This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عباس شریفی ساکن مازندران شهرستان بهشهر که در خیزش انقلاب ۱۴۰۱ پنج ماه بازداشت را پشت سر گذاشت، و بعد آزادی و افشاگری از برخورد اطلاعات سپاه ساری، مجدد زندانی شد. وی در ادامه به تحمل یکسال حبس و دو سال تبعید محکوم شد. شش ماه را در زندان ساری و بهشهر سپری کرد و شش ماه را با پابند الکترونیکی گذراند. اکنون تبعید "اقامت اجباری" به زهک سیستان بلوچستان را باید آغاز کند.
او در. صفحه اینستاگرامش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«شما میتونید زندانی کنید میتونید تبعید کنید ولی نمیتونید صدای اعتراض سالم منو قطع کنید
اقامت اجباری.. زهک سیستان
#نه_به_اعدام
برای بچه های اکباتان و تمام محکوم شده ها به اعدام
برای تمام زندانیان سیاسی
برای کیانوش.. برای لبهای دوخته حسین»
abi.sharifii
#عباس_شریفی #مازندران #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او در. صفحه اینستاگرامش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«شما میتونید زندانی کنید میتونید تبعید کنید ولی نمیتونید صدای اعتراض سالم منو قطع کنید
اقامت اجباری.. زهک سیستان
#نه_به_اعدام
برای بچه های اکباتان و تمام محکوم شده ها به اعدام
برای تمام زندانیان سیاسی
برای کیانوش.. برای لبهای دوخته حسین»
abi.sharifii
#عباس_شریفی #مازندران #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«حسین نعمتی - بچههای اکباتان
زادهٔ ۱۳۷۷/۲/۱۵ و عکاس است.
حسین در تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۱ بازداشت شد.
او پس از چندین هفته بازجویی و شکنجه در آگاهی، به زندان منتقل شد.
بعد از ماهها زندان در بهمنماه ۴۰۲ به قید وثیقه آزاد شد.
اما دوباره در آبان ۴۰۳ بدون هیچ دلیلی بهدست مستشاران جدید پرونده به زندان منتقل شد.
برای حسین نعمتی بدون هیچ سند و مدرکی حکم قصاص صادر کردهاند.
جان یک بیگناه در خطر مرگ است.
حکم صادره قابلیت فرجامخواهی دارد و باید با تمام توان صدای #بچه_های_اکباتان باشیم.
او به همصدایی ما نیاز دارد.
صدای بیگناهی #حسین_نعمتی باشیم.»
ekbatan_twitter
#نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زادهٔ ۱۳۷۷/۲/۱۵ و عکاس است.
حسین در تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۱ بازداشت شد.
او پس از چندین هفته بازجویی و شکنجه در آگاهی، به زندان منتقل شد.
بعد از ماهها زندان در بهمنماه ۴۰۲ به قید وثیقه آزاد شد.
اما دوباره در آبان ۴۰۳ بدون هیچ دلیلی بهدست مستشاران جدید پرونده به زندان منتقل شد.
برای حسین نعمتی بدون هیچ سند و مدرکی حکم قصاص صادر کردهاند.
جان یک بیگناه در خطر مرگ است.
حکم صادره قابلیت فرجامخواهی دارد و باید با تمام توان صدای #بچه_های_اکباتان باشیم.
او به همصدایی ما نیاز دارد.
صدای بیگناهی #حسین_نعمتی باشیم.»
ekbatan_twitter
#نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ابلاغ حکم جدید برای عاطفه رنگریز
مجموع حکم حبس این فعال زنان به ۱۲ سال و سه ماه افزایش یافت
حسین تاج، وکیل دادگستری با اعلام این خبر نوشت:
«شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو دامغان، در حکم جدید صادره، #عاطفه_رنگریز را به اتهام نشر اکادیب به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد.
مجموع احکام خانم رنگریز ۱۲ سال و سه ماه حبس!»
افزایش دو سال حبس عاطفه رنگریز در حالی است که چند روز پیش او به اتهام تشکیل گروه تلگرامی (ترجمه گاگو) به ۷ سال و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۷ ماه حبس تعزیری و ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در فضای مجازی محکوم شد.
عاطفه رنگریز دانشآموخته جامعهشناسی و فعال حقوق زنان در شهریور ۱۴۰۲، توسط نیروهای امنیتی در دامغان بازداشت شد.
#عاطفه_رنگریز #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مجموع حکم حبس این فعال زنان به ۱۲ سال و سه ماه افزایش یافت
حسین تاج، وکیل دادگستری با اعلام این خبر نوشت:
«شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو دامغان، در حکم جدید صادره، #عاطفه_رنگریز را به اتهام نشر اکادیب به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد.
مجموع احکام خانم رنگریز ۱۲ سال و سه ماه حبس!»
افزایش دو سال حبس عاطفه رنگریز در حالی است که چند روز پیش او به اتهام تشکیل گروه تلگرامی (ترجمه گاگو) به ۷ سال و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۷ ماه حبس تعزیری و ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در فضای مجازی محکوم شد.
عاطفه رنگریز دانشآموخته جامعهشناسی و فعال حقوق زنان در شهریور ۱۴۰۲، توسط نیروهای امنیتی در دامغان بازداشت شد.
#عاطفه_رنگریز #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهایی که جامعه ایران تحت فشارهای متعدد اجتماعی و اقتصادی قرار دارد، طرحها و قوانین جدیدی همچون «قانون عفاف و حجاب» نشانگر تشدید کنترل اجتماعی و گسترش دامنه دخالت در حریم خصوصی شهروندان است. این قانون، فراتر از موضوع حجاب، به نمادی از سیاستهای تمامیتخواهانه تبدیل شده که سلامت روانی و اجتماعی جامعه را به خطر میاندازد. دکتر احمدرضا یزدی، روانشناس، در تحلیل دقیق خود از ابعاد مخرب این قانون و پیامدهای آن بر آینده جامعه ایران پرده برمیدارد. در ادامه، متن کامل این تحلیل را مطالعه کنید:
«قانون عفاف و حجاب، در صورت اجرایی شدن، میتواند بحرانیترین وضعیت سلامت روان و بهداشت اجتماعی شهروندان را، فارغ از جنسیت، به نقطه اوج برساند. ترسیم آینده ای مسدود و حالی دوزخی برای جامعه زمینه ساز تغییرات اجتماعی بزرگی خواهد شد که گرانی بنزین در برابرش هیچ است.
