☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.77K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.iss.one/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
با این نقاشی جدید روح‌الامین یادِ این بخش از کتاب دخترِ پیامبر افتادم و سوختم…

«با حالِ مناسب بخونید
»
-من خود را به چه‌کسی تسلیت بدهم ای‌ دخترِ پیامبر؟ من خود را در مُصیبت‌هایِ روزگار به تو آرام می‌ساختم…
یا سیّدة ‌النّســـاءالعالـمین..
قطره‌ قطـره خـونِ تو گفت:
«لبیکَ یا‌امیرالمؤمنین(ع)»
صدایت می‌زنم با بغض؛
مثل کودکـی‌هایم
که در بازارِ غربت،
دستِ مادر را رها کرده…

مادر…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گِتمَه یارالی… آه…
خدا خیر بده به حاج مهدی رسولی و هرکسی که ذکرِ لبشِ یادِ خونوادهٔ آسمونیِ ماست و وقتی که دستمون از روضه‌ها کوتاهه؛ با همین چند‌خط کارِ دل‌هامونو که لا‌به‌لایِ خاکستریِ دنیا دود گرفته و زُمخت شده رو بدجوری راه میندازه؛ می‌گن آدمیزاد باید دل‌سوخته باشه تا اشکِ چشمـش صِیقـل بده روحِ تار عنکبوت بسته‌شو؛ تا بال دربیاره به آسمون برسه، تا بزرگ بشه…

- زیرنویس و ترجمه داره.
فضائل ‌حضرت‌زهرا(س).استادمطهری
@motahari_ir
این پنج‌ دقیقه از فقط یک بُعد از فضائلِ حضرت زهرا(س) در بیانِ زیبای استاد شهید مطهری(ره) رو که گوش می‌دادم؛ با هر جمله یک روایت در ذهنم تداعی می‌شد و این سلسلهٔ فضائل تمومی نداشت، و اما ذهنِ من توانِ درک نداشت… یادِ جملهٔ امام خمینی(ره) در وصفِ حضرت زهرا(س) افتادم که «زنی که هر کسی با هر بینش دربارهٔ او گفتاری دارد و از عهدهٔ ستایشِ او بر نیامده -که احادیثی‌که از خاندانِ ‌وحی رسیده به اندازه فهمِ مستمعان بوده - و دریا را در کوزه‌ای نتوان گنجاند، و دیگران هرچه گفته‌اند به مقدار فهمِ خود بوده، نه به اندازهٔ مرتبتِ او…»

اگر شبیهِ کسی باشی، شبیه نیمهٔ شب‌قدری
شبیه آیهٔ تطهــیری، شبیه سورهٔ «اعطینا»..
طاقچه مثلِ پارسال برای آثار مربوط به حضرت زهرا(س) ۳۰ تا ۷۰ درصد تخفیف گذاشته؛ می‌تونید استفاده کنید. مثلِ:

فاطمه از نگاهِ علی- محمد حمیدیان
فاطمه، رازِ ماندگاری امامت- دکتر ناصر رفیعی
دختر پیامبر- استاد جاودان
کشتی پهلوگرفته- سید مهدی شجاعی
شرح الف خمیده- لیلا مهدوی
فاطمه، فاطمه است- دکتر علی شریعتی


حقیقتِ عظیم- استاد سیدعلـی خامنه‌ای [این کتاب تخفیف نداره اما بیاناتِ رهبری‌ست و خیلی پیشنهاد می‌شه.]
نظام حقوق زن در اسلام- مسئلهٔ حجاب [این دوتا رو قبلاً چند‌بار معرفی کرده بودم و اختصاص به حضرت زهرا ندارن؛ اینم شامل تخفیف نیست اما پیشنهاد می‌کنم بخونید. از شهید مطهری.]
آه. «خواهد آمد مرهمِ زخم‌های علیِ مرتضی در کوچه‌ها…» خواهد آمد.
بخش نهم - واحد : در میان شعله ها تا سوختی
حاج مهدی رسولی
خط به خط با روضهٔ دیوار و در،
«ایسـتادن» را به ما آموختـی…

امّ‌المقــاومة…
کرد باطل، قصدِ نابودی حق؛
ایستادی فاطمه! نگذاشتی…
ای مُجـاهـد‌ترین!
ای حسین‌آفـرین…

ای سَراپا علی!
ضربه خوردی ولی؛
ظلم شد رو سیَه‌، از رویِ کبودَت…
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «طاقچه مثلِ پارسال برای آثار مربوط به حضرت زهرا(س) ۳۰ تا ۷۰ درصد تخفیف گذاشته؛ می‌تونید استفاده کنید. مثلِ: • فاطمه از نگاهِ علی- محمد حمیدیان • فاطمه، رازِ ماندگاری امامت- دکتر ناصر رفیعی • دختر پیامبر- استاد جاودان • کشتی پهلوگرفته- سید مهدی شجاعی • شرح…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بی‌تفاوت نشستند؛
همان اهلِ دینداریِ بی‌هزینه!
راهِ تاریخ عوض شد
به لطـفِ تماشـاچیانِ مدینه…
به قولِ شهید‌آوینی:
«دین‌دار، آن است که در کشاکـشِ بلا دین‌دار بماند؛
وگرنه در هنگامِ راحت و فراغت و صُلح و سِلم، چه‌بسیارند اهلِ دین…»
و چه بسیارَند اهلِ دین‌داریِ بی‌هزینه…


امّ‌المقاومة!
تو به من یاد دادی پایِ اعتقادم بمونم…
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
دین‌دار، آن است که در کشاکـشِ بلا دین‌دار بماند؛
-
یادم اومد یه بار حاج‌آقا ماندگاری می‌گفت:
«منتظرِ امام‌زمان(عج) بی‌خیال نیست؛ بی‌قراره
!
بی‌خیال می‌دونی کیه؟

بی‌خیال اونه‌ که وقتی به علی(ع) تهمتِ کفر می‌زدن؛ وایساد نگاه کرد. سجّاده رو از زیر سر امام‌ حسن(ع) کشیدن، وایساد نگاه کرد. فرزندِ زهرا(س) رو تشنه شهید کردن، وایساد و نگاه کرد. به فاطمه‌زهرا(س) و علی(ع) جسارت کردن، وایساد نگاه کرد. در همین فتنه‌هایِ اخیر چه جسارت‌ها به اهـل‌بیت و قرآن و اسلام شد، دیدید کیا بی‌طرف وایسادن نگاه کردن؟ [چه مدعیانی؟] همین‌طور الیٰ آخر…
منتظـرِ امام‌زمان(عج)، بی‌خیال نیست! بی‌قراره، دغدغه‌منده؛ انتظارش باید جهانـی باشه، نگاهش باید جهانی باشه. اون عده‌ای که می‌گن نه غزه نه لبنان، جانم فدایِ ایران! هم الکی می‌گن. هم بیخود می‌گن. منتظـرِ امام زمان(عج) نگاهـش، انتظارش، دغدغه‌ش باید جهانی باشه…»


در معرکهٔ حق و باطل، کجا جایِ بی‌طرفیه…؟
که بی‌رخِ تو فروغ از چراغِ دیده ندیدم…
امشب پیش حضرت‌معصومه(س) بودیم. گفتم سالِ جدید زندگی‌مو که مصادف شده با فاطمیه؛ برم پیشِ نزدیک‌ترین مأمنی که ردخور نداره دعا کنارش … دسته‌هایِ عزاداری میومدن داخل حرم و اصلا یه حالِ عجیبی بود. پر از سر و صدا و مداحی و پرچم و عَلَم. یکی از هیئت‌ها تابوتِ نمادین حضرت زهرا(س) رو درست کرده بودن و روی دست می‌چرخوندن و مردم تویِ سر و صورت می‌زدن. از کنارِ ضریح که اومدم بیرون و این صحنه رو دیدم؛ قالب تُهی کردم یه لحظه! هیچ‌وقت چنین تصوری نداشتم که توی تشییع پیکر حضرت زهرا(س) حاضر باشم -حتی نمادین. سر می‌چرخوندم آدم‌ها رو نگاه می‌کردم؛ یه عده می‌زدن تو سرشون. یه عده به پهنایِ‌صورت اشک می‌ریختن. یه عده یه گوشه وایساده بودن نگاه می‌کردن. یه‌عده گوشی دستشون بود و فیلم می‌گرفتن. خدا از همه‌شون قبول کنه…منم تماشاچی بودم.

اما بدونِ نیت‌خوانیِ حتی یک‌نفر از آدم‌ها، همینو رفتم به اون‌موقع‌های مدینه. گفتم چی می‌شد اگه اون‌همه غربت نبود و تشییعِ پیکر دختر پیامبر هم همین‌قدر باشکوه می‌بود؟ چی می‌شد همهٔ ما آدم‌ها اون‌روزا هم بودیم‌؟ چی می‌شد بجایِ هیزُم؛ مردم می‌رفتن؟ چی می‌شد… همین‌جا بود که یکی کنارم گفت؛ «چندنفرمون اون‌موقع هم تماشاچی بودیم؟ چند‌نفرمون از دور ایستاده بودیم به تماشایِ غربت حضرت علی؟ چند‌نفرمون وقتی حضرت زهرا خونه به خونه برایِ جهاد تبیین می‌رفت؛ در خونه رو به روشون وا نمی‌کردیم؟ چند‌نفرمون گوشی به دست؛ از سلام‌های بی‌جوابِ علی فیلم نمی‌گرفتیم؟ چند‌نفرمون علی‌علی‌ می‌گفتیم اما اون‌روز، از ترسِ جان و مال و آبرو، ساکت می‌شدیم؟ مگه امام برای دیدنه؟ چند‌نفر امام‌شون رو دیدن و پشت کردن بهش؟ اصلا بگو چند‌نفرمون بعدِ اومدن امام‌زمان درِ خونه‌هامونو قفل می‌کنیم و پرده‌هارو می‌کشیم و گوشی‌هارو خاموش می‌کنیم و پتو می‌کشیم روی سرمون و ترسون و لرزون؛ بهشون نمی‌گیم حالا شما برو بجنگ! تموم که شد میایم پشتت نماز می‌خونیم؟ و موقعِ نماز اشباه‌الرجال نمی‌شیم…»


فرو ریختم. ترکیبِ اون هیاهو، تصورِ خودم تو اون معرکه؛ این حرف‌ها. و تضمینی که نیست…
برای آتیش‌سوزی توی کالیفرنیا و لس‌آنجلس و تپه‌های هالیوود و سوختنِ مک‌دونالد و ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت و تصاویر‌ مهارِ آتش با آب پر کردن داخلِ کیف‌دستیِ خانم‌ها، و دزدی و غارت از خانه‌ها که برای کنترلش به گاردِ‌ ‌ملی متوسل شده بودن، و با‌وجود «جهان اولی بودن»(!) دستور تخلیهٔ عمومی صادر کردن که خونه‌ها که هیچی؛ لااقل آدم‌ها نسوزن؛ فقط می‌نوشتید «pray for LA😔🙏🏻» و می‌گفتید کارِ طبیعت بوده و بالاخره اتفاقه دیگه! اما برای آتیش‌سوزی‌ تو ایران یادتون میفته زخم‌زبون‌ها و «کار خودشونه»ها و انگِ «جهان‌سومی‌های نفرین‌ شده» رو از کمد دربیارید و تو استوری‌هاتون ردیف کنید؟


برای منی که عاشق طبیعت و سرسبزی‌ام؛ سخته. با وجودِ این‌که همهٔ نیروهای آتش‌نشانی و هلال‌احمر و بسیج و ارتش و سپاه و … پایِ کارن و آتیش رو مهار کردن، بازم دلم می‌سوزه. اما اجازه بدید اینو نپذیریم که اسمِ این استاندارد دوگانهٔ شماها هم دل‌سوزیه. شمایی که هیچ اشاره‌ای به زحماتِ نیروهای کشور که خودشون هم برای اطفای حریق دچار سوختگی شده بودن نمی‌کنید؛ اما برای هرجایی جز ایران حتی شده با هوش‌مصنوعی سریعاً همدلی‌ها رو از جیبتون درمیارید و برای ایران حتی در زمانِ جنگ هم همدلی‌ها و مقصرشناسی‌هاتون غلافه؛ تازه اگه برای حمله به زیرساخت‌هایِ ملی کشور خوش‌حال نباشید! اجازه بدید این‌طور فکر کنیم که همش منتظرید اتفاقی در ایرانِ ما بیفته تا سریعاً دست به گوشی بشید و زخم‌زبون بزنید اما برای جاهای دیگه «بالاخره اتفاقه دیگه…» اجازه بدید بگیم کاسبانِ اتفاقاتِ ناگوارید!