#Story | #Story_Instagram
سـلام علیـکــم
حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه
نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را به شما تبریک عرض میکنم ...
التماس دعا
@TalabehLife
سـلام علیـکــم
حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه
نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را به شما تبریک عرض میکنم ...
التماس دعا
@TalabehLife
صحبتهای یک طلبه ی جهادی
ــــــــــــــ
این جا کربلاست؛ بیمارستان فرقانی قم را می گویم.
این جا لبان بیماران، همه خشک است؛ گلوها همه تشنه، چشم ها همه تار، جسم ها همه بی رمق.
صدای آب آب پیچیده می شود درون گوشت. یاد "العطش" بچه های حسین می افتی.
آب زلال خنک را که بدست می گیری، خودت دلت می خواهد، آخر تو هم خسته ای و تشنه. یاد عباس می افتی.
می رسی بالای سر بیمار؛ لبانش خشک خشک. یاد لبان زخمی حسین می افتی.
آب را که به لبانش می رسانی با جرعه کمی سیراب می شود. با خودت می گویی راستی مگر علی اصغر چقدر آب می خواست؟
سیراب که می شود، دعایت می کند: الهی که خیر ببینی پسرم، داشتم می مردم.
یاد "العطش قد قتلنی" علی اکبر می افتی.
رفته بودم به بیماری آب دهم، پرستار گفت بی فایده است حاج آقا. چه آب بدهی چه آب ندهی، امیدی نیست، می میرد. به یاد "تلظی" علی اصغر بودم. گفتم آب می دهم که با لب تشنه نمیرد.
این جا کربلاست؛ بیمارستان فرقانی قم را می گویم.
این جا "انقطاع کامل الی الله" است. دیگر از هیچ کس و هیچ چیز، کاری بر نمی آید.
فقط اوست که نگاه می کند و اگر بخواهد شفا می دهد.
ذکر "یا الله" بر لبان خسته و بی حرکت بیمار جاری است.
"لا معبود سواک" حسین را آن وقت که در گودی قتلگاه افتاد، هر لحظه می شنوی.
این جا کربلاست؛ بیمارستان فرقانی قم را می گویم.
چه مرگ خوشی است؛ نفَست لحظه لحظه کم می شود و چشمانت خیره به لقای حق.
پیشانیت عرق سرد می کند.
راضی شده ای به این بلای عجیب که "الهی رضا بقضائک"
سینه ات برای بار آخر بالا و پایین می رود و دیگر نفسی بالا نمی آید.
پر پر می زنی مثل مرغ سرکنده! دقیقا مثل مرغ سر کنده!
چشمانت می رود.
و تازه شروع می شود حیات تو!
ــــــــــــــــــــــ
@Talabehlife
#کروناویروس
#بیاری_خداوند_کروناراشکست_میدهیم
#اینجاکربلاست
#قم_المقدسه
ــــــــــــــ
این جا کربلاست؛ بیمارستان فرقانی قم را می گویم.
این جا لبان بیماران، همه خشک است؛ گلوها همه تشنه، چشم ها همه تار، جسم ها همه بی رمق.
صدای آب آب پیچیده می شود درون گوشت. یاد "العطش" بچه های حسین می افتی.
آب زلال خنک را که بدست می گیری، خودت دلت می خواهد، آخر تو هم خسته ای و تشنه. یاد عباس می افتی.
می رسی بالای سر بیمار؛ لبانش خشک خشک. یاد لبان زخمی حسین می افتی.
آب را که به لبانش می رسانی با جرعه کمی سیراب می شود. با خودت می گویی راستی مگر علی اصغر چقدر آب می خواست؟
سیراب که می شود، دعایت می کند: الهی که خیر ببینی پسرم، داشتم می مردم.
یاد "العطش قد قتلنی" علی اکبر می افتی.
رفته بودم به بیماری آب دهم، پرستار گفت بی فایده است حاج آقا. چه آب بدهی چه آب ندهی، امیدی نیست، می میرد. به یاد "تلظی" علی اصغر بودم. گفتم آب می دهم که با لب تشنه نمیرد.
این جا کربلاست؛ بیمارستان فرقانی قم را می گویم.
این جا "انقطاع کامل الی الله" است. دیگر از هیچ کس و هیچ چیز، کاری بر نمی آید.
