🏆 باهوش؟ بااستعداد؟ استثنائی؟
توی بخشی از کتاب "چرا دانشآموزان مدرسه را دوست ندارند" درباره این که چرا درست نیست به بچهها بگیم باهوش نوشته شده. نوشته بود که با تحسین هوش کودک به کودک القا میکنیم اگر مسائل رو به درستی حل میکنه به خاطر هوش اونه و نه سخت کوشیش؛ پس اگر مسئلهای رو حل نکنه اون رو به عنوان نشانهای برای حماقتش میگیره.
از تجربه شخصیم از gifted child syndrome میگم.
❤️🩹 من با این رنج بزرگ شدم.
از بچگی بهم میگفتن باهوش و ارزش شخصیت من روی این استوار شده بود.
اگر کاری میکردم که خلافش رو ثابت میکرد احساس بیارزشی میکردم.
گاهی اوقات هم تمام تلاشم رو میکردم چهرهای که از خودم میسازم منطبق باشه بر این صفتی که بهم نسبت میدادن.
ارزش شخصی من روی چیز شکننده و سستی ساخته شد که هر لحظه امکان فروپاشیش وجود داشت.
وقتی با چالشهایی مواجه شدم که از پس اونها برنمیاومدم به همین هوش شک کردم و ارزش خودم هم زیر سوال رفت و این باعث شد دچار فروپاشی روانی بشم.
برای من کلی سفر درونی و character development نیاز بود که بتونم خودم رو از اثر "باهوش" خطاب شدن از کودکی رها کنم.
🧮 چند تا از دوستام هم میگن تجربه مشابهی داشتن. یکیشون درباره فشار خارقالعاده بودن و کار بزرگ کردن میگه.
این هم زایده دنیای مدرنه.
دنیایی که داره به سرعت به سمت رشد و توسعه میره و آدمهایی که به این رشد و توسعه کمکی میکنن سرشناس میشن، بهشون افتخار میکنیم.
از بچگی بهمون میگن لازمه مثل این آدمها باشیم. با سریع و خشنها رقابت میکنیم و با دشمن فرضی برای اول شدن میجنگیم.
اونقدر برای این رشد و توسعه میجنگیم و رنج میکشیم که یادمون میره اصلا هدفش چیه و آیا ارزشش رو داره برای زندگی شخصیمون یا نه.
اگر گاهی سلامت روان شما هم بابت نرسیدن به اون تصویر ساخته ذهنتون، اول نشدن و بهترین نبودن متزلزل میشه، پیشنهاد میکنم کتاب هنر رندانه به تخم گرفتن رو بخونید.
یا عمون کتاب The Subtle Art of Not Giving a Fuck.
🎗 خودتون رو از تلاش برای "ترین" شدن [من جمله بهترین، برترین، اولین و...] رها کنید.
اولش آرامش خودتون رو پیدا کنید و قدردان چیزی که الان هستید باشید و یادتون باشه ارزش خودتون رو روی صفات و دستاوردها نسازید.
بعد از اون ساختن و رقابت و به دست آوردن توی اولویتهای بعدی قرار میگیرن.
توی بخشی از کتاب "چرا دانشآموزان مدرسه را دوست ندارند" درباره این که چرا درست نیست به بچهها بگیم باهوش نوشته شده. نوشته بود که با تحسین هوش کودک به کودک القا میکنیم اگر مسائل رو به درستی حل میکنه به خاطر هوش اونه و نه سخت کوشیش؛ پس اگر مسئلهای رو حل نکنه اون رو به عنوان نشانهای برای حماقتش میگیره.
از تجربه شخصیم از gifted child syndrome میگم.
❤️🩹 من با این رنج بزرگ شدم.
از بچگی بهم میگفتن باهوش و ارزش شخصیت من روی این استوار شده بود.
اگر کاری میکردم که خلافش رو ثابت میکرد احساس بیارزشی میکردم.
گاهی اوقات هم تمام تلاشم رو میکردم چهرهای که از خودم میسازم منطبق باشه بر این صفتی که بهم نسبت میدادن.
ارزش شخصی من روی چیز شکننده و سستی ساخته شد که هر لحظه امکان فروپاشیش وجود داشت.
وقتی با چالشهایی مواجه شدم که از پس اونها برنمیاومدم به همین هوش شک کردم و ارزش خودم هم زیر سوال رفت و این باعث شد دچار فروپاشی روانی بشم.
برای من کلی سفر درونی و character development نیاز بود که بتونم خودم رو از اثر "باهوش" خطاب شدن از کودکی رها کنم.
🧮 چند تا از دوستام هم میگن تجربه مشابهی داشتن. یکیشون درباره فشار خارقالعاده بودن و کار بزرگ کردن میگه.
این هم زایده دنیای مدرنه.
دنیایی که داره به سرعت به سمت رشد و توسعه میره و آدمهایی که به این رشد و توسعه کمکی میکنن سرشناس میشن، بهشون افتخار میکنیم.
از بچگی بهمون میگن لازمه مثل این آدمها باشیم. با سریع و خشنها رقابت میکنیم و با دشمن فرضی برای اول شدن میجنگیم.
اونقدر برای این رشد و توسعه میجنگیم و رنج میکشیم که یادمون میره اصلا هدفش چیه و آیا ارزشش رو داره برای زندگی شخصیمون یا نه.
اگر گاهی سلامت روان شما هم بابت نرسیدن به اون تصویر ساخته ذهنتون، اول نشدن و بهترین نبودن متزلزل میشه، پیشنهاد میکنم کتاب هنر رندانه به تخم گرفتن رو بخونید.
