Noora's 🚀
552 subscribers
35 photos
1 video
15 files
33 links
To infinity and beyond -Buzz Lightyear

If you admire art: @regardeavecmoi

In case you wanted to wave a hand:
@going2Bgone
Download Telegram
🤖 وقتی OpenAI تازه ChatGPT رو معرفی کرده بود همه می‌گفتن دوران گوگل و موتورهای جستجو به سر رسیده و ChatGPT قراره که جای گوگل و بقیه search engineها رو بگیره ولی حالا که بیشتر از یک سال از قابل دسترسی بودن LLMها توی اینترنت گذشته واقعا چه اتفاقی افتاده؟
📊 گوگل سهم خودش از سرچ‌ها رو از دست نداد و ChatGPT جای گوگل رو نگرفت بلکه برای خودش توی مارکت و اینترنت جا باز کرد.
حتی اولین بودن باعث نشد که ChatGPT پرطرفدارترین باشه و باید با هوش مصنوعی‌های دیگه مثل Perplexity رقابت کنه یا مثلا بعضی‌ها هم Claude رو به ChatGPT ترجیح میدن.

من فکر می‌کردم که ChatGPT با ظهورش جای Grammarly و wordtune و این ابزارهای اصلاح متن و گرامر و پارافریز رو حداقل بگیره ولی حتی این اتفاق هم نیفتاده D:
می‌بینم که دوست‌های خودم هنوز از گرمرلی مثلا استفاده می‌کنن و میگن به چت‌جی‌پی‌تی هم ترجیحش میدن.

خودتون دیگه به عنوان کارشناس سئو و دیجیتال مارکتینک و... نتیجه بگیرید ;)

🌐‌ توی لینک زیر می‌تونید کامل‌تر بخونید
https://sparktoro.com/blog/new-research-so-far-ai-is-not-disrupting-search-or-making-a-dent-in-google/
8👍6🤡1
یکی پرسید نورا با کمالگرایی چکار کنیم و من گفتم خب وقتشه که من میکروفون رو دستم بگیرم.

دو تا راه مقابله با کمالگرایی به من کمک کردن که یکی‌شون وابی‌-سابی بود و دومی توجه به ارزش authentic بودن که دومی بیشتر از اولی کمک‌کننده بود.

کمالگرایی از کجا میاد؟
برای من و فکر می‌کنم درصد زیادی از آدم‌ها اینطوره که یک تصویری توی جهان بیرون وجود داره که هی خودمون رو با اون مقایسه می‌کنیم و هی سعی می‌کنیم بهش برسیم و هی احساس سرخوردگی می‌کنیم. حدس بزن چرا؟ چون اون، ما نیست و ما هیچوقت نمی‌تونیم خودمون رو دور بندازیم و کامل شبیه اون تصویر بشیم و چون توی ذهنمون به اون تصویر ارزش زیادی می‌دیم و تک تک تفاوت‌های ریز و درشت باقی‌مونده تا تبدیل شدن به اون تصویر رو می‌بینیم، احساس شکست و سرخوردگی و انزجار از خود می‌کنیم.

هر کدوم از ما به اندازه خودمون منحصر به فردیم و توی شرایط خاص خودمون و با ویژگی‌های خاص خودمون به دنیا میایم. می‌تونیم خودمون باشیم و این خود بودن رو پرورش بدیم یا می‌تونیم تلاش کنیم یک نسخه موفق یا اغلب اوقات دست چندم از اون تصویرمون از ایده‌آل توی دنیای بیرونی باشیم.

من تصمیم گرفتم که خودم باشم، authentic باشم و اون چیزی که از خودم می‌شناسم رو پرورش و رشد بدم به جای این که همیشه در تلاش باشم شبیه یک چیزی از دنیای بیرون باشم. وقتی یک مدت این رو تمرین کنید می‌بینید خودتون بودن چقدر بهتر و آرامش‌بخش‌تر از یه کپی ناموفق بودن از یه چیز تحسین‌شده از دنیای بیرونه.

