This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اخه اَبلهِ خرفت، اون «ابهاماتی» که داری نُشخوار میکنی، همون سَریه که مثلِ کبک فرو کردی تو برف، چون نونِ در کور بودن و کور کردنِ مخاطبِته که نه بیانیهیِ داعش رو دیدی، نه اعترافاتِ اون دوتا داعشی قبلی رو. نخواستی ببینی و «نخواستی ببینن».
اره جمهوریاسلامی اینشکلیه که بیاد عمداً امنیتِ خودش رو که زبانزدِ کشورهای منطقهس بخاطرِ جنبشِ احمقانهیِ شما زیرسوال ببره [که زیرسوال هم نِمیره] بعد به شما فرهیختگانِ اینترنشنال هم آتو بده که حرف از «احتمال» بزنید، بدونِ هیچ مدرکی. بعد یادتون بره که شاهچراغ کارِ جمهوری اسلامی بوده، و برای «خودشون» هشتگ بزنید و مرثیهسرایی کنید! لجن میباره از سر و رویِ موجودِ بیوطن، در هر ابعاد و مقیاس. موجوداتِ مفلوکِ آوارهیِ خونخوار!
اره جمهوریاسلامی اینشکلیه که بیاد عمداً امنیتِ خودش رو که زبانزدِ کشورهای منطقهس بخاطرِ جنبشِ احمقانهیِ شما زیرسوال ببره [که زیرسوال هم نِمیره] بعد به شما فرهیختگانِ اینترنشنال هم آتو بده که حرف از «احتمال» بزنید، بدونِ هیچ مدرکی. بعد یادتون بره که شاهچراغ کارِ جمهوری اسلامی بوده، و برای «خودشون» هشتگ بزنید و مرثیهسرایی کنید! لجن میباره از سر و رویِ موجودِ بیوطن، در هر ابعاد و مقیاس. موجوداتِ مفلوکِ آوارهیِ خونخوار!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا عراقه؟ داره برای اربعین آماده میشه؟ نمیدونم، تاحالا کربلا نرفتم. اربعین نرفتم. خیلی بیچارهم؟ خیلی. ولی اون صحنه که پسربچه اولش سینه میزنه، کیک میُفته و دختربچه کیک رو میبوسه و به پیشونی میزنه، قلبم رو لرزوند، بُغض کردم. دههیِ محرم اطراف تهران دیدم بچهها دمِ خونهشون یه میز میذارن و یه پرچمِ یاحسین(ع)، با یه سینی شربت یا چای.
هربار از یکی پرسیدم کربلا چه شکلیه؟ حال و هوایِ اربعین چهجوریه؟ گفتن «یه جوریه که نمیتونیم بگیم، باید بری ببینی». اولینبار که رفتم راهیانِ نور ازم پرسیدن چه جوری بود؟ گفتم «راستش…باید بری ببینی!» جوابِ نمیدونمهام همینه؛ باید برم ببینم، به چشمِ دل.
هربار از یکی پرسیدم کربلا چه شکلیه؟ حال و هوایِ اربعین چهجوریه؟ گفتن «یه جوریه که نمیتونیم بگیم، باید بری ببینی». اولینبار که رفتم راهیانِ نور ازم پرسیدن چه جوری بود؟ گفتم «راستش…باید بری ببینی!» جوابِ نمیدونمهام همینه؛ باید برم ببینم، به چشمِ دل.
یه اَنیمه هست بنام مردِ یه مُشتی. اینجوریه که یه سری هَیولا تو شهر هستن که میخوان شهر رو تَصاحُب کنن و میگن آینده از آنِ ماست، در مقابل یه سری «قهرمان» هستن که دشمنِ این هیولاها محسوب میشن، باهاشون مبارزه میکنن، کتک میخورن، لِه و لَوار میشن ولی هربار شکستشون میدن و انسانها رو نجات میدن و این بساط.
دو سه قسمت دیدم، تو یکی از قسمتهاش وسط یکی از این مبارزهها با یه اَبَرهیولا، قهرمان اونو شکست میده و همه درحالیکه ترسیده بودن، ازش تشکر میکنن، یکی از بینِ جمعیت درحالیکه داره دماغش رو بالا میکشه و چشاش وا نمیشه میگه «برا چی تشکر میکنید؟ اینکه کاری نکرد، هیولاعه زیادی ضعیف بود وگرنه قهرمانه کاری نکرد. هیولاعه انقدر ضعیف بود که با مُشت این افتاد، ببین بقیه قهرمانهاشون چقدر پفکیان.» یکی دیگه بهش اعتراض میکنه که به چه حقی همچین حرفی میزنی؟ نمیبینی بخاطر من و تو جونشون رو به خطر انداختن؟ یارو جواب میده با این مضمون که «پولش رو گرفتن، پول میگیرن که جون مارو نجات بدن، منت نداره؛ یه بچّه هم میتونه اینکار بکنه.»