این قانون نه تنها ظالمانه و قرون وسطایی است، بلکه ضربه نهایی به بقایای دموکراسی نمایشی در ایران خواهد بود و عملاً جمهوری اسلامی را به یک حکومت اسلامی توتالیتر تمامعیار تبدیل میکند. پس از تصویب چنین قانونی، حتی جامعهشناسان اصلاحطلب نیز دیگر نمیتوانند ادعا کنند که این حکومت صرفاً اقتدارگراست؛ چرا که ویژگیهای آشکار رژیمهای تمامیتخواه در آن عیان شده است.
دغدغه اصلی این قانون با ابعاد هولناکش، نه حجاب و نه دینداری، بلکه کنترل اجتماعی و تسلط مطلق بر ساحت خصوصی و عمومی شهروندان است. این اقدام، نشانهای از سیاستهای نظامهای وحشت زده است که در تلاشند به هر قیمتی سلطه خود را تحمیل کنند و نشاندهنده زوال کامل هرگونه امید به اصلاح در چارچوب ساختار کنونی است.
شرایط فعلی ایران شباهت بسیاری به باشتین زمان مغولها دارد، همان خفقان به شکل امروزینش در راه هست و همان واکنش اجتماعی سربداران هم در انتظار، خلاصه از ما گفتن!»
پینوشت دکتر احمدرضا یزدی:
«دوستان عزیز،
به نظر میرسد که انتخاب کلمات من در توییت قبلی باعث سوءتفاهم شده است. در بخشی از آن توییت که به «سربداران» به عنوان نماد ایستادگی در برابر بیعدالتی اشاره کرده بودم، لازم میدانم توضیح دهم: این اشاره صرفاً از منظر تاریخی و جامعهشناختی بوده و به هیچ وجه به معنای تأیید خشونت نیست. هدف من، تأکید بر نقش واکنشهای اجتماعی بزرگ و تحولات عمیق ناشی از فشارهای حکومتی بوده است و نه حمایت از هرگونه اقدام خشونتآمیز.
همچنان نگرانی عمیق من نسبت به قانون ناعادلانه و غیرمنطقی عفاف و حجاب و پیامدهای مخرب آن برای سلامت روان و انسجام اجتماعی جامعه پابرجاست. بر این باور هستم که مسیر مبارزه برای عدالت، تنها از طریق روشهای مسالمتآمیز و خشونتپرهیز میگذرد و به این اصول پایبند هستم.»
dr.ahmadreza_yazdi
طرح از شاهرخ حیدری
#عفاف_و_حجاب #نه_به_ححاب_اجباری #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«قانون عفاف و حجاب، در صورت اجرایی شدن، میتواند بحرانیترین وضعیت سلامت روان و بهداشت اجتماعی شهروندان را، فارغ از جنسیت، به نقطه اوج برساند. ترسیم آینده ای مسدود و حالی دوزخی برای جامعه زمینه ساز تغییرات اجتماعی بزرگی خواهد شد که گرانی بنزین در برابرش هیچ است.
این قانون نه تنها ظالمانه و قرون وسطایی است، بلکه ضربه نهایی به بقایای دموکراسی نمایشی در ایران خواهد بود و عملاً جمهوری اسلامی را به یک حکومت اسلامی توتالیتر تمامعیار تبدیل میکند. پس از تصویب چنین قانونی، حتی جامعهشناسان اصلاحطلب نیز دیگر نمیتوانند ادعا کنند که این حکومت صرفاً اقتدارگراست؛ چرا که ویژگیهای آشکار رژیمهای تمامیتخواه در آن عیان شده است.
دغدغه اصلی این قانون با ابعاد هولناکش، نه حجاب و نه دینداری، بلکه کنترل اجتماعی و تسلط مطلق بر ساحت خصوصی و عمومی شهروندان است. این اقدام، نشانهای از سیاستهای نظامهای وحشت زده است که در تلاشند به هر قیمتی سلطه خود را تحمیل کنند و نشاندهنده زوال کامل هرگونه امید به اصلاح در چارچوب ساختار کنونی است.
شرایط فعلی ایران شباهت بسیاری به باشتین زمان مغولها دارد، همان خفقان به شکل امروزینش در راه هست و همان واکنش اجتماعی سربداران هم در انتظار، خلاصه از ما گفتن!»
پینوشت دکتر احمدرضا یزدی:
«دوستان عزیز،
به نظر میرسد که انتخاب کلمات من در توییت قبلی باعث سوءتفاهم شده است. در بخشی از آن توییت که به «سربداران» به عنوان نماد ایستادگی در برابر بیعدالتی اشاره کرده بودم، لازم میدانم توضیح دهم: این اشاره صرفاً از منظر تاریخی و جامعهشناختی بوده و به هیچ وجه به معنای تأیید خشونت نیست. هدف من، تأکید بر نقش واکنشهای اجتماعی بزرگ و تحولات عمیق ناشی از فشارهای حکومتی بوده است و نه حمایت از هرگونه اقدام خشونتآمیز.
