شفاخانه معصومین (ع)...🇵🇸
890 subscribers
13.3K photos
5.75K videos
355 files
5.19K links
کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/tebeaemeh

کانال ما در ایتا

https://eitaa.com/tebeaemeh

مطالب این کانال، از جریانات مختلف بارگزاری می‌شود، صحت و سقم و رد و قبول آن با شما هست.
Download Telegram
سفر به نیویورک

#مرد_یخی ❄️

قسمت اول
https://t.iss.one/K1inUSAMultiMedia/307

تصمیم گرفتم سفری به نیویورک داشته باشم. یکی از دوستان استقبال کرد. خوشبختانه دو تن از دوستانش در نیویورک مشغول کارآموزی بودند و باعث شد مشکلی از جهت اسکان نداشته باشیم. بعد از حدود دو ساعت به نیورک رسیدم و با مترو به خانه دوستان دوستم! که اکنون دوست خودم هم هستند، رفتم. بر خلاف انتظار، مترو نیویورک در برخی خط‌ها بسیار قدیمی، پر سر و صدا و کثیف است. در بسیاری از محله‌های شهر هم بوی ناخوشایندی می‌آید و شب‌ها می‌توان تلی از کیسه‌های زباله را دید که تا صبح جمع‌آوری می‌شود. موش‌ها با شروع شب در خیابان‌ها جولان می‌دهند و حتی داخل خطوط مترو قابل مشاهده‌اند. از این جهت شبیه تهران است.

👌 عده ای که عشق سفر به آمریکا یا اروپا رو دارند لطفا قبل از سفر کمی از واقعیت های اونجا رو بدانند، چون خیلی تو زوق میخورد
سفر به نیویورک

#مرد_یخی ❄️

قسمت دوم
https://t.iss.one/K1inUSAMultiMedia/308

تور ترمینال طولانی بود و وسطش رفتیم به کتابخانه. کتابخانه نیویورک حدود ۵۰ ملیون کتاب دارد و حدود ۱۸۹۵ تاسیس شده است. وقتی زمین کتابخانه را تحویل گرفته‌اند، یک دریاچه در آن قرار داشته و فقط چند سال صرف خشکاندن دریاچه شده است. تور کتابخانه توسط یکی از کارمندان مسن برگزار می‌شد. از جمله نکات جالب وجود یک بخش بزرگ مربوط به فرهنگ یهود در کتابخانه بود. یک بخش هم بود که فقط شامل انواع نقشه میشد. کتابخانه انواع کلکسیون کتاب‌های تاریخی و نادر را هم داشت که در طول سال به نمایش عمومی در می‌آید و خارج از آن فقط برای کارهای پژوهشی در اختیار عده‌ای خاص قرار می‌گیرد که آن‌ها هم حق خروج کتاب از کتابخانه را ندارند. کتابخانه در سطح شهر هم شعبه‌های دیگر دارد که کتاب‌های عادی دارند و شبیه شعبه اصلی، یک اثر تاریخی نیستند. در پایان هم یک لوح یادبود نشان داده شد. یک مهاجر از کشور لیتوانی با استفاده از کتابخانه باسواد شده بود و خودش کار در بورس را یاد گرفته و بعد ثروتمند شده بود. این فرد در پایان عمر اموالش را به کتابخانه بخشیده و خواسته بود در راه آموزش رایگان افراد نیازمند استفاده شوند.

وقتی تور تمام شد از کتابخانه خارج شدیم و گفتیم نماز بخوانیم و نهار بخوریم. یکی از نکات خیلی جالب در نیویورک این است که تعداد زیادی غذافروشی شبیه باقالی‌فروشی‌های ایران وجود دارد که روی یک دکه‌ی متحرک غذا می‌فروشند. البته همه‌ی آن‌ها دارای اجازه‌ی کاری هستند و به شهرداری پولی می پردازند اما چون اجاره‌ی کمتری دارند، قیمت غذاهایشان مناسب‌تر است. از این دکه‌ها شاید هر صد متر چندتا ببینید. نکته‌ی مهم هم این است که طبق مشاهده‌ی بنده شاید ۷۰-۸۰ درصد این دکه‌ها مسلمان هستند و غذای حلال عرضه می‌کنند. غذاهایشان هم شامل انواع ساندویچ و چند غذای با برنج و کباب سیخی و کباب ترکی است. چند نوع شیرینی و صبحانه هم می‌فروشند.

پرسان پرسان از همین دکه‌ها مسجدی را پیدا کردیم که داخل یک برج بود و در واقع یک آپارتمان بزرگ بود. رفتیم داخل و وضو گرفتیم و نماز خواندیم. نماز که تمام شد، یک نفر آمد و سلام و احوال‌پرسی کرد. اسمش ایوب بود. متوجه شدیم که اصالتاً از آمریکای جنوبی آمده و حسابدار است. برای اجاره‌ی آپارتمان ماهانه ۲۰ هزار دلار اجاره می‌دادند! که گفت از طریق بازرگانان ثروتمند مسلمان تامین می‌شود. متوجه شدیم که از سادات هم هست. سید ایوب وقتی فهمید مسافریم گفت که بایستیم تا نهار بخوریم! کمی ایستادیم و متوجه شدیم کسی را فرستاده تا برایمان نهار بخرد. نهار را که آوردند خودش برایمان از آب سردکن آب ریخت و دعوت به خوردن کرد. تشکر کردیم. حدیثی خواند از رسول خدا که از نشانه‌های مسلمان این است که میهمان را اکرام کند. غذایی که تهیه کرده بود ۵-۶ دلار قیمت داشت ولی رفتارش خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد. به ندرت انسان این‌طوری دیده‌ام...

به خصوص که در بحث می‌دانست شیعه هم هستیم و درباره‌ی مشکلات مسلمانان هم گفتگو کردیم. ای کاش همه‌ی مسلمانان این‌طور بودند. خلاصه اگر گذرتان به منهتن افتاد و نزدیک ساختمان راکفلر بودید، با پرس و جو به این نمازخانه بروید و از سید ایوب خبری بگیرید تا میهمانتان کند! موقع خداحافظی خواستیم عکسی با او بگیریم ولی گفت عکس نمی‌گیرد چون حدیثی داریم که مسلمان نباید تصویرگری کند!

👌 اون سر دنیا هم که بریم رفتار انسانی رو باید از مسلمانها و پیروان پیامبر ببینیم نه دیگران