محمد اشرفی اصفهانی درباره ماجرای درگیری مسجدعلی بن ابی طالب در غرب تهران و برخورد با طلبهها توسط افراد منسوب به پناهیان به دیده بان ایران گفت:
«معاونت سابق مجموعه به من گفت حاجآقا، مواظب باشید، اینها خطرناکند و تقوا ندارند در حوادث دو سه سال قبل که پس از ماجرای مهسا امینی رخ داد، این افراد با قمه و چاقو به خیابانها ریختند و با مردم برخورد کردند و سپس با لباس های خونی باز میگشتند و لباس طلبگی می پوشیدند اما آیا طلبه باید سلاح در دست بگیرد و با مردم برخورد کند؟ » وی اظهار کرد: « آیا در تاریخ تشیع سابقه داشته که طلبهای قمه به دست بگیرد و به مردم حمله کند؟ اما باند پناهیان این کار را کردند.»
اشرفی اصفهانی گفت: « آیا در تاریخ تشیع سابقه داشته که طلبهای قمه به دست بگیرد و به مردم حمله کند؟ اما باند پناهیان این کار را کردند.»
لازم به ذکر است، روز یکشنبه خبری با عنوان "حمله جمعی از روحانیون به مدرسه علمیه آیتالله اشرفی اصفهانی" منتشر شد. در پی آن محمد اشرفی اصفهانی طی بیانیهای ماجرا را شرح داد و در اعتراض به تخریبهای صورت گرفته، حوزه علمیهاش را تعطیل کرد.
حالا افشا کرده که افراد گوش به فرمان شیخ علیرضا پناهیان بودند که به حوزه علمیهاش حمله کردند و همانها کسانی بودند که مردم را با اسلحه و چماق و چاقو و قمه در خیزش مهسا زدند.
او در بخشی از مصاحبهاش با سایت دیدهبان ایران گفت:
«به بچههای خود گفتم که اگر به شما توهین کردند و حتی اگر چاقو زدند، عکسالعملی نشان ندهید. آنها هیچ ابایی از جنایت ندارند و اگر دستشان برسد ممکن است چند نفر را هم بکشند و ککشان هم نگزد»
توجه کنید، این سخن را فرزند یکی از به اصطلاح «شهدای محراب» و رئیس یک حوزه علمیه میگوید. وقتی دار و دسته پناهیان ممکن است طلبههای یک حوزه علمیه را بکشند و ککشان هم نگزد، در برابر مردم بیپناه چه میکنند و چقدر دستشان برای اعمال خشونت باز است؟
لازم به ذکر است، شیخ علیرضا پناهیان از منبریهای مورد علاقه علی خامنهای است. که پرونده فساد اقتصادی هم دارد.
اگر یادتان باشد، در جریان عمامهپرانی، عدهای به مردم خرده میگرفتند که این کار شما خشونتآمیز است. اما حالا معلوم شده که بسیاری از لباس شخصیها که مردم را با چماق و چاقو و اسلحه وحشیانه میزدند، معمم بودند!
آیا بهتر نیست طلبههایی که مخالف چنین خشونتهایی هستند به مردم بپیوندند؟ چرا که ممکن است هنگام سرنگونی رژیم تر و خشک با هم بسوزند.
#مهسا_امینی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«معاونت سابق مجموعه به من گفت حاجآقا، مواظب باشید، اینها خطرناکند و تقوا ندارند در حوادث دو سه سال قبل که پس از ماجرای مهسا امینی رخ داد، این افراد با قمه و چاقو به خیابانها ریختند و با مردم برخورد کردند و سپس با لباس های خونی باز میگشتند و لباس طلبگی می پوشیدند اما آیا طلبه باید سلاح در دست بگیرد و با مردم برخورد کند؟ » وی اظهار کرد: « آیا در تاریخ تشیع سابقه داشته که طلبهای قمه به دست بگیرد و به مردم حمله کند؟ اما باند پناهیان این کار را کردند.»
اشرفی اصفهانی گفت: « آیا در تاریخ تشیع سابقه داشته که طلبهای قمه به دست بگیرد و به مردم حمله کند؟ اما باند پناهیان این کار را کردند.»
لازم به ذکر است، روز یکشنبه خبری با عنوان "حمله جمعی از روحانیون به مدرسه علمیه آیتالله اشرفی اصفهانی" منتشر شد. در پی آن محمد اشرفی اصفهانی طی بیانیهای ماجرا را شرح داد و در اعتراض به تخریبهای صورت گرفته، حوزه علمیهاش را تعطیل کرد.
حالا افشا کرده که افراد گوش به فرمان شیخ علیرضا پناهیان بودند که به حوزه علمیهاش حمله کردند و همانها کسانی بودند که مردم را با اسلحه و چماق و چاقو و قمه در خیزش مهسا زدند.
او در بخشی از مصاحبهاش با سایت دیدهبان ایران گفت:
«به بچههای خود گفتم که اگر به شما توهین کردند و حتی اگر چاقو زدند، عکسالعملی نشان ندهید. آنها هیچ ابایی از جنایت ندارند و اگر دستشان برسد ممکن است چند نفر را هم بکشند و ککشان هم نگزد»
توجه کنید، این سخن را فرزند یکی از به اصطلاح «شهدای محراب» و رئیس یک حوزه علمیه میگوید. وقتی دار و دسته پناهیان ممکن است طلبههای یک حوزه علمیه را بکشند و ککشان هم نگزد، در برابر مردم بیپناه چه میکنند و چقدر دستشان برای اعمال خشونت باز است؟
لازم به ذکر است، شیخ علیرضا پناهیان از منبریهای مورد علاقه علی خامنهای است. که پرونده فساد اقتصادی هم دارد.
اگر یادتان باشد، در جریان عمامهپرانی، عدهای به مردم خرده میگرفتند که این کار شما خشونتآمیز است. اما حالا معلوم شده که بسیاری از لباس شخصیها که مردم را با چماق و چاقو و اسلحه وحشیانه میزدند، معمم بودند!
آیا بهتر نیست طلبههایی که مخالف چنین خشونتهایی هستند به مردم بپیوندند؟ چرا که ممکن است هنگام سرنگونی رژیم تر و خشک با هم بسوزند.
#مهسا_امینی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«محمد اشرفی اصفهانی در مصاحبه با سایت دیدهبان ایران گفته:
آیا در تاریخ تشیع سابقه داشته که طلبهای قمه به دست بگیرد و به مردم حمله کند؟
باید گفت بلی سابقه دارد. همین هادی غفاری که تصاویرش را میبینید در سالهای ۱۳۵۸ تا اوایل دهه شصت، همواره با کلت یا مسلسل یا قمه به دست در حال حمله به مخالفان بود. ایشان تا چند سال پیش هم در مؤسسه الهادی انبار اسلحه داشت! این آقای هادی غفاری حالا البته اصلاحطلب شده و یادش رفته که چه کارهایی میکرده! او حتی کشتن امیرعباس هویدا را هم انکار میکند!
غفاری در جمله مسلحانه به دانشگاهها و سرکوب دانشجویان در دهه شصت پیشقراول بود!
یا حسنی، امام جمعه ارومیه، همان که فرزند خودش را هم تحویل داد و اعدامش کردند، همواره مسلح بود و در سرکوب مخالفان شرکت میکرد.
محمد منتظری، معروف به محمد ربنگو را هم که به یاد دارید؟!
یا نواب صفوی و یارانش که تروریست بودند. آخوند شیعهی مسلح و قمهکش و آدمکش کم نداشتیم جناب اشرفی اصفهانی!
در ضمن گروههای مسلح شیعه با حمایت مالی آخوندها به فلسطین و مصر و لبنان برای آموزش نظامی میرفتند و علیه حکومت پهلوی ترور انجام میدادند
در فاجعه سینما رکس آبادان هم رد پای روحانیون انقلابی شیعه دیده میشود آقای اشرفی اصفهانی»
ـ متن و تصاویر ارسالی مخاطبان توانا
#نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavssnaTech
آیا در تاریخ تشیع سابقه داشته که طلبهای قمه به دست بگیرد و به مردم حمله کند؟
باید گفت بلی سابقه دارد. همین هادی غفاری که تصاویرش را میبینید در سالهای ۱۳۵۸ تا اوایل دهه شصت، همواره با کلت یا مسلسل یا قمه به دست در حال حمله به مخالفان بود. ایشان تا چند سال پیش هم در مؤسسه الهادی انبار اسلحه داشت! این آقای هادی غفاری حالا البته اصلاحطلب شده و یادش رفته که چه کارهایی میکرده! او حتی کشتن امیرعباس هویدا را هم انکار میکند!
غفاری در جمله مسلحانه به دانشگاهها و سرکوب دانشجویان در دهه شصت پیشقراول بود!
یا حسنی، امام جمعه ارومیه، همان که فرزند خودش را هم تحویل داد و اعدامش کردند، همواره مسلح بود و در سرکوب مخالفان شرکت میکرد.
محمد منتظری، معروف به محمد ربنگو را هم که به یاد دارید؟!
یا نواب صفوی و یارانش که تروریست بودند. آخوند شیعهی مسلح و قمهکش و آدمکش کم نداشتیم جناب اشرفی اصفهانی!
در ضمن گروههای مسلح شیعه با حمایت مالی آخوندها به فلسطین و مصر و لبنان برای آموزش نظامی میرفتند و علیه حکومت پهلوی ترور انجام میدادند
در فاجعه سینما رکس آبادان هم رد پای روحانیون انقلابی شیعه دیده میشود آقای اشرفی اصفهانی»
ـ متن و تصاویر ارسالی مخاطبان توانا
#نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavssnaTech
در جریان انقلاب زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱، مریم آروین، محبت مظفری و نرگس خرمیفرد، سه وکیل زن بودند که از جانشان در راه دفاع از معترضان گذشتند و هر کدام به طور مشکوکی جان خود را از دست دادند.
نرگس خرمیفرد؛ وکیل دادگستری، در بلوک ۶۲ بهشت زهرای مشهد به خاک سپردهشده است.
اگر چه مدیران وکلای کانون دادگستری خراسان و سمنان درباره نحوه مرگ او اظهار بیاطلاعی کردند، اما مهرانگیز کار، وکیل حقوق بشر پیشتر در حساب اینستاگرام خودخبر از مرگ او داد.
این در حالی است که منابع نزدیک به خانواده نرگس خرمیفرد، گفتهاند: «این وکیل دادگستری، پس از قتل مهسا امینی هر روز برای اعتراض به خیابان میرفت.
