☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.78K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
اوصیکُم به مطالعهٔ «فتحِ خونِ شهید آوینی». هر خطش چندتا حَنجره‌س که جلوت نشسته و با همش باهات حرف می‌زنه، هر خط رو می‌خونم انگار غمِ حقیقتِ عالَم دقیقاً همین‌جا جلوی چشمِ منه و من دستْ‌پاچه از این‌که کجا ترس‌م رو جا بذارم و کِی پیش برم؟
بخونید، بخونید. از طاقچه هم می‌تونید بگیرید.
•بعضی جاهاش رو اینجا می‌ذارم.
#محرم_۱۴۴۵🥀
بشنو از بادِ صبا پیغام خون‌بارِ مرا،
یاحسین(ع) کوفه مَیا…

-اول محرم
-حضرت مسلم‌بن‌عقیل (علیه‌السلام)
@stars_motion_ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می‌دونی داداش؟ من درباره‌ی امام‌حسین(ع) شایدی نیستم، من خیلی مطمئنم؛ من حتمَنی‌ام..
چقدر این حسینیهٔ مُعلّی خوبه؛ پاهایِ روحِ آدم از زمین جدا می‌شه و برای چند لحظه وصلِ آسمون می‌شه؛ از این حُزنِ مقدّس.
Forwarded from آوائیسم.☫
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
السَّلامُ علیک یا اَباعبدالله...
به وقتِ دلتنگی؛

1:20🖤🥀
- داد از آن اختیار كه تو را از حســین‌ع جدا كند! این چه اختیاری است كه برایِ روی آوردن بدان باید پُشت به اراده‌یِ حق نهاد؟
ای دل! نیک بنگَــر تا قلّاده‌یِ دنیا را بر گردن‌شان ببینی و سر رشته‌یِ قلّاده را، كه در دستِ شیطان است. آنان می‌انگارند كه این راه را به اختیارِ خویش می‌روند، غافل كه شیطانْ اصحابِ دنیا را با همان غــرایزی كه در نفْـسِ خویش دارند؛ می‌فریبد..-

شهیدسیّدمرتضیٰ‌آوینی
فتحِ‌ خون
«بسم‌اللّه‌الرحمن‌الرحیم.
این وصیّتی است از حسین‌بن‌على‌بن‌ ابیطالب به برادرش محمّد، معروف به ابن حنفیّه.
حسین شهادت می‌دهد که معبودى جز خداىِ یگانه‌اى که شریکى ندارد نیست، و محمّد بنده و فرستادهٔ اوست که از جانب حق به حق مبعوث شده است و این که بهشت و دوزخ حق است و روزِ رستاخیز ـ بدون شک ـ خواهد آمد، و خداوند خفتگان در قبرها را برمی‌انگیزد.

و من از سرِ مَستی و طُغیان و فسادانگیزى و ستمکارى قیام نکردم؛
[بلکه] تنها برایِ اصلاح در امّتِ جدّم به‌ پا خاستم. می‌خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به روشِ جدّم و پدرم على‌بن‌ابى‌طالب (علیه‌السلام) رفتار نمایم. هرکس سخنِ حقّ مرا پذیرفت، پس خداوند به پذیرش (و پاداش) آن سزاوارتر است، و هرکس دعوت مرا نپذیرفت، صبر می‌کنم تا خداوند میانِ من و این مردم به حق داورى کند که او بهترین داوران است.
این وصیّت من است به تو اى برادر! توفیق من جز از ناحیهٔ خداوند نیست. بر او توکّل می‌کنم و بازگشتم به سوى اوست.»


