واقعه مسجد گوهرشاد مشهد در زمان رضاشاه که بیش از 2000 نفر در آن کشته شدند در واقع در اعتراض به اجباری شدن لباس متحدالشکل و کلاه شاپو برای مردان بود نه کشف حجاب زنان!
@ancient ™
@ancient ™
IMG_2361.JPG
7.9 MB
فايلِ بسيار باكيفيت تابلوى تالار آيينه اثر استاد كمال الملك كه توسط مسعود معصومى در حوالى ١٣٦٦ عكس گرفته شد و توسط رضا كسروى به رنگ اصلىِ تابلو نزديك شده و تقديم ميگردد.
@Qajarstudies
@ancient ™
@Qajarstudies
@ancient ™
تصویری از مقبره صدام حسین رهبر سابق عراق در شهر تکریت عراق. جسد صدام حسین در سال 2007 به این محل انتقال یافت. اين مقبره در سال 2015 درگيرى هاى داخلى عراق ويران شد.
@ancient ™
@ancient ™
فرانسويها ضرب المثلى دارند كه ميگويد:
"تنها احمق ها هستند كه عوض نميشوند"
با اين معنا نه تنها در زبان فارسى ضرب المثلى نيست؛
بلكه برعكس، ضرب المثلی هست كه ميگويد :
حرف مرد يكى ست!
آيا آنجا كه مقاومت در برابر تغيير و لجبازى در پذيرش اشتباه
ريشه اى فرهنگى مى يابد
مى توان به فردايى بهتر خوشبين بود ..؟!
@ancient ™
"تنها احمق ها هستند كه عوض نميشوند"
با اين معنا نه تنها در زبان فارسى ضرب المثلى نيست؛
بلكه برعكس، ضرب المثلی هست كه ميگويد :
حرف مرد يكى ست!
آيا آنجا كه مقاومت در برابر تغيير و لجبازى در پذيرش اشتباه
ريشه اى فرهنگى مى يابد
مى توان به فردايى بهتر خوشبين بود ..؟!
@ancient ™
یهودیان معتقدند پس از طوفان، نوح اولین کسی بود که پا به زمین گذاشت و اولین کاری که کرد ایجاد تاکستانی بزرگ و تولید شراب و نوشیدن آن بود! به اعتقاد آنها گوشت داراى خون از زمان نوح حرام شد!
@ancient
@ancient
ز گهواره تا گور دانش بجوى
آخرین تصویر از دكتر حسابی که قبل از مرگ نيز مشغول مطالعه بود!
[عده اى ميگويند، دكتر حسابى بعنوان يك فيزيكدان برجسته جهانى مطرح نبود و اين بزرگنمايىِ پسر ايشان است]
@ancient
آخرین تصویر از دكتر حسابی که قبل از مرگ نيز مشغول مطالعه بود!
[عده اى ميگويند، دكتر حسابى بعنوان يك فيزيكدان برجسته جهانى مطرح نبود و اين بزرگنمايىِ پسر ايشان است]
@ancient
کردم از عقل سوالی که بگو ایمان چیست
عقل بر دوش دلم گفت که ایمان، ادب است
آدمیزاد اگر بی ادب است، انسان نیست
فرق مابین بنی آدم و، حیوان ادب است...
سعدی
@ancient ™
عقل بر دوش دلم گفت که ایمان، ادب است
آدمیزاد اگر بی ادب است، انسان نیست
فرق مابین بنی آدم و، حیوان ادب است...
سعدی
@ancient ™
پادشاهی خروج باد شكم را ممنوع کرده بود!
از او پرسیدند چرا اين كار را ممنوع كردى؟
گفت: تا ملت سرگرم آزادی آن هستند؛
آرزوی بزرگتری را دنبال نخواهند کرد...!
@ancient ™
از او پرسیدند چرا اين كار را ممنوع كردى؟
گفت: تا ملت سرگرم آزادی آن هستند؛
آرزوی بزرگتری را دنبال نخواهند کرد...!
@ancient ™
امنیت تنها به معنی عدم جنگ در کشور نیست؛ امنیت حقیقی یعنی تمام افراد جامعه بدون توجه به نژاد، دین، طبقه، جنسیت و پایگاه اجتماعی، از حقوق یکسان برای رشد برخوردار باشند...
نلسون ماندلا
@ancient ™
نلسون ماندلا
@ancient ™
لقب ذوالاکتف[صاحب شانه ها] به این دلیل به شاپور دوم داده شد که پس از يورش قبایل عرب به ايران،شاپور پى انتقام درامد و پس از حمله،دستور داد کتف اسیران عرب را سوراخ کنند و از آن ریسمان رد کنند!
