می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت .
چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد.
وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.
چند روز بعد ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا دادبه این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود.
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد .
همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت.
ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم می میرد؟ چرا مزخرف میگی!!!
و جواب شنید :چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید.
دیگی که می زاید حتما مردن ه دارد.
*این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیب ترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.
@ancient
چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد.
وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.
چند روز بعد ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا دادبه این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود.
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد .
همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت.
ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم می میرد؟ چرا مزخرف میگی!!!
و جواب شنید :چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید.
دیگی که می زاید حتما مردن ه دارد.
*این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیب ترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.
@ancient
وقتی از عظمت تاریخ و فرهنگ ایران باستان صحبت میکنیم از چی حرف میزنیم؟ میدونید در دوره ساسانی با اسیران جنگی چیکار میکردن؟ اونها رو میکشتن یا به زندان میفرستادن؟! خیر! با اونها با عزت و احترام رفتار میشد و به اونها کار و زندگی داده میشد!
اسیرانی که در جنگهای ساسانیان به اسارت درمیآمدند به ایرانشهر منتقل میشدند و در شهری ویژه اسکان یافته و کاری در پیش میگرفتند. در زمان شاپور اول اسیران رومی پس از اسارت به خوزستان و شهر گندیشاپور یا همان جندیشاپور منتقل شدند.
@ancient
اسیرانی که در جنگهای ساسانیان به اسارت درمیآمدند به ایرانشهر منتقل میشدند و در شهری ویژه اسکان یافته و کاری در پیش میگرفتند. در زمان شاپور اول اسیران رومی پس از اسارت به خوزستان و شهر گندیشاپور یا همان جندیشاپور منتقل شدند.
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آيا این حیوان یک گرگ است یا مسنترین سگ جهان؟
این پرسشی است که دانشمندان پس از یافتن جسد ۱۸ هزار ساله یک توله با آن روبرو هستند. این جسد که به طرز حیرتانگیزی سالم مانده از دل لایه منجمد سیبری بیرون آمده است.
@ancient
این پرسشی است که دانشمندان پس از یافتن جسد ۱۸ هزار ساله یک توله با آن روبرو هستند. این جسد که به طرز حیرتانگیزی سالم مانده از دل لایه منجمد سیبری بیرون آمده است.
@ancient
قصه حسین کرد شبستری تعریف کردن!!
یکی از داستان های عامیانه بسیار مشهور زبان فارسی داستان "حسین کرد شبستری" است که متاسفانه نویسنده آن ناشناس است.
داستان کتاب همانگونه که از نامش مشخص می باشد در مورد پهلوانی خیالی بنام"حسین کرد" است، که درعهد صفویه زندگی میکرده و در ابتدا در خدمت یکی از پهلوانان به نام تبریز بوده ولی پس از اختلاف با همسر پهلوان به اصفهان میرود و جزو پهلوانان "شاه عباس اول" می شود.
با وجود تمام نکات مثبتی که این داستان دارد، ولی ایراد اصلی کتاب این است که، بیش از اندازه بلند است و سرشار از زیاده گویی های بیهوده می باشد.
در نتیجه خود نام کتاب به صورت یک مثل در زبان فارسی درآمده است، هر وقت کسی در یک گفتگو بیش از اندازه مطلبی را توضیح میدهد می گویند "قصه حسین کرد شبستری" تعریف میکنی، که کنایه از پرحرفی و اطناب در کلام است.
@ancient
یکی از داستان های عامیانه بسیار مشهور زبان فارسی داستان "حسین کرد شبستری" است که متاسفانه نویسنده آن ناشناس است.
داستان کتاب همانگونه که از نامش مشخص می باشد در مورد پهلوانی خیالی بنام"حسین کرد" است، که درعهد صفویه زندگی میکرده و در ابتدا در خدمت یکی از پهلوانان به نام تبریز بوده ولی پس از اختلاف با همسر پهلوان به اصفهان میرود و جزو پهلوانان "شاه عباس اول" می شود.
با وجود تمام نکات مثبتی که این داستان دارد، ولی ایراد اصلی کتاب این است که، بیش از اندازه بلند است و سرشار از زیاده گویی های بیهوده می باشد.
در نتیجه خود نام کتاب به صورت یک مثل در زبان فارسی درآمده است، هر وقت کسی در یک گفتگو بیش از اندازه مطلبی را توضیح میدهد می گویند "قصه حسین کرد شبستری" تعریف میکنی، که کنایه از پرحرفی و اطناب در کلام است.
