☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
تلویزیون یه آهنگِ غمگین پخش می‌کرد، خودمو مَحَک زدم. همهٔ غَمِ دنیا ریخت تو دلم، انگار یه چیزی و یه کَسی رو از دست دادم، انگار شکست خوردم، پول‌م رو بُردن. شیشهٔ اعتمادم رو شکستن. غمِ دلم مُرده بود و هر لحظه چیزی در من رُبوده می‌شد توسطِ انسانی!
همین‌طور قلبم فشُرد. نَوایِ بعدی «مَستان همه افتاده و ساقی نَمانده، یک گل برایِ باغبان باقی نمانده..» بود. می‌دونم مختصِ امام‌حسینه. هنوز غم در دلم بود، اما زنده، چشم در چشم، جلوم نِشسته.
همون‌طور که نشسته بود جلوم، می‌گفت «ببین منو! اعتماد کن بهم، من اون اعتمادِ شکسته‌ت نیستم، من اون انسانِ رها کرده‌ت نیستم، من اون پول و مالِ از دست رفته‌ت نیستم، من زنده‌م، سال‌هاست زنده‌م، من وصل‌ت می‌کنم به اونی‌که از شیشهٔ اعتمادِ شکسته و پولِ بُرده و خستگیِ فِراق و مُردگیِ لایَنحل بهش پناه می‌بری، من زنده‌م، من رفیقت‌م، من همون غمی‌ام که اصلاً جنسِ غَم‌ش فرق می‌کند…»
حرف می‌زد. گَلویی سوخت، چونه‌ای لرزید، اشکی چکید و، زنده شدم.
بن‌سلمان: «سلام من و‌‌ پادشاهِ عربستان را به رهبر ایران و دکتر رئیسی برسانید. دوباره از رئیس‌جمهور ایران برای سفر به عربستان دعوت می‌کنم.»

•عه؟ اگه راست می‌گی چرا دمپایی پاته؟ چرا دست‌هاتو اون‌جوری مُشت کردی؟ مُشت نیست؟ چرا پس اون‌جوری پیچیدی‌شون توهم؟ چرا طرحِ دیوار شبیه سنگِ دیوار کنار سرویس بهداشتیه؟ چقدر پول گرفتی بهش بگی دکتر؟ ننگ بر این دیپلماسیِ ذلّت.
- از امروز در اکانت‌هایِ توییتریِ حامیِ عکس پایین.
من نه برات تجویز می‌کنم که اهمیت ندی، نه می‌گم اون‌قدر اهمیت بده که از زندگی ببُری. فقط یه تجربه رو نقل قول می‌کنم. یه عزیزی می‌گفت «به اندازه‌یِ موهای سرت راه رسیدن به هدف هست، که کنکور یکی از اون راه‌هاست.» اگه هدفِ تو تحصیل در یه رشته‌یِ خاصه، ادامه بده. نگاه به دور و بَر هم نکن اگه کنایه بارت می‌کنن، کاری کن روزِ موعود خوش‌حال باشی. معلومه که نگرانیِ خانواده و حالا به بقیه چی بگم و از بقیه عقب موندم، حال آدم رو متشنّج می‌کنه، یکی که برام خیلی عزیزه، یک‌سال نشست برایِ یه هدفِ خیلی سخت خوند؛ من طعنه‌ها و خستگی‌هایی که می‌شنید رو می‌شنیدم ولی خسته نشدن‌هاش رو هم می‌دیدم. نتیجه همون شد که سپرده بود به خدا. شاید اگه من جایِ اون بودم با اولین تَشَر ناامید می‌شدم، ولی می‌گفت من اگه امروزم رو به حالِ بدِ این حرف‌ها بگذرونم، دیگه «امروز» رو ندارم.
اگه هدفی که داری بدونِ طی کردن مسیرِ کنکور هم میسّر می‌شه، مسیرت رو عوض کن. کنکور یکی از هزاران امتحانِ زندگی‌مونه، من اینو بعد پاس کردنِ هزاران امتحان به چشم دیدم، که کنکورِ سال ۹۱ برام رنگ پَرونده.

