دیروز این متن رو یک بار منتشر کردم ولی، نیاز به کامل شدن داشت...
تجربه جنگ برای من مشاهدات جدیدی داشت، زاویه دیدم رو نسبت به زندگی عوض کرد.
اولین چیزی که عوض شد، نگاهم به مرگ بود. چند سال پیش که تصادف بدی داشتم، فکر مرگ همیشه همراهم شد ولی بعد از گذشت روزها و سالها از اون اتفاق، وقتی جلوی چشمم انفجار و دود میدیدم تازه متوجه میشدم جنگ یک دیدگاه تدریجی از مرگ به شما میده که خیلی با تجارب ناگهانی فرق داره. تجربه مرگ دستهجمعی خیلی عجیبتره. یک خوف و رجای دنیوی در انتظار مرگه، مگر دیدگاه شهدا رو داشته باشی.
بعد از اولین تجربهم نزدیک به مرگ، باز هم یک سری امور دنیوی برام ارزش داشتن و صرفاً این جنگ بود که اهمیت اون امور رو هم از ذهنم بیرون کرد، این رو وقتی فهمیدم که با کم شدن تنشها و برگشت خیلیا به زندگی عادیشون، من برنگشتم سر اون کارها. من مخدرهای زندگیم رو شناختم، این که چه موقعی من با خودم روراست نبودم و کاری که داشتم انجام میدادم داشت تو این دنیای فانی من رو تخدیر میکرد تا به هدف واقعیم فکر نکنم.
شاید هیچ موقعی جز در موقع جنگ نمیتونستم بفهمم چه اهدافی رو تو ذهنم در راه خدا پروروندم ولی در واقع آرزوهای دور و دراز من بودن!
یکی دیگه از دست آوردها همین بود که آرزوهای دور و درازم از بین رفت و صرفاً یک سری اهداف واقعبینانه باقی موند.
الان که مقداری از التهابم کم شده، باید بشینم و فکر کنم ببینم برای منِ الان چه چیزهایی واقعاً مهمه؟
شاید اونها تعیین کننده عیار من هستن.
دومین چیز، غلغلک اعماق وجودم بود. اینکه آیا من واقعاً غصهخور مظلومین غزهام یا از اینکه شکل اونها بشم میترسم؟
آیا جز شهید سنوار، مردم غزه رو هم به چشم مظلومِ مقتدر میبینم یا از دیدگاه بالا به پایین؟
آیا در اعماق وجودم به صرف اسم شیعه و ایرانی کنار شناسنامهم داشتن، خودم رو لایق بلا نمیدونم؟
مورد بعدی که خیلی بهش فکر کردم، صلح تحمیلی بر امام حسن علیه السلام بود. نه اینکه بخوام موقعیت رو تعمیم بدم؛ نه. توی ذهنم این بود که آیا من از اینکه یک طرف جنگ هستم و معنای پیروز بهم اطلاق نمیشه ناراحتم (چون غرورم خدشهدار شده) یا نه؛ غصهخور جبههی حقم؟ چون اگر خدایی ناکرده مورد اول باشه، در زمان امام حسن علیه السلام تو دستهی خوبی قرار نمیگیرم.
چهارمین چیز اینه که منی که همیشه خواننده روایت رنج و سختی شیعیان بودم، میخوام فقط خواننده باشم یا لایقشم که در جایگاه تحمل قرار بگیرم؟
پنجمین موضوع خیلی برام مهمتره، اینه که ما جامعهای که در نظر خودمون مذهبی هستیم، چقدر به امام زمانمون فکر کردیم؟ ما میدونیم که سیر اتفاقات پیش رو، ملغمهای از قضا، قدر، پاداش و عقوبته؛ ولی ما چقدر به این فکر کردیم که گزارهی لایزال، صاحب داشتن ماست؟
ششمین موضوع، من که انتظار دارم، چه کاری میتونستم برای جبههی حق بکنم و نکردم؟چرا؟
هفتمین موضوع اینه که چرا من انتظار دارم وقتی از دیدگاه خودم برای جبههی حق و خدا هزینه میدم، سود و سوبسید بهم برگرده وگرنه فکرم اینه که اسکل نظامم؟ مگر موضوعیت در ذهن من این نظامه؟ نباید موضوع حق باشه؟
اگر به این موضوعات فکر کنم و به جواب برسم، شاید اون وقت بتونم فکر کنم خشم الانم برای غرور شکسته و تصورات پایمال شدمه یا نه، خشم و نگرانی برای حق و حقیقت؟
به نظرم سختترین چیزی که الان باهاش مواجهم، همون جهاد اکبره.