یا عمون کتاب The Subtle Art of Not Giving a Fuck.
🎗 خودتون رو از تلاش برای "ترین" شدن [من جمله بهترین، برترین، اولین و...] رها کنید.
اولش آرامش خودتون رو پیدا کنید و قدردان چیزی که الان هستید باشید و یادتون باشه ارزش خودتون رو روی صفات و دستاوردها نسازید.
بعد از اون ساختن و رقابت و به دست آوردن توی اولویتهای بعدی قرار میگیرن.
❤18👍6
The Subtle Art of Not Giving a Fck (M... (Z-Library).pdf
1.2 MB
📗 The Subtle Art of Not Giving a Fuck
📝Mark Manson
📝Mark Manson
👍5❤1
Noora's 🚀
بعد یه چیز دیگه اخیرا nexus منبع بهتریه به نسبت sci-hub برای دانلود مقاله پس @subitoafk_bot @science_nexus_bot این گروه هم یه جمعی از انسانهای زیبا راه انداختن که اگر مقالهای پیدا نکردین براشون DOI بفرستین و اعضای گروه که دسترسی دارن بهتون مقاله رو بدن…
📑 علاوه بر نکسوز و سای-هاب، سایت IranPaper هم یه راه خوب برای دانلود مقالهست.
https://iranpaper.ir/
https://iranpaper.ir/
👍3
🧮 ارزیابی ایده استارتاپی
اگر یه ایده استارتاپی دارید که میخواید بسنجید سرمایهگذاری روی این طرح ارزشش رو داره یا نه میتونید توی سایتهایی که این پایین لیست شدن طرحهای مشابهش رو سرچ کنید و اطلاعات شرکتها و استارتاپهای خارجی رو بخونید ببینید توی مارکتهای دیگه از اون طرح یا طرح مشابهش چقدر استقبال شده و چقدر موفق بوده
🌐 Crunchbase
🌐 Product hunt
🌐 Dragon list
🌐 Forbes g2000
🌐 Firtune g500
حتی اگر خودتون خیلی به طرح خودتون اعتماد دارید بازم اطلاعاتش توی مرحله جذب سرمایهگذار به دردتون میخوره :-)
اگر یه ایده استارتاپی دارید که میخواید بسنجید سرمایهگذاری روی این طرح ارزشش رو داره یا نه میتونید توی سایتهایی که این پایین لیست شدن طرحهای مشابهش رو سرچ کنید و اطلاعات شرکتها و استارتاپهای خارجی رو بخونید ببینید توی مارکتهای دیگه از اون طرح یا طرح مشابهش چقدر استقبال شده و چقدر موفق بوده
🌐 Crunchbase
🌐 Product hunt
🌐 Dragon list
🌐 Forbes g2000
🌐 Firtune g500
حتی اگر خودتون خیلی به طرح خودتون اعتماد دارید بازم اطلاعاتش توی مرحله جذب سرمایهگذار به دردتون میخوره :-)
❤6👍1🏆1
Forwarded from Somo | Persian
امشب ساعت ۹نیم(۲۵ دقیقه دیگه) در اسپیس هیرکانی درمورد:
که آیا چیزی به اسم ایردراپ مونده؟
ازین به بعد چجوری فعالیت کنیم؟
روند کاریمون چجوری باشه و به چه سمتی بریم؟
صحبت میکنم در کنار احمد عزیز
لینک اسپیس👇
https://x.com/hyrcanidao/status/1820842278593712573?s=46&t=gPkP0-ERnBM9vGgWmpqccQ
که آیا چیزی به اسم ایردراپ مونده؟
ازین به بعد چجوری فعالیت کنیم؟
روند کاریمون چجوری باشه و به چه سمتی بریم؟
صحبت میکنم در کنار احمد عزیز
لینک اسپیس👇
https://x.com/hyrcanidao/status/1820842278593712573?s=46&t=gPkP0-ERnBM9vGgWmpqccQ
🤡1
Somo | Persian
امشب ساعت ۹نیم(۲۵ دقیقه دیگه) در اسپیس هیرکانی درمورد: که آیا چیزی به اسم ایردراپ مونده؟ ازین به بعد چجوری فعالیت کنیم؟ روند کاریمون چجوری باشه و به چه سمتی بریم؟ صحبت میکنم در کنار احمد عزیز لینک اسپیس👇 https://x.com/hyrcanidao/status/1820842278593…
لایو تازه شروع شده درباره ایردراپه و خودم همیشه دوست داشتم درباره ایردراپ بیشتر بدونم.
شما هم اگر کاربر توییترید بیاید یه سری بزنید :-)
شما هم اگر کاربر توییترید بیاید یه سری بزنید :-)
❤3👍1🤡1
Forwarded from Somo | Persian
❤3👍1
🤖 وقتی OpenAI تازه ChatGPT رو معرفی کرده بود همه میگفتن دوران گوگل و موتورهای جستجو به سر رسیده و ChatGPT قراره که جای گوگل و بقیه search engineها رو بگیره ولی حالا که بیشتر از یک سال از قابل دسترسی بودن LLMها توی اینترنت گذشته واقعا چه اتفاقی افتاده؟
📊 گوگل سهم خودش از سرچها رو از دست نداد و ChatGPT جای گوگل رو نگرفت بلکه برای خودش توی مارکت و اینترنت جا باز کرد.
حتی اولین بودن باعث نشد که ChatGPT پرطرفدارترین باشه و باید با هوش مصنوعیهای دیگه مثل Perplexity رقابت کنه یا مثلا بعضیها هم Claude رو به ChatGPT ترجیح میدن.
