هر وقت وعدههای مسئولین رو میشنوم یاد این داستان میفتم...
پادشاهى هنگام بازگشت به قصر سربازی را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى ميداد.از او پرسید: سردت نیست؟ نگهبان گفت: چرا اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم...
پادشاه گفت: من الان داخل قصر مىروم و مىگویم یکى از لباسهاى گرم مرا برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعدهاش را فراموش کرد...
صبح روز بعد جسد سرمازده سرباز را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:
من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مىکردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پا درآورد...
@ancient
پادشاهى هنگام بازگشت به قصر سربازی را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى ميداد.از او پرسید: سردت نیست؟ نگهبان گفت: چرا اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم...
پادشاه گفت: من الان داخل قصر مىروم و مىگویم یکى از لباسهاى گرم مرا برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعدهاش را فراموش کرد...
صبح روز بعد جسد سرمازده سرباز را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:
من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مىکردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پا درآورد...
@ancient
حتما نام باغهای معلق بابل رو شنیدید که بعنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان شناخته میشه! اما جالبه بدونید که این باغها برای یک زن ساخته شده!
این باغها به دستور بختالنصر دوم، پادشاه بابلی برای همسرش آمتیس، ملکه مادی ساخته شدند. چون آمیتیس در غم از دست دادن سرزمینهای سبز و زیبای مادری به سر میبرده شاه دستور داده این باغها رو براش بسازن
اما چرا به این باغها معلق گفته میشد؟ واژهٔ معلق که برای این باغها استفاده میشود در حقیقت به این معنی نیست که باغها بهوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بودهاند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمهای یونانی به معنای تراس یا بالکن بودهاست. چرا که این باغها طبقه طبقه و تراس مانند بودند...
@ancient
این باغها به دستور بختالنصر دوم، پادشاه بابلی برای همسرش آمتیس، ملکه مادی ساخته شدند. چون آمیتیس در غم از دست دادن سرزمینهای سبز و زیبای مادری به سر میبرده شاه دستور داده این باغها رو براش بسازن
اما چرا به این باغها معلق گفته میشد؟ واژهٔ معلق که برای این باغها استفاده میشود در حقیقت به این معنی نیست که باغها بهوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بودهاند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمهای یونانی به معنای تراس یا بالکن بودهاست. چرا که این باغها طبقه طبقه و تراس مانند بودند...
@ancient
چون یک دستش را با شمشیر زدند، با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را سرخ کرد. خلیفه از او پرسید: چرا چنین کردی؟ او گفت: وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم بیرون ریخته و چهرهام زرد میشود. و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترس زرد شده است! چهرهام را خونین کردم تا زردیاش دیده نشود... نام این دلیر مرد بابک بود، بابک خرمدین...
📚به نقل از کتاب سیاستنامه خواجه نظام الملک طوسی
@ancient
📚به نقل از کتاب سیاستنامه خواجه نظام الملک طوسی
@ancient
روش تهیه "سمبوسه" در یک کتاب قدیمی 500 ساله! کتاب "نعمت نامه ناصرشاهى" یک کتاب آشپزی به زبان فارسی می باشد که قدمتى بیش از 500 سال دارد!
«سنبوسه غیاث شاهی. قیمه خوب پخته با همچندِ آن پیازِ قیمه کرده و زنجبیلِ خردکرده ربع آن، و نیم تولچه سیرِ آس کرده، همه یکجا بیامیزد؛ و زعفران سه تولچه در گلاب آس کرده، با قیمه بیامیزد، و از میان شوربا بادنجان بیرون آرند و با قیمه یکجا کرده، در سنبوسه پر کنند، در میان روغن برشته سازند، خواه که از نان تنک خشکه باشد یا از نان میده یا از خمیر خام، هرسه جنس سنبوسه بپزد، لذیذ باشد»
سمبوسه باستانی بزنید :)
@ancient
«سنبوسه غیاث شاهی. قیمه خوب پخته با همچندِ آن پیازِ قیمه کرده و زنجبیلِ خردکرده ربع آن، و نیم تولچه سیرِ آس کرده، همه یکجا بیامیزد؛ و زعفران سه تولچه در گلاب آس کرده، با قیمه بیامیزد، و از میان شوربا بادنجان بیرون آرند و با قیمه یکجا کرده، در سنبوسه پر کنند، در میان روغن برشته سازند، خواه که از نان تنک خشکه باشد یا از نان میده یا از خمیر خام، هرسه جنس سنبوسه بپزد، لذیذ باشد»
سمبوسه باستانی بزنید :)
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
در سال ۲۰۰۱ یه زوج (سباستیائو سالگادو عکاس و همسرش) در برزیل تصمیم گرفتن که تا میتونن درخت بکارن تا جنگل نابود شدهی کنارشون رو بازسازی کنن. تا الان که ۲۰۱۹ هست موفق شدن دومیلیون درخت بکارن و جنگل نهتنها تا حد خوبی بازسازی شده، بسیاری از حیوانات هم برگشتن.
