اشراق 🌿
577 subscribers
701 photos
361 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
امام خمینی(ره) : ما را نترسانيد از اينكه، ما نظامى مى‌‌آوريم، ما نظامی‌هاى شما را اينجا دفن‌شان خواهیم کرد.
آرزویی که ترامپ به گور خواهد برد

جی‌دی‌‌ونس:
فردی که در ایران تصمیم‌گیری می‌کند، رهبر جمهوری اسلامی است.
به نظر می‌رسد وزیر امور خارجه با رهبر در ارتباط است و ما هم عمدتاً با همان فرد در تماس بوده‌ایم.
ترامپ می‌تواند تلفن را بردارد و با پوتین صحبت کند. می‌تواند تلفن را بردارد و با شی جین‌پینگ صحبت کند. حتی با کشورهایی که روابط بسیار خصمانه‌ای با آن‌ها داریم.
این واقعاً عجیب است که نمی‌ توانیم مستقیماً با رهبر ایران صحبت کنیم.
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگسِ مستانه به یغما ببرد...

#حافظا
قال الباقر (ع):
إذا قام‌ قائمنا وضع الله يده‌ على رءوس العباد فجمع بها عقولهم‌ و كملت به أحلامهم‌.


چون قائم ما قيام كند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع كند و در نتيجه خردشان كامل شود.

الكافی؛ ج ۱ ص۲۵
يَا مَنْ إِذَا تَضَايَقَتِ اَلْأُمُورُ
فَتَحَ لَنَا بَاباً لَمْ تَذْهَبْ إِلَيْهِ اَلْأَوْهَامُ
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ اِفْتَحْ لِأُمُورِيَ اَلْمُتَضَايَقَةِ بَاباً
لَمْ يَذْهَبْ إِلَيْهِ وَهْمٌ
يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ.

ای کسی که هنگامی که امور [ما را] به تنگنا می‌اندازد دری را برای ما می‌گشایی که اوهام به آن راه نیافته
پس بر محمد و آل محمد صلوات فرست
و برای امورم که [مرا] در فشار افکنده، دری بگشا که خیالی به آن نرسیده
ای رحم‌کننده‌ترین رحم‌کنندگان
ترامپ: فکر می‌کنم جایم در بهشت باشد! من آدم کاملی نیستم، اما کارهای خوب فوق‌العاده زیادی برای آدم‌های خوب انجام داده‌ام!
اشراق 🌿
ترامپ: فکر می‌کنم جایم در بهشت باشد! من آدم کاملی نیستم، اما کارهای خوب فوق‌العاده زیادی برای آدم‌های خوب انجام داده‌ام!
و این است رسم جهان:
روز به شب می رسد و شب به روز. آه از سرخی شفقی كه روز را به شب می رساند. و آه از دهر آنگاه كه بر مراد سِفلگان می چرخد!

دهر بر مراد سفلگان می‌چرخد تا تو در کشاکش بلا امتحان شوی و این ابتلائات نیز پیوسته می‌رسد تا رغبت تو در لقای خدا افزون شود...

#فتح_خون
#سید_مرتضی_آوینی
@aeshraq
چون به لطفت خو گرفتم، کار مشکل می‌شود
مهربانی پر مکن با من که عادت می‌کنم

این دل دیوانه دیگر قابل اصلاح نیست
من چه بی‌عقلم که مجنون را نصیحت می‌کنم

سلیم تهرانی
@aeshraq
اضطراب، حاصل پیش‌بینی یک رویداد "ممکن الوقوع" است که به شدیدترین حالت ممکن، در ذهن رخ می‌دهد!
جهان پیر است و بی‌بنیاد ازین فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
پایبندِ این بنای رو به ویرانی مباش
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏ آله:

یا علیّ! وَ اعلَم، أنّ أعجَبَ النّاسِ إیماناً وَ أعظَمَهُم یَقیناً، قومٌ یکُونُونَ فی آخرِ الزّمان، لَم یَلحَقُوا النَّبیّ، وَ حُجِبَ عَنهُمُ الحُجّة، فآمَنُوا بسَوادٍ علی بیاضٍ؛

ای علی! بدان، که مردمی در آخر الزمان خواهند آمد، که دارای شگفت‌انگیزترین ایمان‌ها و استوارترین یقین‌ها هستند، مردمی که پیامبر را ندیده‌اند، و حجت خدا نیز از نظر آنان پنهان است، با این وجود، از راه نوشته و کتاب (خطی سیاه بر کاغذی سفید)، ایمان می‌آورند (و بر ایمان خود به دین اسلام ثابت می‌مانند).

جامعه سازی قرآنی
علامه حکیمی
خبر بردند بر شیرینِ خون ریز
که خون کوهکن را ریخت پرویز

همه گفتند کاین رسمی نو افتاد
که شیرین کشت و خون بر خسرو افتاد
رسانه‌یی که سواد رساله دارد، جای ترویج کشف فاحش حجاب در راه‌پیمایی معتقدان نظام، به امر به معروف و نهی از منکر بی‌حجاب‌ها در این راه‌پیمایی‌ها ضریب می‌دهد، که فراوانی بس‌یار بیش‌تری هم داشته است

فاطمی صدر
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ
يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ...