یعنی میخوام بگم وظیفهیِ خَطیرِ نمکبهحروم بودن بعضاً خَصیصههایِ مشترکی هم در اَنیمه و هم واقعیت داره. هیچی دیگه، همین.
اندر حکایاتِ انیمه دیدنِ من:
دو سه قسمت دیدم، تو یکی از قسمتهاش وسط یکی از این مبارزهها با یه اَبَرهیولا، قهرمان اونو شکست میده و همه درحالیکه ترسیده بودن، ازش تشکر میکنن، یکی از بینِ جمعیت درحالیکه داره دماغش رو بالا میکشه و چشاش وا نمیشه میگه «برا چی تشکر میکنید؟ اینکه کاری نکرد، هیولاعه زیادی ضعیف بود وگرنه قهرمانه کاری نکرد. هیولاعه انقدر ضعیف بود که با مُشت این افتاد، ببین بقیه قهرمانهاشون چقدر پفکیان.» یکی دیگه بهش اعتراض میکنه که به چه حقی همچین حرفی میزنی؟ نمیبینی بخاطر من و تو جونشون رو به خطر انداختن؟ یارو جواب میده با این مضمون که «پولش رو گرفتن، پول میگیرن که جون مارو نجات بدن، منت نداره؛ یه بچّه هم میتونه اینکار بکنه.»
یعنی میخوام بگم وظیفهیِ خَطیرِ نمکبهحروم بودن بعضاً خَصیصههایِ مشترکی هم در اَنیمه و هم واقعیت داره. هیچی دیگه، همین.
اندر حکایاتِ انیمه دیدنِ من:
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
یه اَنیمه هست بنام مردِ یه مُشتی. اینجوریه که یه سری هَیولا تو شهر هستن که میخوان شهر رو تَصاحُب کنن و میگن آینده از آنِ ماست، در مقابل یه سری «قهرمان» هستن که دشمنِ این هیولاها محسوب میشن، باهاشون مبارزه میکنن، کتک میخورن، لِه و لَوار میشن ولی هربار…
مَردِ یه مُشتی ما یه روز رفت،
و دیگه هیــچوقت برنَگشت..
و دیگه هیــچوقت برنَگشت..
اشتراکِ خاصی بینِ بعضِ اکانتهایِ اصلاحطلب و پادوهای مجازی برانداز وجود داره و نمیخوام به این بپردازم که چه دلیلی برای این هماهنگی هست و آیا اتفاقیه یا نه؟
کافیه یه اتفاقی بیفته، به طرزِ جالبی محتواهای یکسان و مشترک در این اکانتها دیده میشن و البته معمولاً یه جنگِ زرگریِ ریزی هم راه میندازن ولی در نهایت دمِ خروس بیرون میزنه.
که این موضوع کمتر بینِ بعضِ حسابهایِ انقلابی و شبهانقلابی دیده میشه، یعنی مثلاً فکر کن یه بندهخدایی مثلِ «شهبازی» میاد خستگیشو از یه سری بیمعرفتیها ابراز میکنه، اعتراضش رو بصورت کلیپ منتشر میکنه، فحشهاش رو که خورده به موقعش، تلاشش رو کرده، حداقل بیشتر از خیلیهایِ دیگه، بعد در کلیتِ ماجرا میگه اقاجان! هزینهیِ لگدپراکنی به این مملکت رو ببرید بالا، نمیبرید؟ خب باشه من از اون نقشِ خودم انصراف میدم.
حالا یه سری بازخوردهایی که «آدم از تعجب نمیداند چه کند» چی باشه خوبه؟ خب برو به درک، اره تو اگه آدمِ فیسبیلالله بودی تا آخر میموندی، برو جا بزن، بچه فرار میکنه، اگه مردِ مِیدونی بمون رقابت کن!
خب این یعنی چی الان؟ بجایِ حمایت از ایشونه؟ بجایِ دلجوییه؟ بجایِ اینه که بگی دستمَریزاد تا اینجام خوب فحش خوردی؟ چون میدونید دیگه، ارزشی یا گلوله میخورد یا فحش. بعد توام دوتا میذاری رو بقیه فحشهایِ اونا؟
بعد میگی سگِ اونهایی که لگد پروندن شرف داره به تویی که مواضعت مشخص نیست؟ این بندهخدا دیگه چجوری مواضعِ خودش رو مشخص کنه که بفهمی؟
نظرِ شخصی من با همه اظهاراتِ ایشون موافق نیست، بهخصوص در مصادیق. بلکه میگم بله عصبانیت داره، ولی جای برنامهیِ پاورقی واقعا خالی میشه و بهتره بمانید و در همون تریبون و با مخاطب بالا این نقدِصحیح رو مطرح کنید و آتویِ پروژهیِ خالصسازی براندازی نشید، خیلی زهرماره ولی ماندن بهتره.