وقتی این جنگ رو کنار بذارید و خود بودن رو تحسین کنید، کم کم عاشق خودتون و تاچ شخصی خودتون توی زندگی می‌شید.
فکرش رو بکن، یه انسان منحصر به فردی، کاری که شروع می‌کنی رو به سبک خودت انجام میدی، توی استایلت تاچ شخصی داری، توی سفر رفتنت وایب به خصوص خودت رو میاری، توی تحصیلت زمان‌بندی‌های مختص به زندگی و شرایط خودت رو داری و...

بعد از یک مدت می‌بینی چیزی ساختی که مثلش توی دنیا وجود نداره و داستانی رو تعریف می‌کنی که تا حالا کسی نگفته. هم خودت از همین لذت می‌بری و هم آدم‌هایی که باهاشون تعامل داری به جای مقایسه کردن تو به عنوان یه کپی دست چندم از فلان چیز، به اسم خودت می‌شناسنت.
تعارف که نداریم، یه بخش بزرگی از این کمالگرایی از اعتماد به نفس پایین و ترس از نداشتن مقبولیت اجتماعی‌ کافی میاد. و تضمین می‌کنم وقتی خودتونید، این مقبولیت اجتماعی بیشتر هم میشه چون فرق فیک و اصیل راحت دیده میشه.

دست از مقایسه کردن خودتون با کمال مطلق بردارید، سعی نکنید شبیه چیزی باشید، ویژگی‌های منحصر به فرد خودتون رو بشناسید، سلیقه خودتون رو بشناسید، کارها رو به سبک خودتون انجام بدید.

بعد از این پذیرش خودتون و شرایطتون، دیگه هیچ کمالی وجود نداره جز استعدادی که خودتون دارید و می‌تونید شکوفا کنید.
24🤡2
از این لینک برید ببینید انگلیسی حرف زدنتون چه لهجه‌ای داره D:
https://start.boldvoice.com/accent-guesser
👍42🤡2💔2👎1
Noora's 🚀
از این لینک برید ببینید انگلیسی حرف زدنتون چه لهجه‌ای داره D: https://start.boldvoice.com/accent-guesser
یکی‌تون اومد گفت که لیسانس ادبیات انگلیسی داره و کتاب Pronunciation in Use رو تمرین کرده و تمرین‌های IELTS و... ولی این bold voice اعتماد به نفسش رو خراب کرده چون ۹۹ درصد لهجه فارسی رو تشخیص داده.

راستش برای من مهم نیست اونقدرا که انگلیسی حرف زدنم لهجه داشته باشه یا نه. تلاشی برای این که لهجه‌م انگلیسی باشه نمی‌کنم.
بالاخره هر کدوم از ما که داریم این زبان رو یاد می‌گیریم از فرهنگ خودمون میایم و زبان یا زبان‌های دیگه‌ای رو قبلش بلد بودیم و به نظرم این قشنگه که بروز پیدا کنه توی انگلیسی صحبت کردنمون یا هر زبان دیگه‌ای.

تا زمانی که شنونده بتونه به خوبی تشخیص بده شما داری چه چیزی بهش میگی نیازی به نگرانی درباره لهجه نداری :-)

+ ما هرچقدر هم تلاش کنیم لهجه‌مون رو تغییر بدیم با تلفظ درست کلمات، به هر حال با intonation، جایی که stress روی سیلاب‌های مختلف می‌ذاریم، لحن و چنین چیزهای ریزی تشخیص داده میشه این لهجه.
شما اگر pronounciation درست داشته باشید به این معنی نیست که لهجه انگلیسی‌ دارید. در واقع اگر pronounciation شما اشتباه باشه به این معنیه که اصلا اون زبان رو درست بلد نیستید. بحث لهجه از تلفظ درست کلمات متفاوته.
👍29🤡62
🎲 کمتر درباره بدشانسی‌ حرف بزن

دیشب یکی از اقوام نشسته بود درباره بدشانسی‌ش صحبت می‌کرد و کیس کلاسیک همیشگی
آدمی که توی دوتا کار شکست می‌خوره یا دو جا بد بیاری می‌بینه و تصمیم‌ می‌گیره دیگه هیچ کاری نکنه یا همه کارها رو با دید یه آدم بدشانس انجام بده.

