گفت چی خیلی تکونت داده؟
خیلی فکر کردم که بینِ یه عالَم حرف و عمل روی کدوم بیشتر قفل کردم، هیچی جز این پیدا نکردم که «خدایا مرا به خاطرِ گناهانی که در طولِ روز با هزاران عقل توجیهشان میکنم، ببخش.»
خیلی فکر کردم که بینِ یه عالَم حرف و عمل روی کدوم بیشتر قفل کردم، هیچی جز این پیدا نکردم که «خدایا مرا به خاطرِ گناهانی که در طولِ روز با هزاران عقل توجیهشان میکنم، ببخش.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قسمتِ ترسناک ماجرا اینه که این روندِ استحاله خیلی تدریجی و زیرپوستی اتفاق میفته و اینجوری نیست که وای بر حسنآقامیری! و خودت در امان باشی.
خیلیها فکــر نمیکردن روزی برای قانونی شدنِ شربِخمر توئیت بزنن، برایِ عادیسازیِ جریانِ LGBT به بهانهی اینکه «جهـان» اونو پذیرفته، محتوا تولید کنن و منکرِ قیامِ امامحسین بشن و عاشورا رو در حدِ یه «کُشته شدن در یک سفر» تقلیل بدن و قرآنسوزی رو در سایهیِ آزادیِ بیان توجیه کنن و پارسال هیئتی و امسال شبِ محرم پارتی بگیرن.
یه روز هم یکی اینطوری برای خونخواهیِ امامِ شهید معتقد به اینه که «به توچه؟ تو چیکارهای؟ شاکی بره شکایت کنه، دادگاه تشکیل بشه!»
ولی برایِ مواردِ دیگه هم فُحش میده، هم خیلی بهــش ربط داره؛ هم ولیدَمه؛ هم خیلی کارهایه.
-این تناقضهس که عجیبه!
وَ أَنْ یرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِیکم مَعَ إِمَامٍ هُدًی ظَاهِرٍ ناطقٍ بِالحَقّ مِنکُم.الهی آمین.
خیلیها فکــر نمیکردن روزی برای قانونی شدنِ شربِخمر توئیت بزنن، برایِ عادیسازیِ جریانِ LGBT به بهانهی اینکه «جهـان» اونو پذیرفته، محتوا تولید کنن و منکرِ قیامِ امامحسین بشن و عاشورا رو در حدِ یه «کُشته شدن در یک سفر» تقلیل بدن و قرآنسوزی رو در سایهیِ آزادیِ بیان توجیه کنن و پارسال هیئتی و امسال شبِ محرم پارتی بگیرن.
یه روز هم یکی اینطوری برای خونخواهیِ امامِ شهید معتقد به اینه که «به توچه؟ تو چیکارهای؟ شاکی بره شکایت کنه، دادگاه تشکیل بشه!»
ولی برایِ مواردِ دیگه هم فُحش میده، هم خیلی بهــش ربط داره؛ هم ولیدَمه؛ هم خیلی کارهایه.
-این تناقضهس که عجیبه!
وَ أَنْ یرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِیکم مَعَ إِمَامٍ هُدًی ظَاهِرٍ ناطقٍ بِالحَقّ مِنکُم.الهی آمین.
من تاحالا هیچکدوم از سخنرانیهایِ حسنآقامیری رو گوش ندادم، ولی رفتم کاملِ این فیلمی که منتشر شده رو تو یوتیوب دیدم که خداینکرده تقطیع اتفاق نیفتاده باشه.
ایشون در راستایِ ارائهی دینرحمانی تلاش میکنه که بگه خدا خیلی مهربونه و ما مثل بچههاشیم و مگه وقتی بچه تو رویِ پدر مادر درمیاد؛ پدر از خونه بیرونش میکنه؟ ذوانتقام بودنِ خداوند هم بخاطرِ مهربانی و رحمتشه. خب تا اینجا خیلی هم عالی. اما نصفه!
در همین راستا توی این سخنرانی، میگه مختار یک جنایتکار بوده که اساساً انتقام و خونخواهی بهش ربط نداشته، محمد حنفیه کیه؟ امامسجاد ولیدم بودن و باید از امام سجاد اجازه میگرفته، ائمه هم که اهلِ رحمت و بخششان لذا با این فرض که امامسجاد قطعاً قاتلینِ اباعبدلله رو میبخشیدن پس مختار چنین حقی نداشته.