ولی صحیحه نظرم رو با زیرسوال بردنِ زحمات و مواضعِ یک نیرویِ خوب مطرح کنم؟
نمیدونم این بازیِ «هرچی خودی رو بزنی نشون میده مطالبهگرتری» کِی تموم میشه.
-النهایة؛ امید است که دوستان در تلهیِ ناامیدی و القایِ ناامیدی نیفتن.
کافیه یه اتفاقی بیفته، به طرزِ جالبی محتواهای یکسان و مشترک در این اکانتها دیده میشن و البته معمولاً یه جنگِ زرگریِ ریزی هم راه میندازن ولی در نهایت دمِ خروس بیرون میزنه.
که این موضوع کمتر بینِ بعضِ حسابهایِ انقلابی و شبهانقلابی دیده میشه، یعنی مثلاً فکر کن یه بندهخدایی مثلِ «شهبازی» میاد خستگیشو از یه سری بیمعرفتیها ابراز میکنه، اعتراضش رو بصورت کلیپ منتشر میکنه، فحشهاش رو که خورده به موقعش، تلاشش رو کرده، حداقل بیشتر از خیلیهایِ دیگه، بعد در کلیتِ ماجرا میگه اقاجان! هزینهیِ لگدپراکنی به این مملکت رو ببرید بالا، نمیبرید؟ خب باشه من از اون نقشِ خودم انصراف میدم.
حالا یه سری بازخوردهایی که «آدم از تعجب نمیداند چه کند» چی باشه خوبه؟ خب برو به درک، اره تو اگه آدمِ فیسبیلالله بودی تا آخر میموندی، برو جا بزن، بچه فرار میکنه، اگه مردِ مِیدونی بمون رقابت کن!
خب این یعنی چی الان؟ بجایِ حمایت از ایشونه؟ بجایِ دلجوییه؟ بجایِ اینه که بگی دستمَریزاد تا اینجام خوب فحش خوردی؟ چون میدونید دیگه، ارزشی یا گلوله میخورد یا فحش. بعد توام دوتا میذاری رو بقیه فحشهایِ اونا؟
بعد میگی سگِ اونهایی که لگد پروندن شرف داره به تویی که مواضعت مشخص نیست؟ این بندهخدا دیگه چجوری مواضعِ خودش رو مشخص کنه که بفهمی؟
نظرِ شخصی من با همه اظهاراتِ ایشون موافق نیست، بهخصوص در مصادیق. بلکه میگم بله عصبانیت داره، ولی جای برنامهیِ پاورقی واقعا خالی میشه و بهتره بمانید و در همون تریبون و با مخاطب بالا این نقدِصحیح رو مطرح کنید و آتویِ پروژهیِ خالصسازی براندازی نشید، خیلی زهرماره ولی ماندن بهتره.
ولی صحیحه نظرم رو با زیرسوال بردنِ زحمات و مواضعِ یک نیرویِ خوب مطرح کنم؟
نمیدونم این بازیِ «هرچی خودی رو بزنی نشون میده مطالبهگرتری» کِی تموم میشه.
-النهایة؛ امید است که دوستان در تلهیِ ناامیدی و القایِ ناامیدی نیفتن.
وسوسهٔ احساسِ نیاز به داشتنِ یک کانالِ کوچکتر، جهتِ ابراز بُعدِ دیگر عواطفِ انسانی، احتمالاً شبیهِ پیج مرحومم بهشتگرافی >>>>>
یادمه یهنفر وسطِ یکی از تجمعاتِ خارج از کشور این جماعت، با تغییرِ دو کلمه از آهنگِ حامد زمانی و مُصادرهیِ آهنگِ «اصلا حرم ناموسِ ما شیعهس» میخواست موسیقیِ حماسی تولید کنه، تو پوسترهایِ فراخوان هم دیده شده بارها از جمعیتِ راهپیماییها استفاده میکردن. میگفتن «به شاهچراغ حمله شده؟ به درک، کاش هرچی عَرزشیه منقرض بشه.» تا دیروز هم معتقد بودن کارِ خودشونه و اساساً ارزشی پول میگیره همین کارو بکنه.
حالا گویا دستور رسیده «اوضاع خیط است، مُصادره کنید!»