شما وقتی یه بار تاس می‌اندازی یه شانس 6 آوردن داری ولی حدس بزن چی؟ وقتی دو بار تاس می‌اندازی دوتا شانس داری :))
هرچقدر بیشتر تاس بندازی، 6های بیشتری میاری.
حالا دو بار تاس باب میلت نچرخید اسم خودت رو بدشانس نذار.

علاوه بر این خیلی از کارهایی که انجام می‌دیم، پیشگویی‌مون درباره‌شون اتفاق می‌افته. نه چون یه قدرت ماورایی هدایتشون می‌کنه [که شاید هم اون قدرت ماورایی این کار ‌رو بکنه برای بعضی‌هامون] بلکه چون روحیه و فکری که درباره کارهامون داریم روی نه تنها میزان، که حتی نوع تلاشمون اثر می‌ذاره.
مثال ساده می‌زنم. وقتی وارد یه اتاق می‌شید که پر از آدم‌های جدیده، اگر از قبل استرس داشته باشید و تصور کنید که قراره کسی از شما خوشش نیاد، اعتماد به نفس پایینتون باعث میشه اونقدرا معاشرت‌پذیر نباشید و واقعا کسی از شما خوشش نیاد.
این فقط درباره ارتباط‌های اجتماعی روزمره‌تون صدق نمی‌کنه. شما یک فرمانده جنگی رو تصور کن که قبل از شروع جنگ به سربازهاش بگه از خانواده‌هاتون خداحافظی کنید یا یه مربی فوتبال که قبل از ورود تیمش به زمین بهشون بگه ما باختیم.

اینقدر برچسب بدشانس و بدبخت به خودتون نزنید چون اگر هی تکرارش کنید، کم کم توی کارهاتون هم نمود پیدا می‌کنه و you reap what you sow و جدای از این که باورتون میشه یه بدبختی آسمانی روی زندگی‌تون نور انداخته، روی زندگی‌تون اثر می‌ذاره و اون موقع جدا کردن فکرتون از بدبختی‌هایی که خودتون پیش آوردید برای تغییر این باور خیلی سخت‌تر میشه.
اون اثری که امروز روی زندگی‌تون می‌ذاره چیزیه که فردا حتی اگر ذهنیت بدبختی‌تون تغییر پیدا کنه، باز فرصت‌هاتون رو کم کرده و باید برای جبران زمان بذارید.

+ یه دلیل دیگه برای پیش مردم درباره شانس و زندگی و زمین و زمان غر نزدن اینه که هیچکس بدبخت‌ها رو دوست نداره =))
شما با این کار حتی شانس‌های اجتماعی‌تون رو هم می‌کشید.
اینقدر درباره بدبختی غر بزن که ببینم کسی تنگ ماهی‌ش رو دستت میده نگه داری یا نه؛ حالا چه برسه به زمینه ساختن یه دوستی جدید یا پیشنهاد کاری بعدی.

Make your own luck
💯154👍4🤡2👎1👀1
Frank Sinatra
Cake
🍓3🔥2👎1
🏄‍♂ بعضی وقت‌ها شبیه خودت نباش

دوستم از یه سفر طولانی از هرمز و هنگام و قشم برگشته و گفت امروز بریم بیرون.

طبق معمول کلی صحبت کردیم ولی یک بخش صحبت‌های امشب خیلی ذوق‌زده‌م کرد.

