#سقای_آب_و_ادب
#ویژه_محرم
#سقای_آب_و_ادب
وقتی بر اسب سوار میشوی،
ماه باید پیاده شود از استر آسمان...
ص ۱۱
#سید_مهدی_شجاعی
#انتشارات_نیستان
@booktalaeieh
#ویژه_محرم
#سقای_آب_و_ادب
وقتی بر اسب سوار میشوی،
ماه باید پیاده شود از استر آسمان...
ص ۱۱
#سید_مهدی_شجاعی
#انتشارات_نیستان
@booktalaeieh
#کتاب_های_عاشورایی_نیستان
💚از دیار حبیب، رمانی است کوتاه که گوشه هایی از زندگی حبیب بن مظاهر یار سالخورده ی حضرت سیدالشهدا(ع) را به تصویر می کشد؛ البته قسمت اعظم آن، به شهادت حبیب در کربلا اختصاص دارد و وصف عشق و شیدایی او به امام زمانش. داستان از زاویه دید دانای کل روایت می شود و به ده بخش تقسیم شده است. داستان از جایی آغاز می شود که حبیب بن مظاهر و میثم تمّار در ملاقاتی، مقابل چشم عده ای از مردم، هر یک از عاقبت کار آن دیگری و چگونگی شهادتش خبر می دهند و از هم جدا می شوند و …
بخشی از کتاب:
💚 جان در قفس تن حبیب، بی تابی می کند. حبیب، به حال خود نیست. انگار رخت پیری را کنده است، در چشمه ی عشق، وضوی ارادت گرفته است و یکباره جوان شده است. جوانی که خویش را به تمامی از یاد برده است و لجام دل به دست عشق سپرده است. هیچ کس حبیب را تا کنون به این حال ندیده است، گاهی آن می کشد، گاهی نگاهی به خیام حرم می اندازد، گاهی به افق چشم می دوزد، گاهی خود را در نگاه معشوق گم می کند، گاهی می گرید و گاهی می خندد.
#از_دیار_حبیب
#سید_مهدی_شجاعی
#کتاب_نیستان
#عاشورا #کربلای_معلی #کربلا #کتاب #کتاب_خوانی #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم
🌸مرکز پخش کتاب طلاییه خیابان محسنی جنب پل خیبر🌸
@booktalaeieh
💚از دیار حبیب، رمانی است کوتاه که گوشه هایی از زندگی حبیب بن مظاهر یار سالخورده ی حضرت سیدالشهدا(ع) را به تصویر می کشد؛ البته قسمت اعظم آن، به شهادت حبیب در کربلا اختصاص دارد و وصف عشق و شیدایی او به امام زمانش. داستان از زاویه دید دانای کل روایت می شود و به ده بخش تقسیم شده است. داستان از جایی آغاز می شود که حبیب بن مظاهر و میثم تمّار در ملاقاتی، مقابل چشم عده ای از مردم، هر یک از عاقبت کار آن دیگری و چگونگی شهادتش خبر می دهند و از هم جدا می شوند و …
بخشی از کتاب:
💚 جان در قفس تن حبیب، بی تابی می کند. حبیب، به حال خود نیست. انگار رخت پیری را کنده است، در چشمه ی عشق، وضوی ارادت گرفته است و یکباره جوان شده است. جوانی که خویش را به تمامی از یاد برده است و لجام دل به دست عشق سپرده است. هیچ کس حبیب را تا کنون به این حال ندیده است، گاهی آن می کشد، گاهی نگاهی به خیام حرم می اندازد، گاهی به افق چشم می دوزد، گاهی خود را در نگاه معشوق گم می کند، گاهی می گرید و گاهی می خندد.
#از_دیار_حبیب
#سید_مهدی_شجاعی
#کتاب_نیستان
#عاشورا #کربلای_معلی #کربلا #کتاب #کتاب_خوانی #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم
🌸مرکز پخش کتاب طلاییه خیابان محسنی جنب پل خیبر🌸
@booktalaeieh
#از_دیار_حبیب
#سید_مهدی_شجاعی
#کتاب_نیستان
#عاشورا #کربلای_معلی #کربلا #کتاب #کتاب_خوانی #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم
🌸مرکز پخش کتاب طلاییه خیابان محسنی جنب پل خیبر🌸
@booktalaeieh
#سید_مهدی_شجاعی
#کتاب_نیستان
#عاشورا #کربلای_معلی #کربلا #کتاب #کتاب_خوانی #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم
🌸مرکز پخش کتاب طلاییه خیابان محسنی جنب پل خیبر🌸
@booktalaeieh
کانال اطلاع رسانی و ارائه تصاویر و فیلم های هیات رزمندگان اسلام استان مرکزی
https://t.iss.one/joinchat/AAAAAESze8FsGDie7m9dfg
https://t.iss.one/joinchat/AAAAAESze8FsGDie7m9dfg
Telegram
razmandeganmkz
هیات رزمندگان استان مرکزی
🔵 یازدهمین دوره مسابقات کتابخوانی #روشنا با محوریت کتاب #احضاریه به همراه #جوایز_نقدی آغاز شد.