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
“میشه یه ملای فقیر، با یه جفت گیوه و هفت سر عائله، بیاد اینجا کدخدا بشه، بعد از شش سال یازده تا قریه به نامش بزنن؟ به مصلحت عمّامه سر میذاری و حلال میکنی؛ بعد از سر برمیداری و غارت میکنی؟!”
این سکانس مربوط است به سریال “بانوی سردار” که از زندگی بیبی مریم بختیاری ساخته شد و از شبکه ۳ پخش شد!
@ancient
این سکانس مربوط است به سریال “بانوی سردار” که از زندگی بیبی مریم بختیاری ساخته شد و از شبکه ۳ پخش شد!
@ancient
معروف است که چنگیز خان مغول پس از فجایع در نیشابور به همدان رفت و به مردم آنجا گفت: یک سوال از شما می پرسم اگر جواب درست و خوبی بدهید، در امان هستید.
او پرسید: من از جانب خدا آمده ام یا خودم؟
در میان جمع چوپانی دلیر و نترس رو به چنگیز کرد و گفت: تو نه از جانب خدا آمده ای و نه از جانب خود. بلکه اعمال ما است که تو را به اینجا آورده است.
وقتی ما برای اندیشمندان و عاقلان خود احترام قائل نشدیم و به عده ای فرومایه و نادان مقام و منزلت دادیم و احترامش نمودیم، نتیجه اش لشکرکشی تو به اینجاست...
@ancient
او پرسید: من از جانب خدا آمده ام یا خودم؟
در میان جمع چوپانی دلیر و نترس رو به چنگیز کرد و گفت: تو نه از جانب خدا آمده ای و نه از جانب خود. بلکه اعمال ما است که تو را به اینجا آورده است.
وقتی ما برای اندیشمندان و عاقلان خود احترام قائل نشدیم و به عده ای فرومایه و نادان مقام و منزلت دادیم و احترامش نمودیم، نتیجه اش لشکرکشی تو به اینجاست...
@ancient
عیسی مسيح از مسيري ميگذشت، يك نفر با او برخورد نمود. به محض ديدن مسيح به او فحاشی كرد و گفت: اي پسر حرامزادۀ بی اصل و نسب! مسيح در پاسخ گفت: سلام ای انسان باشرافت و ارزشمند! اطرافيان تعجب کردند و از مسيح پرسيدند:
او به تو فحاشي كرد، چه طور شما به او اين قدر احترام ميگذاريد؟ مسيح پاسخ داد: هر كسی آنچه را دارد خرج ميكند.
چون سرمايه او اين بود به من بد گفت،
و چون در ضمير من جز نيكويی نبود
از من جز نيكويی بیرون نمیآيد...
ما فقط آنچه را كه در درون داريم
ميتوانيم از خود نشان دهيم..
@ancient
او به تو فحاشي كرد، چه طور شما به او اين قدر احترام ميگذاريد؟ مسيح پاسخ داد: هر كسی آنچه را دارد خرج ميكند.
چون سرمايه او اين بود به من بد گفت،
و چون در ضمير من جز نيكويی نبود
از من جز نيكويی بیرون نمیآيد...
ما فقط آنچه را كه در درون داريم
ميتوانيم از خود نشان دهيم..
@ancient
روزی تعدادی از کشیشان آمریکایی نزد جرج واشنگتن، اولین رئیسجمهور آمریکا رفتند و از علت آزادی زیادی که به
مردم داده بود پرسیدند و او را به شدت سرزنش کردند، جرج دستور داد همه آنها را در اتاقی زندانی کنند و به اندازه یک هفته برایشان غذا بگذارند..!
ورود و خروج از اتاق را هم ممنوع کرد حتی برای رفتن به توالت! پس از یک هفته درب را باز کردند اتاقی که روز اول بسیار تمیز و زیبا بود غرق در کثافت شده بود. جرج واشنگتن رو به کشیشان معترض کرد و گفت :
فرقی ندارد گداباشی یا کشیش و یا اشراف زاده اگر محدود شدی خودت را کثیف خواهی کرد. آزادی حق مشروع انسانهاست. و چه جاهل و نادان هستند
آنان که با محدود کردن دیگران میخواهند اجتماعشان را پاک نگه دارند !!
@ancient
مردم داده بود پرسیدند و او را به شدت سرزنش کردند، جرج دستور داد همه آنها را در اتاقی زندانی کنند و به اندازه یک هفته برایشان غذا بگذارند..!
