☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.77K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
این در بهاران؛ گل نیست که باز می‌شود، گره‌هایِ روحِ انسان است...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
-آقا خیلی دوسِت داریم.🌸🥹
+ما هم شما رو خیلی دوست داریم..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حَوّل حالنا‌یِ من تویی؛ یا مَهدی..
رفیق! دمِ سال تحویل با صدایِ شمارش معکوسِ نزدیک شدن به عید؛ همون لحظه که قلبت تند می‌زنه، بخواه از خدا، بخواه که این روز و شب‌ها حقیقتاً نو بشه، نوروز بشه و چشممون به جمالِ حال‌خوب‌کن‌ترین واقعه‌یِ آفرینش روشن بشه :)♥️
نوروز ۱۴۰۲ مبارک =)))😂
البته عیدِ شما ویژه مبارک.🌱
آقای سینِ هشتم هفت‌سین‌هایِ من؛
تولدت مبارک حاجی.
به یاد آن مرد عرب، آقای نوروز!

در عهد ساسانی قلمرو خاک ایران از گرجستان‌ و تاجیکستان امروزی بود تا عدن و یمن و اطراف‌ آن. همین برادران حوثی یمنی، همین خنجر به پهلوهای رزمجو، معروف است که بازماندگان سپاه «اسواران» ساسانی هستند. یمن استانی از حکومت ساسانی بود، ساکنانـش فارسی حرف میزدند، زرتشتی بودند و وَهرز ساسانی، فرستاده انوشیروان بر آن‌ها حکومت میکرد. بیست‌سال که از ظهور اسلام در همسایگی یمن، در عربستان، گذشت؛ خالد با سپاهی به سمت یمن به راه افتاد تا ایرانی‌ها را به اسلام دعوت کند. با کاروانی طویل از طلا و جواهرات و درهم و دینار؛ و البته شمشیر!
شش ماه با بهترین سخنوران و لکچرهای عرب
و بهترین شمشیرزنان و پهلوانان حجاز، در یمن مشغول تبلیغ اسلام بود. که یا با زبان‌خوش و یا با لسان‌ شمشیر، اسلام را به ما تحمیل کند. تا توانست قتل و غارت و خون‌ریزی کرد؛ بعد از شش‌ماه حتی یک نفر از ما مسلمان نشد!
گفتیم حاضریم همچنان زیر ستم‌ها و تبعیض‌های حکومت ساسانی بمانیم ولی به دین چون تویی درنیاییم. سپاهش را هم تار و مار کردیم که بفهمد اینجا لات‌بازی آنتن نمیدهد. سوار شترش کردیم و فرستادیم به همانجا که آمده بود.

چندماه بعد گفتند دوباره عرب دیگری از سوی حجاز قصد یمن کرده. گفتند او در جنگاوری و فنون رزمی برتر از خالد است. آماده نبرد شدیم تا برسد. او سر راهش قتل و غارت نکرده بود. شمشیرش را از غلاف خارج نکرده بود و برخلاف خالد به محرومان یمنی رسیدگی کرده بود. به قبیله همدان که رسیده بود، خساراتی که خالد پیش از او وارد کرده بود را جبران کرد و عذرخواهی کرد که شما ببخشید؛ بر فراز بلندی ایستاده و نیم ساعت صحبت کرده بود. تمام قبیله اسلام آورده بودند!
نقل خوش‌رفتاری‌ها و مهربانی‌های او دهان به دهان ایرانی‌ها میچرخید. همه عاشقش شده بودند. شهرها و قبیله‌ها را گل‌آرایی میکردند تا مرد عرب به شهرشان برسد.
سعدی احتمالا به یاد همان روزها سروده که
« بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است»
یمنی‌ها را طایفه به طایفه، قبیله به قبیله مسلمان میکرد و رد میشد. دم عیسی داشت و یادآور زرتشت بود. او علی بن ابی‌طالب بود!