🔴 مرکز پخش استان مرکزی کتاب طلائیه
😍خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست 😍
@booktalaeieh
🔴 مرکز پخش استان مرکزی کتاب طلائیه
😍خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست 😍
@booktalaeieh
📚«بی حساب کتاب نذر کنیم»⚫
🔶رهبر معظم انقلاب:
«شما ببینید چقدر احسان می شود! چقدر به ایتام کمک می شود! چقدر پول و جنس و چیزهای دیگر داده می شود! آیا به همین نسبت، کتاب هم داده می شود؟! خیلی کم، خب این را ترویج کنید»
۱۳۷۴/۲/۱۸
#نذر -کتاب
#کتاب_طلائیه
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADwOun69HCYfE3iblA
🔶رهبر معظم انقلاب:
«شما ببینید چقدر احسان می شود! چقدر به ایتام کمک می شود! چقدر پول و جنس و چیزهای دیگر داده می شود! آیا به همین نسبت، کتاب هم داده می شود؟! خیلی کم، خب این را ترویج کنید»
۱۳۷۴/۲/۱۸
#نذر -کتاب
#کتاب_طلائیه
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADwOun69HCYfE3iblA
#کتاب_بخوانیم
#مقتل-آه
🌸خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست 🌸
#کتاب_طلائیه
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADwOun69HCYfE3iblA
#مقتل-آه
🌸خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست 🌸
#کتاب_طلائیه
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADwOun69HCYfE3iblA
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتاب «پدر، عشق و پسر» نوشته سید مهدی شجاعی... توسط سارا عرفانی در برنامه کتابخوان حسینی
@booktalaeieh
@booktalaeieh
📌📚 «پدر، عشق و پسر» نام اثری آیینی از سید مهدی شجاعی است.
راوی این اثر اسبیست بهنام عقاب. اسبی که پیامبر به علیِ خردسال داده است.
ماجرا از چشم اسب میگذرد. روایتگر صحنهبهصحنهی بخشهایی از زندگیِ حضرت علیاکبر. از کودکی تا جوانی و واقعهی عاشورا. گاه سراسر عشق و شورمندی است، گاه سخت و تلخ و جانکاه.
کتاب ده فصل است با نام ده مجلس و مخاطبِ راوی لیلی بنت ابیمّره، مادر گرامی حضرت علیاکبر (ع)، است.
حماسهها را گاه با نگاه دیگری باید خواند و فهمید.
#پدر_عشق_و_پسر
#کتاب_بخوانیم
🌸خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست 🌸
#کتاب_طلائیه
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADwOun69HCYfE3iblA
راوی این اثر اسبیست بهنام عقاب. اسبی که پیامبر به علیِ خردسال داده است.
ماجرا از چشم اسب میگذرد. روایتگر صحنهبهصحنهی بخشهایی از زندگیِ حضرت علیاکبر. از کودکی تا جوانی و واقعهی عاشورا. گاه سراسر عشق و شورمندی است، گاه سخت و تلخ و جانکاه.
کتاب ده فصل است با نام ده مجلس و مخاطبِ راوی لیلی بنت ابیمّره، مادر گرامی حضرت علیاکبر (ع)، است.
حماسهها را گاه با نگاه دیگری باید خواند و فهمید.
#پدر_عشق_و_پسر
#کتاب_بخوانیم
🌸خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست 🌸
#کتاب_طلائیه
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADwOun69HCYfE3iblA
🏴 نگران حسین مباش عباس من!
فرزند دلیر و دلبرم!
فرزند دلبند و دلاورم! پاره جگرم! روشنی دیده و دلم! بیا پسرم! برادرِ پسرم! حامی پسرم! غمگسار پسرم! خود پسرم! بیا عباس من! نگران حسین مباش! تا ساعتی دیگر او نیز به ما میپیوندد
#سقای_آب_و_ادب
فصل عباسِ فاطمه
@booktalaeieh
فرزند دلیر و دلبرم!
