🏄♂ بعضی وقتها شبیه خودت نباش
دوستم از یه سفر طولانی از هرمز و هنگام و قشم برگشته و گفت امروز بریم بیرون.
طبق معمول کلی صحبت کردیم ولی یک بخش صحبتهای امشب خیلی ذوقزدهم کرد.
تولد امسالم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم که یه مهمونی بگیریم و من این دوستم رو با وجود این که بقیه مهمونها رو نمیشناخت و خیلی اهل مهمونی رفتن نیست دعوت کردم. دعوت رو قبول کرد و اومد و همون موقع هم گفت که خیلی بهش خوش گذشته و خوشحاله که اومده.
امشب بعد از چند ماه دوباره بهش اشاره کرد و داشت میگفت اومدن به تولد تو یه تصمیمی بود که یهویی گرفتم با این که سابقه نداشت چنین کاری کنم و بعدش یه تغییری رو توی خودم حس کردم که به خودم فرصت بیشتری برای چنین تجربههایی دادم. بعد از اون پیشنهاد سفرها و تورها و road tripها و... رو کمتر رد کردم و بیشتر پذیرفتم.
وقتی اینها رو میگفت ذوق توی چهرهش رو میدیدم و میدیدم که خوشحاله از این تغییر و فضای بیشتر به خودش دادن. خوشحاله که این لحظهها رو زندگی میکنه و ذوق داره برای ماجراجوییهای بیشتر.
گاهی اوقات شبیه خودتون نباشید و شبیه خودتون تصمیم نگیرید؛ شاید چیزهای جدید درباره خودتون کشف کردید و زندگیتون حتی اگر شده کمی رو به بهتر تغییر کرد =)
حتما لازم نیست تغییرهایی که به زندگیتون راه میدید از همون اول بزرگ باشه.
یه بار یه کتاب از قفسهای بردار که هیچوقت سراغش نرفتی.
همیشه قرار نیست خوب پیش بره و همیشه قرار نیست لذتبخش باشه ولی همیشه بهتون یه چیزی یاد میده.
دوستم از یه سفر طولانی از هرمز و هنگام و قشم برگشته و گفت امروز بریم بیرون.
طبق معمول کلی صحبت کردیم ولی یک بخش صحبتهای امشب خیلی ذوقزدهم کرد.
تولد امسالم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم که یه مهمونی بگیریم و من این دوستم رو با وجود این که بقیه مهمونها رو نمیشناخت و خیلی اهل مهمونی رفتن نیست دعوت کردم. دعوت رو قبول کرد و اومد و همون موقع هم گفت که خیلی بهش خوش گذشته و خوشحاله که اومده.
امشب بعد از چند ماه دوباره بهش اشاره کرد و داشت میگفت اومدن به تولد تو یه تصمیمی بود که یهویی گرفتم با این که سابقه نداشت چنین کاری کنم و بعدش یه تغییری رو توی خودم حس کردم که به خودم فرصت بیشتری برای چنین تجربههایی دادم. بعد از اون پیشنهاد سفرها و تورها و road tripها و... رو کمتر رد کردم و بیشتر پذیرفتم.
وقتی اینها رو میگفت ذوق توی چهرهش رو میدیدم و میدیدم که خوشحاله از این تغییر و فضای بیشتر به خودش دادن. خوشحاله که این لحظهها رو زندگی میکنه و ذوق داره برای ماجراجوییهای بیشتر.
گاهی اوقات شبیه خودتون نباشید و شبیه خودتون تصمیم نگیرید؛ شاید چیزهای جدید درباره خودتون کشف کردید و زندگیتون حتی اگر شده کمی رو به بهتر تغییر کرد =)
حتما لازم نیست تغییرهایی که به زندگیتون راه میدید از همون اول بزرگ باشه.
یه بار یه کتاب از قفسهای بردار که هیچوقت سراغش نرفتی.
همیشه قرار نیست خوب پیش بره و همیشه قرار نیست لذتبخش باشه ولی همیشه بهتون یه چیزی یاد میده.
🍓10👍9👎2❤1
Noora's 🚀
🏄♂ بعضی وقتها شبیه خودت نباش دوستم از یه سفر طولانی از هرمز و هنگام و قشم برگشته و گفت امروز بریم بیرون. طبق معمول کلی صحبت کردیم ولی یک بخش صحبتهای امشب خیلی ذوقزدهم کرد. تولد امسالم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم که یه مهمونی بگیریم و من این دوستم رو با…
البته برای من این مسئله همیشه برعکس بوده. ADHD داشتن و impulsive بودن باعث میشد تقریبا به هیچ پیشنهادی [که خارج از چهارچوبهام نباشه] نه نگم و قطعا همین بوده که تنوع زیادی وارد زندگی من کرد ولی خب به همون میزان و حتی بیشتر راه chaos رو به زندگیم باز کرد که سوار chaos اولش سخته و کلی ضرر با خودش میاره.
