اشراق 🌿
577 subscribers
701 photos
361 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
خبر بردند بر شیرینِ خون ریز
که خون کوهکن را ریخت پرویز

همه گفتند کاین رسمی نو افتاد
که شیرین کشت و خون بر خسرو افتاد
رسانه‌یی که سواد رساله دارد، جای ترویج کشف فاحش حجاب در راه‌پیمایی معتقدان نظام، به امر به معروف و نهی از منکر بی‌حجاب‌ها در این راه‌پیمایی‌ها ضریب می‌دهد، که فراوانی بس‌یار بیش‌تری هم داشته است

فاطمی صدر
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ
يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ...

برخی آدم‌ها از جنس نور هستند.
حضورشان دل را روشن می‌کند،
بی‌آن‌که ادعایی داشته باشند.
کنارشان که می‌نشینی، آرام می‌شوی؛
سخن‌شان سراسر امید است؛
نگاه‌شان امنیت می‌آورد.
و نبودن‌شان حسرت و اندوه...
اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِیمَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ...
تورم، اگرچه در نگاه نخست پدیده‌ای اقتصادی به نظر می‌رسد، اما در واقع نیرویی است که بنیان‌های اخلاقی و اعتقادی جامعه را بتدریج فرسوده می‌کند. این پدیده نه با انفجار و خشونت، بلکه با حرکتی آرام و پیوسته همانند موریانه‌، ستون‌های اخلاق را می‌خورد و جای آن‌ را با تردید و اضطرار پر می‌کند. در این میان تورم، از لحظه‌ای که فرد درمی‌یابد که دیگر نمی‌تواند به ثبات فردا تکیه کند، آغاز می‌شود و این آغاز، پیش‌درآمد فروپاشی اخلاقی است.

زیرا اخلاق فردی و اجتماعی، پیش از هر چیز، بر باور به نظم و عدالت استوار است؛ بر این فرض که تلاش صادقانه بی‌ثمر نمی‌ماند، درستکاری ارزش است و وفاداری به تعهدات یک وظیفه. این باورها نه تنها توصیه‌های تربیتی، بلکه ستون‌های ثبات جامعه هستند. اما تورم مزمن این ستون‌ها را هدف قرار می‌دهد.   بطوریکه فردی که سال‌ها با انضباط زندگی کرده و پس‌انداز اندوخته است، وقتی می‌بیند حاصل زحمتش در مدتی کوتاه تحلیل می‌رود، فقط با زیان مالی مواجه نخواهد بود بلکه همزمان با فروپاشی حس عدالت و اعتماد به نظم جامعه هم روبه‌رو می‌شود. در واقع رابطه میان تلاش و نتیجه، فضیلت و پاداش، دچار اختلال می‌شود و اخلاق به تدریج به توصیه‌ای بی‌پشتوانه بدل می‌شود.
این روند اضمحلال ناگهانی نیست؛ بلکه فرسایشی است. بطوریکه فرد برای زنده ماندن و بقا، معیارهای خود را تعدیل می‌کند. آنچه روزی نکوهیده بود، بتدریج قابل توجیه می‌شود. احتکار، «احتیاط» نام می‌گیرد؛ افزایش بی‌قاعده قیمت ها، «هماهنگی با شرایط» و دور زدن قوانین، «زرنگی» تلقی می‌شود. این بازتعریف مفاهیم اخلاقی نه با زور و اجبار، بلکه با تغییر قطب نمای اخلاقی فرد و‌جامعه رخ می‌دهد. در واقع وقتی که واژه‌ها جابه‌جا شوند، وجدان نیز آرام می‌گیرد و انعطاف اخلاقی بتدریج جای خود را به پذیرش ناهنجاری می‌دهد.


همچنین اعتماد، دومین قربانی تورم است. زیرا پول، بیش از آن که ابزار مبادله باشد، حافظه‌ جمعی و پیمان نانوشته ای مبتنی بر اعتماد میان افراد است. زیرا هر اسکناس، وعده‌ای درباره‌ فردا در خود دارد. وقتی ارزش این وعده مدام کاهش یابد، بدبینی جای اعتماد را می‌گیرد. مردم محتاط‌تر می‌شوند، همکاری‌ها محدود می‌شود و روابط انسانی رنگ احتیاط و سوءظن می‌گیرد.
در ادامه، اعتقاداتی چون عدالت نیز در معرض فرسایش قرار می‌گیرند. زیرا باور به عدالت، به معنای تلاش برای پیشرفت تدریجی و احقاق حق، همه وابسته به نوعی ثبات و اطمینان‌ هستند. وقتی تجربه زیسته، مدام خلاف این باورها را نشان دهد، تردید به دیگری جای اعتماد را می‌گیرد. تردیدی که فلسفی نیست بلکه جزیی از زندگی روزمره است، بطوریکه در گفت‌وگوها، در تصمیم‌های اقتصادی و در ارزیابی روابط اجتماعی بتدریج، جامعه به بدبینی و انحراف آرام تن می‌دهد و اخلاقی که بر افق های بلندمدت استوار بود، جای خود را به اخلاق مبتنی بر بقا می‌دهد.


در این میان،تاریخ نمونه‌های هشداردهنده‌ای از پیامدهای اخلاقی تورم ارائه می‌دهد. در دهه ۱۹۲۰، ابرتورم در آلمان فقط ارزش پول را نابود نکرد؛ بلکه طبقه متوسط را تحقیر کرد، اعتماد به نظم موجود را از بین برد و فضای روانی جامعه را برای پذیرش وعده‌های افراطی آماده ساخت. بستری که سرانجامش شد ظهور هیتلر.


در مجموع، اگر تورم مهار نشود، جامعه وارد مرحله‌ای می‌شود که انحراف نرمال می‌شود؛ آنچه دیروز خط قرمز بود، امروز «شرایط خاص» تلقی می‌شود و رذیلت رنگ فضیلت می‌گیرد. به عبارتی فضایی از جنس رمان ژولیت مارکی دوساد، رمانی که گزارشی است از جامعه ای که اصول اخلاقی و اعتقادی آن به طور سیستماتیک فرو ریخته، بطوریکه انسان‌ها برای حفظ خود، مجبور می‌شوند اصول را قربانی کنند. در چنین جامعه ای، دیگر هیچ سقفی برای فساد وجود ندارد.

👤 کاتخون
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه‌ی عاقل هنری بهتر از این؟!

#حافظا
هر چند گَرد پیری بر رخ نشست ما را
مشغول خاک‌بازی است دل بر قرار طفلی

#صائبا
یا به میدان نیا، یا تمام بیا
جنگ کاهلانه همیشه به نفع دشمن است
هیچ موجودی نفرت انگیز تر از عاشق نیم بند نیست!

#نادر_ابراهیمی
@aeshraq
منظره‌ی ویرانیِ یک عاشق
غم انگیزترین منظره‌ی دنیاست...
ببینی کسی مثل طاووس می‌رفته،
حالا مرغِ نحیفی است که کرک و پرش ریخته...

@aeshraq
نارسا بختم وگرنه همتم کوتاه نیست!
چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی؟!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی‌سبب یاری زیاری بگذرد؟!
تنهایی سحری خوردن یکی از غریبانه‌ترین و غم‌انگیزترین لحظات زندگی است!
جهان به مجلسِ مَستانِ بی‌خِرَد مانَد!
كه در شكنجه بوَد هركسی كه هشيارست!

#صائبا
@aeshraq
Forwarded from اشراق 🌿 (علےڪرمیان)
به قول دخترک: خدا خیلی خوشگله
- وقتی می‌میریم چه اتفاقی می افته؟!

+ اونایی که دوستمون دارن، دلشون برامون تنگ میشه!
دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست