Forwarded from خیبرگراف | 🇮🇷🇵🇸
با افتخار، بیانات امروز آقا رو گوش کردم؛ افتخار بابت چی؟ بابت اینکه در هیاهوی بازارِ نظرات و نگاههای مختلفِ کاذبِ ظالمانه به «زن»، اسلام از شأن و مقامِ والایی که برای «زن» قائل شده، ذرهای عقبنشینی نکرده، و افتخار بابت اینکه رهبر جمهوری اسلامی ایران، در دیدار هرسالهی خودشون، به بیان دیدگاه اسلام و نظام اسلامی به «زن» میپردازن، و با دیدگاه غرب مقایسه میکنن. همهی این موارد و جزئیات، از اختصاص دادن دیدار، تا جملاتی که حضرت آقا بیان میکنن، پیام و معنای خاصی دارن. البته که «لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ».
بیانات رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از بانوان و دختران
Khamenei.ir
حیف نیست که بجایِ گوشِ جان سپردن به چنین بیاناتِ معقول، منطقی، منصفانه و مبتنی بر نگاهِ اسلامی که صحیحترین نگاه رو نسبت به «انسان» -زن و مرد- ارائه میده؛ به نگاههای افراطی و تفریطی دربارهٔ «زن» و جنبـشهایی که بجز افراط و تفریط هیچ آوردهای برای جوامعِ انسانی نداشتن بپردازیم؟!
لذت ببرید از شنیدن این مواضعِ منطقی و صحیح!
لذت ببرید از شنیدن این مواضعِ منطقی و صحیح!
صوت کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران. ۱۴۰۴/۰۹/۱۲.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این انگشتر ۵۵ ساله که با منه…
وقتی رهبری امروز دربارهٔ حقوق و جایگاهِ زن در خانه - و بعدتر در جامعه- به مسئلهٔ محبتِ همسر اشاره کردن و گفتن «در روایت وارد شده که مردها به همسرانشون بگن:من تورو دوست دارم» خانمها لبخندزنان دست زدن، شاید برای یه عده هم عجیب بود! اما من یادِ این کلیپ افتادم! این حُسن و خُلق و وفا؛ نه عجیبه، نه جدید. چون ایشون در هر زمینهای که مطرح میکنن؛ خودشون سردمدارن :)🤍
به حُسن و خُلق و وفا، کَس به یارِ ما نرسد،
تو را در این سخـن، انکارِ کار ما نرسد…
وقتی رهبری امروز دربارهٔ حقوق و جایگاهِ زن در خانه - و بعدتر در جامعه- به مسئلهٔ محبتِ همسر اشاره کردن و گفتن «در روایت وارد شده که مردها به همسرانشون بگن:من تورو دوست دارم» خانمها لبخندزنان دست زدن، شاید برای یه عده هم عجیب بود! اما من یادِ این کلیپ افتادم! این حُسن و خُلق و وفا؛ نه عجیبه، نه جدید. چون ایشون در هر زمینهای که مطرح میکنن؛ خودشون سردمدارن :)🤍
به حُسن و خُلق و وفا، کَس به یارِ ما نرسد،
تو را در این سخـن، انکارِ کار ما نرسد…
سخنرانی رهبر انقلاب دربارهٔ شأنِ زن، همیشه جز جذابترین سخنرانیها بوده برای من. تعدیلِ نگاه افراطی و تفریطی نسبت به زن و مرد در این بیاناته که برایِ سیرِ تفکرات من بسیار موثر بوده. تعجب میکنم اگه کسی دغدغهٔ اینچنینی داشته باشه و این بیانات رو گوش نده.
ایشون میگن «ما مترقیترین و بهترین مفاهیم رو دربارهٔ هویت و شأنِ زن در اسلام پیدا میکنیم.» این حرف کاملاً مبتنی بر آیات و روایات اسلامیه. به چند نکته و مثال اشاره میکنن «اولاً نقش پدید آمدنِ حیات و تاریخِ بشر از مرد و زن. موسس این تشکیلات یک مرد و زن است. یعنی زن نیمی از تاثیرِ حیات بشریت رو به خودش اختصاص داده بنا به تعبیرِ قرآن.» این نوعِ نگاه رو تابحال به این وضوح جایی شنیده بودید؟ من کمتر. این نگاهِ اصیلِ اسلامیست و بنا به فرمایشِ رهبری «این حرفها در مقابل بدفهمیهاییست از سوی کسانی که دیندارند، اما دین رو نشناختن! و همچنین کسایی که به اساس دین اعتقاد ندارند…»
و ده عنوانِ درجه یک که در اون زن و مرد در کنارِ هم در قرآن آورده شدن رو میشمرن.
