🧮👩🏻💼 Product Management
امروز روز اول من به عنوان یه "مدیر محصول"ه.
مدیر محصول چه کاری انجام میده؟
مدیر محصول در ارتباط دائم با مشتریهاست و صدای اونها رو میشنوه تا به طور مرتب برای بهبود محصول ایده بیاره و برنامهریزی کنه. همچنین، براساس بازخوردهای مشتری میتونه نقشه راه تیم توی بازار رو بازطراحی و اصلاح کنه.
👩🏻💻 پس یک مدیر محصول با جمعآوری اطلاعات، نقشه راه و استراتژیهای لازم برای رسیدن به هدفگذاریها و چشماندازهای تیم رو طراحی میکنه و علاوه بر این، دائما در حال بررسی محصول از دید خودش و دید مشتریه برای این که همراه با تیم (یا بقیه سازمان)، نقاط ضعف محصول رو پیدا و اصلاح کنه و علاوه بر برطرف کردن نقاط ضعف و نقصها، بعد از پیدا کردن نقاط قوت محصول، اونها رو تقویت کنه. بعد از این مراحل دوباره محصول تست میشه تا چرخه جدیدی از بررسی و اصلاح محصول شروع بشه.
🤖 چرا مدیریت محصول برای یک تیم یا سازمان اهمیت داره؟
چون توی دورهای هستیم که تکنولوژی به سرعت در حال گسترشه و باید محصول خودمون رو برای داشتن مزیت رقابتی نسبت به تیمهای دیگه مدام بهبود بدیم و بهروز کنیم.
امروز روز اول من به عنوان یه "مدیر محصول"ه.
مدیر محصول چه کاری انجام میده؟
مدیر محصول در ارتباط دائم با مشتریهاست و صدای اونها رو میشنوه تا به طور مرتب برای بهبود محصول ایده بیاره و برنامهریزی کنه. همچنین، براساس بازخوردهای مشتری میتونه نقشه راه تیم توی بازار رو بازطراحی و اصلاح کنه.
👩🏻💻 پس یک مدیر محصول با جمعآوری اطلاعات، نقشه راه و استراتژیهای لازم برای رسیدن به هدفگذاریها و چشماندازهای تیم رو طراحی میکنه و علاوه بر این، دائما در حال بررسی محصول از دید خودش و دید مشتریه برای این که همراه با تیم (یا بقیه سازمان)، نقاط ضعف محصول رو پیدا و اصلاح کنه و علاوه بر برطرف کردن نقاط ضعف و نقصها، بعد از پیدا کردن نقاط قوت محصول، اونها رو تقویت کنه. بعد از این مراحل دوباره محصول تست میشه تا چرخه جدیدی از بررسی و اصلاح محصول شروع بشه.
🤖 چرا مدیریت محصول برای یک تیم یا سازمان اهمیت داره؟
چون توی دورهای هستیم که تکنولوژی به سرعت در حال گسترشه و باید محصول خودمون رو برای داشتن مزیت رقابتی نسبت به تیمهای دیگه مدام بهبود بدیم و بهروز کنیم.
❤2👍1
Noora's 🚀
🧮👩🏻💼 Product Management امروز روز اول من به عنوان یه "مدیر محصول"ه. مدیر محصول چه کاری انجام میده؟ مدیر محصول در ارتباط دائم با مشتریهاست و صدای اونها رو میشنوه تا به طور مرتب برای بهبود محصول ایده بیاره و برنامهریزی کنه. همچنین، براساس بازخوردهای…
پایینتر یه کتاب میفرستم به اسم رهبری محصول که مارتین اریکسون (به همراه دو نفر دیگه :)).) نوشته.
توی این کتاب با حدود ۱۰۰ مدیر محصول موفق مصاحبه کردن و از این مصاحبهها دید (Insight)، روش و تکنینکهای خوب توی این کار رو مرتب کردن برای مطالعه.
توی این کتاب با حدود ۱۰۰ مدیر محصول موفق مصاحبه کردن و از این مصاحبهها دید (Insight)، روش و تکنینکهای خوب توی این کار رو مرتب کردن برای مطالعه.
