توماس جفرسون از مهم ترین پدران آمریکا؛ در زمینه معماری ید طولایی داشته و صاحب سبک نیز بوده؛ بسیاری دانشگاه های آمریکا از جمله دانشگاه ویرجینیا از طراحی های خود اوست!
@ancient ™
@ancient ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسابقه جالب بوکس بین کانگورو و انسان!
جالب است بدانيد كه مبارزات بوكس بين انسان و كانگورو از حدود سال 1896 تاكنون مرسوم است!
@ancient ™
جالب است بدانيد كه مبارزات بوكس بين انسان و كانگورو از حدود سال 1896 تاكنون مرسوم است!
@ancient ™
در قرون وسطی پزشکان مجاز نبودند بدن زنان را لمس کنند! درنتيجه زنان با كمك این مدل های آناتومیک که به اشکال گوناگون ساخته شده بودند، مکان درد را براى پزشكان توصیف میکردند!
@ancient ™
@ancient ™
وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
افلاطون
@ancient ™
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
افلاطون
@ancient ™
یکی از ریشه های احتمالی که برای لغت "زمین" در نظر گرفته می شود این است که با توجه به اینکه از قديم، جوهر و ذات کره زمين را سرد میدانستند از واژه ی زم (به معنای سرما) براى آن استفاده كردند!
@ancient
@ancient
تصاويرى از پرنده كمتر ديده شده ابابيل. در سوره فيل از آن ياد شده و به فرمان خدا هزاران ابابيل ريگ به دهان مانع از حمله فيل سواران به كعبه شدند. اين پرنده به پرواز بدون استراحت مشهور است!
@ancient ™
@ancient ™
مردی حاشیه خیابان بساط پهن کرده بود؛
زردآلو هر کیلو ٢ تومن،
هسته زردآلو هرکیلو ٤ تومن.
یکی پرسید چرا هسته اش از زرد آلو گرونتره؟!
فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه.
مرد كمی فكر كردُ گفت، یه کیلو هسته بده .
خرید و مشغول خوردن که شد با خودش گفت:
چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردآلو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود.
رفتُ همین حرف رو به فروشنده گفت،
فروشنده گفت:
بله ، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه ؟
چه زود اثر کرد...
@ancient ™
زردآلو هر کیلو ٢ تومن،
هسته زردآلو هرکیلو ٤ تومن.
یکی پرسید چرا هسته اش از زرد آلو گرونتره؟!
فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه.
مرد كمی فكر كردُ گفت، یه کیلو هسته بده .
خرید و مشغول خوردن که شد با خودش گفت:
چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردآلو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود.
رفتُ همین حرف رو به فروشنده گفت،
فروشنده گفت:
بله ، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه ؟
چه زود اثر کرد...
@ancient ™
تا اواخر قرن 19، در مصر مردم مومیایی هايى را كه از خاك بيرون مى آوردند میفروختند، و عده اى از اشراف بودند که برای تفریح مومیایی خریداری ميكردند و مهمانی باز کردن مومیایی راه می انداختن!
@ancient ™
@ancient ™
اولین گواهینامه در ایران را سیفاللهخان در سال 1308 اخذ کرد! و دوره آموزشش بیش از 1 سال طول کشیده بود!
اولین گواهینامه جهان 36 سال قبل از آن در پاریس اعطا شده بود!
@ancient ™
اولین گواهینامه جهان 36 سال قبل از آن در پاریس اعطا شده بود!
@ancient ™
در ماداگاسکار قرن هاست که پسرها بر اساس سنتی قدیمی، برای اینکه بتوانند دل دخترها را به دست آوردند، به جنگ گاومیشها میروند و با آنها کشتی میگیرند!
@ancient ™
@ancient ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با شاه در مورد سیاست خارجی شاه در خاورمیانه و مشکلات فلسطین و اسراییل!
خبرنگار: اگر اسراییل کمبود نفت داشته باشد شما به آنها نفت می دهید؟
شاه: من پدر خوانده اسراییل نیستم
@ancient ™
خبرنگار: اگر اسراییل کمبود نفت داشته باشد شما به آنها نفت می دهید؟
شاه: من پدر خوانده اسراییل نیستم
@ancient ™
ژاک ژان دو مورگان در مورد محافظه کاری و ملاحظات زیاد ایرانیان گفته که: ایرانیان در مقابل دیگران خود را بصورت مبالغه آمیزی مودب نشان میدهند که این خصیصه سهم زیادی در شخصیت ایرانی دارد!
@ancient ™
@ancient ™
این الاكلنگ از ابزار شکنجه زنان در قرون وسطى بود. زنان مجرم را در يك سر مینشاندند و جلاد با بالا پایین کردن چوب،آنان را در آب سرد فرو کرده و بیرون می آورد. تعداد دفعات بسته بشدت جرمشان داشت!
@ancient
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سال 1984، کمدین اهل ولز "تامی کوپر" به علت سکته قلبی در حین اجرای زنده در گذشت. تماشاگران با خیال اینکه او در حال نمایش است در لحظات جان دادن او میخندیدند و دست میزدند!
@ancient ™
@ancient ™
حسنك روزگار ما...
@ancient
گاو ما ما می کرد، گوسفند بع بع می کرد، سگ واق واق می کرد؛
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد. کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس دوست شده بود. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد!
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.
اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد؛
به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد...
@ancient ™
@ancient
گاو ما ما می کرد، گوسفند بع بع می کرد، سگ واق واق می کرد؛
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد. کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس دوست شده بود. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد!
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.
اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد؛
به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد...
@ancient ™
تا سال 1850، طبق سرشماری، جمعیت کالیفرنیا 90 هزار نفر بود که به خاطر تب طلا (اخبار کشف طلا) در سال 1852 به 200 هزار نفر رسید و بسیاری دیگر هم به شوق وصال طلا از طریق دریا کشته و غرق شدند!
@ancient
@ancient
دو تصویر بالا که مشاهده میکنید ارائه شده توسط یهودیان است كه روايتگر قتل عام و خشونت نازی ها با آنان است!
تصاویر پایین تصاوير بدون دستكارى هستند که واقعیت را نشان ميدهند!
@ancient ™
تصاویر پایین تصاوير بدون دستكارى هستند که واقعیت را نشان ميدهند!
@ancient ™
نوع جدیدی از گلوله ابداع شده که بجای ساچمه و باروت درون آن با بذر گل و گیاه پر می شود، با اینها شما علاوه بر تیراندازی و لذت بردن از آن؛ آدم هم نمی کشید و تازه به طبیعت هم کمک می کنید!
@ancient ™
@ancient ™
مهربان شهریار ایرانی ملقب به مهربابا از پارسيان هند بود که مدعی خدايى بود و در 1925 تا پایان زندگی در1969 سکوت اختیار کرد! البته در1954 اعلام کرد که روح خدا در وی حلول کرده و دوباره ساکت شد!
@ancient
@ancient