This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد
عشق محمد بس است و آل محمد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رهبر انقلاب: موضوع اصلی در قضایای اخیر اثبات ظهور قدرت اراده ملت ایران و نیروهای مسلح در عرصه بینالمللی است نه تعداد موشکهای شلیک شده و یا به هدف اصابت کرده است.
لَا يَزَالُ الْعِزُّ قَلِقاً حَتَّى يَأْتِيَ دَاراً قَدِ اسْتَشْعَرَ أَهْلُهَا الْيَأْسَ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ فَيُوطِنَهَا
عزّت و بزرگی پيوسته بىقرارى مىكند، تا آن كه به خانهاى در آيد كه ساكنانش از آنچه در دست مردم است، چشم طمع بركندهاند؛ پس در آن جا استقرار مى يابد.
امام صادق علیه السلام
كشف الغمة فی معرفة الأئمة
@aeshraq
عزّت و بزرگی پيوسته بىقرارى مىكند، تا آن كه به خانهاى در آيد كه ساكنانش از آنچه در دست مردم است، چشم طمع بركندهاند؛ پس در آن جا استقرار مى يابد.
امام صادق علیه السلام
كشف الغمة فی معرفة الأئمة
@aeshraq
در دوره صفویه اکثر مردم، عوام و بیسواد بودند و ملّایشان هم شخصیتی مثل شیخ بهایی بود.
در دوره ما ملّایشان شدهاند امثال من و مردم هم درسخوانده و باسواد شدهاند. مردم سطحشان بالا رفته و علما سطحشان پایین آمده است. حالا اگر من توقّع داشته باشم تحصیلکردههای امروز همان احترامی که عوام آنروز برای شیخ بهایی قائل بودند، برای من داشته باشند، توقّع نابجایی است...
#جرعهای_از_دريا
#آیتالله_شبيری_زنجانی
@aeshraq
در دوره ما ملّایشان شدهاند امثال من و مردم هم درسخوانده و باسواد شدهاند. مردم سطحشان بالا رفته و علما سطحشان پایین آمده است. حالا اگر من توقّع داشته باشم تحصیلکردههای امروز همان احترامی که عوام آنروز برای شیخ بهایی قائل بودند، برای من داشته باشند، توقّع نابجایی است...
#جرعهای_از_دريا
#آیتالله_شبيری_زنجانی
@aeshraq
اشراق 🌿
بعد از اینکه دیدم ایرانِ شیعه، در سایه سکوت بیش از یک میلیاردونیم سنّی چه کرد، از اینجا و در صحت کامل عقل و در مقابل همه جهان، تشیع خود را اعلام میکنم، و برادران و خواهرانم را دعوت میکنم شیوه علی بن ابیطالب (ع) و اهل بیت رسول خدا (ص) را پیش گرفته و از…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جوان فلسطینی:
به ما میگویند شیعه شدید!
آره شیعه شدیم.
هرکسی بویی از شرف برده شیعه است.
به ما میگویند شیعه شدید!
آره شیعه شدیم.
هرکسی بویی از شرف برده شیعه است.
دلا ز معرکه محنت و بلا مگریز
چو گردباد بههم پیچ و چون صبا مگریز
تو راست معجزه در کف، ز ساحران مهراس
عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز
تو موج غیرت و عزمی، ز بحر بیم مدار
حذر ز غش طوفان مکن ز جا مگریز
ز سست عهدی ایام دلشکسته مشو
نشانه باش چو پرچم، ز بادها مگریز
چو صخره باش و مکن تکیه جز به دامن کوه
به حق سپار دل خویش و از دعا مگریز
تو از تبار دلیران خیبر و بدری
چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا مگریز
به نوشخند منافق ز ره کنار مگیر
به زهرخند معاند به انزوا مگریز
چو ره به قبلهای امن است پایمردی کن
خطا مکن، ز توهم به ناکجا مگریز
چو تیر را هدف گیر و بر هدف بنشین
ز کجروی به حذر باش و از خدا مگریز
امین خلق و امانتگزار یزدان باش
به صدق کوش و خطر کن ز مدعا نگریز
#امین
@aeshraq
چو گردباد بههم پیچ و چون صبا مگریز
تو راست معجزه در کف، ز ساحران مهراس
عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز
تو موج غیرت و عزمی، ز بحر بیم مدار
حذر ز غش طوفان مکن ز جا مگریز
ز سست عهدی ایام دلشکسته مشو
نشانه باش چو پرچم، ز بادها مگریز
چو صخره باش و مکن تکیه جز به دامن کوه
به حق سپار دل خویش و از دعا مگریز
تو از تبار دلیران خیبر و بدری
چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا مگریز
به نوشخند منافق ز ره کنار مگیر
به زهرخند معاند به انزوا مگریز
چو ره به قبلهای امن است پایمردی کن
خطا مکن، ز توهم به ناکجا مگریز
چو تیر را هدف گیر و بر هدف بنشین
ز کجروی به حذر باش و از خدا مگریز
امین خلق و امانتگزار یزدان باش
به صدق کوش و خطر کن ز مدعا نگریز
#امین
@aeshraq
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما تا نقش انسان را در هستی درک نکرده باشیم؛ نقش معلم در کلاس را نخواهیم فهمید. تا وقتی “چرا بودن انسان“ پاسخ نگیرد؛ «چگونه بودن او» جواب نخواهد گرفت.