یه وقتایی توی مسیر character developmentم باید به خودم یاد میدادم که شاید اگر به یه سری پیشنهادها «نه» بگی هم خوب باشه.
که خب راستش این کار سختتریه.
شاید یه عده از شما مثل من باشید اصلا و این توصیه بهتری باشه براتون 😗
یه وقتایی توی مسیر character developmentم باید به خودم یاد میدادم که شاید اگر به یه سری پیشنهادها «نه» بگی هم خوب باشه.
که خب راستش این کار سختتریه.
شاید یه عده از شما مثل من باشید اصلا و این توصیه بهتری باشه براتون 😗
👍10👎2👻2❤1
امروز باز هم همصحبت داشتم و بحث رسید به شباهت زبانهای فرانسوی و مثلا اسپانیایی و ایتالیایی.
اطلاعات رندم و احتمالا به درد نخوری که امروز میتونید با خوندن این متن به دست بیارید اینه که زبان رسمی امپراطوری روم لاتین بود. چون بنیانگذارهای این امپراطوری اهل لاتیوم [یه جایی توی ایتالیای امروزی] بودن و به خودشون هم لاتینی میگفتن و دیگه حدسش سخت نیست که زبانشون هم لاتین بوده. حتی وقتی که توی سده چهارم دین مسیحیت رو به عنوان دین رسمی انتخاب میکنن، زبان لاتین زبان رسمی این دین میشه و بعد با فتوحاتشون و گسترش دین مسیحیت این زبان رو به گوشه و کنار اروپا میبردن و واژههای لاتین وارد زبانهای غیر رومی میشدن.
اما خب با وجود این که لاتین زبان رسمی بوده، هر منطقه گویش خودش رو از این زبان داشته. مثل کشور خودمون که گویشهای مختلفی از فارسی داره.
بعد از سقوط امپراطوری روم و ایجاد شدن کشورهای کوچیکتر رفته رفته مسیر فرگشت فرهنگ و زبان مردم این کشورهای کوچیکتر از هم فاصله گرفت و گویشهای مختلفشون به زبانهای متفاوت تبدیل شد.
اینطور بود که زبانهای ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی، پرتغالی، اسپانیایی و رومانیایی از ریشه زبان لاتین ایجاد شدن.
به مجموعه این زبانها میگن Romance Languages. این زبانها کمکم جای زبان لاتین رو میگیرن و زبان لاتین به کلیسا و امور دینی محدود میشه.
بابت همینه که اگر شما یکی از این زبانها رو بلد باشید، به این معنیه که کلی کلمه از بقیه اون زبانها میدونید و فهمیدن
Non, je ne regrette rien
اونقدرا سخت نیست براتون.
این دوست سانتیمانتالمون هم بابت ایتالیایی و اسپانیایی بلد بودنش این جمله از یه آهنگ فرانسوی رو فهمید.
حتی زبانهای آلمانی و انگلیسی که ریشه Germanic دارن و قدیمیتر از زبانهای Romanceن هم به شدت تحت تاثیر این زبانها قرار گرفتن بابت جنگها و تغییر حکومتها.
مثلا سال ۱۰۶۶ نورمنها که وایکینگهای فرانسوی زبان بودن انگلستان رو فتح میکنن و تا چند قرن زبان فرانسوی، زبان طبقه حاکم بود و به دنبال این کلمههای فرانسوی زیادی (که خودشون ریشه لاتین دارن) وارد زبان انگلیسی میشن، حتی با وجود این که مردم عادی هنوز هم به زبان انگلیسی صحبت میکردن.
که همین توجیه میکنه چرا اسم شکل زنده حیوانات اونقدرا تحت تاثیر این وامواژگان قرار نمیگیره و sheep و cow و pig میمونه اما شکل طبخشده اونها اسمهای فرانسوی به خودش میگیره مثل beef و pork و mutton. این اسمها تحت تاثیر طبقهای که تولید میکردن و طبقهای که مصرف میکردن قرار میگیرن.
یا توی زبان انگلیسی کلمه royal ریشه فرانسوی داره ولی kingly ریشه ژرمن داره. یا government از ریشه فرانسوی میاد و rule از ریشه ژرمن.
