ancientworld | جهان باستان
86.2K subscribers
10.2K photos
1.18K videos
78 files
173 links
🔺جهان باستان اولين و بهترين رسانه در زمينه ناگفته هاى باستانى و تاريخى


ببخشید که فعالیتمون خیلی کم شده؛ امیدوارم روزی دوباره بتونم مثل قبل فعالیت کنم🙏🏻
Download Telegram
باستان‌ شناسان در خرابه‌ های شهر چان چان در پرو، دست‌ ساخته اى‌‌ ارتباطاتی کشف کردند که مربوط به 1200 سال پیش است و میتوان گفت که #اولين نمونه فناوری تلفن در جهان به شمار ميرود!

@ancientworld
چان چان #بزرگترین شهر خشتی جهان واقع در كشور پرو است كه حدود سال 850 پيش از ميلاد ساخته شده. این شهر پیش تر پایتخت تمدن چیمو بوده و قلمرو آن به طول هزاران کیلومتر گسترده بوده است.

@ancientworld
#حكايت

زاهدی گفت : روزی به گورستان رفتم و بهلول را در آنجا دیدم پرسیدمش اینجا چه می کنی؟
گفت : با مردمانی همنشینی همی کنم که آزارم نمی دهند اگر از عقبیٰ غافل شوم یاد آوریم می کنند و اگر غایب شوم غیبتم نمی کنند...

@ancientworld
نمايى از تنگه سالامیس و کوه ایژالیوس در خاک اروپا که خشایارشا #هخامنشی از فراز همین کوه در سال 480 پیش از میلاد نظاره گر جنگ بین ایران و یونان بود...


@ancientworld
خودروى لوكس ساخت ایران در سال 1350 که طراحی بسيار زيبايى داشت اما هیچوقت به توليد انبوه نرسيد...

@ancientworld
کشف اسکلت کامل انسان با بیش از 2 متر قد در سيمره لرستان و مربوط به دوره ساسانى! دریچه ای جدید به روی دانشمندان گشود.

*تدفين هاى دوره #ساسانى در ايران بسيار نادر هستند

@ancientworld
در دوره اى كه در تمام جوامع زنان درجه و جايگاه پايينترى نسبت به مردان داشتند، در #مصر باستان (همچون ايران باستان) زنان از حقوق قانوى، آزادى، و عزت و احترام بالايى برخوردار بودند.

@ancientworld
جمجمه هاى كريستالى منصوب به تمدن #مايا كه ادعا ميشد با كمك علوم و ابزار ناشناخته و موجودات بيگانه ساخته شده اند. طى تحقيقات سال 1930 تا 2009 تمامى اين جمجمه ها جعلى و محصول قرن 19 شناخته شدند!

💀
هفت گناه اجتماعی از ديد #گاندی:

1. کسب ثروت بدون تلاش
2. لذت و خوشی بدون وجدان
3. دانش بدون منش
4. تجارت بدون اخلاق
5. علم بدون انسانیت
6. پرستش بدون فداکاری
7. سیاست بدون اصول


@ancientworld
"مری ان مک لود" در سال 1929 به طور غیر قانونی (از اسكاتلند) به آمریکا مهاجرت کرد.

این مهاجر، مادر #ترامپ بود!!

@ancientworld
جهان سوم جايي است كه مردمش به فکر "آمدن" یك روز خوب هستند نه "آوردنش"...!

👤 #میشل_فوکو

يه روز خوب مياد...

@ancientworld
گردنبند بسيار زيباى #سلجوقى از جنس طلا با تزیینات سنگهای گران قيمت. مربوط به قرن 12 ميلادى. محل نگهدارى: حراجی کریستی

@ancientworld
شرح ساخت #اولين ساعت چرخ دنده ای زنگ دار جهان در کتاب "الكواكب الدرية في البنكامات الدورية" نوشته علامه تقى الدين شامی در 5 قرن پیش، دو قرن قبل از ساخت ساعت "هریسون"

@ancientworld
#موميايى 1500 ساله يك زن مغول كه در منطقه سيبرى كشف شد. نكته عجيب كفش هاى اين موميايى است كه بسيار شباهت با كفش هاى شركت آديداس دارد!

@ancientworld
تصوير زيبايى از #مصر و صحراى تاريخى سينا از ايستگاه فضايى

از دوران دودمان یکم مصر یا پیش از آن، مصریان در دو نقطه از صحرای سینا فیروزه استخراج می‌ کردند.

@ancientworld
برج آزادى در حال ساخت

برج آزادی که پیش از انقلاب ۱۳۵۷، به نام برج شهیاد شناخته میشد، يكى از اصلی ‌ترین نمادهای شهر تهران است كه تقریبا در همه جای دنیا ایران را با این نماد میشناسند

@ancientworld
باربَد، نامورترین موسیقی‌دان، شاعر، بربط نواز و خواننده دوران #ساسانی در زمان پادشاهی خسرو پرویز است. بیربادیوس یا باربادیوس نام‌ های احتمالی یونانی باربد ساسانی هستند.

@ancientworld
هنوز هم میراث باربَد در گوشه ‌های دستگاه ‌های موسیقی ایرانی بر جای مانده است. او برای #اولین بار در جهان دستگاه موسيقيى به نام سرود خسروانی خلق کرد؛ که آن را به خسرو پرویز پادشاه ایران تقدیم نمود.

🎻🎼
تصويرى مربوط به سال 1930 كه در يك مجله آلمانى به چاپ رسيده بود، تجسم آن زمان از تلفن هاى همراه تصورى در آينده را نشان ميدهد!

@ancientworld
#حكايت

گويند كه روزى #سلیمان نبی در سرای خویش نشسته بود که مردی سراسیمه از در درآمد. سلام کرد و بر دامن سلیمان چنگ انداخت که به دادم برس. سلیمان با تعجب به چهره آن مرد نگریست و دید که روی آن مرد از پریشان حالی زرد شده و از شدت ترس می لرزد.

سلیمان از او پرسید تو کیستی؟ چه بر سر تو آمده است که چنین ترسان و لرزانی؟

مرد به گریه در آمد و گفت که در راه بودم، عزرائیل را دیدم و او نگاهی از غضب به من انداخت و من از ترس چون باد گریختم و به نزد تو آمدم تا از تو یاری بطلبم. از تو خواهشی دارم که به باد فرمان دهی تا مرا به هندوستان ببرد!

سليمان پذيرفت و به باد دستور داد تا او را به هندوستان ببرد.

آن روز گذشت و دیگر روز سلیمان نبى عزرائیل را دید و به او گفت: این چه کاری است که با بندگان خدا می کنی، چرا به آنها با خشم و غضب می نگری؟ دیروز مرد بیچاره ای را ترسانده ای و رویش زرد شده بود و می لرزید. به نزد من آمده و کمک می طلبید.

عزرائیل گفت: دانستم که کدام مرد را می گویی. آری من دیروز او را در راه دیدم ولی از روی خشم و غضب به او نگاه نکردم، بلکه از روی تعجب او را نگریستم. تعجب من در این بود که از خداوند برای من فرمان رسیده بود تا که جان آن مرد را در هندوستان بگیرم. در حالی که او را اینجا می دیدم...

اقتباس از مثنوى معنوى

@ancientworld