بهترین کامنت روی این عکس که تو فضای مجازی دست به دست میشه این بوده:برنده ها روی بردن تمرکز میکنند ، بازندهها روی برنده ها !
از کانال سهند ایرانمهر
@Tavaana_TavaanaTech
از کانال سهند ایرانمهر
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از فراموش نشدنی ترین صحنه های رقابت های تاریخ المپیک.
مهم این است تا آخر خط بروی، تسلیم نشوی.
افتخار آفرینی تنها در اول شدن نیست. تا انتهای توان تلاش کردن احترام برانگیز است ...
@Tavaana_TavaanaTech
مهم این است تا آخر خط بروی، تسلیم نشوی.
افتخار آفرینی تنها در اول شدن نیست. تا انتهای توان تلاش کردن احترام برانگیز است ...
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رامبد جوان دیشب در برنامه خندوانه از فریدون آسرایی پرسید به چه کسی حسادت میکنید؟ او در جواب گفت: شجریان. جوان هم از شجریان تجلیل کرد و گفت دومی ندارد و برای او آرزوی سلامتی کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
دشمن سازی اینترنت به نفع کشور ماست؟
وب سایت گرداب اینفوگرافیکی منتشر کرد که از مضرات استفاده از اینترنت می گفت. براساس این اینفوگرافیک اینترنت خلاقیت را می کشد، باعث افسردگی می شود و ارتباط رودرو را کاهش می دهد. اما آیا اطلاعات و ادعاهای اینفوگرافیک واقعیت دارد؟ چرا روز به روز افراد بیشتری از اینترنت استفاده می کنند؟ آیا خلق هر روزه ابزارهای ارتباطی و تکنولوژی های جدید نشانه بروز خلاقیت نیست؟
در این قسمت از تواناتک شو به موضوع دشمن ورزی نسبت به اینترنت پرداختیم.
با ما همراه باشد.
@tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
وب سایت گرداب اینفوگرافیکی منتشر کرد که از مضرات استفاده از اینترنت می گفت. براساس این اینفوگرافیک اینترنت خلاقیت را می کشد، باعث افسردگی می شود و ارتباط رودرو را کاهش می دهد. اما آیا اطلاعات و ادعاهای اینفوگرافیک واقعیت دارد؟ چرا روز به روز افراد بیشتری از اینترنت استفاده می کنند؟ آیا خلق هر روزه ابزارهای ارتباطی و تکنولوژی های جدید نشانه بروز خلاقیت نیست؟
در این قسمت از تواناتک شو به موضوع دشمن ورزی نسبت به اینترنت پرداختیم.
با ما همراه باشد.
@tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
#ریو2016: مدال پشت مدال؛ طلا پشت طلا؛
مایکل فلپس اعجوبهی شنا در رشتهی 200 متر مختلط (50 متر شنا از هر 4 رشتهی شنا) قهرمان شد.
4 طلا در المپیک ریو و 22 طلای المپیکی برای فلپس
@Tavaana_TavaanaTech
مایکل فلپس اعجوبهی شنا در رشتهی 200 متر مختلط (50 متر شنا از هر 4 رشتهی شنا) قهرمان شد.
4 طلا در المپیک ریو و 22 طلای المپیکی برای فلپس
@Tavaana_TavaanaTech
جلسه سوم نظارت بر فساد دولتی، رویکردهای از بالا به پایین، با شاسکا بایرلی
در جلسه سوم این دوره به واکنشهای از بالا به پایین حکومت ایران در ارتباط با فساد پرداخته میشود و نمونههایی از این نوع واکنشها بررسی میشود. همینطور به واکنش چین به فساد نیز نگاهی صورت میگیرد و از این حیث مقایسهای انجام میشود بین واکنشهای دو کشور به فساد.
به مورد مصر هم در این جلسه نگاهی صورت میگیرد. و در نهایت نقاط ضعف رویکردهای از بالا به پایین بررسی میشود. جمعبندی موضوع نیز از این قرار است که شهروندان، اولویتهای ایشان و نقش آنها در اثرگذاری بر روی فساد در معادله مبارزه با فساد در نظر گرفته نشده است.
https://goo.gl/6mTN4t
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
در جلسه سوم این دوره به واکنشهای از بالا به پایین حکومت ایران در ارتباط با فساد پرداخته میشود و نمونههایی از این نوع واکنشها بررسی میشود. همینطور به واکنش چین به فساد نیز نگاهی صورت میگیرد و از این حیث مقایسهای انجام میشود بین واکنشهای دو کشور به فساد.
به مورد مصر هم در این جلسه نگاهی صورت میگیرد. و در نهایت نقاط ضعف رویکردهای از بالا به پایین بررسی میشود. جمعبندی موضوع نیز از این قرار است که شهروندان، اولویتهای ایشان و نقش آنها در اثرگذاری بر روی فساد در معادله مبارزه با فساد در نظر گرفته نشده است.
https://goo.gl/6mTN4t
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
Tavaana
جلسه سوم: رویکردهای از بالا به پایین
در جلسه سوم این دوره به واکنش‌های از بالا به پایین حکومت ایران در ارتباط با فساد پرداخته می‌شود و نمونه‌هایی از این نوع واکنش‌ها بررسی می‌شود. همین‌طور به واکنش چین به فس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوی قسمتی از جلسه سوم نظارت بر فساد دولتی، رویکردهای از بالا به پایین، با شاسکا بایرلی
ویدئوی کامل در:
https://goo.gl/6mTN4t
@Tavaana_TavaanaTech
ویدئوی کامل در:
https://goo.gl/6mTN4t
@Tavaana_TavaanaTech
از اینستاگرام دانشآموختگان خرم آباد
تخریب 2 بارو و کنگره قلعه تاریخی فلک الفلاک خرم آباد هنگام نصب بالابر!
@Tavaana_TavaanaTech
تخریب 2 بارو و کنگره قلعه تاریخی فلک الفلاک خرم آباد هنگام نصب بالابر!
@Tavaana_TavaanaTech
صدای منتظری
به بهانه انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری در خصوص کشتار 67
#توکانیستانی
منبع: ایران وایر
@Tavaana_TavaanaTech
به بهانه انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری در خصوص کشتار 67
#توکانیستانی
منبع: ایران وایر
@Tavaana_TavaanaTech
امروز، روز جهانی چپ دست هاست. تقریبا 10 درصد افراد چپ دست هستند.
علت این نامگذاری انتقاد از طراحی همه امکانات و ابزارها برای راست دست هاست.
@Tavaana_TavaanaTech
علت این نامگذاری انتقاد از طراحی همه امکانات و ابزارها برای راست دست هاست.
@Tavaana_TavaanaTech
دلنوشته یکی از همراهان توانا درباره سربازی و تصادفات جاده ای
مرگ بر تصادفات جاده ای
چندوقت پیش یه عده سرباز تو تصادف جاده ای کشته شدند. همۀ سایت ها و شبکه های مجازی خبرش رو پخش کردند. بعدش اخبار رسمی و شخصیت های رسمی تحت فشار قرار گرفتند و ابراز نگرانی و ناراحتی کردند. هنرمندان اومدن تو صفحه های شخصی شون تسلیت گفتند و همه جا اخبار لحظه به لحظۀ اونا اومد. درست معادل زمانی که سالگرد دایی من بود.
دایی من سرباز بود و من به اندازۀ یه پادگان خاطره دارم از اون دوران. دایی من در تبریز خدمت میکرد. خونۀ پدریش زنجان بود، خواهر برادرهاش تهران و نامزدش قم. دایی یه نقشۀ جغرافیاییِ خانوادگی تو قلب و ذهنش داشت که راههاش اینجوری بود.
یادم هست که یه بار زنگ زد و گفت ده هزار تومن ببرم از بانک به شماره حسابش واریز کنم تا واسه مرخصی تعطیلات رو بتونه بیاد. اون موقع یعنی ده سال پیش ده هزار تومن پول چندان زیادی نبود کرایه اتوبوس از تبریز تا تهران بود. هنوز شماره حساب و آدرس پادگان با مبلغ موردنظر و تعداد افراد در انتظار تو صف بانک یادم هست. معلوم میشد که سرباز بی پول است. سرباز پول کرایه اش را خیلی وقتها پیدا نمیکند.