زبان انگلیسی یک لایه از زبان فرانسوی رو بر پایه ژرمن خودش میگیره.
که البته این تنها راه سرایت کردن کلمات زبانها به همدیگه نبوده و هنر هم یه پل دیگه ایجاد میکرده و قطعا این مسیرها یکطرفه نبودن.
Non, je ne regrette rien
و باز هم شما میتونید حداقل با دیدن این جمله یاد regret بیفتید :))
متاسفانه این دوست سانتیمانتال ما خودش همه اینها رو میدونست و ذوق توضیح دادنم رو خراب کرد پس این اطلاعات رندم و به درد نخورم رو برای شما آوردم.
اطلاعات رندم و احتمالا به درد نخوری که امروز میتونید با خوندن این متن به دست بیارید اینه که زبان رسمی امپراطوری روم لاتین بود. چون بنیانگذارهای این امپراطوری اهل لاتیوم [یه جایی توی ایتالیای امروزی] بودن و به خودشون هم لاتینی میگفتن و دیگه حدسش سخت نیست که زبانشون هم لاتین بوده. حتی وقتی که توی سده چهارم دین مسیحیت رو به عنوان دین رسمی انتخاب میکنن، زبان لاتین زبان رسمی این دین میشه و بعد با فتوحاتشون و گسترش دین مسیحیت این زبان رو به گوشه و کنار اروپا میبردن و واژههای لاتین وارد زبانهای غیر رومی میشدن.
اما خب با وجود این که لاتین زبان رسمی بوده، هر منطقه گویش خودش رو از این زبان داشته. مثل کشور خودمون که گویشهای مختلفی از فارسی داره.
بعد از سقوط امپراطوری روم و ایجاد شدن کشورهای کوچیکتر رفته رفته مسیر فرگشت فرهنگ و زبان مردم این کشورهای کوچیکتر از هم فاصله گرفت و گویشهای مختلفشون به زبانهای متفاوت تبدیل شد.
اینطور بود که زبانهای ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی، پرتغالی، اسپانیایی و رومانیایی از ریشه زبان لاتین ایجاد شدن.
به مجموعه این زبانها میگن Romance Languages. این زبانها کمکم جای زبان لاتین رو میگیرن و زبان لاتین به کلیسا و امور دینی محدود میشه.
بابت همینه که اگر شما یکی از این زبانها رو بلد باشید، به این معنیه که کلی کلمه از بقیه اون زبانها میدونید و فهمیدن
Non, je ne regrette rien
اونقدرا سخت نیست براتون.
این دوست سانتیمانتالمون هم بابت ایتالیایی و اسپانیایی بلد بودنش این جمله از یه آهنگ فرانسوی رو فهمید.
حتی زبانهای آلمانی و انگلیسی که ریشه Germanic دارن و قدیمیتر از زبانهای Romanceن هم به شدت تحت تاثیر این زبانها قرار گرفتن بابت جنگها و تغییر حکومتها.
مثلا سال ۱۰۶۶ نورمنها که وایکینگهای فرانسوی زبان بودن انگلستان رو فتح میکنن و تا چند قرن زبان فرانسوی، زبان طبقه حاکم بود و به دنبال این کلمههای فرانسوی زیادی (که خودشون ریشه لاتین دارن) وارد زبان انگلیسی میشن، حتی با وجود این که مردم عادی هنوز هم به زبان انگلیسی صحبت میکردن.
که همین توجیه میکنه چرا اسم شکل زنده حیوانات اونقدرا تحت تاثیر این وامواژگان قرار نمیگیره و sheep و cow و pig میمونه اما شکل طبخشده اونها اسمهای فرانسوی به خودش میگیره مثل beef و pork و mutton. این اسمها تحت تاثیر طبقهای که تولید میکردن و طبقهای که مصرف میکردن قرار میگیرن.
یا توی زبان انگلیسی کلمه royal ریشه فرانسوی داره ولی kingly ریشه ژرمن داره. یا government از ریشه فرانسوی میاد و rule از ریشه ژرمن.
زبان انگلیسی یک لایه از زبان فرانسوی رو بر پایه ژرمن خودش میگیره.
که البته این تنها راه سرایت کردن کلمات زبانها به همدیگه نبوده و هنر هم یه پل دیگه ایجاد میکرده و قطعا این مسیرها یکطرفه نبودن.
Non, je ne regrette rien
و باز هم شما میتونید حداقل با دیدن این جمله یاد regret بیفتید :))
متاسفانه این دوست سانتیمانتال ما خودش همه اینها رو میدونست و ذوق توضیح دادنم رو خراب کرد پس این اطلاعات رندم و به درد نخورم رو برای شما آوردم.