آمدنش با بهار مصادف شده بود.
شاید هم بهار را او آورده بود.
از هر قبیله که گذر میکرد، غنچه‌ها میشکفتند. نخل‌ها سبز میشدند. باران می‌آمد. ایرانی‌ها لااله‌الا‌الله میگفتند.
رسم‌داشتیم که بیگانه‌ای را اگر خیلی دوست‌داشتیم و از خودمان میدانستیم، به او یک اسم پارسی میدادیم.
اسم او را «نوروز» گذاشتیم.
«و اِسْمُه عَندَ الفُرُس، نَیْروز»
فروردین بود.
آن‌سال در یمن همه آمدن نوروز را به هم تبریک میگفتند. از آن‌سال فروردین که میشود به یاد آن مرد عرب، به یاد آقای نوروز، جشن میگیریم. دوباره شهرها را گل‌آرایی میکنیم. ما عاشق نوروزیم. ما را کجا شمشیر فلان خلیفه‌غاصب در فتوحات نامشروعش میتوانست مسلمان کند؟
«ما مسلمان شده‌ی روی تو هستیم علی»

طبقات، بن‌سعد، ج۲،ص۱۲۸
فضائل، بن شاذان، ص۱۷۶
شبکه یک سخنرانیِ رهبری در حرم حضرت رضا(ع) بعد از سه سال؛ شروع شد.
فقط جمعیت، فقط اشتیاق، فقط جمعیتی که مثل موجِ دریاست..
آره براندازْ بعد‌از‌این؛ اینجوریاست!
نه این‌که بری پشتِ پنجره چراغ رو خاموش کنی، فحش بدی بعد از همین بشر عفو بخوری و بیای بیرون، فازِ مبارزه بگیری =)))
یکی از ضعف‌هایِ ناخواسته اینه که وسط سخنرانیِ رهبر مملکت که تقریباً تمامِ جهان از ایدئولوژی‌ش یا درس می‌گیره یا تحلیل می‌کنه تا علیه‌ش استفاده کنه؛ شعار میدی و به نقاطِ اصلی و محورهایِ مهم سخنرانی توجه نمی‌کنی؛ توجه کن، تحلیل کن، سرِنخ بهت میده بقیه‌‌شو برو دنبالش تا آمادگیت رو ثابت کنی؛ این حرف‌ها مهمه.

-ای رهبرِ آزاده، آماده‌ایم، آماده.
+ممنون! توجه کنید، گوش کنید.
-مرگ بر امریکا.
+بله مرگ بر امریکا، اما بذارید من حرفم رو بزنم.
صلابَت و عزت و اقتدار و صداقت >>>>>
نکته‌ای که در سخنان رهبر می‌شود دید، امید به دولتِ فعلی‌ست. سخنانِ رهبری یعنی این‌که بینِ ما که امیدوار بوده‌ایم و بعضی رفقای انقلابی که زیرِ میزِ دولت می‌زنند، ما صحیح می‌گفته‌ایم!
وقتی یک چیزِ واضحی رو می‌گم و طرف بجایِ یک جوابِ واضــحِ متقابل؛ لقمه رو کاملاً دورِ سرش می‌چرخونه و یا با طعنه یا با چیزی که بنظرش آتو گرفته از من، جوابم رو میده تا صرفاً جواب داده باشه، دلم می‌خواد همه‌یِ سنگ نمک‌هایِ عالَم رو به پاش بریزم و بهش بگم این‌ها همش تویی، تو سنگِ نمکی، تو خودِ نمکی، تو سدیم‌کلریدی، ولی توروخدا اگه حرفم رو نمی‌فهمی خودتو مجبور به جواب دادن نکن، سکوت کن، سکوتِ تو زیباست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رهبر انقلاب ۱۴۰۲/۱/۱‌ :
«ما قاطعانه حضور در جنگِ اوکراین را رد می‌کنیم، صریحاً اعلام می‌کنیم. به دروغ ادّعا کردند که ایران در جنگِ اوکراین مشارکت دارد؛ ابداً چنین چیزی نیست. جنگ اوکراین را در واقع امریکا راه انداخت؛ در واقــع امریکا برای گسترشِ ناتو به سمتِ شرق اروپا مقدمات این جنگ را به وجود آورد و الان هم بیشترین سود را از جنگِ اوکراین، امریکا می‌برد. مردمِ اوکراین بیچاره‌ها دچارِ مشکل‌اند، سودش را کارخانه‌جاتِ اسلحــه‌سازیِ امریکا می‌برند؛ لذا با اتمامِ جنگِ اوکراین همراهی نمی‌کنند.»

اما چرا امریکا از جنگِ اوکراین خوشحال است؟
#ببینید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی استانِ قدیمی ما (آذربایجان) می‌خواد به بهانه‌ی ارمنستان با مادرِ خودش (ایران) در بیفته و عثــــمانی (ترکیـــــه) براش فازِ فردین می‌گیره، واکنشِ ایران:
دیشب موقعِ خواب داشتم سخنرانیِ رهبر رو مرور می‌کردم و برداشتِ ذهنم رو تویِ چند پست نوشتم، طولانیه، بذارمشون می‌خونید؟
داشتم سخنرانیِ دیروز رهبری رو مرور می‌کردم؛ «جنگِ ترکیبی، حمله‌یِ نظامی نیست اما حمله به باورهایِ دینی و سیاسی است.»

مثلاً وقتی یک دستاوردی حاصل می‌شه، رسانه‌هایِ اونور آبی یه جاهایی که دیگه نمی‌تونن اونو انکار کنن، میان به منِ مخاطب می‌گن نه بابا این پیشرفت مالِ شما نیست، مالِ حکومتِ اخوندیه، سرِ احیایِ دریاچه ارومیه و ساختِ بیمارستان هوشمند حضرت مهدی (عج) هم دیدیم؛ یا سرِ موضوع تولیدِ پانسمان‌های بیماران پروانه‌ای و هم‌چنین واکسن‌کرونای ایرانی به اتهامِ آب‌مقطر بودن!
این‌جوری من دیگه تهِ دلم هیچ افتخاری به دستاوردِ ملی خودم نمی‌کنم، چون به من القاء شده که اگر روزی اسرائیل به ایران حمله کنه، به من نمی‌زنه، به جمهوری اسلامی می‌زنه، به مُرور مسخِ فلان رسانه می‌شم. اگه منِ انسانِ مذهبی ببینم تو فلان تجمع داره به اعتقادِ مذهبی من توهین می‌شه، می‌کشم کنار و می‌گم به من چه؟ خودشون جمع کنن، یا «کارِ خودشونه»، باورهای ملی و مذهبیِ من رو در تقابل باهم قرار میده، کمپین راه میندازه می‌گه قرآن نذار سرِ هفت‌سین؛ عوضش حافظ بذار. و من از خودم نمی‌پرسم عجب! حافظ که از مفاخرِ ملی و ادبی کشور منه؛ چرا «حافظ» لقب گرفته؟ یا سعی در ایجاد شکافِ مذهبی بینِ سُنی و شیعه؛ شکافِ ملی بینِ قومیت‌های مختلف! جنگِ ترکیبی یعنی من تحتِ تاثیر یک تبلیغاتِ گسترده و بی‌سابقهٔ بدبینانه قرار می‌گیرم، همین تاثیر رو رویِ همسایه و رفیقِ خودم می‌ذارم، و این چرخه ادامه پیدا میکنه و تهش من یک انسانِ بی‌حس به باورهای ملی-مذهبی می‌شم و در نهایت پذیرایِ هرگونه کذب و دنباله‌رویِ هرگونه کذّاب.
۱#🔻
تاکیدِ رهبری و نظامِ اسلامی در تمام این سال‌ها-و در سخنرانیِ دیروز به «مردم» هم جالبِ توجه‌ه، اقتصاد باید مردمی باشد، دفاع مقدس هم مردمی بود، مردم‌سالاریِ دینی دقیقاً همون چیزیه که حریف رویِ هوا گرفته، اون مدت‌هاست به توان دفاعی ایران اذعان کرده پس در کنارِ هزینه‌های گزافِ جنگ‌های عراق و افغانستان و سوریه و یمن؛ خودش رو در حملهٔ نظامی به ایران قُمار نمی‌کنه.

لذا میاد رویِ ذهن من کار می‌کنه؛ همون‌طور که نتانیاهو می‌گفت که باید با تبلیغات رویِ مغز ملت ایران کار کنیم؛ اون‌ها حساب ویژه‌ای رویِ ذهن من باز کردن، باخبرن از اینکه اگر من دچارِ بی‌هویتی بشم؛ هویتِ ملی-مذهبی، پس زیرِ بیرق هر امان‌نامه‌ای خواهم رفت. به همین دلیل رهبری اشاره کردن که در جمهوری اسلامی؛ هم جمهوری مهم است و هم اسلامی. اما این مهندسیِ خوب چرا گاف داد؟ چون محاسبه‌ش غلط بود، حسابِ مردم رو نکرده بود. مردم در دفاعِ مقدس، مردم در ۱۳ آبان، مردم در ۹ دی، مردم در تشییع پیکر شهدای مقاومت، و اخیراً مردم در ۲۲ بهمنِ تاریخی و حتی مردم در استقبال از رهبری در حرم امام رضا.
تصور غلط از «مردم» گافِ اصلی حریف بود.
پس جنگِ ترکیبی یعنی ذهنِ من و تو بسترِ مناسبی برای پروپاگاندا می‌شه، و من و تو هم با انتقالِ اون‌ها-درحالی‌که تو خونه نشستیم و گوشی به دست-می‌شیم سربازانِ این جنگ.

بنابراین تاکیدِ رهبری در مشارکت دادنِ مردم در بخشهایی از اقتصاد که پتانسیل‌ش رو داره؛ نشون‌دهنده‌یِ اینه که مردم نقش دارن، و باید نقشِ پررنگ‌تری هم داشته باشن، مسئولین باید قدرِ این «مردم» رو بدونن و جانِ کلام سخنرانیِ دیروز «مردم» بود.
۲#🔻
یکی از جاهایِ جالب سخنرانی هم اشاره‌یِ بشدت مهم به ایدئولوژی «مقاومت» بود، چیزی که رمزِ موفقیت ایران در دفاع مقدس بود.

[می‌گن به حرفهای رهبری گوش نکنید، حرفهای رهبری تکراری است؛ تکراری است؟ سالهاست که جبهه‌ی دشمن با صدای بلند اعلام می‌کند که می‌خواهیم جمهوری اسلامی را به زانو در بیاوریم، رهبری در مقابل می‌گوید «غلط می‌کنید»؛ این تکرار نیست؛ این استقامت است.]

این بخش خیلی قشنگ بود، در واقع ترجمه‌ش اینه که شماها دارید چهل و اندی ساله مکرراً می‌گید باید جمهوری اسلامی بره و سرنگون بشه و براش میلیاردها دلار هزینه هم می‌کنید؛ اون‌وقت من و مائی که می‌گیم شما خیلی غلط می‌کنید دربارهٔ سرنوشتِ ما حرف می‌زنید؛ تکراری می‌گم؟ نه اتفاقاً، من می‌گم اسمِ این مقاومته و ما در جهان نقش داریم، انتخابگرِ سیاست‌هایِ خودمون هستیم، و شمایِ آمریکا، غرب یا حامیان‌ش حقی برایِ دخالت در امورِ داخلیِ ما ندارید.
امریکا سال‌ها پیش از انقلابِ اسلامی دشمنیِ خودش رو با ایران ثابت کرده؛ اخیراً هم در برجام و مواضع‌ش در خصوصِ شعار آزادی ولی در عین‌حال تحریم‌ها. چرا؟ چون می‌خواد سروریِ خودش رو بر ایدئولوژیِ مقاومت ثابت کنه؛ به همین دلیل کیلومترها لشکر می‌کشه و اطرافِ ما پایگاه می‌سازه، باشه. ولی غلط می‌کنید. می‌خواستید ما منزوی بشیم؟ ثابت کردیم که غلط می‌کنید، جهان فقط امریکا و غرب نیست و خصوصاً در این یک‌سال با سیاستِ همسایگی؛ این نظریه‌ی خودمون رو تقویت کردیم و تقویت هم خواهیم کرد.
بنظر می‌رسه عصبانیتِ یه عده از داخل و خارج نسبت به پیمان‌هایِ شانگهای و توافقاتِ منطقه‌ای هم همین باشه.
🔻۳#
اما اما اما؛ اون چند بُعدی بودن جایی بروز پیدا می‌کنه که تو نقاطِ ضعف و قوت رو در کنارِ هم بررسی کنی؛ چیزی که تویِ سخنان رهبری واضحه.