@ancient
@ancient
اینجا دژ ساسانی ایرج در پیشوای ورامینه که بعنوان بزرگترین دژ خشتی جهان با مساحتی حدود ۲۰۰ هکتاره. هرجای دیگه دنیا بود میشد یه قطب گردشگری مهم. ولی تو ایران چی شده؟! محل کشت کلم و کاهو!!
ادم دق کنه رواست...
@ancient
ادم دق کنه رواست...
@ancient
پيش بينى عجيب جورج اورول در سال 1949 ميلادى درباره ى آيندگان:
مردم تغييرات نخواهند خواست،آنها حتى اندكى سرشان را از صفحه ى روبروى خود بالا نخواهند آورد تا ببينند چه اتفاقى دارد مى افتد!
@ancient
مردم تغييرات نخواهند خواست،آنها حتى اندكى سرشان را از صفحه ى روبروى خود بالا نخواهند آورد تا ببينند چه اتفاقى دارد مى افتد!
@ancient
در اردیبهشت ماه سال ۸۴ ناصر خان حجازی در نامزدب انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد. او میگفت وقتی کسی در کاری تخصص لازم را ندارد همه چیز را ناخواسته خراب میکند. چرا آدم سیاسی در همان دنیای سیاست نمیماند و وارد ورزش میشود؟
او میگفت: من میروم ثبتنام میکنم تا همه متعجب شوند و ببینند حضور یک ورزشی در یک مقام سیاسی چقدر عجیب است بلکه بفهمند حضور آنها هم در ورزش عجیب و نگرانکننده است. اگر تأیید صلاحیتم کردند که بعید است و رأی آوردم برای هر وزارتخانه بهترین گزینه را پیدا میکنم...
اما اجازه نمیدهند تا آن مرحله جلو بروم و اصلاً تأیید صلاحیت نمیکنند اما حداقل این جوری حرفم که ورزش جای آنها نیست را زدهام.
@ancient
او میگفت: من میروم ثبتنام میکنم تا همه متعجب شوند و ببینند حضور یک ورزشی در یک مقام سیاسی چقدر عجیب است بلکه بفهمند حضور آنها هم در ورزش عجیب و نگرانکننده است. اگر تأیید صلاحیتم کردند که بعید است و رأی آوردم برای هر وزارتخانه بهترین گزینه را پیدا میکنم...
اما اجازه نمیدهند تا آن مرحله جلو بروم و اصلاً تأیید صلاحیت نمیکنند اما حداقل این جوری حرفم که ورزش جای آنها نیست را زدهام.
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
نامه یک معلم به اداره فرهنگ شهرستان کهگیلویه سال ۱۳۴۱
“با کمال ادب چون روز چهارشنبه بعلت کسالت شدید و نداشتن دسترسی به پزشک نتوانستم تدریس کنم و کلاس بوسیله دانش آموزان اداره شد، آن اداره حق دارد یک روز حقوق اینجانب را کسر نماید.”
قدیما آدما اینجوری بودن...
@ancient
“با کمال ادب چون روز چهارشنبه بعلت کسالت شدید و نداشتن دسترسی به پزشک نتوانستم تدریس کنم و کلاس بوسیله دانش آموزان اداره شد، آن اداره حق دارد یک روز حقوق اینجانب را کسر نماید.”
قدیما آدما اینجوری بودن...
@ancient
کره شمالی بین ده کشور عقب مانده
و کره جنوبی در ردیف ده اقتصاد برتر!
یک نژاد، یک سرزمین، و آب و هوای مشترک!
تفاوت این دو کشور در چیست؟
ساختار و سیاست!
در کره جنوبی وزارت اول: آموزش و پرورش
اما در کرهشمالی: ارتش
@ancient
و کره جنوبی در ردیف ده اقتصاد برتر!
یک نژاد، یک سرزمین، و آب و هوای مشترک!
تفاوت این دو کشور در چیست؟
ساختار و سیاست!