👍8❤🔥3❤3👎2🍓2
Non, je ne regrette rien
Édith Piaf
Non, rien de rien
Non, je ne regrette rien
Ni le bien qu'on m'a fait
Ni le mal
Non, je ne regrette rien
Ni le bien qu'on m'a fait
Ni le mal
❤6👎2
Noora's 🚀
امروز باز هم همصحبت داشتم و بحث رسید به شباهت زبانهای فرانسوی و مثلا اسپانیایی و ایتالیایی. اطلاعات رندم و احتمالا به درد نخوری که امروز میتونید با خوندن این متن به دست بیارید اینه که زبان رسمی امپراطوری روم لاتین بود. چون بنیانگذارهای این امپراطوری…
خوشحال میشم میبینم برای دیگران میفرستید این پستها رو
We could run Random Useless Information Keepers Club :)))
We could run Random Useless Information Keepers Club :)))
🐳9❤4👍2👎2🍓1👻1
Noora's 🚀
تولد عید شما مبارک D: 🌱🩷
🔍 وقتی عملکردم توی سال ۱۴۰۲ رو بررسی میکردم فهمیدم که مشکل من توی book-smart بودن نیست و اتفاقا چون زمان زیادی سرم توی کتاب و مقالهها بوده همیشه یه جای کاری که میکنم از نظر street-smart بودن میلنگه.
پس توی ۱۴۰۳ هدف بزرگم همین بود که اون سوادی که توی خیابون [و دنیای بیرون] به دست میاد رو به دست بیارم و یه ماموریت داشتم، با کوله پشتیم اون بیرون وقت بگذرونم :)
یک هفته اول هر سال یکی از زمانهای مورد علاقه منه.
یک سال گذشته رو مرور میکنم. بابت دستاوردهایی که داشتم به خودم جایزه میدم و اگر جایی کارم جلو نرفته، سعی میکنم بفهمم چرا.
این کار همیشه ذهنم رو مرتب میکنه. نقطه قوتها و ضعفهای هر سال رو که میشمارم تصویر دقیقتری از خودم به دست میارم. میفهمم با اون نقطه قوتها و تواناییهام چه کارهایی میتونم انجام بدم و با شناخت اون نقطه ضعفها، چه چیزهایی از خودم رو اصلاح کنم که بتونم عملکرد بهتری داشته باشم.
بر اساس شناختی که از خودت به دست میاری هدفهات رو واقعبینانهتر برای یک سال مینویسی.
یعنی
حالا که نورا میدونه کیه و چه کارهایی از دستش بر میاد، این یک سال میخواد چکار کنه؟ یا باید چکار کنه؟
هدفگذاری اول هر سال کمک میکنه از مسیر خواستههات و انتظارهایی که از خودت داری دور نشی.
بعدش نورا در طول سال میدونه داره به سمت چه هدفی قدم برمیداره و حس گم شدن نداره.
میدونه در طول سال چقدر باید در حرکت باشه.
اگر توی یه مرحله سخت حس در جا زدن و عقب افتادن کنه میتونه بشمره که تا اون قسمت از سال چقدر جلو رفته و اون حس عقب افتادن و اضطرابش فروکش میکنه.
اگر واقعا عقب افتاده باشه، میشمره چقدر دیگه از هدفها باقی مونده و زمانی که تا آخر سال باقی مونده رو بهتر مدیریت میکنه.
به آخر سال هم که میرسیم میتونیم ببینیم توی یک سال پر فراز و نشیبی که یه جاهایی خوب بوده و به خاطر طبیعت زندگی یه جاهایی بد بوده، چطور عمل کردیم.
مثلا ببین تو به ۷۵٪ از چیزهایی که از سال ۱۴۰۲ انتظار داشتی رسیدی و یوهو ^^🎉
حالا اون ۲۵٪ چرا نشده؟
اشتباه از تو بوده؟ خب چرا؟ وقتی فهمیدی چرا، توی ۱۴۰۳ درستش کن.
اگر هم خارج از کنترل تو بوده، خودت رو بابتش سرزنش نکن و اعتماد به نفس و انگیزهت رو از دست نده.
اینطور بود که اول سال گذشته، نقشه راه ۱۴۰۳ کشیده شد.
این هفته دارم سال ۱۴۰۳ رو مرور میکنم و میذارمش کنار سال ۱۴۰۲ و سالهای قبلتر.