من فکر میکردم که ChatGPT با ظهورش جای Grammarly و wordtune و این ابزارهای اصلاح متن و گرامر و پارافریز رو حداقل بگیره ولی حتی این اتفاق هم نیفتاده D:
میبینم که دوستهای خودم هنوز از گرمرلی مثلا استفاده میکنن و میگن به چتجیپیتی هم ترجیحش میدن.
خودتون دیگه به عنوان کارشناس سئو و دیجیتال مارکتینک و... نتیجه بگیرید ;)
🌐 توی لینک زیر میتونید کاملتر بخونید
https://sparktoro.com/blog/new-research-so-far-ai-is-not-disrupting-search-or-making-a-dent-in-google/
📊 گوگل سهم خودش از سرچها رو از دست نداد و ChatGPT جای گوگل رو نگرفت بلکه برای خودش توی مارکت و اینترنت جا باز کرد.
حتی اولین بودن باعث نشد که ChatGPT پرطرفدارترین باشه و باید با هوش مصنوعیهای دیگه مثل Perplexity رقابت کنه یا مثلا بعضیها هم Claude رو به ChatGPT ترجیح میدن.
من فکر میکردم که ChatGPT با ظهورش جای Grammarly و wordtune و این ابزارهای اصلاح متن و گرامر و پارافریز رو حداقل بگیره ولی حتی این اتفاق هم نیفتاده D:
میبینم که دوستهای خودم هنوز از گرمرلی مثلا استفاده میکنن و میگن به چتجیپیتی هم ترجیحش میدن.
خودتون دیگه به عنوان کارشناس سئو و دیجیتال مارکتینک و... نتیجه بگیرید ;)
🌐 توی لینک زیر میتونید کاملتر بخونید
https://sparktoro.com/blog/new-research-so-far-ai-is-not-disrupting-search-or-making-a-dent-in-google/
❤8👍6🤡1
یکی پرسید نورا با کمالگرایی چکار کنیم و من گفتم خب وقتشه که من میکروفون رو دستم بگیرم.
دو تا راه مقابله با کمالگرایی به من کمک کردن که یکیشون وابی-سابی بود و دومی توجه به ارزش authentic بودن که دومی بیشتر از اولی کمککننده بود.
کمالگرایی از کجا میاد؟
برای من و فکر میکنم درصد زیادی از آدمها اینطوره که یک تصویری توی جهان بیرون وجود داره که هی خودمون رو با اون مقایسه میکنیم و هی سعی میکنیم بهش برسیم و هی احساس سرخوردگی میکنیم. حدس بزن چرا؟ چون اون، ما نیست و ما هیچوقت نمیتونیم خودمون رو دور بندازیم و کامل شبیه اون تصویر بشیم و چون توی ذهنمون به اون تصویر ارزش زیادی میدیم و تک تک تفاوتهای ریز و درشت باقیمونده تا تبدیل شدن به اون تصویر رو میبینیم، احساس شکست و سرخوردگی و انزجار از خود میکنیم.
هر کدوم از ما به اندازه خودمون منحصر به فردیم و توی شرایط خاص خودمون و با ویژگیهای خاص خودمون به دنیا میایم. میتونیم خودمون باشیم و این خود بودن رو پرورش بدیم یا میتونیم تلاش کنیم یک نسخه موفق یا اغلب اوقات دست چندم از اون تصویرمون از ایدهآل توی دنیای بیرونی باشیم.
من تصمیم گرفتم که خودم باشم، authentic باشم و اون چیزی که از خودم میشناسم رو پرورش و رشد بدم به جای این که همیشه در تلاش باشم شبیه یک چیزی از دنیای بیرون باشم. وقتی یک مدت این رو تمرین کنید میبینید خودتون بودن چقدر بهتر و آرامشبخشتر از یه کپی ناموفق بودن از یه چیز تحسینشده از دنیای بیرونه.
وقتی این جنگ رو کنار بذارید و خود بودن رو تحسین کنید، کم کم عاشق خودتون و تاچ شخصی خودتون توی زندگی میشید.
فکرش رو بکن، یه انسان منحصر به فردی، کاری که شروع میکنی رو به سبک خودت انجام میدی، توی استایلت تاچ شخصی داری، توی سفر رفتنت وایب به خصوص خودت رو میاری، توی تحصیلت زمانبندیهای مختص به زندگی و شرایط خودت رو داری و...
بعد از یک مدت میبینی چیزی ساختی که مثلش توی دنیا وجود نداره و داستانی رو تعریف میکنی که تا حالا کسی نگفته. هم خودت از همین لذت میبری و هم آدمهایی که باهاشون تعامل داری به جای مقایسه کردن تو به عنوان یه کپی دست چندم از فلان چیز، به اسم خودت میشناسنت.
تعارف که نداریم، یه بخش بزرگی از این کمالگرایی از اعتماد به نفس پایین و ترس از نداشتن مقبولیت اجتماعی کافی میاد. و تضمین میکنم وقتی خودتونید، این مقبولیت اجتماعی بیشتر هم میشه چون فرق فیک و اصیل راحت دیده میشه.
دست از مقایسه کردن خودتون با کمال مطلق بردارید، سعی نکنید شبیه چیزی باشید، ویژگیهای منحصر به فرد خودتون رو بشناسید، سلیقه خودتون رو بشناسید، کارها رو به سبک خودتون انجام بدید.
بعد از این پذیرش خودتون و شرایطتون، دیگه هیچ کمالی وجود نداره جز استعدادی که خودتون دارید و میتونید شکوفا کنید.
