«وقت تمام شد!
شما را دوست داریم؛ برایتان دعا میکنیم، والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته. خداحافظ آقایون و خانمها…»
تو را به آسمان میسپاریم،
خودمان را به خاک…
شما را دوست داریم؛ برایتان دعا میکنیم، والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته. خداحافظ آقایون و خانمها…»
تو را به آسمان میسپاریم،
خودمان را به خاک…
به امیدِ دیدار اقاسیدعلی…
به امیدِ دیدار قدمهایِ بیعصا.
به امیدِ دیدار قد و بالای رشید.
به امیدِ دیدار سخنرانیهایِ بیتپق…
به امیدِ دیدار «من نمیبینمتون اما دوستتون دارم»
به امیدِ دیدار جلسههایِ زیبای شعر.
به امیدِ دیدار اقای ایران…
به امیدِ دیدار اشتیاقِ نمازهای عید فطر.
به امیدِ دیدار روضههایِ کنجِ حسینیه.
به امیدِ دیدار ذوقِ قابهایِ یهوییِ نمایشگاه کتاب.
به امیدِ دیدار افتخار کتابخوانها.
به امیدِ دیدار استاد شاعرها.
به امیدِ دیدار چفیه و انگشترهای تبرکی.
به امیدِ دیدار قنوتِ دستی که بوی عطر یاس میداد.
به امیدِ دیدار تبرکِ تربتِ کربلا…
به امیدِ دیدار آغوشِ مهربان برای فریبخوردهها!
به امیدِ دیدار پناهِ بچههای شهدا.
به امیدِ دیدار «ای تكيهگاه و پناهِ زيباترين لحظههایِ پرعصمت و پرشكوهِ تنهایی و خلوتِ من…»
به امیدِ دیدار خندههایِ بهشتی…
به امیدِ دیدار نهالهایِ کاشته و به ثمر رسیدهٔ حیاط حسینیه.
به امیدِ دیدار یادگارِ آقاروحالله!
به امیدِ دیدار «خامنهایِ عزیزِ» حاجقاسمها.
به امیدِ دیدار فرماندهٔ حاجیزادهها.
به امیدِ دیدار «تکیهگاهِ» سیدحسن.
به امیدِ دیدار «چشم و چراغِ» تهرانیمقدمها.
به امیدِ دیدار نور دیدهٔ مستضعفها.
به امیدِ دیدار دشمنشناسترینِ عالِمها.
به امیدِ دیدار استادِ آقاسیدمجتبی.
به امیدِ دیدار مظلومِ زخمزبانها…
به امیدِ دیدار مقتدرِ تنها!
به امیدِ دیدار پیرِ عاشقِ ما.
به امیدِ دیدار زیلوهایِ آبی حسینیه.
به امیدِ دیدار محاسنِ سفیدشده بخاطر ما.
به امیدِ دیدار زبان گویایِ عشق!
به امیدِ دیدار تجلیِ ایمان…
به امیدِ دیدار «ای همه نیرویَت، از روضهٔ زهرا…»
به امیدِ دیدار خیرِ کثیرِ زندگیِ من…
به امیدِ دیدار معمارِ امنیتِ ایران!
به امیدِ دیدار پدرِ امت…
به امیدِ دیدار آرزویِ کودکیهایم!
به امیدِ دیدار غرورِ جوانیام…
به امیدِ دیدار فخـرِ زندگیام…
به امیدِ دیدار اشکِ شوقِ چشمهای من…
به امیدِ دیدار او که «کلمه» نمیشود و کلمات به گریه میافتند بیاو…
به امیدِ دیدار آقا!
خستهٔ راه نباشی آقا، از حال ما شاگردانِ امانتدارت اگر میپرسی؛ سخت میگذرد بیتو. اصلا نمیگذرد بیتو. خاک سرد نیست بیتو، دنیا زیبا نیست بیتو. کمر صاف نکردهایم بیتو. اما دست به زانو گرفتهایم و یاعلی گفتهایم؛ مشت گرهکرده، خشِ بغض به گلو انداختهایم؛ ایستادهایم به انتظار طلوعِ دوبارهات، در کنار خورشیدِ موعود. آن عدلِ منتظَر…
به امیدِ دیدار قدمهایِ بیعصا.