آخر هر سال میبینیم یک سال گذشته و با هر یک سالی که میگذره تغییر میکنیم، هم تغییرهای برنامهریزی شده و هم تغییرهای خارج از برنامهمون.
گاهی اوقات با تغییرهایی که توی ما شکل میگیرن، هدفهامون هم ممکنه تغییر کنه. اون شناختی که سعی میکنیم همیشه از خودمون و شرایطمون به دست بیاریم و حفظ کنیم کمک میکنه بهتر بفهمیم هدفهای جدید رو به کدوم سمت باید ببریم و اینجا به یک شکل دیگه از گم شدن ما جلوگیری میکنه.
حالا نورا چه با تغییرهایی که توی سال ۱۴۰۳ در خودش خواسته ایجاد کنه و چه همراه با تغییرهایی که ایجاد شدن و اول سال پیشبینی نمیکرده، توی سال ۱۴۰۴ چه کارهایی از دستش بر میاد؟ چی میخواد و چه کارهایی باید انجام بده؟
و مسئله فقط همین بررسی و هدفگذاری اول سال ۱۴۰۴ نیست. این یک تمرینه برای اینکه در طول سال هم نگاهت به خودت باشه و خودت رو رصد کنی.
کمکم به یک عادت تبدیل میشه. عادت اینکه توی تمام مرحلههای یک سال بین تمرکز روی کارهای کوچک و هدفهای بزرگ توازن ایجاد کنی تا پیوستهتر جلو بری.
پس توی ۱۴۰۳ هدف بزرگم همین بود که اون سوادی که توی خیابون [و دنیای بیرون] به دست میاد رو به دست بیارم و یه ماموریت داشتم، با کوله پشتیم اون بیرون وقت بگذرونم :)
یک هفته اول هر سال یکی از زمانهای مورد علاقه منه.
یک سال گذشته رو مرور میکنم. بابت دستاوردهایی که داشتم به خودم جایزه میدم و اگر جایی کارم جلو نرفته، سعی میکنم بفهمم چرا.
این کار همیشه ذهنم رو مرتب میکنه. نقطه قوتها و ضعفهای هر سال رو که میشمارم تصویر دقیقتری از خودم به دست میارم. میفهمم با اون نقطه قوتها و تواناییهام چه کارهایی میتونم انجام بدم و با شناخت اون نقطه ضعفها، چه چیزهایی از خودم رو اصلاح کنم که بتونم عملکرد بهتری داشته باشم.
بر اساس شناختی که از خودت به دست میاری هدفهات رو واقعبینانهتر برای یک سال مینویسی.
یعنی
حالا که نورا میدونه کیه و چه کارهایی از دستش بر میاد، این یک سال میخواد چکار کنه؟ یا باید چکار کنه؟
هدفگذاری اول هر سال کمک میکنه از مسیر خواستههات و انتظارهایی که از خودت داری دور نشی.
بعدش نورا در طول سال میدونه داره به سمت چه هدفی قدم برمیداره و حس گم شدن نداره.
میدونه در طول سال چقدر باید در حرکت باشه.
اگر توی یه مرحله سخت حس در جا زدن و عقب افتادن کنه میتونه بشمره که تا اون قسمت از سال چقدر جلو رفته و اون حس عقب افتادن و اضطرابش فروکش میکنه.
اگر واقعا عقب افتاده باشه، میشمره چقدر دیگه از هدفها باقی مونده و زمانی که تا آخر سال باقی مونده رو بهتر مدیریت میکنه.
به آخر سال هم که میرسیم میتونیم ببینیم توی یک سال پر فراز و نشیبی که یه جاهایی خوب بوده و به خاطر طبیعت زندگی یه جاهایی بد بوده، چطور عمل کردیم.
مثلا ببین تو به ۷۵٪ از چیزهایی که از سال ۱۴۰۲ انتظار داشتی رسیدی و یوهو ^^🎉
حالا اون ۲۵٪ چرا نشده؟
اشتباه از تو بوده؟ خب چرا؟ وقتی فهمیدی چرا، توی ۱۴۰۳ درستش کن.
اگر هم خارج از کنترل تو بوده، خودت رو بابتش سرزنش نکن و اعتماد به نفس و انگیزهت رو از دست نده.
اینطور بود که اول سال گذشته، نقشه راه ۱۴۰۳ کشیده شد.
این هفته دارم سال ۱۴۰۳ رو مرور میکنم و میذارمش کنار سال ۱۴۰۲ و سالهای قبلتر.
آخر هر سال میبینیم یک سال گذشته و با هر یک سالی که میگذره تغییر میکنیم، هم تغییرهای برنامهریزی شده و هم تغییرهای خارج از برنامهمون.
