BITPUL بیتپول
1.19K subscribers
790 photos
88 videos
29 files
341 links
کانال تخصصی تحلیل مارکت کریپتو کارنسی

گروه عمومی بیتپول👈 برای عضویت پیام دهید
ربات بیتپول👈 @bitpul_bot

ارتباط با من @amirabbasja
Download Telegram
پامپ بیت باعث شد 100$ میلیون دلار پوزیشن شورت تو 10 دقیقه لیکوئید بشه!
🔸@Bitpul
🛑تا اطلاع ثانوی از pancakeswap استفاده نکنید🛑

گویا هک شدن و با وصل کردن کیف پولتون به صرافی ممکنه کنترل هکر ها دارایی هاتون دست هکر ها بیافته
تولید ارزش (Value creation) در پروژه های بلاکچینی:

هر پروژه اصولا باید مشکلی رو حل بکنه و علاوه بر اون، این راه حلش باید جدید باشه. به این صورت هست که اون پروژه تولیدِ ارزش میکنه و چیزی به اکوسیستم کریپتو کارنسی اضافه میکنه. اگه غیر این باشه به سرعت توسط بازار ترد میشه و کارش تموم میشه. (مثل yfiii و yfi gold و ...)

حالا این "تولید ارزش" چطوری نمود پیدا میکنه؟ با بالا رفتن قیمت توکن های اون ارز یا اگه بهتر بخوام بگم، با بالا رفتن مارکت کپش (ارزش بازار) .

در پست بعدی، با مقدمه ای که در بالا گفتیم، نکته مهمی رو در ارزش گذاری پروژه ها خواهیم گفت.

#آموزشی
🔸@Bitpul
پروژه های بدون توکن (Tokenless projects)

در ابتدای کار، هر پروژه تو یه دو راهی قرار میگیره:

۱- شروع پروژه بر مبنای الگوی های تولید ارزش:

همونطور که قبلا گفتیم، تولید ارزش تو کریپتو با بالا رفتن ارزش بازار (مارکت کپ) اون ارز نمود پیدا میکنه.

اکثر تیم ها هنگام لانچ پروژه، توکن خودشون رو با لانچ پروژه بیرون میدن (با ICO، IEO, یا IDO). اعضای تیم با این کار میتونن هزینه های لازم برای توسعه و پیش بردن کار رو تامین کنن، کاربر ها رو در آینده پروژه سهیم کنند و مهم تر از همه، میتونن با این کار یه گاز کوچولو از سیبِ ثروت بزنند.

البته باید اینو هم گفت که تقریبا ۹۸٪ پروژه های جدید همین کار رو میکنن و این کار لزوما چیز بدی نیست.

۲- شروع پروژه به محوریت تولید محصول نهایی:

اما بعضی پروژه ها اولیوت شون رو تولید محصول نهایی میازرن، و بعد از تموم شدن محصول نهایی و انجام‌دادن تست هاو آزمایش های لازم و گرفتن بازخورد مناسب از بازار، پروسه "تولید ارزش" برای پروژه رو شروع میکنن.

هر پروژه ای نمیتونه این کار رو بکنه، چون لازمه اش این هست که توسط سرمایه گذاران خصوصی تامین مالی شده باشن، تیم منسجم و حرفه ای داشته باشن و مهم تر از همه، اعضای پروژه به آینده اون پروژه اعتقاد داشته باشن.

ما به این پروژه ها، پروژه بدون توکن یا Tokenless میگیم و اگه پروژه ای از این دسته باشه شانس بالایی برای موفقیت داره و میشه نتیجه گرفت که این پروژه اومده که یه کاری بکنه و یه مشکلی رو حل بکنه، نه این که صرفا جیب های خودشون رو پر کنن و بعد یکی دو سال جمع کنن و برن.

از این پروژه ها میشه به Compound با کپ 2$ میلیارد دلاری و Uniswap با کپ 15$ میلیارد دلاری اشاره کرد.

از یکی از بهترین پروژه های Tokenless، پلتفورم Opensea هستش. این پلتفورم یکی از بزرگ ترین بازارچه ها برای انجام معاملات آثار دیجیتال NFT هست.