«در نگاهِ اسلام، زن و مرد دو عنصرِ متعادل انسانیاند.» کاملا متعادل! با مشترکاتِ بسیار زیاد و برخی خصوصیات متفاوت که این تفاوت بر حسبِ ساخت جسمانی اونهاست. «در حقوق متقابل با مرد. منطقِ قرآن اینه که در فعالیت اجتماعی، کسب و کار، فعالیت سیاسی و در همهٔ عرصههای زندگی زن میتونه فعال باشه» البته محدودیتهایی هم هست. مثل مسئلهٔ پوشش هم دربارهٔ زن، هم دربارهٔ مرد. فواصلِ جسمی بین زن و مرد، تشویق به ازدواج و تشکیلِ خانواده. چرا در فرهنگِ غربی و نگاهِ غربی، این محدودیتهایی که در بطن اتفاقاً به نفعِ زن و مرده رو مانعِ پیشرفت معرفی میکنن؟ چون «کششِ خواستههای جنسی، کشش بسیار قویست. و باید اون رو مهار کرد! اسلام تونسته اون رو مهار کنه.» نمونهٔ این بیمهاری که بنام آزادی اما به کامِ هوسرانی مطرح میشه رو اخیراً میشنویم. اخبار پروندههای قاچاقِ جنسی اپستین که با بسیاری از سیاستمدارانِ غربی و دنبالهرویِ غربی در ارتباطه، و نامِ خیلی از همین سیاستمدارانی که جمهوری اسلامی رو در مسئلهٔ زن متهم میکنن؛ حالا در پروندههای تجاوزات جنسی به زنان کودکان مطرح میشه. غرب در مسئلهٔ زن اتفاقا بدهکاره! نه طلبکار.
خلاصه!
این سخنرانی -مثلِ باقی سخنرانیها- به شما یک نگاهِ کلی و منطقی دربارهٔ چنین موضوع بحثبرانگیزی میده؛ ازتون میخوام که کامل به صوتِ بیانات گوش بدید، چون نوشتنِ تکتکِ نکات این سخنرانیهایی که سطر به سطرش مهمه؛ مقدور نیست. درحالیکه نگاهِ ناب اسلام دربارهٔ زن از زبانِ رهبری بیان میشه و صراحتاً به نقشِ زن در خانه، خانواده، جامعه و حتی در آفرینش اشاره میشه و از اشاره به فلسفهٔ تفاوتها و محدودیتهایی که دربارهٔ مرد و زن وجود داره هم غافل نیست؛ دنبالهروهای نگاهِ غربی و یا پهلویپرستها به شما میگن جمهوری اسلامی در موضوعِ زن باید پاسخگو باشه! علیرغمِ پیشرفتهای چشمگیری که بانوان بعد از انقلاب در عرصههایِ علمی و ورزشی و اجتماعی داشتن. از جملهٔ رشد ۲۰۰ برابریِ تعداد زنان هیئت علمی، رشد ۱۲ برابری پزشکانِ فوق تخصص زن، رشد بیش از ۹۵۰۰ مولفِ زن و ۸۴۰ ناشرِ زن، رشدِ نرخِ سوادِ زنان به بیش از ۹۸٪ بعد انقلاب و …! پهلویچیها نمیتونن در این زمینه هم حرفی برای گفتن داشته باشن. اینو من نمیگم. خود محمدرضا پهلوی میگه:
معلومه که من بعنوانِ یک زن، با افتخار پشتِ سر چنین نگاهِ والایی از منظرِ اسلام -و رهبر جمهوری اسلامی ایران- میایستم.
ایشون میگن «ما مترقیترین و بهترین مفاهیم رو دربارهٔ هویت و شأنِ زن در اسلام پیدا میکنیم.» این حرف کاملاً مبتنی بر آیات و روایات اسلامیه. به چند نکته و مثال اشاره میکنن «اولاً نقش پدید آمدنِ حیات و تاریخِ بشر از مرد و زن. موسس این تشکیلات یک مرد و زن است. یعنی زن نیمی از تاثیرِ حیات بشریت رو به خودش اختصاص داده بنا به تعبیرِ قرآن.» این نوعِ نگاه رو تابحال به این وضوح جایی شنیده بودید؟ من کمتر. این نگاهِ اصیلِ اسلامیست و بنا به فرمایشِ رهبری «این حرفها در مقابل بدفهمیهاییست از سوی کسانی که دیندارند، اما دین رو نشناختن! و همچنین کسایی که به اساس دین اعتقاد ندارند…»
و ده عنوانِ درجه یک که در اون زن و مرد در کنارِ هم در قرآن آورده شدن رو میشمرن.
«در نگاهِ اسلام، زن و مرد دو عنصرِ متعادل انسانیاند.» کاملا متعادل! با مشترکاتِ بسیار زیاد و برخی خصوصیات متفاوت که این تفاوت بر حسبِ ساخت جسمانی اونهاست. «در حقوق متقابل با مرد. منطقِ قرآن اینه که در فعالیت اجتماعی، کسب و کار، فعالیت سیاسی و در همهٔ عرصههای زندگی زن میتونه فعال باشه» البته محدودیتهایی هم هست. مثل مسئلهٔ پوشش هم دربارهٔ زن، هم دربارهٔ مرد. فواصلِ جسمی بین زن و مرد، تشویق به ازدواج و تشکیلِ خانواده. چرا در فرهنگِ غربی و نگاهِ غربی، این محدودیتهایی که در بطن اتفاقاً به نفعِ زن و مرده رو مانعِ پیشرفت معرفی میکنن؟ چون «کششِ خواستههای جنسی، کشش بسیار قویست. و باید اون رو مهار کرد! اسلام تونسته اون رو مهار کنه.» نمونهٔ این بیمهاری که بنام آزادی اما به کامِ هوسرانی مطرح میشه رو اخیراً میشنویم. اخبار پروندههای قاچاقِ جنسی اپستین که با بسیاری از سیاستمدارانِ غربی و دنبالهرویِ غربی در ارتباطه، و نامِ خیلی از همین سیاستمدارانی که جمهوری اسلامی رو در مسئلهٔ زن متهم میکنن؛ حالا در پروندههای تجاوزات جنسی به زنان کودکان مطرح میشه. غرب در مسئلهٔ زن اتفاقا بدهکاره! نه طلبکار.