او به خانوادهی بازداشتشدگان اعتراضات کمک میکرد و وکالت معترضین را میپذیرفت. نیروهای امنیتی چندین بار به او تذکر داده و تهدیدش کرده بودند.»
نهم آذرماه ۱۴۰۱، پس از مدتی بیخبری از نرگس، نزدیکانش او را جلوی در خانهاش در حالیکه بیهوش روی زمین افتاده بود و گوشی و مدارکش همراهش نبود، پیدا کردند.
نیمهشب، پزشکی او را ملاقات کرد، از خانوادهاش خواست بیمارستان را ترک کنند و صبح برای ترخیص نرگس برگردند. چند ساعت بعد به خانواده میگویند که نرگس فوت کرده است.
یادشان گرامی! وکلای آزادهای که کنار مردم ایران ایستادند و در برابر دیکتاتور سر خم نکردند.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#روز_وکیل
#نرگس_خرمی_فرد
@Tavaana_TavaanaTech
نرگس خرمیفرد؛ وکیل دادگستری، در بلوک ۶۲ بهشت زهرای مشهد به خاک سپردهشده است.
اگر چه مدیران وکلای کانون دادگستری خراسان و سمنان درباره نحوه مرگ او اظهار بیاطلاعی کردند، اما مهرانگیز کار، وکیل حقوق بشر پیشتر در حساب اینستاگرام خودخبر از مرگ او داد.
این در حالی است که منابع نزدیک به خانواده نرگس خرمیفرد، گفتهاند: «این وکیل دادگستری، پس از قتل مهسا امینی هر روز برای اعتراض به خیابان میرفت.
او به خانوادهی بازداشتشدگان اعتراضات کمک میکرد و وکالت معترضین را میپذیرفت. نیروهای امنیتی چندین بار به او تذکر داده و تهدیدش کرده بودند.»
نهم آذرماه ۱۴۰۱، پس از مدتی بیخبری از نرگس، نزدیکانش او را جلوی در خانهاش در حالیکه بیهوش روی زمین افتاده بود و گوشی و مدارکش همراهش نبود، پیدا کردند.
نیمهشب، پزشکی او را ملاقات کرد، از خانوادهاش خواست بیمارستان را ترک کنند و صبح برای ترخیص نرگس برگردند. چند ساعت بعد به خانواده میگویند که نرگس فوت کرده است.
یادشان گرامی! وکلای آزادهای که کنار مردم ایران ایستادند و در برابر دیکتاتور سر خم نکردند.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#روز_وکیل
#نرگس_خرمی_فرد
@Tavaana_TavaanaTech
محبت مظفری؛ وکیل دادگستری که در جریان انقلاب زن زندگی آزادی، بازداشت شده بود و پس از آزادی به طور مشکوکی درگذشت
محبت مظفری، وکیل دادگستری و دکترای حقوق، اواخر آبان ۱۴۰۱ با هجوم نیروهای امنیتی همراه با ضربوشتم بازداشت شد. او علاوه بر اینکه وکالت برخی از بازداشتشدگان را بر عهده داشته، در اعتراضات خیابانی نیز شرکت کرده بود.
پس از آزادی از بازداشت، آثار شکنجه در بدن او مشهود بود و به خانواده اعلام کرده بود که در طول مدت بازداشت به او داروهای مختلف داده شده است.
محبت چند روز پس از آزادی، ۱۳ بهمن ۱۴۰۱، در حالی که خواب بود، از بینیاش خون آمده و همانجا جان باخته بود.
#محبت_مظفری
#روز_وکیل
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
محبت مظفری، وکیل دادگستری و دکترای حقوق، اواخر آبان ۱۴۰۱ با هجوم نیروهای امنیتی همراه با ضربوشتم بازداشت شد. او علاوه بر اینکه وکالت برخی از بازداشتشدگان را بر عهده داشته، در اعتراضات خیابانی نیز شرکت کرده بود.
پس از آزادی از بازداشت، آثار شکنجه در بدن او مشهود بود و به خانواده اعلام کرده بود که در طول مدت بازداشت به او داروهای مختلف داده شده است.
محبت چند روز پس از آزادی، ۱۳ بهمن ۱۴۰۱، در حالی که خواب بود، از بینیاش خون آمده و همانجا جان باخته بود.
#محبت_مظفری
#روز_وکیل
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
هنری دیوید ثورو، در کتاب نافرمانی مدنی میگوید:
«تحت حکومتی که حتی یک نفر را ناعادلانه زندانی کند، جای مناسب هر انسان عادلی نیز در زندان است.»
این کتاب که به باور مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ تاثیر مستقیم بر اندیشههای آنان درباره مبارزه بیخشونت داشته است. ثورو (۱۸۶۲- ۱۸۱۷) نویسنده و فیلسوف آمریکایی، طرفدار لغو برده داری و عضو برجسته مکتب تعالی گرایی است که معتقد است اتکا به خویشتن مانعی است در مقابل تاثیرات مخرب سیاست و دین سازمان یافته. در «نافرمانی مدنی» ثورو به طور صریح نهاد برده داری و عملکرد ایالات متحده در جنگ مکزیک و آمریکا را به نقد میکشد با این استدلال که این اعمال، بیعدالتی بنیادین دولتها و حکومت اکثریت را منعکس میکند. به عقیده ثورو افراد در مقابل قوانین ناعادلانه باید سرباز زده و آن چه را که درست میپندارند دنبال کنند تا خود را از فساد نهادینه شده حکومت رها کرده و مانع دوام آن در کشور شوند.