به نظر شما الان چه پروژه های بدون توکنی تو بازار هستن که میتونن در آینده ارزش بالایی داشته باشن؟ تو گروه مطرح کنید تا همه باهاشون آشنا بشن

🔸@Bitpul
BITPUL بیتپول
پروژه Litentry : وقتی که یه پروژه رو از لحاظ فاند بررسی میکنیم، باید اول ببینیم چه مشکلی رو حل میکنه در کنار اون باید از اولین پروژه هایی باشه که داره این مشکل رو حل میکنه اگه پروژه ای این دوتا ویژگی رو داشته باشه، شانس زنده موندن و پیشرفتش خیلی بالا میره…
در عکس بالا فعالت ترین پروژه ها روی زنجیره Polkadot رو میبینیم.

پروژه Litentry در رتبه 4 از نظر فعال ترین توسعه دهنده ها هست. اگه شرایط بازار اوکی باشه میتونه تا 1 سال به کپ میلیارد دلاری برسه.

منبع: کوین 98

🔸@Bitpul
BITPUL بیتپول
در عکس بالا فعالت ترین پروژه ها روی زنجیره Polkadot رو میبینیم. پروژه Litentry در رتبه 4 از نظر فعال ترین توسعه دهنده ها هست. اگه شرایط بازار اوکی باشه میتونه تا 1 سال به کپ میلیارد دلاری برسه. منبع: کوین 98 🔸@Bitpul
01. #LIT /USDT
از نقطه معرفی، تقریبا 50% بالا زده.
رو قیمتای ارزون تر فرصت خرید خواهد داد. تیمش فعلا دارن رو تست نت کار میکنن و بسیار فعال هستن. باید ببینیم آینده این پروژه خلاق چطوری میشه.

🔸@Bitpul
BITPUL بیتپول
پروژه های بدون توکن (Tokenless projects) در ابتدای کار، هر پروژه تو یه دو راهی قرار میگیره: ۱- شروع پروژه بر مبنای الگوی های تولید ارزش: همونطور که قبلا گفتیم، تولید ارزش تو کریپتو با بالا رفتن ارزش بازار (مارکت کپ) اون ارز نمود پیدا میکنه. اکثر تیم…
یادتونه چند روز قبل گفتم یکی از پلتفورم های بدون توکن عالی در بازار OpenSea هست؟

امروز دوره اول فاندینگ این پروژه انجام شد که در نتیجه 23$ میلیون دلار روی ایم پروژه سرمایه گذاری شد.

اکثر IDO های پولکااستارتر با سرمایه ای کمتر از 1$ میلیون دلار کارشون رو شروع میکنن، اوپن سی فقط تو دوره اول فاندینگش 23$ میلیون دلار پول جمع کرده😂

تفاوت پروژه خوب با یه پروژه دوزاری اینجا معلوم میشه. اگه در آینده ico ای هم انجام داد میتونه ارزش مند باشه (به دید ۳~۴ ساله)

🔸@Bitpul
اینجا، من فقط پروژه های خوب که بنظرم میتونن سرعت بیشتری از بازار داشته باشن رو معرفی میکنم.

پروژه هایی که معرفی میکنم سیگنال نیستن، پیشنهاد هم نیستن، صرفا میخوام بدونید که همچین چیزی وجود داره.

پاسخ این که بخرید یا نخرید، و اگه میخرید کجا بخرید، تا کجا نگهش دارید، سرمایه تون رو چطوری مدیریت کنید و ... برای هر فرد متفاوته و این تصمیمات رو باید خودتون برای خودتون بگیرید.

🔸@Bitpul
اندیکاتور دیگری که در تشخیص سقف بیتکوین کاربرد دارد، شاخص MVRM هست. در بالا نمودار لگاریتمی بیتکوین (زرد) و شاخص MVRV (قهوه ای) رو مشاهده میکنید.

میبینید که این شاخص دقت بالایی در تشخیص سقف یا کف بیتکوین دارد. زمانی که این شاخص به محدوده 4.5 تا 6 برسه، کار به جاهای باریک میرسه.

میتونید چارت رو از اینجا مشاهده کنید.