ساتیار مَرودشتی نمیدونم کیای، ولی هرجا هستی بدون این جماعتِ مُصادرهکُن دارن رو اسمت اسکی میرن.
این قهرمانِ مَشتی و آدمحسابی، اقای بادپای هستن؛ نیرویِ خدماتی حرم شاهچراغ(ع) و جمعه در برنامهیِ بدونِ تعارف حضور دارن. دمِ همهیِ امنیتیها و غیرتیها گرم!
حالا گویا دستور رسیده «اوضاع خیط است، مُصادره کنید!»
ساتیار مَرودشتی نمیدونم کیای، ولی هرجا هستی بدون این جماعتِ مُصادرهکُن دارن رو اسمت اسکی میرن.
این قهرمانِ مَشتی و آدمحسابی، اقای بادپای هستن؛ نیرویِ خدماتی حرم شاهچراغ(ع) و جمعه در برنامهیِ بدونِ تعارف حضور دارن. دمِ همهیِ امنیتیها و غیرتیها گرم!
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
یادمه یهنفر وسطِ یکی از تجمعاتِ خارج از کشور این جماعت، با تغییرِ دو کلمه از آهنگِ حامد زمانی و مُصادرهیِ آهنگِ «اصلا حرم ناموسِ ما شیعهس» میخواست موسیقیِ حماسی تولید کنه، تو پوسترهایِ فراخوان هم دیده شده بارها از جمعیتِ راهپیماییها استفاده میکردن.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دیدم اون تروریست به یک زائرِ خواهری تیراندازی کرد، خونم به جوش اومد، حضرت دستی پشتِ کمرم گذاشت و گفت حرکت کن…
یکسال با تمامِ هجمههایِ رسانهای و تبلیغات برای سرگرمیهایِ جنسی، و اظهاراتِ شبهِ کارشناسهایِ لُمپنِ اینترنشنالی برایِ وارونه نشون دادنِ معنای آزادی، میخواستن به هویتِ ایرانی اسلامی ثابت کنن که این نوع «غیرت» از بین رفته، و «غیرت و ناموس» معنایِ وا رفتهٔ اُمّلهاست، امروز «به بقیه چه ربطی داره؟ هرکی آزاده هرکار میخواد بکنه» رویِ بورسه، پس هشتگِ «من بیناموسم» رو ترند میکردن و توسّل به مقدّسات رو خرافات، و توهین به مقدّسات رو نشونهیِ روشنفکری میدونستن. ولی هربار به مددِ الهی؛ آوازهٔ بیتکلّفِ قهرمانی از بینِ هزاران قهرمان گمنامِ این خاک به گوش همه میرسه و معنای زنده و واقعیِ غیرت و زن زندگی آزادی رو به همه نشون میده.
آینهٔ هویت اصیل ایرانی اسلامی؛ علی لندی، فرزاد بادپا، محمدمبینِ ۷ سالهای که پدرش رو در شاهچراغ رها نکرد، و هزاران قهرمانِ گمنامِ امروز و دیروزن. برای مصادرهٔ این هویت؛ تلاشِ مذبوحانه نکنید.
-صحبتی ندارید؟
+توصیهم به جَوونها اینه که…
یکسال با تمامِ هجمههایِ رسانهای و تبلیغات برای سرگرمیهایِ جنسی، و اظهاراتِ شبهِ کارشناسهایِ لُمپنِ اینترنشنالی برایِ وارونه نشون دادنِ معنای آزادی، میخواستن به هویتِ ایرانی اسلامی ثابت کنن که این نوع «غیرت» از بین رفته، و «غیرت و ناموس» معنایِ وا رفتهٔ اُمّلهاست، امروز «به بقیه چه ربطی داره؟ هرکی آزاده هرکار میخواد بکنه» رویِ بورسه، پس هشتگِ «من بیناموسم» رو ترند میکردن و توسّل به مقدّسات رو خرافات، و توهین به مقدّسات رو نشونهیِ روشنفکری میدونستن. ولی هربار به مددِ الهی؛ آوازهٔ بیتکلّفِ قهرمانی از بینِ هزاران قهرمان گمنامِ این خاک به گوش همه میرسه و معنای زنده و واقعیِ غیرت و زن زندگی آزادی رو به همه نشون میده.
آینهٔ هویت اصیل ایرانی اسلامی؛ علی لندی، فرزاد بادپا، محمدمبینِ ۷ سالهای که پدرش رو در شاهچراغ رها نکرد، و هزاران قهرمانِ گمنامِ امروز و دیروزن. برای مصادرهٔ این هویت؛ تلاشِ مذبوحانه نکنید.