ما به مفهومِ تحول معتقدیم اما نه به معنیِ چیزی که حریف می‌گه؛ [آنچه دشمن دنبالش است و اسمش را دگرگونی می‌گذارد، عبارت است از تغییرِ هویّت جمهوری اسلامی] اما ما می‌گیم تحول و دگرگونی یعنی رفعِ بخش‌ها و نقاطِ معیوب، سخنرانیِ دیروز رهبری هم به دستاورد‌ها اشاره می‌کنه و هم به نقاطِ ضعف و در راسِ اون‌ها؛ اقتصاد.[و بقیه‌یِ مواردی که مفصلاً توضیح دادن]

نکته‌ش کجاست؟ اینکه برخلافِ رزم‌آرا نخست‌وزیرِ دورهٔ پهلوی که می‌گفت ایرانی توان ساختِ آفتابه را هم ندارد؛ ایشون می‌گه اتفاقا اعتماد بنفسِ ملی که مردم ما دارن نقطه‌یِ قوّته، با همین اعتماد بنفس و ایمانِ قلبی شما می‌تونی به درجاتِ بالا برسی، تو می‌تونی-ما می‌تونیم.
حتی اگه در ظاهر و به چشم هم خیلی پایبند به احکام بنظر نرسی؛ اما قلبت ایمان داره و من اینو می‌دونم.
ما پیشرفت داشتیم؛ حوزه‌یِ زیرساختی، جاده‌سازی و ریل، سدسازی، آب‌رسانی-آبرسانیِ غدیر یا احیای دریاچه ارومیه- ساخت بیمارستان و پالایشگاه- مثلا بخشی در پارس جنوبی که صفر تا صد ایرانیه و … این‌ها قابلِ کتمانه؟ اون‌هم در شرایطِ تحریم که خودشون میگن این تحریم‌ها در طول تاریخ بی‌سابقه‌س؟ خیر.

اما من نگاهم به همه چیزه؛ می‌خوام اوضاع متحوّل بشه، پس نقاط ضعف رو هم می‌بینم و روی اون‌ها هم مانور میدم. بیشتر از چه چیزی متضرر شدیم؟ اقتصاد؛ راه‌حل هم میدم؛ از قطع وابستگی به تجارت نفت خام و اقازادگیِ دلار، تا انتقاد از دولتی بودنِ اقتصاد و توجهِ کم به آمار رشد علیرغمِ ظرفیت‌هایِ زیاد. آیا قابلِ حله؟ سخته ولی بله. چرا؟ چون می‌توانیم هرچند سخت. این حرفِ جدیدی هم نیست؛ رهبری قبلاً هم گفته بودن مگس رویِ زخم می‌شینه؛ زخم رو درمان کنید!
مطالبه می‌کنم از مدیرانِ اجرایی، اما در کنارش دستاوردها رو هم می‌بینم، یک دهه-دهه ۹۰- رشد تقریباً صفر در اقتصاد داشتیم، انفعال داشتیم، اما آیا پیشرفت نداریم؟ چرا داریم. آیا باید ناامید بشیم؟ خیر، ایا حق داریم دیگران رو ناامید کنیم؟ خیر، آیا کسی که مدام من رو ناامید می‌کنه خیرخواهِ منه؟ قطعاً خیر.
لذا این نگاهِ چند بُعدی در مسائل واقعا برایِ من درس‌آموزه؛ رعایتِ انصاف بینِ خودی‌ها و اقتدار برایِ بی‌خودی‌ها.
۴#🔻
درنهایت پیشنهاد می‌کنم سخنرانیِ دیروز رهبری رو مرور کنید؛ چند بُعدی و به نوعی یکی از کامل‌ترین سخنرانی‌هایِ ایشون بود؛
محورهای‌مهم:
-اشاره به پیشرفت‌ها و دستاورد‌هایِ ملی.
-مطالبه‌گریِ جدی و اشاره به نقاطِ ضعف و تاکید بر مشارکت دادنِ هرچه بیشترِ مردم.
-ارائه‌یِ راه‌حل و خط‌مشی اقتصادی و رسانه‌ای و ...
-اعلام موضعِ قاطع درخصوص تبلیغات و اقداماتِ دشمن.
-امید آفرینی.
- اشاراتِ مهم به بخش سیاستِ خارجی.
-توصیه‌هایی به جوانان.
۵#
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «وقتی یک چیزِ واضحی رو می‌گم و طرف بجایِ یک جوابِ واضــحِ متقابل؛ لقمه رو کاملاً دورِ سرش می‌چرخونه و یا با طعنه یا با چیزی که بنظرش آتو گرفته از من، جوابم رو میده تا صرفاً جواب داده باشه، دلم می‌خواد همه‌یِ سنگ نمک‌هایِ عالَم رو به پاش بریزم و بهش بگم این‌ها…»