•مقتل‌الحسین خوارزمى، ج ۱، ص۱۸۸.۱۸۹
•فتوح ابن‌اعثم، ج ۵، ص۳۳-۳۴
•بحارالانــوار، ج ۴۴، ص۳۲۹-۳۳۰.
شهید مطهری در کتابِ حماسهٔ حسینی می‌گه وقتی امام‌حسین(ع) شهید شد؛ مردم تازه تکون خوردن، تازه فهمیدن که اصلا حسین‌بن‌علی چرا کُشته شد؟ مگه حکومتِ یزید چی بود؟ چی‌کار می‌کرد؟ یه عده رو به سرپرستیِ عبدالله‌ابن‌حنظله‌ رو به شام فرستادن که برید ببینید چه خبره؟ وقتی برگشتن مردم پرسیدن چی دیدین؟ گفتن اینجوری بهتون بگیم که وقتی در شام بودیم، می‌گفتیم فقط خداکنه از آسمون سنگ نباره رو سرمون! مگه چه خبر بود؟
گفتن ما با خلیفه‌ای روبرو شدیم که شرابِ علنی می‌خورد، قُمار می‌کرد، سگ‌بازی می‌کرد، میمون‌بازی می‌کرد، حتی با محارمِ خودش زنا می‌کرد!
بعد برای این‌که ثابت کنه حقیقت رو می‌گه رو به مردمِ مدینه کرده و گفته «من چیزی فهمیدم! شما قیام بکنید یا نه؛ من قیام می‌کنم ولو با همین هشت پسرِ خودم.» و در قیامِ حرّه علیهِ یزید، خودش و هشت پسرش شهید شدن.
در ادامه می‌نویسه روزی که امام‌حسین(ع) گفت «من می‌دانم اگر یزید خلافتِ اسلامی را به دست بگیرد، چه بر سرِ اسلام می‌آید» این‌ها کجا بودن؟ حتماً باید حسینی کُشته بشه تا جهانِ اسلام تکونی بخوره و چشم‌هاشون رو بمالن و به خودشون بیان و بگن «حسین(ع) حق داشت!»


•می‌د‌ونی چی می‌گه؟ قبل‌ش لحظه‌ای نپرسیدن چرا؟ اصلا چرا نوهٔ پیامبر؟ چرا امام‌حسین(ع) با تمامِ دارایی‌ش به مصاف رفت و هرچه داشت فدا کرد؟ هجمه‌ها و جنگِ رسانه‌ایِ یزید و یزیدی‌ها علیهِ علی و اولادش، علیه حسین(ع) از چی نشأت می‌گرفت و کجا رو نشانه می‌گرفت که از تعلّلِ سلیمان صردخزاعی تا فتوایِ شریحِ قاضی برای ریختن خونِ نوهٔ پیامبر رو شامل شد؟ درهم و دینارهایِ یزید کجایِ شرف و دیانتِ «مدّعیانِ دنیادوست و خواصِ شکّاک» رو به باد داد؟ اگر از حبّ دنیا و عقده و عناد بگذریم؛ لحظه‌ای تردید با بشریت چه می‌کنه؟ اینا سوال از ماست، به قول دکتر شریعتی «هل‌من‌ناصر‌ینصُرنی» سوال از فردایِ بشریته؛ سوال از اون مذهبیِ دکوری که قیامِ حسین(ع) رو در حدِ یک سفر و کُشته شدنِ اتفاقی تقلیل میده تا بر طبلِ پوشالیِ غیرِسیاسی بودنِ نهضت حسینی و اسلامی بکوبه؛ از اون مدعیِ مسلمانی که در جواب اهانت و تحریفِ بزرگ‌ترین حادثهٔ خلقت سکوت می‌کنه، از اون افراطی‌ای که ضرورت‌هایِ حدود و زمان رو نمی‌فهمه و از اون توییت‌زنی که برایِ تجویزِ مقاصدِ نفسانیِ خودش و عبور از حدودِ الهی می‌گه حسین(ع) رو شیعیان‌ش کُشتن؛ نه الزاماً همجنس‌بازها و شراب‌خوارها!
تا بلکه در این بین ، در جنگِ اصالتِ حقیقت؛ این پرچمِ عظیمِ عاشورا بینِ پرچم‌های رنگین‌کمانی رنگ ببازه و فراموش بشه اما غافل از اینکه خدا نورِ خود را کامل خواهد کرد..