-صحبتی ندارید؟
+توصیهم به جَوونها اینه که…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
البته این روند مصادرهٔ هویتِ ایرانِاسلامی اولش خیلی گوگولی طِی میشه، شعارهایِ خوشگل میدن، تاریخِ معاصرِ ایران رو وارونه جلوه میدن که در نتیجه «وابستگی» رو زیبا نشون بدن، راهِ رفتهٔ تمدنهای به قهقهرا رفته رو هموار میکنن، اصالت و تمدنِ چندهزار ساله رو لگدمال میکنن، فراخوانهایِ تر و تَمیز میدن، ژستهایِ بَتمَنانهٔ «من دوستانه نمیگم، فرار کنید» براتون منتشر میکنن، پایِ یکی رو قطع میکنن و فرداش رُشد میکنه و گردن نمیگیرن. خشونت، تروریسم، بمبگذاری و عربدهکشی رو یه چیزِ روتینِ لازم معرفی میکنن،اسمش رو هم میذارن خرابکاری شرافتمندانه. اینا نشد؟ خب پس، فحش تنها راهیه که براشون میمونه، ملتِ ایران! شما یا با این نوع از اعتراض همراهیــد، یا بیشرف!
اینم جواب نمیده؟ مرحلهٔ بعدی اینه که جلوی دوربین موهاشونو بکَنن جیغ بزنن.
اینم جواب نمیده؟ مرحلهٔ بعدی اینه که جلوی دوربین موهاشونو بکَنن جیغ بزنن.
Forwarded from علیرضا زادبر
.
آنچه از مصاحبه مرعشی بیشتر پخش شد آن دو بخش اظهارات عجیب او درباره برجام و قدرت شخصی اش بود. اما در ابتدا مصاحبه او تحلیلی از علت بن بست سیاسی و عدم موفقیت رئیس جمهورها می دهد که بازمیگردد به وجود اصل ولایت فقیه در قانون اساسی! اینکه چند بار تکرار می کند قدرت در دست رهبر است و روسای جمهور کاره ای نیستند بخاطر همین با رهبر به اختلاف می خوردند
۱. اگر رئیس جمهور اختیار ندارد چرا در تمامی دوره ها حریص به تصاحب قدرت بوده و تقریبا در تمامی دوره ها نامزد داشته اید؟
۲. رهبر با سیاست توسعه اشرافی گری دولت هاشمی مخالف بود اما ایشان و شما با قدرت آن را پیش بردید پس قدرت داشتید.
۳. رهبر در دولت هاشمی و خاتمی اعلام کرد خام فروشی نفت باید تمام شد. هر دو دولت قبول نداشتند و نکردند پس قدرت داشتید.
۴. رهبر با سیاست فرهنگی دوره خاتمی و اصلاحات مخالفت و انتقاد داشت اما کار خودتان را کردید پس قدرت داشتید.
۵. رهبر با سیاست ها و روش های خصوصی سازی در دولت هاشمی و خاتمی مخالف بود اما شما با خصوصی سازی فساد و رانت را اجرا کردید پس قدرت داشتید.
ده ها مثال دیگر از دولت ها میشود آورد که صراحتا برخلاف نظر رهبری عمل شده که گل سر سبد آنها دولت روحانی است. وظیفه رهبر هدایت گری ارکان نظام سیاسی در مسیر اساسی انقلاب است. خودشان این را بارها تکرار کرده اند آن مصادیقی که رهبری ورود می کند در تمامی قوا براین مبنا و قانون است. اعمال سلیقه دولت های شما در اصول اگر با مقاومت رهبری روبرو نشده بود که سال ها قبل از ایران و انقلاب چیزی باقی نمی ماند.
در تعجبم چرا پاسخ مرعشی داده نشد!
باز در یک برنامه دیگر رهبر محکوم شد!
قدرت اجرایی دست آقایان بوده است!
آنچه از مصاحبه مرعشی بیشتر پخش شد آن دو بخش اظهارات عجیب او درباره برجام و قدرت شخصی اش بود. اما در ابتدا مصاحبه او تحلیلی از علت بن بست سیاسی و عدم موفقیت رئیس جمهورها می دهد که بازمیگردد به وجود اصل ولایت فقیه در قانون اساسی! اینکه چند بار تکرار می کند قدرت در دست رهبر است و روسای جمهور کاره ای نیستند بخاطر همین با رهبر به اختلاف می خوردند
۱. اگر رئیس جمهور اختیار ندارد چرا در تمامی دوره ها حریص به تصاحب قدرت بوده و تقریبا در تمامی دوره ها نامزد داشته اید؟
۲. رهبر با سیاست توسعه اشرافی گری دولت هاشمی مخالف بود اما ایشان و شما با قدرت آن را پیش بردید پس قدرت داشتید.
