فراخوان اعتراض به احکام ۳۰ سال زندان علیه پنج معلم سرافراز
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، بیانیهای به شرح زیر منتشر کرد و از هموطنان خواست که آن را امضا کنند:
معلمان آگاه، ملت سرافراز و وجدانهای حق طلب:
🔸در هفتههای اخیر پنج تن از معلمان ایران، هر کدام در دادگاه بدوی به ۶ سال زندان و در مجموع ۳۰ سال زندان محکوم شدهاند.
🔸آقایان #پیروز_نامی، #علی_کروشات، #سیامک_صادقی_چهرازی و خانم #کوکب_بداغی_پگاه از فعالان صنفی استان خوزستان از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب #اهواز و جناب #مسعود_فرهیخته از فعالان صنفی البرز از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب #کرج به این احکام سنگین محکوم شدهاند. آقای مسعود فرهیخته علاوه بر ۶ سال زندان به دو سال ممنوع الخروجی، دو سال محرومیت از حضور در گروهها و دستجات و دو سال محرومیت تردد در استانهای تهران و البرز و قزوین و کردستان و لرستان نیز محکوم شده است.
🔸این حجم از هزینه صرفاً بابت فعالیتهای صنفی و در رأس آن آموزش رایگان که خیر عمومی در آن است، نه تنها ظلم به این کنشگران صنفی و خانوادههای آنهاست، بلکه نشانه خطرناکی است که صادر کنندگان این احکام، درکی و محاسبهای از نتایج هولناک آن نداشته و ندارند. صدور این احکام، نشانه گرفتن معنای راستین معلمی و توهین به شعور، آگاهی و بیداری جامعه است.
🔸ما امضا کنندگان این متن، ضمن حمایت قاطع از آقایان پیروز نامی، علی کروشات، سیامک صادقی چهرازی و خانم کوکب بداغی پگاه (فعالان صنفی خوزستان) و مسعود فرهیخته (فعال صنفی البرز) خواهان نقض کامل این احکام و تبرئه معلمان نامبرده در دادگاه تجدید نظر هستیم.
📎برای امضای این فراخوان به لینک فرم نگار وارد شوید و نام و نام خانوادگی خود را پائین صفحه وارد کنید و سپس بر گزینهی ارسال یا ارائه در انتهای صفحه کلیک کنید.
https://forms.gle/cw69d3ZxJ7g58xki9
#بیانیه #معلم #معلمان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، بیانیهای به شرح زیر منتشر کرد و از هموطنان خواست که آن را امضا کنند:
معلمان آگاه، ملت سرافراز و وجدانهای حق طلب:
🔸در هفتههای اخیر پنج تن از معلمان ایران، هر کدام در دادگاه بدوی به ۶ سال زندان و در مجموع ۳۰ سال زندان محکوم شدهاند.
🔸آقایان #پیروز_نامی، #علی_کروشات، #سیامک_صادقی_چهرازی و خانم #کوکب_بداغی_پگاه از فعالان صنفی استان خوزستان از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب #اهواز و جناب #مسعود_فرهیخته از فعالان صنفی البرز از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب #کرج به این احکام سنگین محکوم شدهاند. آقای مسعود فرهیخته علاوه بر ۶ سال زندان به دو سال ممنوع الخروجی، دو سال محرومیت از حضور در گروهها و دستجات و دو سال محرومیت تردد در استانهای تهران و البرز و قزوین و کردستان و لرستان نیز محکوم شده است.
🔸این حجم از هزینه صرفاً بابت فعالیتهای صنفی و در رأس آن آموزش رایگان که خیر عمومی در آن است، نه تنها ظلم به این کنشگران صنفی و خانوادههای آنهاست، بلکه نشانه خطرناکی است که صادر کنندگان این احکام، درکی و محاسبهای از نتایج هولناک آن نداشته و ندارند. صدور این احکام، نشانه گرفتن معنای راستین معلمی و توهین به شعور، آگاهی و بیداری جامعه است.
🔸ما امضا کنندگان این متن، ضمن حمایت قاطع از آقایان پیروز نامی، علی کروشات، سیامک صادقی چهرازی و خانم کوکب بداغی پگاه (فعالان صنفی خوزستان) و مسعود فرهیخته (فعال صنفی البرز) خواهان نقض کامل این احکام و تبرئه معلمان نامبرده در دادگاه تجدید نظر هستیم.
📎برای امضای این فراخوان به لینک فرم نگار وارد شوید و نام و نام خانوادگی خود را پائین صفحه وارد کنید و سپس بر گزینهی ارسال یا ارائه در انتهای صفحه کلیک کنید.
https://forms.gle/cw69d3ZxJ7g58xki9
#بیانیه #معلم #معلمان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت محمد داوری، زندانی سیاسی از عادلآباد: شکنجه، تهدید و بیعدالتی در حکومت خامنهای
محمد داوری، زندانی سیاسی در زندان عادلآباد شیراز، در نامهای به علی خامنهای، وی را مسئول شکنجهها، آزارها و تخریب زندگی خود و خانوادهاش میداند. او روایت میکند که چگونه با فریب، شکنجه و تهدید جنسی مواجه شده، از حقوق اولیه محروم گشته و حتی پس از شکایت، سیستم قضایی شکنجهگران را تبرئه کرده است. او از فشارهای امنیتی بر خانوادهاش، از جمله تهدیدات علیه پدر بیمارش که منجر به سکته و مرگ او شد، پرده برمیدارد.
متن کامل نامه به شرح زیر است:
سیدعلی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی
محمد داوری هستم و این نامه را از زندان عادل آباد شیراز خطاب به شما مینویسم و از این جهت شما را مخاطب قرار دادهام زیرا به جرم توهین به شما در زندانم، ازینرو شما را مسئول تمامی رنج و مشقتهایی میدانم که در طی این مدت خود و خانوادهام متحمل شدهایم.
در تاریخ دوم دی ماه من را با فریب از بند خارج میکنند؛ در بدو خروج ناگهان ماموران وزارت اطلاعات را میبینم آنها بدون نشان دادن احضاریه و بیان علت احضار و داشتن غرض قبلی من را جهت انتقال سوار خودروی ون میکنند. در بدو نشستن با زدن دستبند از پشت و پابند آنهم به صورتی که از شدت سفت بسته شدن دستها و پاهایم دچار بیحسی و کبودی میشوند؛ سفت بسته شدنی که پس از گذشت بیش از ۵۰ روز آثار آن هنوز قابل مشاهده است. پس از سوار شدن، خودروی ون تبدیل به اتاق شکنجه متحرکی میشود و ضرب و شتمی که از زندان تا خود بازداشتگاه پلاک ۱۰۰ ادامه مییابد.
سخنان شما در مدت اخیر و تاکید بر برخورد با مخلان امنیت روانی جامعه را شنیدم اما وقتی هنوز یک ماه از مرگ پدرم نگذشته من را در چنین شرایطی از زندان میربایند تا خانواده داغدارم را که درگیر مقدمات برگزاری مراسم چهلم هستند با قراردادن در بیخبری و بیاطلاعی درگیر استرس و بیتابی دهشتانکی کنند آنهم به گونهای که مادرم بدحال شود و خواهرم دچار شوک روحی گردد و من را به گونهای کتک بزنند که دندهها و سینهام کبود شوند، خون دماغ شوم، پاهایم زخمی و کبود شود، عینکام را بشکنند، توهین و تحقیر کنند و در نهایت مرا با شیشه نوشابه تهدید جنسی کنند که مبادا صدایت دربیاید؛ که چه؟ برای چه؟ آری آنچه بر من گذشت چنان برایم سهمگین بود که تا روزها نتوانستم لب به غذا بزنم؛ ....