دو تا راه مقابله با کمالگرایی به من کمک کردن که یکیشون وابی-سابی بود و دومی توجه به ارزش authentic بودن که دومی بیشتر از اولی کمککننده بود.
کمالگرایی از کجا میاد؟
برای من و فکر میکنم درصد زیادی از آدمها اینطوره که یک تصویری توی جهان بیرون وجود داره که هی خودمون رو با اون مقایسه میکنیم و هی سعی میکنیم بهش برسیم و هی احساس سرخوردگی میکنیم. حدس بزن چرا؟ چون اون، ما نیست و ما هیچوقت نمیتونیم خودمون رو دور بندازیم و کامل شبیه اون تصویر بشیم و چون توی ذهنمون به اون تصویر ارزش زیادی میدیم و تک تک تفاوتهای ریز و درشت باقیمونده تا تبدیل شدن به اون تصویر رو میبینیم، احساس شکست و سرخوردگی و انزجار از خود میکنیم.
هر کدوم از ما به اندازه خودمون منحصر به فردیم و توی شرایط خاص خودمون و با ویژگیهای خاص خودمون به دنیا میایم. میتونیم خودمون باشیم و این خود بودن رو پرورش بدیم یا میتونیم تلاش کنیم یک نسخه موفق یا اغلب اوقات دست چندم از اون تصویرمون از ایدهآل توی دنیای بیرونی باشیم.
من تصمیم گرفتم که خودم باشم، authentic باشم و اون چیزی که از خودم میشناسم رو پرورش و رشد بدم به جای این که همیشه در تلاش باشم شبیه یک چیزی از دنیای بیرون باشم. وقتی یک مدت این رو تمرین کنید میبینید خودتون بودن چقدر بهتر و آرامشبخشتر از یه کپی ناموفق بودن از یه چیز تحسینشده از دنیای بیرونه.
وقتی این جنگ رو کنار بذارید و خود بودن رو تحسین کنید، کم کم عاشق خودتون و تاچ شخصی خودتون توی زندگی میشید.
فکرش رو بکن، یه انسان منحصر به فردی، کاری که شروع میکنی رو به سبک خودت انجام میدی، توی استایلت تاچ شخصی داری، توی سفر رفتنت وایب به خصوص خودت رو میاری، توی تحصیلت زمانبندیهای مختص به زندگی و شرایط خودت رو داری و...
بعد از یک مدت میبینی چیزی ساختی که مثلش توی دنیا وجود نداره و داستانی رو تعریف میکنی که تا حالا کسی نگفته. هم خودت از همین لذت میبری و هم آدمهایی که باهاشون تعامل داری به جای مقایسه کردن تو به عنوان یه کپی دست چندم از فلان چیز، به اسم خودت میشناسنت.
تعارف که نداریم، یه بخش بزرگی از این کمالگرایی از اعتماد به نفس پایین و ترس از نداشتن مقبولیت اجتماعی کافی میاد. و تضمین میکنم وقتی خودتونید، این مقبولیت اجتماعی بیشتر هم میشه چون فرق فیک و اصیل راحت دیده میشه.
دست از مقایسه کردن خودتون با کمال مطلق بردارید، سعی نکنید شبیه چیزی باشید، ویژگیهای منحصر به فرد خودتون رو بشناسید، سلیقه خودتون رو بشناسید، کارها رو به سبک خودتون انجام بدید.
بعد از این پذیرش خودتون و شرایطتون، دیگه هیچ کمالی وجود نداره جز استعدادی که خودتون دارید و میتونید شکوفا کنید.
❤24🤡2
از این لینک برید ببینید انگلیسی حرف زدنتون چه لهجهای داره D:
https://start.boldvoice.com/accent-guesser
https://start.boldvoice.com/accent-guesser
👍4❤2🤡2💔2👎1
Noora's 🚀
از این لینک برید ببینید انگلیسی حرف زدنتون چه لهجهای داره D: https://start.boldvoice.com/accent-guesser
یکیتون اومد گفت که لیسانس ادبیات انگلیسی داره و کتاب Pronunciation in Use رو تمرین کرده و تمرینهای IELTS و... ولی این bold voice اعتماد به نفسش رو خراب کرده چون ۹۹ درصد لهجه فارسی رو تشخیص داده.
راستش برای من مهم نیست اونقدرا که انگلیسی حرف زدنم لهجه داشته باشه یا نه. تلاشی برای این که لهجهم انگلیسی باشه نمیکنم.
بالاخره هر کدوم از ما که داریم این زبان رو یاد میگیریم از فرهنگ خودمون میایم و زبان یا زبانهای دیگهای رو قبلش بلد بودیم و به نظرم این قشنگه که بروز پیدا کنه توی انگلیسی صحبت کردنمون یا هر زبان دیگهای.
تا زمانی که شنونده بتونه به خوبی تشخیص بده شما داری چه چیزی بهش میگی نیازی به نگرانی درباره لهجه نداری :-)
+ ما هرچقدر هم تلاش کنیم لهجهمون رو تغییر بدیم با تلفظ درست کلمات، به هر حال با intonation، جایی که stress روی سیلابهای مختلف میذاریم، لحن و چنین چیزهای ریزی تشخیص داده میشه این لهجه.
شما اگر pronounciation درست داشته باشید به این معنی نیست که لهجه انگلیسی دارید. در واقع اگر pronounciation شما اشتباه باشه به این معنیه که اصلا اون زبان رو درست بلد نیستید. بحث لهجه از تلفظ درست کلمات متفاوته.