تجربه جنگ برای من مشاهدات جدیدی داشت، زاویه دیدم رو نسبت به زندگی عوض کرد.
اولین چیزی که عوض شد، نگاهم به مرگ بود. چند سال پیش که تصادف بدی داشتم، فکر مرگ همیشه همراهم شد ولی بعد از گذشت روزها و سالها از اون اتفاق، وقتی جلوی چشمم انفجار و دود میدیدم تازه متوجه میشدم جنگ یک دیدگاه تدریجی از مرگ به شما میده که خیلی با تجارب ناگهانی فرق داره. تجربه مرگ دستهجمعی خیلی عجیبتره. یک خوف و رجای دنیوی در انتظار مرگه، مگر دیدگاه شهدا رو داشته باشی.
بعد از اولین تجربهم نزدیک به مرگ، باز هم یک سری امور دنیوی برام ارزش داشتن و صرفاً این جنگ بود که اهمیت اون امور رو هم از ذهنم بیرون کرد، این رو وقتی فهمیدم که با کم شدن تنشها و برگشت خیلیا به زندگی عادیشون، من برنگشتم سر اون کارها. من مخدرهای زندگیم رو شناختم، این که چه موقعی من با خودم روراست نبودم و کاری که داشتم انجام میدادم داشت تو این دنیای فانی من رو تخدیر میکرد تا به هدف واقعیم فکر نکنم.
شاید هیچ موقعی جز در موقع جنگ نمیتونستم بفهمم چه اهدافی رو تو ذهنم در راه خدا پروروندم ولی در واقع آرزوهای دور و دراز من بودن!
یکی دیگه از دست آوردها همین بود که آرزوهای دور و درازم از بین رفت و صرفاً یک سری اهداف واقعبینانه باقی موند.
الان که مقداری از التهابم کم شده، باید بشینم و فکر کنم ببینم برای منِ الان چه چیزهایی واقعاً مهمه؟
شاید اونها تعیین کننده عیار من هستن.
دومین چیز، غلغلک اعماق وجودم بود. اینکه آیا من واقعاً غصهخور مظلومین غزهام یا از اینکه شکل اونها بشم میترسم؟
آیا جز شهید سنوار، مردم غزه رو هم به چشم مظلومِ مقتدر میبینم یا از دیدگاه بالا به پایین؟
آیا در اعماق وجودم به صرف اسم شیعه و ایرانی کنار شناسنامهم داشتن، خودم رو لایق بلا نمیدونم؟
مورد بعدی که خیلی بهش فکر کردم، صلح تحمیلی بر امام حسن علیه السلام بود. نه اینکه بخوام موقعیت رو تعمیم بدم؛ نه. توی ذهنم این بود که آیا من از اینکه یک طرف جنگ هستم و معنای پیروز بهم اطلاق نمیشه ناراحتم (چون غرورم خدشهدار شده) یا نه؛ غصهخور جبههی حقم؟ چون اگر خدایی ناکرده مورد اول باشه، در زمان امام حسن علیه السلام تو دستهی خوبی قرار نمیگیرم.