ادامه را در سایت توانا بخوانید:
tavaana.org/torture-in-khamenei-prisons-mohammad-davari/
#محمد_داوری #بیانیه #زندان_عادل_آباد_شیراز #بازداشتگاه_پلاک_صد_شیراز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محمد داوری، زندانی سیاسی در زندان عادلآباد شیراز، در نامهای به علی خامنهای، وی را مسئول شکنجهها، آزارها و تخریب زندگی خود و خانوادهاش میداند. او روایت میکند که چگونه با فریب، شکنجه و تهدید جنسی مواجه شده، از حقوق اولیه محروم گشته و حتی پس از شکایت، سیستم قضایی شکنجهگران را تبرئه کرده است. او از فشارهای امنیتی بر خانوادهاش، از جمله تهدیدات علیه پدر بیمارش که منجر به سکته و مرگ او شد، پرده برمیدارد.
متن کامل نامه به شرح زیر است:
سیدعلی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی
محمد داوری هستم و این نامه را از زندان عادل آباد شیراز خطاب به شما مینویسم و از این جهت شما را مخاطب قرار دادهام زیرا به جرم توهین به شما در زندانم، ازینرو شما را مسئول تمامی رنج و مشقتهایی میدانم که در طی این مدت خود و خانوادهام متحمل شدهایم.
در تاریخ دوم دی ماه من را با فریب از بند خارج میکنند؛ در بدو خروج ناگهان ماموران وزارت اطلاعات را میبینم آنها بدون نشان دادن احضاریه و بیان علت احضار و داشتن غرض قبلی من را جهت انتقال سوار خودروی ون میکنند. در بدو نشستن با زدن دستبند از پشت و پابند آنهم به صورتی که از شدت سفت بسته شدن دستها و پاهایم دچار بیحسی و کبودی میشوند؛ سفت بسته شدنی که پس از گذشت بیش از ۵۰ روز آثار آن هنوز قابل مشاهده است. پس از سوار شدن، خودروی ون تبدیل به اتاق شکنجه متحرکی میشود و ضرب و شتمی که از زندان تا خود بازداشتگاه پلاک ۱۰۰ ادامه مییابد.
سخنان شما در مدت اخیر و تاکید بر برخورد با مخلان امنیت روانی جامعه را شنیدم اما وقتی هنوز یک ماه از مرگ پدرم نگذشته من را در چنین شرایطی از زندان میربایند تا خانواده داغدارم را که درگیر مقدمات برگزاری مراسم چهلم هستند با قراردادن در بیخبری و بیاطلاعی درگیر استرس و بیتابی دهشتانکی کنند آنهم به گونهای که مادرم بدحال شود و خواهرم دچار شوک روحی گردد و من را به گونهای کتک بزنند که دندهها و سینهام کبود شوند، خون دماغ شوم، پاهایم زخمی و کبود شود، عینکام را بشکنند، توهین و تحقیر کنند و در نهایت مرا با شیشه نوشابه تهدید جنسی کنند که مبادا صدایت دربیاید؛ که چه؟ برای چه؟ آری آنچه بر من گذشت چنان برایم سهمگین بود که تا روزها نتوانستم لب به غذا بزنم؛ ....
ادامه را در سایت توانا بخوانید:
tavaana.org/torture-in-khamenei-prisons-mohammad-davari/
#محمد_داوری #بیانیه #زندان_عادل_آباد_شیراز #بازداشتگاه_پلاک_صد_شیراز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پنجاه و پنجمین هفته از کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در ۳۵ زندان سراسر کشور
🔸 محکومیت زندانی سیاسی پژمان سلطانی به اعدام و هشدار کارزار نسبت به اجرای حکم اعدام پخشان عزیزی
در روزهایی که حکومت ولایت فقیه بیش از پیش در داخل و خارج منزوی شده است، برای بقای خود به سرکوب و اعدام متوسل شده و این روند را تشدید کرده است. بهگونهای که از ۲۲ بهمن ۱۴۰۲ تاکنون، قریب به ۱۰۲۱ تن را تنها با چوبه دار به قتل رسانده است.
در این میان، پژمان سلطانی، زندانی سیاسی کُرد که در اعتراضات ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، در یک روند دادرسی ناعادلانه، به اتهام قتل یک "مامور بسیجی"، توسط شعبه یک بیدادگاه کیفری ارومیه به اعدام محکوم شده است. در اقدامی ضد انسانی دیگر، اعاده دادرسی پخشان عزیزی، زندانی سیاسی که چند هفته پیش حکم اعدامش توسط دیوان عالی کشور تأیید شده بود، رد شده و اکنون در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارد.
در واکنش به این اقدام، عفو بینالملل و گزارشگر ویژه سازمان ملل، خانم مای ساتو، این حکم ضدبشری را محکوم کردهاند.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام هشدار میدهد که در صورت خارج کردن خانم پخشان عزیزی از بند عمومی برای اجرای حکم، تدابیر و راهکارهای جدیدی را برای مقابله با این حکم غیرانسانی اتخاذ خواهد کرد و از هیچ تلاشی برای جلوگیری از این جنایت فروگذار نخواهد کرد.
ما از همه مردم و فعالان حقوق بشر میخواهیم که به هر شکل ممکن در مقابل اجرای این حکم بایستند. اینبار نباید سوگوار یکی دیگر از عزیزانمان باشیم؛ باید پیش از وقوع جنایت مقاومت کنیم. این یک آزمون جدی برای همه ماست.
از سوی دیگر، شماری از زندانیان سیاسی در بند زنان و بند ۸ زندان اوین، که نسبت به حکم اعدام و انتقال اجباری دو زندانی سیاسی، بهروز احسانی و مهدی حسنی، اعتراض کرده و شعار داده بودند، ممنوعالملاقات شدهاند.
نه به اعدام؛ ایستادگی در برابر ماشین کشتار حکومت
ما، اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام، یکصدا و متحد در ۳۵ زندان سراسر کشور، تمامی احکام اعدام در ایران را قویاً محکوم کرده و با مقاومت و ایستادگی، فریاد "نه به اعدام" سر میدهیم.
ما همچنین به تمامی نهادهای بینالمللی، سازمانهای حقوق بشری و وجدانهای بیدار جهان هشدار میدهیم که در ایران، ماشین کشتار و اعدام نه برای اجرای عدالت، بلکه برای سرکوب جامعه و بقای حکومت به کار گرفته میشود.
هر اعدام، هزینهای است که مردم ایران برای سرپوش گذاشتن بر جنایات این حکومت پرداخت میکنند. از این رو، ما بار دیگر تمام نهادهای مدنی، داخلی و بینالمللی را به یاری میطلبیم و خواهان اقدامی جدی برای متوقف کردن این جنایات هستیم.