#علی_صفایی
#تربیت_کودک
@aeshraq
#علی_صفایی
#تربیت_کودک
@aeshraq
در خرابآبادِ ما کز بیکسی آزادمرد
گر بمیرد هیچکس از وی نمیآرَد به یاد
خونبهای راستکاران را به فتوای خِرَد
از پدر بگرفت میباید و یا از اوستاد
کان به فرزندان چرا تعلیمِ نامردی نکرد
وین به شاگردان چرا درس دغلکاری نداد!
#بهزاد_کرمانشاهی
@aeshraq
گر بمیرد هیچکس از وی نمیآرَد به یاد
خونبهای راستکاران را به فتوای خِرَد
از پدر بگرفت میباید و یا از اوستاد
کان به فرزندان چرا تعلیمِ نامردی نکرد
وین به شاگردان چرا درس دغلکاری نداد!
#بهزاد_کرمانشاهی
@aeshraq
یکی از فضلا تعلیم ملکزادهای همی داد و ضَرب بیمحابا زدی، و زَجر بیقیاس کردی. باری پسر از بیطاقتی شکایت پیش پدر برد، و جامه از تن دردمند برداشت. پدر را دل به هم برآمد. استاد را گفت که پسران آحاد رعیت را چندین جفا و توبیخ روا نمیداری که فرزند مرا، سبب چیست؟!
گفت سبب آن که سخن اندیشیده باید گفت و حرکت پسندیده باید کردن همه خلق را علیالعموم و پادشاهان را علیالخصوص، به موجب آن که بر دست و زبان ایشان هر چه رفته شود هر آینه به افواه بگویند و قول و فعل عوامالناس را چندان اعتباری نباشد!
اگر صد ناپسند آمد ز درویش
رفیقانش یکى از صد ندانند
وگر یک بذله گوید پادشاهی
از اقلیمی به اقلیمی رسانند!
#سعدیا
@aeshraq
گفت سبب آن که سخن اندیشیده باید گفت و حرکت پسندیده باید کردن همه خلق را علیالعموم و پادشاهان را علیالخصوص، به موجب آن که بر دست و زبان ایشان هر چه رفته شود هر آینه به افواه بگویند و قول و فعل عوامالناس را چندان اعتباری نباشد!
اگر صد ناپسند آمد ز درویش
رفیقانش یکى از صد ندانند
وگر یک بذله گوید پادشاهی
از اقلیمی به اقلیمی رسانند!
#سعدیا
@aeshraq
همچنان که #معلم کودکی را خط آموزد، کودک سطر مینویسد و به معلم عرضه مینماید. پیشِ معلم، آن همه کژ است و خطا. با وی به طریق صنعت و مدارا میگوید که جمله نیکی است و نیکو نبشتی، احسنت! احسنت! الاّ این یک حرف را بد نبشتی، چنین میباید و آن یک حرف هم بد نبشتی. چند حرفی را از آن سطر بد میگوید و به وی مینماید که چنین میباید نبشتن و باقی را تحسین میگوید تا دل او نَرَمد و ضعف او با آن تحسین قوت میگیرد و همچنان به تدریج تعلیم میکند و مدد مییابد...
#مولوی
#فیه_ما_فیه
@aeshraq
#مولوی
#فیه_ما_فیه
@aeshraq
سال اول دبستان بود. كلاس بزرگ بود: يك اطاق پنجدری. و روشن بود. آفتاب آمده بود تو. بيرون پاييز بود. دست ما به پاييز نمیرسيد. شكوهِ بيرونِ كلاس بر ما حرام بود. سرهای ما تو كتاب بود. #معلم درس پرسيده بود. و گفته بود: دوره كنيد. نمیشد سربلند كرد. تماشای آفتاب تخلف بود. ديدن كاج حيات جريمه داشت! از نمره گرفته، دو نمره كم میشد.