Richard_Banfield,_Martin_Eriksson,_Nate_Walkingshaw_Product_Leadership.pdf
10.8 MB
📕 Product Leadership: How Top Product Managers Launch Awesome Products and Build Successful Teams
Authors: Richard Banfield, Martin Eriksson, Nate Walkingshaw
Publisher: O’Reilly Media
Year: 2017
Authors: Richard Banfield, Martin Eriksson, Nate Walkingshaw
Publisher: O’Reilly Media
Year: 2017
🔥1
hudson1960.pdf
480.1 KB
[یه مقالهست از لیام هادسون در نقد کرایتریای اصلی بودن نمرات دوره BSc توی گرفتن پوزیشن یا گرنت تحقیقاتی]
📄 DEGREE CLASS AND ATTAINMENT IN SCIENTIFIC RESEARCH
📑 British Journal of Psychology
✏️ HUDSON, L. (1960)
🔗 doi:10.1111/j.2044-8295.1960.tb00726.x
📄 DEGREE CLASS AND ATTAINMENT IN SCIENTIFIC RESEARCH
📑 British Journal of Psychology
✏️ HUDSON, L. (1960)
🔗 doi:10.1111/j.2044-8295.1960.tb00726.x
👍1
🏝📄 من همیشه برای بازههای تعطیلاتم برنامهریزی میکنم و سعی میکنم تا آخر تعطیلات بین دو ترم، عید یا تابستون یکی یکی کارها رو انجام بدم و از لیست خط بزنم.
💡 این تعطیلات تابستون یه چیز جدید به عادتم اضافه کردم.
یه کانال تلگرام ساختم و توش هر شب مینویسم که اون روز چه کارهایی انجام دادم.
برام track کردن کارها واقعا اهمیتی نداره و ممکنه هیچوقت برنگردم به پستها نگاه کنم که عه فلان روز فلان کار رو کردم؛ پس چرا انجامش میدم؟ چون باعث میشه یه تعهد ذهنی به برنامهم برام ایجاد بشه. از صبح که بیدار میشم حواسم هست که فلان کارها رو انجام بدم شب دستم پر باشه :))
نتیجهش عالی شده 🧚🏼♀
بهرهوریم خیلی خیلی خوب بوده توی این ۱۰ روزی که این کار رو تست کردم.
👾 خلاصه که به شما هم پیشنهاد میکنم.
💡 این تعطیلات تابستون یه چیز جدید به عادتم اضافه کردم.
یه کانال تلگرام ساختم و توش هر شب مینویسم که اون روز چه کارهایی انجام دادم.
برام track کردن کارها واقعا اهمیتی نداره و ممکنه هیچوقت برنگردم به پستها نگاه کنم که عه فلان روز فلان کار رو کردم؛ پس چرا انجامش میدم؟ چون باعث میشه یه تعهد ذهنی به برنامهم برام ایجاد بشه. از صبح که بیدار میشم حواسم هست که فلان کارها رو انجام بدم شب دستم پر باشه :))
نتیجهش عالی شده 🧚🏼♀
بهرهوریم خیلی خیلی خوب بوده توی این ۱۰ روزی که این کار رو تست کردم.
👾 خلاصه که به شما هم پیشنهاد میکنم.
👍15👾3❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای فردا سراغ من بیا با همراهی گروه کُر بهار به سرپرستی آرش فولادوند | بهار ۱۴۰۱ - پاریس
لینک یوتوب:
https://youtu.be/tg3hmIIcYPs
لینک یوتوب:
https://youtu.be/tg3hmIIcYPs
❤2🌚2
دیشب یه کانال درباره درست نویسی فارسی گذاشتم که دو نفر گفتن مالک اون کانال، مالهکش نظامه به خاطر همین پاکش کردم.
به جاش یه کانال درست نویسی دیگه پیدا کردم :)
به جاش یه کانال درست نویسی دیگه پیدا کردم :)
❤9
📒 این کانال درباره درستنویسی فارسی مینویسه. شما میتونید هر روز یا هر چند وقت با صرف زمان کمی یه چیز بیشتر درباره نگارش فارسی یاد بگیرید.
📝https://t.iss.one/dorostnevisibapayam
📝https://t.iss.one/dorostnevisibapayam
❤5
negahi-bar-shive-negaresh-farsi_[www.ketabesabz.com].pdf
7.2 MB
📗 نگاهی بر شیوه نگارش فارسی
اصول نگارش و صحیحنویسی فارسی
📝 ادیک باغداساریان
اصول نگارش و صحیحنویسی فارسی
📝 ادیک باغداساریان
👍2❤1
🌾🌳 کار مفید با دستهای تمیز توی دوره دیکتاتوری
یکی از دانشمندهای مورد علاقه من Nikolai Vavilovه.