راستش برای من مهم نیست اونقدرا که انگلیسی حرف زدنم لهجه داشته باشه یا نه. تلاشی برای این که لهجهم انگلیسی باشه نمیکنم.
بالاخره هر کدوم از ما که داریم این زبان رو یاد میگیریم از فرهنگ خودمون میایم و زبان یا زبانهای دیگهای رو قبلش بلد بودیم و به نظرم این قشنگه که بروز پیدا کنه توی انگلیسی صحبت کردنمون یا هر زبان دیگهای.
تا زمانی که شنونده بتونه به خوبی تشخیص بده شما داری چه چیزی بهش میگی نیازی به نگرانی درباره لهجه نداری :-)
+ ما هرچقدر هم تلاش کنیم لهجهمون رو تغییر بدیم با تلفظ درست کلمات، به هر حال با intonation، جایی که stress روی سیلابهای مختلف میذاریم، لحن و چنین چیزهای ریزی تشخیص داده میشه این لهجه.
شما اگر pronounciation درست داشته باشید به این معنی نیست که لهجه انگلیسی دارید. در واقع اگر pronounciation شما اشتباه باشه به این معنیه که اصلا اون زبان رو درست بلد نیستید. بحث لهجه از تلفظ درست کلمات متفاوته.
👍29🤡6❤2
🎲 کمتر درباره بدشانسی حرف بزن
دیشب یکی از اقوام نشسته بود درباره بدشانسیش صحبت میکرد و کیس کلاسیک همیشگی
آدمی که توی دوتا کار شکست میخوره یا دو جا بد بیاری میبینه و تصمیم میگیره دیگه هیچ کاری نکنه یا همه کارها رو با دید یه آدم بدشانس انجام بده.
شما وقتی یه بار تاس میاندازی یه شانس 6 آوردن داری ولی حدس بزن چی؟ وقتی دو بار تاس میاندازی دوتا شانس داری :))
هرچقدر بیشتر تاس بندازی، 6های بیشتری میاری.
حالا دو بار تاس باب میلت نچرخید اسم خودت رو بدشانس نذار.
علاوه بر این خیلی از کارهایی که انجام میدیم، پیشگوییمون دربارهشون اتفاق میافته. نه چون یه قدرت ماورایی هدایتشون میکنه [که شاید هم اون قدرت ماورایی این کار رو بکنه برای بعضیهامون] بلکه چون روحیه و فکری که درباره کارهامون داریم روی نه تنها میزان، که حتی نوع تلاشمون اثر میذاره.
مثال ساده میزنم. وقتی وارد یه اتاق میشید که پر از آدمهای جدیده، اگر از قبل استرس داشته باشید و تصور کنید که قراره کسی از شما خوشش نیاد، اعتماد به نفس پایینتون باعث میشه اونقدرا معاشرتپذیر نباشید و واقعا کسی از شما خوشش نیاد.
این فقط درباره ارتباطهای اجتماعی روزمرهتون صدق نمیکنه. شما یک فرمانده جنگی رو تصور کن که قبل از شروع جنگ به سربازهاش بگه از خانوادههاتون خداحافظی کنید یا یه مربی فوتبال که قبل از ورود تیمش به زمین بهشون بگه ما باختیم.
اینقدر برچسب بدشانس و بدبخت به خودتون نزنید چون اگر هی تکرارش کنید، کم کم توی کارهاتون هم نمود پیدا میکنه و you reap what you sow و جدای از این که باورتون میشه یه بدبختی آسمانی روی زندگیتون نور انداخته، روی زندگیتون اثر میذاره و اون موقع جدا کردن فکرتون از بدبختیهایی که خودتون پیش آوردید برای تغییر این باور خیلی سختتر میشه.
اون اثری که امروز روی زندگیتون میذاره چیزیه که فردا حتی اگر ذهنیت بدبختیتون تغییر پیدا کنه، باز فرصتهاتون رو کم کرده و باید برای جبران زمان بذارید.
+ یه دلیل دیگه برای پیش مردم درباره شانس و زندگی و زمین و زمان غر نزدن اینه که هیچکس بدبختها رو دوست نداره =))
شما با این کار حتی شانسهای اجتماعیتون رو هم میکشید.
اینقدر درباره بدبختی غر بزن که ببینم کسی تنگ ماهیش رو دستت میده نگه داری یا نه؛ حالا چه برسه به زمینه ساختن یه دوستی جدید یا پیشنهاد کاری بعدی.
Make your own luck
دیشب یکی از اقوام نشسته بود درباره بدشانسیش صحبت میکرد و کیس کلاسیک همیشگی
آدمی که توی دوتا کار شکست میخوره یا دو جا بد بیاری میبینه و تصمیم میگیره دیگه هیچ کاری نکنه یا همه کارها رو با دید یه آدم بدشانس انجام بده.
شما وقتی یه بار تاس میاندازی یه شانس 6 آوردن داری ولی حدس بزن چی؟ وقتی دو بار تاس میاندازی دوتا شانس داری :))
هرچقدر بیشتر تاس بندازی، 6های بیشتری میاری.
حالا دو بار تاس باب میلت نچرخید اسم خودت رو بدشانس نذار.
علاوه بر این خیلی از کارهایی که انجام میدیم، پیشگوییمون دربارهشون اتفاق میافته. نه چون یه قدرت ماورایی هدایتشون میکنه [که شاید هم اون قدرت ماورایی این کار رو بکنه برای بعضیهامون] بلکه چون روحیه و فکری که درباره کارهامون داریم روی نه تنها میزان، که حتی نوع تلاشمون اثر میذاره.