همچنان نگرانی عمیق من نسبت به قانون ناعادلانه و غیرمنطقی عفاف و حجاب و پیامدهای مخرب آن برای سلامت روان و انسجام اجتماعی جامعه پابرجاست. بر این باور هستم که مسیر مبارزه برای عدالت، تنها از طریق روشهای مسالمتآمیز و خشونتپرهیز میگذرد و به این اصول پایبند هستم.»
dr.ahmadreza_yazdi
طرح از شاهرخ حیدری
#عفاف_و_حجاب #نه_به_ححاب_اجباری #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای مادر جاویدنام علی سیدی، هر چهارشنبه، یادآور آن چهارشنبه خونینی آیت که فرزندش را کشتند.
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«چهارشنبه_سیاه
چهارشنبه _ خونین
غم بی پایان من #جاوید_نامدارم#افتخار_مادر #علی_سیدی😔😔🕊
از دلتنگی چیزی شنیده اید مثل این است که دست را با کاغذ بریده باشی زخمی میشه خونی نمیریزد ولی عجب میسوزد مثل قلب من که دارد میسوزد برای علی عزیزم که تنهای درد کشید بمیرم برای تنهاییت
علی جانم مامان، تا زنده هستم صدای خاموش شدهای که به ناحق خونتو ریختن و حق زندگی رو ازت گرفتن، هستم
دلتنگ صداتم که وقتی داخل خونه میشدی، صدام میکردی مامی مامی، تا منو داخل خونه پیدا کنی تو آشپزخونه و اتاق تا منو میدیدی سریع لبخند میومد روی لبات 😔مامان کجایی که الان من هی صدات میکنم، منتظرتم، دلتنگ چهره نازتم. اصلا میدونی علی جونم چقدر باخنده نازتر و قشنگتر بودی؟ مایه افتخار منی پسر خوشگل و خوشتیپ من. خیلی سخته تحمل این درد. من همیشه مرگم رو جلوتر از شما تصور میگردم و از اشکهای شما برای مرگ خودم ناراحت میشد،م حتی تصورشم برام سخت بود ناراحتی شما، چه برسه که جنایتکارا تو رو به نامردی بکشن 😔😔
بیاید یادمان نرود خونهای ریخته شده را
یادمان نرود چشمهای امیدوار به زندگی را
یادمان نرود فریادهای آخر عزیزانمان را
یادمان نرود مردان بزرگ و با شرفمان را
یادمان نرود خنده های شیرین عزیزانمان را
یادمان نرود گریه های مادران داغ دار را
یادمان نرود جاوید نامهای راه آزادی را
#علی_سیدی🥀✌🏻✌🏻✌🏻
#محمد_حسینی🥀✌🏻✌🏻
#یلدا_آقافضلی🥀✌🏻✌🏻#متهم_اضهار_پشیمانی_نکرد
#ما_وارثان_شجاعتیم »
zh.khakpoor
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«چهارشنبه_سیاه
چهارشنبه _ خونین
غم بی پایان من #جاوید_نامدارم#افتخار_مادر #علی_سیدی😔😔🕊
از دلتنگی چیزی شنیده اید مثل این است که دست را با کاغذ بریده باشی زخمی میشه خونی نمیریزد ولی عجب میسوزد مثل قلب من که دارد میسوزد برای علی عزیزم که تنهای درد کشید بمیرم برای تنهاییت
علی جانم مامان، تا زنده هستم صدای خاموش شدهای که به ناحق خونتو ریختن و حق زندگی رو ازت گرفتن، هستم
دلتنگ صداتم که وقتی داخل خونه میشدی، صدام میکردی مامی مامی، تا منو داخل خونه پیدا کنی تو آشپزخونه و اتاق تا منو میدیدی سریع لبخند میومد روی لبات 😔مامان کجایی که الان من هی صدات میکنم، منتظرتم، دلتنگ چهره نازتم. اصلا میدونی علی جونم چقدر باخنده نازتر و قشنگتر بودی؟ مایه افتخار منی پسر خوشگل و خوشتیپ من. خیلی سخته تحمل این درد. من همیشه مرگم رو جلوتر از شما تصور میگردم و از اشکهای شما برای مرگ خودم ناراحت میشد،م حتی تصورشم برام سخت بود ناراحتی شما، چه برسه که جنایتکارا تو رو به نامردی بکشن 😔😔
بیاید یادمان نرود خونهای ریخته شده را
یادمان نرود چشمهای امیدوار به زندگی را
یادمان نرود فریادهای آخر عزیزانمان را
یادمان نرود مردان بزرگ و با شرفمان را
یادمان نرود خنده های شیرین عزیزانمان را
یادمان نرود گریه های مادران داغ دار را
یادمان نرود جاوید نامهای راه آزادی را
#علی_سیدی🥀✌🏻✌🏻✌🏻
#محمد_حسینی🥀✌🏻✌🏻
#یلدا_آقافضلی🥀✌🏻✌🏻#متهم_اضهار_پشیمانی_نکرد
#ما_وارثان_شجاعتیم »
zh.khakpoor
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«پخش تراکت توسط بچههای فعال اصفهان در مخالفت با احکام اعدامی که جمهوری اسلامی برای معترضین صادر میکنه
به امید آزادی ایران»
#اصفهان #نه_به_اعدام #بچه_های_اکباتان #بچههای_اکباتان #نه_به_جمهورى_اسلامى #پخشان_عزیزی #وریشه_مرادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به امید آزادی ایران»
#اصفهان #نه_به_اعدام #بچه_های_اکباتان #بچههای_اکباتان #نه_به_جمهورى_اسلامى #پخشان_عزیزی #وریشه_مرادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
احمد بخارایی، جامعهشناس، در واکنش به ابلاغ لایحه عفاف و حجاب به روزنامه اعتماد گفت:
نمیدانند که اگر اجبار بیش از حد به حجاب بشود، افرادی که باحجاب هستند هم عکسالعمل نشان خواهند داد. چون فکر میکنند بهعنوان ابزار مورد استفاده قرار میگیرند و ابزار قدرت و سیاست شده، آنها هم معترض خواهند شد. همانگونه که در گذشته هم معترض بودند.