ما دور تا دور اطاق روی نيمكت نشسته بوديم. ميان اطاق خالی بود. و چه پهنهای برای چوب و فلك. تخته سياه بدجايی بود. ضد نور بود. روی چند شيشه را گرفته بود، نصف يك درخت را حرام كرده بود. با تكهای از آسمان. نوشتهی روی تخته سياه خوب ديده نمیشد. برگ، مرگ خوانده میشد. همان روز حسن «خوب» را «چوب» خوانده بود. و چوب خوبی از دست معلم خورده بود.
#اطاق_آبی
#سهراب_سپهری
@aeshraq
ما دور تا دور اطاق روی نيمكت نشسته بوديم. ميان اطاق خالی بود. و چه پهنهای برای چوب و فلك. تخته سياه بدجايی بود. ضد نور بود. روی چند شيشه را گرفته بود، نصف يك درخت را حرام كرده بود. با تكهای از آسمان. نوشتهی روی تخته سياه خوب ديده نمیشد. برگ، مرگ خوانده میشد. همان روز حسن «خوب» را «چوب» خوانده بود. و چوب خوبی از دست معلم خورده بود.
#اطاق_آبی
#سهراب_سپهری
@aeshraq
جای من نزديك #معلم بود. پشت ميزش نشسته بود و ذكر میكرد. وجودش بطلان ذكر بود. آدمی بی رؤيا بود. پيدا بود زنجره را نمیفهمد، خطمی را نمیشناسد، و قصه بلد نيست. میشد گفت هيچوقت پرپرچه نداشته است. در حضور او خيالات من چروک میخورد. وقتی وارد كلاس میشد، ما از اوج خيال میافتاديم. در تن خود حاضر میشديم. پرهای ما ريخته بود. انگار سرنگون بوديم. تركه روی ميز ادامه اخلاق او بود. بیتركه شمايل او ناتمام مینمود. و تركه هميشه بود. حضور ابدی داشت.
كتاب من باز بود. چيزی نمیخواندم. دفترچهام را روی كتاب باز كرده بودم. و نقاشی میكردم. درخت را تمام كرده بودم. رفتم بالای يك كوه يك تكهابر نشان بدهم، داشتم يك تكهابر میكشيدم رسيده بودم به كوه، كه باران ضربه بر سرم فرود آمد، فرياد معلم بلند بود: «كودن، همه درسهايت خوب است. عيب تو اين است كه نقاشی میكنی». كاش زنده بود و میديد هنوز اين عيب را دارم!
#اطاق_آبی
#سهراب_سپهری
@aeshraq
كتاب من باز بود. چيزی نمیخواندم. دفترچهام را روی كتاب باز كرده بودم. و نقاشی میكردم. درخت را تمام كرده بودم. رفتم بالای يك كوه يك تكهابر نشان بدهم، داشتم يك تكهابر میكشيدم رسيده بودم به كوه، كه باران ضربه بر سرم فرود آمد، فرياد معلم بلند بود: «كودن، همه درسهايت خوب است. عيب تو اين است كه نقاشی میكنی». كاش زنده بود و میديد هنوز اين عيب را دارم!
#اطاق_آبی
#سهراب_سپهری
@aeshraq
گفتم مرا عاشقی بیاموز
گفت: نخست بگو آیا هرگز خطی خوش، تو را مدهوش کرده است؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز شکفتن گلی در باغچۀ خانهات تو را از غصههای بیشمار فارغ کرده است؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز صدایی خوش و دلربا، تو را به وجد آورده است؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز صورتی زیبا تو را چندان دگرگون کرده است که راه از چاه ندانی؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز زیر نمنم باران، آواز خواندهای؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز به آسمان نگریستهای به انتظار برف، تا آن را بر صورت خویش مالی و گرمای درون فرو نشانی؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز خندۀ کودکی نازنین، تو را به خلسۀ شوق برده است، گفتم: نه!