سرباز زدن از قوانین ناعادلانه و آمادگی آگاهانه برای پرداخت هزینه بابت این کار، نافرمانی مدنی است. اگر این مبارزات نبود، بردهداری هنوز ادامه مییافت...
کتاب را به رایگان دانلود کنید!
https://tavaana.org/henry-david-thoreau-civil-disobedience/
#نافرمانی_مدنی #نه_به_حجاب_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«تحت حکومتی که حتی یک نفر را ناعادلانه زندانی کند، جای مناسب هر انسان عادلی نیز در زندان است.»
این کتاب که به باور مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ تاثیر مستقیم بر اندیشههای آنان درباره مبارزه بیخشونت داشته است. ثورو (۱۸۶۲- ۱۸۱۷) نویسنده و فیلسوف آمریکایی، طرفدار لغو برده داری و عضو برجسته مکتب تعالی گرایی است که معتقد است اتکا به خویشتن مانعی است در مقابل تاثیرات مخرب سیاست و دین سازمان یافته. در «نافرمانی مدنی» ثورو به طور صریح نهاد برده داری و عملکرد ایالات متحده در جنگ مکزیک و آمریکا را به نقد میکشد با این استدلال که این اعمال، بیعدالتی بنیادین دولتها و حکومت اکثریت را منعکس میکند. به عقیده ثورو افراد در مقابل قوانین ناعادلانه باید سرباز زده و آن چه را که درست میپندارند دنبال کنند تا خود را از فساد نهادینه شده حکومت رها کرده و مانع دوام آن در کشور شوند.
سرباز زدن از قوانین ناعادلانه و آمادگی آگاهانه برای پرداخت هزینه بابت این کار، نافرمانی مدنی است. اگر این مبارزات نبود، بردهداری هنوز ادامه مییافت...
کتاب را به رایگان دانلود کنید!
https://tavaana.org/henry-david-thoreau-civil-disobedience/
#نافرمانی_مدنی #نه_به_حجاب_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
غرق خون این وطن، کودکان در کفن
در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۳، یوسف شهلیبر، کودک ۵ سالهای از منطقه بلوچستان در ایرانشهر، در پی تیراندازی نیروهای یگان مرصاد سپاه به خودروی یک خانواده، با پنج گلوله زخمی شد. این حادثه در منطقه چاهجمال رخ داد و یوسف همراه با مادر باردارش، مریم شهلیبر، هدف گلوله قرار گرفتند.
متأسفانه، یوسف به دلیل کمبود امکانات پزشکی خود را قبل از عمل از دست داد. مادر او همچنان در بخش مراقبتهای ویژه و در شرایط وخیمی بستری است.
ویدیویی دردناک از شرایط این کودک پیش از درگذشتش منتشر شده است.
این اولین بار نیست که در اثر شلیک بیضابطه نیروهای انتظامی، مردم بیگناه کشته میشوند. این کودک چه از زندگی فهمید جز رنج و درد و محرومیت؟ این مردم چرا باید اسیر دست حکومت کودککش باشند؟
گفته شده به بدن نحیف یوسف، پنج گلوله اصابت کرده، پنج گلوله بابت پنج سال زندگی در جمهوری اسلامی!
#یوسف_شهلی_بر #بلوچستان #نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۳، یوسف شهلیبر، کودک ۵ سالهای از منطقه بلوچستان در ایرانشهر، در پی تیراندازی نیروهای یگان مرصاد سپاه به خودروی یک خانواده، با پنج گلوله زخمی شد. این حادثه در منطقه چاهجمال رخ داد و یوسف همراه با مادر باردارش، مریم شهلیبر، هدف گلوله قرار گرفتند.
متأسفانه، یوسف به دلیل کمبود امکانات پزشکی خود را قبل از عمل از دست داد. مادر او همچنان در بخش مراقبتهای ویژه و در شرایط وخیمی بستری است.
ویدیویی دردناک از شرایط این کودک پیش از درگذشتش منتشر شده است.
این اولین بار نیست که در اثر شلیک بیضابطه نیروهای انتظامی، مردم بیگناه کشته میشوند. این کودک چه از زندگی فهمید جز رنج و درد و محرومیت؟ این مردم چرا باید اسیر دست حکومت کودککش باشند؟
گفته شده به بدن نحیف یوسف، پنج گلوله اصابت کرده، پنج گلوله بابت پنج سال زندگی در جمهوری اسلامی!
#یوسف_شهلی_بر #بلوچستان #نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مریم حسنی، دختر زندانی سیاسی محکوم به اعدام، مهدی حسنی، فایل صوتیای از پدرش منتشر کرده است که او در یک تماس تلفنی از زندان قزلحصار خطاب به دخترش میگوید:
«این رژیم ۴۶ سال است که ثروت کشور را هزینه جنگ افروزی و سرکوب مردم ایران میکند. من اگر اکنون در زندان هستم و محکوم به اعدام شدم به این خاطر است که تحمل ظلمی که به مردم میشود را نداشتم و در برابر ظلم و ستم ایستادم.»
او در ادامه میگوید «مدرکی علیه من ندادند و اجازه ندادند که وکیلم پروندهام را مطالعه کند تا تناقضات پرونده را افشا کند و رسما گفتهاند که اجازه نمیدهند که وکیلم به پرونده دسترسی پیدا کند.»