وقتی یک نظام حکمرانی به خودش اجازه میدهد خارج از مرزهایش به جنگ نیابتی بپردازد، طبیعی است که به دیگران هم اجازه بدهد در داخل مرزهایش دخالت کنند. اینها دوروی یک سکه است. در مورد این قانون که به اتباع خارجی اجازه داده شده که امر به معروف و نهی از منکر کنند، دست خیلیها را باز میگذارد.
نگاههای ایدئولوژیک که با قدرت پیوند خورده، میخواهد ایدئولوژی را با بازوی قدرتی پیش ببرد، به ضد خودش تبدیل میشود و همان حداقلها از اصول اخلاقی که در جامعه هست هم، آرام آرام فروکش خواهد کرد.
#لایحه_عفاف_و_حجاب #حجاب_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
احمد بخارایی، جامعهشناس، در واکنش به ابلاغ لایحه عفاف و حجاب به روزنامه اعتماد گفت:
نمیدانند که اگر اجبار بیش از حد به حجاب بشود، افرادی که باحجاب هستند هم عکسالعمل نشان خواهند داد. چون فکر میکنند بهعنوان ابزار مورد استفاده قرار میگیرند و ابزار قدرت و سیاست شده، آنها هم معترض خواهند شد. همانگونه که در گذشته هم معترض بودند.
وقتی یک نظام حکمرانی به خودش اجازه میدهد خارج از مرزهایش به جنگ نیابتی بپردازد، طبیعی است که به دیگران هم اجازه بدهد در داخل مرزهایش دخالت کنند. اینها دوروی یک سکه است. در مورد این قانون که به اتباع خارجی اجازه داده شده که امر به معروف و نهی از منکر کنند، دست خیلیها را باز میگذارد.
نگاههای ایدئولوژیک که با قدرت پیوند خورده، میخواهد ایدئولوژی را با بازوی قدرتی پیش ببرد، به ضد خودش تبدیل میشود و همان حداقلها از اصول اخلاقی که در جامعه هست هم، آرام آرام فروکش خواهد کرد.
#لایحه_عفاف_و_حجاب #حجاب_اجباری #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تصاویری علیه فراموشی
«یکی از شعارهایی که در جریان خیزش انقلابی از سوی مردم سر داده میشد این بود «چه باحجاب چه بیحجاب میریم به سوی انقلاب» (یا پیش به سوی انقلاب)
در جریان اعتراضات شاهد بودیم که زن با حجاب مخالف حکومت، چگونه موی زندبی حجاب را میبافت، چگونه دختر بیحجاب خودش را سپر زن با حجاب مخالف حکومت میکرد، چگونه دوشادوش هم مبارزه میکردند.
بانو فاطمه سپهری، از زنان ملتزم به حجاب بوده که اکنون در زندان است، کسی که با صدای رسا علیه خامنهای و رژیم جمهوری اسلامی سخن گفت.
دیروز هم یک زن با حجاب، در تهران یک کنش اعتراضی انجام داد.
ما همه با هم هستیم، با هر عقیده و مرامی، علیه جمهوری اسلامی هستیم. شاید اختلاف نظر داشته باشیم، ولی در یک چیز شریک هستیم، اینکه نمیخواهیم زیر سیطره حکومت ولایی زندگی کنیم.»
ـ متن از مخاطبان توانا
تصاویر از آرشیو و دریافتی از مخاطبان در سال ۱۴۰۱
قبلا هم منتشر شده بودند.
#چه_با_حجاب_چه_بی_حجاب_پیش_بسوی_انقلاب #نه_به_جمهورى_اسلامى #مقاومت_مدنی #نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«یکی از شعارهایی که در جریان خیزش انقلابی از سوی مردم سر داده میشد این بود «چه باحجاب چه بیحجاب میریم به سوی انقلاب» (یا پیش به سوی انقلاب)
در جریان اعتراضات شاهد بودیم که زن با حجاب مخالف حکومت، چگونه موی زندبی حجاب را میبافت، چگونه دختر بیحجاب خودش را سپر زن با حجاب مخالف حکومت میکرد، چگونه دوشادوش هم مبارزه میکردند.
بانو فاطمه سپهری، از زنان ملتزم به حجاب بوده که اکنون در زندان است، کسی که با صدای رسا علیه خامنهای و رژیم جمهوری اسلامی سخن گفت.
دیروز هم یک زن با حجاب، در تهران یک کنش اعتراضی انجام داد.
ما همه با هم هستیم، با هر عقیده و مرامی، علیه جمهوری اسلامی هستیم. شاید اختلاف نظر داشته باشیم، ولی در یک چیز شریک هستیم، اینکه نمیخواهیم زیر سیطره حکومت ولایی زندگی کنیم.»
ـ متن از مخاطبان توانا
تصاویر از آرشیو و دریافتی از مخاطبان در سال ۱۴۰۱
قبلا هم منتشر شده بودند.
#چه_با_حجاب_چه_بی_حجاب_پیش_بسوی_انقلاب #نه_به_جمهورى_اسلامى #مقاومت_مدنی #نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
برساخت مناسک جدید مذهبی ایرانیان را با مشکلات فراوای مواجه کرده است. برای مثال روز گذشته خبر پلمب یک تالار عروسی منتشر شد. چرا؟ به دلیل برگزاری مراسم عروسی! البته همزمان با سوگواری مذهبی «ایام فاطمیه».
در سالیان اخیر تعداد زیادی مناسک جدید ابداع شده، مناسکی مانند دو دهه عزاداری فاطمیه، همایش شیرخوارگان، روز امامت امام زمان، روز عروسی اميرالمؤمنين، اعتکاف دانشجویی و ...
مداحان و کارگزاران جمهوری اسلامی وظیفه جا انداختن این مناسک بر عهده دارند.
به گفته یکی از همراهان توانا «کارکرد این مناسک تازه ساخته شده، این است که مخاطبان احساس کنند با جماعت خیالی در گذشته همهویت بودهاند.»