نیکولای ایوانویچ واویلوف یک گیاهشناس، ژنتیسین و متخصص کشاورزیِ اهل شوروی بود. عمرش رو وقف بهبود گیاههای مثل گندم، ذرت و حبوبات کرد که پشتوانه غذایی مهمی برای حفظ جمعیت بشری شناخته میشن.
🌱 پدرش بابت قحطی غذا و شکستهای کشاورزی شوروی، توی فقر بزرگ میشه. همین باعث شد نیکولای از سن کم به پایان قحطی و گرسنگی توی دنیا علاقهمند بشه. سال ۱۹۰۶ وارد آکادمی علوم کشاورزی Petrovsky شد و سال ۱۹۱۰ از همون آکادمی فارغ التحصیل شد. بعد از اون زندگی حرفهایش به عنوان یک گیاه شناس شروع شد. سال ۱۹۱۳ تا ۱۹۱۴ طی سفرهای علمی به اروپا درباره گیاهها بیشتر مطالعه و تحقیق میکرد. از ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰ پروفسور دانشکده کشاورزی دانشگاه Saratov شد و از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۵ هم مدیر آکادمی علوم کشاورزی شد (Lenin All-Union Academy of Agricultural Sciences).
🔍 در حالی که روی نظریهش درباره منشاء گیاههای قابل کشت رو کار میکرد، سفرهای علمی مختلفی رو ترتیب میداد و از سر تا سر دنیا بذر گیاهها و دانه جمعآوری میکرد تا توی لنینگراد بزرگترین مجموعه بذر و دانه گیاهها رو بسازه (بعد از مرگش همکارهاش از این مجموعه توی جنگ جهانی با اسلحه چه در مقابل انسانها و چه در مقابل حیوان و خطرات جنگی حفاظت میکردن).
نیکولای وایلوف علاوه بر اینها موفقیتهای آکادمیک دیگهای هم داشت ولی قصد ندارم بیشتر از این بگم، تا همین جا کافیه برای درک این که چه دانشمند با پشتکار و جدیتی بود.
🍂 سرنوشت این چنین دانشمندی توی شوروی چی بود؟
سال ۱۹۳۶ کنگره علمیش کنسل شد؛ کنگره با تعویق برگزار شد. بعد از مدتی هم Palitburo (یکی از سازمانهای کمونیستی شوروی) سفرهاش رو ممنوع کرد.
استالین به دانشمندنمایی به اسم Lysenko اعتماد داشت و این لیسنکو به علم ژنتیک باور نداشت.
واویلوف این مسئله رو تهدیدی برای آینده علم کشاورزی روسیه میدید و چه توی کشور خودش و چه توی سفرهایی که میرفت لیسنکو رو نقد میکرد.
اما به هر حال چون استالین به نظرات لیسنکو اعتماد داشت، بقیه دولت شوروی هم به جای نیکولای، اون رو قبول داشتن. اونها فکر میکردن نیکولای قصد داره با دانشِ بد و جعلی به کشاورزی روسیه آسیب وارد کنه.
اونها این شک به نیکولای رو با وصل کردن کارهای واویلوف به همکارهاش که متهم بودن به جاسوسی. گویا بعضی از اونها هم برای آزادی خودشون شهادت دروغ علیه نیکلای دادن.
همه اینها در کنار توطئههای لیسنکو علیه نیکولای واویلوف (چون واویلوف رو سد راه و منافع خودش میدید) به علاوه تصمیمات منتهی به شکست استالین توی کشاورزی که منجر شدن به قحطی، و نیاز بود گردن کسی انداخته بشن، برای نیکولای گرون تمام شدن.
در نهایت،
سال ۱۹۴۰ نیکولای رو توی سفر علمیش به اوکراین دستگیر کردن. سال ۱۹۴۱ حکمش اعدام اعلام شد و سال ۱۹۴۲ این حکم به ۲۰ سال زندان تغییر کرد. اما سال ۱۹۴۳ بابت شرایط سخت زندانهای شوروری و گرسنگی توی زندان مرد.
🪦 مردی که سعی میکرد دنیا رو از گرسنگی نجات بده و برای این هدفش به پنج قاره سفر کرده بود، خودش از گرسنگی مرد.
.................................................