خلاصه!
این سخنرانی -مثلِ باقی سخنرانیها- به شما یک نگاهِ کلی و منطقی دربارهٔ چنین موضوع بحثبرانگیزی میده؛ ازتون میخوام که کامل به صوتِ بیانات گوش بدید، چون نوشتنِ تکتکِ نکات این سخنرانیهایی که سطر به سطرش مهمه؛ مقدور نیست. درحالیکه نگاهِ ناب اسلام دربارهٔ زن از زبانِ رهبری بیان میشه و صراحتاً به نقشِ زن در خانه، خانواده، جامعه و حتی در آفرینش اشاره میشه و از اشاره به فلسفهٔ تفاوتها و محدودیتهایی که دربارهٔ مرد و زن وجود داره هم غافل نیست؛ دنبالهروهای نگاهِ غربی و یا پهلویپرستها به شما میگن جمهوری اسلامی در موضوعِ زن باید پاسخگو باشه! علیرغمِ پیشرفتهای چشمگیری که بانوان بعد از انقلاب در عرصههایِ علمی و ورزشی و اجتماعی داشتن. از جملهٔ رشد ۲۰۰ برابریِ تعداد زنان هیئت علمی، رشد ۱۲ برابری پزشکانِ فوق تخصص زن، رشد بیش از ۹۵۰۰ مولفِ زن و ۸۴۰ ناشرِ زن، رشدِ نرخِ سوادِ زنان به بیش از ۹۸٪ بعد انقلاب و …! پهلویچیها نمیتونن در این زمینه هم حرفی برای گفتن داشته باشن. اینو من نمیگم. خود محمدرضا پهلوی میگه:
«زن در زندگیِ مرد، باید بداند چطور زیبا و زنانه باشد! دوباره میگم، کِی شماها یک دانشمند درجه یک تولید کردهاید؟ شما هرگز یک آشپز فوقالعاده هم تولید نکردهاید! شما متقلب و شرور هستید؛ همهٔ شما!»
معلومه که من بعنوانِ یک زن، با افتخار پشتِ سر چنین نگاهِ والایی از منظرِ اسلام -و رهبر جمهوری اسلامی ایران- میایستم.
شبی که عبّاس در آسمان بود.
و السّــلامعلیکِ یا امّالقَمَــر؛
- سلام بر تو هنگامیکه میخواستی واردِ منزلِ امیرالمومنیـن(ع) شوی؛ گفتـی «تا دخترِ بزرگِ فاطمه(س) اجازه ندهد، وارد نمیشوم..»
- سلام بر تو هنگامیکه گفتی «مرا فاطمه صدا نزنید تا غمِ فرزندانِ فاطمـه(س) با بردنِ اسـمِ مادرشان زنده نشود؛ مبادا با “فاطمـه” خطاب کردنِ من دلتنگ شوند..»
- سلام بر تو هنگامی که به فرزندانِ فاطمه(س) گفتی؛
«ای سرورانم، من اینجا نزدِ شما خدمتکاری هستم که آمدهام تا خدمتگزاری کنم؛ آیا مرا به این شرط میپذیرید؟ پس حسنین (علیهماالسلام) و حضرت زینب (س) فرمودند: شما عزیز و بزرگوار هستید، این خانه نیز متعلق به شماست…
- سلام بر تو هنگامی که از عمقِ جان گریستی و میگفتی؛
«عباس جانم! فرزندِ عزیزم! من مىدانم که اگر دست در بدن داشتـی، هیـیچکس جراتِ نزدیک شدن به تو را نمىکرد..»
- و سلام بر تو هنگامی که گفتی:
«ای کاش فرزندانم و تمامیِ آنچــه در زمین است، فدای حسین(ع) میشد…»
و السّــلامعلیکِ یا امّالقَمَــر؛
- سلام بر تو هنگامیکه میخواستی واردِ منزلِ امیرالمومنیـن(ع) شوی؛ گفتـی «تا دخترِ بزرگِ فاطمه(س) اجازه ندهد، وارد نمیشوم..»
- سلام بر تو هنگامیکه گفتی «مرا فاطمه صدا نزنید تا غمِ فرزندانِ فاطمـه(س) با بردنِ اسـمِ مادرشان زنده نشود؛ مبادا با “فاطمـه” خطاب کردنِ من دلتنگ شوند..»