پرسش از همراهان توانا
چرا جمهوری اسلامی به آیینها و سنتهای ایرانی، بیتوجهی میکند؟
و چرا چنین سنتها و مناسکی را تولید میکند؟
هدف چیست؟
#یاری_مدنی_توانا
#ایام_فاطمیه
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در سالیان اخیر تعداد زیادی مناسک جدید ابداع شده، مناسکی مانند دو دهه عزاداری فاطمیه، همایش شیرخوارگان، روز امامت امام زمان، روز عروسی اميرالمؤمنين، اعتکاف دانشجویی و ...
مداحان و کارگزاران جمهوری اسلامی وظیفه جا انداختن این مناسک بر عهده دارند.
به گفته یکی از همراهان توانا «کارکرد این مناسک تازه ساخته شده، این است که مخاطبان احساس کنند با جماعت خیالی در گذشته همهویت بودهاند.»
پرسش از همراهان توانا
چرا جمهوری اسلامی به آیینها و سنتهای ایرانی، بیتوجهی میکند؟
و چرا چنین سنتها و مناسکی را تولید میکند؟
هدف چیست؟
#یاری_مدنی_توانا
#ایام_فاطمیه
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
پخشان_عزیزی، زندانی سیاسی به اتهام بغی به اعدام محکوم شده است.
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، خردادماه سال ۱۴۰۳، پخشان عزیزی، فعال و مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین تهران را به اتهام «بغی» از طریق «عضویت در گروههای معارض کشور» به اعدام محکوم کرد.
امیر رئیسیان، وکیل این زندانی سیاسی، بارها نسبت به عدم توجه به مستندات پرونده اعتراض کرده است. او پیشتر هم اعلام کرده بود «به رغم مدارک ارائه شده به دیوان عالی کشور، امید به تبرئه موکلم از اتهام بغی کمرنگ است.»
این وکیل دادگستری دقایقی پیش هم در پستی که در شبکه اجتماعی اکس منتشر کرد ضمن انتشار مدارک و مستندات قانونی نوشت:
«در پرونده خانم #پخشان_عزیزی مدارک و مستندات علیه ایشان به قدر کافی بیاعتبار بود که تنها دقت در آنها موجب رفع اتهام بغی میشد.
اما متاسفانه تاکنون دقتی نشد.
از این فراتر، علیرغم اینکه بیگناهی و برائت نیاز به اثبات ندارد، ما مدارک معتبری به دیوان عالی کشور ارائه کردهایم.»
صدای زندانیان باشیم
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#پخشان_عزیزی
@Tavaana_TavaanaTech
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، خردادماه سال ۱۴۰۳، پخشان عزیزی، فعال و مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین تهران را به اتهام «بغی» از طریق «عضویت در گروههای معارض کشور» به اعدام محکوم کرد.
امیر رئیسیان، وکیل این زندانی سیاسی، بارها نسبت به عدم توجه به مستندات پرونده اعتراض کرده است. او پیشتر هم اعلام کرده بود «به رغم مدارک ارائه شده به دیوان عالی کشور، امید به تبرئه موکلم از اتهام بغی کمرنگ است.»
این وکیل دادگستری دقایقی پیش هم در پستی که در شبکه اجتماعی اکس منتشر کرد ضمن انتشار مدارک و مستندات قانونی نوشت:
«در پرونده خانم #پخشان_عزیزی مدارک و مستندات علیه ایشان به قدر کافی بیاعتبار بود که تنها دقت در آنها موجب رفع اتهام بغی میشد.
اما متاسفانه تاکنون دقتی نشد.
از این فراتر، علیرغم اینکه بیگناهی و برائت نیاز به اثبات ندارد، ما مدارک معتبری به دیوان عالی کشور ارائه کردهایم.»
صدای زندانیان باشیم
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#پخشان_عزیزی
@Tavaana_TavaanaTech
توماج صالحی به دیدار حسین رونقی رفت و پس از ۱۹ روز حسین رونقی لبهای دوختهاش را باز کرد.
روز گذشته در یک طوفان توییتری، تعداد زیادی از کاربران ضمن ابراز نگرانی بابت وضعیت سلامتی آقای رونقی، خواهان بارکردن لبهای او و تداوم مسیر مبارزه با لبهای باز شدند.
پیش از این بسیاری از فعالان مدنی و زندانیان سیاسی سابق و خانوادههای دادخواه، خواهان پایان دادن به اعتصاب غذا شده بودند.
طبق خبرهای دریافتی مادر جاویدنام سعید زینالی در تماسی تلفنی با مادر حسین رونقی ضمن ابراز همدلی، خواهان خاتمه دادن به اعتصاب غذا شده بود.
حسین رونقی از ۱۹ روز پیش در اعتراض به عدم اجازه برگزاری مراسم تشییع پیکر جاویدنام کیانوش سنجری و با اعلام اینکه خواستههایش خواستههای کیانوش است، لبهایش را دوخته و تنها مایعات و دارو مصرف میکرد.
او چندین بار در چند نقطه تهران، از جمله بلوار کشاورز و شهرک اکباتان اقدام به تحصن کرده بود که هر بار ساعاتی بازداشت شد.
#توماج_صالحی #حسین_رونقی #کیانوش_سنجری #شاید_تلنگری_باشد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روز گذشته در یک طوفان توییتری، تعداد زیادی از کاربران ضمن ابراز نگرانی بابت وضعیت سلامتی آقای رونقی، خواهان بارکردن لبهای او و تداوم مسیر مبارزه با لبهای باز شدند.
پیش از این بسیاری از فعالان مدنی و زندانیان سیاسی سابق و خانوادههای دادخواه، خواهان پایان دادن به اعتصاب غذا شده بودند.
طبق خبرهای دریافتی مادر جاویدنام سعید زینالی در تماسی تلفنی با مادر حسین رونقی ضمن ابراز همدلی، خواهان خاتمه دادن به اعتصاب غذا شده بود.
حسین رونقی از ۱۹ روز پیش در اعتراض به عدم اجازه برگزاری مراسم تشییع پیکر جاویدنام کیانوش سنجری و با اعلام اینکه خواستههایش خواستههای کیانوش است، لبهایش را دوخته و تنها مایعات و دارو مصرف میکرد.
او چندین بار در چند نقطه تهران، از جمله بلوار کشاورز و شهرک اکباتان اقدام به تحصن کرده بود که هر بار ساعاتی بازداشت شد.
#توماج_صالحی #حسین_رونقی #کیانوش_سنجری #شاید_تلنگری_باشد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه کانون نویسندگان ایران در بیست و ششمین سالگرد قتلهای سیاسی ـ حکومتی
در ۲۶اُمین سالگرد قتلهای سیاسی-حکومتی
یاد رهروان راه آزادی، ستمکشتگان کانون نویسندگان ایران، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را گرامی میداریم!
بیگمان نابخردی و کوربینی سیاسی است اگر اوضاعی را در نظر نگیریم که قتلهای سیاسی خزان سال ۱۳۷۷ بر زمینهی آن رخ داد. حاکمیت جمهوری اسلامی از پس یک دهه از خونینترین سرکوبهای سیاسی تاریخ معاصر ما در دهه ۱۳۶۰ هزاران تن از گردنفرازترین مبارزان حقطلب این آب و خاک را راهی قتلگاهها کرد، فقط در یک قلم نزدیک به ۵ هزار زندانی حکم گرفتهی کتبسته را طی یک ماه از نو در «دادگاهها»ی یکی-دو دقیقهای محکوم به اعدام کرد و به دار کشید، به سرکوب گسترده و روز به روز زنان برخاست، آپارتاید جنسی را به صورت مذهب مختار حکومتی درآورد و سرانجام با گسترش دامنهی سانسور به هر گوشه و کنار این کشور بلازده آخرین روزنههای آزادی بیان را کور کرد، و بدینگونه به گمان خود پهنهی مبارزهی اجتماعی-سیاسی را از مخالف و منتقد و آزادیخواه تهی کرد. نیمهی دههی ۱۳۷۰ حاکمیت سرمست از پیروزی بر هر آن کس که جرئت مخالفت با یکی از واپسماندهترین حکومتها را به خود داده بود، سایهی مرگزای خود را بر سراسر کشور گسترد و به شکار مخالفان در بیرون از مرزها دست برآورد. در چنین اوضاع و احوالی بود که گروهی از متعهدترین نویسندگان گرد هم آمدند تا به احیای فعالیت یکی از مستقلترین نهادهای آزادیخواه و سانسورستیز سراسر تاریخ ایران، کانون نویسندگان ایران، بپردازند. متن «ما نویسندهایم»، مشهور به «۱۳۴ نویسنده» حاوی مفهومی بود که حاکمیت در سراسر عمر خود کوشیده بود با سرکوبهای بیسابقهی خود آن را از خاطرهها بزداید، و آن کوشش جمعی برای رسیدن به حقوق فردی و اجتماعی و سیاسی خود بود. واژهی «ما» اسم رمزی بود که بر زبان آوردن آن حکم مخالفت با استبداد و خودکامگی داشت. نخست، در پردهای از ابهام، اما با نشانههای روشن، به تکزنی پرداختند: سعیدی سیرجانی، غفار حسینی، احمد تفضلی، پیروز دوانی، مجید شریف، احمد میرعلایی، حمید و کارون حاجیزاده و دهها تن دیگر در گمنامی به قتل آمدند و آنگاه، شمشیر از رو بسته و بیپرده، نخست دو تن از منتقدان سیاسی، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، را، فقط به جرم نابخشودنی اعلام نظر و مخالفت با سیاستهای حاکم، به فجیعترین وجه سلاخی کردند و سپس در آستانهی نخستین مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در پاییز ۱۳۷۷، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، اعضای سربلند کانون نویسندگان ایران، را به قتلگاه بردند. هنگامی که راز جنایت عوامل امنیتی وزارت اطلاعات از پرده بیرون افتاد و ناگزیر از اعتراف شدند، نخست دادگاهی عَلَم کردند، متهمان را بدون حضور خانوادههای قربانیان جنایت و وکیل خانوادهها در دادگاهی سرهم بندی شده شتابزده «محاکمه» کردند، سپس چندی بعد آنها را به مرخصی و تعطیلات ابدی فرستادند و در عوض وکیل شجاع خانوادههای ستمکشتگان، ناصر زرافشان، را به ۵ سال زندان محکوم کردند و به زندان فرستادند: سنگ را بستند و سگ را رها کردند!
اما چنان که در همهی ۲۶سالی که بر این جنایت تاریخی گذشته است بارها مکرر کردهایم، اگر هزار سال بر این تبهکاری سیاسی-حکومتی بگذرد هرگز از دادخواهی قدمی واپس نخواهیم گذاشت و خواهان روشنشدن همهی ابعاد این جنایتیم و آزادی بیان و مبارزهی بیتخفیف و بیوقفه با سانسور و طلب جامعهای عاری از ستم و آزادیکشی را چون میراث گرانقدر و فراموشنشدنی محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، بکتاش آبتین و سعید سلطانپور به جان پاس خواهیم داشت.
مطابق مرسوم همهساله روز ۱۶ آذر ساعت ۳ عصر بر مزار جانباختگان راه آزادی در امامزاده طاهر کرج گرد میآییم و مزار محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را گلباران میکنیم.
کانون نویسندگان ایران
۱۵ آذر ۱۴۰۳
#کانون_نویسندگان_ایران #محمد_مختاری #جعفر_پوینده #قتل_های_زنجیره_ای #دادخواهی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در ۲۶اُمین سالگرد قتلهای سیاسی-حکومتی
یاد رهروان راه آزادی، ستمکشتگان کانون نویسندگان ایران، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را گرامی میداریم!