#آموزشی #اندیکاتور

🔸@Bitpul
Bitcoin MVRV Ratio.jpg
90.2 KB
نمودار Bitcoin MVRV Ratio با کیفیت بالا
🔸@Bitpul
Good buy ➝ Good buy ➝ Good buy ➝ Good bye! 👋

🔸@Bitpul
No Bahar
Vigen, Morteza, Laila Forouhar, Sattar Andy, Korous, Aref, Fataneh…
سلام عزیزان، نوروزتان پیروز 🥳
بهترین هارو براتون آرزومندم، امیدوارم سال پر سودی داشته باشید🌿🌷
🔸@Bitpul
#خارج از کریپتو

وقتی آیزاک نیوتون دار و ندارش را در بورس باخت :

دست برداشتن از سودهای کلان کار آسانی نیست. همه می‌دانند که وقتی بازار سهام با سرعتی بی‌محابا بالا می‌رود، ممکن است همه‌چیز ناگهان فروبپاشد، اما بااین‌حال، خیلی‌ها ترجیح می‌دهند همچنان بختشان را محک بزنند. نمونه‌ای بسیار شاخص، آیزاک نیوتون، بزرگترین ریاضی‌دان عصر خودش و مظهر عقلانیت و هوش بود که علی‌رغم هشدارها، تمام ثروتش را پای سودای سود بیشتر در بازار سهام به باد داد. طرفه آنکه این اتفاق سیصد سال است که بارها رخ داده و همچنان سرمایه‌گذاران را قربانی خود می‌کند.

در ادامه، مقاله کامل این مطلب آورده شده. لازم به ذکر است که تالیف و تدوین این متن توسط مجمله اینترنتی "ترجمان" صورت گرفته است.

در اینجا میتونید مقاله کامل رو از وبسایت بخونید
🔸@Bitpul
وقتی آیزاک نیوتون دار و ندارش را در بورس باخت - قسمت اول :

توماس لوِنسون، آتلانتیک — اوایل آگوست ۱۷۲۰، آیزاک نیوتن در دوراهی سختی مانده بود. در سالی که بازار بورس لندن رشدی کاملاً بی‌سابقه داشت، نیوتن دودل بود که تمام سرمایه‌گذاری‌های ایمن خودش را بفروشد تا در شرکت دریای جنوب سهام بخرد یا نه؟ ارزش سهام آن شرکت (که از بزرگ‌ترین شرکت‌های خصوصی تاریخ بود) از ژانویۀ آن سال هشت‌برابر رشد کرده و هزاران نفر را روی کاغذ ثروتمند کرده بود.

نیوتن ثروت زیادی داشت، اما معمولاً در سرمایه‌گذاری محتاط بود. در ماه‌های نخست سال، بخش زیادی از پولش در انواع اوراق قرضۀ دولتی خوابانده شده بود، سرمایه‌گذاری‌هایی مطمئن و قابل‌پیش‌بینی که درآمدی ثابت و تدریجی برای فرد به ارمغان می‌آورد. البته نیوتن در بازار بورس هم چند سهم از شرکت‌های بزرگ‌تری از جمله دریای جنوب داشت، اما هیچ‌وقت در تجارت عجول و هیجان‌زده نبود.

اما این نگرش در آن چند ماه تغییر کرده بود؛ نیوتن در بازار روبه‌رشد به خرید و فروش مشغول بود و گویا این امید را در سر می‌پروراند که ثروت نسبتاً زیادش را به ثروتی کلان تبدیل کند. پیش از ماه آگوست اکثر اوراق قرضه‌اش را آزاد کرد و آن‌ها را به همراه دارایی‌های دیگرش به سهام دریای جنوب تبدیل کرد. حالا به سرش زده بود بقیۀ اوراق قرضه‌اش را هم بفروشد تا باز هم سهام بیشتری بخرد.

واقعاً هم تقریباً تمامشان را فروخت که تصمیمی فاجعه‌بار از آب درآمد. طی سه هفته، بازار چرخید و تا پیش از کریسمس سقوطی تمام‌عیار را پشت سر گذاشت. زیان مالی نیوتن به پول قرن بیست‌ویکم به میلیون‌ها دلار می‌رسید.

همۀ سرمایه‌گذاران ممکن است اشتباه کنند، اما نیوتن بازنده‌ای معمولی نبود. او بزرگ‌ترین ریاضی‌دان روزگارش بود، کسی که عمیقاً به تغییر در گذر زمان، خطر و محاسباتی که تجربه را به عدد درمی‌آورد می‌اندیشید.