اعتصاب غذای زندانیان در ۳۵ زندان سراسر کشور
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳، در پنجاه و پنجمین هفته، در ۳۵ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد:
📍 زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
📍 زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
📍 زندان مرکزی کرج
📍 زندان تهران بزرگ
📍 زندان خورین ورامین
📍 زندان اراک
📍 زندان خرمآباد
📍 زندان اسدآباد اصفهان
📍 زندان دستگرد اصفهان
📍 زندان شیبان اهواز
📍 زندان سپیدار اهواز
📍 زندان نظام شیراز
📍 زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)
📍 زندان برازجان
📍 زندان رامهرمز
📍 زندان بم
📍 زندان کهنوج
📍 زندان طبس
📍 زندان جوین
📍 زندان مشهد
📍 زندان گنبد کاووس
📍 زندان قائمشهر
📍 زندان رشت (بند مردان و زنان)
📍 زندان رودسر
📍 زندان حویق تالش
📍 زندان اردبیل
📍 زندان تبریز
📍 زندان ارومیه
📍 زندان سلماس
📍 زندان خوی
📍 زندان نقده
📍 زندان سقز
📍 زندان بانه
📍 زندان مریوان
📍 زندان کامیاران
هفته پنجاه و پنجم
📆 سهشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳
✊ #کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#بیانیه #نه_به_اعدام #پژمان_سلطان #پخشان_عزیزی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🔸 محکومیت زندانی سیاسی پژمان سلطانی به اعدام و هشدار کارزار نسبت به اجرای حکم اعدام پخشان عزیزی
در روزهایی که حکومت ولایت فقیه بیش از پیش در داخل و خارج منزوی شده است، برای بقای خود به سرکوب و اعدام متوسل شده و این روند را تشدید کرده است. بهگونهای که از ۲۲ بهمن ۱۴۰۲ تاکنون، قریب به ۱۰۲۱ تن را تنها با چوبه دار به قتل رسانده است.
در این میان، پژمان سلطانی، زندانی سیاسی کُرد که در اعتراضات ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، در یک روند دادرسی ناعادلانه، به اتهام قتل یک "مامور بسیجی"، توسط شعبه یک بیدادگاه کیفری ارومیه به اعدام محکوم شده است. در اقدامی ضد انسانی دیگر، اعاده دادرسی پخشان عزیزی، زندانی سیاسی که چند هفته پیش حکم اعدامش توسط دیوان عالی کشور تأیید شده بود، رد شده و اکنون در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارد.
در واکنش به این اقدام، عفو بینالملل و گزارشگر ویژه سازمان ملل، خانم مای ساتو، این حکم ضدبشری را محکوم کردهاند.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام هشدار میدهد که در صورت خارج کردن خانم پخشان عزیزی از بند عمومی برای اجرای حکم، تدابیر و راهکارهای جدیدی را برای مقابله با این حکم غیرانسانی اتخاذ خواهد کرد و از هیچ تلاشی برای جلوگیری از این جنایت فروگذار نخواهد کرد.
ما از همه مردم و فعالان حقوق بشر میخواهیم که به هر شکل ممکن در مقابل اجرای این حکم بایستند. اینبار نباید سوگوار یکی دیگر از عزیزانمان باشیم؛ باید پیش از وقوع جنایت مقاومت کنیم. این یک آزمون جدی برای همه ماست.
از سوی دیگر، شماری از زندانیان سیاسی در بند زنان و بند ۸ زندان اوین، که نسبت به حکم اعدام و انتقال اجباری دو زندانی سیاسی، بهروز احسانی و مهدی حسنی، اعتراض کرده و شعار داده بودند، ممنوعالملاقات شدهاند.
نه به اعدام؛ ایستادگی در برابر ماشین کشتار حکومت
ما، اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام، یکصدا و متحد در ۳۵ زندان سراسر کشور، تمامی احکام اعدام در ایران را قویاً محکوم کرده و با مقاومت و ایستادگی، فریاد "نه به اعدام" سر میدهیم.
ما همچنین به تمامی نهادهای بینالمللی، سازمانهای حقوق بشری و وجدانهای بیدار جهان هشدار میدهیم که در ایران، ماشین کشتار و اعدام نه برای اجرای عدالت، بلکه برای سرکوب جامعه و بقای حکومت به کار گرفته میشود.
هر اعدام، هزینهای است که مردم ایران برای سرپوش گذاشتن بر جنایات این حکومت پرداخت میکنند. از این رو، ما بار دیگر تمام نهادهای مدنی، داخلی و بینالمللی را به یاری میطلبیم و خواهان اقدامی جدی برای متوقف کردن این جنایات هستیم.
اعتصاب غذای زندانیان در ۳۵ زندان سراسر کشور
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳، در پنجاه و پنجمین هفته، در ۳۵ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد:
📍 زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
📍 زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
📍 زندان مرکزی کرج
📍 زندان تهران بزرگ
📍 زندان خورین ورامین
📍 زندان اراک
📍 زندان خرمآباد
📍 زندان اسدآباد اصفهان
📍 زندان دستگرد اصفهان
📍 زندان شیبان اهواز
📍 زندان سپیدار اهواز
📍 زندان نظام شیراز
📍 زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)
📍 زندان برازجان
📍 زندان رامهرمز
📍 زندان بم
📍 زندان کهنوج
📍 زندان طبس
📍 زندان جوین
📍 زندان مشهد
📍 زندان گنبد کاووس
📍 زندان قائمشهر
📍 زندان رشت (بند مردان و زنان)
📍 زندان رودسر
📍 زندان حویق تالش
📍 زندان اردبیل
📍 زندان تبریز
📍 زندان ارومیه
📍 زندان سلماس
📍 زندان خوی
📍 زندان نقده
📍 زندان سقز
📍 زندان بانه
📍 زندان مریوان
📍 زندان کامیاران
هفته پنجاه و پنجم
📆 سهشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳
✊ #کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#بیانیه #نه_به_اعدام #پژمان_سلطان #پخشان_عزیزی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زندانی سیاسی محکوم به اعدام منوچهر فلاح در سالگرد شانزده سالگی تنها دخترش نامهای به او نوشت و برای فرزندش درباره زندان رفتن و حکم اعدامش را توضیح میدهد.
زندانی سیاسی منوچهر فلاح در بخشی از نامه خود به دخترش مینویسد:
«در آستانهی تولدت قاضی محمد علی درویش گفتار حکم اعدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام. فقر و بی عدالتی آموزگاران من بودهاند و اکنون که این آگاهی در وجودم ریشه دوانده است سکوت در برابر آن را گناهی نابخشودنی میدانم.»
منوچهر فلاح در بهمنماه ۱۴۰۳، توسط شعبه دو دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی درویشگفتار (پسر) به اتهام «محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی» صادر شد.
متن نامه زندانی سیاسی منوچهر فلاح به دختر ۱۶ سالهاش عسل را در زیر بخوانید:
«عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
عسل عزیزم
روزی که برای نخستین بار چشمانت را گشودی گویی جهان برای من روشن تر شد.
نخستین گریههایت لبخندهای کودکانهات آن لحظه که زبان گشودی و «بابا» گفتی نخستین قدمهایت و حتی زمین خوردنهایت همه و همه برای من معنای زندگی شدند. دیدن تو در هر لحظه امید و عشق را در دلم زنده میکرد.
اکنون شانزده ساله شدهای بزرگ شدهای و در آستانهی ورود به دنیای تازهای ایستادهای در حالی که سرزمینمان در زمستانی سخت و تاریک فرو رفته است. و من اینجا در زندان لاکان از پس میلههای سرد چشم انتظار تو هستم. دختر عزیزم
شاید بارها این پرسش در ذهنت نقش بسته باشد که چرا پدر من؟ مگر او چه کرده که باید در زندان باشد؟
عسل جان مرا به جرمی که مرتکب نشدهام در بند کردهاند من نه حقی را پایمال کردهام نه ثروتی را غارت نه نانی را از سفرهی مردم برداشتهام. نه دکل نفتی دزدیدهام نه بر کرسی قضاوتی نشستهام که حکمهای ناعادلانه صادر کنم. تنها گناه من این بوده که به فقر نابرابری و بی عدالتی اعتراض کردهام که نخواستهام در برابر این همه ستم خاموش بمانم اما در این مسیر نه آسیبی به کسی رساندهام و نه خشونتی به کار گرفتهام.
و حالا در آستانهی تولدت قاضی محمدعلی درویشگفتار حکم اعدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام. فقر و بی عدالتی آموزگاران من بوده اند و اکنون که این آگاهی در وجودم ریشه دوانده است سکوت در برابر آن را گناهی نابخشودنی میدانم.
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
دختر یگانهام عسل شیرینم تولدت مبارک
۲۰ بهمن ۱۴۰۳»
#منوچهر_فلاح #بیانیه #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زندانی سیاسی منوچهر فلاح در بخشی از نامه خود به دخترش مینویسد:
«در آستانهی تولدت قاضی محمد علی درویش گفتار حکم اعدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام. فقر و بی عدالتی آموزگاران من بودهاند و اکنون که این آگاهی در وجودم ریشه دوانده است سکوت در برابر آن را گناهی نابخشودنی میدانم.»
منوچهر فلاح در بهمنماه ۱۴۰۳، توسط شعبه دو دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی درویشگفتار (پسر) به اتهام «محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی» صادر شد.
متن نامه زندانی سیاسی منوچهر فلاح به دختر ۱۶ سالهاش عسل را در زیر بخوانید:
«عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
عسل عزیزم
روزی که برای نخستین بار چشمانت را گشودی گویی جهان برای من روشن تر شد.
نخستین گریههایت لبخندهای کودکانهات آن لحظه که زبان گشودی و «بابا» گفتی نخستین قدمهایت و حتی زمین خوردنهایت همه و همه برای من معنای زندگی شدند. دیدن تو در هر لحظه امید و عشق را در دلم زنده میکرد.
اکنون شانزده ساله شدهای بزرگ شدهای و در آستانهی ورود به دنیای تازهای ایستادهای در حالی که سرزمینمان در زمستانی سخت و تاریک فرو رفته است. و من اینجا در زندان لاکان از پس میلههای سرد چشم انتظار تو هستم. دختر عزیزم
شاید بارها این پرسش در ذهنت نقش بسته باشد که چرا پدر من؟ مگر او چه کرده که باید در زندان باشد؟
عسل جان مرا به جرمی که مرتکب نشدهام در بند کردهاند من نه حقی را پایمال کردهام نه ثروتی را غارت نه نانی را از سفرهی مردم برداشتهام. نه دکل نفتی دزدیدهام نه بر کرسی قضاوتی نشستهام که حکمهای ناعادلانه صادر کنم. تنها گناه من این بوده که به فقر نابرابری و بی عدالتی اعتراض کردهام که نخواستهام در برابر این همه ستم خاموش بمانم اما در این مسیر نه آسیبی به کسی رساندهام و نه خشونتی به کار گرفتهام.
و حالا در آستانهی تولدت قاضی محمدعلی درویشگفتار حکم اعدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام. فقر و بی عدالتی آموزگاران من بوده اند و اکنون که این آگاهی در وجودم ریشه دوانده است سکوت در برابر آن را گناهی نابخشودنی میدانم.
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
دختر یگانهام عسل شیرینم تولدت مبارک
۲۰ بهمن ۱۴۰۳»
#منوچهر_فلاح #بیانیه #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ایران، سرزمین رؤیاها
و فقر، گرانی و بیسرپناهی مردم
من، محمد ترکمانی، زندانی سیاسی سابق، صدای اعتراض خود را از بیمارستان قلب و عروق، در بستر بیماری، به گوش مردم دردمند و ستمدیده میرسانم.
تاریخ: ۲۵/۱۱/۱۴۰۳
از بینات خمینی:
دلخوش نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم.
این در حالی است که خمینی پیش از روی کار آمدن، وعده نان و آب مجانی میداد.
باید از بنبست مسکن و نابودی اقتصادی نوشت؛ از اقتصادی که خمینی آن را "مال خر" دانست. باید از مستأجری نوشت که تا دیروز سرپناهی برای خانوادهاش میتوانست تهیه کند، اما امروز دیگر از تهیه آن عاجز است.
بحران فقر و بیسرپناهی کار را به جایی رسانده که بسیاری از مردم، قید مسکن را زده و به سرپناههای عهد بادنشین روی آوردهاند. مردم دیگر توان تهیه مواد غذایی و پرداخت اجاره خانه را ندارند.
بیش از ۸۰ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند، در حالی که ایران یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است! اما مردمانش در فقر، گرسنگی و اغما به سر میبرند.
در این سرزمین رؤیایی! ثروتمندان، ثروتمندتر شدهاند و فقرا، فقیرتر. سیستم خامنهای کاملاً در خدمت ثروتمندان است؛ ۷۰ درصد سپردههای بانکی در اختیار تنها ۲.۵ درصد جامعه است.
حکومت جمهوری اسلامی با بیخردی تمام اجازه نمیدهد مردم در رفاه باشند. قیمت برخی از مواد غذایی ۳۰۰ درصد افزایش یافته است. این وضعیت، نتیجه غارت سیستماتیک و اختلاسهای میلیاردی سپاه و حافظان سپاه است؛ نظامی که از سفره مردم میدزدد و آن را در سرکوب مردم، اعتراضات و جنگافروزی در منطقه هزینه میکند.
هزینههایی که مردم ایران را به خیابانها کشانده است، با مشتهای گرهکرده و گلوی پُر از فریاد:
"لبنان، فلسطین را رها کن، فکری به حال مردم کن!"
"مرگ بر دیکتاتور!"
هموطن دردمند و ستمدیده،
تا کی سکوت و بیتفاوتی؟
آیا فرزندان شما به آیندهای بهتر نیاز ندارند؟ آیا تاکنون اندیشیدهاید نقش شما در آینده فرزندانتان چیست؟ یا فقط زاد و ولد را میشناسید؟
جوانان عزیز!
امروز، همان روزی است که ایران بیش از هر زمان، به نیروی جوانان خود نیاز دارد.
پدران و مادران، پدربزرگها و مادربزرگها!
امروز، روزی است که باید به جوانان نازنین بپیوندید.
جوانان نازنین،
بدانید که کسی پشتتان را نخواهد خاراند، جز ناخن انگشت خودتان.
به انتظار هیچکس نباشید!
بدانید که هیچکس به فکر شما نیست!
تنها راه نجات ما، سرنگونی حکومت دیکتاتوری است.
#پاینده_ایران_آزاد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#محمد_ترکمانی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
و فقر، گرانی و بیسرپناهی مردم
من، محمد ترکمانی، زندانی سیاسی سابق، صدای اعتراض خود را از بیمارستان قلب و عروق، در بستر بیماری، به گوش مردم دردمند و ستمدیده میرسانم.
تاریخ: ۲۵/۱۱/۱۴۰۳
از بینات خمینی:
دلخوش نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم.
این در حالی است که خمینی پیش از روی کار آمدن، وعده نان و آب مجانی میداد.
باید از بنبست مسکن و نابودی اقتصادی نوشت؛ از اقتصادی که خمینی آن را "مال خر" دانست. باید از مستأجری نوشت که تا دیروز سرپناهی برای خانوادهاش میتوانست تهیه کند، اما امروز دیگر از تهیه آن عاجز است.
بحران فقر و بیسرپناهی کار را به جایی رسانده که بسیاری از مردم، قید مسکن را زده و به سرپناههای عهد بادنشین روی آوردهاند. مردم دیگر توان تهیه مواد غذایی و پرداخت اجاره خانه را ندارند.
بیش از ۸۰ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند، در حالی که ایران یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است! اما مردمانش در فقر، گرسنگی و اغما به سر میبرند.
در این سرزمین رؤیایی! ثروتمندان، ثروتمندتر شدهاند و فقرا، فقیرتر. سیستم خامنهای کاملاً در خدمت ثروتمندان است؛ ۷۰ درصد سپردههای بانکی در اختیار تنها ۲.۵ درصد جامعه است.
حکومت جمهوری اسلامی با بیخردی تمام اجازه نمیدهد مردم در رفاه باشند. قیمت برخی از مواد غذایی ۳۰۰ درصد افزایش یافته است. این وضعیت، نتیجه غارت سیستماتیک و اختلاسهای میلیاردی سپاه و حافظان سپاه است؛ نظامی که از سفره مردم میدزدد و آن را در سرکوب مردم، اعتراضات و جنگافروزی در منطقه هزینه میکند.
هزینههایی که مردم ایران را به خیابانها کشانده است، با مشتهای گرهکرده و گلوی پُر از فریاد:
"لبنان، فلسطین را رها کن، فکری به حال مردم کن!"
"مرگ بر دیکتاتور!"
هموطن دردمند و ستمدیده،
تا کی سکوت و بیتفاوتی؟
آیا فرزندان شما به آیندهای بهتر نیاز ندارند؟ آیا تاکنون اندیشیدهاید نقش شما در آینده فرزندانتان چیست؟ یا فقط زاد و ولد را میشناسید؟
جوانان عزیز!
امروز، همان روزی است که ایران بیش از هر زمان، به نیروی جوانان خود نیاز دارد.
پدران و مادران، پدربزرگها و مادربزرگها!
امروز، روزی است که باید به جوانان نازنین بپیوندید.
جوانان نازنین،
بدانید که کسی پشتتان را نخواهد خاراند، جز ناخن انگشت خودتان.
به انتظار هیچکس نباشید!
بدانید که هیچکس به فکر شما نیست!
تنها راه نجات ما، سرنگونی حکومت دیکتاتوری است.
#پاینده_ایران_آزاد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#محمد_ترکمانی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجتبی مقیسه (از زندانیان سیاسی سابق سبزوار در خیزش ۱۴۰۱) در تاریخ ۱۱ دیماه ۱۴۰۳ پس از احضاریه توسط دادسرا، به اتهامات
توهین به مقدسات و فعالیت تبلیغی علیه نظام دوباره بازداشت شد و بعد از ۴۵ روز بلاتکلیفی در زندان سبزوار تا کنون برای او دادگاهی تشکیل نشده است.
او در این فایل صوتی، ضمن اطلاع دادن از بلاتکلیفی خود، میگوید «ما مجرم نیستیم، مجرم کسانی هستند که با اختلاسهای میلیاردی سرمایه کشور را به غارت بردند ...»
#مجتبی_مقیسه #سبزوار #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
توهین به مقدسات و فعالیت تبلیغی علیه نظام دوباره بازداشت شد و بعد از ۴۵ روز بلاتکلیفی در زندان سبزوار تا کنون برای او دادگاهی تشکیل نشده است.
او در این فایل صوتی، ضمن اطلاع دادن از بلاتکلیفی خود، میگوید «ما مجرم نیستیم، مجرم کسانی هستند که با اختلاسهای میلیاردی سرمایه کشور را به غارت بردند ...»
#مجتبی_مقیسه #سبزوار #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📣 قرائت بیانیه دانشجویان کوی دانشگاه تهران در اعتراض خفقان سیاسی و امنیتی در دانشگاهها
🔖 حدود ۱۰۰۰ دانشجویان کوی دانشگاه تهران که در اعتراض به قتل همدانشگاهی خود امیرمحمد خالقی، روز جمعه ۲۶ بهمنماه تجمع اعتراضی برگزار کردند، بیانیهای خوانده و اعلام کردند که در ایران امنیت جانی ندارند.
🔴 در این بیانیه آمده که «اگر کشف حجابی صورت میگرفت، چهها که نمیکردید. آنچه اهمیت ندارد، جان فرزندان ایران است.»
#امیرمحمد_خالقی #دانشگاه #دانشجو #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🔖 حدود ۱۰۰۰ دانشجویان کوی دانشگاه تهران که در اعتراض به قتل همدانشگاهی خود امیرمحمد خالقی، روز جمعه ۲۶ بهمنماه تجمع اعتراضی برگزار کردند، بیانیهای خوانده و اعلام کردند که در ایران امنیت جانی ندارند.
🔴 در این بیانیه آمده که «اگر کشف حجابی صورت میگرفت، چهها که نمیکردید. آنچه اهمیت ندارد، جان فرزندان ایران است.»
#امیرمحمد_خالقی #دانشگاه #دانشجو #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خبر اقدام به خودکشی مادر دادخواه جاویدنام در زندان زنجان، واکنشها و تاثر زیادی برانگیخته است.
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی گفت:
«خانواده زندهیاد پویا بختیاری خبر دادهاند که مادر دلیر آن جاویدنام، بانو ناهید شیرپیشه در زندان جمهوری اسلامی اقدام به خودکشی کرده است.
ننگ و شرم بر این رژیم ضدایرانی که مادری داغدیده و خانوادهای دادخواه را اینگونه تحت فشار قرار داده؛ جان فرزند میهنپرست را ستانده و پدر و مادر او را به بند ضحاکی افکنده است.
مسئولیت سلامت و امنیت بانو شیرپیشه بر عهده رژیم جمهوری اسلامی و شخص علی خامنهای است. اما این به معنای عدم مسئولیت شخصی کارمندان دستگاههای امنیتی و قضایی نیست. به ملت ایران بپیوندید و بیش از این سرنوشت خود را به رژیمی که در سراشیبی سقوط است پیوند نزنید.»
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، نیز در بیانیهای نوشت:
«خبر تکان دهنده خودکشی ناهید شیرپیشه در زندان زنجان، تلنگری بر وجدان انسانهاست. خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط ناهید شیرپیشه، مادر پویا بختیاری هستم. نگهداری ناهید شیرپیشه در زندان زنجان بدون در نظر گرفتن طبقه بندی و تفکیک جرائم، بی اعتنایی به وضعیت جسمی و روحی او ، اعمال فشارهای روحی و روانی و محدودیت های مضاعف بر او مصداق شکنجه و بدرفتاری با زندانی است. ناهید شیر پیشه دادخواه است و جای دادخواه زندان نیست. نرگس محمدی ۲۸ بهمن ۱۴۰۳»
#ناهید_شیرپیشه #پویا_بختیاری #منوچهر_بختیاری #دادخواهی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی گفت:
«خانواده زندهیاد پویا بختیاری خبر دادهاند که مادر دلیر آن جاویدنام، بانو ناهید شیرپیشه در زندان جمهوری اسلامی اقدام به خودکشی کرده است.
ننگ و شرم بر این رژیم ضدایرانی که مادری داغدیده و خانوادهای دادخواه را اینگونه تحت فشار قرار داده؛ جان فرزند میهنپرست را ستانده و پدر و مادر او را به بند ضحاکی افکنده است.
مسئولیت سلامت و امنیت بانو شیرپیشه بر عهده رژیم جمهوری اسلامی و شخص علی خامنهای است. اما این به معنای عدم مسئولیت شخصی کارمندان دستگاههای امنیتی و قضایی نیست. به ملت ایران بپیوندید و بیش از این سرنوشت خود را به رژیمی که در سراشیبی سقوط است پیوند نزنید.»