فقط اوست که نگاه می کند و اگر بخواهد شفا می دهد.
ذکر "یا الله" بر لبان خسته و بی حرکت بیمار جاری است.
"لا معبود سواک" حسین را آن وقت که در گودی قتلگاه افتاد، هر لحظه می شنوی.
این جا کربلاست؛ بیمارستان فرقانی قم را می گویم.
چه مرگ خوشی است؛ نفَست لحظه لحظه کم می شود و چشمانت خیره به لقای حق.
پیشانیت عرق سرد می کند.
راضی شده ای به این بلای عجیب که "الهی رضا بقضائک"
سینه ات برای بار آخر بالا و پایین می رود و دیگر نفسی بالا نمی آید.
پر پر می زنی مثل مرغ سرکنده! دقیقا مثل مرغ سر کنده!
چشمانت می رود.
و تازه شروع می شود حیات تو!
ــــــــــــــــــــــ
@Talabehlife
#کروناویروس
#بیاری_خداوند_کروناراشکست_میدهیم
#اینجاکربلاست
#قم_المقدسه
خود را در آیینه میبینم...
آیا خود واقعیم هست؟!
آیا هنوز هم میتوانم خودم را پیدا کنم؟!
آیا میتوانم بشوم خود سابقم؟!
آیا میتوانم بشوم کسی که باید باشم؟!
آری،می توانم...
ولی فقط در صورتی که در گذشته نمانم
و به کسانی که به من پشت کردند و بی اعتنا بودند
دیگر فکر نکنم،
وتلاشم را بیشتر کنم تا به آرامش درونی برسم.
آیا خود واقعیم هست؟!
آیا هنوز هم میتوانم خودم را پیدا کنم؟!
آیا میتوانم بشوم خود سابقم؟!
آیا میتوانم بشوم کسی که باید باشم؟!
آری،می توانم...
ولی فقط در صورتی که در گذشته نمانم
و به کسانی که به من پشت کردند و بی اعتنا بودند
دیگر فکر نکنم،
وتلاشم را بیشتر کنم تا به آرامش درونی برسم.
زندگی طلبگی
شهید سلیمان رحیمی تاریخ تولد :1342/05/12 تاریخ شهادت : 1361/12/04 محل شهادت : زبیداد محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - هشترود - سیفالدین رود
بسمه تعالی
شهید سلیمان رحیمی در خانواده فقیر به دنیا آمده بود. او از هفت سالگی شروع به درس خواندن کرد و همراه با درس قرآن خواندن را نیز فرا گرفت. سلیمان از 9 سالگی شروع به نماز خواندن و روزه گرفتن کرد او تا کلاس پنجم درس خواند و بعد از آن به خاطر نبود مدرسه راهنمایی و وجود مشکلات بسیار نتوانست درس اش را ادامه بدهد. بعد از آن چند سال همراه پدرش به کشاورزی پرداخت و بعد از پانزده سالگی برای کار کردن به کوره پزی رفت. سلیمان جوانی متدین و خداشناس بود و با مهربانی با بچه ها بازی می کرد و آنها را مورد محبت خود قرار می داد و به پدر و مادر و بزرگترها احترام خاصی می گذاشت. همچنین به خاطر امین بودنش در سن 18 سالگی مُهر شورای روستا را به او سپرده بودند. وقتی به سن نوزده سالگی رسید به خدمت سربازی رفت و بعد از دوره ی آموزش نامزد کرد و پس از آن به جبهه اعزام شدند. در آخرین مرخصی که به روستا آمده بودند بسیاری از هم ولایتی هایشان به خاطر شدت و سختی جنگ از رفتن به جبهه امتناع کردند ولی ایشان با شهامت تمام و نادیده سختی ها به جبهه بازگشتند. ایشان قبل از رفتن از بسیاری از دوستان حلالیت خواسته و به معلم ده گفته بودند که این آخرین مرخصی است که من آمدم دلم گواهی می دهد که شهید خواهم شد. هنوز چند روزی از رفتنش نگذشته بود که خبر شهادتش را دادند. به گفته یکی از هم رزمانش سلیمان در حال غسل کردن بود که دشمن ناجوانمردانه با خمپاره ی شصت محلی را که او در آنجا قرار داشته مورد هدف قرار داده بود که با برخورد آن خمپاره به سنگر، ترکش به سر و پهلوی سلیمان اصابت کرده و او در جا شربت شهادت را نوشیده بود، انگار می دانست که لحظه ی شهادتش نزدیک است. این بود خلاصه ای از زندگی ایشان.