به امیدِ دیدار قد و بالای رشید.
به امیدِ دیدار سخنرانیهایِ بیتپق…
به امیدِ دیدار «من نمیبینمتون اما دوستتون دارم»
به امیدِ دیدار جلسههایِ زیبای شعر.
به امیدِ دیدار اقای ایران…
به امیدِ دیدار اشتیاقِ نمازهای عید فطر.
به امیدِ دیدار روضههایِ کنجِ حسینیه.
به امیدِ دیدار ذوقِ قابهایِ یهوییِ نمایشگاه کتاب.
به امیدِ دیدار افتخار کتابخوانها.
به امیدِ دیدار استاد شاعرها.
به امیدِ دیدار چفیه و انگشترهای تبرکی.
به امیدِ دیدار قنوتِ دستی که بوی عطر یاس میداد.
به امیدِ دیدار تبرکِ تربتِ کربلا…
به امیدِ دیدار آغوشِ مهربان برای فریبخوردهها!
به امیدِ دیدار پناهِ بچههای شهدا.
به امیدِ دیدار «ای تكيهگاه و پناهِ زيباترين لحظههایِ پرعصمت و پرشكوهِ تنهایی و خلوتِ من…»
به امیدِ دیدار خندههایِ بهشتی…
به امیدِ دیدار نهالهایِ کاشته و به ثمر رسیدهٔ حیاط حسینیه.
به امیدِ دیدار یادگارِ آقاروحالله!
به امیدِ دیدار «خامنهایِ عزیزِ» حاجقاسمها.
به امیدِ دیدار فرماندهٔ حاجیزادهها.
به امیدِ دیدار «تکیهگاهِ» سیدحسن.
به امیدِ دیدار «چشم و چراغِ» تهرانیمقدمها.
به امیدِ دیدار نور دیدهٔ مستضعفها.
به امیدِ دیدار دشمنشناسترینِ عالِمها.
به امیدِ دیدار استادِ آقاسیدمجتبی.
به امیدِ دیدار مظلومِ زخمزبانها…
به امیدِ دیدار مقتدرِ تنها!
به امیدِ دیدار پیرِ عاشقِ ما.
به امیدِ دیدار زیلوهایِ آبی حسینیه.
به امیدِ دیدار محاسنِ سفیدشده بخاطر ما.
به امیدِ دیدار زبان گویایِ عشق!
به امیدِ دیدار تجلیِ ایمان…
به امیدِ دیدار «ای همه نیرویَت، از روضهٔ زهرا…»
به امیدِ دیدار خیرِ کثیرِ زندگیِ من…
به امیدِ دیدار معمارِ امنیتِ ایران!
به امیدِ دیدار پدرِ امت…
به امیدِ دیدار آرزویِ کودکیهایم!
به امیدِ دیدار غرورِ جوانیام…
به امیدِ دیدار فخـرِ زندگیام…
به امیدِ دیدار اشکِ شوقِ چشمهای من…
به امیدِ دیدار او که «کلمه» نمیشود و کلمات به گریه میافتند بیاو…
به امیدِ دیدار آقا!
خستهٔ راه نباشی آقا، از حال ما شاگردانِ امانتدارت اگر میپرسی؛ سخت میگذرد بیتو. اصلا نمیگذرد بیتو. خاک سرد نیست بیتو، دنیا زیبا نیست بیتو. کمر صاف نکردهایم بیتو. اما دست به زانو گرفتهایم و یاعلی گفتهایم؛ مشت گرهکرده، خشِ بغض به گلو انداختهایم؛ ایستادهایم به انتظار طلوعِ دوبارهات، در کنار خورشیدِ موعود. آن عدلِ منتظَر…
در بیغیرتی همتا ندارید. ترامپ ولیفقیهمان را در روزِ روشن به قتل رسانده، ۱۶۸ طفل معصوم را عمداً پرپر کرده، سلاح جدیدش را روی لامرد تست کرده، وسط اتشبس کذاییاش محاصرهٔ دریایی کرده و عملا اتشبس را نقض کرده، بند بندِ تفاهمنامه را ریشریش کرده و به ریشِ ما خندیده، مدام به جنوبِ کشور حمله میکند [و البته بدست نیروهای مسلح عزیز پاسخ میگیرد] سگ هارش هم مدام جنوب لبنان را بمباران میکند، هرچه لایقِ خود نحس نجسش بود به ما مردم ایران نسبت داده و درحالیکه مثل همیشه به هیچ بندی پایبند نبوده؛ گفته تفاهم از نظرِ من مُرده!