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، نیز در بیانیهای نوشت:
«خبر تکان دهنده خودکشی ناهید شیرپیشه در زندان زنجان، تلنگری بر وجدان انسانهاست. خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط ناهید شیرپیشه، مادر پویا بختیاری هستم. نگهداری ناهید شیرپیشه در زندان زنجان بدون در نظر گرفتن طبقه بندی و تفکیک جرائم، بی اعتنایی به وضعیت جسمی و روحی او ، اعمال فشارهای روحی و روانی و محدودیت های مضاعف بر او مصداق شکنجه و بدرفتاری با زندانی است. ناهید شیر پیشه دادخواه است و جای دادخواه زندان نیست. نرگس محمدی ۲۸ بهمن ۱۴۰۳»
#ناهید_شیرپیشه #پویا_بختیاری #منوچهر_بختیاری #دادخواهی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روایتی از اعتراف به جنایت آبان خونین در بازجوییها؛
احمدرضا حائری:این نواختن سمفونی وحشتناک اعدام در زندانها دیگر اثر ندارد
زمان در زندان کش میآید، اما وقتی همبندیات که حکم اعدام در پروندهاش نوشتهاند را، صدا میزنند زیر هشت، زمان برایت متوقف میشود! دو روز پیش بود، قصد خوابی عصرگاهی را داشتم، چشمانم گرم شده بود که ناگهان شنیدن صدایی غریبه از سر سالن، چون برق سهفازی شد که بدنم را خشک کرد، فقط شنیدم: «مهدی حسنی را افسر نگهبانی زیر هشت خواستهاند» ضربان قلبم تند شد و نفهمیدم چطور در لحظه خودم را به سر سالن رساندم، مهدی آنجا بود و من چنان روح و روانم زیر آوار افکار طناب و چوبهدار سنگینی میکرد که فقط توانستم مطمئن شوم مهدی نرود زیر هشت و اول دو تن از همبندیها رفتند تا بپرسند موضوع چیست؟ افسر نگهبان هم کیسه لباسها و وسائل مهدی را نشان داده و گفته بود فقط خواستیم بیاید برگه تحویل را امضا کند و این وسایلش را که از اوین آمده تحویل بگیرد.» تا رفقا برگشتند و با مهدی رفتند و همراه وسایل برگشتند؛ زمان برای من به کندی گذشت، گویی که روی سیاره دیگری هستم! سه دقیقه برایم شد سه روز!
الان برای خواهرانم در بند زنان اوین با هر بار صدا زدن پخشان و وریشه این اتفاق میافتد، اول زمان برایشان متوقف میشود و بعد تا پخشان و وریشه به بند برگردند، روانشان زیر خروارها فکرهای منفی درباره «طناب و چوبه دار» تا آستانه متلاشی شدن پیش میرود. برای شریفه محمدی و منوچهر فلاح و همبندیهایشان در زندان لاکان رشت، برای هموطنان عرب در زندان شیبان یا برای عیدو شهبخش یا سلیمان شهبخش و... در واحد دو قزلحصار، برای همه ما در چهار گوشه ایران «هر روز سمفونی وحشتناک اعدام را مینوازید»
غافل از اینکه دیگر اثر ندارد این ارعاب و اعدام، ما زخمی میشویم اما نمیشکنیم.
به خدا روزی را میبینیم که در چشمانتان پشیمانی موج میزند از اینکه یک ملت را به زور اسلحه، انفرادی، زندان و اعدام به گروگان گرفتید. روزی که میترسم امثال ما نتوانیم عدالت انتقالی را تضمین کنیم, از فرط ستمی که روا داشتهاید بر این مردم!
فکر میکنید این مردم خبر خودکشی ناهید شیربیشه را میشنوند، چه میزان بر حجم خشم و عصبانیتشان افزوده میشود؟ فکر میکنید مادری را تنها به جرم دادخواهی زندانی و با انفرادی شکنجه کنید، اگر خودکشی کند، مردم از شنیدن خبرش چه حالی میشوند!؟
با خبر خودکشی ناهید یاد روزهای بازجویی در بند یک الف سپاه میافتم، من روی صندلی رو به دیوار، سربازجوی سازمان اطلاعات سپاه از پشت سر مدام دو مصاحبهام با بیبیسی و اینترنشنال را پخش میکرد که درباره بیانیهای بود که با دوستان در داخل کشور درباره هشدار نسبت به سرکوب مردم در اعتراضات بهار ۱۴۰۱ داده بودیم؛ و آنجا که میگفتم:« ما بر اساس تجربه آبان نگران هستیم نیروهای امنیتی بار دیگر از اسلحه جنگی برای سرکوب اعتراضات آرام مردم استفاده کنند.» همانجا پخش مصاحبه را قطع و با غیض میپرسید:« آقای حائری چرا با اطمینان گفتید ما از اسلحه جنگی استفاده میکنیم» پاسخش دادم:« چون آبان ۹۸ را دیده بودیم.که دست اراذل اسلحه دادید و بیهدف رگبار گرفتند و صدها مثل پویا بختیاری و ابراهیم کتابدار را کشتند» دستپاچه پاسخ داد:« آقای حائری میدانستید ما پس از آبان دستور دادیم اسلحهخانههای پایگاههای بسیج را پلمپ کنند!؟» و من خونسرد پاسخ دادم:« به فرض صحت به ما که ابلاغ نکرده بودید! گمان ما این بود باز به دست اراذل کلاش جنگی میدهید.»
آن روز اولین بار بود که اعتراف رسمی را میشنیدم از جنایت در آبان خونین ۹۸ از سوی یک نیروی دستاندرکار!
الان که اخبار را تحلیل میکنم و میبینم اینها حتی از تجمع کهنهسربازان جنگ هشتساله و خانواده شهدا برای پایان یافتن حصر رهبران جنبش سبز به دستور کینتوزانه «آن دیگری»؛ چنان هراسی دارند که مرکز شهر را به حالت حکومت نظامی درآورده و صدها تن را بازداشت میکنند، چنین بزدلانیکه دائم در حال جستجوی جرقه یا شعلهای هستند که در جائی درگیرد و سریع بروند به هر قیمتی خاموشش کنند؛ پس با اعتراضات مردم جان به لب رسیده در دهدشت و بازداشتشدگان یا با دانشجویان چگونه رفتار میکنند!؟ جز این است که گردانهای اراذل و اسلحهخانههایی با درهای باز را به کار میگیرند!؟
بار دیگر از سر صدق تأکید میکنم، زندان و اعدام و سرکوب اگر در این کشور مؤثر بود و مردم این سرزمین زیر بار حرف زور میرفتند، الان ما به جای زندان شما در زندان یکی از نوادگان محمدعلیشاه قاجار در حبس بودیم.
اعدام اثر ندارد.
سرکوب اثر ندارد.
حبس و حصر و انفرادی و دادگاه فرمایشی دیگر اثر ندارد.
این درس تاریخ است؛ پیروزی دموکراسی و آزادیخواهی بر استبداد حتمی است.