این نیوتن دوم (نه آن نابغۀ استثنایی، بلکه آن بازیکنی که در بازی بورس شکست خورد) امروزه پیروان بی‌شماری دارد. نظام مالی جهانی امروز نیز مثل سیصد سال پیش در هم می‌شکند. حباب دات‌کام که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ سقوط کرد و حباب مسکن در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ بخشی از الگویی تکرارشونده هستند که پس از رشد ناگهانی، دچار سقوط شده و افراد، نهادها و ملت‌های بی‌شماری را ورشکسته می‌کند. خطاهای نیوتن مسئله‌ای مهم‌اند، چون هنوز هم همان اشتباهات را تکرار می‌کنیم.

لازم به ذکر است که تالیف و تدوین این متن توسط مجمله اینترنتی "ترجمان" صورت گرفته است.

در اینجا میتونید مقاله کامل رو از وبسایت بخونید
🔸@Bitpul
وقتی آیزاک نیوتون دار و ندارش را در بورس باخت - قسمت دوم :

چندین ماه است که بیماری کشنده و همه‌گیری دنیا را درنوردیده و میلیون‌ها آمریکایی را از کار بیکار کرده است. این بحران جدید، حالا، بحرانی که منجر به رکود بزرگ اقتصادی شد را به خاطره‌ای دور تبدیل کرده است. فراموشی یکی از دلایلی است که باعث می‌شود حباب‌ها دوباره و دوباره شکل بگیرند. دهه‌ها پیش، از همان لحظه‌ای که کنگره محدودیت‌های جدیدی روی کسب‌وکارهای پرخطر اعمال کرد، صنعت خدمات مالی ترفندهای جدیدی را برای دورزدن این محدودیت‌ها در پیش گرفت. اما با نگاهی به تجربیات گذشته، دلیل چندانی نمی‌یابیم که به خرد و عقلانیت کارشناسان مالی و سرمایه‌گذاران اعتماد کنیم. مردمانِ هم‌دورۀ نیوتن او را باهوش‌ترین آدم روزگار می‌دانستند. وقتی او اشتباه می‌کند و نیمی از ثروتش را بی‌محابا به خطر می‌اندازد، پس این کار ممکن است از هرکسی سر بزند. اندرو آدلایزکو، ریاضی‌دان لهستانی-آمریکایی، سال گذشته پژوهشی دربارۀ فعالیت‌های اقتصادی نیوتن در دوران حباب شرکت دریای جنوب منتشر کرد که به‌جز اشتباهات دور و دراز این متفکر بزرگ، الگویی از بلاهت مکرر انسانی را نیز نشان می‌دهد. وقتی بازارهای مالی با رشد پیوستۀ ارزش‌ها آدم‌ها را به وسوسه می‌اندازند، حتی باهوش‌ترین‌ها هم یارای مقاومت ندارند.

رویدادهای ۱۷۲۰ آزمایش اولیه‌ای در حوزۀ مهندسی مالی بود که به‌شکل بسیار بدی به قهقرا رفت. شرکت دریای جنوب، که محور این رشد ناگهانی و سپس سقوط بازار بود، ظاهراً شرکتی تجاری بود که در بریتانیا حقوق انحصاری دادوستد کالا و برده‌های صادراتی به مستعمرات اسپانیا در آمریکای لاتین را در دست داشت. در این جایگاه بیش از ۳۰هزار بردۀ ربوده‌شده از آفریقا را به آن‌سوی اقیانوس اطلس فرستاد. اما این شرکت نقش دیگری نیز داشت و شبه‌بانکی بود که دولت بریتانیا برای مدیریت بدهی‌هایش به آن رجوع می‌کرد.

شرکت دریای جنوب در طول مدت حدود یک دهه کسب‌وکاری ثابت و بی‌فرازونشیب داشت و در نقش شرکت تسویۀ وجوه برای بعضی از انواع اوراق قرضه و اوراق بهادار عمل می‌کرد. پرداخت سود از خزانه انجام می‌شد و سود سهام به سهام‌داران برمی‌گشت. در این بین، چند سفر تجاری نه‌چندان سودآور هم انجام می‌شد تا توجهی به سوی پشت‌صحنۀ سازمان جلب نشود. نیوتن یکی از آن سهام‌داران اولیه بود و تصمیماتش در نامه‌های خودش و دیگران و البته سیاهۀ املاکش ثبت شده است. او سهامی با ارزش ۱۰۰ پوند برای هر سهم خرید و تا پایان ۱۷۱۹ ثروتی بالغ بر ۱۳ هزار پوند جمع کرد که به پول امروزیِ بریتانیا حدود ۲ میلیون پوند ارزش دارد.