او در انتها با تاکید بر اینکه آنچه را که برای خانواده خود میخواهد برای همه جوانان میهنم و مردم میخواهد و برای آن میجنگد، میگوید: «آرزویی جز آزادی ایران و خوشبختی شما و مردمم ندارد و تاریخ نشان داده که ظلم و ستم ماندنی نیست و ستمگران در سمت اشتباه تاریخ ایستادهاند و مجبور به فنا هستند.»
لازم به ذکر است، درخواست اعاده دادرسی مهدی حسنی و بهروز احسانی رد شده و آنها در معرض خطر اعدام هستند.
مهدی حسنی نیز که شهریور ۱۴۰۱ بازداشت شده، در بند ۴ زندان اوین محبوس بوده است، از بیماری سیاتیک شدید رنج میبرد. مهدی حسنی تاکنون چندین بار خواستار اعزام به پزشک و دسترسی به خدمات پزشکی و درمانی شده اما این خواسته مورد پذیرش مقامات قضایی و مسئولان زندان اوین قرار نگرفته است.
مهدی حسنی و بهروز احسانی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «بغی، محاربه، افساد فیالارض و اجتماعی و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده و این حکم در دیوان عالی کشور تایید شد. این حکم مورد اعتراض قرار گرفت، ولی اعاده دادرسی مهدی حسنی رد شده است و اینک خطر اعدام بالا رفته است.
#مهدی_حسنی #نه_به_اعدام #بهروز_احسانی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«این رژیم ۴۶ سال است که ثروت کشور را هزینه جنگ افروزی و سرکوب مردم ایران میکند. من اگر اکنون در زندان هستم و محکوم به اعدام شدم به این خاطر است که تحمل ظلمی که به مردم میشود را نداشتم و در برابر ظلم و ستم ایستادم.»
او در ادامه میگوید «مدرکی علیه من ندادند و اجازه ندادند که وکیلم پروندهام را مطالعه کند تا تناقضات پرونده را افشا کند و رسما گفتهاند که اجازه نمیدهند که وکیلم به پرونده دسترسی پیدا کند.»
او در انتها با تاکید بر اینکه آنچه را که برای خانواده خود میخواهد برای همه جوانان میهنم و مردم میخواهد و برای آن میجنگد، میگوید: «آرزویی جز آزادی ایران و خوشبختی شما و مردمم ندارد و تاریخ نشان داده که ظلم و ستم ماندنی نیست و ستمگران در سمت اشتباه تاریخ ایستادهاند و مجبور به فنا هستند.»
لازم به ذکر است، درخواست اعاده دادرسی مهدی حسنی و بهروز احسانی رد شده و آنها در معرض خطر اعدام هستند.
مهدی حسنی نیز که شهریور ۱۴۰۱ بازداشت شده، در بند ۴ زندان اوین محبوس بوده است، از بیماری سیاتیک شدید رنج میبرد. مهدی حسنی تاکنون چندین بار خواستار اعزام به پزشک و دسترسی به خدمات پزشکی و درمانی شده اما این خواسته مورد پذیرش مقامات قضایی و مسئولان زندان اوین قرار نگرفته است.
مهدی حسنی و بهروز احسانی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «بغی، محاربه، افساد فیالارض و اجتماعی و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شده و این حکم در دیوان عالی کشور تایید شد. این حکم مورد اعتراض قرار گرفت، ولی اعاده دادرسی مهدی حسنی رد شده است و اینک خطر اعدام بالا رفته است.
#مهدی_حسنی #نه_به_اعدام #بهروز_احسانی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هانیه حسنی، از بازداشتشدگان شهرک اکباتان در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، در این ویدیو خطاب به مردم ایران، یادآور میشود که جان بچههای اکباتان (که تعدادی از آنها به اعدام محکوم شدهاند و تعدادی دیگر هم ممکن است به اعدام محکوم شوند) در خطر است.
این شهروند مسئولیت اجتماعی خود میداند که در برابر ظلم سکوت نکند.
اگر هر کدام از مردم ایران که دغدغه ایران و آزادی را دارند قدمی برای رهایی بردارند، رسیدن به آزادی دور نخواهد بود.
نگذاریم باز هم جوانانی دیگر اعدام شوند و خانوادههایی داغدار
#میلاد_آرمون
#علیرضا_کفایی
#امیرمحمد_خوش_اقبال
#مهدی_ایمانی
#علیرضا_برمرزپورناک
#نوید_نجاران
#بچه_های_اکباتان
#HelpEkbatanBoys
#EkbatanBoys
#نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این شهروند مسئولیت اجتماعی خود میداند که در برابر ظلم سکوت نکند.
اگر هر کدام از مردم ایران که دغدغه ایران و آزادی را دارند قدمی برای رهایی بردارند، رسیدن به آزادی دور نخواهد بود.
نگذاریم باز هم جوانانی دیگر اعدام شوند و خانوادههایی داغدار
#میلاد_آرمون
#علیرضا_کفایی
#امیرمحمد_خوش_اقبال
#مهدی_ایمانی
#علیرضا_برمرزپورناک
#نوید_نجاران
#بچه_های_اکباتان
#HelpEkbatanBoys
#EkbatanBoys
#نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نامه سکینه پروانه، زندانی سیاسی: وقتی کسی زیر حکم اعدام است نمیپرسیم چه کار کرده بود؟ به جای این سوال برای لغو مجازات اعدام یکصدا میشویم و در کنار خانوادههای محکومان، بدون در نظر گرفتن اتهامشان «نه به اعدام» را فریاد میکنیم.