-اما در روایتی از امام صادق داریم که «هیچ زن هاشمیهاى از ما خاندان، شانه به سر نزد و خضاب نگرفت تا آن موقعى که مختار سر قاتلین امام حسین را نزد ما فرستاد.»
استاد رجبیدوانی هم نقل میکنن که امام سجاد در حدیثی میفرمایند «حتی اگر یک غلام زنگی هم در خونخواهی ما اهلبیت قیام کند، کارش مورد تایید ماست.»
-جایِ دیگه حسن آقامیری در پاسخ به یکی از حاضرین که پرسید «پس چرا امامحسن ابنملجم رو قصاص کرد؟» میگه امامعلی بخشید، امامحسن هم رهاش کرد دیگه، در تاریخ معلوم نیست ابنملجم چطور میمیره!!!!
-اخه بزرگوار! چرا برایِ اینکه فهمِ ناقصِ خودت رو از یک دینِ کامل و مقدسِ الهی به پامنبریهایِ سادهت ارائه بدی و احیاناً منبرِ مدرنِ مجازیت رو پربار کنی؛ روایات رو وارونه میکنی؟
در روایات آمده امامحسن، ابنملجم رو «قصاص» کرد و با یک ضربت به جهنم فرستاد، هرچند روایاتِ دیگهای از نحوهیِ کُشته شدنش هست که به عقیده بزرگان سند ضعیف و از سیرهیِ ائمه به دوره.
اینهمه مغلطه به چه قیمت؟!
ایشون در راستایِ ارائهی دینرحمانی تلاش میکنه که بگه خدا خیلی مهربونه و ما مثل بچههاشیم و مگه وقتی بچه تو رویِ پدر مادر درمیاد؛ پدر از خونه بیرونش میکنه؟ ذوانتقام بودنِ خداوند هم بخاطرِ مهربانی و رحمتشه. خب تا اینجا خیلی هم عالی. اما نصفه!
در همین راستا توی این سخنرانی، میگه مختار یک جنایتکار بوده که اساساً انتقام و خونخواهی بهش ربط نداشته، محمد حنفیه کیه؟ امامسجاد ولیدم بودن و باید از امام سجاد اجازه میگرفته، ائمه هم که اهلِ رحمت و بخششان لذا با این فرض که امامسجاد قطعاً قاتلینِ اباعبدلله رو میبخشیدن پس مختار چنین حقی نداشته.
-اما در روایتی از امام صادق داریم که «هیچ زن هاشمیهاى از ما خاندان، شانه به سر نزد و خضاب نگرفت تا آن موقعى که مختار سر قاتلین امام حسین را نزد ما فرستاد.»
بحارالانوار،ج ۴۵، ص۳۴۴.استاد رجبیدوانی هم نقل میکنن که امام سجاد در حدیثی میفرمایند «حتی اگر یک غلام زنگی هم در خونخواهی ما اهلبیت قیام کند، کارش مورد تایید ماست.»
-جایِ دیگه حسن آقامیری در پاسخ به یکی از حاضرین که پرسید «پس چرا امامحسن ابنملجم رو قصاص کرد؟» میگه امامعلی بخشید، امامحسن هم رهاش کرد دیگه، در تاریخ معلوم نیست ابنملجم چطور میمیره!!!!
-اخه بزرگوار! چرا برایِ اینکه فهمِ ناقصِ خودت رو از یک دینِ کامل و مقدسِ الهی به پامنبریهایِ سادهت ارائه بدی و احیاناً منبرِ مدرنِ مجازیت رو پربار کنی؛ روایات رو وارونه میکنی؟
در روایات آمده امامحسن، ابنملجم رو «قصاص» کرد و با یک ضربت به جهنم فرستاد، هرچند روایاتِ دیگهای از نحوهیِ کُشته شدنش هست که به عقیده بزرگان سند ضعیف و از سیرهیِ ائمه به دوره.
بحارالانوار ج۴۲ ص ۲۹۸،۲۴۶،۲۳۲.اینهمه مغلطه به چه قیمت؟!
حاجآقا بهجـت میگن: «خوبه که انسـان اسمِ خودش رو در هر کارِ خیری بنویسه و خودش رو شریک در اون کار قرار بده؛ فردایِ قیامت معلوم نیست کدوم کارمون مقبول و کدومش رَده.»