سپس در ژانویۀ ۱۷۲۰ مدیران شرکت دریای جنوب جاه‌طلبی بیشتری به خرج داده و طرحی مالی پیشنهاد دادند که قرار بود تمام بدهی‌های مالی بریتانیا را دگرگون کند. هرکس اوراق قرضه، سال‌واره یا هرنوع اوراق بهادار رسمی داشت، می‌توانست اوراقش را با سهام شرکت معاوضه کند. چیزی که این پیشنهاد را وسوسه‌برانگیز می‌کرد این بود که مردم می‌توانستند به‌جای سود جزئی و ثابت، به سودهای کلانی از بازار سهام دست پیدا کنند. در عوض، قرار بود شرکتْ نرخی را که خزانه باید در ازای بدهی‌هایش می‌پرداخت کاهش دهد. برای کارایی این طرح کافی بود ارزش سهام این شرکت افزایش بیابد و آن‌قدری بالا بماند که طلبکاران دولت سراغش بروند. مجلس و کابینۀ حاکم رشوۀ زیادی گرفتند و در فوریه این طرح را پذیرفتند. در ماه آوریل همه‌چیز به مرحلۀ اجرایی درآمد و خیلی هم با موفقیت روبه‌رو شد. سرمایه‌گذاران و قماربازان مثل مور و ملخ به کوچۀ صرافی‌های لندن ریختند و، در اولین روزی که سهام به فروش گذاشته شد، با پیشنهاداتشان ارزش سهام را تا ۳۱۵ پوند بالا بردند، یعنی افزایشی ۸ درصدی در همان روز نخست و دوبرابری نسبت به ژانویه.

این رشد ناگهانی ثروتی ظاهراً نامحدود فراهم می‌کرد. نویسندگان آن دوران این جنون را در نوشته‌هایشان ثبت کرده‌اند. در اوایل ماه می، از دنیل دفوی نویسنده می‌خوانیم که به‌خاطر سروصدا و هیاهو، روز یکشنبه صدای موعظۀ کلیسا را نمی‌شنید. «در ایوان بودم که صدای بلند فریادی شنیدم ... اوضاع سهام چطور است؟ دیگری گفت رشد که چه عرض کنم، پرواز می‌کند».

آیزاک نیوتن در ابتدا در برابر این وسوسه ایستادگی کرد و به همان سهامی که از قبل در شرکت دریای جنوب داشت اکتفا نمود، اما هیچ‌یک از اوراق بهادار دولتی‌اش را، که ارزشی بالغ بر ۱۹ هزار پوند داشتند، با سهام شرکت معاوضه نکرد.

لازم به ذکر است که تالیف و تدوین این متن توسط مجمله اینترنتی "ترجمان" صورت گرفته است.

در اینجا میتونید مقاله کامل رو از وبسایت بخونید

🔸@Bitpul
وقتی آیزاک نیوتون دار و ندارش را در بورس باخت - قسمت سوم :

سپس در پایان ماه آوریل، او هم مثل بعضی سرمایه‌گذاران محتاط دیگر بدین نتیجه رسید که شرکت دریای جنوب به او ثروتی کافی رسانده است. آدلایزکو اخیراً مروری جامع از دادوستد‌های نیوتن در بازار سهام در سال حباب منتشر کرد که نشان می‌دهد طی چند هفته، نیوتن تمام سهامش در شرکت دریای جنوب را با قیمت‌هایی که بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ پوند بود فروخت و نقد کرد. کارش که تمام شد، سودی به دست آورد که آدلایزکو آن را بالغ بر ۲۰ هزار پوند برآورد می‌کند، یعنی برابر با حقوق ۲۰۰ سال در شغل سابقش که تدریس در دانشگاه کمبریج بود.