مثال ساده میزنم. وقتی وارد یه اتاق میشید که پر از آدمهای جدیده، اگر از قبل استرس داشته باشید و تصور کنید که قراره کسی از شما خوشش نیاد، اعتماد به نفس پایینتون باعث میشه اونقدرا معاشرتپذیر نباشید و واقعا کسی از شما خوشش نیاد.
این فقط درباره ارتباطهای اجتماعی روزمرهتون صدق نمیکنه. شما یک فرمانده جنگی رو تصور کن که قبل از شروع جنگ به سربازهاش بگه از خانوادههاتون خداحافظی کنید یا یه مربی فوتبال که قبل از ورود تیمش به زمین بهشون بگه ما باختیم.
اینقدر برچسب بدشانس و بدبخت به خودتون نزنید چون اگر هی تکرارش کنید، کم کم توی کارهاتون هم نمود پیدا میکنه و you reap what you sow و جدای از این که باورتون میشه یه بدبختی آسمانی روی زندگیتون نور انداخته، روی زندگیتون اثر میذاره و اون موقع جدا کردن فکرتون از بدبختیهایی که خودتون پیش آوردید برای تغییر این باور خیلی سختتر میشه.
اون اثری که امروز روی زندگیتون میذاره چیزیه که فردا حتی اگر ذهنیت بدبختیتون تغییر پیدا کنه، باز فرصتهاتون رو کم کرده و باید برای جبران زمان بذارید.
+ یه دلیل دیگه برای پیش مردم درباره شانس و زندگی و زمین و زمان غر نزدن اینه که هیچکس بدبختها رو دوست نداره =))
شما با این کار حتی شانسهای اجتماعیتون رو هم میکشید.
اینقدر درباره بدبختی غر بزن که ببینم کسی تنگ ماهیش رو دستت میده نگه داری یا نه؛ حالا چه برسه به زمینه ساختن یه دوستی جدید یا پیشنهاد کاری بعدی.
Make your own luck
💯15❤4👍4🤡2👎1👀1
🏄♂ بعضی وقتها شبیه خودت نباش
دوستم از یه سفر طولانی از هرمز و هنگام و قشم برگشته و گفت امروز بریم بیرون.
طبق معمول کلی صحبت کردیم ولی یک بخش صحبتهای امشب خیلی ذوقزدهم کرد.
تولد امسالم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم که یه مهمونی بگیریم و من این دوستم رو با وجود این که بقیه مهمونها رو نمیشناخت و خیلی اهل مهمونی رفتن نیست دعوت کردم. دعوت رو قبول کرد و اومد و همون موقع هم گفت که خیلی بهش خوش گذشته و خوشحاله که اومده.
امشب بعد از چند ماه دوباره بهش اشاره کرد و داشت میگفت اومدن به تولد تو یه تصمیمی بود که یهویی گرفتم با این که سابقه نداشت چنین کاری کنم و بعدش یه تغییری رو توی خودم حس کردم که به خودم فرصت بیشتری برای چنین تجربههایی دادم. بعد از اون پیشنهاد سفرها و تورها و road tripها و... رو کمتر رد کردم و بیشتر پذیرفتم.
وقتی اینها رو میگفت ذوق توی چهرهش رو میدیدم و میدیدم که خوشحاله از این تغییر و فضای بیشتر به خودش دادن. خوشحاله که این لحظهها رو زندگی میکنه و ذوق داره برای ماجراجوییهای بیشتر.
گاهی اوقات شبیه خودتون نباشید و شبیه خودتون تصمیم نگیرید؛ شاید چیزهای جدید درباره خودتون کشف کردید و زندگیتون حتی اگر شده کمی رو به بهتر تغییر کرد =)
حتما لازم نیست تغییرهایی که به زندگیتون راه میدید از همون اول بزرگ باشه.
یه بار یه کتاب از قفسهای بردار که هیچوقت سراغش نرفتی.
همیشه قرار نیست خوب پیش بره و همیشه قرار نیست لذتبخش باشه ولی همیشه بهتون یه چیزی یاد میده.
دوستم از یه سفر طولانی از هرمز و هنگام و قشم برگشته و گفت امروز بریم بیرون.
طبق معمول کلی صحبت کردیم ولی یک بخش صحبتهای امشب خیلی ذوقزدهم کرد.
تولد امسالم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم که یه مهمونی بگیریم و من این دوستم رو با وجود این که بقیه مهمونها رو نمیشناخت و خیلی اهل مهمونی رفتن نیست دعوت کردم. دعوت رو قبول کرد و اومد و همون موقع هم گفت که خیلی بهش خوش گذشته و خوشحاله که اومده.
امشب بعد از چند ماه دوباره بهش اشاره کرد و داشت میگفت اومدن به تولد تو یه تصمیمی بود که یهویی گرفتم با این که سابقه نداشت چنین کاری کنم و بعدش یه تغییری رو توی خودم حس کردم که به خودم فرصت بیشتری برای چنین تجربههایی دادم. بعد از اون پیشنهاد سفرها و تورها و road tripها و... رو کمتر رد کردم و بیشتر پذیرفتم.
وقتی اینها رو میگفت ذوق توی چهرهش رو میدیدم و میدیدم که خوشحاله از این تغییر و فضای بیشتر به خودش دادن. خوشحاله که این لحظهها رو زندگی میکنه و ذوق داره برای ماجراجوییهای بیشتر.
گاهی اوقات شبیه خودتون نباشید و شبیه خودتون تصمیم نگیرید؛ شاید چیزهای جدید درباره خودتون کشف کردید و زندگیتون حتی اگر شده کمی رو به بهتر تغییر کرد =)
حتما لازم نیست تغییرهایی که به زندگیتون راه میدید از همون اول بزرگ باشه.