ورود و خروج از اتاق را هم ممنوع کرد حتی برای رفتن به توالت! پس از یک هفته درب را باز کردند اتاقی که روز اول بسیار تمیز و زیبا بود غرق در کثافت شده بود. جرج واشنگتن رو به کشیشان معترض کرد و گفت :
فرقی ندارد گداباشی یا کشیش و یا اشراف زاده اگر محدود شدی خودت را کثیف خواهی کرد. آزادی حق مشروع انسانهاست. و چه جاهل و نادان هستند
آنان که با محدود کردن دیگران میخواهند اجتماعشان را پاک نگه دارند !!
@ancient
اسپارتاکوس ایرانی را بشناسید!
در زمان عباسیان آغاز بپاخیزی بردگان سیاهپوست اهل زنگبار در منطقه بصره به رهبری یک ایرانی به نام علی ابن محمد ورزنینی معروف به صاحبالزنج صورت گرفت که به قیام زنگیان معروف شد!
علی ورزنینی غلامان سیاهپوست را بر ضد مالکان آنها که عمذتا از عوامل خلیفه عباسی بودند تحریک کرده بود و گفته بود که رفتار اربابان با آنان مغایر با تعلیمات اسلامی است و بنابراین حق دارند بپاخیزند و زنجیرهای اسارت را پاره کنند.
از این رو مورخان از علی ورزنینی بعنوان اسپارتاکوس پارسی یاد میکنند. اسپارتاکوس اروپایی ده قرن قبل از علی ورزنینی بردگان را بر ضد دولت روم متحد ساخت و با کمک آنان دست به مبارزه مسلحانه زده بود. قیام غلامان سیاه در بصره هنگامی صورت گرفته بود که خلیفه عباسی گرفتار بپاخیزی یعقوب لیث صفاری در ایران بود!
@ancient
در زمان عباسیان آغاز بپاخیزی بردگان سیاهپوست اهل زنگبار در منطقه بصره به رهبری یک ایرانی به نام علی ابن محمد ورزنینی معروف به صاحبالزنج صورت گرفت که به قیام زنگیان معروف شد!
علی ورزنینی غلامان سیاهپوست را بر ضد مالکان آنها که عمذتا از عوامل خلیفه عباسی بودند تحریک کرده بود و گفته بود که رفتار اربابان با آنان مغایر با تعلیمات اسلامی است و بنابراین حق دارند بپاخیزند و زنجیرهای اسارت را پاره کنند.
از این رو مورخان از علی ورزنینی بعنوان اسپارتاکوس پارسی یاد میکنند. اسپارتاکوس اروپایی ده قرن قبل از علی ورزنینی بردگان را بر ضد دولت روم متحد ساخت و با کمک آنان دست به مبارزه مسلحانه زده بود. قیام غلامان سیاه در بصره هنگامی صورت گرفته بود که خلیفه عباسی گرفتار بپاخیزی یعقوب لیث صفاری در ایران بود!
@ancient
اولین خیابانی که در ایران آسفالت شد، خیابان باب همایون در تهران بود. این خیابان در جریان سفر ملک فیصل، پادشاه عراق به ایران و به دستور رضاشاه آسفالت شد. این در حالی بود که آسفالت شدن خیابانها در اروپا از ۸۰ سال قبل همزمان با دوران تاریک قاجار در ایران شروع شده بود...
آسفالت کردن این خیابان با چالشهای زیادی همراه بود. رضاشاه در جلسهای که با وزیران خود برگزار کرد خطاب با آنها گفت: میدانم اگر بخواهند خیابانی را آسفالت کنند ابتدا باید کابل برق، مجرای فاضلاب و ... بکشند اما چه کنیم که فعلا بودجه این کارها را نداریم
اما به این معنی نیست که خیابانها را در زمستان با گل و در تابستان با خاک باقی بگذاریم. خیابان را آسفالت میکنیم و کابل برق میکشیم و باز آسفالت میکنیم. انقدر این کار را تکرار میکنیم تا در نهایت تمام خیابانها با تمام امکانات آسفالت شوند
اما به من خرده میگیرند که مگر نمیبینی اروپاییان قبل از آسفالت کردن همه این کارها را میکنند؟ ولی بلاخره باید کار را از جایی شروع کرد! عیبی ندارد بگذارید به من خرده بگیرند...
@ancient
آسفالت کردن این خیابان با چالشهای زیادی همراه بود. رضاشاه در جلسهای که با وزیران خود برگزار کرد خطاب با آنها گفت: میدانم اگر بخواهند خیابانی را آسفالت کنند ابتدا باید کابل برق، مجرای فاضلاب و ... بکشند اما چه کنیم که فعلا بودجه این کارها را نداریم
اما به این معنی نیست که خیابانها را در زمستان با گل و در تابستان با خاک باقی بگذاریم. خیابان را آسفالت میکنیم و کابل برق میکشیم و باز آسفالت میکنیم. انقدر این کار را تکرار میکنیم تا در نهایت تمام خیابانها با تمام امکانات آسفالت شوند
اما به من خرده میگیرند که مگر نمیبینی اروپاییان قبل از آسفالت کردن همه این کارها را میکنند؟ ولی بلاخره باید کار را از جایی شروع کرد! عیبی ندارد بگذارید به من خرده بگیرند...
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید ایرانیان در هزار و هشتصد سال پیش چگونه با ساخت این شهر دایره ای اعجاب انگیز جهانیان را در حیرت و شگفتی فرو بردند! مهندسان دوره ساسانی انقدر دقیق این شهر را ساخته اند که حتی اروپاییان با ابزارهای پیشرفته امروزی به زحمت می توانند نظیر چنین شهری را بسازند! شهر اردشیر خوره در فیروز آباد اولین شهر دایرهای جهان...
@ancient
@ancient
خسرو انوشیروان دادگر چنین گفته بود:
“در شهری که حاکم مقتدر، قاضی دادگر، بازار پر رونق، پزشک ماهر و آب جاری ندارد سکونت مگیرید...”
@ancient
“در شهری که حاکم مقتدر، قاضی دادگر، بازار پر رونق، پزشک ماهر و آب جاری ندارد سکونت مگیرید...”
@ancient
به گفته چند تن از اهالی روستای گیجالی بروجرد: هفته پیش یکی از کاندیداهای مجلس اومد روستای ما. گفت چه مشکلاتی دارید؟ بگید تا حل کنم... گفتیم والا دوتا مشکل خیلی مهم داریم :
اولیش اینه که گاز نداریم دومیش اینه که...
هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنید!!! به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من...الو! سلام آقای گیتی فر بنده الان در روستای گیجالی هستم
و این مردم گاز ندارن، لطف کنید به دستور من براشون. گازکشی انجام بدید...جان؟... خواهش میکنم...کی؟... یک هفته بعد از انتخابات؟...بله بله...
پس من قول بدم از جانب شما؟
بسیار خوب.
گوشی رو قطع کرد.
گفت این حل شد، حالا مشکل دوم رو بگید...
گفتیم مشکل دوم اینه که اینجا آنتن موبایل کار نمیکنه و آنتن نداریم !!!
@ancient
اولیش اینه که گاز نداریم دومیش اینه که...
هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنید!!! به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من...الو! سلام آقای گیتی فر بنده الان در روستای گیجالی هستم
و این مردم گاز ندارن، لطف کنید به دستور من براشون. گازکشی انجام بدید...جان؟... خواهش میکنم...کی؟... یک هفته بعد از انتخابات؟...بله بله...
پس من قول بدم از جانب شما؟
بسیار خوب.
گوشی رو قطع کرد.
گفت این حل شد، حالا مشکل دوم رو بگید...
گفتیم مشکل دوم اینه که اینجا آنتن موبایل کار نمیکنه و آنتن نداریم !!!
@ancient
برتا بنز، همسر کارل بنز موسس کارخانه خودروهای بنز، ۱۶ کیلومتر را با اولین ماشین بنزینی جهان پیمود تا به همه ثابت کند که اتوموبیلهای همسرش قابل اعتماد هستند. مردم در آن زمان او را ساحره مینامیدند چون تا قبل از آن چنین چیزی ندیده بودند...
اینجاست که میگن پشت هر مرد موفقی یک زن موفقه...
@ancient
اینجاست که میگن پشت هر مرد موفقی یک زن موفقه...
@ancient
مجنون از راهی میگذشت جمعی در حال نماز خواندن بودند. مجنون از لا به لای نمازگزاران رد شد. نمازگزاران بدون اتمام نماز به مجنون هجوم برده و او را کافر و بی دین خواندند. مجنون گفت : مگر چه کردم؟! گفتند : مگر کوری که از لای صف نماز گزاران میگذری.