در کره جنوبی وزارت اول: آموزش و پرورش
اما در کرهشمالی: ارتش
@ancient
کنار سی و سه پل نشسته بودم …نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد...
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد .
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد...
بچه آمد و شکلات را گرفت . من که دست و پا شکسته انگلیسی حرف میزدم به پدرش گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.
کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند..!
@ancient
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد .
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم . بلافاصله به سویم حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد...
بچه آمد و شکلات را گرفت . من که دست و پا شکسته انگلیسی حرف میزدم به پدرش گفتم من قصد اذیت او را نداشتم . گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.
کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند..!
@ancient
قبل از سقوط هیتلر دستگاه تبلیغاتی او در ایران بسیار فعال بود؛ همان زمانی که رادیو برلین به زبان فارسی بر ریشه نژادی مشترک آلمانیها و ایرانیها تاکید میکرد، برخی از روحانیون و روزنامهنگاران (که احتمالا پول گرفته بودند) شایعه کردند که هیتلر از اخلاف پیامبر اسلام است و زیر پیراهن خود عکسی از امام علی دارد!
این شایعات تا آنجا پیش رفت که یک چاپخانه در تهران عکس هیتلر و امام علی را کنار هم چاپ کرد و منظورش این بود: "علی (ع) امام اول است و پیشوا (هیتلر) امام آخر!"
منبع: کتاب "آلمانیها و ایران؛ تاریخ گذشته و معاصر، یک دوستی بدفرجام" نوشته ماتیاس کونتزل
@ancient
این شایعات تا آنجا پیش رفت که یک چاپخانه در تهران عکس هیتلر و امام علی را کنار هم چاپ کرد و منظورش این بود: "علی (ع) امام اول است و پیشوا (هیتلر) امام آخر!"
منبع: کتاب "آلمانیها و ایران؛ تاریخ گذشته و معاصر، یک دوستی بدفرجام" نوشته ماتیاس کونتزل
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
فردين را اغلب به عنوان سلطان قلب هاى سينماى ايران ميشناسيم، اما كمتر گفته شده كه او كشتى گير قهارى بود. در سال 1954 مدال نقره جهان را كسب كرد و از معدود كشتى گيرانى بود كه هم در آزاد و هم در فرنگى قهرمان ايران شد!
او ٨٨ سال پيش در ١٥ بهمن در تهران متولد شد. يادش گرامى
@ancient
او ٨٨ سال پيش در ١٥ بهمن در تهران متولد شد. يادش گرامى
@ancient
اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه میابد یا نه اصلا سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده میکند نروید ؛ اینها را به راحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد ... .
برای دیدن توسعه بروید :
در دبستانها و پیش دبستانی ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند .
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو , تعامل ودارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند , اینها انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند .
داگلاس نورث | برنده نوبل اقتصاد
@ancient
برای دیدن توسعه بروید :
در دبستانها و پیش دبستانی ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند .
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو , تعامل ودارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند , اینها انسانها و شخصیت هایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند .
داگلاس نورث | برنده نوبل اقتصاد
@ancient
چه شد که کشوری کوچک مثل عمان تبدیل شد به “سوئیس خاورمیانه” و ایران و آمریکا برای صلح و مسائل پیچیده سیاسی و هسته ای، به سلطان قابوس پناه میبرند؟
در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی چپگرایان کمونیست تحت حمایت شوروی در استان ظفار عمان علیه سلطان قابوس و با هدف سرنگونی او شورش کردند. اما این جنگ با کمک شاه ایران در سال ۱۹۷۵ به پایان رسید و با شکست کامل مخالفان روبرو شد.
سلطان قابوس که تازه شاه شده بود خواست هر سه جوان چریک را ببیند. از آنها سوال کرد: مگر شما عمانی نیستید، پس چرا راه جنگ را انتخاب کردهاید؟
گفتند: ما میخواهیم از یک زندگی بدوی و بیابانی به کشوری مدرن با قوانینی مدنی تبدیل شویم.
سلطان قابوس سه راه را پیشپایشان گذاشت:
۱- خروج از عمان و انصراف از شهروندی این کشور
۲- تخفیف حکم اعدام به زندان ابد در عمان
۳- دست از چریکبازی بردارید و هر کدام یک قسمت از همین مملکت را در دست بگیرید و آن را همان طور که گفتید بسازید.
هر سه نفر راه سوم را انتخاب کردند...
یکی شد وزیر امور خارجه، یکی وزیر اقتصاد و یکی وزیر آموزش پرورش...
@ancient
در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی چپگرایان کمونیست تحت حمایت شوروی در استان ظفار عمان علیه سلطان قابوس و با هدف سرنگونی او شورش کردند. اما این جنگ با کمک شاه ایران در سال ۱۹۷۵ به پایان رسید و با شکست کامل مخالفان روبرو شد.
سلطان قابوس که تازه شاه شده بود خواست هر سه جوان چریک را ببیند. از آنها سوال کرد: مگر شما عمانی نیستید، پس چرا راه جنگ را انتخاب کردهاید؟
گفتند: ما میخواهیم از یک زندگی بدوی و بیابانی به کشوری مدرن با قوانینی مدنی تبدیل شویم.
سلطان قابوس سه راه را پیشپایشان گذاشت:
۱- خروج از عمان و انصراف از شهروندی این کشور
۲- تخفیف حکم اعدام به زندان ابد در عمان
۳- دست از چریکبازی بردارید و هر کدام یک قسمت از همین مملکت را در دست بگیرید و آن را همان طور که گفتید بسازید.
هر سه نفر راه سوم را انتخاب کردند...
یکی شد وزیر امور خارجه، یکی وزیر اقتصاد و یکی وزیر آموزش پرورش...
@ancient
زمان سلطان محمود میکشتند که شیعه است،
زمان شاه سلیمان میکشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه میکشتند که بابی است،
زمان محمد علی شاه میکشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضاشاه میکشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
امروز توی دهناش میزنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش مینشانند
و شمع آجیناش میکنند که لا مذهب است؛
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
توی آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است٬
حالا در اسرائیل میکشند که طرفدار فلسطینیها است٬
عربها میکشند که جاسوس صهیونیستها است٬
صهیونیستها میکشند که فاشیست است
فاشیستها میکشند که کمونیست است؛
و میکشند و میکشند و میکشند ...
و چه قصاب خانهیی است این دنیای بشریت ...
✍🏻احمد_شاملو
@ancient
زمان شاه سلیمان میکشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه میکشتند که بابی است،
زمان محمد علی شاه میکشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضاشاه میکشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
امروز توی دهناش میزنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش مینشانند
و شمع آجیناش میکنند که لا مذهب است؛
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
توی آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است٬
حالا در اسرائیل میکشند که طرفدار فلسطینیها است٬
عربها میکشند که جاسوس صهیونیستها است٬
صهیونیستها میکشند که فاشیست است
فاشیستها میکشند که کمونیست است؛
و میکشند و میکشند و میکشند ...
و چه قصاب خانهیی است این دنیای بشریت ...
✍🏻احمد_شاملو
@ancient
وضعیت این گربه از ما بهتره بوده!
ایشون ببری خان، گربه محبوب ناصرالدین شاه قاجار بود که سر سفره دربار مینشست. غذای هر روزش یک دست جوجه کباب مخصوص بود که از قبل هم امتحان میشد که مبادا از سر حسادت تو غذاش سم بریزند...
ببری خان گاهی در تصمیمگیری های اساسی کشور هم اثر میذاشت. میپرسید چجوری؟! درباریان خواستههای خودشون رو روی کاغذ مینوشتند و مینداختن گردن ببری خان! چه عزل و نصبهایی که توسط این عریضه پذیرفته میشد و چه محکومینی توسط این گربه نجات پیدا میکردن...
یک روز ببری خان همراه شاه برای شکار عازم جاجرود شد و بیماری سختی گرفت. ببری را کالسکهای با هشت اسب به دارالخلافه برگرداندند تا بلکه آب و هوای تهران باعث بهبودیاش شود اما ببری خان خوب نشد و مرد و او را مخفیانه در باغ دفن کردند و تا ۱۰ روز کسی جرات نداشت خبر مرگش را برای شاه ببرد...
اینم بگم که ببری خان پرستار مخصوص داشت و روی تشک الماس میخوابید...
اینجاست که باید گفت گربه شاه هم نشدیم...
@ancient
ایشون ببری خان، گربه محبوب ناصرالدین شاه قاجار بود که سر سفره دربار مینشست. غذای هر روزش یک دست جوجه کباب مخصوص بود که از قبل هم امتحان میشد که مبادا از سر حسادت تو غذاش سم بریزند...
ببری خان گاهی در تصمیمگیری های اساسی کشور هم اثر میذاشت. میپرسید چجوری؟! درباریان خواستههای خودشون رو روی کاغذ مینوشتند و مینداختن گردن ببری خان! چه عزل و نصبهایی که توسط این عریضه پذیرفته میشد و چه محکومینی توسط این گربه نجات پیدا میکردن...
یک روز ببری خان همراه شاه برای شکار عازم جاجرود شد و بیماری سختی گرفت. ببری را کالسکهای با هشت اسب به دارالخلافه برگرداندند تا بلکه آب و هوای تهران باعث بهبودیاش شود اما ببری خان خوب نشد و مرد و او را مخفیانه در باغ دفن کردند و تا ۱۰ روز کسی جرات نداشت خبر مرگش را برای شاه ببرد...
اینم بگم که ببری خان پرستار مخصوص داشت و روی تشک الماس میخوابید...
اینجاست که باید گفت گربه شاه هم نشدیم...
@ancient
یکی از قوانینی که در زمان رضاشاه تصویب شد، قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد. روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی میگذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است .
ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند .
کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند. شاه پرسید : پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟
مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم ، امروز روز شهادت حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست در این روز عرق بفروشم . رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است...
آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت: در این مملکت یک مرد واقعی داریم , آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است...
@ancient
ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند .
کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند. شاه پرسید : پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟
مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم ، امروز روز شهادت حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست در این روز عرق بفروشم . رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است...
آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت: در این مملکت یک مرد واقعی داریم , آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است...
@ancient
اسب سواری ، مرد افلیجی را سر راه خود دید. افلیج از او کمک خواست. سوار دلش به حال او سوخت ، از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند. مرد افلیج وقتی بر اسب سوار شد دهنه اسب را کشید و گفت : اسب را بردم و با اسب گریخت!
اما پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد: تو تنها اسب را نبردی، جوانمردی را هم بردی! اسب مال تو ؛ اما گوش کن ببین چه می گویم مرد افلیج اسب را نگه داشت ، مرد سوار گفت :
هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی، زیرا می ترسم که دیگر هیچ سواری به پیاده ای رحم نکند... حکایت ما و دولت...
@ancient
اما پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد: تو تنها اسب را نبردی، جوانمردی را هم بردی! اسب مال تو ؛ اما گوش کن ببین چه می گویم مرد افلیج اسب را نگه داشت ، مرد سوار گفت :
هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی، زیرا می ترسم که دیگر هیچ سواری به پیاده ای رحم نکند... حکایت ما و دولت...
@ancient
Forwarded from ancientworld | جهان باستان
شش اشتباه انسان از زبان ماركوس توليوس سيسرو؛ سياستمدار و اديب رومى در قرن يك قبل از ميلاد
١- توهم اينكه سود ما از تخريب ديگران حاصل ميشود
٢- نگرانى در مورد چيزهايى كه قابل تغيير يا قابل اصلاح نيستند
٣- اصرار بر اينكه كارى غيرممكن است زيرا كه نميتوانيم آن را انجام دهيم!
٤- امتناع از كنار گذاردن امتيازات جزئى
٥- غفلت از پيشرفت و عدم عادت به مطالعه
٦- تلاش در وارد كردن افراد شبيه به خودمان در زندگى
@ancient
١- توهم اينكه سود ما از تخريب ديگران حاصل ميشود
٢- نگرانى در مورد چيزهايى كه قابل تغيير يا قابل اصلاح نيستند
٣- اصرار بر اينكه كارى غيرممكن است زيرا كه نميتوانيم آن را انجام دهيم!
٤- امتناع از كنار گذاردن امتيازات جزئى
٥- غفلت از پيشرفت و عدم عادت به مطالعه
٦- تلاش در وارد كردن افراد شبيه به خودمان در زندگى
@ancient
جالبه بدونید که ژاپنی ها هم شب یلدا دارن!
ژاپنی ها در طولانیترین شب سال كه "توئوجی" نام دارد وانى را پر از نارنج میکنند و از بخار آب با رایحهی نارنج لذت میبرند. آنها معتقدند این حمام برای شادابی و جوانی پوست و جلوگیری از سرما خوردن در زمستان بسیار موثر است...
@ancient
ژاپنی ها در طولانیترین شب سال كه "توئوجی" نام دارد وانى را پر از نارنج میکنند و از بخار آب با رایحهی نارنج لذت میبرند. آنها معتقدند این حمام برای شادابی و جوانی پوست و جلوگیری از سرما خوردن در زمستان بسیار موثر است...
@ancient