من سکینه پروانه، زندانی سیاسی که تا کنون حدود هشت سال از عمر خود را در زندانهای مختلف جمهوری اسلامی و با زندانیانی با جرائم مختلف محبوس بودهام، برای شما روایتی دارم از اجرای احکام مرگ و تاثیراتی که میتواند تا سالها بعد حتا بر اطرافیان و آشنایانِ محکوم بر جای بگذارد.
طی این سالها با محکومان به مرگ بسیاری با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی زندگی کردهام که بسیاریشان سربهدار شدند و بسیاری دیگر نیز هنوز در زندان هستند با سایهی مرگ بر سرشان تحمل حبس میکنند.
یک زندانیِ محکوم به مرگ در تمام لحظات با تصور اینکه برای اجرای حکم صدایش بزنند زندگی میکند. هر بار که برای کاری به بیرون از بند صدایش میزنند، طناب دار را بر گردن خود میبیند. اگر دقایقی طولانیتر از حد معمول به بند برگردد، همبندیان تصور میکنند شاید قرار است دیگر برنگردد و برای اجرای حکم منتقل شده باشد.
ما هر روز و هر لحظه با سایهی مرگ بر سرمان زندگی میکردیم. جمهوری اسلامی با برپا کردن چوبههای دار برای مخالفان سیاسی شروع به کار کرد و در سالهای بعد که قدرت را بهطور کامل در دست گرفت، افراد زیادی را با اتهامات غیرسیاسی به اعدام محکوم و سربهدار کرد.
در مرور تاریخچهی جمهوری اسلامی شاهدیم صدها هزار نفر با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی همچون مواد، قتل، سرقت، تجاوز و ... کشته شدند.
اعدام مجازاتیست که حتا برای کسی که واقعا جرمی مرتکب شده است نیز باید متوقف شود. مجازات اعدام هرگز بازدارنده نبود. اما حکومتهایی که دچار فساد هستند و مشروعیتی ندارند، با استفاده از مجازات اعدام و مشروع نشان دادن آن، مخالفان سیاسی خود را نیز به راحتی حذف میکنند.
همانطور که در ایران شاهدیم، سالانه هزاران نفر با اتهامات مختلفِ غیرسیاسی کشته و سربهدار میشوند و این راه را برای کشتن مخالفان سیاسی نیز هموار میکند.
من هماکنون در بند زنان زندان اوین با دو زندانی محکوم به اعدام همبند هستم. وریشه مرادی و پخشان عزیزی که با سناریوسازی رژیم با حکم مرگ مواجه شدهاند.
اخیرا احکام شریفه محمدی، مهدی حسنی و بهروز احسانی نیز در دیوان عالی کشور تایید شد و بسیاری دیگر مثل محمدجواد وفاییثانی هر لحظه در خطر اجرای حکم هستند.
شنیدن این اخبار تکاندهنده باعث شد خاطرات زندگی با زنان محکوم به مرگ در ذهنم مرور شود.
سال گذشته و قبل از انتقال به اوین، یکی از همبندیهایم به نام منیره نوریکیا (زنی حدودا ۳۰ ساله) را بعد از حدود چهار سال تحمل حبس از بند خارج کردند. منیره متهم به قتل بود و «باید» مجازات میشد. اما چرا اعدام؟ یعنی جمهوری اسلامی نمیتواند انسانهایی را که مجرم هستند، بدون آنکه به قتل برساند، محاکمه و مجازات کند!؟
منیره در ماههای آخر زندگی در تلاش بود از خانواده شاکی رضایت بگیرد اما به دلیل تخلفات کوچکی که در زندان داشت از حق تماس محروم بود و نهایتا بدون آنکه بتواند با شاکی پروندهاش تماس بگیرد، سربهدار شد.
محبوبه روشندل نیز هنوز ۳۰ سالش نشده بود که سحرگاه یکی از روزهای شهریور ۱۴۰۲ درحالیکه از ترس زبانش بند آمده بود و گردنش کج و قفل شده بود، کشانکشان از بند یک زندان وکیلآباد مشهد به سمت جایگاه اعدام برده شد.
بعد از رفتن منیره و محبوبه که دو نمونهی اخیر از ده ها تجربه همزیستیام با محکومان به مرگ است، فشارهای زیادی بر همهمان وارد شد که تاثیرات آن هرگز از ذهنمان پاک نشد و آجری دیگر بر دیوار بلند خشم و کینهمان نسبت به حکومتهای جبار که با سرکوب و کشتن انسانها قدرت خود را حفظ میکنند ایجاد شد.
برای لغو مجازات اعدام باید دست به دست هم بدهیم. مهم نیست محکوم به اعدام با چه جرمی و از چه نژاد و ملیتی است. ما باید برای لغو مجازات اعدام در برابر هر حکم مرگی بایستیم. ما باید با هم و یکصدا، در کنار خانوادههای محکومان، بدون در نظر گرفتن جرمشان «نه به اعدام» را فریاد کنیم.
وقتی کسی زیر حکم اعدام است، نمیپرسیم چه کار کرده بود؟ به جای این سوال برای لغو مجازات اعدام یکصدا میشویم.