چهارمین چیز اینه که منی که همیشه خواننده روایت رنج و سختی شیعیان بودم، میخوام فقط خواننده باشم یا لایقشم که در جایگاه تحمل قرار بگیرم؟
پنجمین موضوع خیلی برام مهمتره، اینه که ما جامعهای که در نظر خودمون مذهبی هستیم، چقدر به امام زمانمون فکر کردیم؟ ما میدونیم که سیر اتفاقات پیش رو، ملغمهای از قضا، قدر، پاداش و عقوبته؛ ولی ما چقدر به این فکر کردیم که گزارهی لایزال، صاحب داشتن ماست؟
ششمین موضوع، من که انتظار دارم، چه کاری میتونستم برای جبههی حق بکنم و نکردم؟چرا؟
هفتمین موضوع اینه که چرا من انتظار دارم وقتی از دیدگاه خودم برای جبههی حق و خدا هزینه میدم، سود و سوبسید بهم برگرده وگرنه فکرم اینه که اسکل نظامم؟ مگر موضوعیت در ذهن من این نظامه؟ نباید موضوع حق باشه؟
اگر به این موضوعات فکر کنم و به جواب برسم، شاید اون وقت بتونم فکر کنم خشم الانم برای غرور شکسته و تصورات پایمال شدمه یا نه، خشم و نگرانی برای حق و حقیقت؟
به نظرم سختترین چیزی که الان باهاش مواجهم، همون جهاد اکبره.
👍27❤4
Forwarded from اخبار رهبر شهید انقلاب 🇮🇷
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤42❤🔥2
Forwarded from هویجوری...🇮🇷 (دایی رضا)
صدقه اول ماه قمری فراموش نشه
مشارکت در قربانی اول ماه قمری جمعیت امام رضاییها
در صدقه و قربانی مشارکت کنید
سلامتی حضرت آقا، پیروزی رزمندگان اسلام، سلامتی همه حجاج و بازگشت امن اونها
مشارکت در قربانی اول ماه قمری جمعیت امام رضاییها
در صدقه و قربانی مشارکت کنید
سلامتی حضرت آقا، پیروزی رزمندگان اسلام، سلامتی همه حجاج و بازگشت امن اونها
💔9❤7
Forwarded from حامد کاشانى
دعایی که از حضرت هادی علیه السلام به ما رسیده و حضرت وعده داده اند: برآورده شدن حاجات را برای مومنی که میخواند از خدا بخواهند. و در حرمشان اگر خوانده شود بهتر است.
یَا عُدَّتِی عِندَ العُدَدِ، وَیَا رَجَائِی وَالمُعْتَمَدِ، وَیَا كَهْفِی وَالسَّنَدِ، وَیَا وَاحِدُ، وَیَا أَحَدُ، یَا قُلْ هُوَ ٱللَّهُ أَحَد، أَسْأَلُكَ ٱللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ، وَلَمْ تَجْعَلْ فِي خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ أَحَدًا، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَيْهِمْ، وَتَفْعَلَ بِي كَذَا وَكَذَا.
🔸 «کَذَا وَکَذَا» را میتوانید بسته به نیاز خود با خواستهتان جایگزین کنید، مثلاً:
"وَتَفْعَلَ بِيَ الشِّفَاءَ"، یا "وَتَفْعَلَ بِيَ التَّوْفِيقَ وَالرِّزْقَ" و مانند آن.
یا به فارسی حاجتتان را بگویید.
پ.ن: امروز در جلسه ای وعده داده بودم، در کانال منتشر شود.
یَا عُدَّتِی عِندَ العُدَدِ، وَیَا رَجَائِی وَالمُعْتَمَدِ، وَیَا كَهْفِی وَالسَّنَدِ، وَیَا وَاحِدُ، وَیَا أَحَدُ، یَا قُلْ هُوَ ٱللَّهُ أَحَد، أَسْأَلُكَ ٱللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَهُ مِنْ خَلْقِكَ، وَلَمْ تَجْعَلْ فِي خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ أَحَدًا، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَيْهِمْ، وَتَفْعَلَ بِي كَذَا وَكَذَا.
🔸 «کَذَا وَکَذَا» را میتوانید بسته به نیاز خود با خواستهتان جایگزین کنید، مثلاً:
"وَتَفْعَلَ بِيَ الشِّفَاءَ"، یا "وَتَفْعَلَ بِيَ التَّوْفِيقَ وَالرِّزْقَ" و مانند آن.
یا به فارسی حاجتتان را بگویید.