یه بار یه کتاب از قفسهای بردار که هیچوقت سراغش نرفتی.
همیشه قرار نیست خوب پیش بره و همیشه قرار نیست لذتبخش باشه ولی همیشه بهتون یه چیزی یاد میده.
🍓10👍9👎2❤1
Noora's 🚀
🏄♂ بعضی وقتها شبیه خودت نباش دوستم از یه سفر طولانی از هرمز و هنگام و قشم برگشته و گفت امروز بریم بیرون. طبق معمول کلی صحبت کردیم ولی یک بخش صحبتهای امشب خیلی ذوقزدهم کرد. تولد امسالم خیلی یهویی تصمیم گرفتیم که یه مهمونی بگیریم و من این دوستم رو با…
البته برای من این مسئله همیشه برعکس بوده. ADHD داشتن و impulsive بودن باعث میشد تقریبا به هیچ پیشنهادی [که خارج از چهارچوبهام نباشه] نه نگم و قطعا همین بوده که تنوع زیادی وارد زندگی من کرد ولی خب به همون میزان و حتی بیشتر راه chaos رو به زندگیم باز کرد که سوار chaos اولش سخته و کلی ضرر با خودش میاره.
یه وقتایی توی مسیر character developmentم باید به خودم یاد میدادم که شاید اگر به یه سری پیشنهادها «نه» بگی هم خوب باشه.
که خب راستش این کار سختتریه.
شاید یه عده از شما مثل من باشید اصلا و این توصیه بهتری باشه براتون 😗
یه وقتایی توی مسیر character developmentم باید به خودم یاد میدادم که شاید اگر به یه سری پیشنهادها «نه» بگی هم خوب باشه.
که خب راستش این کار سختتریه.
شاید یه عده از شما مثل من باشید اصلا و این توصیه بهتری باشه براتون 😗
👍10👎2👻2❤1
امروز باز هم همصحبت داشتم و بحث رسید به شباهت زبانهای فرانسوی و مثلا اسپانیایی و ایتالیایی.
اطلاعات رندم و احتمالا به درد نخوری که امروز میتونید با خوندن این متن به دست بیارید اینه که زبان رسمی امپراطوری روم لاتین بود. چون بنیانگذارهای این امپراطوری اهل لاتیوم [یه جایی توی ایتالیای امروزی] بودن و به خودشون هم لاتینی میگفتن و دیگه حدسش سخت نیست که زبانشون هم لاتین بوده. حتی وقتی که توی سده چهارم دین مسیحیت رو به عنوان دین رسمی انتخاب میکنن، زبان لاتین زبان رسمی این دین میشه و بعد با فتوحاتشون و گسترش دین مسیحیت این زبان رو به گوشه و کنار اروپا میبردن و واژههای لاتین وارد زبانهای غیر رومی میشدن.
اما خب با وجود این که لاتین زبان رسمی بوده، هر منطقه گویش خودش رو از این زبان داشته. مثل کشور خودمون که گویشهای مختلفی از فارسی داره.
بعد از سقوط امپراطوری روم و ایجاد شدن کشورهای کوچیکتر رفته رفته مسیر فرگشت فرهنگ و زبان مردم این کشورهای کوچیکتر از هم فاصله گرفت و گویشهای مختلفشون به زبانهای متفاوت تبدیل شد.
اینطور بود که زبانهای ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی، پرتغالی، اسپانیایی و رومانیایی از ریشه زبان لاتین ایجاد شدن.
به مجموعه این زبانها میگن Romance Languages. این زبانها کمکم جای زبان لاتین رو میگیرن و زبان لاتین به کلیسا و امور دینی محدود میشه.
بابت همینه که اگر شما یکی از این زبانها رو بلد باشید، به این معنیه که کلی کلمه از بقیه اون زبانها میدونید و فهمیدن
Non, je ne regrette rien
اونقدرا سخت نیست براتون.
این دوست سانتیمانتالمون هم بابت ایتالیایی و اسپانیایی بلد بودنش این جمله از یه آهنگ فرانسوی رو فهمید.
حتی زبانهای آلمانی و انگلیسی که ریشه Germanic دارن و قدیمیتر از زبانهای Romanceن هم به شدت تحت تاثیر این زبانها قرار گرفتن بابت جنگها و تغییر حکومتها.
مثلا سال ۱۰۶۶ نورمنها که وایکینگهای فرانسوی زبان بودن انگلستان رو فتح میکنن و تا چند قرن زبان فرانسوی، زبان طبقه حاکم بود و به دنبال این کلمههای فرانسوی زیادی (که خودشون ریشه لاتین دارن) وارد زبان انگلیسی میشن، حتی با وجود این که مردم عادی هنوز هم به زبان انگلیسی صحبت میکردن.
که همین توجیه میکنه چرا اسم شکل زنده حیوانات اونقدرا تحت تاثیر این وامواژگان قرار نمیگیره و sheep و cow و pig میمونه اما شکل طبخشده اونها اسمهای فرانسوی به خودش میگیره مثل beef و pork و mutton. این اسمها تحت تاثیر طبقهای که تولید میکردن و طبقهای که مصرف میکردن قرار میگیرن.
یا توی زبان انگلیسی کلمه royal ریشه فرانسوی داره ولی kingly ریشه ژرمن داره. یا government از ریشه فرانسوی میاد و rule از ریشه ژرمن.