سکینه پروانه
زندان اوین
اسفند ۱۴۰۳
#سکینه_پروانه #نه_به_اعدام #بیانبه #باری_مدنی_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
من سکینه پروانه، زندانی سیاسی که تا کنون حدود هشت سال از عمر خود را در زندانهای مختلف جمهوری اسلامی و با زندانیانی با جرائم مختلف محبوس بودهام، برای شما روایتی دارم از اجرای احکام مرگ و تاثیراتی که میتواند تا سالها بعد حتا بر اطرافیان و آشنایانِ محکوم بر جای بگذارد.
طی این سالها با محکومان به مرگ بسیاری با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی زندگی کردهام که بسیاریشان سربهدار شدند و بسیاری دیگر نیز هنوز در زندان هستند با سایهی مرگ بر سرشان تحمل حبس میکنند.
یک زندانیِ محکوم به مرگ در تمام لحظات با تصور اینکه برای اجرای حکم صدایش بزنند زندگی میکند. هر بار که برای کاری به بیرون از بند صدایش میزنند، طناب دار را بر گردن خود میبیند. اگر دقایقی طولانیتر از حد معمول به بند برگردد، همبندیان تصور میکنند شاید قرار است دیگر برنگردد و برای اجرای حکم منتقل شده باشد.
ما هر روز و هر لحظه با سایهی مرگ بر سرمان زندگی میکردیم. جمهوری اسلامی با برپا کردن چوبههای دار برای مخالفان سیاسی شروع به کار کرد و در سالهای بعد که قدرت را بهطور کامل در دست گرفت، افراد زیادی را با اتهامات غیرسیاسی به اعدام محکوم و سربهدار کرد.
در مرور تاریخچهی جمهوری اسلامی شاهدیم صدها هزار نفر با اتهامات سیاسی و غیرسیاسی همچون مواد، قتل، سرقت، تجاوز و ... کشته شدند.
اعدام مجازاتیست که حتا برای کسی که واقعا جرمی مرتکب شده است نیز باید متوقف شود. مجازات اعدام هرگز بازدارنده نبود. اما حکومتهایی که دچار فساد هستند و مشروعیتی ندارند، با استفاده از مجازات اعدام و مشروع نشان دادن آن، مخالفان سیاسی خود را نیز به راحتی حذف میکنند.
همانطور که در ایران شاهدیم، سالانه هزاران نفر با اتهامات مختلفِ غیرسیاسی کشته و سربهدار میشوند و این راه را برای کشتن مخالفان سیاسی نیز هموار میکند.
من هماکنون در بند زنان زندان اوین با دو زندانی محکوم به اعدام همبند هستم. وریشه مرادی و پخشان عزیزی که با سناریوسازی رژیم با حکم مرگ مواجه شدهاند.
اخیرا احکام شریفه محمدی، مهدی حسنی و بهروز احسانی نیز در دیوان عالی کشور تایید شد و بسیاری دیگر مثل محمدجواد وفاییثانی هر لحظه در خطر اجرای حکم هستند.
شنیدن این اخبار تکاندهنده باعث شد خاطرات زندگی با زنان محکوم به مرگ در ذهنم مرور شود.
سال گذشته و قبل از انتقال به اوین، یکی از همبندیهایم به نام منیره نوریکیا (زنی حدودا ۳۰ ساله) را بعد از حدود چهار سال تحمل حبس از بند خارج کردند. منیره متهم به قتل بود و «باید» مجازات میشد. اما چرا اعدام؟ یعنی جمهوری اسلامی نمیتواند انسانهایی را که مجرم هستند، بدون آنکه به قتل برساند، محاکمه و مجازات کند!؟
منیره در ماههای آخر زندگی در تلاش بود از خانواده شاکی رضایت بگیرد اما به دلیل تخلفات کوچکی که در زندان داشت از حق تماس محروم بود و نهایتا بدون آنکه بتواند با شاکی پروندهاش تماس بگیرد، سربهدار شد.
محبوبه روشندل نیز هنوز ۳۰ سالش نشده بود که سحرگاه یکی از روزهای شهریور ۱۴۰۲ درحالیکه از ترس زبانش بند آمده بود و گردنش کج و قفل شده بود، کشانکشان از بند یک زندان وکیلآباد مشهد به سمت جایگاه اعدام برده شد.
بعد از رفتن منیره و محبوبه که دو نمونهی اخیر از ده ها تجربه همزیستیام با محکومان به مرگ است، فشارهای زیادی بر همهمان وارد شد که تاثیرات آن هرگز از ذهنمان پاک نشد و آجری دیگر بر دیوار بلند خشم و کینهمان نسبت به حکومتهای جبار که با سرکوب و کشتن انسانها قدرت خود را حفظ میکنند ایجاد شد.
برای لغو مجازات اعدام باید دست به دست هم بدهیم. مهم نیست محکوم به اعدام با چه جرمی و از چه نژاد و ملیتی است. ما باید برای لغو مجازات اعدام در برابر هر حکم مرگی بایستیم. ما باید با هم و یکصدا، در کنار خانوادههای محکومان، بدون در نظر گرفتن جرمشان «نه به اعدام» را فریاد کنیم.
وقتی کسی زیر حکم اعدام است، نمیپرسیم چه کار کرده بود؟ به جای این سوال برای لغو مجازات اعدام یکصدا میشویم.