دایی وقتی از پادگان می اومد لباسهاشو با کلافگی تو حیاط میکَند و میریخت تو دو تا تشت. یه کیسۀ بزرگی شبیه گونی داشت که پر از لباسهایی بود که مادرم دو سه روز مشغول چرک زدایی با قویترین شوینده ها میشد. چرک با تن و جان سرباز آمیخته بود. شویندگی از سرباز فاصله داشت.
دایی میپرسید آب و برق و گاز هست؟ و چند ساعت میرفت حمام؛ مشغول پیرایش. معلوم میشد پیرایش از سرباز سَواست. گرمابه و گلستان شدنش آرزوست.
دایی میرفت تو اتاق برادرهام و یکی دو ساعت طول میداد؛ جوراب بابام، شلوار برادر بزرگم، تیشرت برادر کوچکم رو می پوشید. کیف اداری منو برمیداشت و عطری که برای نامزدش خریده بود رو میزد. معلوم میشد سرباز از تیپ جداست. سرباز با لباس شیک، با لباس اندازه بیگانه است.
سر سفره هرکسی اندازۀ غذای خودش تو بشقابش میکشید ولی دایی جای اصلی غذا رو برمیداشت و به اندازۀ سهم تمام ما میخورد. معلوم میشد سرباز به اندازۀ کافی غذا نمیخورد. سرباز گرسنه است.
وقتی دایی میخوابید با صدا زدن، تکان دادن، موسیقی، شلوغی، هیچ کس و هیچ چیز نمیتونست بیدارش کند. فقط وقتی صدای زنگ ساعت می اومد بیدار میشد رختخوابش رو مرتب میکرد. ورزش میکرد. کار میکرد. مثل رُبات بود ولی حس زندگی نداشت. معلوم میشد سرباز خواب ندارد و به استراحت نیاز دارد. سرباز بیدار است ولی هوشیار نیست.
من تمام پُست های دایی رو یادم هست از نگهبانی جلو در پادگان تبریز تا مسؤل آشپزخانه، سرباز صفرها، ارشدها، ماموریت ها، پسر نوجوان فرمانده، راننده شخصی فرمانده، تکالیف دانشگاهی همسر فرماندهان، و... این نقشۀ جغرافیایی ِ زندگی دوسالۀ دایی من بود تو قلب و ذهن خانواده اش.
دایی من مثل یه قصۀ سریالی تو یه حادثه رانندگی کشته شد. دلایل اون خواب آلوده بودن راننده، نقص فنی ماشین، از جاده خارج شدن، سرعت بالا، برخورد خودرو دیگر به آنها و گریختن مقصر از معرکه، دیر رسیدن پلیس بزرگراه، سرعت عمل نداشتن امداد و نجات، کم کاری گروه پرستاری و درمانی، نداشتن تجهیزات بیمارستانی، و....
انگار سرباز برای ما همیشه سرنوشت مُردن رو بازی میکند. سرباز رو ما از سر، باز میکنیم. سرباز مقدس است؛ جیب های خالی سرباز، سر تراشیدۀ سرباز، لباس چرکی سرباز، بوی تن سرباز، خواب سرباز، غذای سرباز،... .
دایی من با مدرک لیسانس زبان و ادبیات فارسی تو بیست و پنج سالگی ده سال پیش با یه تصادف از پیش ما رفت. حالا کشته شدن این سربازها یه پادگان خاطره رو دوباره تو سلولهای نیمه جان ذهن من زنده کرد. مرگ بر تصادفات جاده ای.
پی نوشت: من ده سال هست هرجا سربازی رو هم مسیر با خودم ببینم کرایه اش رو حساب میکنم. هرجا سربازی رو هم غذا با خودم ببینم پول غذاش رو حساب میکنم.
شما هم می توانید نوشته های خود را برای ما ارسال کنید.
@Tavaana_TavaanaTech
مرگ بر تصادفات جاده ای
چندوقت پیش یه عده سرباز تو تصادف جاده ای کشته شدند. همۀ سایت ها و شبکه های مجازی خبرش رو پخش کردند. بعدش اخبار رسمی و شخصیت های رسمی تحت فشار قرار گرفتند و ابراز نگرانی و ناراحتی کردند. هنرمندان اومدن تو صفحه های شخصی شون تسلیت گفتند و همه جا اخبار لحظه به لحظۀ اونا اومد. درست معادل زمانی که سالگرد دایی من بود.
دایی من سرباز بود و من به اندازۀ یه پادگان خاطره دارم از اون دوران. دایی من در تبریز خدمت میکرد. خونۀ پدریش زنجان بود، خواهر برادرهاش تهران و نامزدش قم. دایی یه نقشۀ جغرافیاییِ خانوادگی تو قلب و ذهنش داشت که راههاش اینجوری بود.
یادم هست که یه بار زنگ زد و گفت ده هزار تومن ببرم از بانک به شماره حسابش واریز کنم تا واسه مرخصی تعطیلات رو بتونه بیاد. اون موقع یعنی ده سال پیش ده هزار تومن پول چندان زیادی نبود کرایه اتوبوس از تبریز تا تهران بود. هنوز شماره حساب و آدرس پادگان با مبلغ موردنظر و تعداد افراد در انتظار تو صف بانک یادم هست. معلوم میشد که سرباز بی پول است. سرباز پول کرایه اش را خیلی وقتها پیدا نمیکند.
دایی وقتی از پادگان می اومد لباسهاشو با کلافگی تو حیاط میکَند و میریخت تو دو تا تشت. یه کیسۀ بزرگی شبیه گونی داشت که پر از لباسهایی بود که مادرم دو سه روز مشغول چرک زدایی با قویترین شوینده ها میشد. چرک با تن و جان سرباز آمیخته بود. شویندگی از سرباز فاصله داشت.
دایی میپرسید آب و برق و گاز هست؟ و چند ساعت میرفت حمام؛ مشغول پیرایش. معلوم میشد پیرایش از سرباز سَواست. گرمابه و گلستان شدنش آرزوست.
دایی میرفت تو اتاق برادرهام و یکی دو ساعت طول میداد؛ جوراب بابام، شلوار برادر بزرگم، تیشرت برادر کوچکم رو می پوشید. کیف اداری منو برمیداشت و عطری که برای نامزدش خریده بود رو میزد. معلوم میشد سرباز از تیپ جداست. سرباز با لباس شیک، با لباس اندازه بیگانه است.
سر سفره هرکسی اندازۀ غذای خودش تو بشقابش میکشید ولی دایی جای اصلی غذا رو برمیداشت و به اندازۀ سهم تمام ما میخورد. معلوم میشد سرباز به اندازۀ کافی غذا نمیخورد. سرباز گرسنه است.
وقتی دایی میخوابید با صدا زدن، تکان دادن، موسیقی، شلوغی، هیچ کس و هیچ چیز نمیتونست بیدارش کند. فقط وقتی صدای زنگ ساعت می اومد بیدار میشد رختخوابش رو مرتب میکرد. ورزش میکرد. کار میکرد. مثل رُبات بود ولی حس زندگی نداشت. معلوم میشد سرباز خواب ندارد و به استراحت نیاز دارد. سرباز بیدار است ولی هوشیار نیست.
من تمام پُست های دایی رو یادم هست از نگهبانی جلو در پادگان تبریز تا مسؤل آشپزخانه، سرباز صفرها، ارشدها، ماموریت ها، پسر نوجوان فرمانده، راننده شخصی فرمانده، تکالیف دانشگاهی همسر فرماندهان، و... این نقشۀ جغرافیایی ِ زندگی دوسالۀ دایی من بود تو قلب و ذهن خانواده اش.
دایی من مثل یه قصۀ سریالی تو یه حادثه رانندگی کشته شد. دلایل اون خواب آلوده بودن راننده، نقص فنی ماشین، از جاده خارج شدن، سرعت بالا، برخورد خودرو دیگر به آنها و گریختن مقصر از معرکه، دیر رسیدن پلیس بزرگراه، سرعت عمل نداشتن امداد و نجات، کم کاری گروه پرستاری و درمانی، نداشتن تجهیزات بیمارستانی، و....
انگار سرباز برای ما همیشه سرنوشت مُردن رو بازی میکند. سرباز رو ما از سر، باز میکنیم. سرباز مقدس است؛ جیب های خالی سرباز، سر تراشیدۀ سرباز، لباس چرکی سرباز، بوی تن سرباز، خواب سرباز، غذای سرباز،... .
دایی من با مدرک لیسانس زبان و ادبیات فارسی تو بیست و پنج سالگی ده سال پیش با یه تصادف از پیش ما رفت. حالا کشته شدن این سربازها یه پادگان خاطره رو دوباره تو سلولهای نیمه جان ذهن من زنده کرد. مرگ بر تصادفات جاده ای.
پی نوشت: من ده سال هست هرجا سربازی رو هم مسیر با خودم ببینم کرایه اش رو حساب میکنم. هرجا سربازی رو هم غذا با خودم ببینم پول غذاش رو حساب میکنم.
شما هم می توانید نوشته های خود را برای ما ارسال کنید.
@Tavaana_TavaanaTech
جشن بزرگ خداحافظی زن کالیفرنیایی پیش از "خودکشی قانونی"
بتسی دیویس در جشن خداحافظی پیش از خودکشی - ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۶ (عکس را نیلز آلپرت در اختیار آسوشیتدپرس گذاشته است)
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇
بتسی دیویس در جشن خداحافظی پیش از خودکشی - ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۶ (عکس را نیلز آلپرت در اختیار آسوشیتدپرس گذاشته است)
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇
جشن بزرگ خداحافظی زن کالیفرنیایی پیش از "خودکشی قانونی"
یک زن اهل کالیفرنیا، که به بیماری غیرقابل علاجی مبتلا بود، پیش از استفاده از داروی تجویز شده به منظور پایان دادن به زندگی خود، یک جشن بزرگ دو روزه برگزار و برای آخرین بار با دوستان و بستگان خود دیدار و خداحافظی کرد.
به گزارش آسوشیتدپرس، بتسی دیویس قبلا همه دوستان و اقوام را از جزئیات تصمیم خود آگاه کرد. او از مهمانهایش با انواع نوشیدنیها، کوکتلها و همچنین پیتزای محبوبش، که همیشه از یک رستوران محلی میخرید، پذیرایی کرد.
این هنرمند ۴۱ ساله، به بیماری "اسکلروز جانبی آمیوتروفیک" یا "لو گهریگ" مبتلا بود؛ بیماری که دستگاه عصبی مغز و نخاع را به صورتی پیش رونده و غیرقابل ترمیم از بین میبرد و در حال حاضر درمانی برای آن وجود ندارد.
وی نخستین شهروند کالیفرنیاست که از قانون جدید "حق پایان دادن خودخواسته به زندگی" در آن ایالت استفاده کرد و با استفاده از داروی تجویز شده از سوی پزشک، به زندگی خود پایان داد. این قانون در چهار ایالت دیگر آمریکا نیز به اجرا در آمده است.
یک پرده بزرگ هم برای نمایش فیلم مورد علاقه خانم دیویس در آن خانه واقع در جنوب کالیفرنیا نصب شده بود، که همه ۳۰ مهمان او با هم به تماشای "رقص حقیقت" نشستند و پس از پایان فیلم، برای آخرین بار او را بوسیده و محل را ترک کردند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس از قول یکی از مهمانان به نام نیلز الپرت نوشت، "برای من و سایرین خیلی سخت بود که با این موضوع روبرو شویم؛ اما در نهایت هیچ شکی هم نداشتیم که فقط و فقط به خاطر او به آنجا خواهیم رفت."
وی در دعوتنامهای که چند هفته پیش از مراسم جشن برای دوستان و بستگان خود فرستاد، توضیح داده بود که این مهمانی با مهمانیهای دیگری که قبلا رفتهاید تفاوت دارد و لازم است که از نظر احساسی، آرام و پرطاقت باشید.
با این حال او تنها یک شرط برای آنها گذاشته بود و آن این که هیچ کس نباید جلوی او گریه کند.
بتسی دیویس همانطور که بر روی تخت مخصوص خود خوابیده بود، پس از پایان دو روز جشن در سوم مرداد ماه، به کنار تپهای برده شد و در آنجا با خوردن دارویی که دکتر قبلا به او داده بود، این دنیا را برای همیشه ترک کرد.
منبع: صدای آمریکا
@Tavaana_TavaanaTech
یک زن اهل کالیفرنیا، که به بیماری غیرقابل علاجی مبتلا بود، پیش از استفاده از داروی تجویز شده به منظور پایان دادن به زندگی خود، یک جشن بزرگ دو روزه برگزار و برای آخرین بار با دوستان و بستگان خود دیدار و خداحافظی کرد.