- سلام بر تو هنگامی که به فرزندانِ فاطمه(س) گفتی؛
«ای سرورانم، من اینجا نزدِ شما خدمتکاری هستم که آمدهام تا خدمتگزاری کنم؛ آیا مرا به این شرط میپذیرید؟ پس حسنین (علیهماالسلام) و حضرت زینب (س) فرمودند: شما عزیز و بزرگوار هستید، این خانه نیز متعلق به شماست…
- سلام بر تو هنگامی که از عمقِ جان گریستی و میگفتی؛
«عباس جانم! فرزندِ عزیزم! من مىدانم که اگر دست در بدن داشتـی، هیـیچکس جراتِ نزدیک شدن به تو را نمىکرد..»
- و سلام بر تو هنگامی که گفتی:
«ای کاش فرزندانم و تمامیِ آنچــه در زمین است، فدای حسین(ع) میشد…»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «سخنرانی رهبر انقلاب دربارهٔ شأنِ زن، همیشه جز جذابترین سخنرانیها بوده برای من. تعدیلِ نگاه افراطی و تفریطی نسبت به زن و مرد در این بیاناته که برایِ سیرِ تفکرات من بسیار موثر بوده. تعجب میکنم اگه کسی دغدغهٔ اینچنینی داشته باشه و این بیانات رو گوش نده. …»
هنر حامد کاشانی در اون مناظرهٔ سنگین؛ کفهٔ سنگین صبر، ادب و علمش بود. که با مجموعهٔ اینا تونست معلوماتِ صحیح و متقنِ تاریخی خودش رو به مخاطبانی که در دام شبهاتِ سطحپایین افتاده بودن عرضه کنه. تسلطی که هرچند سخت؛ اما با هدفِ رسیدن به یک مقصودِ مهمتر، روی احساسات غالب شد. معلومه که قصدِ اصلی اگاهی بخشیدن به طرفِ مناظره نبوده! درحین مناظره متوجه شدید که طرف یه جاهایی اصلا گوش نمیداد، اغلب موارد رو هم که میگفت من کِی گفتم؟ یعنی گفتههای خودش رو هم گردن نمیگرفت، در نهایت هم علاوه بر شبهاتی که با لحنِ سخیفی بیان میکرد؛ یه کنایهٔ بیربطی هم به جمهوری اسلامی زد. از مجموعهٔ اینا من فکر نمیکنم اصلا به قصد آگاه شدن به مناظره اومده باشه! برای طلبِ اگاهی، آدم باید لااقل به ابتدائیات یک موضوع مسلط باشه؛ شأنِ موضوع رو رعایت کنه، تخصصی بحث کنه، تاریخی حرف بزنه، مستند و مستدل مناظره کنه؛ نه اینکه برای فرار از پاسخ، به دامنِ دروغ و شبههٔ دیگهای پناه ببره.
حالا شما تصور کن! کفهٔ صبر، ادب، علم و سعهٔصدر در چنین موضوع حساسی؛ در این مناظره کاملاً به نفع اقای کاشانی بود و ناگهان عدهای با فحاشی به طرف؛ صحنه رو وارونه کردن. حالا اون فردِ شبههافکن بدون کوچکترین تسلطی حتی بر معلوماتِ ابتدایی یک حوزوی؛ مظلوم و برندهٔ ماجرا جلوه داده میشه، حامیانش میان برای فرار از «باخت» و برای مظلومنمایی؛ این فحاشیها و یا اون شبهات رو با هوچیگری پررنگ میکنن! دقیقاً برعکسِ هدفی که دنبال میشد! بجای پررنگ شدنِ پاسخ اون شبهات و تناقضاتِ این فرد. درحالیکه همهچیز از شبهاتِ بیاساس و اتهاماتی شروع شد که اون بدون رعایت شأنیتِ موضوع مطرح میکرد و در مناظره به معنیِ واقعی پاسخِ مستند و مستدل گرفت؛ پاسخی هم نداشت جز فرافکنی.
حالا بفرمایید با اون فحاشیهای خلافِ شرعی که علیهش کردید و وایرال شده؛ چنددرصد از اهدافِ مهم مدنظر حامدکاشانی رو محقق کردید؟ چقدر به روشن شدنِ حقیقتِ مظلومیت حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) کمک کردید؟ چقدر به دیده شدنِ اون حقایق از زبان حامد کاشانی کمک کردید؟ تا چه اندازه برای عیان شدنِ تناقضات واضح جریانِ شبهعلمِ متناقض؛ قدم برداشتید؟ وارونه کردنِ جای حق و باطل؛ مطلوب شماست؟ نه. پس چرا با چنین رفتاری به این وارونهسازی کمک میکنید؟!
کنترلِ احساسات در برابرِ چنین شبهات سخیف و بیمبنایی از زبانی که حتی گفتههای خودش رو هم گردن نمیگیره سخته؟ بله. اما مگه هنر در بزنگاه، «تشخیصِ صحیح» و دفاع صحیحتر از برهان و منطقِ اصیل شیعی نیست؟ مگه هدف، آشکار شدنِ حقیقتی نیست که حامد کاشانی با تلفیق صبر، ادب، علم، استناداتِ صحیح تاریخی و استدلالِ تخصصی به نمایش گذاشت؟ اونم در برابر جریانیکه کمترین احترامی رو برای شعور مخاطب قائل نمیشن که لااقل مستدل و مستند مباحثه کنن و شأنِ گفتگو رو رعایت کنن. اگه هدف این نیست، پس چیه؟ چرا مجموعهٔ زحماتی که با یک تسلط مثالزدنی و به قصدِ ثابت کردنِ منطق اصیلِ شیعی انجام شد رو با مسیریکه «حقیقت» رو به حاشیه میبره و حواشیِ پیرامون «باطل» رو پررنگ میکنه به باد میدین و خواسته یا ناخواسته در زمینِ فتنهٔ باطل توپ میزنید؟
حالا شما تصور کن! کفهٔ صبر، ادب، علم و سعهٔصدر در چنین موضوع حساسی؛ در این مناظره کاملاً به نفع اقای کاشانی بود و ناگهان عدهای با فحاشی به طرف؛ صحنه رو وارونه کردن. حالا اون فردِ شبههافکن بدون کوچکترین تسلطی حتی بر معلوماتِ ابتدایی یک حوزوی؛ مظلوم و برندهٔ ماجرا جلوه داده میشه، حامیانش میان برای فرار از «باخت» و برای مظلومنمایی؛ این فحاشیها و یا اون شبهات رو با هوچیگری پررنگ میکنن! دقیقاً برعکسِ هدفی که دنبال میشد! بجای پررنگ شدنِ پاسخ اون شبهات و تناقضاتِ این فرد. درحالیکه همهچیز از شبهاتِ بیاساس و اتهاماتی شروع شد که اون بدون رعایت شأنیتِ موضوع مطرح میکرد و در مناظره به معنیِ واقعی پاسخِ مستند و مستدل گرفت؛ پاسخی هم نداشت جز فرافکنی.
حالا بفرمایید با اون فحاشیهای خلافِ شرعی که علیهش کردید و وایرال شده؛ چنددرصد از اهدافِ مهم مدنظر حامدکاشانی رو محقق کردید؟ چقدر به روشن شدنِ حقیقتِ مظلومیت حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) کمک کردید؟ چقدر به دیده شدنِ اون حقایق از زبان حامد کاشانی کمک کردید؟ تا چه اندازه برای عیان شدنِ تناقضات واضح جریانِ شبهعلمِ متناقض؛ قدم برداشتید؟ وارونه کردنِ جای حق و باطل؛ مطلوب شماست؟ نه. پس چرا با چنین رفتاری به این وارونهسازی کمک میکنید؟!
کنترلِ احساسات در برابرِ چنین شبهات سخیف و بیمبنایی از زبانی که حتی گفتههای خودش رو هم گردن نمیگیره سخته؟ بله. اما مگه هنر در بزنگاه، «تشخیصِ صحیح» و دفاع صحیحتر از برهان و منطقِ اصیل شیعی نیست؟ مگه هدف، آشکار شدنِ حقیقتی نیست که حامد کاشانی با تلفیق صبر، ادب، علم، استناداتِ صحیح تاریخی و استدلالِ تخصصی به نمایش گذاشت؟ اونم در برابر جریانیکه کمترین احترامی رو برای شعور مخاطب قائل نمیشن که لااقل مستدل و مستند مباحثه کنن و شأنِ گفتگو رو رعایت کنن. اگه هدف این نیست، پس چیه؟ چرا مجموعهٔ زحماتی که با یک تسلط مثالزدنی و به قصدِ ثابت کردنِ منطق اصیلِ شیعی انجام شد رو با مسیریکه «حقیقت» رو به حاشیه میبره و حواشیِ پیرامون «باطل» رو پررنگ میکنه به باد میدین و خواسته یا ناخواسته در زمینِ فتنهٔ باطل توپ میزنید؟
اقای سقاباصفهانی بعد از فوتِ همسرش و اهدای عضوِ دختر ۱۲ سالهش؛ با اهدایِ عضو فرزند دومش -سبحان- هم موافقت کرد... فقط چند ساعت بعد از اعلام خبر مرگ مغزیِ پسر کوچیکش.
اون موضوعِ ابتلاء و لحظهٔ تصمیمگیری در بزنگاهها و اینا بود؟ همون. همون. خدا صبرِ چندین برابر بده در برابرِ این مصیبت، و براش جبران کنه بخاطرِ گرفتنِ این تصمیمات سخت…
خیلی درگیرم کرده این اتفاق. تصورِ تصمیماتـی که آدم فارغ از موقعیتیکه توشه تو دو راهیهای سخت زندگیش میگیره، هر دو راهیای که هر لحظه پیش پامون قرار میگیره! دو راهیهایی که یه سرشون تعلقاتِ ماست. صبوری در برابرِ ابتلائات و تعلقات! خیلی سخته.