گاهی اوقات با تغییرهایی که توی ما شکل میگیرن، هدفهامون هم ممکنه تغییر کنه. اون شناختی که سعی میکنیم همیشه از خودمون و شرایطمون به دست بیاریم و حفظ کنیم کمک میکنه بهتر بفهمیم هدفهای جدید رو به کدوم سمت باید ببریم و اینجا به یک شکل دیگه از گم شدن ما جلوگیری میکنه.
حالا نورا چه با تغییرهایی که توی سال ۱۴۰۳ در خودش خواسته ایجاد کنه و چه همراه با تغییرهایی که ایجاد شدن و اول سال پیشبینی نمیکرده، توی سال ۱۴۰۴ چه کارهایی از دستش بر میاد؟ چی میخواد و چه کارهایی باید انجام بده؟
و مسئله فقط همین بررسی و هدفگذاری اول سال ۱۴۰۴ نیست. این یک تمرینه برای اینکه در طول سال هم نگاهت به خودت باشه و خودت رو رصد کنی.
کمکم به یک عادت تبدیل میشه. عادت اینکه توی تمام مرحلههای یک سال بین تمرکز روی کارهای کوچک و هدفهای بزرگ توازن ایجاد کنی تا پیوستهتر جلو بری.
❤🔥15👍6👎5❤1
Woke Up This Morning
Alabama 3
Woke up this mornin'
Got yourself a gun
Your mama always said you'd be the Chosen One
She said, "You're one in a million
You got to burn to shine"
But you were born under a bad sign
With a blue moon in your eyes
Got yourself a gun
Your mama always said you'd be the Chosen One
She said, "You're one in a million
You got to burn to shine"
But you were born under a bad sign
With a blue moon in your eyes
❤7👎2👍1🔥1
از سال ۲۰۰۹ یک هنرمند به اسم جیک پارکر چالش inktober رو راه انداخت که اولش یک چالش شخصی بود و کم کم بین بقیه آرتیستها هم محبوب شد و شروع کردن به انجام دادنش.
توی این چالش هر سال برای ماه اکتبر یک پرامپت لیست منتشر میشه که کسایی که نقاشی میکشن از دور تا دور دنیا با دنبال کردن اون لیست روزانه یک نقاشی میکشن. مثلا کلمهی اول لیست امسال Mustache بود پس من یک Mustache Fish کشیدم 🐠✨ =))
من از سال ۲۰۱۸ دوست داشتم توی چالش اینکتوبر شرکت کنم اما هر سال به سال بعدی موکولش میکردم تا این که دیگه امسال تصمیم جدی گرفتم که بالاخره انجامش بدم.
براتون لیست اینکتوبر امسال رو گذاشتم :*
نقاشیهای خودم رو هم توی پیج اینستام با یوزرنیم NooraDrewThis منتشر میکنم که اگر دوست داشتید میتونید فالو کنید 💕
یا از لینک زیر میتونید پیج رو راحتتر پیدا کنید:
https://www.instagram.com/nooradrewthis?igsh=MXUzOGxsbmcyMTVtdw==
اگر شما هم توی اینکتوبر امسال شرکت میکنید حتما خبرم کنید ;)
توی این چالش هر سال برای ماه اکتبر یک پرامپت لیست منتشر میشه که کسایی که نقاشی میکشن از دور تا دور دنیا با دنبال کردن اون لیست روزانه یک نقاشی میکشن. مثلا کلمهی اول لیست امسال Mustache بود پس من یک Mustache Fish کشیدم 🐠✨ =))
من از سال ۲۰۱۸ دوست داشتم توی چالش اینکتوبر شرکت کنم اما هر سال به سال بعدی موکولش میکردم تا این که دیگه امسال تصمیم جدی گرفتم که بالاخره انجامش بدم.
براتون لیست اینکتوبر امسال رو گذاشتم :*
نقاشیهای خودم رو هم توی پیج اینستام با یوزرنیم NooraDrewThis منتشر میکنم که اگر دوست داشتید میتونید فالو کنید 💕
یا از لینک زیر میتونید پیج رو راحتتر پیدا کنید:
https://www.instagram.com/nooradrewthis?igsh=MXUzOGxsbmcyMTVtdw==
اگر شما هم توی اینکتوبر امسال شرکت میکنید حتما خبرم کنید ;)
❤6❤🔥2👍1
Forwarded from sur l'art
🎨 تقریبا میشه گفت هر کاری یک سیر و سلسله مراتب خاص خودش رو داره
یک چیزی که همیشه برام جالبه شوخیها و مسخره کردنهای آدمها درباره abstract art یا neo-expressionismه از سمت کسایی که خیلی با هنر درگیر نیستن.
مسئله اینه که شما ذوق و قریحه و tasteتون باید به اندازه کافی رشد کرده باشه و train شده باشه که بتونید توی هنر یه چیزهایی رو درک کنید. چشم یک آدم رندم و چشم یک هنرمند یا یک دوستدار هنر تواناییهای متفاوتی توی دیدن جزئیات، ترکیب رنگها، کامپوزیشنها، تکنیکها، اشارهها و... دارن
مثال هم بخوام بزنم،
شما اول نیاز دارید منطق بدونید و تاریخ فلسفه خونده باشید تا بتونید برید سراغ مطالعه متون نیچه.
این تقدم و تاخر رو معمولا توی حوزههای دیگه رعایت میکنن ولی توی هنر کسی نیست دست مردم عوام رو بگیره و بهشون راه رو نشون بده. نتیجهش هم میشه همین شوخیهای آبکی درباره هنر انتزاعی که زیاد میشنویم یا حتی درباره یک سری آثار سوررئال.
کلا این رعایت ترتیب مراحل کاری که میکنید رو به بخشهای دیگه زندگیتون هم تعمیم بدید.
Kisses :*
یک چیزی که همیشه برام جالبه شوخیها و مسخره کردنهای آدمها درباره abstract art یا neo-expressionismه از سمت کسایی که خیلی با هنر درگیر نیستن.
مسئله اینه که شما ذوق و قریحه و tasteتون باید به اندازه کافی رشد کرده باشه و train شده باشه که بتونید توی هنر یه چیزهایی رو درک کنید. چشم یک آدم رندم و چشم یک هنرمند یا یک دوستدار هنر تواناییهای متفاوتی توی دیدن جزئیات، ترکیب رنگها، کامپوزیشنها، تکنیکها، اشارهها و... دارن
مثال هم بخوام بزنم،
شما اول نیاز دارید منطق بدونید و تاریخ فلسفه خونده باشید تا بتونید برید سراغ مطالعه متون نیچه.
این تقدم و تاخر رو معمولا توی حوزههای دیگه رعایت میکنن ولی توی هنر کسی نیست دست مردم عوام رو بگیره و بهشون راه رو نشون بده. نتیجهش هم میشه همین شوخیهای آبکی درباره هنر انتزاعی که زیاد میشنویم یا حتی درباره یک سری آثار سوررئال.
کلا این رعایت ترتیب مراحل کاری که میکنید رو به بخشهای دیگه زندگیتون هم تعمیم بدید.
Kisses :*
1❤5👍1
Forwarded from sur l'art
📑 The Aesthetics of Composition: A Study of Mondrian
هر بار هم که کسی میگه "من هم میتونم رنگ بریزم روی بوم تا یه هنر انتزاعی بشه" یاد این مطالعه میافتم.
ببخشید که ناراحتت میکنم، ولی تو نمیتونی.
آثار هنر انتزاعی با وجود بینظمیای که توشون دیده میشه دارن، یک نظمهای هندسیای دارن.
توی یک پژوهشی که نتیجهش سال ۱۹۹۳ چاپ شد، چند تصویر به افرادی که هنرمند یا مخاطب هنر نیستن نمایش داده شد. یک اثر کپی از اثر اصلی Piet Mondarian بود و چند نسخه تابلوی "تغییر یافته" به سبک نقاشیهای همین هنرمند، با نسبتهای متفاوت بین خطوط.
تعداد شرکتکنندههایی که کپی ِ اثر اصلی رو به عنوان اثر "بهتر" یا "زیباتر" انتخاب میکردن اونقدری بود که دیگه نمیشد گفت این اتفاق شانسیه.
در نتیجه دیدن که کارهای Mondarian از نسبتهای هندسی و قواعد بصری خاصی پیروی میکنن که به چشم ما انسانها خوشاینده.
نتیجه این پژوهش رو خودتون میتونید از لینک پایین بخونید
📌 https://journals.sagepub.com/doi/10.2190/HXR4-VU9A-P5D9-BPQQ
و این چیزی نیست که فقط توی آثار Mondarian اتفاق بیفته. مثلا شما نسبت طلایی رو میتونید توی آثار جکسون پولاک هم پیدا کنید و از فرکتالهاش لذت ببرید.