شهید سلیمان رحیمی در خانواده فقیر به دنیا آمده بود. او از هفت سالگی شروع به درس خواندن کرد و همراه با درس قرآن خواندن را نیز فرا گرفت. سلیمان از 9 سالگی شروع به نماز خواندن و روزه گرفتن کرد او تا کلاس پنجم درس خواند و بعد از آن به خاطر نبود مدرسه راهنمایی و وجود مشکلات بسیار نتوانست درس اش را ادامه بدهد. بعد از آن چند سال همراه پدرش به کشاورزی پرداخت و بعد از پانزده سالگی برای کار کردن به کوره پزی رفت. سلیمان جوانی متدین و خداشناس بود و با مهربانی با بچه ها بازی می کرد و آنها را مورد محبت خود قرار می داد و به پدر و مادر و بزرگترها احترام خاصی می گذاشت. همچنین به خاطر امین بودنش در سن 18 سالگی مُهر شورای روستا را به او سپرده بودند. وقتی به سن نوزده سالگی رسید به خدمت سربازی رفت و بعد از دوره ی آموزش نامزد کرد و پس از آن به جبهه اعزام شدند. در آخرین مرخصی که به روستا آمده بودند بسیاری از هم ولایتی هایشان به خاطر شدت و سختی جنگ از رفتن به جبهه امتناع کردند ولی ایشان با شهامت تمام و نادیده سختی ها به جبهه بازگشتند. ایشان قبل از رفتن از بسیاری از دوستان حلالیت خواسته و به معلم ده گفته بودند که این آخرین مرخصی است که من آمدم دلم گواهی می دهد که شهید خواهم شد. هنوز چند روزی از رفتنش نگذشته بود که خبر شهادتش را دادند. به گفته یکی از هم رزمانش سلیمان در حال غسل کردن بود که دشمن ناجوانمردانه با خمپاره ی شصت محلی را که او در آنجا قرار داشته مورد هدف قرار داده بود که با برخورد آن خمپاره به سنگر، ترکش به سر و پهلوی سلیمان اصابت کرده و او در جا شربت شهادت را نوشیده بود، انگار می دانست که لحظه ی شهادتش نزدیک است. این بود خلاصه ای از زندگی ایشان.
آنان که به من بدی کردند ، مرا هشیار کردند
آنان که از من انتقاد کردند ، به من راه و رسم زندگی آموختند
آنان که به من بی اعتنایی کردند ، به من صبر وتحمل آموختند
آنان که به من خوبی کردند ، به من مهر و وفا ودوستی آموختند
پس خدایا :
به همه ی آنانی که باعث تعالی دنیوی واخروی من شدند ،
خیر ونیکی دنیا وآخرت عطا بفرما .
شهید دکتر چمران
آنان که از من انتقاد کردند ، به من راه و رسم زندگی آموختند
آنان که به من بی اعتنایی کردند ، به من صبر وتحمل آموختند
آنان که به من خوبی کردند ، به من مهر و وفا ودوستی آموختند
پس خدایا :
به همه ی آنانی که باعث تعالی دنیوی واخروی من شدند ،
خیر ونیکی دنیا وآخرت عطا بفرما .
شهید دکتر چمران
وقتی فرصتی برای انسان پیش آمد که درس بگوید یا بخواند یا بنویسد، باید آن را مغتنم بشمارد.
مرحوم آیت الله بهجت (ره)
مرحوم آیت الله بهجت (ره)
Forwarded from زندگی طلبگی (.ـہـہــ۸ــہـمحمدرضا جباریـ🖤ـہـہــ۸ــہــ)
هو الباقی
دراین روزهای سخت کرونا جهاد گران،نه بهتر بگویم جوانمردانی را میشناسم که بدون هیچ چشم داشتی از بودن در کنار خانواده هایشان،آسایششان گذشتند و به انجام کارهایی پرداختند که وظیفه ی آنها نبود!
اما وظیفه ی خود دانستند!
حال عده ای نشسته و فقط ادای انسانیت را در می آورند...
آری از طلبه های جهاد گری می گویم که کار هایی انجام دادند که کسانی که مسئولشان بودند شانه خالی کردند و آنها به میدان آمدند...