آنوقت این بیغیرتها جای اینکه دوتا فحش هم به آقادزده بدهند؛ یقهٔ مردم را میگیرند که چرا غیرت کرده و به خونخواهی بلند شدید؟! با وقاحت به جنگطلبی محکومشان میکنند!
دردِ ترامپ فقط تسلطِ ایران روی تنگه نیست؛ دردش را در بدرقهٔ بینظیر، باشکوه و میلیونی امام شهید در ایران و عراق، و پرچمهای سرخ خونخواهیِ امامشهید در دست مردم داغدار و #باغیرت جستجو کنید. اما عملههای داخلیاش از فریادِ غیرت و انتقام ناراحتند یا از اینکه قبلهٔ آمالشان هزار بار نقاب انداخته؟
آنوقت این بیغیرتها جای اینکه دوتا فحش هم به آقادزده بدهند؛ یقهٔ مردم را میگیرند که چرا غیرت کرده و به خونخواهی بلند شدید؟! با وقاحت به جنگطلبی محکومشان میکنند!
دردِ ترامپ فقط تسلطِ ایران روی تنگه نیست؛ دردش را در بدرقهٔ بینظیر، باشکوه و میلیونی امام شهید در ایران و عراق، و پرچمهای سرخ خونخواهیِ امامشهید در دست مردم داغدار و #باغیرت جستجو کنید. اما عملههای داخلیاش از فریادِ غیرت و انتقام ناراحتند یا از اینکه قبلهٔ آمالشان هزار بار نقاب انداخته؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حاشا، حاشا، حاشا؛
در انتقـامت بشـود کوتاهـی!
کَلّا، کَلّا، کَلّا؛
زمین بماند علمِ خونخواهی!
باید تقـاص پس بدهـند آن حرامیـان؛ ننگا به ما اگر که زِ خونت گذر کنیم…
در انتقـامت بشـود کوتاهـی!
کَلّا، کَلّا، کَلّا؛
زمین بماند علمِ خونخواهی!
باید تقـاص پس بدهـند آن حرامیـان؛ ننگا به ما اگر که زِ خونت گذر کنیم…
نفست گرم! حاجمهدیرسولی.
بنویسید:
اینجا آرامگاهِ ابدیِ مردیست که رهبرِ یک امّت بود. به پناهگاه نرفت، از معرکهٔ نبرد فرار نکرد، به اجنبی پناه نبرد و از اجنبی کمک نخواست! تسلیم نشد، روی سینهاش خبری از مدالهایِ رنگینِ نمادین نبود، برای ساختنِ «ایرانِ قوی» مو و محاسن سفید کرد، او «مردم» داشت، نه «رعیت!» به مردمش امید داشت. از پشتِ شیشههایِ ضدگلوله، یا فرسنگها دور از این خاک برای مردمش سخنرانی نکرد! همیشه به احترامشان میایستاد و آنها را اینطور خطاب میکرد: «ملتِ عزیزِ ایران…» در خانهاش بود، در ایران. همراهِ خانواده. با زبانِ روزه، توسطِ رئیسِ جزیرهٔ آدمخوارانِ کودکآزارِ اپستین، به شهادت رسید. بنویسید او رهبرِ شهید بود؛ نه شاهِ فراری.