تولد امسالم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم که یه مهمونی بگیریم و من این دوستم رو با وجود این که بقیه مهمون‌ها رو نمی‌شناخت و خیلی اهل مهمونی رفتن نیست دعوت کردم. دعوت رو قبول کرد و اومد و همون موقع هم گفت که خیلی بهش خوش‌ گذشته و خوشحاله که اومده.

امشب بعد از چند ماه دوباره بهش اشاره کرد و داشت می‌گفت اومدن به تولد تو یه تصمیمی بود که یهویی گرفتم با این که سابقه نداشت چنین کاری کنم و بعدش یه تغییری رو توی خودم حس کردم که به خودم فرصت بیشتری برای چنین تجربه‌هایی دادم. بعد از اون پیشنهاد سفرها و تورها و road tripها و... رو کمتر رد کردم و بیشتر پذیرفتم.
وقتی این‌ها رو می‌گفت ذوق توی چهره‌ش رو می‌دیدم و می‌دیدم که خوشحاله از این تغییر و فضای بیشتر به خودش دادن. خوشحاله که این لحظه‌ها رو زندگی می‌کنه و ذوق داره برای ماجراجویی‌های بیشتر.

گاهی اوقات شبیه خودتون نباشید و شبیه خودتون تصمیم نگیرید؛ شاید چیزهای جدید درباره خودتون کشف کردید و زندگی‌تون حتی اگر شده کمی رو به بهتر تغییر کرد =)

حتما لازم نیست تغییرهایی که به زندگی‌تون راه می‌دید از همون اول بزرگ باشه.
یه بار یه کتاب از قفسه‌ای بردار که هیچوقت سراغش نرفتی.

همیشه قرار نیست خوب پیش بره و همیشه قرار نیست لذت‌بخش باشه ولی همیشه بهتون یه چیزی یاد میده.
🍓10👍9👎21
Noora's 🚀
🏄‍♂ بعضی وقت‌ها شبیه خودت نباش دوستم از یه سفر طولانی از هرمز و هنگام و قشم برگشته و گفت امروز بریم بیرون. طبق معمول کلی صحبت کردیم ولی یک بخش صحبت‌های امشب خیلی ذوق‌زده‌م کرد. تولد امسالم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم که یه مهمونی بگیریم و من این دوستم رو با…
البته برای من این مسئله همیشه برعکس بوده. ADHD داشتن و impulsive بودن باعث می‌شد تقریبا به هیچ پیشنهادی [که خارج از چهارچوب‌هام نباشه] نه نگم و قطعا همین بوده که تنوع زیادی وارد زندگی من کرد ولی خب به همون میزان و حتی بیشتر راه chaos رو به زندگی‌م باز کرد که سوار chaos اولش سخته و کلی ضرر با خودش میاره.
یه وقتایی توی مسیر character developmentم باید به خودم یاد می‌دادم که شاید اگر به یه سری پیشنهادها «نه» بگی هم خوب باشه.

که خب راستش این کار سخت‌تریه.

شاید یه عده از شما مثل من باشید اصلا و این توصیه بهتری باشه براتون 😗
👍10👎2👻21
امروز باز هم هم‌صحبت داشتم و بحث رسید به شباهت زبان‌های فرانسوی و مثلا اسپانیایی و ایتالیایی.

اطلاعات رندم و احتمالا به درد نخوری که امروز می‌تونید با خوندن این متن به دست بیارید اینه که زبان رسمی امپراطوری روم لاتین بود‌. چون بنیان‌گذارهای این امپراطوری اهل لاتیوم [یه جایی توی ایتالیای امروزی] بودن و به خودشون هم لاتینی می‌گفتن و دیگه حدسش سخت نیست که زبانشون هم لاتین بوده. حتی وقتی که توی سده چهارم دین مسیحیت رو به عنوان دین رسمی انتخاب می‌کنن، زبان لاتین زبان رسمی این دین میشه و بعد با فتوحاتشون و گسترش دین مسیحیت این زبان رو به گوشه و کنار اروپا می‌بردن و واژه‌های لاتین وارد زبان‌های غیر رومی می‌شدن.