پینوشت: گویا از داستان زندگیش یک کتاب وجود داره با مشخصات زیر
Murder of Nikolai Vavilov: The Story of the Persecution of One of the Great Scientists of the 20th Century, Peter Pringle
یکی از دانشمندهای مورد علاقه من Nikolai Vavilovه.
نیکولای ایوانویچ واویلوف یک گیاهشناس، ژنتیسین و متخصص کشاورزیِ اهل شوروی بود. عمرش رو وقف بهبود گیاههای مثل گندم، ذرت و حبوبات کرد که پشتوانه غذایی مهمی برای حفظ جمعیت بشری شناخته میشن.
🌱 پدرش بابت قحطی غذا و شکستهای کشاورزی شوروی، توی فقر بزرگ میشه. همین باعث شد نیکولای از سن کم به پایان قحطی و گرسنگی توی دنیا علاقهمند بشه. سال ۱۹۰۶ وارد آکادمی علوم کشاورزی Petrovsky شد و سال ۱۹۱۰ از همون آکادمی فارغ التحصیل شد. بعد از اون زندگی حرفهایش به عنوان یک گیاه شناس شروع شد. سال ۱۹۱۳ تا ۱۹۱۴ طی سفرهای علمی به اروپا درباره گیاهها بیشتر مطالعه و تحقیق میکرد. از ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰ پروفسور دانشکده کشاورزی دانشگاه Saratov شد و از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۵ هم مدیر آکادمی علوم کشاورزی شد (Lenin All-Union Academy of Agricultural Sciences).
🔍 در حالی که روی نظریهش درباره منشاء گیاههای قابل کشت رو کار میکرد، سفرهای علمی مختلفی رو ترتیب میداد و از سر تا سر دنیا بذر گیاهها و دانه جمعآوری میکرد تا توی لنینگراد بزرگترین مجموعه بذر و دانه گیاهها رو بسازه (بعد از مرگش همکارهاش از این مجموعه توی جنگ جهانی با اسلحه چه در مقابل انسانها و چه در مقابل حیوان و خطرات جنگی حفاظت میکردن).
نیکولای وایلوف علاوه بر اینها موفقیتهای آکادمیک دیگهای هم داشت ولی قصد ندارم بیشتر از این بگم، تا همین جا کافیه برای درک این که چه دانشمند با پشتکار و جدیتی بود.
🍂 سرنوشت این چنین دانشمندی توی شوروی چی بود؟
سال ۱۹۳۶ کنگره علمیش کنسل شد؛ کنگره با تعویق برگزار شد. بعد از مدتی هم Palitburo (یکی از سازمانهای کمونیستی شوروی) سفرهاش رو ممنوع کرد.
استالین به دانشمندنمایی به اسم Lysenko اعتماد داشت و این لیسنکو به علم ژنتیک باور نداشت.
واویلوف این مسئله رو تهدیدی برای آینده علم کشاورزی روسیه میدید و چه توی کشور خودش و چه توی سفرهایی که میرفت لیسنکو رو نقد میکرد.
اما به هر حال چون استالین به نظرات لیسنکو اعتماد داشت، بقیه دولت شوروی هم به جای نیکولای، اون رو قبول داشتن. اونها فکر میکردن نیکولای قصد داره با دانشِ بد و جعلی به کشاورزی روسیه آسیب وارد کنه.
اونها این شک به نیکولای رو با وصل کردن کارهای واویلوف به همکارهاش که متهم بودن به جاسوسی. گویا بعضی از اونها هم برای آزادی خودشون شهادت دروغ علیه نیکلای دادن.
همه اینها در کنار توطئههای لیسنکو علیه نیکولای واویلوف (چون واویلوف رو سد راه و منافع خودش میدید) به علاوه تصمیمات منتهی به شکست استالین توی کشاورزی که منجر شدن به قحطی، و نیاز بود گردن کسی انداخته بشن، برای نیکولای گرون تمام شدن.
در نهایت،
سال ۱۹۴۰ نیکولای رو توی سفر علمیش به اوکراین دستگیر کردن. سال ۱۹۴۱ حکمش اعدام اعلام شد و سال ۱۹۴۲ این حکم به ۲۰ سال زندان تغییر کرد. اما سال ۱۹۴۳ بابت شرایط سخت زندانهای شوروری و گرسنگی توی زندان مرد.
🪦 مردی که سعی میکرد دنیا رو از گرسنگی نجات بده و برای این هدفش به پنج قاره سفر کرده بود، خودش از گرسنگی مرد.