اون موضوعِ ابتلاء و لحظهٔ تصمیمگیری در بزنگاهها و اینا بود؟ همون. همون. خدا صبرِ چندین برابر بده در برابرِ این مصیبت، و براش جبران کنه بخاطرِ گرفتنِ این تصمیمات سخت…
خیلی درگیرم کرده این اتفاق. تصورِ تصمیماتـی که آدم فارغ از موقعیتیکه توشه تو دو راهیهای سخت زندگیش میگیره، هر دو راهیای که هر لحظه پیش پامون قرار میگیره! دو راهیهایی که یه سرشون تعلقاتِ ماست. صبوری در برابرِ ابتلائات و تعلقات! خیلی سخته.
حامد کاشانى
▪️ واکنش حامد کاشانی پس از مناظره، به بعضی از حواشی اخیر
-
ما حق نداریم با «باطل» از «حق» دفاع کنیم. اهلِبیت دوست ندارن. با خلافِ شرع نمیشه از حق دفاع کرد! این مرامِ اهلِ بیت نیست…
مومن گاهی در این دنیا زخمِ زبان میخوره، جگرش میسوزه… اما از دایرهٔ حق خارج نمیشه. هتاکی مالِ معاویه و امثالِ معاویهست! نه امیرالمومنین و شیعیانِ امیرالمومنین…
- حجةالاسلام حامد کاشانی -
- بازیِ بُرده رو با سادگی، و توپ زدن در زمینِ باطل نبازید، هدر دادنِ اونهمه زحمت انصاف نیست!
ما حق نداریم با «باطل» از «حق» دفاع کنیم. اهلِبیت دوست ندارن. با خلافِ شرع نمیشه از حق دفاع کرد! این مرامِ اهلِ بیت نیست…
مومن گاهی در این دنیا زخمِ زبان میخوره، جگرش میسوزه… اما از دایرهٔ حق خارج نمیشه. هتاکی مالِ معاویه و امثالِ معاویهست! نه امیرالمومنین و شیعیانِ امیرالمومنین…
- حجةالاسلام حامد کاشانی -
- بازیِ بُرده رو با سادگی، و توپ زدن در زمینِ باطل نبازید، هدر دادنِ اونهمه زحمت انصاف نیست!
Forwarded from کلمات ☫ (Zohre saber)
زنجیرهی دردها، رنجها، ابتلائات و خستگیها را به دستت میسپارند و تو مستأصل و مبهوت، امیدوار و آرام و صبور؛ بیآنکه بدانی چه در انتظارت نشسته آن گردنآویز را تماشا میکنی. پلک میزنی و درد میکشی. رنجور میشوی و صبر میکنی. خوشیها و ناخوشیهایت را دو روی یک سکه میپنداری، کلمه به کلمه خودت را روایت میکنی، مثل ابرهای مستعدِ بارانشده میباری و سپس در گوش خستگیهایت میخوانی: میخواهم ادامه بدهم تا آخرین لحظه خروج روح از تنم. آنوقت میبینی که بر روی نگین کوچک گردنآویزت حک شده: «إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ». پس ملاقاتی در پیش است. با این گردنآویز چقدر زیباتری...
@kalamat_ir
@kalamat_ir
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
این فرد در اغتشاش ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ فعال بود.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«آرمان منو عوض کرد»
آرمان! ببخشید دربارهات اونجوری فکر میکردما! ببخشید که بهت فحش میدادما…💔
- خیلی سوختم.
آرمان! ببخشید دربارهات اونجوری فکر میکردما! ببخشید که بهت فحش میدادما…💔
- خیلی سوختم.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صد روز بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سه دانشجو در دانشگاه تهران پیش پایِ نیکسون معاون رئیسجمهور امریکا -عامل اصلی کودتای ۲۸ مرداد علیهِ دولتملیایران- توسطِ پهلوی قربانی شدن. شهید چمران میگه «نیكسون معاونِ رئیسجمهور آمریكا به ایران میآمد تا نتیجهٔ بیست و یک ملیون دلارِ خرج كودتا را ببیند...» دانشجوها بخاطرِ کودتای امریکایی، تسلطِ امریکایی، دخالتِ امریکایی و چپاولهایِ امریکایی، به حضور مقامِ امریکایی در دانشگاه معترض بودن. پیشِ پایِ «امریکا» توسط عُمال امریکایی قربانی شدن. سالها بعد هم در جنگِ ۱۲ روزه بیش از ۸۰ دانشجوی ایرانی توسط «امریکا» به شهادت رسیدن. در راه هویتِ ایران. استقلالِ ایران!
دانشجو باید بداند…
تا امروز با تبریکِ بازماندهٔ سلسلهٔ پهلوی برای روزِ دانشجو، دلش خوش نشود! دانشجو باید بداند، تا امروز برای «قلـدریِ سابقهدارِ امریکا» توجیه نبافد.
دانشجو باید بداند…
تا امروز با تبریکِ بازماندهٔ سلسلهٔ پهلوی برای روزِ دانشجو، دلش خوش نشود! دانشجو باید بداند، تا امروز برای «قلـدریِ سابقهدارِ امریکا» توجیه نبافد.