اما خب با وجود این که لاتین زبان رسمی بوده، هر منطقه گویش خودش رو از این زبان داشته. مثل کشور خودمون که گویش‌های مختلفی از فارسی داره.

بعد از سقوط امپراطوری روم و ایجاد شدن کشورهای کوچیکتر رفته رفته مسیر فرگشت فرهنگ و زبان مردم این کشورهای کوچیکتر از هم فاصله گرفت و گویش‌های مختلفشون به زبان‌های متفاوت تبدیل شد.
اینطور بود که زبان‌های ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی، پرتغالی، اسپانیایی و رومانیایی از ریشه زبان لاتین ایجاد شدن.
به مجموعه این زبان‌ها میگن Romance Languages‌. این زبان‌ها کم‌کم جای زبان لاتین رو می‌گیرن و زبان لاتین به کلیسا و امور دینی محدود میشه.

بابت همینه که اگر شما یکی از این زبان‌ها رو بلد باشید، به این معنیه که کلی کلمه از بقیه اون زبان‌ها می‌دونید و فهمیدن‌
Non, je ne regrette rien
اونقدرا سخت نیست براتون.
این دوست سانتی‌مانتالمون هم بابت ایتالیایی و اسپانیایی بلد بودنش این جمله از یه آهنگ فرانسوی رو فهمید.

حتی زبان‌های آلمانی و انگلیسی که ریشه Germanic دارن و قدیمی‌تر از زبان‌های Romanceن هم به شدت تحت تاثیر این زبان‌ها قرار گرفتن بابت جنگ‌ها و تغییر حکومت‌ها.

مثلا سال ۱۰۶۶ نورمن‌ها که وایکینگ‌‌های فرانسوی زبان بودن انگلستان رو فتح می‌کنن و تا چند قرن زبان فرانسوی، زبان طبقه حاکم بود و به دنبال این کلمه‌های فرانسوی زیادی (که خودشون ریشه لاتین دارن) وارد زبان انگلیسی میشن، حتی با وجود این که مردم عادی هنوز هم به زبان انگلیسی صحبت می‌کردن.
که همین توجیه می‌کنه چرا اسم شکل زنده حیوانات اونقدرا تحت تاثیر این وام‌واژگان قرار نمی‌گیره و sheep و cow و pig می‌مونه اما شکل طبخ‌شده اون‌ها اسم‌های فرانسوی به خودش می‌گیره مثل beef و pork و mutton. این اسم‌ها تحت تاثیر طبقه‌ای که تولید می‌کردن و طبقه‌ای که مصرف می‌کردن قرار می‌گیرن.

یا توی زبان انگلیسی کلمه royal ریشه فرانسوی داره ولی kingly ریشه ژرمن داره. یا government از ریشه فرانسوی میاد و rule از ریشه ژرمن.
زبان انگلیسی یک لایه از زبان فرانسوی رو بر پایه ژرمن خودش می‌گیره.

که البته این تنها راه سرایت کردن کلمات زبان‌ها به همدیگه نبوده و هنر هم یه پل دیگه ایجاد می‌کرده و قطعا این مسیرها یک‌طرفه نبودن.

Non, je ne regrette rien
و باز هم شما می‌تونید حداقل با دیدن این جمله یاد regret بیفتید :))