در آن روزهایی که نیوتن سهام خود را می‌فروخت، سهام شرکت دریای جنوب از ۳۵۰ پوند به ۵۹۵ پوند رسید. در تاریخ ۱ ژوئن، رشد ارزش سهام شرکت از این هم بیشتر شد. کارگزاران رقم ۷۲۰ پوند را برای سهام گزارش دادند که پنج روز بعد به ۷۷۰ پوند رسید. در اواسط ژوئن، نیوتن دیگر نمی‌توانست تحمل کند که با فروش زودهنگام سهامش، چه پولی را «از دست داده» است و چنین بود که دوباره شروع به خرید سهام کرد. تا اواسط آگوست، ۷۰۰ الی ۱۰۰۰ پوند بابت هر سهم می‌پرداخت، یعنی بیش از دو برابر مبلغی که بهار همان سال بابت فروش سهامش دریافت کرده بود. تمام آن سودِ پیشین و بخش زیادی از مابقی ثروتش حالا بستگی به عملکرد سهام دریای جنوب در بازار داشت.

در طول تابستان، دادوستد سهام دامنۀ نسبتاً کمی داشت و از ۸۰۰ پوند به حدود ۹۰۰ پوند رسید. اما وقتی سرمایه‌گذاران اعتمادشان را از دست دادند، همه‌چیز سرعت گرفت. در ۳۱ آگوست، سهام دریای جنوب ۸۱۰ پوند بود. یک هفته بعد این رقم به ۷۰۰ پوند و در ۱۴ سپتامبر به ۵۷۰ پوند رسید. سقوط از آنجا به بعد شتاب گرفت. سهام شرکت در ۱ اکتبر ۲۹۰ پوند ارزش داشت (یعنی تمام سود سهام از ابتدای این طرح از بین رفت) و تا اوایل نوامبر به کمتر از ۲۰۰ پوند نزول یافت.

زیان مالی نیوتن فاجعه‌بار بود، حدود ۲۰ هزار پوند که به پول امروز حدود ۴ میلیون دلار است و طبق حساب آدلایزکو، شاید حتی بیشتر هم باشد.

نیوتن این پیامد را هم فاجعه‌بار و هم مبهم می‌دانست. چطور ممکن بود چنین اندیشمندی بدین شکل شکست بخورد، درحالی‌که برخی دیگر، که به اندازۀ او باهوش نبودند، خطر بزرگ بازار را در دوران اوجش تشخیص داده بودند؟ مثلاً یکی از اعضای مجلس به نام آرچیبالد هاچسن از همان ماه مارس جمع‌وتفریقی انجام داده بود تا نشان دهد که سهام دریای جنوب حتی در همان مراحل اولیۀ حباب هم قیمتی خطرناک و بسیار بیش از حد معقول دارد. محاسباتی زیرکانه بود، اما برای نیوتن خیلی چیز ساده و پیش‌پاافتاده‌ای به نظر رسید، چون مبتنی بر مفاهیمی بود که نیوتن چند دهه پیش یاد گرفته بود. با توجه به این سادگی و اینکه هاچسن آن را منتشر کرده بود تا همه ببینند، چرا به فکر نیوتون نرسید که ثروتش را نجات دهد؟

او برای خطایش توضیح ساده‌ای داشت. در آن لحظۀ سرنوشت‌ساز عقلش پریده بود. یا در اصل، عقل اطرافیانش پریده بود. خواهرزاده‌اش از او نقل می‌کند: «من می‌توانم حرکت اجرام آسمانی را اندازه‌گیری کنم، اما جنون مردم را نه».

البته که این بهانه‌ای بیش نبود. وقتی دنیا عقل‌ستیز باشد، تقصیرات از گردن او ساقط می‌شود. اما حالا که سه قرن گذشته، آن توضیحات نمی‌تواند دلیلی بر توالی خاص تصمیمات نیوتن در بهار حباب باشد، چون هرکدام از تصمیماتش در زمان خود معقول به نظر می‌رسد.