«وَ عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم..»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
امیرالمومنین در خطبه‌یِ ۲۰۱ نهج‌البلاغه می‌فرمایند «از خلوتیِ راهِ سعادت نهراسید.» اگه این حدیث و خیلی چیزایِ دیگه داره براتون روز به روز شفاف‌تر می‌شه، و اگه یه وقتا قفسه‌یِ سینه‌تون تنگ می‌شه؛ انگار که هوا کمه، بدونید در مسیرِ رسیدن به قُلّه، هم هوا کمه،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بینِ این‌همـه افاضاتِ ناامید و ناامید پرور و قهر و آشتی و لعن و نفرین و فضایِ منفی تریبون‌دارها، رهبری می‌گه «خســته نشوید، ما امـروز نزدیکِ قلّه‌ایم.» و به تنهایی امیدِ روزنه‌هایِ پیشرفت رو نگه می‌داره و من بینِ این‌همه تحلیل و تحلیل‌گر،
با اعتمادِ تمام فقط به ایشون ‌می‌گم چَشم، سمعاً و طاعتاً.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
پیشنهاد می‌کنم اگه هنوز شروع نکردید، برید تو سایت استاد غلامی؛ تو قسمتِ جستجو بزنید «معراج»، از خوف و رجاء شروع کنید و کِیفور بشید.🤝
استاد غلامی در جلسهٔ چهارم خوف و رَجاء معراج السعادة نقل می‌کردن که یه بنده‌خدایی بوده که یه آینه‌ای داشته و بشدت به اون آینه علاقه داشته، این بنده‌خدا به حالتِ احتضار درمیاد و دمِ مر‌گ‌ش فرا می‌رسه. اطرافیان هِی بهش می‌گفتن بندهٔ خدا شهادتین‌ت رو بگو و این لب باز می‌کرده و تا الفِ اولِ اَشهَدُ … می‌گفته ولی ادامه نمی‌داده، چندبار تکرار می‌شه و کامل نمی‌گه تا می‌گذره و خداوند بهش فرصتِ مجدد میده. اطرافیان می‌گفتن مردِ حسابی چرا شهادتین نمی‌گفتی؟ تو داشتی از دنیا می‌رفتی. می‌گه شیطان آینه‌ای که خیلی بهش علاقه داشتم رو میاورد جلویِ چشمم و می‌گفت اگر شهادتین رو بگی این آینه رو میندازم تا بشکنه! بهش گفتن بابا خب می‌شکست، اخه دمِ مرگی به چه دردِ تو می‌خورد؟ گفت «نمی‌فهمیدم که دارم می‌میرم و این آینه به دردِ من نمی‌خوره..»

پیامبر(ص) می‌فرمایند «ولَوأنَّ‌رَجُلاً أحَبَّ حَجَرًا لَحَشَرَهُ اللهُ ‌معَهُ» یعنی هرکسی با هرچیزی که دوست‌ داره محشور می‌شه و اگر کسی سنگی رو دوست بداره، خداوند با همون سنگ محشورش می‌کنه.
خلاصه که روزی سه وعده باید از خودم بپرسم چه چیزی دوست دارم؟ کیو دوست دارم؟ کیو بعنوانِ دوست و الگو انتخاب می‌کنم و به چه چیزی تعلّقِ خاطر دارم؟
محسن برهانی نه تنها «منطقِ حقوقی»، بلکه تاریخ رو هم به سُخره گرفته، در حالی‌که «جک استرا» وزیرِ خارجه پیشین انگلیس صراحتاً می‌گه «انگلیس در کنار CIA پشتِ کودتایِ ۲۸ مرداد بود و در این مسئله اصلاً بحثی نیست! اسنادی بنامِ طرح لندن منتشر شده بود که نشون می‌داد CIA در کنار MI6 چطور برنامه‌یِ این کودتا رو چیده بودن» محسن برهانی معتقده کودتایی در کار نبوده؛ لذا مرحوم اگر وصیت کرده مشکی نپوشید؛ مرحوم بی‌خود کرده؛ چون ما به احترامش مشکی می‌پوشیم!