بیگمان نابخردی و کوربینی سیاسی است اگر اوضاعی را در نظر نگیریم که قتلهای سیاسی خزان سال ۱۳۷۷ بر زمینهی آن رخ داد. حاکمیت جمهوری اسلامی از پس یک دهه از خونینترین سرکوبهای سیاسی تاریخ معاصر ما در دهه ۱۳۶۰ هزاران تن از گردنفرازترین مبارزان حقطلب این آب و خاک را راهی قتلگاهها کرد، فقط در یک قلم نزدیک به ۵ هزار زندانی حکم گرفتهی کتبسته را طی یک ماه از نو در «دادگاهها»ی یکی-دو دقیقهای محکوم به اعدام کرد و به دار کشید، به سرکوب گسترده و روز به روز زنان برخاست، آپارتاید جنسی را به صورت مذهب مختار حکومتی درآورد و سرانجام با گسترش دامنهی سانسور به هر گوشه و کنار این کشور بلازده آخرین روزنههای آزادی بیان را کور کرد، و بدینگونه به گمان خود پهنهی مبارزهی اجتماعی-سیاسی را از مخالف و منتقد و آزادیخواه تهی کرد. نیمهی دههی ۱۳۷۰ حاکمیت سرمست از پیروزی بر هر آن کس که جرئت مخالفت با یکی از واپسماندهترین حکومتها را به خود داده بود، سایهی مرگزای خود را بر سراسر کشور گسترد و به شکار مخالفان در بیرون از مرزها دست برآورد. در چنین اوضاع و احوالی بود که گروهی از متعهدترین نویسندگان گرد هم آمدند تا به احیای فعالیت یکی از مستقلترین نهادهای آزادیخواه و سانسورستیز سراسر تاریخ ایران، کانون نویسندگان ایران، بپردازند. متن «ما نویسندهایم»، مشهور به «۱۳۴ نویسنده» حاوی مفهومی بود که حاکمیت در سراسر عمر خود کوشیده بود با سرکوبهای بیسابقهی خود آن را از خاطرهها بزداید، و آن کوشش جمعی برای رسیدن به حقوق فردی و اجتماعی و سیاسی خود بود. واژهی «ما» اسم رمزی بود که بر زبان آوردن آن حکم مخالفت با استبداد و خودکامگی داشت. نخست، در پردهای از ابهام، اما با نشانههای روشن، به تکزنی پرداختند: سعیدی سیرجانی، غفار حسینی، احمد تفضلی، پیروز دوانی، مجید شریف، احمد میرعلایی، حمید و کارون حاجیزاده و دهها تن دیگر در گمنامی به قتل آمدند و آنگاه، شمشیر از رو بسته و بیپرده، نخست دو تن از منتقدان سیاسی، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، را، فقط به جرم نابخشودنی اعلام نظر و مخالفت با سیاستهای حاکم، به فجیعترین وجه سلاخی کردند و سپس در آستانهی نخستین مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در پاییز ۱۳۷۷، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، اعضای سربلند کانون نویسندگان ایران، را به قتلگاه بردند. هنگامی که راز جنایت عوامل امنیتی وزارت اطلاعات از پرده بیرون افتاد و ناگزیر از اعتراف شدند، نخست دادگاهی عَلَم کردند، متهمان را بدون حضور خانوادههای قربانیان جنایت و وکیل خانوادهها در دادگاهی سرهم بندی شده شتابزده «محاکمه» کردند، سپس چندی بعد آنها را به مرخصی و تعطیلات ابدی فرستادند و در عوض وکیل شجاع خانوادههای ستمکشتگان، ناصر زرافشان، را به ۵ سال زندان محکوم کردند و به زندان فرستادند: سنگ را بستند و سگ را رها کردند!
اما چنان که در همهی ۲۶سالی که بر این جنایت تاریخی گذشته است بارها مکرر کردهایم، اگر هزار سال بر این تبهکاری سیاسی-حکومتی بگذرد هرگز از دادخواهی قدمی واپس نخواهیم گذاشت و خواهان روشنشدن همهی ابعاد این جنایتیم و آزادی بیان و مبارزهی بیتخفیف و بیوقفه با سانسور و طلب جامعهای عاری از ستم و آزادیکشی را چون میراث گرانقدر و فراموشنشدنی محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، بکتاش آبتین و سعید سلطانپور به جان پاس خواهیم داشت.
مطابق مرسوم همهساله روز ۱۶ آذر ساعت ۳ عصر بر مزار جانباختگان راه آزادی در امامزاده طاهر کرج گرد میآییم و مزار محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را گلباران میکنیم.
کانون نویسندگان ایران
۱۵ آذر ۱۴۰۳
#کانون_نویسندگان_ایران #محمد_مختاری #جعفر_پوینده #قتل_های_زنجیره_ای #دادخواهی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دقایقی قبل حسین رونقی پس از دیدار توماج صالحی با او لبهای دوختهاش را پس از ۱۹ روز باز کرد.
او همچنین دقایقی قبل، با انتشار این متن، بر تداوم مبارزه تا برچیدن بساط ظلم در ایران، تاکید کرد.
نوشته آقای رونقی به شرح زیر است:
از سکوت به عمل؛ ادامه خواهیم داد، زیرا هیچ اولویتی بالاتر از «ایران و مردمش» وجود ندارد.
لبهای دوخته، فریاد علیه حکومتی بود که بیش از چهار دهه، پس از فاجعهی ویرانگر پنجاهوهفت، کمر به ویرانی سرزمین غنی ایران بسته و زندگی، امنیت و رفاه را از ملت ایران سلب کرده است.