پ.ن: امروز در جلسه ای وعده داده بودم، در کانال منتشر شود.
❤15
این روزها با خودتون دستمال اشک ببرید. حیفه اشکهایی که برای روضه اباعبدالله ریختید رو با دستمال کاغذی پاک کنید و دور بیاندازید.
💔25👍3🫡2
یکی از چیزهایی که همیشه ازش میترسم، اینه که مشاورهای به زوجین در زمینه طلاق بدم و راه برگشتی که به هم دیگه داشتن رو ببندم و به نظرم در آخرت هم، مواجه شدن با چنین مسئولیتی ترسناکه.
شاید از نظر موکل یا کسی که ازم مشاوره میگیره، اینطور به نظر بیام که پولکی هستم، دارم قطرهچکانی مشاوره میدم و.. ولی حقیقت امر فکرشون برام مهم نیست. اون زوج نسبت به هم دیگه عصبانی هستن و دلشون میخواد ماکسیموم راههای آزار همدیگه رو پیدا کنن و من چنین راهی رو نشون نمیدم، به علاوه اینکه تاکید میکنم طلاق آخرین راهه.
برای همین پیجها و کانالهای حقوقیای که سالهای اخیر عین قارچ رشد کردن، بعضیهاشون که مدام راه و روش فرار از مسئولیت، آزار و اذیت و کلاه شرعی به اسم اطلاعات حقوقی یاد میدن، به نظرم یکی از کثیفترین محتواها رو دارن و قوه قضاییه اگر قوه قضاییه بود باید چوب در آستین تکتک صاحبان این چنین پیجها میکرد!
شاید از نظر موکل یا کسی که ازم مشاوره میگیره، اینطور به نظر بیام که پولکی هستم، دارم قطرهچکانی مشاوره میدم و.. ولی حقیقت امر فکرشون برام مهم نیست. اون زوج نسبت به هم دیگه عصبانی هستن و دلشون میخواد ماکسیموم راههای آزار همدیگه رو پیدا کنن و من چنین راهی رو نشون نمیدم، به علاوه اینکه تاکید میکنم طلاق آخرین راهه.
برای همین پیجها و کانالهای حقوقیای که سالهای اخیر عین قارچ رشد کردن، بعضیهاشون که مدام راه و روش فرار از مسئولیت، آزار و اذیت و کلاه شرعی به اسم اطلاعات حقوقی یاد میدن، به نظرم یکی از کثیفترین محتواها رو دارن و قوه قضاییه اگر قوه قضاییه بود باید چوب در آستین تکتک صاحبان این چنین پیجها میکرد!
❤26👍12
Forwarded from صفحات
⁉️محرم چی بخونیم؟
📕 کربلا مبارزه با پوچی ها
📗اهالی تپه ندبه
📘عاشورا
📙عاشورا چرا و چگونه
📔 حسین وارث آدم
📍@safahat_ir
📚بسته پیشنهادی به مناسبت ایام عزای سیدالشهداء
📕 کربلا مبارزه با پوچی ها
📗اهالی تپه ندبه
📘عاشورا
📙عاشورا چرا و چگونه
📔 حسین وارث آدم
📍@safahat_ir
❤3👍2
Forwarded from صفحات
⁉️محرم چی بخونیم؟
قسمت 2
📕 سلوک عاشورایی
🖊آقامجتبی تهرانی
📗دو امام مجاهد
🖊آیت الله میرباقری
📘آینه تمام نما
🖊آیت الله حائری
📙ادب عاشقی
🖊آیت الله عابدینی
📔 ضیافت بلا
🖊 آیت الله میرباقری
📍@safahat_ir
📚بسته پیشنهادی به مناسبت ایام عزای سیدالشهداء
قسمت 2
📕 سلوک عاشورایی
🖊آقامجتبی تهرانی
📗دو امام مجاهد
🖊آیت الله میرباقری
📘آینه تمام نما
🖊آیت الله حائری
📙ادب عاشقی
🖊آیت الله عابدینی
📔 ضیافت بلا
🖊 آیت الله میرباقری
📍@safahat_ir
❤7👍1