سکینه پروانه
زندان اوین
اسفند ۱۴۰۳
#سکینه_پروانه #نه_به_اعدام #بیانبه #باری_مدنی_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
چهار تن از روحانیون و مدرسین سطوح عالی و خارج حوزه همراه با صدیقه وسمقی استاد فقه و دین پژوه با صدور بیانیهای، خواستار لغو همه احکام صادره ی اعدام شدند.
متن بیانیه به شرح زیر است:
لغو مجازات اعدام با رویکرد اسلام ھیچگونه منافاتی ندارد.
جزای ھر بدی، مانند ھمان بدی است؛ اما ھر کس گذشت کرده، صلح نماید پاداشش بر عھده خداست. یقینا خدا ستمکاران را دوست ندارد.( شوری/ ۴۰)
قرآن به عنوان معرف و منبع اصلی اسلام، نه تنھا پیروان خود را به انتقام جویی دعوت نمیکند، بلکه ضمن تاکید فراوان بر رعایت عدالت و تناسب مجازات با جرم، بنا بر آیات متعدد از جمله مائده ۴۵/ نحل١٢۶/و شوری ۴٠/ حتی نسبت به کسی که مرتکب جنایت شده نیز عفو و صبر را برتر از انتقام و مجازات میخواند. بر این اساس، بیگمان کسانی را که مرتکب جنایت نشدهاند با ھیچ توجیھی نمیتوان به اعدام محکوم نمود و این گونه اعدامھا جنایت محسوب می شود.
ما تاکید میکنیم که لغو مجازات اعدام با رویکرد اسلام ھیچگونه منافاتی ندارد. متاسفانه در طول دههها افرادی طی دادرسیھای غیرشفاف و به دلایل سیاسی به اعدام محکوم شده و میشوند که چنین احکامی، آن ھم در حکومت دینی ھم موجب التھاب اجتماعی و افزایش خشم عمومی میشود، و ھم موجبات وھن اسلام و روحانیت را فراھم می سازد.
ما، مسئولان قضایی را به عدالت، رعایت حداکثر احتیاط نسبت به جان انسانھا و برگزاری محاکمات شفاف در دادگاهھای صالح و مستقل با حضور قضات عادل و خوشنام دعوت میکنیم و دلسوزانه خواستار لغو ھمه احکام صادر شده اعدام ھستیم. ما امیدواریم که چوبهھای دار از این آب و خاک برچیده شود تا مردم عزیز ایران، دیگر نگران تھدید جان فرزندان خویش توسط دستگاه قضایی نشوند.
8 اسفند 1403
امضا کنندگان:
محمد تقی اکبر نژاد – شهاب الدین حائری شیرازی – عبدالرحیم سلیمانی اردستانی – احمد عابدینی – صدیقه وسمقی
#اعدام #نه_به_اعدام #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چهار تن از روحانیون و مدرسین سطوح عالی و خارج حوزه همراه با صدیقه وسمقی استاد فقه و دین پژوه با صدور بیانیهای، خواستار لغو همه احکام صادره ی اعدام شدند.
متن بیانیه به شرح زیر است:
لغو مجازات اعدام با رویکرد اسلام ھیچگونه منافاتی ندارد.
جزای ھر بدی، مانند ھمان بدی است؛ اما ھر کس گذشت کرده، صلح نماید پاداشش بر عھده خداست. یقینا خدا ستمکاران را دوست ندارد.( شوری/ ۴۰)
قرآن به عنوان معرف و منبع اصلی اسلام، نه تنھا پیروان خود را به انتقام جویی دعوت نمیکند، بلکه ضمن تاکید فراوان بر رعایت عدالت و تناسب مجازات با جرم، بنا بر آیات متعدد از جمله مائده ۴۵/ نحل١٢۶/و شوری ۴٠/ حتی نسبت به کسی که مرتکب جنایت شده نیز عفو و صبر را برتر از انتقام و مجازات میخواند. بر این اساس، بیگمان کسانی را که مرتکب جنایت نشدهاند با ھیچ توجیھی نمیتوان به اعدام محکوم نمود و این گونه اعدامھا جنایت محسوب می شود.
ما تاکید میکنیم که لغو مجازات اعدام با رویکرد اسلام ھیچگونه منافاتی ندارد. متاسفانه در طول دههها افرادی طی دادرسیھای غیرشفاف و به دلایل سیاسی به اعدام محکوم شده و میشوند که چنین احکامی، آن ھم در حکومت دینی ھم موجب التھاب اجتماعی و افزایش خشم عمومی میشود، و ھم موجبات وھن اسلام و روحانیت را فراھم می سازد.
ما، مسئولان قضایی را به عدالت، رعایت حداکثر احتیاط نسبت به جان انسانھا و برگزاری محاکمات شفاف در دادگاهھای صالح و مستقل با حضور قضات عادل و خوشنام دعوت میکنیم و دلسوزانه خواستار لغو ھمه احکام صادر شده اعدام ھستیم. ما امیدواریم که چوبهھای دار از این آب و خاک برچیده شود تا مردم عزیز ایران، دیگر نگران تھدید جان فرزندان خویش توسط دستگاه قضایی نشوند.
8 اسفند 1403
امضا کنندگان:
محمد تقی اکبر نژاد – شهاب الدین حائری شیرازی – عبدالرحیم سلیمانی اردستانی – احمد عابدینی – صدیقه وسمقی
#اعدام #نه_به_اعدام #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402