اینجا آرامگاهِ ابدیِ مردیست که رهبرِ یک امّت بود. به پناهگاه نرفت، از معرکهٔ نبرد فرار نکرد، به اجنبی پناه نبرد و از اجنبی کمک نخواست! تسلیم نشد، روی سینهاش خبری از مدالهایِ رنگینِ نمادین نبود، برای ساختنِ «ایرانِ قوی» مو و محاسن سفید کرد، او «مردم» داشت، نه «رعیت!» به مردمش امید داشت. از پشتِ شیشههایِ ضدگلوله، یا فرسنگها دور از این خاک برای مردمش سخنرانی نکرد! همیشه به احترامشان میایستاد و آنها را اینطور خطاب میکرد: «ملتِ عزیزِ ایران…» در خانهاش بود، در ایران. همراهِ خانواده. با زبانِ روزه، توسطِ رئیسِ جزیرهٔ آدمخوارانِ کودکآزارِ اپستین، به شهادت رسید. بنویسید او رهبرِ شهید بود؛ نه شاهِ فراری.
وزارت خزانهداریِ امریکا تحریمهای جدیدی علیهِ ایران اعمال کرد.
توضیحِ بیشتر:
بندِ ۹ تفاهمنامه: «…جمهوریاسلامیایران وضعیت فعلی برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالاتمتحدهآمریکا تحریمجدیدی اعمال نخواهد کرد و نیروهای اضافی در منطقه مستقر نخواهد ساخت.»
شرح دیگری ندارد.
توضیحِ بیشتر:
بندِ ۹ تفاهمنامه: «…جمهوریاسلامیایران وضعیت فعلی برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد و ایالاتمتحدهآمریکا تحریمجدیدی اعمال نخواهد کرد و نیروهای اضافی در منطقه مستقر نخواهد ساخت.»
شرح دیگری ندارد.
✔️تداوم حمله به لبنان و عدم عقبنشینی از خاک لبنان. نقضِ بند ۱.
✔️ایجاد کریدوری خلاف قواعد ایران برای عبور از تنگهٔ هرمز، که با پاسخ نیروهای مسلح همراه شد. نقض بند ۵.
✔️حملهٔ چندبارهٔ امریکا به جنوب ایران. در تاریخ ۱۷ و ۱۸ تیرماه این حملات ۱۷ شهید به جا گذاشت که با پاسخ نیروهای مسلح مواجه شد. نقض بند ۱ و ۲.
✔️لغو معافیتِ تحریمهای نفتی. نقض بند ۱۰.
✔️اعمال تحریمهای جدید علیه ایران. نقض بند ۹.
میانِ «خوب» ما تا «خوبِ» اقایون، تفاوت از روی کاغذ تا واقعیت است…
✔️ایجاد کریدوری خلاف قواعد ایران برای عبور از تنگهٔ هرمز، که با پاسخ نیروهای مسلح همراه شد. نقض بند ۵.
✔️حملهٔ چندبارهٔ امریکا به جنوب ایران. در تاریخ ۱۷ و ۱۸ تیرماه این حملات ۱۷ شهید به جا گذاشت که با پاسخ نیروهای مسلح مواجه شد. نقض بند ۱ و ۲.
✔️لغو معافیتِ تحریمهای نفتی. نقض بند ۱۰.
✔️اعمال تحریمهای جدید علیه ایران. نقض بند ۹.
میانِ «خوب» ما تا «خوبِ» اقایون، تفاوت از روی کاغذ تا واقعیت است…
Forwarded from رسانه رهبر انقلاب اسلامی
14050418_پیام_رهبر_معظم_انقلاب_اسلامی_بهمناسبت_تشییع_و_تدفین_آقای.pdf
150.4 KB
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شاید خواستِ خداست که در جوارِ مزار مطهر اقای شهید -کسی که هنوز ذهنم توانِ پردازش و باورِ پر کشیدنش رو نداره- پیامِ آقا سیدمجتبی(حفظهالله) رو بخونم، بخونم و بارها بخونم. بسوزم، بسوزم و بارها بسوزم...