دلیل حرکت اولش، یعنی تصمیم به فروش در ماه آوریل، کاملاً واضح است: به این نتیجه رسیده بود که به ثروت کافی رسیده و می‌خواست این سود را نقد کند. چند هفته بعد که به بازار برگشت هم با داستانی به‌همین‌اندازه منسجم قابل‌توجیه است. همین تصمیم اساسی قبلاً برای صدها و چه‌بسا هزاران نفر کارساز شده بود، افرادی که بیش از یک بار به بازار سهام ورود و خروج کرده بودند. ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است. پس چرا برای نیوتن چنین نباشد؟

و واقعاً هم برایش چنین شد، تا اینکه ورق برگشت. آنچه تا سال‌ها نیوتن را آزار داد و امروزه هنوز هم عجیب به نظر می‌رسد این است که توانایی‌اش در تحلیل بدون تعصب و غرض به دردش نخورد، آن هم درست در دورانی که بیش از همیشه به آن نیاز داشت. نیوتن کسی بود که لگاریتم‌ها را تا ۵۰ رقم اعشار محاسبه می‌کرد. اما در تب زمانه، نتوانسته بود جمع‌وتفریق ساده‌ای انجام دهد.

لازم به ذکر است که تالیف و تدوین این متن توسط مجمله اینترنتی "ترجمان" صورت گرفته است.

در اینجا میتونید مقاله کامل رو از وبسایت بخونید

🔸@Bitpul
وقتی آیزاک نیوتون دار و ندارش را در بورس باخت - قسمت چهارم :

این ضعف فردی نیوتن به یکی از ویژگی‌های عمومی پول‌پرستان اشاره می‌کند. به بیان اَن مک‌کنتس، مورخ اقتصاد، بحران‌های بازار پدیده‌هایی اجتماعی‌اند: عواطفی که انسان‌ها احساس می‌کنند و به یکدیگر انتقال می‌دهند منجر به بروز تصمیماتی می‌شوند که ما در ذهن خود آن‌ها را عینی و «عقلانی» جلوه می‌دهیم. این موضوع ۳۰۰ سال پیش در اولین فاجعۀ مالی چشمگیر در دنیای مدرن صحت داشت و امروزه نیز صحت دارد. پرسش اینجاست که آیا می‌توان کاری انجام داد تا به‌جز فاکتور فکر (که بی‌شک همۀ ما از این لحاظ از آیزاک نیوتن ضعیف‌تریم)، چارۀ دیگری اندیشیده شود؟ و اگر بتوان چنین کرد، آیا عملی‌اش خواهیم کرد؟

از سال ۱۷۲۱، رهبران جدید مجلس بریتانیا شروع به اجرای تمهیداتی کردند تا جلوی تکرار فاجعۀ سال پیش را بگیرند. در فجایع اقتصادی بعدی همچون رکود بزرگ نیز واکنش معمول همین بود. الگوی دیگری که همیشه تکرار شده این است که، با رنگ‌باختن خاطرۀ سقوط پیشین، می‌گذاریم آن مقررات جدید اثر خود را از دست بدهند. از سال ۲۰۱۷ به این سو، دولت ترامپ به شکلی نظام‌مند حتی جزئی‌ترین تمهیدات صورت‌گرفته پس از رکود پیشین را نیز از میان برده است. چنین تغییراتی اگر پابرجا بمانند، هنگام بروز فاجعۀ مالی بعدی، آسیب بیشتری را به جا خواهند گذاشت.

حالا پس از گذشت سه قرن از زمانی که آیزاک نیوتن دار و ندارش را از دست داد، آخرین پیامش برای ما می‌تواند چنین باشد: شاید بتوان او و همتایانش را به‌خاطر شکست در آن فاجعه بخشود، چرا که آن موقع اولین بار بود که رخ می‌داد، اما ما چنین عذر و بهانه‌ای نداریم.

لازم به ذکر است که تالیف و تدوین این متن توسط مجمله اینترنتی "ترجمان" صورت گرفته است.

در اینجا میتونید مقاله کامل رو از وبسایت بخونید

🔸@Bitpul
توییت جدید CZ: "کپ اتر فقط ۵ برابر BNB هست."

بالا رفتن پروژه هایی که روی Bsc هستن میتونه باعث استفاده هرچه بیشتر BNB روی Bsc بشه. و نتیجتا BNB کاربرد هرچه بیشتری پیدا کنه و کپ اش بالا بره.

ظاهرا برنامه جدید CZ برا BNB ، گرفتن جایگاه دوم مارکته.💩

🔸@Bitpul
بیشتر از 7% از کل موجودی در گردش بیتکوین،در این حوالی قیمتی دست به دست شده.

🔸@Bitpul