متاسفانه این دوست سانتی‌مانتال ما خودش همه این‌ها رو می‌د‌ونست و ذوق توضیح دادنم رو خراب کرد پس این اطلاعات رندم و به درد نخورم رو برای شما آوردم.
👍8❤‍🔥33👎2🍓2
Non, je ne regrette rien
Édith Piaf
Non, rien de rien
Non, je ne regrette rien
Ni le bien qu'on m'a fait
Ni le mal
6👎2
تولد عید شما مبارک D:‌ 🌱🩷
18🍾6🔥4👎3👍2
Noora's 🚀
تولد عید شما مبارک D:‌ 🌱🩷
🔍 وقتی عملکردم توی سال ۱۴۰۲ رو بررسی می‌کردم فهمیدم که مشکل من توی book-smart بودن نیست و اتفاقا چون زمان زیادی سرم توی کتاب‌ و مقاله‌ها بوده همیشه یه جای کاری که می‌کنم از نظر street-smart بودن می‌لنگه.
پس توی ۱۴۰۳ هدف بزرگم همین بود که اون سوادی که توی خیابون [و دنیای بیرون] به دست میاد رو به دست بیارم و یه ماموریت داشتم، با کوله‌ پشتی‌م اون بیرون وقت بگذرونم :)

یک هفته اول هر سال یکی از زمان‌های مورد علاقه منه.
یک سال گذشته رو مرور می‌کنم. بابت دستاوردهایی که داشتم به خودم جایزه میدم و اگر جایی کارم جلو نرفته، سعی می‌کنم بفهمم چرا.

این کار همیشه ذهنم رو مرتب می‌کنه. نقطه قوت‌ها و ضعف‌های هر سال رو که می‌شمارم تصویر دقیق‌تری از خودم به دست میارم. می‌فهمم با اون نقطه قوت‌ها و توانایی‌هام چه کارهایی می‌تونم انجام بدم و با شناخت اون نقطه ضعف‌ها، چه چیزهایی از خودم رو اصلاح کنم که بتونم عملکرد بهتری داشته باشم.

بر اساس شناختی که از خودت به دست میاری هدف‌هات رو واقع‌بینانه‌تر برای یک سال می‌نویسی.
یعنی
حالا که نورا می‌دونه کیه و چه کارهایی از دستش بر میاد، این یک سال می‌خواد چکار کنه؟ یا باید چکار کنه؟

هدف‌گذاری اول هر سال کمک می‌کنه از مسیر خواسته‌هات و انتظارهایی که از خودت داری دور نشی.
بعدش نورا در طول سال می‌‌دونه داره به سمت چه هدفی قدم برمی‌داره و حس گم شدن نداره.
می‌دونه در طول سال چقدر باید در حرکت باشه.
اگر توی یه مرحله سخت حس در جا زدن و عقب افتادن کنه می‌تونه بشمره که تا اون قسمت از سال چقدر جلو رفته و اون حس عقب افتادن و اضطرابش فروکش می‌کنه.
اگر واقعا عقب افتاده باشه، می‌شمره چقدر دیگه از هدف‌ها باقی مونده و زمانی که تا آخر سال باقی مونده رو بهتر مدیریت می‌کنه.

به آخر سال هم که می‌رسیم می‌تونیم ببینیم توی یک سال پر فراز و نشیبی که یه جاهایی خوب بوده و به خاطر طبیعت زندگی یه جاهایی بد بوده، چطور عمل کردیم.

مثلا ببین تو به ۷۵٪ از چیزهایی که از سال ۱۴۰۲ انتظار داشتی رسیدی و یوهو ^^🎉
حالا اون ۲۵٪ چرا نشده؟
اشتباه از تو بوده؟ خب چرا؟ وقتی فهمیدی چرا، توی ۱۴۰۳ درستش کن.
اگر هم خارج از کنترل تو بوده، خودت رو بابتش سرزنش نکن و اعتماد به نفس و انگیزه‌ت رو از دست نده‌.
این‌طور بود که اول سال گذشته، نقشه راه ۱۴۰۳ کشیده شد.

