اشراق 🌿
577 subscribers
701 photos
361 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
ظاهرا عراقی ها هم همان پرفروش‌های زرد همیشگی را می خوانند. سلیقه مشترک کتاب نخوان‌ها

@aeshraq
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیچاره غمت را راهی به جز نجف نیست...
طالب صادق ضایع نمی شود.

حق تعالی و تقدس، هر طالبی را که صادق باشد ضایع نگذارد یا حضرت خضر پیغمبر را بفرستد تا او را فایده دهد، یا از جنیان یکی قرین او گرداند تا او را راه بنماید، یا مردی را از آدمیان که این راه رفته باشد و بدان سر منزل رسیده و این آب زندگانی چشیده، به سر وقت او فرستد تا او را تربیت فرماید.


مصنفات سمنانی، سلوة العاشقین و سکتة المشتاقین، بند۲، ص ۲۷۸

#علاء‌الدوله_سمنانی
@aeshraq
زیر مجموعه ی خودم هستم
مثل مجموعه ای که سخت تهی ست

در سرم فکر کاشتن دارم
گرچه باغ من از درخت تهی ست


عشق آهوی تیزپا شد و من
ببر بی حرکت پتوهایم

خشمگین نیستم که تا امروز
نرسیدم به آرزوهایم


نرسیدن رسیدن محض است
آبزی آب را نمی بیند

هرکه در ماه زندگی بکند
رنگ مهتاب را نمی بیند


دوری و دوستی حکایت ماست
غیر از این هرچه هست در هوس است

پای احساس در میان باشد
انتخاب پرنده ها قفس است


وسعت کوچک رهایی را
از نگاه اسیر باید دید

کوه در رشته کوه بسیار است
کوه را در کویر باید دید


گرچه باغ من از درخت تهی ست
در سرم فکر کاشتن دارم

شعر را، عشق را، مکاشفه را
همه را از نداشتن دارم...

#یاسر_قنبرلو
توی خانه ما برای همه آزادی به یک اندازه بود. پدرم می‌گفت: «هر کار می‌خواهید بکنید، بکنید؛ فقط سالم زندگی کنید.»

۱۴، ۱۵ سالم بود که شروع کردم به کتاب خواندن؛ همان سال‌های ۵۶، ۵۷

هزار و یک فرقه بود و می‌خواستم بدانم این چیزها که می‌شنوم و می‌بینم یعنی چه؟! از کتاب‌های #توده‌ای‌ها خوشم نیامد. من با همه وجود، خدا را حس می‌کردم و دوستش داشتم. نمی‌توانستم باور کنم نیست. نمی‌توانستم با دلم، با خودم بجنگم. گذاشتمشان کنار. دیگر کتاب‌هاشان را نخواندم. کتاب‌های #منافقین، از شکنجه‌هایی که می‌شدند می‌نوشتند. از این کارشان بدم می‌آمد. با خودم قرار گذاشتم اول، «اسلام» را بشناسم، بعد بروم دنبال فرقه‌ها.

به هوای درس خواندن، با دوستان می‌نشستیم کتابهای #دکتر_شریعتی را می‌خواندیم. کم‌کم دوست داشتم #حجاب داشته باشم. مادرم از حجاب خوشش نمی‌آمد. گفته بودم برای وقتی که با دوستانم می‌روم زیارت، #چادر بدوزد. هرروز چادرم را تا می‌کردم، می‌گذاشتم ته کیفم، کتاب‌هایم را می‌چیدم روش. از خانه که می‌آمدم بیرون، سرم می‌کردم تا وقتی برمی‌گشتم. آن سال‌ها، چادر یک موضوع سیاسی بود. خانواده‌ام از سیاسی شدن خوششان نمی‌آمد! پدر می‌گفت: «من ته ماجرا را می‌بینم، شما شر و شورش را.» اما من #انقلابی شده بودم...

اینک شوکران
#منوچهر_مدق_به_روایت_همسر_شهید
#فرشته_ملکی
@aeshraq
روشنفکریِ متعارف در این مرز و بوم، عمدتا با چند خصلت خودنمایی کرده است: برج عاج‌ نشینی و قطع ارتباط با بدنه اجتماعی، تحقیر بضاعت فرهنگی این دیار، ترجمه‌گری و درصورت توانایی ایرانیزه کردن آن و نهایتا حرکت در پسِ پدیده های اجتماعی.