فرزند دلبند و دلاورم! پاره جگرم! روشنی دیده و دلم! بیا پسرم! برادرِ پسرم! حامی پسرم! غمگسار پسرم! خود پسرم! بیا عباس من! نگران حسین مباش! تا ساعتی دیگر او نیز به ما میپیوندد
#سقای_آب_و_ادب
فصل عباسِ فاطمه
@booktalaeieh
کتاب #کآشوب شامل بیست و سه روایت از نویسندههای مختلف با دیدگاههای متفاوت است که درباره نسبت خودشان و محرم نوشتهاند. روایتها به زبانی روشن و ساده نوشته شدهاند و هرکدام طعم و لحن اقلیم یا فکری را دارند که نویسنده در آن رشد یافته است. دغدغههای متفاوت هر کدام از نویسندگان، روایتشان را منحصر به فرد کرده و یکنواختی را از کتاب گرفته است
مرکز پخش
کتاب طلائیه خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست
#انتشارات_اطراف #محرم
@booktalaeieh
مرکز پخش
کتاب طلائیه خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست
#انتشارات_اطراف #محرم
@booktalaeieh
#معرفی_کتاب #محرم
#نامیرا
#روز_واقعه
#از_دیار_حبیب
#برادر_من_تویی
#پدر_عشق_پسر
#آفتاب_در_حجاب
#سقای_آب_و_ادب
و....
کتاب هایی هستند که در قالب #داستان واقعه #عاشورا را برای ما #روایت می کنند.
@booktalaeieh
#نامیرا
#روز_واقعه
#از_دیار_حبیب
#برادر_من_تویی
#پدر_عشق_پسر
#آفتاب_در_حجاب
#سقای_آب_و_ادب
و....
کتاب هایی هستند که در قالب #داستان واقعه #عاشورا را برای ما #روایت می کنند.
@booktalaeieh
کتاب #رستخیز بیشتر از آنکه روایت ارادتهای گرم و سنتی به محرم باشد، شرح جستجوی مردمانی است که به دنبال یافتن جواب پرسشان راهی این مجالس شده اند.
در این کتاب بیست و چهار نفر از اتفاقهایی نوشتهاند که نسبت آنها را با رخداد سال 61 هجری تغییر داده. افرادی با شغلها و گرایشهای فکری مختلف که به خاطر تفاوت محیط زندگیشان هرکدام از زاویهای به این ماجرا نگاه کردهاند.
مترجم، جهانگرد، شاعر، فیلمساز و همسر یک طلبه بخشی از نویسندگان این روایتها هستند که هر کدام جهانبینی متفاوتی از دیگری دارند. نویسندگان دعوت شده به این مجموعه تلاش کردهاند گزارشی صادقانه و عینی از رویدادهایی بدهند که در همین روزها اتفاق افتاده ولی هنوز در سایه واقعه سال 61 است.
رستخیز، کتاب دوم مجموعهی «#کآشوب» است؛ مجموعهای که بنا دارد اگر خدا بخواهد هر سال از منظری دیگر و آدمهایی دیگر به حال و هوای امروز ما و روضهها نگاه کند. سال گذشته کتاب اول این مجموعه منتشر شد که با استقبال خوب مخاطبان به چاپ هفتم رسید.
مرکز پخش:
◼کتاب طلائیه -خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست
#اطراف #نشر_اطراف #کتاب_خوب
@booktalaeieh
در این کتاب بیست و چهار نفر از اتفاقهایی نوشتهاند که نسبت آنها را با رخداد سال 61 هجری تغییر داده. افرادی با شغلها و گرایشهای فکری مختلف که به خاطر تفاوت محیط زندگیشان هرکدام از زاویهای به این ماجرا نگاه کردهاند.
مترجم، جهانگرد، شاعر، فیلمساز و همسر یک طلبه بخشی از نویسندگان این روایتها هستند که هر کدام جهانبینی متفاوتی از دیگری دارند. نویسندگان دعوت شده به این مجموعه تلاش کردهاند گزارشی صادقانه و عینی از رویدادهایی بدهند که در همین روزها اتفاق افتاده ولی هنوز در سایه واقعه سال 61 است.
رستخیز، کتاب دوم مجموعهی «#کآشوب» است؛ مجموعهای که بنا دارد اگر خدا بخواهد هر سال از منظری دیگر و آدمهایی دیگر به حال و هوای امروز ما و روضهها نگاه کند. سال گذشته کتاب اول این مجموعه منتشر شد که با استقبال خوب مخاطبان به چاپ هفتم رسید.
مرکز پخش:
◼کتاب طلائیه -خیابان محسنی جنب پل خیبر سمت راست
#اطراف #نشر_اطراف #کتاب_خوب
@booktalaeieh
🏴پسرت خوب می جنگد، #عبدالله. سرت را با غرور بالا بگیر. تیری بر پهلویش نشست، عبدالله...