مجنون گفت : من چنان در فکر لیلا غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک نماز گزار را هم ندیدم ، شما چطور مدعی عشق و بندگی خدایید و در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید و نمازتان را برهم زدم؟!
@ancient
مجنون گفت : من چنان در فکر لیلا غرق بودم که وقتی میگذشتم حتی یک نماز گزار را هم ندیدم ، شما چطور مدعی عشق و بندگی خدایید و در حال صحبت با خدا همگی مرا دیدید و نمازتان را برهم زدم؟!
@ancient
اینجا بنظرتون چیه؟ سنگر؟ پایگاه جنگی؟ یادگار زمان جنگ؟
خیر
اینجا مدرسهایست در یکی از روستاهای ایران... روستای پاعلم پلدختر
@ancient
خیر
اینجا مدرسهایست در یکی از روستاهای ایران... روستای پاعلم پلدختر
@ancient
جهانشهر منطقه ای زیبا و سرسبز در شهر کرج که از مناطق عیان نشین کرج است، ماجرای آن شنیدنیست...
محمد صادق فاتح یزدی متولد ۱۲۷۷ برای تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی به کشور هندوستان میرود. در حالیکه نامزدش خانم رقیه غضنفر که جهان صدایش میکردند در یزد منتظر برگشت او بود...
اما خانم جهان به دلیل بیماری همگیر آبله بینایی خود را از دست میدهد...به آقای فاتح بعد از برگشت از هند توصیه میشود از ازدواج با خانم جهان صرف نظر کند...اما ایشان به دلیل عشق و علاقه به مهربانو جهان با او ازدواج میکند و این اتفاق مانع عشق آن دو نمیشود...
به دلیل بروز خشکسالی و قحطی در یزد آقای فاتح و بستگانش کرج را برای زندگی انتخاب میکنند... با توجه به توان مالی و خانوادگی شروع میکند به کشاورزی و تاسیس کارخانه های مختلف در کرج روغن نباتی جهان، چای جهان، جهان چیت، یخ سازی جهان، پتو بافی جهان، صابون جهان، روغن موتور جهان و ...
بله به دلیل عشق به همسر نام کارخانه ها و باغات خود را جهان نامید..
منطقه جهانشهر با درخت های سربه فلک کشیده گردو،چنار و.. محصول تلاش و پشتکار این انسان میهن پرست است
@ancient
محمد صادق فاتح یزدی متولد ۱۲۷۷ برای تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی به کشور هندوستان میرود. در حالیکه نامزدش خانم رقیه غضنفر که جهان صدایش میکردند در یزد منتظر برگشت او بود...
اما خانم جهان به دلیل بیماری همگیر آبله بینایی خود را از دست میدهد...به آقای فاتح بعد از برگشت از هند توصیه میشود از ازدواج با خانم جهان صرف نظر کند...اما ایشان به دلیل عشق و علاقه به مهربانو جهان با او ازدواج میکند و این اتفاق مانع عشق آن دو نمیشود...
به دلیل بروز خشکسالی و قحطی در یزد آقای فاتح و بستگانش کرج را برای زندگی انتخاب میکنند... با توجه به توان مالی و خانوادگی شروع میکند به کشاورزی و تاسیس کارخانه های مختلف در کرج روغن نباتی جهان، چای جهان، جهان چیت، یخ سازی جهان، پتو بافی جهان، صابون جهان، روغن موتور جهان و ...
بله به دلیل عشق به همسر نام کارخانه ها و باغات خود را جهان نامید..
منطقه جهانشهر با درخت های سربه فلک کشیده گردو،چنار و.. محصول تلاش و پشتکار این انسان میهن پرست است
@ancient
شاید عجیب به نظر بیاد ولی این جمجمه نادرشاه افشاره! این جمجمه در میان استخوان های پیکر او هنگام خاکبرداری در ساختمان آرامگاهش در مشهد بیرون آورده شد و پس از تعمیر ساختمان دوباره به خاک سپرده شد!
نادر شاه در هنگام حیات خود دستور ساخت آرامگاهی کوچک در مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال ۱۱۴۵ هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم رضوی از خشت و گل ساخته شد. بنای آرامگاه نادرشاه در مجموعه باغ موزه نادری در مشهد در سال ۱۳۴۲ توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شدهاست.
@ancient
نادر شاه در هنگام حیات خود دستور ساخت آرامگاهی کوچک در مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال ۱۱۴۵ هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم رضوی از خشت و گل ساخته شد. بنای آرامگاه نادرشاه در مجموعه باغ موزه نادری در مشهد در سال ۱۳۴۲ توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شدهاست.