کلیپ صوتی | داستان اولین مرگ بر آمریکا
Khamenei.ir
رهبر انقلاب:
- بعضیها میگویند «مرگ بر آمریکا» میگویید، آمریکاییها با شما دشمنی میکنند؛ من میگویم نه! در آن روزی که آمریکاییها دشمنی را شروع کردند یعنی در ۲۸ مرداد، در ایران هیچکس مرگ بر آمریکا نمیگفت امّا آنها ضربهٔ خودشان را زدند؛ ضربهٔ آنها ناشی از «مرگ بر آمریکا» نیست.
بعد که ضربه زدند در ۱۶ آذر همان سال دانشجوها در دانشگاهِ تهران گفتند مرگ بر آمریکا! مرگ بر آمریکا یادگار ۱۶ آذر است؛ از آنوقت گفته شد مرگ بر آمریکا.» ۱۴۰۱/۸/۱۱.
- بعضیها میگویند «مرگ بر آمریکا» میگویید، آمریکاییها با شما دشمنی میکنند؛ من میگویم نه! در آن روزی که آمریکاییها دشمنی را شروع کردند یعنی در ۲۸ مرداد، در ایران هیچکس مرگ بر آمریکا نمیگفت امّا آنها ضربهٔ خودشان را زدند؛ ضربهٔ آنها ناشی از «مرگ بر آمریکا» نیست.
بعد که ضربه زدند در ۱۶ آذر همان سال دانشجوها در دانشگاهِ تهران گفتند مرگ بر آمریکا! مرگ بر آمریکا یادگار ۱۶ آذر است؛ از آنوقت گفته شد مرگ بر آمریکا.» ۱۴۰۱/۸/۱۱.
روزنامه فرهیختگان
پزشکیان: در خانواده خودمان یک نفر غیرچادری نیست ولی این دلیل نمیشود با کسی که چادر ندارد برخورد کنیم
-
الان قصد ندارم به طیفی اشاره کنم که خودشون پایهگذار رفتارهای افراطی در حوزهٔ فرهنگ و پوشش بودن؛ اما امروز در جایگاه منتقدِ سیاستهای همین حوزه قرار گرفتن. از اکبر پونزها که از فرو کردنِ پونز در پیشانی دختران بیحجاب، حالا به نقشآفرینی در لباسِ اپوزیسیون رسیدن، بیاینکه پاسخگوی افراطیگریهایی باشن که حتی مورد تایید امامینِ انقلاب هم نبود! تا … و خیلی از افراد نامآشنایی که امروز ژستِ انتقادی گرفتن.
یه مصاحبهای از اقای پزشکیان دیدم که میگفت «وقتی هنوز حجاب بصورت قانون وجود نداشت؛ ما بخشنامه کردیم و اعلام کردیم که همه باید در یک چارچوب و لباس آستینبلند و مانتو و روسری در دانشگاهها و بیمارستانها حضور داشته باشند» پس این یعنی شما حتی از زمانی که قانونِ صریحی وجود نداشت هم قائل به وجود یک چارچوبِ الزامآور بودید!
اما الان مگه بحثِ چادر و غیرِ چادره؟
الان فرهنگِ جامعه و نهاد «خانواده» مستقیماً در تقابل با مجموعهٔ رفتارهای ضدهنجار و ضدفرهنگِ سازمانیافته قرار گرفته. رفتارهایی که مسئولیتپذیریِ اجتماعیِ افراد رو تضعیف میکنه و داغیِ اون به تعبیرِ شهیدبهشتی میتونه آتشی بر خرمنِ فضیلت جامعه و خانواده بندازه. نگاهِ ابزاری به زن رو تقویت میکنه و شأن یک زن رو -بعنوان محور خانواده- اونقدر تقلیل میده که ارزشگذاریِ اون بیشتر از هرچیزی؛ به جسمش معطوف و محدود بشه. میتونید یه چرخی تو مجازی بزنید و عمقِ ماجرا رو متوجه بشید. کجا و چه کسی گفته هرکی چادری نیست باهاش برخورد صورت بگیره؟ البته اقای پزشکیان یه جا هم میگه «حجاب مسئلهٔ سادهای نیست و باید دربارهٔ اون اقناعی عمل کرد.» حرف درستیه. اما پیشنهاد میکنم خودتون این «باید» رو از این تریبونی که در اختیار دارید شروع کنید و اقناعی عمل کنید. از شعار عبور کنید.
اگر ضدِاخلاق و ضدِارزش، به یک افتخار تبدیل بشه، کمکم بیمسئولیتیِ اجتماعی به بار میاره، و در پسِ فراگیر شدنِ ضداخلاقیها، تبعات این بیمسئولیتیِ اجتماعی دامنگیرِ همهٔ اعضای تشکیلدهندهٔ اون اجتماع خواهد بود. طبیعتاً رفتارهای بیقاعده جوابگو نیست، اما «رها کردنِ» ارزشها و فرهنگِ جامعه هم نهتنها اسمش سیاستورزی نیست؛ بلکه جفاست. ارزشها و فرهنگها و خانوادهمحوری جامعه، بازیچهٔ افراط دیروز و تفریطِ امروزِ دوستان شما نیست.