.................................................
پینوشت: گویا از داستان زندگیش یک کتاب وجود داره با مشخصات زیر
Murder of Nikolai Vavilov: The Story of the Persecution of One of the Great Scientists of the 20th Century, Peter Pringle
👍16💔4
Noora's 🚀
🌾🌳 کار مفید با دستهای تمیز توی دوره دیکتاتوری یکی از دانشمندهای مورد علاقه من Nikolai Vavilovه. نیکولای ایوانویچ واویلوف یک گیاهشناس، ژنتیسین و متخصص کشاورزیِ اهل شوروی بود. عمرش رو وقف بهبود گیاههای مثل گندم، ذرت و حبوبات کرد که پشتوانه غذایی مهمی برای…
🪖 توی محاصره لنینگراد از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴، دولت شوروری دستور تخلیه موزه هرمیتاژ از آثار هنری رو داد ولی کاری برای حفاظت از بانک بذر و دانه لنینگراد نکرد. این بانک بیشتر از دویست و پنجاه هزار نمونه بذر، دانه، ریشه و میوه رو داشت.
یک گروه از دانشمندهای همکاری واویلوف، نمونهها رو بستهبندی و به زیرزمین منتقل میکنن.
هر کدوم از اونها توی شیفت خودش از این نمونهها در برابر شرایط جنگ، جوندهها و حشرات و آدمهای گرسنه حفاظت میکنن. بعضی از اونها توی انتهای محاصره از گرسنگی میمیرن ولی حاضر نمیشن که از بذرها برای زنده موندن خودشون تغذیه کنن.
سال ۱۹۴۳ که آلمانیها توی جنگ پیشروی کرده بودن، بخشی از این نمونهها رو به انستیتو ژنتیک گیاهی Schutzstaffel منتقل میکنن.
🎖 به لطف این بانک بذر و دانه و مطالعههای نیکولای واویلوف روی گیاههاست که علم کشاورزی امروز به چنین رشدی رسیده و گیاههایی که از امروز ازشون تغذیه میکنیم تعدادیشون حاصل مطالعههای واویلوف روی breeding گیاههاست. درسته که نیکولای مرد ولی اثر بزرگش توی علم گیاهشناسی و کشاورزی ماندگاره.
یک گروه از دانشمندهای همکاری واویلوف، نمونهها رو بستهبندی و به زیرزمین منتقل میکنن.
هر کدوم از اونها توی شیفت خودش از این نمونهها در برابر شرایط جنگ، جوندهها و حشرات و آدمهای گرسنه حفاظت میکنن. بعضی از اونها توی انتهای محاصره از گرسنگی میمیرن ولی حاضر نمیشن که از بذرها برای زنده موندن خودشون تغذیه کنن.
سال ۱۹۴۳ که آلمانیها توی جنگ پیشروی کرده بودن، بخشی از این نمونهها رو به انستیتو ژنتیک گیاهی Schutzstaffel منتقل میکنن.
🎖 به لطف این بانک بذر و دانه و مطالعههای نیکولای واویلوف روی گیاههاست که علم کشاورزی امروز به چنین رشدی رسیده و گیاههایی که از امروز ازشون تغذیه میکنیم تعدادیشون حاصل مطالعههای واویلوف روی breeding گیاههاست. درسته که نیکولای مرد ولی اثر بزرگش توی علم گیاهشناسی و کشاورزی ماندگاره.
👍16❤7🔥4
Forwarded from امیررضا بهرامنی
d41586-023-02120-8.pdf
303 KB
چند روز پیش هم یک اتفاق خیلی جالبی افتاد که البته زیادم راجع بهش صحبت شد.
ماجرا از این قرار بوده که دیوید چالمرز (فیلسوف ذهن بسیار قوی و معروف) و کریستوف کوخ (نوروساینتیست بسیار قوی و معروف) در سال 1998 با هم شرط میبندن که آیا تا ٢۵ سال دیگه ما نظریهای نورونی برای توضیح آگاهی (Consciousness) داریم یا نه.
طبیعتا چالمرز میگفته نه (و کلا یجورایی میگه غیرممکنه) و کوخ میگفته اره
چند روز پیش این موعد ٢۵ ساله به سر رسید و چالمرز شرط رو برد! براش مراسم جالبی هم گرفتن.
متن بالا هم خلاصهای از ماجرای این شرط بندی معروفه.
البته این شرط بندی بکگراند مهمی هم داشته. چالمرز درحال بسط ایده مسئله سخت آگاهی بوده و کوخ هم با فرانسیس کریک روی Neural Correlates of Consciousness کار میکردن.
بهرحال فعلا که ایده خوبی برای ریشه آگاهی در مغز نداریم و بنظر میاد که حق با چالمرزه!
@bahramani_ch
ماجرا از این قرار بوده که دیوید چالمرز (فیلسوف ذهن بسیار قوی و معروف) و کریستوف کوخ (نوروساینتیست بسیار قوی و معروف) در سال 1998 با هم شرط میبندن که آیا تا ٢۵ سال دیگه ما نظریهای نورونی برای توضیح آگاهی (Consciousness) داریم یا نه.
طبیعتا چالمرز میگفته نه (و کلا یجورایی میگه غیرممکنه) و کوخ میگفته اره
چند روز پیش این موعد ٢۵ ساله به سر رسید و چالمرز شرط رو برد! براش مراسم جالبی هم گرفتن.
متن بالا هم خلاصهای از ماجرای این شرط بندی معروفه.
البته این شرط بندی بکگراند مهمی هم داشته. چالمرز درحال بسط ایده مسئله سخت آگاهی بوده و کوخ هم با فرانسیس کریک روی Neural Correlates of Consciousness کار میکردن.
بهرحال فعلا که ایده خوبی برای ریشه آگاهی در مغز نداریم و بنظر میاد که حق با چالمرزه!
@bahramani_ch
🔥8
🤖 تفکر طراحی
این عکس رو توی توییتر دیدم، یاد دو تا چیز افتادم، یکی این که شروع کردن مهمترین قدمه.
💡 چیز دیگهای که یادم اومد تفکر طراحی یا همون Desgin Thinkingه.
توی روش تفکر طراحی موقع حل مسائل، شما اول کار رو شروع میکنید و یه نمونه اولیه میسازید و بعد تست میکنید و طی تست کردن میفهمید فیچر بعدی باید چی باشه، کجاش رو باید درست کنید و چه ویژگیای داشته باشه بهتره.
🥸 یعنی این روش مبتنی بر ایدهسازیهای پیچیده نیست.
خیلی ساده
یه ایده اولیه دارید
براش یه پروتوتایپ خیلی ساده میسازید و میدید دست کسایی [مشتری، مخاطب یا هر چی] که پروتوتایپ رو براشون ساختید و براساس بازخوردی که بهتون میدن بفهمید چه نیازهایی رو پوشش دادید، چه نیازهایی از دل تست کردن بیرون اومدن و متوجه شدید و مشتری واقعا چی میخواد.
👾 تفکر طراحی به بازخورد انسانی وابستهت تا به فرضیاتی که شما دارید. خوبیش اینه که فرضیات شما قبل از شروع کار احتمال داره غلط باشن ولی وقتی براساس بازخورد انسانی محصول رو میسازید حدود ۱۰۰٪ مطمئنید که نیاز مشتری و بازاره و به دردشون میخوره، پس ازش استقبال میشه.
📒 توصیه میکنم خودتون دربارهش بیشتر بخونید.
این عکس رو توی توییتر دیدم، یاد دو تا چیز افتادم، یکی این که شروع کردن مهمترین قدمه.
💡 چیز دیگهای که یادم اومد تفکر طراحی یا همون Desgin Thinkingه.
توی روش تفکر طراحی موقع حل مسائل، شما اول کار رو شروع میکنید و یه نمونه اولیه میسازید و بعد تست میکنید و طی تست کردن میفهمید فیچر بعدی باید چی باشه، کجاش رو باید درست کنید و چه ویژگیای داشته باشه بهتره.
🥸 یعنی این روش مبتنی بر ایدهسازیهای پیچیده نیست.
خیلی ساده
یه ایده اولیه دارید
براش یه پروتوتایپ خیلی ساده میسازید و میدید دست کسایی [مشتری، مخاطب یا هر چی] که پروتوتایپ رو براشون ساختید و براساس بازخوردی که بهتون میدن بفهمید چه نیازهایی رو پوشش دادید، چه نیازهایی از دل تست کردن بیرون اومدن و متوجه شدید و مشتری واقعا چی میخواد.