۳. رهبر در دولت هاشمی و خاتمی اعلام کرد خام فروشی نفت باید تمام شد. هر دو دولت قبول نداشتند و نکردند پس قدرت داشتید.
۴. رهبر با سیاست فرهنگی دوره خاتمی و اصلاحات مخالفت و انتقاد داشت اما کار خودتان را کردید پس قدرت داشتید.
۵. رهبر با سیاست ها و روش های خصوصی سازی در دولت هاشمی و خاتمی مخالف بود اما شما با خصوصی سازی فساد و رانت را اجرا کردید پس قدرت داشتید.
ده ها مثال دیگر از دولت ها میشود آورد که صراحتا برخلاف نظر رهبری عمل شده که گل سر سبد آنها دولت روحانی است. وظیفه رهبر هدایت گری ارکان نظام سیاسی در مسیر اساسی انقلاب است. خودشان این را بارها تکرار کرده اند آن مصادیقی که رهبری ورود می کند در تمامی قوا براین مبنا و قانون است. اعمال سلیقه دولت های شما در اصول اگر با مقاومت رهبری روبرو نشده بود که سال ها قبل از ایران و انقلاب چیزی باقی نمی ماند.
در تعجبم چرا پاسخ مرعشی داده نشد!
باز در یک برنامه دیگر رهبر محکوم شد!
قدرت اجرایی دست آقایان بوده است!
علیرضا زادبر
. آنچه از مصاحبه مرعشی بیشتر پخش شد آن دو بخش اظهارات عجیب او درباره برجام و قدرت شخصی اش بود. اما در ابتدا مصاحبه او تحلیلی از علت بن بست سیاسی و عدم موفقیت رئیس جمهورها می دهد که بازمیگردد به وجود اصل ولایت فقیه در قانون اساسی! اینکه چند بار تکرار می کند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این آینهٔ تمامِ «نابلدیِ زباندنیابلدها»ست.
Forwarded from حـُـجْــــــــرة🇮🇷🇵🇸
کار کردن تو راه و مسیر امام حسین و شهدا و ...
در کل تو مسیر این خاندان بودن یه لِم جالبی داره که بهش توجه نشه آدم یواش یواش دور میشه یا دور هم نشه درجا میزنه
باید دقیقا وقتی که خسته ای و حالشو نداری بری پای کار ...
یکی مثل من کارش تو این دستگاه ، ضبط و پخش کتاب صوتیه
یکی کارش تو حسینیه هست
یکی چمیدونم صحبت با آدمای مختلف درباره این موضوعات
یکی همه اینا با هم
کارت تو این دستگاه چیه ؟ هر جا خسته بودی و دقیقا جایی بود که میخواستی کار نکنی ، دقیقا همون موقع یه یا علی بگو ، برو پای کار
در کل تو مسیر این خاندان بودن یه لِم جالبی داره که بهش توجه نشه آدم یواش یواش دور میشه یا دور هم نشه درجا میزنه
باید دقیقا وقتی که خسته ای و حالشو نداری بری پای کار ...
یکی مثل من کارش تو این دستگاه ، ضبط و پخش کتاب صوتیه
یکی کارش تو حسینیه هست
یکی چمیدونم صحبت با آدمای مختلف درباره این موضوعات
یکی همه اینا با هم
کارت تو این دستگاه چیه ؟ هر جا خسته بودی و دقیقا جایی بود که میخواستی کار نکنی ، دقیقا همون موقع یه یا علی بگو ، برو پای کار
تلویزیون یه آهنگِ غمگین پخش میکرد، خودمو مَحَک زدم. همهٔ غَمِ دنیا ریخت تو دلم، انگار یه چیزی و یه کَسی رو از دست دادم، انگار شکست خوردم، پولم رو بُردن. شیشهٔ اعتمادم رو شکستن. غمِ دلم مُرده بود و هر لحظه چیزی در من رُبوده میشد توسطِ انسانی!
همینطور قلبم فشُرد. نَوایِ بعدی «مَستان همه افتاده و ساقی نَمانده، یک گل برایِ باغبان باقی نمانده..» بود. میدونم مختصِ امامحسینه. هنوز غم در دلم بود، اما زنده، چشم در چشم، جلوم نِشسته.