زبان انگلیسی یک لایه از زبان فرانسوی رو بر پایه ژرمن خودش میگیره.
که البته این تنها راه سرایت کردن کلمات زبانها به همدیگه نبوده و هنر هم یه پل دیگه ایجاد میکرده و قطعا این مسیرها یکطرفه نبودن.
Non, je ne regrette rien
و باز هم شما میتونید حداقل با دیدن این جمله یاد regret بیفتید :))
متاسفانه این دوست سانتیمانتال ما خودش همه اینها رو میدونست و ذوق توضیح دادنم رو خراب کرد پس این اطلاعات رندم و به درد نخورم رو برای شما آوردم.
اطلاعات رندم و احتمالا به درد نخوری که امروز میتونید با خوندن این متن به دست بیارید اینه که زبان رسمی امپراطوری روم لاتین بود. چون بنیانگذارهای این امپراطوری اهل لاتیوم [یه جایی توی ایتالیای امروزی] بودن و به خودشون هم لاتینی میگفتن و دیگه حدسش سخت نیست که زبانشون هم لاتین بوده. حتی وقتی که توی سده چهارم دین مسیحیت رو به عنوان دین رسمی انتخاب میکنن، زبان لاتین زبان رسمی این دین میشه و بعد با فتوحاتشون و گسترش دین مسیحیت این زبان رو به گوشه و کنار اروپا میبردن و واژههای لاتین وارد زبانهای غیر رومی میشدن.
اما خب با وجود این که لاتین زبان رسمی بوده، هر منطقه گویش خودش رو از این زبان داشته. مثل کشور خودمون که گویشهای مختلفی از فارسی داره.
بعد از سقوط امپراطوری روم و ایجاد شدن کشورهای کوچیکتر رفته رفته مسیر فرگشت فرهنگ و زبان مردم این کشورهای کوچیکتر از هم فاصله گرفت و گویشهای مختلفشون به زبانهای متفاوت تبدیل شد.
اینطور بود که زبانهای ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی، پرتغالی، اسپانیایی و رومانیایی از ریشه زبان لاتین ایجاد شدن.
به مجموعه این زبانها میگن Romance Languages. این زبانها کمکم جای زبان لاتین رو میگیرن و زبان لاتین به کلیسا و امور دینی محدود میشه.
بابت همینه که اگر شما یکی از این زبانها رو بلد باشید، به این معنیه که کلی کلمه از بقیه اون زبانها میدونید و فهمیدن
Non, je ne regrette rien
اونقدرا سخت نیست براتون.
این دوست سانتیمانتالمون هم بابت ایتالیایی و اسپانیایی بلد بودنش این جمله از یه آهنگ فرانسوی رو فهمید.
حتی زبانهای آلمانی و انگلیسی که ریشه Germanic دارن و قدیمیتر از زبانهای Romanceن هم به شدت تحت تاثیر این زبانها قرار گرفتن بابت جنگها و تغییر حکومتها.
مثلا سال ۱۰۶۶ نورمنها که وایکینگهای فرانسوی زبان بودن انگلستان رو فتح میکنن و تا چند قرن زبان فرانسوی، زبان طبقه حاکم بود و به دنبال این کلمههای فرانسوی زیادی (که خودشون ریشه لاتین دارن) وارد زبان انگلیسی میشن، حتی با وجود این که مردم عادی هنوز هم به زبان انگلیسی صحبت میکردن.
که همین توجیه میکنه چرا اسم شکل زنده حیوانات اونقدرا تحت تاثیر این وامواژگان قرار نمیگیره و sheep و cow و pig میمونه اما شکل طبخشده اونها اسمهای فرانسوی به خودش میگیره مثل beef و pork و mutton. این اسمها تحت تاثیر طبقهای که تولید میکردن و طبقهای که مصرف میکردن قرار میگیرن.
یا توی زبان انگلیسی کلمه royal ریشه فرانسوی داره ولی kingly ریشه ژرمن داره. یا government از ریشه فرانسوی میاد و rule از ریشه ژرمن.
زبان انگلیسی یک لایه از زبان فرانسوی رو بر پایه ژرمن خودش میگیره.
که البته این تنها راه سرایت کردن کلمات زبانها به همدیگه نبوده و هنر هم یه پل دیگه ایجاد میکرده و قطعا این مسیرها یکطرفه نبودن.
Non, je ne regrette rien
و باز هم شما میتونید حداقل با دیدن این جمله یاد regret بیفتید :))
متاسفانه این دوست سانتیمانتال ما خودش همه اینها رو میدونست و ذوق توضیح دادنم رو خراب کرد پس این اطلاعات رندم و به درد نخورم رو برای شما آوردم.
👍8❤🔥3❤3👎2🍓2
Non, je ne regrette rien
Édith Piaf
Non, rien de rien
Non, je ne regrette rien
Ni le bien qu'on m'a fait
Ni le mal
Non, je ne regrette rien
Ni le bien qu'on m'a fait
Ni le mal
❤6👎2
Noora's 🚀
امروز باز هم همصحبت داشتم و بحث رسید به شباهت زبانهای فرانسوی و مثلا اسپانیایی و ایتالیایی. اطلاعات رندم و احتمالا به درد نخوری که امروز میتونید با خوندن این متن به دست بیارید اینه که زبان رسمی امپراطوری روم لاتین بود. چون بنیانگذارهای این امپراطوری…
خوشحال میشم میبینم برای دیگران میفرستید این پستها رو
We could run Random Useless Information Keepers Club :)))
We could run Random Useless Information Keepers Club :)))
🐳9❤4👍2👎2🍓1👻1