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
شبهه: دشمنیِ غرب با جمهوری اسلامی‌ست، اگر جمهوری اسلامی بروند، تحریم‌ها لغو می‌شوند. پاسخ: از اولین اقدامات «رسمی» علیه دولت مستقر در ایران، کودتای ۲۸ مرداد همزمان با آغاز جریان ملی شدن صنعت نفت بود، چون انگلیس مالکِ ۵۰٪ سهام شرکت نفت انگلیس و ایران بود…
واسطهٔ داخلی امریکا و انگلیس در کودتایِ ۲۸ مرداد، از طرفی شعبون‌بی‌مُخ‌ها و پَری‌بلنده‌ها، و از طرفی رسانه و رادیو بود. رزولوت صراحتاً گفت یک میلیون دلار پول نقد برایِ سرنگونی دولت ایران همراه داشت اما با پرداخت هزینهٔ اندک به واسطه‌ها، موفق به کودتا شدند! درحالیکه مصدّق به امریکا اعتماد کرده بود…
-اگر به جریان‌شناسیِ سیاسی علاقمندید، این کتاب‌ها رو مطالعه کنید.
Forwarded from 🪵گل‌خونهٔ‌غیرفاخـــرِرَحیمـــی🌳
کمی چای درست کن! خسـته‌ام، تن‌م درد می‌کند. دردِ تَن، دردِ روح را سبُک‌تر می‌کند..
این شب‌ها میدانِ آزادی این‌شکلیه. حکایتِ این کِشتی، سوارِ سَفینة‌النجاةِ حضرت بودنه. کِشتی نوح آیه‌ای از کِشتیِ نجات اقایِ ماست؛ میای می‌بینی بینِ جمعیت هرکی یه گوشه نشسته؛ یکی جلوی مانیتور سینه می‌زنه، یکی زیرِ مِیدون و یکی وسطِ راه کانّهُ کربلا، دست به سینه وایساده می‌گه «آدوآ گوربان ابالفضل..» و هرکی یه جور. فرقی نداره چه شکلی، بالاخره یه جایی وصل می‌شی، بر «شَک» غلبه می‌کنی و سوار می‌شی و بر طوفانِ بَلا فائِق میای.این‌جا همون میدانِیه که براش برنامه‌ها داشتن و در رویایِ رقص با جامِ شراب، به فتوشاپ و هوش مصنوعی متوسّل می‌شدن. حالا این شب‌ها جا برای سوزن انداختن نیست. خدا فکرِ همه‌ جاشو کرده، آدما گاهی رویِ زمین، به آسمون وصل می‌شن..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدونِ تکلّف و بدونِ اَدا! «فکر کِردم خواهر و مادرِ خودُم اون‌جا هستن..» بد نیست برخی حامیانِ امروزیِ جنبشِ زنان که برایِ حمله تروریستی به شاهچراغ توئیت می‌زدن که اگر حزب‌اللهی کُشته پس دمش گرم! و بعد دست به مُصادره‌یِ این قهرمان با نامِ ساختگی زدن، بدونِ تعارف با فرزاد بادپا قهرمانِ عزیزِ شاهچراغ رو ببینن، حدوداً ۶ دقیقه‌س.
و بد نیست فیلم‌سازها و فعالینِ رسانه، همین چند لحظه از شجاعتِ این «مَرد» که نمونه‌یِ خروارها شجاعـتِ ژنِ ایرانی‌ه رو در قالب یک اثری هنری جلویِ دوربین ببرن، اگر این صحنه در یک کشور خارجی اتفاق میُفتاد ده‌ها فیلم و اثر ماندگار ازش ساخته می‌شد؛ همیشه که سیلی زدن به گوشِ پدر نباید موضوع سناریوی فیلمِ ایرانی باشه! گاهی از «حقیقت» هم حرف بزنید.