👾 تفکر طراحی به بازخورد انسانی وابستهت تا به فرضیاتی که شما دارید. خوبیش اینه که فرضیات شما قبل از شروع کار احتمال داره غلط باشن ولی وقتی براساس بازخورد انسانی محصول رو میسازید حدود ۱۰۰٪ مطمئنید که نیاز مشتری و بازاره و به دردشون میخوره، پس ازش استقبال میشه.
📒 توصیه میکنم خودتون دربارهش بیشتر بخونید.
👍7👎1🔥1
Noora's 🚀
🤖 تفکر طراحی این عکس رو توی توییتر دیدم، یاد دو تا چیز افتادم، یکی این که شروع کردن مهمترین قدمه. 💡 چیز دیگهای که یادم اومد تفکر طراحی یا همون Desgin Thinkingه. توی روش تفکر طراحی موقع حل مسائل، شما اول کار رو شروع میکنید و یه نمونه اولیه میسازید و بعد…
البته ایده تفکر طراحی از این گستردهتره.
یه کتاب از HBR براتون پایینتر میفرستم. اگر دوست دارید با این روش بیشتر آشنا باشید میتونید بخونیدش.
[یکم توی مقالههای اولش هایلایت و آندرلاین داره چون کتاب رو از کسی گرفتم]
یه کتاب از HBR براتون پایینتر میفرستم. اگر دوست دارید با این روش بیشتر آشنا باشید میتونید بخونیدش.
[یکم توی مقالههای اولش هایلایت و آندرلاین داره چون کتاب رو از کسی گرفتم]
👍2
Harvard_Business_Review_HBR's_10_Must_Reads_on_Design_Thinking_with.pdf
27.5 MB
📗 On Design Thinking
Harvard Business Review
Harvard Business Review
👍4
✈️📊 ۲۹٪ از ویزاهای استارتآپی سال ۲۰۲۰ کانادا، به ایرانیها تعلق گرفته :))
این بیشتر بابت اوضاع اقتصادی بد بوده.
حالا با این جریانهای طاقچه و دیجیکالا و ازکی و... نامعلوم بودن آینده استارتآپ هم قراره روند مهاجرت کسب و کارها رو به شکل نمایی افزایش بده.
لینک منبع:
https://hatefcenter.org/fa/مهاجرت-استارتاپ-ها-نخبگان
@HatefCenter_org
این بیشتر بابت اوضاع اقتصادی بد بوده.
حالا با این جریانهای طاقچه و دیجیکالا و ازکی و... نامعلوم بودن آینده استارتآپ هم قراره روند مهاجرت کسب و کارها رو به شکل نمایی افزایش بده.
لینک منبع:
https://hatefcenter.org/fa/مهاجرت-استارتاپ-ها-نخبگان
@HatefCenter_org
👍4❤1👎1💔1
🏆 باهوش؟ بااستعداد؟ استثنائی؟
توی بخشی از کتاب "چرا دانشآموزان مدرسه را دوست ندارند" درباره این که چرا درست نیست به بچهها بگیم باهوش نوشته شده. نوشته بود که با تحسین هوش کودک به کودک القا میکنیم اگر مسائل رو به درستی حل میکنه به خاطر هوش اونه و نه سخت کوشیش؛ پس اگر مسئلهای رو حل نکنه اون رو به عنوان نشانهای برای حماقتش میگیره.
از تجربه شخصیم از gifted child syndrome میگم.
❤️🩹 من با این رنج بزرگ شدم.
از بچگی بهم میگفتن باهوش و ارزش شخصیت من روی این استوار شده بود.
اگر کاری میکردم که خلافش رو ثابت میکرد احساس بیارزشی میکردم.
گاهی اوقات هم تمام تلاشم رو میکردم چهرهای که از خودم میسازم منطبق باشه بر این صفتی که بهم نسبت میدادن.
ارزش شخصی من روی چیز شکننده و سستی ساخته شد که هر لحظه امکان فروپاشیش وجود داشت.
وقتی با چالشهایی مواجه شدم که از پس اونها برنمیاومدم به همین هوش شک کردم و ارزش خودم هم زیر سوال رفت و این باعث شد دچار فروپاشی روانی بشم.
برای من کلی سفر درونی و character development نیاز بود که بتونم خودم رو از اثر "باهوش" خطاب شدن از کودکی رها کنم.
🧮 چند تا از دوستام هم میگن تجربه مشابهی داشتن. یکیشون درباره فشار خارقالعاده بودن و کار بزرگ کردن میگه.
این هم زایده دنیای مدرنه.
