روستای قوزلو سوپرمارکت لطفی جایی که برای خرید نیاز نیست صاحب مغازه را صدا بزنید یا منتظر شوید،هرچیزی را که لازم دارید برمی دارید و پولش را درصندوق میاندازید و میروید.
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
روستای قوزلو سوپرمارکت لطفی جایی که برای خرید نیاز نیست صاحب مغازه را صدا بزنید یا منتظر شوید، هرچیزی را که لازم دارید برمی دارید و پولش را در صندوق میاندازید و میروید، به همین راحتی.
این روزها متنهای مختلفی در شبکه مجازی دست به دست میچرخد. یکی از همین متنها عنوان جالبی داشت که نوشته بود: «مغازهای با ۹۰ کلید.» پیگیر ماجرا میشوم باید این مغازهدار را پیدا کنم اگر واقعیت داشته باشد این یعنی هنوز اعتماد نمرده است و هنوز هم میشود به آدمهای اطراف اعتماد داشت. مغازه خواربار فروشی که همه اهالی روستا کلید آن را دارند.
برای پیدا کردنشان با افراد مختلفی تماس میگیرم و در نهایت شماره دهیار روستای قوزلو را پیدا میکنم «آصف رحیم زاده» دهیار این روستا با خوشرویی تمام سؤالهای من را میشنود و میگوید: همه این گفتهها درست است و این مغازه در همسایگی ما قرار دارد. با تردید باز میپرسم قضیه مغازهاش صحیح است، آیا همه مردم #روستا کلید این خواربارفروشی را دارند؟ میگوید: مطمئن باشید. سالها است که صاحب این مغازه همسایه ما است و ما نیز بارها از این مغازه خرید کردهایم.
در مورد تعداد ساکنان روستا سؤال میکنم و او ادامه میدهد: ۴۸۲ نفر در روستای قوزلو سکونت دارند یعنی حدود ۱۰۰ خانوار که اکثر این افراد مشتری آقای لطفی هستند. او بیشتر وقتها در مغازه نیست و ما هرچه را خواستیم برمی داریم یا بعداً هزینهاش را حساب میکنیم یا همان موقع در صندوق میاندازیم.
شماره تماس آقای لطفی را از ایشان میخواهم و خداحافظی میکنم، بارها تماس میگیرم اما هنوز جواب نمیدهد باز با دهیار تماس میگیرم میگوید مغازه باز است چند ساعتی صبر کنی خودش هم میآید جوابت را میدهد و در نهایت ساعت ۱۰ شب موفق میشوم با علی لطفی صاحب مغازهای که سفیر اعتماد و اطمینان است صحبت کنم. لطفی میگوید: حدود ۲۰ سالی است که سوپرمارکت را دایر کردهام از همان وقت قرار شده چه من باشم چه نباشم افراد میآیند خریدهایشان را میکنند و میروند.
وی ادامه میدهد: اکثر مواقع در روستا نیستم و صبحها برای انجام کارهایم از روستا خارج میشوم و عصر پس از بازگشت به روستا به کار کشاورزی هم مشغول میشوم اما مغازه هیچوقت تعطیل نیست. مردم برای خرید به مغازه میآیند و اگر پول داشتند آن را در صندوق میاندازند و میروند و اگر نه فهرست وسایل را در دفتر مغازه مینویسند و بدهیشان را ثبت میکنند و حتی اگر پولی لازم داشته باشند، پول مورد نیازشان را از صندوق برمی دارند و در دفتر یادداشت میکنند.
لطفی، اعتماد بین مشتری و خود را دو طرفه میداند و میگوید: نزدیک به ۱۰۰ خانواردرروستا مشتری من هستند اگر آنها در من اعتماد ایجاد نمیکردند امروز من بعد از ۲۰ سال در مغازه را باز نمیگذاشتم واین رفتار صحیح آنها بود که سالها به من امید داده است برای ادامه مسیری که انتخاب کردهام.وی در پاسخ به اینکه دیگر مغازههای روستا هم آیا مسیر شما را انتخاب کردهاند یا نه، اظهار میکند: تا حالا سوپرمارکتهای بسیاری اینجا باز شده است اما بعد از مدت کمی تعطیل شده است.
وی تأکید میکند: خواهش میکنم از جوانان این روستا تشکر کنید چرا که اگر پاکی، #صداقت و راستی این جوانان نبود امروز من با این #اطمینان مغازه را باز نگه نمیداشتم و الان همه خود صاحب مغازهاند. من هیچوقت در خانهام را هم به روی کسی نبستهام وقتی مراسم عروسی یا عزا برپاست در خانه ما به روی هم روستاییهایمان باز است و همه میتوانند استفاده کنند.
روزنامه ایران- شماره شماره پياپی ۶۲۱۷
@Tavaana_TavaanaTech
این روزها متنهای مختلفی در شبکه مجازی دست به دست میچرخد. یکی از همین متنها عنوان جالبی داشت که نوشته بود: «مغازهای با ۹۰ کلید.» پیگیر ماجرا میشوم باید این مغازهدار را پیدا کنم اگر واقعیت داشته باشد این یعنی هنوز اعتماد نمرده است و هنوز هم میشود به آدمهای اطراف اعتماد داشت. مغازه خواربار فروشی که همه اهالی روستا کلید آن را دارند.
برای پیدا کردنشان با افراد مختلفی تماس میگیرم و در نهایت شماره دهیار روستای قوزلو را پیدا میکنم «آصف رحیم زاده» دهیار این روستا با خوشرویی تمام سؤالهای من را میشنود و میگوید: همه این گفتهها درست است و این مغازه در همسایگی ما قرار دارد. با تردید باز میپرسم قضیه مغازهاش صحیح است، آیا همه مردم #روستا کلید این خواربارفروشی را دارند؟ میگوید: مطمئن باشید. سالها است که صاحب این مغازه همسایه ما است و ما نیز بارها از این مغازه خرید کردهایم.
در مورد تعداد ساکنان روستا سؤال میکنم و او ادامه میدهد: ۴۸۲ نفر در روستای قوزلو سکونت دارند یعنی حدود ۱۰۰ خانوار که اکثر این افراد مشتری آقای لطفی هستند. او بیشتر وقتها در مغازه نیست و ما هرچه را خواستیم برمی داریم یا بعداً هزینهاش را حساب میکنیم یا همان موقع در صندوق میاندازیم.
شماره تماس آقای لطفی را از ایشان میخواهم و خداحافظی میکنم، بارها تماس میگیرم اما هنوز جواب نمیدهد باز با دهیار تماس میگیرم میگوید مغازه باز است چند ساعتی صبر کنی خودش هم میآید جوابت را میدهد و در نهایت ساعت ۱۰ شب موفق میشوم با علی لطفی صاحب مغازهای که سفیر اعتماد و اطمینان است صحبت کنم. لطفی میگوید: حدود ۲۰ سالی است که سوپرمارکت را دایر کردهام از همان وقت قرار شده چه من باشم چه نباشم افراد میآیند خریدهایشان را میکنند و میروند.
وی ادامه میدهد: اکثر مواقع در روستا نیستم و صبحها برای انجام کارهایم از روستا خارج میشوم و عصر پس از بازگشت به روستا به کار کشاورزی هم مشغول میشوم اما مغازه هیچوقت تعطیل نیست. مردم برای خرید به مغازه میآیند و اگر پول داشتند آن را در صندوق میاندازند و میروند و اگر نه فهرست وسایل را در دفتر مغازه مینویسند و بدهیشان را ثبت میکنند و حتی اگر پولی لازم داشته باشند، پول مورد نیازشان را از صندوق برمی دارند و در دفتر یادداشت میکنند.
لطفی، اعتماد بین مشتری و خود را دو طرفه میداند و میگوید: نزدیک به ۱۰۰ خانواردرروستا مشتری من هستند اگر آنها در من اعتماد ایجاد نمیکردند امروز من بعد از ۲۰ سال در مغازه را باز نمیگذاشتم واین رفتار صحیح آنها بود که سالها به من امید داده است برای ادامه مسیری که انتخاب کردهام.وی در پاسخ به اینکه دیگر مغازههای روستا هم آیا مسیر شما را انتخاب کردهاند یا نه، اظهار میکند: تا حالا سوپرمارکتهای بسیاری اینجا باز شده است اما بعد از مدت کمی تعطیل شده است.
وی تأکید میکند: خواهش میکنم از جوانان این روستا تشکر کنید چرا که اگر پاکی، #صداقت و راستی این جوانان نبود امروز من با این #اطمینان مغازه را باز نگه نمیداشتم و الان همه خود صاحب مغازهاند. من هیچوقت در خانهام را هم به روی کسی نبستهام وقتی مراسم عروسی یا عزا برپاست در خانه ما به روی هم روستاییهایمان باز است و همه میتوانند استفاده کنند.
روزنامه ایران- شماره شماره پياپی ۶۲۱۷
@Tavaana_TavaanaTech
به سوی نسل کشی نازی ها
https://bit.ly/1ykX8gk
شب نهم نوامبر سال ۱۹۳۸، لباس شخصیهای نازی به کنیسهها و کسب و کار #یهودیان در سراسر آلمان و اتریش حمله کردند. کریستالناخت، شب بلورین یا شب شیشههای شکسته، نه تنها دنیا را بهتزده کرد بلکه خبر از فجایع بزرگتری میداد که در راه بود. چطور #شهروندان آلمانی به جایی رسیدند که علیه همسایگان یهودیشان برآشفتند؟ چطور مردم به این باور رسیدند که کشتار سیستماتیک میلیونها نفر در جریان هولوکاست قابل قبول است؟ «به سوی #نسلکشی نازیها» مستند تاثیرگذاری است که پاسخ این سوالات و پرسشهای بیشتر در این باره را میدهد.
توانا این مستند را که توسط «موزه #هولوکاست در آمریکا» ساخته شده است به فارسی برگردانده است. فیلم به قدرت رسیدن یهودی-ستیزی نازیها و هیلتر را روایت میکند، روایتی که با پایان هولوکاست و شکست متفقین در سال ۱۹۴۵ به آخر میرسد.
در مورد هولوکاست توانا کتاب مهم و ارزشمند را هم ترجمه کرده است.
دانلود رایگان کتاب «جنگ و هولوکاست»: https://bit.ly/1leAm84
فایل این کتاب در تلگرام ارسال می شود. کتاب های توانا را از غرفه مجازی کتاب توانا هم می توانید دانلود کنید.
غرفه کتاب مجازی آموزشکده توانا
https://ow.ly/4nmBb8
@Tavaana_TavaanaTech
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
https://bit.ly/1ykX8gk
شب نهم نوامبر سال ۱۹۳۸، لباس شخصیهای نازی به کنیسهها و کسب و کار #یهودیان در سراسر آلمان و اتریش حمله کردند. کریستالناخت، شب بلورین یا شب شیشههای شکسته، نه تنها دنیا را بهتزده کرد بلکه خبر از فجایع بزرگتری میداد که در راه بود. چطور #شهروندان آلمانی به جایی رسیدند که علیه همسایگان یهودیشان برآشفتند؟ چطور مردم به این باور رسیدند که کشتار سیستماتیک میلیونها نفر در جریان هولوکاست قابل قبول است؟ «به سوی #نسلکشی نازیها» مستند تاثیرگذاری است که پاسخ این سوالات و پرسشهای بیشتر در این باره را میدهد.
توانا این مستند را که توسط «موزه #هولوکاست در آمریکا» ساخته شده است به فارسی برگردانده است. فیلم به قدرت رسیدن یهودی-ستیزی نازیها و هیلتر را روایت میکند، روایتی که با پایان هولوکاست و شکست متفقین در سال ۱۹۴۵ به آخر میرسد.
در مورد هولوکاست توانا کتاب مهم و ارزشمند را هم ترجمه کرده است.
دانلود رایگان کتاب «جنگ و هولوکاست»: https://bit.ly/1leAm84
فایل این کتاب در تلگرام ارسال می شود. کتاب های توانا را از غرفه مجازی کتاب توانا هم می توانید دانلود کنید.
غرفه کتاب مجازی آموزشکده توانا
https://ow.ly/4nmBb8
@Tavaana_TavaanaTech
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
YouTube
The Path to Nazi Genocide - به سوی نسل کشی نازیها
شب نهم نوامبر سال ۱۹۳۸، لباس شخصیهای نازی به کنیسهها و کسب و کار یهودیان در سراسر آلمان و اتریش حمله کردند. کریستالناخت، شب بلورین یا شب شیشههای شکسته، ...
حمله به #فائزههاشمی در پی دیدار با همبند سابق خود، زندانی #بهایی #فریباکمالآبادی
کارتون: توکانیستانی
منبع: کمپین بین المللی حقوق بشر ایران
@ICHRI
@Tavaana_TavaanaTech
کارتون: توکانیستانی
منبع: کمپین بین المللی حقوق بشر ایران
@ICHRI
@Tavaana_TavaanaTech
هاشمی رفسنجانی: مخالف تعطیلی دانشگاهها به اسم انقلاب فرهنگی بودم
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
هاشمی رفسنجانی: مخالف تعطیلی دانشگاهها به اسم انقلاب فرهنگی بودم
اکبر #هاشمی_رفسنجانی در مراسم سی و چهارمین سالگرد تاسیس #دانشگاه آزاد اسلامی به تعطیلی دانشگاهها در اوایل انقلاب اشاره کرد و گفت: در آن زمان #دانشجویان قیام کردند و دانشگاهها تعطیل شد و اسمش را #انقلاب_فرهنگی گذاشتند و این کار اشتباهی بود و من با آن مخالف بودم.
متن کامل سخنان هاشمی رفسنجانی:
https://bit.ly/1Tukcqm
نظر شما در این رابطه چیست؟
نظر و تجربه خود از انقلاب فرهنگی را برای ما به ایمیل [email protected] بفرستید
@Tavaana_TavaanaTech
اکبر #هاشمی_رفسنجانی در مراسم سی و چهارمین سالگرد تاسیس #دانشگاه آزاد اسلامی به تعطیلی دانشگاهها در اوایل انقلاب اشاره کرد و گفت: در آن زمان #دانشجویان قیام کردند و دانشگاهها تعطیل شد و اسمش را #انقلاب_فرهنگی گذاشتند و این کار اشتباهی بود و من با آن مخالف بودم.
متن کامل سخنان هاشمی رفسنجانی:
https://bit.ly/1Tukcqm
نظر شما در این رابطه چیست؟
نظر و تجربه خود از انقلاب فرهنگی را برای ما به ایمیل [email protected] بفرستید
@Tavaana_TavaanaTech
خبرگزاری ایلنا
صداوسیما سیاستهایش را عوض کند/مخالف تعطیلی دانشگاهها به اسم انقلاب فرهنگی بودم
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد:ما میخواستیم این دانشگاه را وقف کنیم تا کسی دست درازی نکند، اما فعلا روند وقف دانشگاه را متوقف کردهاند. همانطور که مسجد برای کسی نیست، دانشگاه آزاد هم همینطور است. این دانشگاه در جهت رشد کشور و خدمت به اسلام و اهل بیت…
تصویری زیبا | ایستگاه استراحت و تغذیه برای پرندگان در شوش
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
گزارش تصویری: مراسم آزادسازی کبک کردستان
آیین رهاسازی ۸۰ قطعه کبک با عنوان "آزادسازی کبک کردستان" و با شعار " سنندج دیار مهربانی" در دامنه کوه آبیدر سنندج برگزار شد.
@Tavaana_TavaanaTech
آیین رهاسازی ۸۰ قطعه کبک با عنوان "آزادسازی کبک کردستان" و با شعار " سنندج دیار مهربانی" در دامنه کوه آبیدر سنندج برگزار شد.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارش تصویری: مراسم #آزادسازی کبک کردستان
آیین رهاسازی ۸۰ قطعه کبک با عنوان "آزادسازی کبک کردستان" و با شعار " سنندج دیار مهربانی" در دامنه کوه آبیدر سنندج برگزار شد.
پرورش و رهاسازی کبکها حاصل تلاش ۱۳ ماهه یک شهروند سنندجی به نام دکتر هادی نقشینی بود که به صورت خودجوش اقدام به پرورش ۵۰۰ قطعه کبک کرده بود.
هادی نقشینی در این ارتباط به خبرنگار ایرنا گفت: پرورش کبکها به مدت ۱۳ ماه با همکاری نیشتمان و شهرداری #سنندج اجرا شد.
به گفته وی در قالب این برنامه خودجوش، ۵۰۰ قطعه کبک پرورش و #رهاسازی شد که ۸۰ قطعه آن امروز در آبیدر و ۴۲۰ قطعه دیگر در سایر کوههای استان رها سازی شد.
نقشینی به اهداف این کار اشاره کرد و گفت: آبیدر ملجأ و پناهگاه گونههای زیادی از جانواران است که به واسطه تجاوز آدمی به حریم حیوانات و طبیعت، جاده سازی و آتش سوزیهای اخیر و همچنین #خشکسالی، حیوانات و پرندگان این منطقه از جمله کبکهای آن در حال کاهش هستند و در معرض خطر انقراض قرار دارند.
او گفت: با هدف جلوگیری از #انقراض نسل کبکهای کردستان، سال گذشته تخمها را جمعآوری کردیم و در دستگاه جوجهکشی قرار دادیم و در طول ۱۳ ماه آنها را پرورش دادیم.
عکس: ایرنا
https://bit.ly/1Ts0ZEG
@Tavaana_TavaanaTech
آیین رهاسازی ۸۰ قطعه کبک با عنوان "آزادسازی کبک کردستان" و با شعار " سنندج دیار مهربانی" در دامنه کوه آبیدر سنندج برگزار شد.
پرورش و رهاسازی کبکها حاصل تلاش ۱۳ ماهه یک شهروند سنندجی به نام دکتر هادی نقشینی بود که به صورت خودجوش اقدام به پرورش ۵۰۰ قطعه کبک کرده بود.
هادی نقشینی در این ارتباط به خبرنگار ایرنا گفت: پرورش کبکها به مدت ۱۳ ماه با همکاری نیشتمان و شهرداری #سنندج اجرا شد.
به گفته وی در قالب این برنامه خودجوش، ۵۰۰ قطعه کبک پرورش و #رهاسازی شد که ۸۰ قطعه آن امروز در آبیدر و ۴۲۰ قطعه دیگر در سایر کوههای استان رها سازی شد.
نقشینی به اهداف این کار اشاره کرد و گفت: آبیدر ملجأ و پناهگاه گونههای زیادی از جانواران است که به واسطه تجاوز آدمی به حریم حیوانات و طبیعت، جاده سازی و آتش سوزیهای اخیر و همچنین #خشکسالی، حیوانات و پرندگان این منطقه از جمله کبکهای آن در حال کاهش هستند و در معرض خطر انقراض قرار دارند.
او گفت: با هدف جلوگیری از #انقراض نسل کبکهای کردستان، سال گذشته تخمها را جمعآوری کردیم و در دستگاه جوجهکشی قرار دادیم و در طول ۱۳ ماه آنها را پرورش دادیم.
عکس: ایرنا
https://bit.ly/1Ts0ZEG
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from بشکن Beshkan
فیلترشکن OpenVPN برای ویندوز: https://goo.gl/A4skob
برای عضویت در بشکن به https://goo.gl/A7DbzA بروید.
@beshkan و @tavaanatech
برای عضویت در بشکن به https://goo.gl/A7DbzA بروید.
@beshkan و @tavaanatech
Forwarded from بشکن Beshkan
فیلترشکن Opera mini برای اندروید: https://goo.gl/LL1vaZ
برای عضویت در بشکن به https://goo.gl/A7DbzA بروید.
@beshkan و @tavaanatech
برای عضویت در بشکن به https://goo.gl/A7DbzA بروید.
@beshkan و @tavaanatech
Forwarded from بشکن Beshkan
Forwarded from بشکن Beshkan
Forwarded from بشکن Beshkan
Opera Mini web browser_v16.0.2168.102992.apk
3.5 MB
اینجا معلمها برای شاگردانشان میرقصند!
دریا صفایی فعال مدنی ساکن بلژیک با انتشار این ویدیو در فیسبوکش ( https://bit.ly/1Ts0ZEG )نوشت:
«امروز عصر که رفتم آریو رو از مدرسه بگیرم، دیدم صدای #موسیقی بلنده. بهسوی صدا رفتم. میدونستم که فردا جشن پنجاه سالگی #مدرسه است. تا به حیاط مدرسه رسیدم دیدم که معلمها در حال تهیه برنامه فردا در حال تمرین هستند. نمیدونم چرا هرچه سعی کردم جلوی اشکم را بگیرم نشد. آریو پرسید:" چرا گریه میکنی؟" گفتم:" چی به گم، تو که متوجه نمی شی." اما اصرار کرد که باید براش تعریف کنم و من هم گفتم.
گفتم یاد بچگی خودم و نسل خودم افتادم. کودکی ما با بچههای اینجا خیلی فرق داشت. ما در #روپوش و #مقنعه سورمهای و غمگین، حتا حق نداشتیم موقع بازی بلند بخندیم، با اینکه مدرسه فقط دخترانه بود. نکنه یه وقت عادت کنیم خدای ناکرده بخندیم. هر از گاهی آژیر و حمله هوایی هم چاشنی تفریحات هیجان انگیزمان میشد. کودکی ما این بود که موقع بمب باران از طبقه چهارم بدویم بریم زیر راهپله و یا اینکه همسایه موشکها رو در آسمون بهمون نشون بده که لحظاتی بعد صدای انفجارش گوشمان را کر میکرد. ما حق گوش دادن به موسیقی و #رقصیدن نداشتیم، باید "امن یجیب المضطر" میخواندیم و آرزو میکردیم امروز هم این بمب هم بر سر ما نیفتد. ما #کودکی نکردیم ...
اما اینجا فردا معلمها برای شاگردانشان خواهند رقصید.»
با دریا صفایی، بیشتر آشنا شوید:
https://bit.ly/1qglKsl
درباره دریا صفایی و تلاشهایش بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/ecAaxM
متن زیر را هم یکی از همراهان توانا هفته گذشته برای ما فرستاده بود:
«در جریان زندگی و مشکلات عدیده، خاطرات دوران مدرسه خود را فراموش کردم، اما وقتی اولین بچه ام را به مدرسه بردم، در اولین روز مدرسه به همراه کودکم وارد مدرسه شدم، مدرسه به پادگان و مسجد بیشتر شباهت داشت تا مدرسه که ناگهان خاطرات مدرسه خودم روی سرم آووار شد، بغض گلویم را فشرد وبی اختیار اشک از چشمانم سرازیر گشت! اطرافیان گمان بردند که اشک شوق است در حالی که تکرار مصیبتی بود که به نسل بعدی میرسید»
@Tavaana_TavaanaTech
دریا صفایی فعال مدنی ساکن بلژیک با انتشار این ویدیو در فیسبوکش ( https://bit.ly/1Ts0ZEG )نوشت:
«امروز عصر که رفتم آریو رو از مدرسه بگیرم، دیدم صدای #موسیقی بلنده. بهسوی صدا رفتم. میدونستم که فردا جشن پنجاه سالگی #مدرسه است. تا به حیاط مدرسه رسیدم دیدم که معلمها در حال تهیه برنامه فردا در حال تمرین هستند. نمیدونم چرا هرچه سعی کردم جلوی اشکم را بگیرم نشد. آریو پرسید:" چرا گریه میکنی؟" گفتم:" چی به گم، تو که متوجه نمی شی." اما اصرار کرد که باید براش تعریف کنم و من هم گفتم.
گفتم یاد بچگی خودم و نسل خودم افتادم. کودکی ما با بچههای اینجا خیلی فرق داشت. ما در #روپوش و #مقنعه سورمهای و غمگین، حتا حق نداشتیم موقع بازی بلند بخندیم، با اینکه مدرسه فقط دخترانه بود. نکنه یه وقت عادت کنیم خدای ناکرده بخندیم. هر از گاهی آژیر و حمله هوایی هم چاشنی تفریحات هیجان انگیزمان میشد. کودکی ما این بود که موقع بمب باران از طبقه چهارم بدویم بریم زیر راهپله و یا اینکه همسایه موشکها رو در آسمون بهمون نشون بده که لحظاتی بعد صدای انفجارش گوشمان را کر میکرد. ما حق گوش دادن به موسیقی و #رقصیدن نداشتیم، باید "امن یجیب المضطر" میخواندیم و آرزو میکردیم امروز هم این بمب هم بر سر ما نیفتد. ما #کودکی نکردیم ...
اما اینجا فردا معلمها برای شاگردانشان خواهند رقصید.»
با دریا صفایی، بیشتر آشنا شوید:
https://bit.ly/1qglKsl
درباره دریا صفایی و تلاشهایش بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/ecAaxM
متن زیر را هم یکی از همراهان توانا هفته گذشته برای ما فرستاده بود:
«در جریان زندگی و مشکلات عدیده، خاطرات دوران مدرسه خود را فراموش کردم، اما وقتی اولین بچه ام را به مدرسه بردم، در اولین روز مدرسه به همراه کودکم وارد مدرسه شدم، مدرسه به پادگان و مسجد بیشتر شباهت داشت تا مدرسه که ناگهان خاطرات مدرسه خودم روی سرم آووار شد، بغض گلویم را فشرد وبی اختیار اشک از چشمانم سرازیر گشت! اطرافیان گمان بردند که اشک شوق است در حالی که تکرار مصیبتی بود که به نسل بعدی میرسید»
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا معلمها برای شاگردانشان میرقصند!
از فیسبوک دریا صفایی فعال مدنی ساکن بلژیک https://bit.ly/1Ts0ZEG
@Tavaana_TavaanaTech
از فیسبوک دریا صفایی فعال مدنی ساکن بلژیک https://bit.ly/1Ts0ZEG
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
همراهان عزیز توانا؛
برای معرفی توانا در سایر کانال ها و گروه های تلگرام، پست زیر را فوروارد کنید.
سپاسگزاریم.
@Tavaana_TavaanaTech
برای معرفی توانا در سایر کانال ها و گروه های تلگرام، پست زیر را فوروارد کنید.
سپاسگزاریم.
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
دسترسی به #کتاب ها، محتوای #کلاس ها، #ترجمه ها،ویدئو... درباره #حقوق_شهروندی و #دموکراسی و مباحث فکری،فرهنگی و اجتماعی در کانال توانا:
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