-آرزوتون چیه؟
+آرزو که خیلی زیاد دارم؛ یکی‌ اینه که…
از مرحله‌یِ تبلیغاتِ قشنگ و تصوراتِ جامِ‌ مِی و رقص با آتش و اخ‌جون استخر‌ها مُختلط می‌شه و هر خشونتی «کار خودشونه» که گذر کنیم، می‌رسیم به این که «اگر ریشو و مذهبی باشن؛ حقِشونه، خوب کردیم»، برایِ ایّامِ محرم تِز می‌دن که یکی همت کنه نذری‌ها رو مَسموم کنه، حالا ملت همت کنن مُحرّم رو تحریم کنن، جواب نمیده؟ پس پرچم و بِیرق آتیش می‌زنیم. از فحش و اهانت‌ هم که نمی‌شه گذشت. بعد می‌گیم کاش اتوبوس‌ها [خدای‌نکرده] چپ کنن. چرا؟ چون عصبانیتِ ناشی از همراهی نکردنِ مردم و بی‌شرف خطاب کردنِ مردم و فحاشی بهشون جواب نداده. حالا «التماس» رو امتحان کنیم، شاید جواب داد. فراخوان می‌دیم برایِ تظاهرات! هر ایرانی یک غیرِایرانی با خودش بیاره که زیاد شیم. روندِ اِضمِحلالِ یک جنبشِ فاقدِ مبنا این‌شکلیه!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینا خیلی بامزه‌ن :))
-آتش‌سوزی در ایران حتما منشاء انسانی داره، اونم کی؟ سپاه پاسداران بعنوان مُخرب‌ترین نهاد.
-آتش‌سوزی در کانادا و امریکا- بهش رسماً جهنمِ رو زمین هم می‌گن- بخاطر گرمایش کرهٔ زمیـن و تغییرات آب و هواییه. ای گرمایِ بَدِ بَد!

قشنگ مشخصه آتش‌سوزی به آتش‌سوزی از کُمُد درش میارن با همون ژست می‌ذارن جلو دوربین :))
کاش مخاطبین این شبکه‌های احمق‌فرض‌کن، یه تجدیدنظری بکنن!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«ادمیزاد اینجـوریه! بالاخره خانواده‌ش، بچه‌ش، مخصوصا دختر باشه، آدم خیلی دلتنگ می‌شه؛ ولی وقتی یادِ دختر امام‌حسـین‌ میفته، خیلی روش نمی‌شه دلتنگی کنه…»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
این‌جا عراقه؟ داره برای اربعین آماده می‌شه؟ نمی‌دونم، تاحالا کربلا نرفتم. اربعین نرفتم. خیلی بیچاره‌م؟ خیلی. ولی اون صحنه که پسربچه اول‌ش سینه می‌زنه، کیک میُفته و دختربچه کیک رو می‌بوسه و به پیشونی می‌زنه، قلبم رو لرزوند، بُغض کردم. دهه‌یِ محرم اطراف تهران…
فیلم و عکس‌هایِ اربعین می‌بینم قلبم یه حالی می‌شه، یه حالِ عجیب‌حالی! تاحالا نرفتما، نزدیک‌ترین ارتباطم با کربلا همین شماره‌س که زنگ می‌زنی می‌خونه «سلام آقا..» الان زنگ زدم، یکی اون‌ور با لهجهٔ عربی صلوات فرستاد؛ نمی‌دونم چه حکایتیه حکایتِ کششِ قلبِ آدم به محبّتِ اقایِ رنج‌هایِ عظیم…شماره ۱۶۴۰..
برخـی دوگانه‌هایی که از فرطِ بی‌دوگانگی ایجاد می‌کنید؛ خیلی مسخره است. نمی‌توان برای این دغدغه‌هایتان مُرد!