این هفته دارم سال ۱۴۰۳ رو مرور می‌کنم و می‌ذارمش کنار سال ۱۴۰۲ و سال‌های قبل‌تر.
آخر هر سال می‌بینیم یک سال گذشته و با هر یک سالی که می‌گذره تغییر می‌کنیم، هم تغییرهای برنامه‌ریزی شده و هم تغییرهای خارج از برنامه‌مون.
گاهی اوقات با تغییرهایی که توی‌ ما شکل می‌گیرن، هدف‌هامون هم ممکنه تغییر کنه. اون شناختی که سعی می‌کنیم همیشه از خودمون و شرایطمون به دست بیاریم و حفظ کنیم کمک می‌کنه بهتر بفهمیم هدف‌های جدید رو به کدوم سمت باید ببریم و اینجا به یک شکل دیگه از گم شدن ما جلوگیری می‌کنه.

حالا نورا چه با تغییرهایی که توی سال ۱۴۰۳ در خودش خواسته ایجاد کنه و چه همراه با تغییرهایی که ایجاد شدن و اول سال پیش‌بینی نمی‌کرده، توی سال ۱۴۰۴ چه کارهایی از دستش بر میاد؟ چی می‌خواد و چه کارهایی باید انجام بده؟

و مسئله فقط همین بررسی و هدف‌گذاری اول سال ۱۴۰۴ نیست. این یک تمرینه برای این‌که در طول سال هم نگاهت به خودت باشه و خودت رو رصد کنی.
کم‌کم به یک عادت تبدیل میشه. عادت این‌که توی تمام مرحله‌های یک سال بین تمرکز روی کارهای کوچک و هدف‌های بزرگ توازن ایجاد کنی تا پیوسته‌تر جلو بری.
❤‍🔥15👍6👎51
Woke Up This Morning
Alabama 3
Woke up this mornin'
Got yourself a gun
Your mama always said you'd be the Chosen One
She said, "You're one in a million
You got to burn to shine"
But you were born under a bad sign
With a blue moon in your eyes
7👎2👍1🔥1
از سال ۲۰۰۹ یک هنرمند به اسم جیک پارکر چالش inktober رو راه انداخت که اولش یک چالش شخصی بود و کم کم بین بقیه آرتیست‌ها هم محبوب شد و شروع کردن به انجام دادنش.
توی این چالش هر سال برای ماه اکتبر یک پرامپت لیست منتشر میشه که کسایی که نقاشی می‌کشن از دور تا دور دنیا با دنبال کردن اون لیست روزانه یک نقاشی می‌کشن. مثلا کلمه‌ی اول لیست امسال Mustache بود پس من یک Mustache Fish کشیدم 🐠 =))


من از سال ۲۰۱۸ دوست داشتم توی چالش اینکتوبر شرکت کنم اما هر سال به سال بعدی موکولش می‌کردم تا این که دیگه امسال تصمیم جدی گرفتم که بالاخره انجامش بدم.


براتون لیست اینکتوبر امسال رو گذاشتم :*
نقاشی‌های خودم رو هم توی پیج اینستام با یوزرنیم NooraDrewThis منتشر می‌کنم که اگر دوست داشتید می‌تونید فالو کنید 💕
یا از لینک زیر می‌تونید پیج رو راحت‌تر پیدا کنید:
https://www.instagram.com/nooradrewthis?igsh=MXUzOGxsbmcyMTVtdw==

اگر شما هم توی اینکتوبر امسال شرکت می‌کنید حتما خبرم کنید ;)
6❤‍🔥2👍1
Forwarded from sur l'art
🎨 تقریبا میشه گفت هر کاری یک سیر و سلسله مراتب خاص خودش رو داره

یک چیزی که همیشه برام جالبه شوخی‌ها و مسخره کردن‌های آدم‌ها درباره‌ abstract art یا neo-expressionismه از سمت کسایی که خیلی با هنر درگیر نیستن.

مسئله اینه که شما ذوق و قریحه و tasteتون باید به اندازه‌ کافی رشد کرده باشه و train شده باشه که بتونید توی هنر یه چیزهایی رو درک کنید. چشم یک آدم رندم و چشم یک هنرمند یا یک دوستدار هنر توانایی‌های متفاوتی توی دیدن جزئیات، ترکیب رنگ‌ها، کامپوزیشن‌ها، تکنیک‌ها، اشاره‌ها و... دارن

مثال هم بخوام بزنم،
شما اول نیاز دارید منطق بدونید و تاریخ فلسفه خونده باشید تا بتونید برید سراغ مطالعه‌ متون نیچه.