#احمدرضا_حائری
زندان قزلحصار
۳۰ بهمن ۱۴۰۳
پنجاهوششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
#بیانیه #یاری_مدنی_توانا
احمدرضا حائری:این نواختن سمفونی وحشتناک اعدام در زندانها دیگر اثر ندارد
زمان در زندان کش میآید، اما وقتی همبندیات که حکم اعدام در پروندهاش نوشتهاند را، صدا میزنند زیر هشت، زمان برایت متوقف میشود! دو روز پیش بود، قصد خوابی عصرگاهی را داشتم، چشمانم گرم شده بود که ناگهان شنیدن صدایی غریبه از سر سالن، چون برق سهفازی شد که بدنم را خشک کرد، فقط شنیدم: «مهدی حسنی را افسر نگهبانی زیر هشت خواستهاند» ضربان قلبم تند شد و نفهمیدم چطور در لحظه خودم را به سر سالن رساندم، مهدی آنجا بود و من چنان روح و روانم زیر آوار افکار طناب و چوبهدار سنگینی میکرد که فقط توانستم مطمئن شوم مهدی نرود زیر هشت و اول دو تن از همبندیها رفتند تا بپرسند موضوع چیست؟ افسر نگهبان هم کیسه لباسها و وسائل مهدی را نشان داده و گفته بود فقط خواستیم بیاید برگه تحویل را امضا کند و این وسایلش را که از اوین آمده تحویل بگیرد.» تا رفقا برگشتند و با مهدی رفتند و همراه وسایل برگشتند؛ زمان برای من به کندی گذشت، گویی که روی سیاره دیگری هستم! سه دقیقه برایم شد سه روز!
الان برای خواهرانم در بند زنان اوین با هر بار صدا زدن پخشان و وریشه این اتفاق میافتد، اول زمان برایشان متوقف میشود و بعد تا پخشان و وریشه به بند برگردند، روانشان زیر خروارها فکرهای منفی درباره «طناب و چوبه دار» تا آستانه متلاشی شدن پیش میرود. برای شریفه محمدی و منوچهر فلاح و همبندیهایشان در زندان لاکان رشت، برای هموطنان عرب در زندان شیبان یا برای عیدو شهبخش یا سلیمان شهبخش و... در واحد دو قزلحصار، برای همه ما در چهار گوشه ایران «هر روز سمفونی وحشتناک اعدام را مینوازید»
غافل از اینکه دیگر اثر ندارد این ارعاب و اعدام، ما زخمی میشویم اما نمیشکنیم.
به خدا روزی را میبینیم که در چشمانتان پشیمانی موج میزند از اینکه یک ملت را به زور اسلحه، انفرادی، زندان و اعدام به گروگان گرفتید. روزی که میترسم امثال ما نتوانیم عدالت انتقالی را تضمین کنیم, از فرط ستمی که روا داشتهاید بر این مردم!
فکر میکنید این مردم خبر خودکشی ناهید شیربیشه را میشنوند، چه میزان بر حجم خشم و عصبانیتشان افزوده میشود؟ فکر میکنید مادری را تنها به جرم دادخواهی زندانی و با انفرادی شکنجه کنید، اگر خودکشی کند، مردم از شنیدن خبرش چه حالی میشوند!؟
با خبر خودکشی ناهید یاد روزهای بازجویی در بند یک الف سپاه میافتم، من روی صندلی رو به دیوار، سربازجوی سازمان اطلاعات سپاه از پشت سر مدام دو مصاحبهام با بیبیسی و اینترنشنال را پخش میکرد که درباره بیانیهای بود که با دوستان در داخل کشور درباره هشدار نسبت به سرکوب مردم در اعتراضات بهار ۱۴۰۱ داده بودیم؛ و آنجا که میگفتم:« ما بر اساس تجربه آبان نگران هستیم نیروهای امنیتی بار دیگر از اسلحه جنگی برای سرکوب اعتراضات آرام مردم استفاده کنند.» همانجا پخش مصاحبه را قطع و با غیض میپرسید:« آقای حائری چرا با اطمینان گفتید ما از اسلحه جنگی استفاده میکنیم» پاسخش دادم:« چون آبان ۹۸ را دیده بودیم.که دست اراذل اسلحه دادید و بیهدف رگبار گرفتند و صدها مثل پویا بختیاری و ابراهیم کتابدار را کشتند» دستپاچه پاسخ داد:« آقای حائری میدانستید ما پس از آبان دستور دادیم اسلحهخانههای پایگاههای بسیج را پلمپ کنند!؟» و من خونسرد پاسخ دادم:« به فرض صحت به ما که ابلاغ نکرده بودید! گمان ما این بود باز به دست اراذل کلاش جنگی میدهید.»
آن روز اولین بار بود که اعتراف رسمی را میشنیدم از جنایت در آبان خونین ۹۸ از سوی یک نیروی دستاندرکار!
الان که اخبار را تحلیل میکنم و میبینم اینها حتی از تجمع کهنهسربازان جنگ هشتساله و خانواده شهدا برای پایان یافتن حصر رهبران جنبش سبز به دستور کینتوزانه «آن دیگری»؛ چنان هراسی دارند که مرکز شهر را به حالت حکومت نظامی درآورده و صدها تن را بازداشت میکنند، چنین بزدلانیکه دائم در حال جستجوی جرقه یا شعلهای هستند که در جائی درگیرد و سریع بروند به هر قیمتی خاموشش کنند؛ پس با اعتراضات مردم جان به لب رسیده در دهدشت و بازداشتشدگان یا با دانشجویان چگونه رفتار میکنند!؟ جز این است که گردانهای اراذل و اسلحهخانههایی با درهای باز را به کار میگیرند!؟
بار دیگر از سر صدق تأکید میکنم، زندان و اعدام و سرکوب اگر در این کشور مؤثر بود و مردم این سرزمین زیر بار حرف زور میرفتند، الان ما به جای زندان شما در زندان یکی از نوادگان محمدعلیشاه قاجار در حبس بودیم.
اعدام اثر ندارد.
سرکوب اثر ندارد.
حبس و حصر و انفرادی و دادگاه فرمایشی دیگر اثر ندارد.
این درس تاریخ است؛ پیروزی دموکراسی و آزادیخواهی بر استبداد حتمی است.
#احمدرضا_حائری
زندان قزلحصار
۳۰ بهمن ۱۴۰۳
پنجاهوششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
#بیانیه #یاری_مدنی_توانا
🔴 پیوستن زندان دیزلآباد کرمانشاه به کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" و همراهی جمعی از زندانیان جرایم عادی زندان لاکان در هفته پنجاه و ششم
🔸 دفاع از "حق حیات"، از محکومان به اعدام تا کودکان مبتلا به سرطان را وظیفهی خود میدانیم
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در حالی وارد پنجاه و ششمین هفتهی خود میشود که جمعی از زندانیان زندان دیزلآباد کرمانشاه، بهعنوان سیوششمین زندان، در نامهای اعلام کردند که از ۳۰ بهمن به این کارزار میپیوندند و علیه حکم قرونوسطایی اعدام، دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، جانباختن دانشجوی دانشگاه تهران، امیرمحمد خالقی، که مظلومانه و به شکلی بسیار مشکوک به قتل رسید، را به خانواده او، دانشجویان و مردم ایران تسلیت میگویند. این کارزار حکومت را مسئول این حادثه میداند و ضمن حمایت از اعتراضات بهحق دانشجویان این دانشگاه، سایر دانشگاهها را به همراهی و همبستگی با دانشجویان تهران دعوت میکند.
حکومت اعدامی، با ماشین کشتار و سرکوب خود، بیوقفه در حال ادامهی جنایت است. تنها در بهمنماه، دستکم ۶۲ تن را اعدام کرده که دو تن از آنان زن بودهاند. در هفتهی گذشته، حکم اعدام زندانی سیاسی، شریفه محمدی، که پیشتر توسط دیوان عالی کشور نقض شده بود، مجدداً توسط بیدادگاه همعرض انقلاب رشت تأیید شد.
در اعتراض به این حکم و سایر احکام اعدام، زندانیانِ جرایم عادی در زندان لاکان اعلام کردهاند که به همراه بند زنان و مردان سیاسی این زندان، در همراهی با کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" این هفته دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
از سوی دیگر، شاهد سرکوب خونین اعتراضات مردمی در شهر دهدشت بودیم. حاکمیت، علاوه بر بازداشت گستردهی جوانان قیام، از سلاح گرم برای سلب حیات و کشتار مردم استفاده میکند تا جامعه را مرعوب کند؛ اما جامعه آبستن خیزشی دیگر علیه استبداد است.