خب بالاخره تهِ یکی از این طومارها اسمِ تورو هم مینویسن؛ خدا دستگیر دستگیرهاست.
خب بالاخره تهِ یکی از این طومارها اسمِ تورو هم مینویسن؛ خدا دستگیر دستگیرهاست.
حرف خاص
@ostad_shojae
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
من وقتی بخوام کارامو انجام بدم، سرِ کار یا تویِ خونه، سریع حوصلهم سر میره و خسـته میشم؛ لذا چیکار میکنم؟ میرم تویِ سایت دکتر غلامیِ عزیــز و صوتهای سیرهایِ مطالعاتی و … رو گوش میدم و به خودم میام میبینم ساعتها دارم کار میکنم و خسته نیستم. وُیسهای…
پیشنهاد میکنم اگه هنوز شروع نکردید، برید تو سایت استاد غلامی؛ تو قسمتِ جستجو بزنید «معراج»، از خوف و رجاء شروع کنید و کِیفور بشید.🤝
من یه بار تجربهی غسّالخونه رفتن داشتم، خدا بیامرزه همهی اموات رو، دور از جونِ بقیه، یکی از عزیزانم از دنیا رفته بود، مظلوم و مهربان، صبور، مومن.
خدا رحمتشون کنه.
بالا سرش یٰس و الرّحمن میخوندم که نترسه، زور میزدم گریه نکنم، بغض حناق شده بود.
تو زندگیپساز زندگی میگفت گریه و ناراحتی اموات رو اذیت میکنه.آزار میبینن.
تا قبلش تصوری از دیدنِ یه بدنِ بیجون نداشتم، اون لحظه از فضا نمیترسیدم.
ولی یه چیزی تمامِ مدت، رعشه به تنِ من انداخت و وقتایی که مثلِ الان «تکون خوردن رو» امروز فردا میکنم و یادم میره ذرهای در تمامِ کهکشانها و هستیام و برایِ خدا شاخ میشم؛ یادم میاد.
چی؟
نداشتنِ حتی کوچکترین تواناییِ حرکتی، تکونی، صدایی، قدرتی! لمسِ واقعیِ «کلّمنعلیهٰافان» و تموم شدنِ فرصت برایِ خودم.
بدونِ اجازهیِ چونه و نِق و بهانهگیری،
بدونِ سرکشی و عُصــیان، بدونِ تواناییِ «انکار»، بدونِ تواناییِ اعتراض به کساییکه بالاسرم بودن.
چه چیز از من میمونه؟ چه چیز با خودم میبَرم؟
بیتعارف؛ لحظهیِ بیتعارف!
نگاهم رو میدُزدیدم، در زمانِ حیات غریبه حتی موهاشو ندیده بود، مُدام روش رو میکشیدم که به خیالم معذّب نشه. غُسل که تموم شد؛ زیارت عاشورا خوندم، درِ گوشش گفتم «حلالم کنین..» حتماً میشنید!
«اللَّهُمَّصَلِّعَلَىمُحَمَّدٍوآلِمُحَمَّدٍوعَجِّلْفَرَجَهُمْ»
خدا رحمتشون کنه.
بالا سرش یٰس و الرّحمن میخوندم که نترسه، زور میزدم گریه نکنم، بغض حناق شده بود.
تو زندگیپساز زندگی میگفت گریه و ناراحتی اموات رو اذیت میکنه.آزار میبینن.
تا قبلش تصوری از دیدنِ یه بدنِ بیجون نداشتم، اون لحظه از فضا نمیترسیدم.
ولی یه چیزی تمامِ مدت، رعشه به تنِ من انداخت و وقتایی که مثلِ الان «تکون خوردن رو» امروز فردا میکنم و یادم میره ذرهای در تمامِ کهکشانها و هستیام و برایِ خدا شاخ میشم؛ یادم میاد.
چی؟
نداشتنِ حتی کوچکترین تواناییِ حرکتی، تکونی، صدایی، قدرتی! لمسِ واقعیِ «کلّمنعلیهٰافان» و تموم شدنِ فرصت برایِ خودم.
بدونِ اجازهیِ چونه و نِق و بهانهگیری،
بدونِ سرکشی و عُصــیان، بدونِ تواناییِ «انکار»، بدونِ تواناییِ اعتراض به کساییکه بالاسرم بودن.