لبهایم را دوختم تا همانطور که کیانوش گفت: «شاید تلنگری باشد.» کیانوش از جانش گذشت تا رنج مردم ایران را آشکارتر کند. این اقدام او پیامی برای همگان داشت: «ما تا پای جان برای ایران ایستادهایم.» او نه برای آزردن مردم، بلکه برای برانگیختن آگاهی و همبستگی گام برداشت. هدف او و هدف من از ادامهی مسیر او به شکلی دیگر، هرگز آسیب به جامعهای نبوده که روزانه با رنجها و آسیبهای بیشمار مواجه است؛ بلکه تلنگری بود به کسانی که میتوانند تغییری ایجاد کنند اما گویی اولویتها و بحرانهای جامعه ایران را به فراموشی سپرده و نادیده میگیرند. مسئله من نبودم و نیستم؛ لبهای دوخته، تلنگری برای یادآوری رنجهای جامعهای بود که هر روز در مقابل یک حکومت ظالم، درگیر سرکوب، فقر، مرگ و تقلا برای بقاست.
از همهی آنهایی که در این روزهای سخت و سیاه، ترس را کنار گذاشتند و کنار هم ایستادیم و همصدا شدیم، صادقانه ممنونم. هر کدام از شما بهتنهایی نور امیدی برای ادامهی این راه پرچالش و سخت هستید که یقین دارم به تحقق یافتن خواستهی قلبی مشترکمان ختم خواهد شد.
این پایان نیست چون خاموشی کار من نیست.
به احترام رنجهای مادر، پدر، خانواده، عزیزان و اطرافیانم و درخواست مردم شریفی که رنجمان با هم مشترک است، لبهایم را باز کردم. اما این پایان نیست. برای تحصن و حتی اعتصاب (اگر نیاز باشد) برمیگردم و تا جان در بدن دارم برای کشورم، خواست مردمم و خواست کیانوش که آزادی و آبادانی ایران است، خواهم جنگید و ادامه خواهم داد. فاطمه سپهری، آرشام رضایی و همهی زندانیان سیاسی و عقیدتی باید آزاد شوند. این خواست عموم مردم ایران است. تصمیم من قاطع است: «سکوت نمیکنم چون خاموشی کار من نیست. حتی اگر جمهوری اسلامی مرا بازداشت کند یا حتی بکشد.» این راهی است که برای پایان دادن به سرکوب، تحقیر و پایمال کردن کرامت انسانیمان باید کنار هم طی کنیم. هر چند یک تن بودم، اما تنها نبودم و میدانم بهزودی طغیان ما مردم کنار هم، بساط ظلم را برمیچیند.
پاینده ایران
زن، زندگی، آزادی
@Hosseinronaghi
#حسین_رونقی #کیانوش_سنجری #توماج_صالحی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او همچنین دقایقی قبل، با انتشار این متن، بر تداوم مبارزه تا برچیدن بساط ظلم در ایران، تاکید کرد.
نوشته آقای رونقی به شرح زیر است:
از سکوت به عمل؛ ادامه خواهیم داد، زیرا هیچ اولویتی بالاتر از «ایران و مردمش» وجود ندارد.
لبهای دوخته، فریاد علیه حکومتی بود که بیش از چهار دهه، پس از فاجعهی ویرانگر پنجاهوهفت، کمر به ویرانی سرزمین غنی ایران بسته و زندگی، امنیت و رفاه را از ملت ایران سلب کرده است.
لبهایم را دوختم تا همانطور که کیانوش گفت: «شاید تلنگری باشد.» کیانوش از جانش گذشت تا رنج مردم ایران را آشکارتر کند. این اقدام او پیامی برای همگان داشت: «ما تا پای جان برای ایران ایستادهایم.» او نه برای آزردن مردم، بلکه برای برانگیختن آگاهی و همبستگی گام برداشت. هدف او و هدف من از ادامهی مسیر او به شکلی دیگر، هرگز آسیب به جامعهای نبوده که روزانه با رنجها و آسیبهای بیشمار مواجه است؛ بلکه تلنگری بود به کسانی که میتوانند تغییری ایجاد کنند اما گویی اولویتها و بحرانهای جامعه ایران را به فراموشی سپرده و نادیده میگیرند. مسئله من نبودم و نیستم؛ لبهای دوخته، تلنگری برای یادآوری رنجهای جامعهای بود که هر روز در مقابل یک حکومت ظالم، درگیر سرکوب، فقر، مرگ و تقلا برای بقاست.
از همهی آنهایی که در این روزهای سخت و سیاه، ترس را کنار گذاشتند و کنار هم ایستادیم و همصدا شدیم، صادقانه ممنونم. هر کدام از شما بهتنهایی نور امیدی برای ادامهی این راه پرچالش و سخت هستید که یقین دارم به تحقق یافتن خواستهی قلبی مشترکمان ختم خواهد شد.
این پایان نیست چون خاموشی کار من نیست.
به احترام رنجهای مادر، پدر، خانواده، عزیزان و اطرافیانم و درخواست مردم شریفی که رنجمان با هم مشترک است، لبهایم را باز کردم. اما این پایان نیست. برای تحصن و حتی اعتصاب (اگر نیاز باشد) برمیگردم و تا جان در بدن دارم برای کشورم، خواست مردمم و خواست کیانوش که آزادی و آبادانی ایران است، خواهم جنگید و ادامه خواهم داد. فاطمه سپهری، آرشام رضایی و همهی زندانیان سیاسی و عقیدتی باید آزاد شوند. این خواست عموم مردم ایران است. تصمیم من قاطع است: «سکوت نمیکنم چون خاموشی کار من نیست. حتی اگر جمهوری اسلامی مرا بازداشت کند یا حتی بکشد.» این راهی است که برای پایان دادن به سرکوب، تحقیر و پایمال کردن کرامت انسانیمان باید کنار هم طی کنیم. هر چند یک تن بودم، اما تنها نبودم و میدانم بهزودی طغیان ما مردم کنار هم، بساط ظلم را برمیچیند.
پاینده ایران
زن، زندگی، آزادی
@Hosseinronaghi
#حسین_رونقی #کیانوش_سنجری #توماج_صالحی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech