت من تا اینارو بیرون نکنم ول‌کن نیستم، حالا چی‌شد؟ شوهرِ من مُرد، اینا هنوز هستن.» سکوتِ فضا با یه خندهٔ انفجاریِ دوسه نفر شکست و ایموشنال دمیج.
جواد قارایی مستندساز، در جوابِ شایعهٔ مهاجرتش ‌گفت «ایران‌جان، مادره، پدره، مگه می‌شه آدم پدر و مادرش رو رها کنه؟»

آدمِ وطن‌فروش، خانواده‌فروشه، هرکاری می‌کنه تا بقیه رو هم با خودش به جهنّم ببره. موقعِ متروپُل توی صفحه‌ش نسبت به سرودِ سلام فرمانده نفرت‌پراکنی می‌کرد ولی خودش کجا بود؟ وسطِ عروسی ساسی‌مانکن. پرسیدن مگه نگفتی عزاداری؟ گفت به شما چه ربطی داره؟

حالا انتهایِ آمال و آرزویِ این جماعت بی‌وطنِ وطن‌فروش چیه؟‌ ویرانیِ وطن، ویرانیِ شهر! خودشون کجان؟ مشغول فروختنِ بلیط برای کنسرت و کوفت و زهرمار. اون یکی‌شون- فرخ‌نژاد- هم قبلاً گفته بود همه‌تون فدایِ سرِ بچه‌م، دور از ذهن نیست!

اره داداش شما مبارزه کنید، پارسال که بهتون قول داده بودیم ایستاده‌ایم تا پایان، پایان هم نزدیک بود، نمی‌دونم چی‌شد ولی خب امسال هم می‌ایستیم تا پایان، پایانش هم بازه. البته ما از دور نظاره‌گریم، از خیلی دور، خیلی خیلی دور.
عوضش وقتی زدید و کُشتید و بردید، براتون هشتگِ ابله‌فرض‌کُن می‌زنیم و این چرخه ادامه دارد تا وقتی که جیبِ ما تا خرخره پُر شه.
می‌گفت: «الهی دورش بگردم، که انقدر کریم و دست و دل‌بازه؛ که همهٔ زائرهایِ حرمش رو هم داد به برادرش..»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«حتی فِـتنه تا جایی پیش می‌ره که گروهی ظاهراً می‌رن در جهاد با پیغمبر، ولی موقعِ بازگشت قصدِ قتلِ رسول‌خدا(ص) رو می‌کنن..»

•لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّىٰ جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ..•
Forwarded from عجم علــوی
برای از پا انداختن جسم نحیف و سلول‌های بی‌رمق خسته‌ترین و تنهاترین پیرمرد تاریخ با آن خون‌دل‌های عمیق قلب و زخم‌های سنگین جسم که حتی اتم‌های تشکیل دهنده‌ وجودش هم رغبتی به ماندن در این دنیا و مقاومت در برابر مرگ ندارند، نیم‌حب قرص برنج یا چند سی‌سی سیانور هم کفایت می‌کرد. نمیدانم نابلدی کرده‌اند؛ استرس داشته‌اند و مقدارش از دست‌شان در رفته؛ یا بخاطر بغض و کینه‌ای که چندین‌سال توی وجودشان جمع شده بوده آنقدر سم مهلک خطرناک را توی دهان او ریخته‌اند. آنقدر که ظرف یکی دو روز همه اعضای داخلی‌اش از ریه و کلیه‌ها تا کبد و قلب را ذوب کرده. سم که اثر کرد و نفس‌ها که سنگین شد، چشم باز کرد و به همان‌ جماعتی که به او سم خوراندند نگاهی انداخت. نفسش را به اندازه ادای‌ یک جمله جمع کرد؛ ترسیدند دم آخری یکهو رسوایشان کند و نقشه‌ها برآب شود. نفس‌هایشان حبس شد و صدای تپش قلب‌ها توی اتاق پیرمرد پیچید که چی می‌خواهد بگوید. با همان مهربانی همیشگی رو به قاتـلانش کرد و گفت «راستـی کاغذ و قلم بیاورید، یک‌چـیزی یادتان بدهم که گمراه نشـوید». رسم او نبود که کسی را رسوا کند. نفس‌ها را رهاکردند. خیالشان راحت شد. یکی‌شان داد زد «بیخیال؛ پیرمرد به هذیان افتاده». غصه‌اش گرفت از نامردی اهل‌دنـیا. به علی گفت بگو این‌ها بیرون شـوند؛ دیگر حوصله کسی را ندارم...
«امام‌حسن(ع) سازشگر نبود.»

-اگر امام‌حسن به صُلح دچار مى‌شود، به خاطر تنهايى و خيانتِ يارانى است كه پولِ معاويه و رياست او را به دل گرفتند و از امام بريدند. و اگر على در برابرِ معاويه و قرآنهاى بلند صلح را نمى‌پذيرد، به خاطر فريب و نيرنگى است كه در ميان است. پس صلح و سازش در جنگهاى عقيدتى و در مبارزه‌هاى مقدس دینی تا رسيدن به هدف معنا ندارد. مگر آنجا كه به دشمن فرصتِ بازگشت بدهى و يا براى خودت فرصت جمع‌آورى و تجديدِقوا بخواهى.

-حضرت از هدفِ خود تخفيف نداد و از باطل برایِ حق نردبان نساخت؛ چون هر مبارزى كه از هدف مايه بگذارد و كوتاه بيايد، بر فرض ببرد، باخته است. بگذر از اينكه باخت‌ها حتمى است، كه در موضعِ ضعف، كارى نمى‌توان كرد و تخفيف‌ها از اين موضعِ ضعيف خبر مى‌دهند.
امام‌حسن(ع) سازشگر نيست؛ چون نه تخفيف داده و نه تسليم شده؛ چون ياورى ندارد، تحميل نمى‌كند؛ مى‌ايستد تا زمينه را فراهم نمايد.

-دنيا با تمامِ گوش‌هایش می‌شنود كه می‌گویند امام‌مجتبیٰ مؤمنين را ذليل كرد! كه امام مجتی زبانش گويا نبود! كه او ترسيد، و از جنگ هراسيد!
راستی كه عجب تلخ‌هایِ شیرینی است. امام مجتبی كه زبانش معاويه را مى‌لرزاند، گنگ معرفى مى‌شود و مردمى كه به دنيا روى مى‌آورند عزّتِ خدا مى‌شوند و خطاب مذلّ المؤمنين سر مى‌دهند آن هم تا روزهاى آخر، حتی آن هنگام كه امام پاره‌هاى جگرش را در ميان طشت مى‌بيند و خونِ دلش را به روى زمين مى‌ريزد.

شيرينیِ دنيا در همين است كه با تلخى‌هايش، نهفته‌ها را آشكار مى‌كند و تهِ كيسه را بيرون مى‌ريزد و سرمايه‌ها را نقد مى‌نمايد.



-استاد علی‌صفایی‌حائری
•قیام- صفحه ۲۴۲
•تطهیر با جاری قرآن - صفحه ۳۰۵.
•درسهايى از انقلاب- صفحه ۱۹۲.

-مظلومیتِ امام‌حسن(ع) تا امروز هم جاری‌ست! برخی عافیت‌طلبِ رنگ به رنگ، از جنسِ همان عافیت‌طلبانی که امام را تنها گذاشتند، امروز او را اهلِ سازش می‌خوانند تا عافیت‌طلبیِ خودشان را پنهان کنند..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سکوتی که بویِ خون می‌دهد!

-پزشکِ کارشناس اینترنشنال- رضا بهروز- بعد از یک‌سال تویِ توییت‌ش اعتراف کرده که اولاً هیچکدوم از افرادی که به اسم متخصصِ مغز و اعصاب در اینترنشنال مشارکت داشتن، این‌کاره نبودن.

-ثانیاً وضعیتِ سی‌تی‌اسکنِ مربوط به مهساامینی که در اینترنشنال منتشر شد، «نرمال» بود و فقط یک نقصِ جمجمه شبیه به محلِ جراحیِ قبلیِ مغز وجود داشت!

-و در ادامه یک پزشکِ دیگه و از چهره‌هایِ نزدیک به پهلوی- شهرام ماکویی- هم این حرف رو تایید کرده و گفته من هم هیچ چیزِ خارق‌العاده‌ای در سی‌تی‌اسکن ندیدم.

-اما چرا یک‌سال سکوت؟ می‌گه ما سکوت کردیم تا به جنبشِ انقلابی آسیب نرسه! کدوم جنبشِ انقلابی؟ شورشی که از «یک دروغِ بزرگ» شروع شد و با دروغ‌هایِ دیگه که اون‌ها هم سند و مدرکی بر اثباتشون وجود نداشت، ادامه پیدا کرد. با ادعاهایِ کذب و احمقانه‌ای مثلِ اعتصاب غذای حسین رونقی، شکستن پاهای حسین رونقی، تجاوز به آرمیتا عباسی و آسیب‌هایِ امنیتی و جانی و روانی به وطن وارد کرد و جیبِ وطن‌فروش‌های از هم گُسسته رو پُر کرد! شورشِ دروغگوها.

- بر «دروغگویِ کاسبِ خون» تا قیامت لعنت…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
-بدیهی‌ترین ویژگیِ وطن‌فروشِ احمق، زیرسوال بردنِ «وطن» و کاسه‌لیسیِ دشمنِ وطنه. به راحتی دروغ می‌گه و طبق گفتهٔ خود اپوزیسیون جیبش رو از دلار پُر می‌کنه تا نون در خون و نفـرت و آشوب بزنه. از مالِ حرام!

-موجودِ حرام‌لقمه هم مثلِ غرب‌زده؛ نه ایمانی دارد، نه مَسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی؛ نه به خدا، و نه به بشریت!

-و این پولِ حرامه که بی‌شرفی و بی‌هویتی میاره،تا این‌طور سرزمینِ خودت رو «تروریست» جا می‌زنی و ترسی از دروغ بافتن در یک تریبونِ بین‌المللی نداری. مردم ایران از ترور حاج‌قاسم جشن گرفتن؟ پولِ حرام چشم رو کور می‌کنه، زبان رو از گفتنِ حق لال می‌کنه و گوش رو از شنیدنِ حق، کَــر.
جمعیتِ تشییعِ سردار رو نمی‌بینی و از تحریم‌هایِ دشمن علیهِ وطن حمایت می‌کنی!

-گرچه از نوچهٔ حرام‌لقمه‌ای که برای محاکمهٔ داعشی‌هایِ حمله‌کننده به شاهچراغ عصبانی بود، توقّعی جز خوش‌حالی برایِ ترورِ «دشمنِ داعش» نیست.

-ولی بیچاره فالوورهات، بیچاره دنباله‌روهات، بیچاره اون‌هایی که هنوز با چراغ‌راهنمایِ تو تهِ چاه می‌رن.
یادِ تو نمی‌بود، چه می‌کرد دلِ ما؟
عزیزِ ما، عزیزِ ما.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حِیـــــدر حِیـــدر، ای مظلــومِ فاتِــــح…
چقدر حال‌خوب‌کُنه این نَوا و این اسمِ زیبا.

فیلم‌ منتشرشده
در صفحهٔ‌ فدراسیونِ‌ جهانیِ‌ کشتی
استاد غلامی نقل می‌کردن شیخ نخودکی(ره) که محلِ دفن‌شون در صحن انقلاب حرم حضرت رضاست، شبی در یکی از اتاق‌هایِ صحن عتیق خلوت کردن و مشغولِ ذکر و مراقبه شدن که یک‌دفعه پرده‌هایِ حجاب از جلویِ چشمشون کنار زده می‌شه و به اذنِ خداوند می‌بینن درهای صحنِ عتیق بسته شده و ندایی می‌گه «حضرت رضا(ع) اراده فرموده‌اند تا از زُوّارِ خویش دیدن کنند.»
بعدش خادمین یک کُرسی در همین مکان که محلِ دفنِ شیخ(ره) هست گذاشتن و حضرتِ رضا(ع) روی کُرسی نشستن و دستور دادن درِ شرقی و غربیِ صحن عتیق باز بشه تا زائرین وارد بشن. تمامِ صحن پُر از جمعیت شد و بعضی از اون‌ها به شکلِ انسان و بعضی به شکلِ حیوان بودن و با همین شَمایل از پیشِ روی امام رد می‌شدن و امام‌ رضا(ع) دستِ محبّت و نوازش رویِ سر همهٔ اون جمعیت- اعم از حیوان و انسان- می‌کشیدن و اون‌ها رو موردِ مَرحمت و مهربانیِ خودشون قرار می‌دادن، بعد از دیدنِ این مهربانیِ عمیق از امام، شیخ تصمیم می‌گیرن برای همیشه تو مشهد ساکن بشن و وصیت می‌کنن در همون مکانی که کُرسی حضرت رضا(ع) قرار داشت؛ دفن‌شون کنن..


-دلم می‌خواد برم حرم،
-بشینم همون‌جا و بگم؛
هرکه بودم هرکه هستم، برکسی مربوط نیست؛
بر امامِ مهـــربانِ خود پناه آورده‌ام…
دیانَت بر سیاست چیره شد‌، آری! جهان فهمید
رضــاجان است شاهِ مردمِ ایران، رضاخان نه!