مرور اخبار نشان میدهد که جنایتهای حاکمیت ولایت فقیه تنها به سرکوب، زندان، اعدام و کشتار مردم معترض و بیدفاع در خیابان خلاصه نمیشود. این کشتار و "سلب حیات"، حتی شامل کودکان مبتلا به سرطان و بیماریهای خاص نیز شده است. خانوادههای این کودکان، به دلیل فقر و ناتوانی مالی، از درمان عزیزانشان انصراف میدهند و ناچار به تماشای مرگ تدریجی فرزندان خود مینشینند.(روزنامه اطلاعات ۲۵ بهمن)
حتی حکومت حاضر نیست حداقلهای مورد نیاز کودکان معلول را تأمین کند. از نظر کارزار، تعرض به معیشت و سلامت مردم، بهویژه کودکان، مصداق بارز جنایت است.
کارزار، ضمن محکوم کردن این جنایات و اقدامات غیرانسانی، دفاع از حق حیات را، از محکومان به اعدام تا کودکان مبتلا به بیماریهای خاص و کودکان معلول و ... وظیفهی خود میداند.
در هفتهی گذشته، شاهد تجمع خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام، در مقابل زندانهای اوین و سقز و حمایتهای مردمی از آنها بودیم. همچنین، کانون نویسندگان ایران نیز، در ادامهی حمایتهای تشکلهای مدنی و صنفی، با صدور بیانیهای از کارزار حمایت و خواستار توقف اعدامهای وحشیانه شد.
ما از این حمایتها استقبال و قدردانی میکنیم و خواستار گسترش تجمعات در مقابل زندانها هستیم.
🔸 کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳، برای پنجاه و ششمین هفتهی پیاپی، در ۳۶ زندان زیر، اعتصاب غذا خواهد داشت:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
زندان مرکزی کرج
زندان تهران بزرگ
زندان خورین ورامین
زندان اراک
زندان خرمآباد
زندان اسدآباد اصفهان
زندان دستگرد اصفهان
زندان شیبان اهواز
زندان سپیدار اهواز
زندان نظام شیراز
زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)
زندان برازجان
زندان رامهرمز
زندان بم
زندان کهنوج
زندان طبس
زندان جوین
زندان مشهد
زندان گنبدکاووس
زندان قائمشهر
زندان رشت (بند مردان و زنان)
زندان رودسر
زندان حویق تالش
زندان اردبیل
زندان تبریز
زندان ارومیه
زندان سلماس
زندان خوی
زندان نقده
زندان سقز
زندان بانه
زندان مریوان
زندان کامیاران
زندان دیزلآباد کرمانشاه
🔹 هفته پنجاه و ششم
📆 سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🔸 دفاع از "حق حیات"، از محکومان به اعدام تا کودکان مبتلا به سرطان را وظیفهی خود میدانیم
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در حالی وارد پنجاه و ششمین هفتهی خود میشود که جمعی از زندانیان زندان دیزلآباد کرمانشاه، بهعنوان سیوششمین زندان، در نامهای اعلام کردند که از ۳۰ بهمن به این کارزار میپیوندند و علیه حکم قرونوسطایی اعدام، دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، جانباختن دانشجوی دانشگاه تهران، امیرمحمد خالقی، که مظلومانه و به شکلی بسیار مشکوک به قتل رسید، را به خانواده او، دانشجویان و مردم ایران تسلیت میگویند. این کارزار حکومت را مسئول این حادثه میداند و ضمن حمایت از اعتراضات بهحق دانشجویان این دانشگاه، سایر دانشگاهها را به همراهی و همبستگی با دانشجویان تهران دعوت میکند.
حکومت اعدامی، با ماشین کشتار و سرکوب خود، بیوقفه در حال ادامهی جنایت است. تنها در بهمنماه، دستکم ۶۲ تن را اعدام کرده که دو تن از آنان زن بودهاند. در هفتهی گذشته، حکم اعدام زندانی سیاسی، شریفه محمدی، که پیشتر توسط دیوان عالی کشور نقض شده بود، مجدداً توسط بیدادگاه همعرض انقلاب رشت تأیید شد.
در اعتراض به این حکم و سایر احکام اعدام، زندانیانِ جرایم عادی در زندان لاکان اعلام کردهاند که به همراه بند زنان و مردان سیاسی این زندان، در همراهی با کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" این هفته دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
از سوی دیگر، شاهد سرکوب خونین اعتراضات مردمی در شهر دهدشت بودیم. حاکمیت، علاوه بر بازداشت گستردهی جوانان قیام، از سلاح گرم برای سلب حیات و کشتار مردم استفاده میکند تا جامعه را مرعوب کند؛ اما جامعه آبستن خیزشی دیگر علیه استبداد است.
مرور اخبار نشان میدهد که جنایتهای حاکمیت ولایت فقیه تنها به سرکوب، زندان، اعدام و کشتار مردم معترض و بیدفاع در خیابان خلاصه نمیشود. این کشتار و "سلب حیات"، حتی شامل کودکان مبتلا به سرطان و بیماریهای خاص نیز شده است. خانوادههای این کودکان، به دلیل فقر و ناتوانی مالی، از درمان عزیزانشان انصراف میدهند و ناچار به تماشای مرگ تدریجی فرزندان خود مینشینند.(روزنامه اطلاعات ۲۵ بهمن)
حتی حکومت حاضر نیست حداقلهای مورد نیاز کودکان معلول را تأمین کند. از نظر کارزار، تعرض به معیشت و سلامت مردم، بهویژه کودکان، مصداق بارز جنایت است.
کارزار، ضمن محکوم کردن این جنایات و اقدامات غیرانسانی، دفاع از حق حیات را، از محکومان به اعدام تا کودکان مبتلا به بیماریهای خاص و کودکان معلول و ... وظیفهی خود میداند.
در هفتهی گذشته، شاهد تجمع خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام، در مقابل زندانهای اوین و سقز و حمایتهای مردمی از آنها بودیم. همچنین، کانون نویسندگان ایران نیز، در ادامهی حمایتهای تشکلهای مدنی و صنفی، با صدور بیانیهای از کارزار حمایت و خواستار توقف اعدامهای وحشیانه شد.
ما از این حمایتها استقبال و قدردانی میکنیم و خواستار گسترش تجمعات در مقابل زندانها هستیم.
🔸 کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳، برای پنجاه و ششمین هفتهی پیاپی، در ۳۶ زندان زیر، اعتصاب غذا خواهد داشت:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
زندان مرکزی کرج
زندان تهران بزرگ
زندان خورین ورامین
زندان اراک
زندان خرمآباد
زندان اسدآباد اصفهان
زندان دستگرد اصفهان
زندان شیبان اهواز
زندان سپیدار اهواز
زندان نظام شیراز
زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)
زندان برازجان
زندان رامهرمز
زندان بم
زندان کهنوج
زندان طبس
زندان جوین
زندان مشهد
زندان گنبدکاووس
زندان قائمشهر
زندان رشت (بند مردان و زنان)
زندان رودسر
زندان حویق تالش
زندان اردبیل
زندان تبریز
زندان ارومیه
زندان سلماس
زندان خوی
زندان نقده
زندان سقز
زندان بانه
زندان مریوان
زندان کامیاران
زندان دیزلآباد کرمانشاه
🔹 هفته پنجاه و ششم
📆 سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech