«پسرم! دستِ خودَت نیست اگر تنهایی،
این جماعت همه از اسمِ علی بیزارَند..»
این جماعت همه از اسمِ علی بیزارَند..»
اون سکانس تفرقه بینِ عرب و عجم تو مختارنامه رو یادم میاد، که یه نفر از ناخودیها اومده بود و یه دعوایی راه انداخته بود و لشکرِ خودی به خودشون اومدن دیدن چقدر به جونِ هم افتادن؛ گاهی هم اینروزا به این فکر میکنم که حریف/دشمن و نوچههایِ رسانهایش میگه خب وقتشه من برم مرخصی، اینا خودشون خودشونو تیکهپاره میکنن، بجایِ انتقاد سازنده و رفاقتی؛ به جونِ هم میُفتن و منم یه کرهای میگیرم.
مشکیِ مُحرم رنگِ عشقه؛ این مُحرّم هم انگار رنگِ عاشقی پاشیدن رو شهر، همه مشکی پوشها، همه پرچمسیاه به درِ خونهها زدهها، همه هیئت و مساجد تا بیخ پُرها! همه مَشتیها، همه امامیها.
الحق که عَدو شَود سببِ خیر، «اگر خدا خواهد..» دیگه حسابِ این آخرشو نکرده بودن!
الحق که عَدو شَود سببِ خیر، «اگر خدا خواهد..» دیگه حسابِ این آخرشو نکرده بودن!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در زمانِ آشوب- زیر ۱۸ سالهها در خطِ مقدمِ انقلاب زنزندگیآزادی و رهبرِ این جنبش هستن، اونها کاملا سازمانیافته هستن!
در زمان مُحرم- فضای عزاداری برای کودکان ناامن و اضطرابآوره، تمام اجرای این مراسم آزار روح و روان و جسم کودک هست و هولناکه!
•بالاخره یه روز خودتون، اربابانِتون و بیچارههایِ مسخ شدهتون از شدتِ تناقُض دچارِ پارگی ملموسی میشید ؛ همونطور که الان از عصبانیت بخیه خوردید.👌🏻
در زمان مُحرم- فضای عزاداری برای کودکان ناامن و اضطرابآوره، تمام اجرای این مراسم آزار روح و روان و جسم کودک هست و هولناکه!
•بالاخره یه روز خودتون، اربابانِتون و بیچارههایِ مسخ شدهتون از شدتِ تناقُض دچارِ پارگی ملموسی میشید ؛ همونطور که الان از عصبانیت بخیه خوردید.👌🏻
عباس!
چشمِ دشمنان،
همه دنبالِ خیمههاست،
برخیز غیرتِ خدا،
به خدا دیر میشود..
چشمِ دشمنان،
همه دنبالِ خیمههاست،
برخیز غیرتِ خدا،
به خدا دیر میشود..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بلـند شو عَلمدار،
عَلَم رو بلند کن..
-و قسم به استیصالِ این لحظه..
عَلَم رو بلند کن..
-و قسم به استیصالِ این لحظه..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفت خوشبحالت که تُرکی و تُرکی میفهمی؛ من نمیفهمم، ناراحتم که نمیفهمم، تو قلبم آشوبه انگار که همین الان، جلویِ چشمام «عَلَم از دستِ حضرت عبّاس(ع) افتادهس و دست از تنِ عباس چکیدهس..»
گفتم ما تُرکها ابالفضلی؛ ابالفضلیایم؛ غیرتی ابالفضلیایم، نَفس میکِشیم چون ابالفضلیایم..
گفتم ما تُرکها ابالفضلی؛ ابالفضلیایم؛ غیرتی ابالفضلیایم، نَفس میکِشیم چون ابالفضلیایم..
Forwarded from ✨اِســــتارزْ موشـــِن✨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#محرم_۱۴۴۵🥀
آب از هیبت عباسیِ تو میلرزد
بی عصا آمدهای،
حضرت موسی شدهای
به سجود آمدهای
یا که عمودت زده اند؟
یا خجالت زدهای
وه که چه زیبا شدهای…
یا اخا گفتی و ناگَه کمرم درد گرفت،
کمر خم شده را
غرق تماشا شدهای …
🏴
آب از هیبت عباسیِ تو میلرزد
بی عصا آمدهای،
حضرت موسی شدهای
به سجود آمدهای
یا که عمودت زده اند؟
یا خجالت زدهای
وه که چه زیبا شدهای…
یا اخا گفتی و ناگَه کمرم درد گرفت،
کمر خم شده را
غرق تماشا شدهای …
🏴
دستانِ عباسبنعلی قطع شده بود که آن ملعون توانست گُرز بر سرِ او بکوبد.اما تا دستانِ ظاهــر بُریده نشود، بالهایِ بهشتی نخواهد رُست.
اگر آسمانِ دنیا بهشت است؛
آسمانِ بهــشت کجاست،
که عباسبنعلی پرندهیِ آن آسمان باشد…؟
•
اگر آسمانِ دنیا بهشت است؛
آسمانِ بهــشت کجاست،
که عباسبنعلی پرندهیِ آن آسمان باشد…؟
•
شهیدسیدمرتضیآوینی
فتحِ خونMedia is too big
VIEW IN TELEGRAM
پسـرم تو نورِ عینی،
پادشاهِ عالَمِینی،
اما یادت باشه مادر!
بَلاگردونِ حُسینی…
پادشاهِ عالَمِینی،
اما یادت باشه مادر!
بَلاگردونِ حُسینی…
حسین
جز «جان» كه میان او و ادایِ امانت اَزَلی
فاصله بود..
ع دیگر هیــچ نداشت كه فدا كند، جز «جان» كه میان او و ادایِ امانت اَزَلی
فاصله بود..
فتحِخونمعشوقننه به دایی میگفت «اسلام بالاسی» میگه بچهیِ من که نبود، بچهیِ اسلام بود و تقدیمِ اسلام شد، میگه من که یه پسر دادم، چی کشید حضرتِ زینب؟
گفت «عباس!»،
آنطرف
طفلی صدا زد «الْعَطَش!»
ناگهان برخاست مردی،
گامهايش آشناست…
مُشک را بر دوشِ خود انداخت،
بسمالله گفت؛
زير لب یکریز میگفت:
«از من آقا آب خواست..»
آنطرف
طفلی صدا زد «الْعَطَش!»
ناگهان برخاست مردی،
گامهايش آشناست…
مُشک را بر دوشِ خود انداخت،
بسمالله گفت؛
زير لب یکریز میگفت:
«از من آقا آب خواست..»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رنگِ سُـــــرخِ عَلَمِت یا ثارالله،
این عالَم رو میگیره انشاءالله…
این عالَم رو میگیره انشاءالله…
تشنهای، آه!
و دارد لبِ تو میسوزد،
آب مهریهی زهراست،
اگر بگذارند…
رفتی و دختـرِ تو،
زمزمه دارد که کَفَن
کهنه پیراهنِ باباست؛
اگر بگذارند…
و دارد لبِ تو میسوزد،
آب مهریهی زهراست،
اگر بگذارند…
رفتی و دختـرِ تو،
زمزمه دارد که کَفَن
کهنه پیراهنِ باباست؛
اگر بگذارند…
گودال میبرند،
که قربانیات کنند..
در تیرهایِ حَرمله؛
زندانیات کنند..
لبتشنه جان سپُردی و،
این ابرهایِ تار؛
حسرت به دل شدند
که بارانیات کنند..
که قربانیات کنند..
در تیرهایِ حَرمله؛
زندانیات کنند..
لبتشنه جان سپُردی و،
این ابرهایِ تار؛
حسرت به دل شدند
که بارانیات کنند..
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
-کسی بحث سیاسی نکنه.
-کسی سوال نکنه کی حسین(ع) رو کُشت؟
-برای چی کُشت؟ فقط قرآن بخونید!
این حکمِ یزیده…
-کسی سوال نکنه کی حسین(ع) رو کُشت؟
-برای چی کُشت؟ فقط قرآن بخونید!
این حکمِ یزیده…