سکانسی از مختارنامه بود که کعبه در آتشِ حملهٔ یزید می‌سوخت، عبدالله‌ابن‌زبیر گفت رها کنید تا با مصلحت خدا خاموش بشه؛ عده‌ای هم مشغولِ دعا! ولی مختار تقلّا کرد تا «انجام وظیفه» کنه. باید دید در کشاکشِ فتنه‌ها، بازارِ سکوت و وسط‌بازی و افراطیونِ به تفریط رسیده، ما کجایِ کاریم؛
و چه خوب گفت سید‌مرتضی آوینی:
«دین‌دار آن است كه در كشاكشِ بلا دین‌دار بماند، وگرنه، در هنگام راحت و فراغت و صلح و سِلم، چه بسیارند اهلِ دین! آن‌جا كه شرطِ دین‌داری جز نمازی غُراب‌وار و روزی چند تشنگی و گرسنگی و طوافی چند بر گردِ خانه‌ای سنگی نباشد.»

•و در کشاکشِ بَلا چه آرمان‌ها، حسینی شدن..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•قرار بود اسرایی که دستِ داعش بودن مبادله بشن؛ خانواده‌ها سه روز بی‌آب و غذا در محلِ قرار داخل اتوبوس محبوس بودن؛ آب و خوراکی برای بچه‌ها خواستن، یه ماشین اومد تا با پخشِ چیپس و پفک بینِ بچه‌ها اعتماد سازی کنه، بعد از ظهرِ همون روز یه ماشین که تله‌یِ انفجاری بود وارد صحنه شد؛ بچه‌ها دویدن تا آب و خوراکی ازش بگیرن

روایتِ امشب همسرِ شهید مهمان حسینیه‌معلّی که مادر دو دخترِ مفقوده؛ منو یاد روایتِ یامین‌پور از کومله انداخت:
-اتوبوس رو نگه داشتن، عزیزایِ مردم رو پیاده کردن؛ اونا هم از روی صداقت از دیدار و عشقشون به جبهه و خوندنِ سرود بهشون گفتن؛ همه رو تیربارون کردن، بینشون بحث‌ شد صورتِ نوجوون‌ها که ریش نداره؛ عراق نمی‌خَره! گفتن سر‌ها رو نگه می‌داریم تا خراب بشه …

درد اینجاست که حالا با دست‌فرمونِ همین کومله که اسلافِ داعشه و شده کارشناسِ سیاسیِ شبکه‌‌هاشون؛ می‌خواستن همین صحنه‌ها رو با نامِ آزادی «برایِ ایران» رقم بزنن؛ اما حاج مهدی رسولی با رگِ گردنِ باد کرده و مُشتِ گره‌کرده چه خوش گفت؛ ببینید.
دور باد از این شیعه خانهٔ امام‌زمان..🇮🇷.

[چرا حاجمهـــدیرسـولی؟]
«امامْ آفتاب کِرامتی است كه خود را از ويرانه‌ها نيز دريغ نمی‌كند. آسمان را ديده‌ای كه چگونه در گودال‌هایِ حقيرِ آب نيز می‌نگرد؟ آب را ديده‌ای كه چگونه پَست‌ترين درّه‌‌ها را نيز از ياد نمی‌برد؟ چگونه می‌توان كارِ پاكان را قياس از خود گرفت؟ امام را با خداوند عهــدی است كه غير او را در آن راهی‌ نيست، و بر همين پيمان است كه امام پای‌ می‌فشارد.