بار این مسئولیت بزرگ را به دوش کشیدند....
پ.ن;
من به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی اسلامی از تمام کسانی که زحمت کشیدند در این راه ممنونم مخصوصا پرستاران عزیز.اماوظیفه ی خودم دونستم از تمامی طلاب جهادی خانم و آقا هم تشکرکنم...
.
.
.
© کانال رسمی « #زندگی_طلبگی »
™ @TalabehLife
🗃دستهبندی: #طلبه #طلبه_جهادی #کرونا #قرنطینه #جوانمرد #اسلام
دراین روزهای سخت کرونا جهاد گران،نه بهتر بگویم جوانمردانی را میشناسم که بدون هیچ چشم داشتی از بودن در کنار خانواده هایشان،آسایششان گذشتند و به انجام کارهایی پرداختند که وظیفه ی آنها نبود!
اما وظیفه ی خود دانستند!
حال عده ای نشسته و فقط ادای انسانیت را در می آورند...
آری از طلبه های جهاد گری می گویم که کار هایی انجام دادند که کسانی که مسئولشان بودند شانه خالی کردند و آنها به میدان آمدند...
بار این مسئولیت بزرگ را به دوش کشیدند....
پ.ن;
من به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی اسلامی از تمام کسانی که زحمت کشیدند در این راه ممنونم مخصوصا پرستاران عزیز.اماوظیفه ی خودم دونستم از تمامی طلاب جهادی خانم و آقا هم تشکرکنم...
.
.
.
© کانال رسمی « #زندگی_طلبگی »
™ @TalabehLife
🗃دستهبندی: #طلبه #طلبه_جهادی #کرونا #قرنطینه #جوانمرد #اسلام
#Story
ای همه آرزوی من
گاهی علی(ع) فاطمه(س) را اینگونه خطاب میکرد ای همه آرزوی من زهرا(س)...
قال علی علیه السلام
اَفْضَلُ الشَّفاعـاتِ اَنْ تَشْفَـعَ بَيْنَ اِثْنَيْنِ فى نِـكاحٍ يَجْـمَعَ اللّهُ بَيْنَـهُما.
از بهترين شفاعتها، شفاعت بين دو نفر در امر ازدواج است تا اينكه خداوند آنان را مجذوب يكديگر گرداند.
تهذیب ، ج۷ ص ۴۰۵
@TalabehLife
ای همه آرزوی من
گاهی علی(ع) فاطمه(س) را اینگونه خطاب میکرد ای همه آرزوی من زهرا(س)...
قال علی علیه السلام
اَفْضَلُ الشَّفاعـاتِ اَنْ تَشْفَـعَ بَيْنَ اِثْنَيْنِ فى نِـكاحٍ يَجْـمَعَ اللّهُ بَيْنَـهُما.
از بهترين شفاعتها، شفاعت بين دو نفر در امر ازدواج است تا اينكه خداوند آنان را مجذوب يكديگر گرداند.
تهذیب ، ج۷ ص ۴۰۵
@TalabehLife
عرفه را قدر بدانیم...
اعمال شب عرفه:
۱) دعایی که با این عبارت آغاز میشود « اللّٰهُمَّ یَا شاهِدَ کُلِّ نَجْوىٰ، وَمَوْضِعَ کُلِّ...»
۲) تسبیحات عشر هزار مرتبه خوانده شود.
۳) دعای « اللّٰهُمَّ مَنْ تَعَبَّأَ وَتَهَیَّأَ »
۴) زیارت امام حسین علیه السلام
اعمال روز عرفه:
۱) روزه گرفتن
۲) غسل مستحبی
۳) خواندن زیارت امام حسین علیهالسلام
۴) بعد از نماز ظهر و عصر و قبل از خواندن دعاهای عرفه ، بجا آوردن دو رکعت نماز در زیر آسمان سپس اقرار به گناهان و خطاها در پیشگاه خداوند متعال.
۵) تسبیحات عشر
۶ دعاهای معروف
*چگونگی این اعمال در کتاب مفاتیح آمده است.
*چگونگی این اعمال در اینترنت بصورت کامل
@TalabehLife
اعمال شب عرفه:
۱) دعایی که با این عبارت آغاز میشود « اللّٰهُمَّ یَا شاهِدَ کُلِّ نَجْوىٰ، وَمَوْضِعَ کُلِّ...»
۲) تسبیحات عشر هزار مرتبه خوانده شود.
۳) دعای « اللّٰهُمَّ مَنْ تَعَبَّأَ وَتَهَیَّأَ »
۴) زیارت امام حسین علیه السلام
اعمال روز عرفه:
۱) روزه گرفتن
۲) غسل مستحبی
۳) خواندن زیارت امام حسین علیهالسلام
۴) بعد از نماز ظهر و عصر و قبل از خواندن دعاهای عرفه ، بجا آوردن دو رکعت نماز در زیر آسمان سپس اقرار به گناهان و خطاها در پیشگاه خداوند متعال.
۵) تسبیحات عشر
۶ دعاهای معروف
*چگونگی این اعمال در کتاب مفاتیح آمده است.
*چگونگی این اعمال در اینترنت بصورت کامل
@TalabehLife
.
روز سلام
ما یک جورهایی خانوادگی ارادتمند خانواده شما شدهایم آقا. بگذارید همین اول کاری سلامی بکنم خدمت خودتان که چشم و چراغ مایید، شما که هر چه نباشد فرزند پیامبر حساب میشوید دیگر، شما که پدرتان امیرالمومنین بود، مادرتان هم که پر چادرشان روی چشم ماست. میبینید خب اصلا مگر میشود گرفتار و عاشق شما و این خانواده نبود، نمیشود دیگر.
من که کسی به حساب نمیآیم، من پیش شما خودم را آدم هم نباید حساب کنم اما خب از تحویلگرفتن شماست که زبان به حرف زدن باز کردهام و جرئت میکنم چیزی بگویم.
ما که بیخبریم از همهجا ولی با واسطه از فرزندهای شما شنیدیم که حق خونخواهی شما با قیام مختار و توابین و بعدیهایشان، ادا نشده. خدا خودش انتقام خون شما و پدر و مادرتان را میگیرد. اصلا شوخی است اگر ما قد و قواره خودمان را در حد و اندازه خونخواهی شما ببینیم.
من از بزرگترهایم یاد گرفتهام که در زندگی شما، حرکت جریان حق را ببینم و در زندگی دشمنهایتان، حرکت جریان باطل را. این حرفها اگر درست باشد، شما و خانوادهتان همه حق هستید و دشمنهایتان همه باطل. آن وقت انتقام خونِ حقِ شما مگر چیزی جز گندزدایی باطل از جهان است؟! همان که خدا طرحش را از پیش آماده کرده و برایمان گفته که یک روز که دور هم نیست، کسی میآید، (باز از خانواده شما) که خیال همه را بابت نسبت و حق و باطل راحت میکند و ریشه باطل را از دل خاک در میآورد.
آقا جان این روز اولی فقط آمدم سلامی بکنم و بگویم من را هم مثل همیشه جزء بچههای تیم خودتان بدانید، حالا کمی ناخالصتر از بقیه.
آقاجان راستی سلام ما را به اطرافیانتان برسانید، همانها که با شما ماندند، به زهیر و عبداالله و مسلم بن عوسجه و جعفر و عون و خلاصه به همهشان که در کنار شما جاودانه شدند.
آقا جان، ما تا هستیم، تا این روزگار میگردد، گرفتار شماییم و سلامگوی شما.
.
اَلسَّلامُ عَلَيک يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا خِيرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيرَتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ، وَابْنَ سَيدِ الْوَصِيينَ، اَلسَّلامُ عَلَيک يابْنَ فاطِمَةَ سَيدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا ثارَاللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ، وَالْوِتْرَالْمَوْتُورَ، اَلسَّلامُ عَلَيک وَ عَلَى الْأَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِک، عَلَيکمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيلُ وَالنَّهارُ
.
روز سلام
ما یک جورهایی خانوادگی ارادتمند خانواده شما شدهایم آقا. بگذارید همین اول کاری سلامی بکنم خدمت خودتان که چشم و چراغ مایید، شما که هر چه نباشد فرزند پیامبر حساب میشوید دیگر، شما که پدرتان امیرالمومنین بود، مادرتان هم که پر چادرشان روی چشم ماست. میبینید خب اصلا مگر میشود گرفتار و عاشق شما و این خانواده نبود، نمیشود دیگر.
من که کسی به حساب نمیآیم، من پیش شما خودم را آدم هم نباید حساب کنم اما خب از تحویلگرفتن شماست که زبان به حرف زدن باز کردهام و جرئت میکنم چیزی بگویم.
ما که بیخبریم از همهجا ولی با واسطه از فرزندهای شما شنیدیم که حق خونخواهی شما با قیام مختار و توابین و بعدیهایشان، ادا نشده. خدا خودش انتقام خون شما و پدر و مادرتان را میگیرد. اصلا شوخی است اگر ما قد و قواره خودمان را در حد و اندازه خونخواهی شما ببینیم.
من از بزرگترهایم یاد گرفتهام که در زندگی شما، حرکت جریان حق را ببینم و در زندگی دشمنهایتان، حرکت جریان باطل را. این حرفها اگر درست باشد، شما و خانوادهتان همه حق هستید و دشمنهایتان همه باطل. آن وقت انتقام خونِ حقِ شما مگر چیزی جز گندزدایی باطل از جهان است؟! همان که خدا طرحش را از پیش آماده کرده و برایمان گفته که یک روز که دور هم نیست، کسی میآید، (باز از خانواده شما) که خیال همه را بابت نسبت و حق و باطل راحت میکند و ریشه باطل را از دل خاک در میآورد.
آقا جان این روز اولی فقط آمدم سلامی بکنم و بگویم من را هم مثل همیشه جزء بچههای تیم خودتان بدانید، حالا کمی ناخالصتر از بقیه.
آقاجان راستی سلام ما را به اطرافیانتان برسانید، همانها که با شما ماندند، به زهیر و عبداالله و مسلم بن عوسجه و جعفر و عون و خلاصه به همهشان که در کنار شما جاودانه شدند.
آقا جان، ما تا هستیم، تا این روزگار میگردد، گرفتار شماییم و سلامگوی شما.
.
اَلسَّلامُ عَلَيک يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا خِيرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيرَتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ، وَابْنَ سَيدِ الْوَصِيينَ، اَلسَّلامُ عَلَيک يابْنَ فاطِمَةَ سَيدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا ثارَاللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ، وَالْوِتْرَالْمَوْتُورَ، اَلسَّلامُ عَلَيک وَ عَلَى الْأَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِک، عَلَيکمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيلُ وَالنَّهارُ
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•••
▪️شب چهارم محرم 🖤
▪️السَّلامُ عَلَیْکَ یَاحُرَّ بْنَ یَزیدَ الْرِّیَاحِی
▪️شب چهارم محرم 🖤
▪️السَّلامُ عَلَیْکَ یَاحُرَّ بْنَ یَزیدَ الْرِّیَاحِی
Forwarded from زندگی طلبگی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فيلم کوتاه داستاني 《علمک》، ساخته حسين دارابي که در چند جشنواره مورد توجه هيئت داوران و نيز مردم واقع شده است، در برنامه ثريا به روي آنتن رفت.
⏳زمان: ً ۷ دقیقه
@talabehlife
⏳زمان: ً ۷ دقیقه
@talabehlife
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
أنا في ايران و انت في عراق
يالهذا الفراق(٢)
ـ
من ایرانمو تو عراقی
I’m in Iran and you’re in Iraq
چه فراقی چه فراقی
The distance is impossible to bear
طراحی و تدوین: سیداحسان
@TalabehLife
يالهذا الفراق(٢)
ـ
من ایرانمو تو عراقی
I’m in Iran and you’re in Iraq
چه فراقی چه فراقی
The distance is impossible to bear
طراحی و تدوین: سیداحسان
@TalabehLife
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تیزر | هر موکب یک خدمت
◽اربعین راه کربلا باز است...
◽قرار ما پای عمود خدمت...
▫️کارگردان: ابوالفضل مورج
▫️مدیر تولید: محمد واحدی
▫️تدوین و صداگذاری: سید امید امامی
▫️تصویربردار: میلاد حسینی
@TalabehLife
◽اربعین راه کربلا باز است...
◽قرار ما پای عمود خدمت...
▫️کارگردان: ابوالفضل مورج
▫️مدیر تولید: محمد واحدی
▫️تدوین و صداگذاری: سید امید امامی
▫️تصویربردار: میلاد حسینی
@TalabehLife