چه چیز از من میمونه؟ چه چیز با خودم میبَرم؟
بیتعارف؛ لحظهیِ بیتعارف!
نگاهم رو میدُزدیدم، در زمانِ حیات غریبه حتی موهاشو ندیده بود، مُدام روش رو میکشیدم که به خیالم معذّب نشه. غُسل که تموم شد؛ زیارت عاشورا خوندم، درِ گوشش گفتم «حلالم کنین..» حتماً میشنید!
«اللَّهُمَّصَلِّعَلَىمُحَمَّدٍوآلِمُحَمَّدٍوعَجِّلْفَرَجَهُمْ»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «تو کارتونِ گالیوِر یه شخصیتی بود که مُدام میگفت «من میدونم ما موفق نمیشیم، ما نمیتونیم، ما میمیریم.» و همیشه هم برعکسِ نالههاش اتفاق میفتاد! دور و برِ منم از این آدمها هست، با یه ژستِ «همهچیدونی» و رُخِ عقاب تقریباً با هر نورِ امید و پیشرفتی- در…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مَهلا مخاطبینِ خودش رو از هر قشری داره. محور امامحسینه.
اگر جواد خیابانی میاد گــذری به عزاداریِ قبل از انقلاب میزنه که به گواهِ تاریخ؛ پاسخِ مسـتندی براش وجود داره، مهمانهایِ دیگهای هم هستن که حرفهایِ مستند و جامعتری میزنن.
چون اساساً محلِ گفتگوست!
نظراتِ شخصی خدشهای به حقیقت وارد نمیکنه، اما شبهات نباید رو هوا بمونه؛ استادی داشتیم که میگفت پرسشگری پیشبَرندهس، اما شُبهه رو نباید در هوا رها کرد! چون هرناکَسی میقاپَدِش.
بایکوت کردنش احتمالاً باعثِ ریزش کلیِ مخاطب نمیشه؛ فقط یه عایدی داره و اونهم اینه که یه سری قسمتها- باعنوانِ نظر شخصی- برایِ عُموم وایرال میشه و تویی که برنامه رو بایکوت کردی، سهمت رو نسبت به وایرال کردنِ قسمتهایِ خوبِ دیگه- مثل قسمت عباسموزون- و پاسخ به بعضی شبهات، ایفا نکردی.
اگر جواد خیابانی میاد گــذری به عزاداریِ قبل از انقلاب میزنه که به گواهِ تاریخ؛ پاسخِ مسـتندی براش وجود داره، مهمانهایِ دیگهای هم هستن که حرفهایِ مستند و جامعتری میزنن.
چون اساساً محلِ گفتگوست!
نظراتِ شخصی خدشهای به حقیقت وارد نمیکنه، اما شبهات نباید رو هوا بمونه؛ استادی داشتیم که میگفت پرسشگری پیشبَرندهس، اما شُبهه رو نباید در هوا رها کرد! چون هرناکَسی میقاپَدِش.
بایکوت کردنش احتمالاً باعثِ ریزش کلیِ مخاطب نمیشه؛ فقط یه عایدی داره و اونهم اینه که یه سری قسمتها- باعنوانِ نظر شخصی- برایِ عُموم وایرال میشه و تویی که برنامه رو بایکوت کردی، سهمت رو نسبت به وایرال کردنِ قسمتهایِ خوبِ دیگه- مثل قسمت عباسموزون- و پاسخ به بعضی شبهات، ایفا نکردی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❌احتمالاً دارای محتوای حساس.
«من یک کلام به این اقا گفتم آقا چرا اومدی تو واگنِ خانمها، تو هرجور میخوای بگرد، من به مَردا کار دارم، به تو چیکار دارم؟ نه به حجابِ اینا گیر دادم، نه کاری دارم.»
فیلم رو علینژاد با تیترِ «آزارگرِ حجاب» و هشتگ بچرختابچرخیم منتشر کرده، پیرزن بینِ حرفهاش میگه من به تو چیکار دارم؟ هرجور میخوای بگرد، من با این اقا کار دارم. آخر فیلم یکی میگه حاج خانم این اقا هم مثلِ برادرِ شماست!
در واقع در چارچوبِ این نوع آزادی، یک مَرد آزاده که واردِ واگن خانمها بشه؛ و یک خانمِ پیر که اساساً واگن متعلقِ به اون هم هست؛ حق نداره اعتراض بکنه. اگه اعتراضی هم بکنه حتی از تسبیحش و صلوات فرستادنش هم بعنوانِ تحقیـر استفاده میکنن.