گفت: هرگز غزلی یا بیتی یا سخنی فصیح، چندان تو را بیخود کرده است که اگر نشستهای برخیزی و اگر ایستادهای بنشینی؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز زلالی آب یا بلندی سرو یا نرمی گلبرگ یا کوشش مورچهای، اشک شوق ازدیدۀ توسرازیرکرده است؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز شده است که بخندی چون دیگری خندان بوده اند؛ و بگریی چون دیگری گریان بود؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز بر سیبی یا اناری، بیش از زمانی که به خوردن آن صرف میکنی، چشم دوختهای؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز عاشق کتابی یا نقشی یا نگاری یا آموزگاری شدهای؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز دست بر روی خویش کشیدهای و بر زیبایی و حسن رویت که نعمت خالق است؛ اندیشه کرده ای؟ گفتم: نه!
گفت: از من دور شو، که سنگی را میتوان عاشقی آموخت، اما تو را نه!
@aeshraq
گفت: نخست بگو آیا هرگز خطی خوش، تو را مدهوش کرده است؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز شکفتن گلی در باغچۀ خانهات تو را از غصههای بیشمار فارغ کرده است؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز صدایی خوش و دلربا، تو را به وجد آورده است؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز صورتی زیبا تو را چندان دگرگون کرده است که راه از چاه ندانی؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز زیر نمنم باران، آواز خواندهای؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز به آسمان نگریستهای به انتظار برف، تا آن را بر صورت خویش مالی و گرمای درون فرو نشانی؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز خندۀ کودکی نازنین، تو را به خلسۀ شوق برده است، گفتم: نه!
گفت: هرگز غزلی یا بیتی یا سخنی فصیح، چندان تو را بیخود کرده است که اگر نشستهای برخیزی و اگر ایستادهای بنشینی؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز زلالی آب یا بلندی سرو یا نرمی گلبرگ یا کوشش مورچهای، اشک شوق ازدیدۀ توسرازیرکرده است؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز شده است که بخندی چون دیگری خندان بوده اند؛ و بگریی چون دیگری گریان بود؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز بر سیبی یا اناری، بیش از زمانی که به خوردن آن صرف میکنی، چشم دوختهای؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز عاشق کتابی یا نقشی یا نگاری یا آموزگاری شدهای؟ گفتم: نه!
گفت: هرگز دست بر روی خویش کشیدهای و بر زیبایی و حسن رویت که نعمت خالق است؛ اندیشه کرده ای؟ گفتم: نه!
گفت: از من دور شو، که سنگی را میتوان عاشقی آموخت، اما تو را نه!
@aeshraq
امام صادق علیه السلام:
نَحْنُ صُبَّرٌ وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا
لِأَنَّا صَبَرْنَا بِعِلْمٍ وَ صَبَرُوا بِمَا لَا يَعْلَمُونَ
ما در پیشامدها خیلی صبور هستیم لکن شیعیان ما صبرشان بیشتر از ما است! زیرا ما صبر میکنیم و نتیجه صبرمان را میدانیم چیست، میبینیم و صبر میکنیم. اما شیعیان ما نمیبینند و صبر میکنند...
#بحارالأنوار ج ۳۹ ص ۵۵
@aeshraq
نَحْنُ صُبَّرٌ وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا
لِأَنَّا صَبَرْنَا بِعِلْمٍ وَ صَبَرُوا بِمَا لَا يَعْلَمُونَ
ما در پیشامدها خیلی صبور هستیم لکن شیعیان ما صبرشان بیشتر از ما است! زیرا ما صبر میکنیم و نتیجه صبرمان را میدانیم چیست، میبینیم و صبر میکنیم. اما شیعیان ما نمیبینند و صبر میکنند...
#بحارالأنوار ج ۳۹ ص ۵۵
@aeshraq
نقل است امام #جعفر_صادق از ابوحنیفه پرسید: عاقل چه کسی است؟ گفت: « آنکه تمییز کند میان خیر و شر». امام صادق فرمود: «بهایم نیز تمییز توانند کرد، میان آنکه او را بزنند یا او را علف دهند!»
#ابوحنیفه گفت: «به نزد تو عاقل چه کسی است؟». گفت: «آن که تمییز کند میان دو خیر و دو شر. تا از دو خیر، خیر الخیرین اختیار کند و از دو شر، خیر الشّرین برگزیند!»
#تذکرة_الاولیاء
@aeshraq
#ابوحنیفه گفت: «به نزد تو عاقل چه کسی است؟». گفت: «آن که تمییز کند میان دو خیر و دو شر. تا از دو خیر، خیر الخیرین اختیار کند و از دو شر، خیر الشّرین برگزیند!»
#تذکرة_الاولیاء
@aeshraq