درباره این که فرکتالها چطور خوشایندی آثار هنری برای ما انسانها رو شکل میدن میتونید از لینک پایین بخونید
📌 https://3feed.ir/is-consciousness-fractal/
📌 و برای مطالعه بیشتر درباره این که چرا هنر رو به شکل کلاسیکش نباید محدود کنید، به پیشنهاد دوستم رئوف ;) برید کتاب "هنر به منزله تجربه" نوشته "جان دیویی" رو بخونید.
هر بار هم که کسی میگه "من هم میتونم رنگ بریزم روی بوم تا یه هنر انتزاعی بشه" یاد این مطالعه میافتم.
ببخشید که ناراحتت میکنم، ولی تو نمیتونی.
آثار هنر انتزاعی با وجود بینظمیای که توشون دیده میشه دارن، یک نظمهای هندسیای دارن.
توی یک پژوهشی که نتیجهش سال ۱۹۹۳ چاپ شد، چند تصویر به افرادی که هنرمند یا مخاطب هنر نیستن نمایش داده شد. یک اثر کپی از اثر اصلی Piet Mondarian بود و چند نسخه تابلوی "تغییر یافته" به سبک نقاشیهای همین هنرمند، با نسبتهای متفاوت بین خطوط.
تعداد شرکتکنندههایی که کپی ِ اثر اصلی رو به عنوان اثر "بهتر" یا "زیباتر" انتخاب میکردن اونقدری بود که دیگه نمیشد گفت این اتفاق شانسیه.
در نتیجه دیدن که کارهای Mondarian از نسبتهای هندسی و قواعد بصری خاصی پیروی میکنن که به چشم ما انسانها خوشاینده.
نتیجه این پژوهش رو خودتون میتونید از لینک پایین بخونید
📌 https://journals.sagepub.com/doi/10.2190/HXR4-VU9A-P5D9-BPQQ
و این چیزی نیست که فقط توی آثار Mondarian اتفاق بیفته. مثلا شما نسبت طلایی رو میتونید توی آثار جکسون پولاک هم پیدا کنید و از فرکتالهاش لذت ببرید.
درباره این که فرکتالها چطور خوشایندی آثار هنری برای ما انسانها رو شکل میدن میتونید از لینک پایین بخونید
📌 https://3feed.ir/is-consciousness-fractal/
📌 و برای مطالعه بیشتر درباره این که چرا هنر رو به شکل کلاسیکش نباید محدود کنید، به پیشنهاد دوستم رئوف ;) برید کتاب "هنر به منزله تجربه" نوشته "جان دیویی" رو بخونید.
❤7👍1
sur l'art
📑 The Aesthetics of Composition: A Study of Mondrian هر بار هم که کسی میگه "من هم میتونم رنگ بریزم روی بوم تا یه هنر انتزاعی بشه" یاد این مطالعه میافتم. ببخشید که ناراحتت میکنم، ولی تو نمیتونی. آثار هنر انتزاعی با وجود بینظمیای که توشون دیده میشه…
این دوتا لینک اول رو حتی اگر به هنر علاقهای ندارید باز هم پیشنهاد میکنم مطالعه کنید چون بیشتر درباره چگونگی درک ما از دنیای اطرافمون و کارکرد مغز بهمون سرنخهایی میده.
❤5💯1
Venezuela's Caracas Stock Exchange is now up over 70% in the past 2 days following Maduro's capture.
🔥2
Noora's 🚀
Photo
بازار سهام ونزوئلا از زمان دستگیری رئیسجمهورشون ۷۳+٪ رشد کرده و حتی از ۲۳ دسامبر که فشار به دولت ونزوئلا شروع شد تا امروز ۱۴۸+٪ رشد داشته.
🔥8👀1
میگن رژیم آخوندی ۱۲ هزار نفر کشته و ما خوب میدونیم اون چیزی که واقعا اتفاق افتاده همیشه خیلی بدتر و وحشتناکتره از آمار و عددهایی که خبرشون میرسه.
اینترنت رو میبندن و میکشن که صداش در نیاد و با این نحوه وایتلیست درست کردن و پهن کردن بساط اینترنت طبقاتی شرکتها، به نظر میرسه میخوان فیلترنتِ محقری که تا الان داشتیم رو هم ببندن و به سلاخی کردن ما تا ابد توی خاموشی ادامه بدن...
اینترنت رو میبندن و میکشن که صداش در نیاد و با این نحوه وایتلیست درست کردن و پهن کردن بساط اینترنت طبقاتی شرکتها، به نظر میرسه میخوان فیلترنتِ محقری که تا الان داشتیم رو هم ببندن و به سلاخی کردن ما تا ابد توی خاموشی ادامه بدن...
💔10👍3