این «به شما ربطی نداره» در فضایِ اجتماعی، حدِ آغاز و پایانش کجاست؟ اگر اعتراض بینِ پیرزن و اون آقاست، فحاشیِ بقیه به این خانم «فضولی» نیست؟
-بیاخلاق ولی مدعیِ اخلاقیات! بیطاقت در برابرِ ادبیاتِ متقابل! آزادی و اعتراض؟ یکطرفه.
-از فُحش و عربده که بگذریم؛ یک فریم از فردایِ آزادیِ دیکتاتورهای به قدرت نرسیده اینجوریه.
«من یک کلام به این اقا گفتم آقا چرا اومدی تو واگنِ خانمها، تو هرجور میخوای بگرد، من به مَردا کار دارم، به تو چیکار دارم؟ نه به حجابِ اینا گیر دادم، نه کاری دارم.»
فیلم رو علینژاد با تیترِ «آزارگرِ حجاب» و هشتگ بچرختابچرخیم منتشر کرده، پیرزن بینِ حرفهاش میگه من به تو چیکار دارم؟ هرجور میخوای بگرد، من با این اقا کار دارم. آخر فیلم یکی میگه حاج خانم این اقا هم مثلِ برادرِ شماست!
در واقع در چارچوبِ این نوع آزادی، یک مَرد آزاده که واردِ واگن خانمها بشه؛ و یک خانمِ پیر که اساساً واگن متعلقِ به اون هم هست؛ حق نداره اعتراض بکنه. اگه اعتراضی هم بکنه حتی از تسبیحش و صلوات فرستادنش هم بعنوانِ تحقیـر استفاده میکنن.
این «به شما ربطی نداره» در فضایِ اجتماعی، حدِ آغاز و پایانش کجاست؟ اگر اعتراض بینِ پیرزن و اون آقاست، فحاشیِ بقیه به این خانم «فضولی» نیست؟
-بیاخلاق ولی مدعیِ اخلاقیات! بیطاقت در برابرِ ادبیاتِ متقابل! آزادی و اعتراض؟ یکطرفه.
-از فُحش و عربده که بگذریم؛ یک فریم از فردایِ آزادیِ دیکتاتورهای به قدرت نرسیده اینجوریه.
داشتم جزئیاتِ حملهیِ وحوشِ زنزندگیآزادی به خانواده شهید مدافع حرم، حسین علیخانی و کتک زدن همسر و بچههاش رو در کرمانشاه از زبانِ همسر شهید میخوندم.
رسیدم به این قسمت که اون وحوش به خونهیِ شهید حمله کردن و دخترش رو کتک زدن و گوشیش رو شکستن، تا همسرِ شهید زنگ زده به پلیس؛ اونا گفتن مارو از پلیس میترسونی؟ زنگ بزن بگو بیان!
پلیس که اومده، پیشِ پلیس هم فحاشی کردن و به چادرش توهین کردن؛ همسر شهید اومده جلوشون رو بگیره تا دوباره دخترش رو نزنن؛ محکم زدن توی گوشِ همسر شهید، جلویِ پلیس.
یادِ مستندِ داعش افتادم؛سرِ بچه رو بُریدن؛ به مادر گفتن اگه میخوای بهت تجاوز نکنیم باید گوشتِ بچهت رو بخوری .
مستند زنانِ ایزدی اسیرِ دستِ داعش رو اکرانِ عمومی کنید. اگه به یه عده برنمیخوره، اگه ترویجِ خشونت نیست، اگه سیاهنمایی نیست؛ اگه «فضولی» نیست؛ السیدیِ بزرگ بذارید وسط شهر و پخش کنید، ببینن داعش با این زنان چه کرد؟ و مدافعینِ حرم جلویِ چه وحوشی جنگیدن.
میدونی؟
عصبانیام.خیلی عصبانیام.
منتظرم عدهای از خلخالِ زن یهودی مرثیهسرایی کنن و اینجا بگن عه؟ خانواده شهید رو کتک زدن؟ ای بابا، ناراحت شدیم، میخواست فضولی نکنه..
