Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان فرگشت انسان
🔸 کروموزومها
🔸 سرگذشت عجیب «نانوگ»ها
🔸 انسان و تخمگذاری!؟
ترجمه و تنظیم : دو نفر از اعضا خوب گروه «انسان خردمند»
♨️ @S_Answers
🔸 کروموزومها
🔸 سرگذشت عجیب «نانوگ»ها
🔸 انسان و تخمگذاری!؟
ترجمه و تنظیم : دو نفر از اعضا خوب گروه «انسان خردمند»
♨️ @S_Answers
👍1
طرح بزرگ_فصل سوم
@S_Answers
کتاب صوتی "طرح بزرگ"
"استیون هاوکینگ"
فصل سوم : "واقعیت بیرونی"
چندین سال قبل، شورای شهر مونتزا در ایتالیا، طی بیانیهای نگهداری ماهیهای خانگی را در تنگهای مدور ممنوع اعلام کرد. وضع کنندگان این قانون معتقد بودند نگهداری ماهی در تنگ با دیواره های منحنی، بیرحمانه است، زیرا ماهی از درون تنگ تصویر تحریف شدهای از واقعیت بیرونی را خواهد دید.
اما سوال اینجاست که از کجا میدانیم تصویر خود ما از واقعیت بیرونی تحریف نشده و حقیقی است؟
آیا این امکان وجود دارد که خود ما نیز درون یک تنگ بزرگ بوده و تصویرمان از واقعیت بیرونی بهوسیله یک عدسی بسیار بزرگ اعوجاج یافته باشد؟
تصویر ماهی درون تنگ از واقعیت بیرونی، با آنچه ما میبینیم تفاوت دارد، اما آیا میتوان مطمئن بود تصویر ما بهواقعیت نزدیکتر است؟
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
"استیون هاوکینگ"
فصل سوم : "واقعیت بیرونی"
چندین سال قبل، شورای شهر مونتزا در ایتالیا، طی بیانیهای نگهداری ماهیهای خانگی را در تنگهای مدور ممنوع اعلام کرد. وضع کنندگان این قانون معتقد بودند نگهداری ماهی در تنگ با دیواره های منحنی، بیرحمانه است، زیرا ماهی از درون تنگ تصویر تحریف شدهای از واقعیت بیرونی را خواهد دید.
اما سوال اینجاست که از کجا میدانیم تصویر خود ما از واقعیت بیرونی تحریف نشده و حقیقی است؟
آیا این امکان وجود دارد که خود ما نیز درون یک تنگ بزرگ بوده و تصویرمان از واقعیت بیرونی بهوسیله یک عدسی بسیار بزرگ اعوجاج یافته باشد؟
تصویر ماهی درون تنگ از واقعیت بیرونی، با آنچه ما میبینیم تفاوت دارد، اما آیا میتوان مطمئن بود تصویر ما بهواقعیت نزدیکتر است؟
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
محور شرارت چیست؟
هنگام بررسی تابش پس زمینه مایکروویو کیهانی باقیمانده ای از تابش و اثرات بیگ بنگ ستاره شناسان نوسانات حرارتی سردی را کشف کردند. این درجه حرارت های مختلف و یا ناهمسانگردی ها، مناطقی هستند که در آن چگالی های مختلف ماده در جهان اولیه تا مقیاسی عظیم با گسترش مداوم کوچک شده اند. در حالی که بسیاری از این تفاوت های دمایی با نظریه های کیهان شناختی فعلی این جهان توضیح داده می شود، ناحیه ای وجود دارد که با این نظریه ها سازگاری ندارد. خیلی عجیب است، محققانی که آن را کشف کردند آن را به نام “محور شرارت” نامیدند.
به هر حال، برای اینکه بدانیم #محور_شرارت چیست، ایده هایی وجود دارد. یکی از این ایده ها واقعا جذاب است، به گفته ی محققان در واقع ما شاهد منطقه ای هستیم که در آن جهان ما به جهان دیگر ضربه می زند و قوانین فیزیک همدیگر را نقض می کنند. بنابراین اگر این مورد باشد و ستاره شناسان شاهد تعامل جهانی دیگر هستند، برای #بیگانگان بیچاره ای که ممکن است باجهان بعدی همپوشانی داشته باشند، چه معنی دارد؟
ما هیچ ایده ای نداریم، اما تصور کنید وقتی قوانین فیزیک دو جهان کاملا متفاوت با هم همپوشانی داشته باشند، چه چیزی ممکن است رخ دهد؟ هر چه که هست، برای بیگانگان و ادامه بقای سالم آنها نمی تواند خوب باشد. اما نگران نباشید، آن منطقه میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارد و به هر حال جهانی دیگر نیست، ما فقط به مشاهدات دقیق تری نیاز داریم.
♨️ @S_Answers
universetoday
هنگام بررسی تابش پس زمینه مایکروویو کیهانی باقیمانده ای از تابش و اثرات بیگ بنگ ستاره شناسان نوسانات حرارتی سردی را کشف کردند. این درجه حرارت های مختلف و یا ناهمسانگردی ها، مناطقی هستند که در آن چگالی های مختلف ماده در جهان اولیه تا مقیاسی عظیم با گسترش مداوم کوچک شده اند. در حالی که بسیاری از این تفاوت های دمایی با نظریه های کیهان شناختی فعلی این جهان توضیح داده می شود، ناحیه ای وجود دارد که با این نظریه ها سازگاری ندارد. خیلی عجیب است، محققانی که آن را کشف کردند آن را به نام “محور شرارت” نامیدند.
