ancientworld | جهان باستان
86.6K subscribers
10.2K photos
1.18K videos
78 files
173 links
🔺جهان باستان اولين و بهترين رسانه در زمينه ناگفته هاى باستانى و تاريخى


ببخشید که فعالیتمون خیلی کم شده؛ امیدوارم روزی دوباره بتونم مثل قبل فعالیت کنم🙏🏻
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش BBC از اظهار نظر جدید CIA: مردم در دهه پنجاه هواپیماهای u2 را به جای بشقاب پرنده می دیدند! سال هاست كه مردم آمريكا ديدن بشقاب پرنده را گزارش ميدهند!

@ancient
این اتومبیل بنز در سال ۱۳۲۱ به عنوان اولين اتومبیل پلیس، مورد استفاده اداره شهربانی کل کشور قرار گرفت!

@ancient
تصویری از یک مقام عثمانى در نسل کشی 1915 ارامنه! این مرد تکه نانی را دور از کودکان ارمنی در دست گرفته و به این وسیله آنها را شکنجه میدهد...

@ancient
یک هنرمند فرانسوی طی پروژه ای جالب با همکاری موزه لوور، لباسهای مدرن بر تن مجسمه های باستانی می کند و از نتیجه کار عکس می گیرد تا در نمایشگاهی منتشر شود!

@ancient
شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی ‌شهر هر روز به صحراهای اطراف می‌رفتند و اوقات خود را با بازی الک دولک می‌گذراندند. چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی هم مشکلی برای سازگاری با این قوانین نداشتند.
سال ها گذشت. یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچی‌ها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که می‌توانند هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند. جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند: «آهای مردم! آهای...! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.»
مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند. جارچی ها دوباره اعلام کردند: «می‌فهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان می‌خواهد، بکنید.»
اهالی جواب دادند: «خب! ما داریم الک دولک بازی می‌کنیم.»
جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام می‌دادند و حالا دوباره می‌توانستند به آن بپردازند. ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه دادند بدون لحظه‌ای درنگ. جارچی ها که دیدند تلاش شان بی‌نتیجه است، رفتند که به امرا اطلاع دهند. امرا گفتند: «کاری ندارد! الک دولک را ممنوع می‌کنیم.»
آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و همه امرای شهر را کشتند و بی‌درنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند...

@ancient
ماهیگیران فیلیپینی پس از صید ماهی با منظره عجیبی روبرو شدند! ماهى صید شده آنها خالکوبی شده بود! این تتوها كه به نظر باستانی میرسند گويا بر اثر چسبيدن پارچه اى طرح دار به ماهى نقش بسته اند!

@ancient
بر اساس اساطیر ایرانی "مَشی و مَشیانه" نخستین جفت بشر هستند. هنگامی که كیومرث به‌ دست اهریمن کشته شد نطفه اش بر زمین ریخت بعد از 40 سال گیاه ریواسی روييد که مشی ‌و مشیانه از آن بوجود آمدند!

@ancient
پرى دريايى ايرانى!

تصويرى جالب از پرى دريايى در كتاب عجايب مخلوقات نوشته محمود اصفهانى مربوط به 800 سال قبل! اعتقاد و تجسم آن زمان نسبت به پرى دريايى جالب توجه است!

@ancient
یک صندوق رمزدار عجيب از عصر سلجوقی منسوب به "محمد بن حمید اصفهانی" از جنس برنج سرب دار، چوب، طلا و نقره و خاتم کاری. جعبه با قفل ترکیبی از ٤ صفحه دو سطح است که ایجاد یک کد ٨ رقمی میکند!

@ancient
هر زمان که جوزف استالین از مرگ و یا ناپدید شدن یک نفر مطلع می شد، دستور می داد تصویر آن را از تمام عکس هایی که با او گرفته پاک کنند. بنابراین روتوش عکس به این شکل آغاز گشت!

@ancient
نسخه جراحی! این نسخه در سال 1492 ميلادى در ایتالیا منتشر شد. کاربردش از آن رو بود كه جراحان در میدان جنگ بدانند جراحت کدام قسمت بدن مرگبار بوده یا بی خطر است!

@ancient
خبرنگار از آقای مهاجرانی پرسید :
مالزی بعد از شما شروع کرد چرا از ایران پیشرفته تر است ؟
مهاجرانی گفت: مالزی خواست مالزی را درست کند ولی مسئولین ما میخواهند دنیا را درست کنند...

@ancient
ژاپنی ها معتقدند هرکس سه تا صورت داره :

اولی رو به دنیا نشون میدید
دومی رو به خانواده و دوستانتون نشون میدید
و سومی که به هیچ کس نشون نمیدید
و این سومی حقیقی ترین انعکاس از شماست !

@ancient
ایرانیان باستان بر خلاف یونانیان که معمولا برهنه بودند، برهنگی را نکوهش می کردند و هیچ گاه برهنه نبودند و همیشه ظاهری آراسته و ‌پوشیده داشتند.

@ancient
تصويرى از کالسکه سلطنتی ناصرالدین شاه كه 125 سال پیش به سفارش او در اتریش ساخته شد و اکنون در موزه خودروهای ایران نگهداری می شود.