این تقدم و تاخر رو معمولا توی حوزه‌های دیگه رعایت می‌کنن ولی توی هنر کسی نیست دست مردم عوام رو بگیره و بهشون راه رو نشون بده. نتیجه‌ش هم میشه همین شوخی‌های آبکی درباره‌ هنر انتزاعی که زیاد می‌شنویم یا حتی درباره یک سری آثار سوررئال.

کلا این رعایت ترتیب مراحل کاری که می‌کنید رو به بخش‌های دیگه زندگی‌تون هم تعمیم بدید.

Kisses :*
15👍1
Forwarded from sur l'art
📑 The Aesthetics of Composition: A Study of Mondrian

هر بار هم که کسی میگه "من هم می‌تونم رنگ بریزم روی بوم تا یه هنر انتزاعی بشه" یاد این مطالعه می‌افتم.
ببخشید که ناراحتت می‌کنم، ولی تو نمی‌تونی.

آثار هنر انتزاعی با وجود بی‌نظمی‌ای که توشون دیده میشه دارن، یک نظم‌های هندسی‌ای دارن.

توی یک پژوهشی که نتیجه‌ش سال ۱۹۹۳ چاپ شد، چند تصویر به افرادی که هنرمند یا مخاطب هنر نیستن نمایش داده شد. یک اثر کپی از اثر اصلی Piet Mondarian بود و چند نسخه تابلوی "تغییر یافته" به سبک نقاشی‌های همین هنرمند، با نسبت‌های متفاوت بین خطوط.
تعداد شرکت‌کننده‌هایی که کپی ِ اثر اصلی رو به عنوان اثر "بهتر" یا "زیباتر" انتخاب می‌کردن اونقدری بود که دیگه نمی‌شد گفت این اتفاق شانسیه.
در نتیجه دیدن که کارهای Mondarian از نسبت‌های هندسی و قواعد بصری خاصی پیروی می‌کنن که به چشم ما انسان‌ها خوشاینده.

نتیجه این پژوهش رو خودتون می‌تونید از لینک پایین بخونید
📌 https://journals.sagepub.com/doi/10.2190/HXR4-VU9A-P5D9-BPQQ


و این چیزی نیست که فقط توی آثار Mondarian اتفاق بیفته. مثلا شما نسبت طلایی رو می‌تونید توی آثار جکسون پولاک هم پیدا کنید و از فرکتال‌هاش لذت ببرید.

درباره‌ این که فرکتال‌ها چطور خوشایندی آثار هنری برای ما انسان‌ها رو شکل میدن می‌تونید از لینک پایین بخونید
📌 https://3feed.ir/is-consciousness-fractal/


📌 و برای مطالعه‌ بیشتر درباره این که چرا هنر رو به شکل کلاسیکش نباید محدود کنید، به پیشنهاد دوستم رئوف ;) برید کتاب "هنر به منزله تجربه" نوشته "جان دیویی" رو بخونید.
7👍1
sur l'art
📑 The Aesthetics of Composition: A Study of Mondrian هر بار هم که کسی میگه "من هم می‌تونم رنگ بریزم روی بوم تا یه هنر انتزاعی بشه" یاد این مطالعه می‌افتم. ببخشید که ناراحتت می‌کنم، ولی تو نمی‌تونی. آثار هنر انتزاعی با وجود بی‌نظمی‌ای که توشون دیده میشه…
این دوتا لینک اول رو حتی اگر به هنر علاقه‌ای ندارید باز هم پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید چون بیشتر درباره‌ چگونگی درک ما از دنیای اطرافمون و کارکرد مغز بهمون سرنخ‌هایی میده.
5💯1
17🍓1