@ancient
@ancient
خاطرات جلیل بزرگمهر از دکتر مصدق:
از پزشک دکتر مصدق سوال کردم که آیا شما با آقـا (دکتر مصدق) مطرح کردید که شاه با اعزام ایشان به خارج برای درمان موافقت کرده است ؟
گفت بله با اینکه امکان بستری کردن ایشان در بیمارستان های سوئیس به سهولت امکان پذیر است معذالک وقتی موضوع را با ایشان مطرح کردم با پرخاش گفتند :
چرا به خارج بروم ، مگر من با این مردم چه فرقی دارم مگر آنها زمانی که بیمار میشوند برای معالجه به خارج میروند؟
حتی در مورد آوردن پزشک از خارج هم با این وجود که اجازۀ آن را از شاه گرفته بودیم گفتند :
لعنت خدا بر هر کسی که در این زمان بخواهد مخارج زندگی چند خانوادۀ فقیر این مملکت را صرف آوردن دکتر برای معالجهام از خارج کند...!!
مسئولين براى درمان به كجا ميروند؟
@ancient ™
از پزشک دکتر مصدق سوال کردم که آیا شما با آقـا (دکتر مصدق) مطرح کردید که شاه با اعزام ایشان به خارج برای درمان موافقت کرده است ؟
گفت بله با اینکه امکان بستری کردن ایشان در بیمارستان های سوئیس به سهولت امکان پذیر است معذالک وقتی موضوع را با ایشان مطرح کردم با پرخاش گفتند :
چرا به خارج بروم ، مگر من با این مردم چه فرقی دارم مگر آنها زمانی که بیمار میشوند برای معالجه به خارج میروند؟
حتی در مورد آوردن پزشک از خارج هم با این وجود که اجازۀ آن را از شاه گرفته بودیم گفتند :
لعنت خدا بر هر کسی که در این زمان بخواهد مخارج زندگی چند خانوادۀ فقیر این مملکت را صرف آوردن دکتر برای معالجهام از خارج کند...!!
مسئولين براى درمان به كجا ميروند؟
@ancient ™
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم كمياب روسپی خانه شهرنو،دختران گرفتار در دام تن فروشی قبل از انقلاب!
قلعه شهرنو محله اى در تهران بود كه درآن مجموعهای از روسپیخانهها و میخانهها قرار داشت و در سال٥٧ به آتش كشيده شد.
@ancient
قلعه شهرنو محله اى در تهران بود كه درآن مجموعهای از روسپیخانهها و میخانهها قرار داشت و در سال٥٧ به آتش كشيده شد.
@ancient
سنگ معلق گرز لنگر در شهرستان دره شهر در ایلام قرار دارد. اگر گذارتان به این استان افتاد حتما این سنگ عجیب را ببينيد! حوادث طبیعی مانند زلزله و طوفان نيز طى هزاران سال تعادلش را برهم نزده است!
@ancient
@ancient
جالب بدونید برخلاف تصور 12 ارديبهشت بخاطر ترور شهيد مطهرى روز معلم تعیین نشده! در واقع كشته شدن دكتر ابوالحسن خانعلى توسط كلانترى در اعتراضات معلمين در ارديبهشت 1340 علت نامگذارى اين روز است.
@ancient
@ancient
مساحتی که اگه ایران تو اروپا بود از این قاره اشغال میکرد!
ایران از مجموع آلمان، لهستان، چک، اسلواکی، اتریش، مجارستان، رومانی، کرواسی، بوسنی، صربستان، مقدونیه، بلغارستان و سوئیس بزرگتره!
@ancient ™
ایران از مجموع آلمان، لهستان، چک، اسلواکی، اتریش، مجارستان، رومانی، کرواسی، بوسنی، صربستان، مقدونیه، بلغارستان و سوئیس بزرگتره!
@ancient ™
پیر مردی با چهرهای نورانی وارد یک مغازه طلا فروشی شد.
فروشنده با احترام از شیخ نورانی استقبال کرد.
پیرمرد گفت: من عمل صالح تو هستم...
مرد زرگر قهقههای زد و با تمسخر گفت: درست است که چهرهای نورانی دارید اما هرگز گمان نمیکنم عمل صالح چنین هیبتی داشته باشد.!!
در همین حین یک زوج جوان وارد مغازه شدند و سفارشی دادند.
مرد زرگر از آنها خواست که تا او حساب و کتاب میکند در مغازه بنشینند.
با کمال تعجب دید که خانم جوان رفت و در بغل شیخ نورانی نشست ، با تعجب از زن سوال کرد که چرا آنجا در بغل شیخ نشستی؟!!
خانم جوان با تعجب گفت کدام شیخ ؟حال شما خوب است!!؟ از چه سخن می گوئید؟ کسی اینجا نیست. و با اوقات تلخی گفت : بالاخره این قطعه طلا را به ما می دهی یاخیر؟
مرد طلا فروش با تعجب و خجالت طلای زوج جوان را به آنها داد و مبلغ را دریافت کرد. و زوج جوان مغازه را ترک کردند.
شیخ رو به زرگر کرد و گفت: غیر از تو کسی مرا نمیبیند و این فقط برای صالحین و خواص محقق می شود.
دوباره مرد و زن دیگری وارد شدند و همان قصه تکرار شد.
شیخ به زرگر گفت من چیزی از تو نمیخواهم . این دستمال را به صورتت بمال تا روزیت بیشتر شود .
زرگر با حالت قدسی و روحانی دستمال را گرفت و بو کرد و به صورت مالید و نقش بر زمین شد .
شیخ و دوستانش هرچه پول و طلا بود برداشتند و مغازه را جارو زدند...
بعد از ۴ سال شیخ با غل و زنجیر و اسکورت پلیس وارد مغازه شد.
افسر پلیس شرح ماجرا را از شیخ و زرگر سوال کرد و آنها به نوبت قصه را باز گفتند.
افسر پلیس گفت برای اطمینان باید دقیقا صحنه را تکرار کنید و شیخ دستمال را به زرگر داد و زرگر مالید و نقش بر زمین شد و اینبار شیخ و پلیس و دوستان دوباره مغازه را جارو زدند...
اين حكايت چه شباهتى به انتخابات دوره اى در كشورها دارد... :))
@ancient ™
فروشنده با احترام از شیخ نورانی استقبال کرد.
پیرمرد گفت: من عمل صالح تو هستم...
مرد زرگر قهقههای زد و با تمسخر گفت: درست است که چهرهای نورانی دارید اما هرگز گمان نمیکنم عمل صالح چنین هیبتی داشته باشد.!!
در همین حین یک زوج جوان وارد مغازه شدند و سفارشی دادند.
مرد زرگر از آنها خواست که تا او حساب و کتاب میکند در مغازه بنشینند.
با کمال تعجب دید که خانم جوان رفت و در بغل شیخ نورانی نشست ، با تعجب از زن سوال کرد که چرا آنجا در بغل شیخ نشستی؟!!
خانم جوان با تعجب گفت کدام شیخ ؟حال شما خوب است!!؟ از چه سخن می گوئید؟ کسی اینجا نیست. و با اوقات تلخی گفت : بالاخره این قطعه طلا را به ما می دهی یاخیر؟
مرد طلا فروش با تعجب و خجالت طلای زوج جوان را به آنها داد و مبلغ را دریافت کرد. و زوج جوان مغازه را ترک کردند.
شیخ رو به زرگر کرد و گفت: غیر از تو کسی مرا نمیبیند و این فقط برای صالحین و خواص محقق می شود.
دوباره مرد و زن دیگری وارد شدند و همان قصه تکرار شد.
شیخ به زرگر گفت من چیزی از تو نمیخواهم . این دستمال را به صورتت بمال تا روزیت بیشتر شود .
زرگر با حالت قدسی و روحانی دستمال را گرفت و بو کرد و به صورت مالید و نقش بر زمین شد .
شیخ و دوستانش هرچه پول و طلا بود برداشتند و مغازه را جارو زدند...
بعد از ۴ سال شیخ با غل و زنجیر و اسکورت پلیس وارد مغازه شد.
افسر پلیس شرح ماجرا را از شیخ و زرگر سوال کرد و آنها به نوبت قصه را باز گفتند.
افسر پلیس گفت برای اطمینان باید دقیقا صحنه را تکرار کنید و شیخ دستمال را به زرگر داد و زرگر مالید و نقش بر زمین شد و اینبار شیخ و پلیس و دوستان دوباره مغازه را جارو زدند...
اين حكايت چه شباهتى به انتخابات دوره اى در كشورها دارد... :))
@ancient ™
میرزا کوچک خان مرگ بدی را تجربه کرد؛ او پس از آنكه در کوه های تالش یار آلمانی اش را بر کول داشت و بر اثر شدت بوران هر دو جان باخته بودند؛ سر یخ زده اش نيز توسط بدخواهانش بریده شد!
@ancient ™
@ancient ™