رسیدم به این قسمت که اون وحوش به خونهیِ شهید حمله کردن و دخترش رو کتک زدن و گوشیش رو شکستن، تا همسرِ شهید زنگ زده به پلیس؛ اونا گفتن مارو از پلیس میترسونی؟ زنگ بزن بگو بیان!
پلیس که اومده، پیشِ پلیس هم فحاشی کردن و به چادرش توهین کردن؛ همسر شهید اومده جلوشون رو بگیره تا دوباره دخترش رو نزنن؛ محکم زدن توی گوشِ همسر شهید، جلویِ پلیس.
یادِ مستندِ داعش افتادم؛
مستند زنانِ ایزدی اسیرِ دستِ داعش رو اکرانِ عمومی کنید. اگه به یه عده برنمیخوره، اگه ترویجِ خشونت نیست، اگه سیاهنمایی نیست؛ اگه «فضولی» نیست؛ السیدیِ بزرگ بذارید وسط شهر و پخش کنید، ببینن داعش با این زنان چه کرد؟ و مدافعینِ حرم جلویِ چه وحوشی جنگیدن.
میدونی؟
عصبانیام.خیلی عصبانیام.
منتظرم عدهای از خلخالِ زن یهودی مرثیهسرایی کنن و اینجا بگن عه؟ خانواده شهید رو کتک زدن؟ ای بابا، ناراحت شدیم، میخواست فضولی نکنه..
از این خاکستریِ خستهیِ شهر،
به سبزیِ جنگل تبعیدِمـون کن
آقای قاضی..
به سبزیِ جنگل تبعیدِمـون کن
آقای قاضی..
استاد غلامی میگه هر علمی رو مطالعه کنی، اگه روش عمیق فکر کنی خدا رو در همون پیدا میکنی، حتی اگه زیست و شیمی باشه.
حاجیداییم هم میگه.
میگه همین الان اگه از فرزندِ یه مُجتــهد-مثلاً- بپرسی بارون چجوری میباره؟ اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که خورشید میتابه به دریا و آب بخار میشه و ابر میشه و… از این قبیل.
نه اینکه خداوند فرشتگانی برایِ این امر گذاشته، فرشتـگانِ مامور به نزدیک کردنِ ابرها، فرشتگانِ مامور به بارشِ باران، فرشتگانِ مامور به حملِ قطراتِ باران و فرشتگانِ مامور به قرار دادنِ هر قطرهیِ باران در محلی معیّن.
حقیقت اینه که تمامِ دانش در تمامِ سطوح، مامورِ خداست و ما گاهی اینو فراموش میکنیم. و برا همینه که وقتی به مرتبهای میرسیم؛
گاهی خودمون رو محورِ معلومات میبینیم و دین و خدا رو محصور در مسجد و عبادتگاه.
اگه اونطور که باید بفهمیمش، همهچی زیباتر میشه.
حاجیداییم هم میگه.
میگه همین الان اگه از فرزندِ یه مُجتــهد-مثلاً- بپرسی بارون چجوری میباره؟ اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که خورشید میتابه به دریا و آب بخار میشه و ابر میشه و… از این قبیل.
نه اینکه خداوند فرشتگانی برایِ این امر گذاشته، فرشتـگانِ مامور به نزدیک کردنِ ابرها، فرشتگانِ مامور به بارشِ باران، فرشتگانِ مامور به حملِ قطراتِ باران و فرشتگانِ مامور به قرار دادنِ هر قطرهیِ باران در محلی معیّن.
حقیقت اینه که تمامِ دانش در تمامِ سطوح، مامورِ خداست و ما گاهی اینو فراموش میکنیم. و برا همینه که وقتی به مرتبهای میرسیم؛
گاهی خودمون رو محورِ معلومات میبینیم و دین و خدا رو محصور در مسجد و عبادتگاه.
اگه اونطور که باید بفهمیمش، همهچی زیباتر میشه.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
داشتم جزئیاتِ حملهیِ وحوشِ زنزندگیآزادی به خانواده شهید مدافع حرم، حسین علیخانی و کتک زدن همسر و بچههاش رو در کرمانشاه از زبانِ همسر شهید میخوندم. رسیدم به این قسمت که اون وحوش به خونهیِ شهید حمله کردن و دخترش رو کتک زدن و گوشیش رو شکستن، تا همسرِ شهید…
«حسین چند روزی میشد که پشتِ سرهم روزه میگرفت و با زبان روزه به شهادت میرسد. همرزمانش تعریف میکردند که وقتی خواستیم او را پس از مجروحیت به عقب منتقل کنیم، اجازه نمیدهد و میگوید شما بروید و از کارتان عقب نمانید.
یکی از همرزمانش دیده که شهید در لحظات آخر لبش تکان میخورد. جلو میرود تا شاید حسین وصیتی داشته باشد. اما میشنود که همسرم ذکر یاحسین (ع) را زمزمه میکند و سپس به شهادت میرسد.»
-همسر شهید مدافع حرم، حسین علیخانی
یکی از همرزمانش دیده که شهید در لحظات آخر لبش تکان میخورد. جلو میرود تا شاید حسین وصیتی داشته باشد. اما میشنود که همسرم ذکر یاحسین (ع) را زمزمه میکند و سپس به شهادت میرسد.»
-همسر شهید مدافع حرم، حسین علیخانی
Forwarded from درواقع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو روزایی که دشمنان داخلی و خارجی اخبار دروغ و نا امیدکننده پمپاژ میکنن وایرال کردن اینطور اقدامات میتونه تا تا فیها خالدون اونها رو بسوزونه.
با تشکر از رئیس قوهی قضاییه و خاک بر سرت پوریا زراعتی
با تشکر از رئیس قوهی قضاییه و خاک بر سرت پوریا زراعتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم رو خبرگزاری قوهقضاییه از بازگشتِ طبری به زندان برای تحمل مدت قطعی محکومیتش منتشر کرده بود. روزیکه خبر مرخصی طبری اومد، تحلیلها خیلی ناامیدکننده و عصبانیکننده بود، افکار عمومی توقعِ فسادستیزی داره.حالا که خبر محکومیتِ قطعی و بازگشتش به زندان منتشر شده، هنوز افکارِ عمومی در فکر مرخصی و آزادیِ طبریه.
واقعیت اینه که فساد هست. آگاهی از خبرِ فساد به شفافیتِ جامعه کمک میکنه؛ اما انکارِ جریان ضدفساد و پُمپاژِ ناامیدی و اخبار منفی و بولد کردنِ اون خبر نسبت به اخبارِ مثبت و پیگیریها، جامعه رو ناامید میکنه.
«رسانهکاری» اصولاً همینه؛ اخبار منفی با انفجارِ خبــری همراه میشه و اخبارِ مثبت، بایکوت…
واقعیت اینه که فساد هست. آگاهی از خبرِ فساد به شفافیتِ جامعه کمک میکنه؛ اما انکارِ جریان ضدفساد و پُمپاژِ ناامیدی و اخبار منفی و بولد کردنِ اون خبر نسبت به اخبارِ مثبت و پیگیریها، جامعه رو ناامید میکنه.
«رسانهکاری» اصولاً همینه؛ اخبار منفی با انفجارِ خبــری همراه میشه و اخبارِ مثبت، بایکوت…
استاد فاطمینیا(ره) میگفتن تو حرمِ حضرت معصومه(س) یه آقاشیخحسینِ مسئلهگو بود که شبها این کتابِ منازلالاخره رو میگرفت دستش و برایِ مردم میخوند، پدرِ شیخعباس قُمی یه نونوا بود که میرفت پایِ منبر
همین شیخِ مسئلهگو، شبها میومد خونه به شیخعباس میگفت جات خالی، شیخحسینِ مسئلهگو یه کتابِ منازلالاخره به دست میگیره و میخونه، بیا بشین پایِ حرفهاش تا بفهمی. شیخعباس هم میگه دعا کنید تا بفهمم و هیچوقت به پدر نمیگه نویسندهیِ اون کتاب خودشه.
-ما زیادی «اینجا» رو جدی گرفتیم..
همین شیخِ مسئلهگو، شبها میومد خونه به شیخعباس میگفت جات خالی، شیخحسینِ مسئلهگو یه کتابِ منازلالاخره به دست میگیره و میخونه، بیا بشین پایِ حرفهاش تا بفهمی. شیخعباس هم میگه دعا کنید تا بفهمم و هیچوقت به پدر نمیگه نویسندهیِ اون کتاب خودشه.
-ما زیادی «اینجا» رو جدی گرفتیم..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیگـــه راهــی نَمـــونده،
هِی خودم رو میکِشونم..
•
هِی خودم رو میکِشونم..
•
العَجَــل..