و زیرِ لب، با بغض و اشک زمزمه کنم؛ «صد شکر که این آمد و صد حیف، که آن رفت...» یادم بمونه قاتلانِ بیآبرو و جنایتکارِ سیدِ شهید ما آرزوی مرگی آرام و در بستر را به گور خواهند برد! یادم بمونه که عزیزِ ما، سید مظلوم و مقتدرِ ما، عمری روضهدارِ صاحب کربلا بود و با تنی پر از زخمهایِ یادگاریِ سیدالشهدا و حضرتِ مادر(س) به شهادت رسید. یادم بمونه که ما امروز امانتدارِ رهبری عزیز، مقتدر و اما عزاداری هستیم که ولیِّدمِ شهدای امت ماست. سوگوارِ پدری به عظمتِ شهیدِ امت، همسر، خواهر، داماد و خواهرزادهٔ ۱۴ ماههٔ خودشه؛ اما دست از روایتِ حماسهٔ توأم با غیرت و سوگ خطاب به مردمش نمیکِشه. بیترس از عوعویِ سگِ هار امریکایی و سرزنشِ دنبالهروهایِ مرعوبش، فریادِ انتقام سر میده، به صلابت جملهٔ پدر؛ «مثلیلایبایعمثلیزید!» یادم بمونه که حرفِ ما یککلام! انتقام، انتقام، حتی اگر مشرکان و خناسان را خوش نیاید...
و در پایان؛
«امید داریم که آقای شهیدمان یکی از آن ستارگانی باشد که حضرت بقیهالله (عج) را پس از ظهور همراهی خواهند کرد...»
و زیرِ لب، با بغض و اشک زمزمه کنم؛ «صد شکر که این آمد و صد حیف، که آن رفت...» یادم بمونه قاتلانِ بیآبرو و جنایتکارِ سیدِ شهید ما آرزوی مرگی آرام و در بستر را به گور خواهند برد! یادم بمونه که عزیزِ ما، سید مظلوم و مقتدرِ ما، عمری روضهدارِ صاحب کربلا بود و با تنی پر از زخمهایِ یادگاریِ سیدالشهدا و حضرتِ مادر(س) به شهادت رسید. یادم بمونه که ما امروز امانتدارِ رهبری عزیز، مقتدر و اما عزاداری هستیم که ولیِّدمِ شهدای امت ماست. سوگوارِ پدری به عظمتِ شهیدِ امت، همسر، خواهر، داماد و خواهرزادهٔ ۱۴ ماههٔ خودشه؛ اما دست از روایتِ حماسهٔ توأم با غیرت و سوگ خطاب به مردمش نمیکِشه. بیترس از عوعویِ سگِ هار امریکایی و سرزنشِ دنبالهروهایِ مرعوبش، فریادِ انتقام سر میده، به صلابت جملهٔ پدر؛ «مثلیلایبایعمثلیزید!» یادم بمونه که حرفِ ما یککلام! انتقام، انتقام، حتی اگر مشرکان و خناسان را خوش نیاید...
و در پایان؛
«امید داریم که آقای شهیدمان یکی از آن ستارگانی باشد که حضرت بقیهالله (عج) را پس از ظهور همراهی خواهند کرد...»
حاج مهدی رسولیِ عزیز!
به ازایِ وقتی که ازت یاد گرفتم «امامِ جامعه، علمدار میطلبد» و تکرار کردم «هنرِ مرد، به وقت آمدن است» تا در حسرتِ امروز نباشم؛ دمت گرم. به ازایِ هرباری که ورقهایِ تاریخ رو با «بیتفاوت نشستند؛ همان اهلِ دینداریِ بیهزینه!» مرور کردم و نتیجه گرفتم «راهِ تاریخ عوض شد به لطفِ تماشـاچیانِ مدینه…» دمِ معرفتت گرم. به ازایِ ساعاتی که از تهِ دل فریاد زدم «یا مرگ یا خامنهای! با خون نوشتیم…» دمت گرم. به ازایِ اون صحبتهایی که توی برنامهٔ معلی دربارهٔ رهبرِ شهید گفتی «ببینید مستکبرانِ عالم امروز با کی دشمنی میکنن و علم دست کیه؟» و سفت چسبیدم به محبتِ اقاسیدعلی، دمت گرم. به ازایِ وقتی که زانوی غم بغل گرفته بودم و گفتی «مقصد قطعی مالک، خیمهٔ کفر و نفاق است» و دست رو زانو گذاشتم و بلند شدم تا یارِ امام باشم برای رسیدن یه خیمهٔ کفر و نفاق! دمت گرم. به ازایِ روزهایی که چشمم به عکسِ جانهایِ گرامیِ به آسمان رفته میخورد و گریه امان نمیداد؛ اما گفتی «پریشانیم از این غمها، دمی اما پشیمان نه…» دمت گرم. به ازایِ وقتی که بهم تلنگر زدی کسی حریفِ ذوالفقارِ امام نمیشه اما «با علی، جنگِ نرم باید کرد» و یادم بمونه تو این وانفسایِ نفسانیت؛ دم به دمِ جنگ رسانهای نباید داد؛ دمت گرم. به ازایِ هربار که ازت شنیدم «بین نور و ظلمت؟ نه تفاهمی نیست، بین حق و باطل راه سومی نیست» و یادم انداختی که تهِ نبردِ جبههٔ خیر و باطل به این امضاها و یادداشتها نیست؛ دمت گرم. به ازایِ رگ غیرتی که باد کردی و فریاد زدی «ننگا به ما اگر که ز خونت گذر کنیم…» هزار بار دمت گرم. به ازایِ نفسِ حقت موقعِ خوندن «علی الاصول در آئین و دین و منطقِ ما؛ تقاص خونِ شهیدان گرفتنش اولٰیست»…
و به ازایِ هربار که حاصلِ گوشدادن بهت؛ فقط «اشک» نبود و ازت یاد گرفتم، دمت گرم.
به ازایِ وقتی که ازت یاد گرفتم «امامِ جامعه، علمدار میطلبد» و تکرار کردم «هنرِ مرد، به وقت آمدن است» تا در حسرتِ امروز نباشم؛ دمت گرم. به ازایِ هرباری که ورقهایِ تاریخ رو با «بیتفاوت نشستند؛ همان اهلِ دینداریِ بیهزینه!» مرور کردم و نتیجه گرفتم «راهِ تاریخ عوض شد به لطفِ تماشـاچیانِ مدینه…» دمِ معرفتت گرم. به ازایِ ساعاتی که از تهِ دل فریاد زدم «یا مرگ یا خامنهای! با خون نوشتیم…» دمت گرم. به ازایِ اون صحبتهایی که توی برنامهٔ معلی دربارهٔ رهبرِ شهید گفتی «ببینید مستکبرانِ عالم امروز با کی دشمنی میکنن و علم دست کیه؟» و سفت چسبیدم به محبتِ اقاسیدعلی، دمت گرم. به ازایِ وقتی که زانوی غم بغل گرفته بودم و گفتی «مقصد قطعی مالک، خیمهٔ کفر و نفاق است» و دست رو زانو گذاشتم و بلند شدم تا یارِ امام باشم برای رسیدن یه خیمهٔ کفر و نفاق! دمت گرم. به ازایِ روزهایی که چشمم به عکسِ جانهایِ گرامیِ به آسمان رفته میخورد و گریه امان نمیداد؛ اما گفتی «پریشانیم از این غمها، دمی اما پشیمان نه…» دمت گرم. به ازایِ وقتی که بهم تلنگر زدی کسی حریفِ ذوالفقارِ امام نمیشه اما «با علی، جنگِ نرم باید کرد» و یادم بمونه تو این وانفسایِ نفسانیت؛ دم به دمِ جنگ رسانهای نباید داد؛ دمت گرم. به ازایِ هربار که ازت شنیدم «بین نور و ظلمت؟ نه تفاهمی نیست، بین حق و باطل راه سومی نیست» و یادم انداختی که تهِ نبردِ جبههٔ خیر و باطل به این امضاها و یادداشتها نیست؛ دمت گرم. به ازایِ رگ غیرتی که باد کردی و فریاد زدی «ننگا به ما اگر که ز خونت گذر کنیم…» هزار بار دمت گرم. به ازایِ نفسِ حقت موقعِ خوندن «علی الاصول در آئین و دین و منطقِ ما؛ تقاص خونِ شهیدان گرفتنش اولٰیست»…
و به ازایِ هربار که حاصلِ گوشدادن بهت؛ فقط «اشک» نبود و ازت یاد گرفتم، دمت گرم.
این بخش از پیامِ امروز آقاسیدمجتبی(حفظهالله) جوابِ درخوری بود به اون جماعتِ مرعوبی که به هوایِ تفاهم؛ به فریاد انتقام و پرچمهای سرخ خونخواهیِ رهبر شهید دردست مردم، انگِ تندروی، افراط و جنگطلبی میزدن و غیرتِ مردم رو زیرسوال میبردن، کسایی که همیشه از «مردم» عقب بودن:
«و این انتقام، خواستِ ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزویِ مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد…»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
قاتلِ سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس بدهند؛
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استاد فیاضبخش:
«بعد از غیبت صغری، ما یاد نداریم کسی جرات کرده باشه مرجعیتِ شیعه رو اینطور شهید کرده باشه! اگر یک مسلمانی، پاپ رو ترور میکرد چه میشد؟! دنیایِ مسیحیت بهپا میخواست علیهِ اسلام! غیر از این بود؟! اینها رهبر عالمِ اسلام رو شهید کردن؛ بهسادگی از خون ایشون بگذریم؟! باید انتقامِ سخت گرفته بشه…»
قضیهٔ انتقام این قتل بزرگ رو به فتحِ نهایی حواله ندید. این انتقام هم مرحلهای از مراحلِ فتح نهاییه. رهبرِ شهید دربارهٔ ترورِ حاجقاسم روی انتقامِ عاملان و آمرانِ ترور تاکید کرده بود؛ امروز عاملِ ترور حاجقاسم، عامل ترور رهبرِ جامعه هم هست! انتقام بگیرید؛ آنطور که خدا راضی بشود…
«بعد از غیبت صغری، ما یاد نداریم کسی جرات کرده باشه مرجعیتِ شیعه رو اینطور شهید کرده باشه! اگر یک مسلمانی، پاپ رو ترور میکرد چه میشد؟! دنیایِ مسیحیت بهپا میخواست علیهِ اسلام! غیر از این بود؟! اینها رهبر عالمِ اسلام رو شهید کردن؛ بهسادگی از خون ایشون بگذریم؟! باید انتقامِ سخت گرفته بشه…»
قضیهٔ انتقام این قتل بزرگ رو به فتحِ نهایی حواله ندید. این انتقام هم مرحلهای از مراحلِ فتح نهاییه. رهبرِ شهید دربارهٔ ترورِ حاجقاسم روی انتقامِ عاملان و آمرانِ ترور تاکید کرده بود؛ امروز عاملِ ترور حاجقاسم، عامل ترور رهبرِ جامعه هم هست! انتقام بگیرید؛ آنطور که خدا راضی بشود…
لیندسی گراهام، همون سناتور امریکایی بود که میگفت «من از دست ایران خواب و خوراک ندارم! همون سبکِ لیبیسازی رو دربارهٔ ایران پیاده کنید.» در روز حمله به ایران گفت فقط ۲ هفته تا سقوطِ جمهوری اسلامی باقی مونده، وقتی سقوط کنه؛ ما کلی پول به جیب میزنیم. دربارهٔ نحوهٔ تصمیمگیری ترامپ یک گزاره معروفه؛ «ببینید چه کسی آخرین دیدار رو با ترامپ داشته!» و گراهام از همین افراد بود که اصطلاحاً اونقدر با ترامپ گلف بازی کرده؛ که شاید تعدادش به بیش از ۱۰۰ بار برسه. آشوبسازی، تحریم، حملهٔ نظامی، ترور و تجزیه از سناریوهای موردعلاقهٔ گراهام علیه ایران بود. گراهام عمویِ محبوبِ پهلویچیها بود! تقریبا تنها کسی که باقیموندهٔ خاندان خائن پهلوی رو در حدِ یک دیدار، حساب کرد. حالا -فقط یک روز بعد از بیانیهٔ #قصاصِ رهبر انقلاب- گراهام مُرده! مهم نیست توسطِ چه عاملی، چوبِ خدا؟ آحاد ازادگانِ جهان؟ تیرِ غیب یا عاملِ انسانی؟
گراهام هم با رویایِ براندازی و تجزیه و لیبیسازیِ جمهوریاسلامی، به گور رفت. جهنمِ #ناگهانی خوش بگذره، خوکِ کثیف.