همونطور که نشسته بود جلوم، میگفت «ببین منو! اعتماد کن بهم، من اون اعتمادِ شکستهت نیستم، من اون انسانِ رها کردهت نیستم، من اون پول و مالِ از دست رفتهت نیستم، من زندهم، سالهاست زندهم، من وصلت میکنم به اونیکه از شیشهٔ اعتمادِ شکسته و پولِ بُرده و خستگیِ فِراق و مُردگیِ لایَنحل بهش پناه میبری، من زندهم، من رفیقتم، من همون غمیام که اصلاً جنسِ غَمش فرق میکند…»
حرف میزد. گَلویی سوخت، چونهای لرزید، اشکی چکید و، زنده شدم.
همینطور قلبم فشُرد. نَوایِ بعدی «مَستان همه افتاده و ساقی نَمانده، یک گل برایِ باغبان باقی نمانده..» بود. میدونم مختصِ امامحسینه. هنوز غم در دلم بود، اما زنده، چشم در چشم، جلوم نِشسته.
همونطور که نشسته بود جلوم، میگفت «ببین منو! اعتماد کن بهم، من اون اعتمادِ شکستهت نیستم، من اون انسانِ رها کردهت نیستم، من اون پول و مالِ از دست رفتهت نیستم، من زندهم، سالهاست زندهم، من وصلت میکنم به اونیکه از شیشهٔ اعتمادِ شکسته و پولِ بُرده و خستگیِ فِراق و مُردگیِ لایَنحل بهش پناه میبری، من زندهم، من رفیقتم، من همون غمیام که اصلاً جنسِ غَمش فرق میکند…»
حرف میزد. گَلویی سوخت، چونهای لرزید، اشکی چکید و، زنده شدم.
•عه؟ اگه راست میگی چرا دمپایی پاته؟ چرا دستهاتو اونجوری مُشت کردی؟ مُشت نیست؟ چرا پس اونجوری پیچیدیشون توهم؟ چرا طرحِ دیوار شبیه سنگِ دیوار کنار سرویس بهداشتیه؟ چقدر پول گرفتی بهش بگی دکتر؟ ننگ بر این دیپلماسیِ ذلّت.
- از امروز در اکانتهایِ توییتریِ حامیِ عکس پایین.
من نه برات تجویز میکنم که اهمیت ندی، نه میگم اونقدر اهمیت بده که از زندگی ببُری. فقط یه تجربه رو نقل قول میکنم. یه عزیزی میگفت «به اندازهیِ موهای سرت راه رسیدن به هدف هست، که کنکور یکی از اون راههاست.» اگه هدفِ تو تحصیل در یه رشتهیِ خاصه، ادامه بده. نگاه به دور و بَر هم نکن اگه کنایه بارت میکنن، کاری کن روزِ موعود خوشحال باشی. معلومه که نگرانیِ خانواده و حالا به بقیه چی بگم و از بقیه عقب موندم، حال آدم رو متشنّج میکنه، یکی که برام خیلی عزیزه، یکسال نشست برایِ یه هدفِ خیلی سخت خوند؛ من طعنهها و خستگیهایی که میشنید رو میشنیدم ولی خسته نشدنهاش رو هم میدیدم. نتیجه همون شد که سپرده بود به خدا. شاید اگه من جایِ اون بودم با اولین تَشَر ناامید میشدم، ولی میگفت من اگه امروزم رو به حالِ بدِ این حرفها بگذرونم، دیگه «امروز» رو ندارم.
اگه هدفی که داری بدونِ طی کردن مسیرِ کنکور هم میسّر میشه، مسیرت رو عوض کن. کنکور یکی از هزاران امتحانِ زندگیمونه، من اینو بعد پاس کردنِ هزاران امتحان به چشم دیدم، که کنکورِ سال ۹۱ برام رنگ پَرونده.
«وَ عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم..»
اگه هدفی که داری بدونِ طی کردن مسیرِ کنکور هم میسّر میشه، مسیرت رو عوض کن. کنکور یکی از هزاران امتحانِ زندگیمونه، من اینو بعد پاس کردنِ هزاران امتحان به چشم دیدم، که کنکورِ سال ۹۱ برام رنگ پَرونده.
«وَ عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم وَ عَسی أنْ تُحِبُّوا شیئاً و هُوَ شَرٌّ لَکُم..»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
امیرالمومنین در خطبهیِ ۲۰۱ نهجالبلاغه میفرمایند «از خلوتیِ راهِ سعادت نهراسید.» اگه این حدیث و خیلی چیزایِ دیگه داره براتون روز به روز شفافتر میشه، و اگه یه وقتا قفسهیِ سینهتون تنگ میشه؛ انگار که هوا کمه، بدونید در مسیرِ رسیدن به قُلّه، هم هوا کمه،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بینِ اینهمـه افاضاتِ ناامید و ناامید پرور و قهر و آشتی و لعن و نفرین و فضایِ منفی تریبوندارها، رهبری میگه «خســته نشوید، ما امـروز نزدیکِ قلّهایم.» و به تنهایی امیدِ روزنههایِ پیشرفت رو نگه میداره و من بینِ اینهمه تحلیل و تحلیلگر،
با اعتمادِ تمام فقط به ایشون میگم چَشم، سمعاً و طاعتاً.