الان قصد ندارم به طیفی اشاره کنم که خودشون پایهگذار رفتارهای افراطی در حوزهٔ فرهنگ و پوشش بودن؛ اما امروز در جایگاه منتقدِ سیاستهای همین حوزه قرار گرفتن. از اکبر پونزها که از فرو کردنِ پونز در پیشانی دختران بیحجاب، حالا به نقشآفرینی در لباسِ اپوزیسیون رسیدن، بیاینکه پاسخگوی افراطیگریهایی باشن که حتی مورد تایید امامینِ انقلاب هم نبود! تا … و خیلی از افراد نامآشنایی که امروز ژستِ انتقادی گرفتن.
یه مصاحبهای از اقای پزشکیان دیدم که میگفت «وقتی هنوز حجاب بصورت قانون وجود نداشت؛ ما بخشنامه کردیم و اعلام کردیم که همه باید در یک چارچوب و لباس آستینبلند و مانتو و روسری در دانشگاهها و بیمارستانها حضور داشته باشند» پس این یعنی شما حتی از زمانی که قانونِ صریحی وجود نداشت هم قائل به وجود یک چارچوبِ الزامآور بودید!
اما الان مگه بحثِ چادر و غیرِ چادره؟
الان فرهنگِ جامعه و نهاد «خانواده» مستقیماً در تقابل با مجموعهٔ رفتارهای ضدهنجار و ضدفرهنگِ سازمانیافته قرار گرفته. رفتارهایی که مسئولیتپذیریِ اجتماعیِ افراد رو تضعیف میکنه و داغیِ اون به تعبیرِ شهیدبهشتی میتونه آتشی بر خرمنِ فضیلت جامعه و خانواده بندازه. نگاهِ ابزاری به زن رو تقویت میکنه و شأن یک زن رو -بعنوان محور خانواده- اونقدر تقلیل میده که ارزشگذاریِ اون بیشتر از هرچیزی؛ به جسمش معطوف و محدود بشه. میتونید یه چرخی تو مجازی بزنید و عمقِ ماجرا رو متوجه بشید. کجا و چه کسی گفته هرکی چادری نیست باهاش برخورد صورت بگیره؟ البته اقای پزشکیان یه جا هم میگه «حجاب مسئلهٔ سادهای نیست و باید دربارهٔ اون اقناعی عمل کرد.» حرف درستیه. اما پیشنهاد میکنم خودتون این «باید» رو از این تریبونی که در اختیار دارید شروع کنید و اقناعی عمل کنید. از شعار عبور کنید.
اگر ضدِاخلاق و ضدِارزش، به یک افتخار تبدیل بشه، کمکم بیمسئولیتیِ اجتماعی به بار میاره، و در پسِ فراگیر شدنِ ضداخلاقیها، تبعات این بیمسئولیتیِ اجتماعی دامنگیرِ همهٔ اعضای تشکیلدهندهٔ اون اجتماع خواهد بود. طبیعتاً رفتارهای بیقاعده جوابگو نیست، اما «رها کردنِ» ارزشها و فرهنگِ جامعه هم نهتنها اسمش سیاستورزی نیست؛ بلکه جفاست. ارزشها و فرهنگها و خانوادهمحوری جامعه، بازیچهٔ افراط دیروز و تفریطِ امروزِ دوستان شما نیست.
فرهیختگان دانشگاه
🎥 نمایشگاههای دانشبنیان همراه همیشگی شهید رئیسی در سفرهای خارجی بود
-
اقای بهادری جهرمی سخنگویِ دولت سیزدهم رو از وقتی که وسط شلوغیهای ۱۴۰۱ رفت بین دانشجوها و علیرغم توهینهایی که شنید، با آرامش پاسخگوی سوالات و انتقاداتِ دانشجـوها بود؛ بعنـوان مسئولِ پاسخگویِ مسئولیتپذیر و متعهد میشناسم.
نه صحنه رو ترک کرد، نه از پاسخ فرار کرد، نه از «نقد» شنیدن ترسید! و نه «شو» اجرا کرد. از این مـنشها بینِ مسئولین بیش باد.
و رحمتِ خدا به سیدابراهیمِ عزیز که اینروزا بیشتر از قبل یادش میفتم و هربار یه آهی از تهِ دل میکشم…
اقای بهادری جهرمی سخنگویِ دولت سیزدهم رو از وقتی که وسط شلوغیهای ۱۴۰۱ رفت بین دانشجوها و علیرغم توهینهایی که شنید، با آرامش پاسخگوی سوالات و انتقاداتِ دانشجـوها بود؛ بعنـوان مسئولِ پاسخگویِ مسئولیتپذیر و متعهد میشناسم.
نه صحنه رو ترک کرد، نه از پاسخ فرار کرد، نه از «نقد» شنیدن ترسید! و نه «شو» اجرا کرد. از این مـنشها بینِ مسئولین بیش باد.
و رحمتِ خدا به سیدابراهیمِ عزیز که اینروزا بیشتر از قبل یادش میفتم و هربار یه آهی از تهِ دل میکشم…