@caffeRahimi
گراهام هم با رویایِ براندازی و تجزیه و لیبیسازیِ جمهوریاسلامی، به گور رفت. جهنمِ #ناگهانی خوش بگذره، خوکِ کثیف.
@caffeRahimi
ترامپ گفته «به هرمز مسلط خواهیم شد و بابتش عوارضِ عبور دریافت خواهیم کرد.»
خیلی تمایل دارم نظر اون دسته از نظریهپردازهای سیاست بینالملل رو دربارهٔ این بخش از حرفهای این قاتل بدونم. چون دربارهٔ دریافت عوارض توسط ایران معتقد بودن این کار، خلاف قواعد بینالملله. آیا «اگر به فرضِ محال» ترامپ تسلطِ نظامی روی هرمز پیدا کنه و بخواد عوارض دریافت کنه؛ قواعد و سازمانهای بینالمللی باهاش مخالفتی میکنن؟ یا ردیف کردنِ قواعد بینالملل فقط مختصِ ماست؟
بعلاوه این قاتلِ تروریست گفته «ایرانیها همیشه توافقات رو نقض میکنن، ما بهشون ضربه خواهیم زد. اونا افراد بدیان.» همچنین با اشاره به ترورِ رهبر شهید و حاجقاسم، به این دو عزیز توهین هم کرده.
کسی داره اینا رو میگه که هیچ توافقِ نقضنشده و جنایتِ انجامنشده در کارنامهاش نداره به کنار. در همین توافقِ اسلامآباد که بسیاری از اقایون معتقد بودن «امریکا متعهد شده…» تا تعهداتش رو انجام بده؛ شما حتی یک بند سراغ ندارید که امریکا بهش پایبند بوده باشه و از روزِ ابتدایی، نقضش نکرده باشه. از این بگذریم؛ آیا یک مقامِ رسمی همتراز [به لحاظ سیاسی] با این موجود، پاسخِ درخوری به این توهینهای مکرر میده؟
خیلی تمایل دارم نظر اون دسته از نظریهپردازهای سیاست بینالملل رو دربارهٔ این بخش از حرفهای این قاتل بدونم. چون دربارهٔ دریافت عوارض توسط ایران معتقد بودن این کار، خلاف قواعد بینالملله. آیا «اگر به فرضِ محال» ترامپ تسلطِ نظامی روی هرمز پیدا کنه و بخواد عوارض دریافت کنه؛ قواعد و سازمانهای بینالمللی باهاش مخالفتی میکنن؟ یا ردیف کردنِ قواعد بینالملل فقط مختصِ ماست؟
بعلاوه این قاتلِ تروریست گفته «ایرانیها همیشه توافقات رو نقض میکنن، ما بهشون ضربه خواهیم زد. اونا افراد بدیان.» همچنین با اشاره به ترورِ رهبر شهید و حاجقاسم، به این دو عزیز توهین هم کرده.
کسی داره اینا رو میگه که هیچ توافقِ نقضنشده و جنایتِ انجامنشده در کارنامهاش نداره به کنار. در همین توافقِ اسلامآباد که بسیاری از اقایون معتقد بودن «امریکا متعهد شده…» تا تعهداتش رو انجام بده؛ شما حتی یک بند سراغ ندارید که امریکا بهش پایبند بوده باشه و از روزِ ابتدایی، نقضش نکرده باشه. از این بگذریم؛ آیا یک مقامِ رسمی همتراز [به لحاظ سیاسی] با این موجود، پاسخِ درخوری به این توهینهای مکرر میده؟
روزنامه فرهیختگان
-
پیرامون نقضِ بندهای تفاهم و بسته شدنِ تنگهٔ هرمز، چند دقیقه بعد از اراجیفِ ترامپ، سرهنگ ذوالفقاری مینوازد…
پیرامون نقضِ بندهای تفاهم و بسته شدنِ تنگهٔ هرمز، چند دقیقه بعد از اراجیفِ ترامپ، سرهنگ ذوالفقاری مینوازد…