با اعتمادِ تمام فقط به ایشون میگم چَشم، سمعاً و طاعتاً.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
پیشنهاد میکنم اگه هنوز شروع نکردید، برید تو سایت استاد غلامی؛ تو قسمتِ جستجو بزنید «معراج»، از خوف و رجاء شروع کنید و کِیفور بشید.🤝
استاد غلامی در جلسهٔ چهارم خوف و رَجاء معراج السعادة نقل میکردن که یه بندهخدایی بوده که یه آینهای داشته و بشدت به اون آینه علاقه داشته، این بندهخدا به حالتِ احتضار درمیاد و دمِ مرگش فرا میرسه. اطرافیان هِی بهش میگفتن بندهٔ خدا شهادتینت رو بگو و این لب باز میکرده و تا الفِ اولِ اَشهَدُ … میگفته ولی ادامه نمیداده، چندبار تکرار میشه و کامل نمیگه تا میگذره و خداوند بهش فرصتِ مجدد میده. اطرافیان میگفتن مردِ حسابی چرا شهادتین نمیگفتی؟ تو داشتی از دنیا میرفتی. میگه شیطان آینهای که خیلی بهش علاقه داشتم رو میاورد جلویِ چشمم و میگفت اگر شهادتین رو بگی این آینه رو میندازم تا بشکنه! بهش گفتن بابا خب میشکست، اخه دمِ مرگی به چه دردِ تو میخورد؟ گفت «نمیفهمیدم که دارم میمیرم و این آینه به دردِ من نمیخوره..»
پیامبر(ص) میفرمایند «
خلاصه که روزی سه وعده باید از خودم بپرسم چه چیزی دوست دارم؟ کیو دوست دارم؟ کیو بعنوانِ دوست و الگو انتخاب میکنم و به چه چیزی تعلّقِ خاطر دارم؟
پیامبر(ص) میفرمایند «
ولَوأنَّرَجُلاً أحَبَّ حَجَرًا لَحَشَرَهُ اللهُ معَهُ» یعنی هرکسی با هرچیزی که دوست داره محشور میشه و اگر کسی سنگی رو دوست بداره، خداوند با همون سنگ محشورش میکنه.خلاصه که روزی سه وعده باید از خودم بپرسم چه چیزی دوست دارم؟ کیو دوست دارم؟ کیو بعنوانِ دوست و الگو انتخاب میکنم و به چه چیزی تعلّقِ خاطر دارم؟
محسن برهانی نه تنها «منطقِ حقوقی»، بلکه تاریخ رو هم به سُخره گرفته، در حالیکه «جک استرا» وزیرِ خارجه پیشین انگلیس صراحتاً میگه «انگلیس در کنار CIA پشتِ کودتایِ ۲۸ مرداد بود و در این مسئله اصلاً بحثی نیست! اسنادی بنامِ طرح لندن منتشر شده بود که نشون میداد CIA در کنار MI6 چطور برنامهیِ این کودتا رو چیده بودن» محسن برهانی معتقده کودتایی در کار نبوده؛ لذا مرحوم اگر وصیت کرده مشکی نپوشید؛ مرحوم بیخود کرده؛ چون ما به احترامش مشکی میپوشیم!
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
شبهه: دشمنیِ غرب با جمهوری اسلامیست، اگر جمهوری اسلامی بروند، تحریمها لغو میشوند. پاسخ: از اولین اقدامات «رسمی» علیه دولت مستقر در ایران، کودتای ۲۸ مرداد همزمان با آغاز جریان ملی شدن صنعت نفت بود، چون انگلیس مالکِ ۵۰٪ سهام شرکت نفت انگلیس و ایران بود…
واسطهٔ داخلی امریکا و انگلیس در کودتایِ ۲۸ مرداد، از طرفی شعبونبیمُخها و پَریبلندهها، و از طرفی رسانه و رادیو بود. رزولوت صراحتاً گفت یک میلیون دلار پول نقد برایِ سرنگونی دولت ایران همراه داشت اما با پرداخت هزینهٔ اندک به واسطهها، موفق به کودتا شدند! درحالیکه مصدّق به امریکا اعتماد کرده بود…
-اگر به جریانشناسیِ سیاسی علاقمندید، این کتابها رو مطالعه کنید.
-اگر به جریانشناسیِ سیاسی علاقمندید، این کتابها رو مطالعه کنید.