این قاعده‌ی بد فُرم، شاید تنها چند استثنای محدود داشته باشد که بی شک یکی از آنها #جلال_آل_احمد است. او بیش از همه دارندگانِ فکر روشن، نه تنها به خودانتقادی، که به خودشکنی پرداخته است! او در مدت کوتاه حیات، بارها پوست انداخته و خویشِ اکنون خود را به دور انداخته و خویشتنی جدید برگزیده است. در نوجوانی نخست هویت سنتی خانواده را ترک گفت و به سلک وهابی مآبی و به قول خودش #اصلاح_دینی درآمد. این حد از تجدید نظر طلبی، او را قانع نکرد و جذب #حزب_توده شد. به سرعت مدارج حزبی را طی کرد و به قول خودش: اتاق های حزب را جلو رفت و گوش به دیوار آخر نهاد و شنید که در آن سو، دیکتاتوری به مراتب خشن‌تر از شاه ایران عروعور می کند! و پرسید: این کیست؟ و جواب شنید: #استالین است و فی المجلس گفت: ما نیستیم! و با رفقا انشعاب کرد و تا امروز، فحش آن را می خورد! بعد افتاد به همکاری با دکتر مظفر بقایی در تاسیس #حزب_زحمتکشان و پس از چندی، باز انشعاب در کسوتی جدید به نام #نیروی_سوم و سپس به قول خودش: انکشف که زمینِ سستِ سیاست، به دلیل کم خونیِ کالبدِ فرهنگ است... و پرهیز از فعالیت سیاسی و تلاش مجدانه در عرصه #تولید_فکر و برون دادهایی که هنوز فروش آنها پس از نیم قرن، دهها ناشر خصوصی را سرپا نگاه داشته است!
او به رغم آنکه به آورده های فکر و فرهنگ غرب بی اعتنا نبود، اما دریافت که دوای درد ایران را، تنها باید در خود ایران یافت و از همین سربندِ گیوه‌هایش را ورکشید و بسا شهرها و دِه‌ کوره‌های این مملکت را به پای سفر پیمود و دردِ دلِ مردمان آن را شنید و گنجینه ای از عادات و آداب آنان فراهم آورد و جهد فراوان نمود تا به زبان آنان بگوید و چه خوب توانست تصویر هموطنان خود را در #داستان ها و #گزارش_نویسی ها و تحلیل های خویش ترسیم کند و چه بازخورد شگرفی هم از این جامعه گرفت. کدام یک از مدعیان #روشنفکری، توانسته اند این هزارتوی سیاست و فرهنگ را تنها در چهل و پنج سال بپیمایند و بازار مکاره پیرامون را چنین صادقانه بنمایند؟ از همین مختصر گفته و از آن بسیار کرده جلال، می توان رهیافتی شناخت به #راز_جاودانگی مردی که این روزها مرگ او پنجاه ساله می شود.

#محمدرضا_کائینی
@aeshraq
آدم غرب‌زده هُرهُری مذهب است. به هیچ چیز اعتقاد ندارد. اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است. نان به نرخ روز خور است. همه چیز برایش علی السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است. نه ایمانی دارد، نه مسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی؛ نه به خدا نه به بشریت. نه در بند تحول اجتماع است و نه در بند مذهب و لامذهبی. حتی لامذهب هم نیست. هرهری است. گاهی به مسجد هم می‌رود. همان‌طور که به کلوب هم می‌رود یا به سینما. اما همه جا فقط تماشاچی است. درست مثل اینکه به تماشای بازی فوتبال رفته. همیشه کنار گود است. هیچ‌وقت از خودش مایه نمی‌گذارد.

#غرب_زدگی
#جلال_آل_احمد
@aeshraq
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ کامل "سلام لغزه" با زیرنویس عربی

@aeshraq
کفر متحرک به اسلام می‌رسد
ولی اسلام راکد، پدربزرگ کفر است.

سلمان ها درحالی که کافر بودند،
حرکت‌شان آنها را به رسول منتهی کرد

و زُبیر ها در حالی که با رسول بودند،
رکودشان آنها را به کفر پیوند زد!

علی صفایی
کتاب حرکت صفحه ۱۲
@aeshraq
« لا تسبوا الريح ؛
فإنها من نَفَسِ الرحمن تبارك وتعالى»

@aeshraq
گفت پیغمبر به اصحاب کبار
تن مپوشانید از #باد_بهار

زانکه با جان شما آن می‌کند
کان بهاران با درختان می‌کند

در بهاران جامه از تن بر کنید
تن برهنه جانب گلشن روید

لیک بگریزید از #باد_خزان
کان کند کان کرد با باغ وزان

#مولانا
@aeshraq
خیزید و خز آرید که هنگام #خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است

آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است
گویی به مثل پیرهن رنگ‌رزان است

دهقان به تعجب سر انگشت گزان است!

#منوچهری
@aeshraq
فرانسه دیگر در صحنه بین‌المللی صدایی ندارد، زیرا (در میان دلایل دیگر) استانداردهای دوگانه و عدم اقدام، در رابطه با غزه را در کارنامه خود دارد.

سکوت داخلی فرانسه درباره آنچه در غزه می‌گذرد یک رسوایی واقعی از نظر دموکراسی است

ما (فرانسه و غرب به طور کلی) اهرم‌های زیادی برای متوقف کردن جنگ داریم - از نظر تسلیحاتی یا تحریم‌های اقتصادی - اما با استدلال‌هایی که از نظر فرهنگی یا فکری کاملاً غیرواقعی هستند، از این کار خودداری می‌کنیم!

سیاستمداران ما می‌گویند: باید بگذاریم اسرائیل جنگش را تا آخر ادامه دهد! اما چه پایانی؟! پایان چیست؟!

فرانسه و غرب یقینا هزینه‌ی آنچه در حال رخ دادن است را از نظر از دست دادن اعتبار و مشروعیت خواهند پرداخت.

و بدون شک بزرگترین رسوایی تاریخی از زمان... حتی جرأت نمی‌کنم مرجعی پیدا کنم!

متأسفانه جمعیت غیرنظامی است که می‌میرد. ۴۰،۰۰۰ هزار نفر کشته شده‌اند. و احتمالاً تعداد بسیار بیشتری...
این کشته‌ها یک عدد نیستند!

در غزه بدن‌ها تکه تکه شده‌اند! قلب‌ها تکه تکه شده‌اند! سرها تکه.تکه شده‌اند! روح‌ها تکه‌تکه شده‌اند!

اسرائیل هیچ هدف سیاسی ندارد و وقتی هیچ هدف سیاسی نداشته باشید، تنها کاری که می‌توانید انجام دهید جنگ است... یک هدف امنیتی وجود دارد، یک هدف هویتی وجود دارد، یک جنون آخرالزمانی وجود دارد و این امر فاجعه‌ای را که شاهد آن هستیم را توضیح میدهد.


مصاحبه دومینیک دو ویلپن
نخست وزیر سابق فرانسه
@aeshraq