شخصى مقیم لندن بود. تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که بر می گرداند 20 پنی اضافه تر می دهد! می گفت: «چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست پنی اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنی را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی.»
گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت: «آقا از شما ممنونم.»
پرسیدم: «بابت چی؟»
گفت: «می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم. با خودم شرط کردم اگر بیست پنی را پس دادید بیایم. فردا خدمت می رسیم!»
تعریف می کرد: «تمام وجودم دگرگون شد. حالی شبیه غش به من دست داد. من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنی می فروختم...!»
@ancient ™
گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت: «آقا از شما ممنونم.»
پرسیدم: «بابت چی؟»
گفت: «می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم. با خودم شرط کردم اگر بیست پنی را پس دادید بیایم. فردا خدمت می رسیم!»
تعریف می کرد: «تمام وجودم دگرگون شد. حالی شبیه غش به من دست داد. من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنی می فروختم...!»
@ancient ™
ارسطو، فیلسوف یونان در ۳۵۰ ق.م در کتاب "قطعات حیوانات" خود چنین می گوید :
مردان در جمجمه شان شکاف های بیشتری دارند، چرا که مغز بزرگ تر آنان(نسبت به زنان) نیاز به تجدید هوا و بادگیری دارد!
@ancient ™
مردان در جمجمه شان شکاف های بیشتری دارند، چرا که مغز بزرگ تر آنان(نسبت به زنان) نیاز به تجدید هوا و بادگیری دارد!
@ancient ™
در کره جنوبى به رسم احترام بین ملت ها، اسم يه خیابون رو گذاشتن تهران و روی یه سنگ حکاکی کردن. بعد يكى اومده اسم شهرشو زیرش نوشته!!!
خدا قوت هم وطن
@ancient ™
خدا قوت هم وطن
@ancient ™
براساس داده هاى باستان شناسى، هخامنشيان هیچگونه سعی در برتر نشان دادن یا تفاخر خود نسبت به ساير ملل را نداشتند! اين درحالى است كه ايرانيان اكنون تاريخ 2500 ساله خود را در سر كل جهان ميكوبند!
@ancient
@ancient
چرخه پول:
درست هنگامی که همه مردم شهر در یک بدهکاری به سر میبرند و هر کدام بر منبای اعتبارشان زندگی را گذران میکنند، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر میشود. او وارد تنها هتل شهر میشود، اسکناس 100 دلاری را روی پیشخوان هتل میگذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا میرود.
صاحب هتل اسکناس 100 دلاری را برمیدارد و در این فاصله میرود و بدهی خودش را به قصاب میپردازد. قصاب اسکناس 100 دلاری را برمیدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک میرود و بدهی خود را به مزرعهدار میپردازد. مزرعه دار اسکناس 100 دلاری را با شتاب برای پرداخت بدهیاش به تأمینکننده خوراک دام و سوخت میدهد. تأمینکننده سوخت و خوراک دام، برای پرداخت بدهی خود، اسکناس 100 دلاری را با شتاب به داروغه شهر، که به او بدهکار بود، میرساند و بدهی خود را میپردازد. داروغه اسکناس را با شتاب به هتل میآورد و به صاحب هتل میدهد چون هنگامی که دوست خودش را یک شب به هتل آورده بود، اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعداً پولش را بپردازد.
حالا هتلدار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است. در این هنگام مرد ثروتمند پس از بازدید اتاقهای هتل برمیگردد و اسکناس 100 دلاری خود را برمیدارد و میگوید که از اتاقها خوشش نیامده و شهر را ترک میکند. در این فرایند هیچ کس صاحب پول نشده است ولی به هر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند و همه بدهیهایشان را پرداختهاند و با یک انتظار خوشبینانهای به آینده نگاه میکنند!
رابرت کیوساکی
@ancient ™
درست هنگامی که همه مردم شهر در یک بدهکاری به سر میبرند و هر کدام بر منبای اعتبارشان زندگی را گذران میکنند، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر میشود. او وارد تنها هتل شهر میشود، اسکناس 100 دلاری را روی پیشخوان هتل میگذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا میرود.
صاحب هتل اسکناس 100 دلاری را برمیدارد و در این فاصله میرود و بدهی خودش را به قصاب میپردازد. قصاب اسکناس 100 دلاری را برمیدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک میرود و بدهی خود را به مزرعهدار میپردازد. مزرعه دار اسکناس 100 دلاری را با شتاب برای پرداخت بدهیاش به تأمینکننده خوراک دام و سوخت میدهد. تأمینکننده سوخت و خوراک دام، برای پرداخت بدهی خود، اسکناس 100 دلاری را با شتاب به داروغه شهر، که به او بدهکار بود، میرساند و بدهی خود را میپردازد. داروغه اسکناس را با شتاب به هتل میآورد و به صاحب هتل میدهد چون هنگامی که دوست خودش را یک شب به هتل آورده بود، اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعداً پولش را بپردازد.
حالا هتلدار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است. در این هنگام مرد ثروتمند پس از بازدید اتاقهای هتل برمیگردد و اسکناس 100 دلاری خود را برمیدارد و میگوید که از اتاقها خوشش نیامده و شهر را ترک میکند. در این فرایند هیچ کس صاحب پول نشده است ولی به هر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند و همه بدهیهایشان را پرداختهاند و با یک انتظار خوشبینانهای به آینده نگاه میکنند!
رابرت کیوساکی
@ancient ™
اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم؛
از طریق اختناق و زور و قلدری
نيز برای مردم ناراضی نمیتوانیم کاری
انجام دهیم...
دكتر مصدق
@ancient ™
از طریق اختناق و زور و قلدری
نيز برای مردم ناراضی نمیتوانیم کاری
انجام دهیم...
دكتر مصدق
@ancient ™
نسخه عریان مونالیزا در فرانسه پیدا شد!
فرانسوى ها تابلويى پيدا كرده اند كه معتقدند طرح اوليه لئوناردو داوينچى از اثر جاودانه اش موناليزا است. موناليزا رمزآلودترين اثر هنرى جهان است.
@ancient ™
فرانسوى ها تابلويى پيدا كرده اند كه معتقدند طرح اوليه لئوناردو داوينچى از اثر جاودانه اش موناليزا است. موناليزا رمزآلودترين اثر هنرى جهان است.
@ancient ™
نگاره هاى نقش رستم كه یادمانى از ایلامیان، هخامنشیان، ساسانیان و حتی قاجاریه رو در خود جای داده درحال نابوديه و گويا فقط ايرانه كه يك اثر ملى تا كامل نابود نشه كسى توجه نميكنه!
@ancient ™
@ancient ™
یک تیپ از سربازان یونان باستان از مردان همجنسگرا تشکیل شده بود، این تیپ گروه مقدس Thebes نام داشت. ایده از آنجا شروع شد که سربازان براى عشقشان بسیار محکم تر خواهند جنگید!
@ancient ™
@ancient ™
حسین بیشتر از آب، تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند ...
علی شریعتی
@ancient ™
علی شریعتی
@ancient ™
ناصرالدین شاه سالی یک بار آنهم روز اربعین آش نذری میپخت و خودش در مراسم پختن آش حضور مییافت تا ثواب ببرد! در حیاط قصر رجال مملکت جمع میشدند و برای تهیه آش همكارى ميكردند!
@ancient ™
@ancient ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ويديويى از شخصیتى كه انيميشن شِرِک از او الهام گرفت (موريس تيلت) در حال كشتى گرفتن در سال 1948 در بارسلوناى اسپانيا!
@ancient ™
@ancient ™
بنا به گفته مورخان و بسیاری دیگر؛ پرچم اسرائیل در واقع آرمان یهودیان برای تشکیل اسرائیلی بزرگ تر و نقشه ۵ هزار ساله شان برای تشکیل کشوری از رود فرات تا نیل را نشان می دهد!
@ancient ™
@ancient ™
ادب باستانی ایرانیان
هرودوت مورخ یونانی که در قرن پنجم پیش از میلاد می زیسته و با چند تن از پادشاهان هخامنشی معاصر بوده است می نویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
همین مورخ می گوید ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
باز به گفته همین مورخ ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
گزنفون می نویسد که ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند، همچنین خاصیت گیاه ها را به جوانان می آموختند تا از آنچه مفید است استفاده کنند و از آنچه زیان آور است بپرهیزند.
از دیگر صفات پسندیده ی ایرانیان نیز این بود که همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند. هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند. شکار را از جهت اینکه ورزش بود دوست می داشتند.
وقتی شرایط حالمان را با قرن ها پیش مقایسه می کنیم، می بینیم که ما پس از قرن ها، قرن ها از گذشته مان هم عقب افتاده ایم. ما به سرعت در حال عقب گردیم.
@ancient ™
هرودوت مورخ یونانی که در قرن پنجم پیش از میلاد می زیسته و با چند تن از پادشاهان هخامنشی معاصر بوده است می نویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
همین مورخ می گوید ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
باز به گفته همین مورخ ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
گزنفون می نویسد که ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند، همچنین خاصیت گیاه ها را به جوانان می آموختند تا از آنچه مفید است استفاده کنند و از آنچه زیان آور است بپرهیزند.
از دیگر صفات پسندیده ی ایرانیان نیز این بود که همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند. هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند. شکار را از جهت اینکه ورزش بود دوست می داشتند.
وقتی شرایط حالمان را با قرن ها پیش مقایسه می کنیم، می بینیم که ما پس از قرن ها، قرن ها از گذشته مان هم عقب افتاده ایم. ما به سرعت در حال عقب گردیم.
@ancient ™
در یونان باستان به شدت همراه داشتن سلاح کنترل می شد. جمله معروف یونانیان در این رابطه این بود:
"فقط قوانین باید حاکم باشند، هنگامی که سلاح حکم کند، قانون می میرد..."
@ancient ™
"فقط قوانین باید حاکم باشند، هنگامی که سلاح حکم کند، قانون می میرد..."
@ancient ™
در باورهای دینی روایات مختلفی راجع به نوح ذکر شده. یهودیان معتقدند پس از طوفان، نوح اولین کسی بود که پا به زمین گذاشت و اولین کاری که کرد ایجاد تاکستانی بزرگ و تولید شراب و نوشیدن آن بود!
@ancient
@ancient
در زمان شورش نان در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه، گروهی از زنان تبریز به رهبری زینب پاشا با چوب و چماق به انبار غله والی آذربایجان حمله کردند و گندم و آرد آن را بین گرسنگان توزیع کردند!
@ancient ™
@ancient ™
جالب است بدانید آزتک ها که رسومات وحشیانه مانند قربانی انسان؛ آدم خواری و شکنجه های بی رحمانه میانشان مرسوم بود؛ تیمارستان های مجهز نیز داشتند که دارای کادر پزشکان و روانشناسان مجرب بود
@ancient ™
@ancient ™