دنیایی که داره به سرعت به سمت رشد و توسعه میره و آدمهایی که به این رشد و توسعه کمکی میکنن سرشناس میشن، بهشون افتخار میکنیم.
از بچگی بهمون میگن لازمه مثل این آدمها باشیم. با سریع و خشنها رقابت میکنیم و با دشمن فرضی برای اول شدن میجنگیم.
اونقدر برای این رشد و توسعه میجنگیم و رنج میکشیم که یادمون میره اصلا هدفش چیه و آیا ارزشش رو داره برای زندگی شخصیمون یا نه.
اگر گاهی سلامت روان شما هم بابت نرسیدن به اون تصویر ساخته ذهنتون، اول نشدن و بهترین نبودن متزلزل میشه، پیشنهاد میکنم کتاب هنر رندانه به تخم گرفتن رو بخونید.
یا عمون کتاب The Subtle Art of Not Giving a Fuck.
🎗 خودتون رو از تلاش برای "ترین" شدن [من جمله بهترین، برترین، اولین و...] رها کنید.
اولش آرامش خودتون رو پیدا کنید و قدردان چیزی که الان هستید باشید و یادتون باشه ارزش خودتون رو روی صفات و دستاوردها نسازید.
بعد از اون ساختن و رقابت و به دست آوردن توی اولویتهای بعدی قرار میگیرن.
توی بخشی از کتاب "چرا دانشآموزان مدرسه را دوست ندارند" درباره این که چرا درست نیست به بچهها بگیم باهوش نوشته شده. نوشته بود که با تحسین هوش کودک به کودک القا میکنیم اگر مسائل رو به درستی حل میکنه به خاطر هوش اونه و نه سخت کوشیش؛ پس اگر مسئلهای رو حل نکنه اون رو به عنوان نشانهای برای حماقتش میگیره.
از تجربه شخصیم از gifted child syndrome میگم.
❤️🩹 من با این رنج بزرگ شدم.
از بچگی بهم میگفتن باهوش و ارزش شخصیت من روی این استوار شده بود.
اگر کاری میکردم که خلافش رو ثابت میکرد احساس بیارزشی میکردم.
گاهی اوقات هم تمام تلاشم رو میکردم چهرهای که از خودم میسازم منطبق باشه بر این صفتی که بهم نسبت میدادن.
ارزش شخصی من روی چیز شکننده و سستی ساخته شد که هر لحظه امکان فروپاشیش وجود داشت.
وقتی با چالشهایی مواجه شدم که از پس اونها برنمیاومدم به همین هوش شک کردم و ارزش خودم هم زیر سوال رفت و این باعث شد دچار فروپاشی روانی بشم.
برای من کلی سفر درونی و character development نیاز بود که بتونم خودم رو از اثر "باهوش" خطاب شدن از کودکی رها کنم.
🧮 چند تا از دوستام هم میگن تجربه مشابهی داشتن. یکیشون درباره فشار خارقالعاده بودن و کار بزرگ کردن میگه.
این هم زایده دنیای مدرنه.
دنیایی که داره به سرعت به سمت رشد و توسعه میره و آدمهایی که به این رشد و توسعه کمکی میکنن سرشناس میشن، بهشون افتخار میکنیم.
از بچگی بهمون میگن لازمه مثل این آدمها باشیم. با سریع و خشنها رقابت میکنیم و با دشمن فرضی برای اول شدن میجنگیم.
اونقدر برای این رشد و توسعه میجنگیم و رنج میکشیم که یادمون میره اصلا هدفش چیه و آیا ارزشش رو داره برای زندگی شخصیمون یا نه.
اگر گاهی سلامت روان شما هم بابت نرسیدن به اون تصویر ساخته ذهنتون، اول نشدن و بهترین نبودن متزلزل میشه، پیشنهاد میکنم کتاب هنر رندانه به تخم گرفتن رو بخونید.
یا عمون کتاب The Subtle Art of Not Giving a Fuck.
🎗 خودتون رو از تلاش برای "ترین" شدن [من جمله بهترین، برترین، اولین و...] رها کنید.
اولش آرامش خودتون رو پیدا کنید و قدردان چیزی که الان هستید باشید و یادتون باشه ارزش خودتون رو روی صفات و دستاوردها نسازید.
بعد از اون ساختن و رقابت و به دست آوردن توی اولویتهای بعدی قرار میگیرن.
❤18👍6