✅ خطی از کتاب #احضاریه اثر #علی_مؤذنی.
@booktalaeieh
✅ خطی از کتاب #احضاریه اثر #علی_مؤذنی.
@booktalaeieh
🏴 #برگی از #احضاریه
✅ در صفحه ۲۰۰ کتاب میخوانیم:
🔆فریاد #محمد بلند شد: «محمد ابن عبدالله ابن جعفر طیار به خدا شکایت می برد از ستمگرانی که نشانه های قرآن را رها کرده اند و کفر و سرکشی را آشکار ساخته اند...)
#زینب رفت میان فاطمين ایستاد و نگاه کرد. دوره اش کرده بودند. محمد در آن دایره با سرعت می چرخید و به هرکه می توانست ضربه ای میزد: پسرت خوب می جنگد، #عبدالله . سرت را با غرور بالا بگیر. تیری بر پهلویش نشست، عبدالله.
فاطمه حسین آه کشید. #فاطمه حسن گفت: «خدایا!»
🔆محمد تیر را از میانه اش شکست، عبدالله . ضربه شمشير عامر ابن نهشل را رد کرد. تیر دوم به قلبش نشست، عبدالله . تیر سوم را به گلویش زدند، عبدالله. عامر ابن نهشل ضربه ای بر فرقش فرود آورد، عبدالله ...
فاطمه #حسین ناله ای از گلو برآورد و از کمرتا شد. زینب بازویش را گرفت. فاطمه #حسن بازوی زینب را گرفت که زینب سر او را هم در اغوش بگیرد عامر ابن نهشل شمشیرش را در کنار تیری که بر قلب محمد نشسته
عبدالله، شمشیر را بیرون کشید. محمد نشسته است،
- آرام و راحت. و زیبا. بسیار زیبا...
عامر شمشیرش را دوباره در شکم محمد فرو برد، عبدالله...
🏴 کتاب #احضاریه اثر #علی_مؤذنی را با تخفیف ویژه #روشنا تهیه کنید و برنده #جوایز_نقدی یازدهمین دوره مسابقات کتابخوانی روشنا باشید.
⚫️ مرکز پخش کتاب طلائیه خیابان محسنی سمت راست جنب پل خیبر
@booktalaeieh
✅ در صفحه ۲۰۰ کتاب میخوانیم:
🔆فریاد #محمد بلند شد: «محمد ابن عبدالله ابن جعفر طیار به خدا شکایت می برد از ستمگرانی که نشانه های قرآن را رها کرده اند و کفر و سرکشی را آشکار ساخته اند...)
#زینب رفت میان فاطمين ایستاد و نگاه کرد. دوره اش کرده بودند. محمد در آن دایره با سرعت می چرخید و به هرکه می توانست ضربه ای میزد: پسرت خوب می جنگد، #عبدالله . سرت را با غرور بالا بگیر. تیری بر پهلویش نشست، عبدالله.
فاطمه حسین آه کشید. #فاطمه حسن گفت: «خدایا!»
🔆محمد تیر را از میانه اش شکست، عبدالله . ضربه شمشير عامر ابن نهشل را رد کرد. تیر دوم به قلبش نشست، عبدالله . تیر سوم را به گلویش زدند، عبدالله. عامر ابن نهشل ضربه ای بر فرقش فرود آورد، عبدالله ...
فاطمه #حسین ناله ای از گلو برآورد و از کمرتا شد. زینب بازویش را گرفت. فاطمه #حسن بازوی زینب را گرفت که زینب سر او را هم در اغوش بگیرد عامر ابن نهشل شمشیرش را در کنار تیری که بر قلب محمد نشسته
عبدالله، شمشیر را بیرون کشید. محمد نشسته است،
- آرام و راحت. و زیبا. بسیار زیبا...
عامر شمشیرش را دوباره در شکم محمد فرو برد، عبدالله...
🏴 کتاب #احضاریه اثر #علی_مؤذنی را با تخفیف ویژه #روشنا تهیه کنید و برنده #جوایز_نقدی یازدهمین دوره مسابقات کتابخوانی روشنا باشید.
⚫️ مرکز پخش کتاب طلائیه خیابان محسنی سمت راست جنب پل خیبر
@booktalaeieh
حرمله های گروهک تروریستی الاحوازیه باردیگربا نشانه رفتن فرزندان مکتب حسین(علیه السلام)،ذات خودرانمایان کرده وبه جهانیان ثابت کردندایران بزرگترین خارچشم استکباروایادی تروریست آنهاست
@booktalaeieh
@booktalaeieh