نه، اين راز نه رازی است كه با من و تو در ميان نَهند. ولايتِ امام بر مخلوقاتْ؛ ولایتِ خداست، يعنی همه‌یِ ذرّاتِ عالم، از پای تا سر، بقای‌شان به جذبه‌یِ عشقی است كه آنان را به سویِ امام می‌كشد، اما خود از اين جذبه بی‌خبرند.
اگر او کش‌کشانه ما را به كویِ دوست نکِشد و بر پایِ خويــش رهايمان كند، ياران! همه از راه باز می‌‌مانیم..»

شهیدسیّدمرتضیٰ‌آوینی
فتحِ‌ خون
پدرِ شهید امیر حسین‌پور می‌گفت «زنگ زدن که چندنفر می‌خوان بنرهایِ محرم رو آتیش بزنن، طاقت نیاورد، گفت نابرادرها زورتون به امام‌حسین نمی‌رسه به جونِ بنرهاش افتادید؟ پسرم دست‌خالی بود! چند ضربه با چاقو بهش زدن، یکی از ضربه‌ها به چشمش خورد، چهار روز بعد شهید شد.»
رفیقِ آرمان می‌گفت «ازش می‌خواستن به مقدسات و به آقا توهین کنه، هرچی زدن صداش درنیومد، شکنجه‌ش می‌کردن، فحشش می‌دادن، بلوک‌ سیمانی رو رویِ سرش خُرد کردن، با چاقو رویِ صورتش کشیدن، سفیدرونش رو بُریدن، ولی توهین نکرد!»
و دقیقاً وسطِ معرکه‌یِ دستوریِ تحریمِ محرّم و «برای محرم مشکی نپوشید، ما عزادارِ این عرب‌ها نیستیم، قرارِ ما تعطیلاتِ تاسوعا عاشورا؛ پایِ بساط عرق‌خوری! شاید حق با یزید بود و اصلاً باید شبیهِ یزید بود» و فحش و فَضیحت؛ تو انتخابت اینه که از ترسِ آنفالو و ریزش‌ها به قدرِ یه استوری، یه پُست و یه مشکی‌پوشی خودت رو در زنده‌ نگه‌داشتنِ این عظمت سهیم نکنی و طوری که توهین‌هاشون رو عامدانه نشنیده بگیری، به تحریم‌کنندگانِ زورَکی و توهین‌کنندگان فردایِ آزادی بگی «ببخشید اگه استوری‌هایِ محرّم اذیتتون می‌کنه، توروخدا ناراحت نشید و ترکم نکنید؛ بخدا من از اون مدلی‌ها نیسـتم، من از این مدلی‌هام که دوس دارید، فحش ندید. طردَم نکنید!»


نه عزیزم! این جماعت که از تحریمِ یک دقیقه‌یِ اضافی شبِ یلدای باستانی هم چیزی تهِ کاسه‌‌یِ گدایی‌شون رو نگرفت، زورشون به یه نخِ پرچم‌سیاه‌ِ محرم و صفَرِ حزب‌الله برسه؟ که اصلا حقیقتِ ماجرا اینه که «این مُحرم و صفر است که اسلام را زنده نگه‌داشته است» و این خواستِ صاحبِ حَیّ‌لایَموتِ اسلامه که حسین(ع) خونِ خداست!
ولی داستانِ من و تو یه چیز دیگه‌س، ما ذرّه‌ایم، من و تو باید خودمون رو بندِ یه نخ این پرچم کنیم که خودمون رو، عقایدمون رو، بندِ دلمون رو باد نبَره وسطِ معرکه‌یِ این سارقینِ روح و اعتقاد! از چی می‌ترسی؟
#محرم_۱۴۴۵🥀
شمع‌ام و پروانه از من، عاشقی آموخته
وای از آتش پدر ...
مثل گیسویِ تو، گیسوی رقیّه سوخته
وای از آتش پدر ...

-سوم محرم
-حضرت رقیه‌(س)
در گوشه‌یِ خرابه، گُلستان رقیه است
شأنِ نـزولِ ســور‌ه‌یِ باران، رقیه است
این دخترِ شبیه به طوفان، رقیه است..