@ancient
بزرگترین شکارچی تانک جهان
محمدعلی صفا در جریان جنگ با عراق به تنهایی در یک هفته ۱۶۴ تانک را مورد هدف قرار داد و حتی در روز شهادتش ۳۴ تانک را منهدم کرد. طوری که حتی خود عراقیها هم در حیرت بودند و صدای صدام نیز درامد و خرمشهر را گورستان تانکهای خود نامید
گفته میشود که بعد از مرگش پایگاه کماندویی رویال مارین انگلستان پرچم پایگاه را به مدت ۳ روز نیمه برافراشته کرده بود. و تندیسی از این قهرمان در این پایگاه ساخته شد. در تهران، بجنورد و بوشهر نیز خیابانهایی به نام این شهید نامگزاری شده
محمدعلی صفا دورههای رزمی مختلف، دورههای چتربازی، دوره تکمیلی تکاوری، دوره شکار تانک و ... را با امتیاز عالی سپری کرده بود. تلاشهای او موجب شده بود تا مدرک تخصصی شکار تانک از پایگاه تکاوری رویال مارین انگلستان دریافت کند. او برای آموزش تخصصی انهدام ناوهای جنگی به پایگاه تکاوری جان.اف.کندی آمریکا اعزام شد و بعنوان اولین ایرانی مدرک تخصصی انهدام ناو جنگی را دریافت کرد.
@ancient
محمدعلی صفا در جریان جنگ با عراق به تنهایی در یک هفته ۱۶۴ تانک را مورد هدف قرار داد و حتی در روز شهادتش ۳۴ تانک را منهدم کرد. طوری که حتی خود عراقیها هم در حیرت بودند و صدای صدام نیز درامد و خرمشهر را گورستان تانکهای خود نامید
گفته میشود که بعد از مرگش پایگاه کماندویی رویال مارین انگلستان پرچم پایگاه را به مدت ۳ روز نیمه برافراشته کرده بود. و تندیسی از این قهرمان در این پایگاه ساخته شد. در تهران، بجنورد و بوشهر نیز خیابانهایی به نام این شهید نامگزاری شده
محمدعلی صفا دورههای رزمی مختلف، دورههای چتربازی، دوره تکمیلی تکاوری، دوره شکار تانک و ... را با امتیاز عالی سپری کرده بود. تلاشهای او موجب شده بود تا مدرک تخصصی شکار تانک از پایگاه تکاوری رویال مارین انگلستان دریافت کند. او برای آموزش تخصصی انهدام ناوهای جنگی به پایگاه تکاوری جان.اف.کندی آمریکا اعزام شد و بعنوان اولین ایرانی مدرک تخصصی انهدام ناو جنگی را دریافت کرد.
@ancient
تا حالا به اين بته كه رو فرشامون هست دقت كرديد؟
طرح "بُته" در فرش ایرانی در اکثر روایات نماد سرو زرتشت است که از تواضع و يا بر اثر تندباد حوادث خمیده شده. بعضی نیز آن را نماد آتش زرتشت دانند.
@ancient
طرح "بُته" در فرش ایرانی در اکثر روایات نماد سرو زرتشت است که از تواضع و يا بر اثر تندباد حوادث خمیده شده. بعضی نیز آن را نماد آتش زرتشت دانند.
@ancient
۵۹ سال پیش، یعنی سال ۱۳۳۹، زمانی که شجریان در روستای رادکان معلم بود بر دیوار مدرسه روستا طرح نقشه ایران را کشید، طرحی که در تمام این سالها بر روی دیوار این مدرسه باقی ماند.
استاد شجریان تا سال ۱۳۴۷ در استخدام آموزش و پرورش بود و پس از مدت زمانی تدریس و مدیریت مدارس، به وزارت منابع طبیعی انتقال یافت. وی در مدت خدمت در آموزش و پرورش در رادکان از توابع چناران به تدریس پرداخت و مدتی در این شهر سکونت داشت.
@ancient
استاد شجریان تا سال ۱۳۴۷ در استخدام آموزش و پرورش بود و پس از مدت زمانی تدریس و مدیریت مدارس، به وزارت منابع طبیعی انتقال یافت. وی در مدت خدمت در آموزش و پرورش در رادکان از توابع چناران به تدریس پرداخت و مدتی در این شهر سکونت داشت.
@ancient