برخی آدم‌ها از جنس نور هستند.
حضورشان دل را روشن می‌کند،
بی‌آن‌که ادعایی داشته باشند.
کنارشان که می‌نشینی، آرام می‌شوی؛
سخن‌شان سراسر امید است؛
نگاه‌شان امنیت می‌آورد.
و نبودن‌شان حسرت و اندوه...
اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِیمَا مَضَی مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ...
تورم، اگرچه در نگاه نخست پدیده‌ای اقتصادی به نظر می‌رسد، اما در واقع نیرویی است که بنیان‌های اخلاقی و اعتقادی جامعه را بتدریج فرسوده می‌کند. این پدیده نه با انفجار و خشونت، بلکه با حرکتی آرام و پیوسته همانند موریانه‌، ستون‌های اخلاق را می‌خورد و جای آن‌ را با تردید و اضطرار پر می‌کند. در این میان تورم، از لحظه‌ای که فرد درمی‌یابد که دیگر نمی‌تواند به ثبات فردا تکیه کند، آغاز می‌شود و این آغاز، پیش‌درآمد فروپاشی اخلاقی است.

زیرا اخلاق فردی و اجتماعی، پیش از هر چیز، بر باور به نظم و عدالت استوار است؛ بر این فرض که تلاش صادقانه بی‌ثمر نمی‌ماند، درستکاری ارزش است و وفاداری به تعهدات یک وظیفه. این باورها نه تنها توصیه‌های تربیتی، بلکه ستون‌های ثبات جامعه هستند. اما تورم مزمن این ستون‌ها را هدف قرار می‌دهد.   بطوریکه فردی که سال‌ها با انضباط زندگی کرده و پس‌انداز اندوخته است، وقتی می‌بیند حاصل زحمتش در مدتی کوتاه تحلیل می‌رود، فقط با زیان مالی مواجه نخواهد بود بلکه همزمان با فروپاشی حس عدالت و اعتماد به نظم جامعه هم روبه‌رو می‌شود. در واقع رابطه میان تلاش و نتیجه، فضیلت و پاداش، دچار اختلال می‌شود و اخلاق به تدریج به توصیه‌ای بی‌پشتوانه بدل می‌شود.
این روند اضمحلال ناگهانی نیست؛ بلکه فرسایشی است. بطوریکه فرد برای زنده ماندن و بقا، معیارهای خود را تعدیل می‌کند. آنچه روزی نکوهیده بود، بتدریج قابل توجیه می‌شود. احتکار، «احتیاط» نام می‌گیرد؛ افزایش بی‌قاعده قیمت ها، «هماهنگی با شرایط» و دور زدن قوانین، «زرنگی» تلقی می‌شود. این بازتعریف مفاهیم اخلاقی نه با زور و اجبار، بلکه با تغییر قطب نمای اخلاقی فرد و‌جامعه رخ می‌دهد. در واقع وقتی که واژه‌ها جابه‌جا شوند، وجدان نیز آرام می‌گیرد و انعطاف اخلاقی بتدریج جای خود را به پذیرش ناهنجاری می‌دهد.


همچنین اعتماد، دومین قربانی تورم است. زیرا پول، بیش از آن که ابزار مبادله باشد، حافظه‌ جمعی و پیمان نانوشته ای مبتنی بر اعتماد میان افراد است. زیرا هر اسکناس، وعده‌ای درباره‌ فردا در خود دارد. وقتی ارزش این وعده مدام کاهش یابد، بدبینی جای اعتماد را می‌گیرد. مردم محتاط‌تر می‌شوند، همکاری‌ها محدود می‌شود و روابط انسانی رنگ احتیاط و سوءظن می‌گیرد.
در ادامه، اعتقاداتی چون عدالت نیز در معرض فرسایش قرار می‌گیرند. زیرا باور به عدالت، به معنای تلاش برای پیشرفت تدریجی و احقاق حق، همه وابسته به نوعی ثبات و اطمینان‌ هستند. وقتی تجربه زیسته، مدام خلاف این باورها را نشان دهد، تردید به دیگری جای اعتماد را می‌گیرد. تردیدی که فلسفی نیست بلکه جزیی از زندگی روزمره است، بطوریکه در گفت‌وگوها، در تصمیم‌های اقتصادی و در ارزیابی روابط اجتماعی بتدریج، جامعه به بدبینی و انحراف آرام تن می‌دهد و اخلاقی که بر افق های بلندمدت استوار بود، جای خود را به اخلاق مبتنی بر بقا می‌دهد.


در این میان،تاریخ نمونه‌های هشداردهنده‌ای از پیامدهای اخلاقی تورم ارائه می‌دهد. در دهه ۱۹۲۰، ابرتورم در آلمان فقط ارزش پول را نابود نکرد؛ بلکه طبقه متوسط را تحقیر کرد، اعتماد به نظم موجود را از بین برد و فضای روانی جامعه را برای پذیرش وعده‌های افراطی آماده ساخت. بستری که سرانجامش شد ظهور هیتلر.


در مجموع، اگر تورم مهار نشود، جامعه وارد مرحله‌ای می‌شود که انحراف نرمال می‌شود؛ آنچه دیروز خط قرمز بود، امروز «شرایط خاص» تلقی می‌شود و رذیلت رنگ فضیلت می‌گیرد. به عبارتی فضایی از جنس رمان ژولیت مارکی دوساد، رمانی که گزارشی است از جامعه ای که اصول اخلاقی و اعتقادی آن به طور سیستماتیک فرو ریخته، بطوریکه انسان‌ها برای حفظ خود، مجبور می‌شوند اصول را قربانی کنند. در چنین جامعه ای، دیگر هیچ سقفی برای فساد وجود ندارد.

👤 کاتخون
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه‌ی عاقل هنری بهتر از این؟!

#حافظا
هر چند گَرد پیری بر رخ نشست ما را
مشغول خاک‌بازی است دل بر قرار طفلی

#صائبا
یا به میدان نیا، یا تمام بیا
جنگ کاهلانه همیشه به نفع دشمن است
هیچ موجودی نفرت انگیز تر از عاشق نیم بند نیست!

#نادر_ابراهیمی
@aeshraq