به گزارش آسوشیتدپرس، بتسی دیویس قبلا همه دوستان و اقوام را از جزئیات تصمیم خود آگاه کرد. او از مهمانهایش با انواع نوشیدنیها، کوکتلها و همچنین پیتزای محبوبش، که همیشه از یک رستوران محلی میخرید، پذیرایی کرد.
این هنرمند ۴۱ ساله، به بیماری "اسکلروز جانبی آمیوتروفیک" یا "لو گهریگ" مبتلا بود؛ بیماری که دستگاه عصبی مغز و نخاع را به صورتی پیش رونده و غیرقابل ترمیم از بین میبرد و در حال حاضر درمانی برای آن وجود ندارد.
وی نخستین شهروند کالیفرنیاست که از قانون جدید "حق پایان دادن خودخواسته به زندگی" در آن ایالت استفاده کرد و با استفاده از داروی تجویز شده از سوی پزشک، به زندگی خود پایان داد. این قانون در چهار ایالت دیگر آمریکا نیز به اجرا در آمده است.
یک پرده بزرگ هم برای نمایش فیلم مورد علاقه خانم دیویس در آن خانه واقع در جنوب کالیفرنیا نصب شده بود، که همه ۳۰ مهمان او با هم به تماشای "رقص حقیقت" نشستند و پس از پایان فیلم، برای آخرین بار او را بوسیده و محل را ترک کردند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس از قول یکی از مهمانان به نام نیلز الپرت نوشت، "برای من و سایرین خیلی سخت بود که با این موضوع روبرو شویم؛ اما در نهایت هیچ شکی هم نداشتیم که فقط و فقط به خاطر او به آنجا خواهیم رفت."
وی در دعوتنامهای که چند هفته پیش از مراسم جشن برای دوستان و بستگان خود فرستاد، توضیح داده بود که این مهمانی با مهمانیهای دیگری که قبلا رفتهاید تفاوت دارد و لازم است که از نظر احساسی، آرام و پرطاقت باشید.
با این حال او تنها یک شرط برای آنها گذاشته بود و آن این که هیچ کس نباید جلوی او گریه کند.
بتسی دیویس همانطور که بر روی تخت مخصوص خود خوابیده بود، پس از پایان دو روز جشن در سوم مرداد ماه، به کنار تپهای برده شد و در آنجا با خوردن دارویی که دکتر قبلا به او داده بود، این دنیا را برای همیشه ترک کرد.
منبع: صدای آمریکا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باران کوثری در برنامه «35»:وظیفه وزیرارشاد است که بخاطر مطالبات من رای دهنده تحت فشار قراربگیرد/هردوره ای نسبت به دوره احمدی نژاد دوره بهتری است/انتظار من اکران فیلم «عصبانی نیستم!»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسخه کامل تر سخنان باران کوثری
او دست از مطالباتش نمی کشد و وظیفه دولت را پاسخگویی به مطالبات می داند.
نظر شما چیست؟ دولت چه وظایفی دارید؟ موانع آن کدامند؟ جامعه مدنی چه کار می تواند انجام دهد؟
او دست از مطالباتش نمی کشد و وظیفه دولت را پاسخگویی به مطالبات می داند.
نظر شما چیست؟ دولت چه وظایفی دارید؟ موانع آن کدامند؟ جامعه مدنی چه کار می تواند انجام دهد؟
Forwarded from مهدی رستمپور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمسخر ليلا رجبى در سيما: (هه هه غيرت!!!)
غيورمرد گرامى، ليلا سالها جون كنده و با مشقت ٧ مدال آسيا آورده براى زنان ايران، بدون مربى فرستاديمش برزيل. ببخشيد كه ركورد المپيك رو نزده!
@Mehdi_Rostampour
غيورمرد گرامى، ليلا سالها جون كنده و با مشقت ٧ مدال آسيا آورده براى زنان ايران، بدون مربى فرستاديمش برزيل. ببخشيد كه ركورد المپيك رو نزده!
@Mehdi_Rostampour
دختر ٥ساله مبتلا به #سرطان که آرزو داشت #اتشنشان شود با کمک آتشنشانان تهرانی به أرزوی خود رسید
https://ow.ly/5nGs303bwvk
@Tavaana_TavaanaTech
https://ow.ly/5nGs303bwvk
@Tavaana_TavaanaTech