*تصوير بالايى ناصرالدين شاه در كالسكه پسر ملكه ويكتوريا است

@ancient
خاطرات یک ﺍﯾﺮﺍنی مقیم ﺁﻟﻤﺎن:

ﺍﺯ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ ﮐﺸﺘﯽ ﺣﻤﻞ ﭘﻨﯿﺮ ﺗﻮﯼ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺑﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺑﺸﯿﻢ .ﻣﻦ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺭﻓﺘﻢ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ 10 ﺑﺴﺘﻪ ﭘﻨﯿﺮ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺫﺧﯿﺮﻩ ﮐﻨﻢ ،ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ 2 ﺑﺴﺘﻪ ﭘﻨﯿﺮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ. ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺧﺒﺮ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﮐﺸﺘﯽ ﺭﻭ ﺷﻨﯿﺪﯼ؟

ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ .ﺩﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﭘﻨﯿﺮ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻧﺸﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺒﺮﻡ ﺑﺪﻡ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ. !ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﻡ...
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻫﺴﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻬﺎ ﻭ ﺁﻟﻤﺎﻧﯿﻬﺎ...

در سال 1939 وقتی مسئولين شرکت «گندم کانزاس» متوجه شدند که مادران فقیر با پارچه بسته بندی آنها برای فرزندان خود لباس درست میکنند، شروع به استفاده از پارچه های طرحدار برای بسته بندی کردند تا بچه های فقیر لباسهای زیباتری داشته باشند و در کمال مهربانی کاری کردند که آرم این شرکت با اولین شستشو پاک میشد.

انسان بودن و انسان دوستی محصور به هیچ دین و کشوری نیست...!

@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جزئیات کشف 7 سیاره شبیه زمین که امکان زیست فرازمینی و آب در آنها وجود دارد!

@ancient
جوناس سالک پزشك آمريكايى كه به خاطر ریشه کن كردن فلج اطفال معروف است در 1952 واکسنش را بنام خود ثبت نکرد، او این دارو را به مردم بخشید و اینگونه از ثروتی بالغ بر 7.5 میلیارد دلار چشم پوشی کرد
@ancient
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سفر تاریخی دکتر مصدق به مصر و اجتماع چند میلیونی مردم‌ مصر برای خوش آمد گویی به او در ویدیوی فوق عظمت و محبوبیت مصدق به خوبی مشخص است . مصر ۱۹۵۱

@ancient
آب رودخانه ای در جنگل های آمازون به قدری داغ است که به نقطه جوش رسیده و می توان در آن چای درست کرد. مردمان آن جا معتقدند که دلیل گرمای آب اژدهای خوابیده در کف آن است!

@ancient
روزی جوانی نزد پدرش آمد و گفت:
دختری را دیده ام و میخواهم با او ازدواج کنم
من شیفته زیبایی این دختر وجادوی چشمانش شده ام،
پدر با خوشحالی گفت این دختر کجاست تا برایت خواستگاری کنم؟
پس به اتفاق رفتند تا دختر را ببینند اما پدر به محض دیدن دختر دلباخته او شد و به پسرش گفت: ببین پسرم این دختر هم تراز تو نیست وتو نمیتوانی خوشبختش کنی، او را باید مردی مثل او تکیه کند، پسر حیرت زده جواب داد، امکان ندارد پدر کسیکه با این دختر ازدواج میکند من هستم نه شما!

پدر و پسر با هم درگیر شدند و کارشان به قاضی کشید ماجرا را برای قاضی تعریف کردند. قاضی دستور داد دختر را احضار کنند تا از خودش بپرسند که میخواهد با کدامیک از این دو ازدواج کند قاضی با دیدن دختر شیفته جمال و محو دلربایی او شد و گفت: این دختر مناسب شما نیست بلکه شایسته شخص صاحب منصبی چون من است پس این بار سه نفری با هم درگیر شدند و برای حل مشکل نزد وزیر رفتند
وزیر با دیدن دختر گفت او باید با وزیری مثل من ازدواج کند و قضیه ادامه پیدا کرد تا رسید به شخص امیر، امیر نیز مانند بقیه گفت این دختر فقط با من ازدواج میکند!!

بحث و مشاجره بالا گرفت تا اینکه دختر جلو آمد و گفت راه حل مسئله نزد من است، من میدوم و شما نیز پشت سر من بدوید اولین کسیکه بتواند مرا بگیرد با اوازدواج خواهم کرد!!
و بلافاصله شروع به دویدن کرد و پنج نفری پدر؛ پسر ؛قاضی ؛وزیر و امیر بدنبال او، ناگهان هرپنج نفر با هم به داخل چاله عمیقی سقوط کردند
دختر از بالای گودال به آنها نگاهی کرد و گفت آیا میدانید من کیستم؟!!
من دنیا هستم!! من کسی هستم که اغلب مردم بدنبالم میدوند و برای بدست آوردنم با هم رقابت میکنند و در راه رسیدن به من از دینشان ، معرفتشان غافل میشوند و حرص و طمع انها تمامی ندارد تا زمانیکه در قبر گذاشته میشوند در حالیکه هرگز به من نمیرسند...

@ancient