به هر حال، برای اینکه بدانیم #محور_شرارت چیست، ایده هایی وجود دارد. یکی از این ایده ها واقعا جذاب است، به گفته ی محققان در واقع ما شاهد منطقه ای هستیم که در آن جهان ما به جهان دیگر ضربه می زند و قوانین فیزیک همدیگر را نقض می کنند. بنابراین اگر این مورد باشد و ستاره شناسان شاهد تعامل جهانی دیگر هستند، برای #بیگانگان بیچاره ای که ممکن است باجهان بعدی همپوشانی داشته باشند، چه معنی دارد؟
ما هیچ ایده ای نداریم، اما تصور کنید وقتی قوانین فیزیک دو جهان کاملا متفاوت با هم همپوشانی داشته باشند، چه چیزی ممکن است رخ دهد؟ هر چه که هست، برای بیگانگان و ادامه بقای سالم آنها نمی تواند خوب باشد. اما نگران نباشید، آن منطقه میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارد و به هر حال جهانی دیگر نیست، ما فقط به مشاهدات دقیق تری نیاز داریم.
♨️ @S_Answers
universetoday
طرح بزرگ_ فصل چهارم
@S_Answers
کتاب صوتی "طرح بزرگ"
"استیون هاوکینگ"
فصل چهارم: "تاریخچههای جایگزین"
در سال ۱۹۹۹ تیمی متشکل از فیزیکدانان در اتریش، شبکهای از مولکولها بهشکل توپ فوتبال را به یک مانع شلیک کردند.
این مولکولها که هرکدام از شصت اتم کربن تشکیل شدهاند، باکیبال ( Buckyball ) نامیده میشوند.
باکیبال، از نام معماری به نام باکمینستر فولر گرفته شده که ساختمانهایی به این شکل ساخته است. احتمالا گنبدهای هندسی فولر، بزرگترین اجرامی هستند که تاکنون به شکل توپ فوتبال ساخته شدهاند و باکیبالهای کوچکترین آنها محسوب میشوند.
مانعی که دانشمندان باکیبالها را بهسمت آن شلیک کردند، دارای دو شکاف بود و باکیبالها از درون این دوشکاف عبور میکردند.
فیزیکدانان در پشت این مانع، صفحه آشکارسازی را قراردادند تا بتوانند مولکولهای بیرون آمده از شکافها را آشکار و شمارش کنند...
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
"استیون هاوکینگ"
فصل چهارم: "تاریخچههای جایگزین"
در سال ۱۹۹۹ تیمی متشکل از فیزیکدانان در اتریش، شبکهای از مولکولها بهشکل توپ فوتبال را به یک مانع شلیک کردند.
این مولکولها که هرکدام از شصت اتم کربن تشکیل شدهاند، باکیبال ( Buckyball ) نامیده میشوند.
باکیبال، از نام معماری به نام باکمینستر فولر گرفته شده که ساختمانهایی به این شکل ساخته است. احتمالا گنبدهای هندسی فولر، بزرگترین اجرامی هستند که تاکنون به شکل توپ فوتبال ساخته شدهاند و باکیبالهای کوچکترین آنها محسوب میشوند.
مانعی که دانشمندان باکیبالها را بهسمت آن شلیک کردند، دارای دو شکاف بود و باکیبالها از درون این دوشکاف عبور میکردند.
فیزیکدانان در پشت این مانع، صفحه آشکارسازی را قراردادند تا بتوانند مولکولهای بیرون آمده از شکافها را آشکار و شمارش کنند...
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
منظور از انبساط کیهان چیست؟ آیا کیهان مرکزی دارد؟ آیا لبه ای دارد؟
زیرنویس فارسی دارد
♨️ @S_Answers
#انبساط_کیهان
زیرنویس فارسی دارد
♨️ @S_Answers
#انبساط_کیهان
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جهان در چه چیزی منبسط میشود؟ درونش چیست بیرونش چیست؟
جهانهای چندگانه نتیجه کدام نظریه علمی است؟
زیرنویس فارسی دارد
♨️ @S_Answers
#انبساط_کیهان
جهانهای چندگانه نتیجه کدام نظریه علمی است؟
زیرنویس فارسی دارد
♨️ @S_Answers
#انبساط_کیهان
👍3
پاسخ کوتاه به پرسشهای دشوار
کیهان در چه چیزی در حال انبساط است؟
آیا کیهان لبه دارد؟ بیرون از کیهان چیست؟
ایا اعتراف می کنید که چنین سوالی داشته اید: « با توجه به اینکه دانشمندان میدانند که جهان در حال انبساط است، کیهان در چه چیزی در حال انبساط است؟» بیرون از کیهان چیست؟ این سوال را از هر اخترشناسی بپرسید جواب رضایت بخشی دریافت نمی کنید. پاسخ ما نیز ناامید کننده است اما واقعا این توضیحات موجب میشود این نارضایتی دیگر شما را آزار ندهد.
کوتاه ترین پاسخ این است که این یک سوال ها بی معنی ست، جهان در هیچ چیزی منبسط نمی شود، بلکه فقط منبسط میشود. تعریف کیهان این است که "شامل همه چیز است"، اگر چیزی بیرون از کیهان باشد، بازهم بخشی از کیهان خواهد بود. بیرون از آن؟ همچنان بخشی از کیهان هست. با تاکید می پرسید، بیرون از آن؟؟ بله بازهم بخشی از کیهان هست. میدانم که خواهید گفت این جواب رضایت بخش نیست، ناچارم ذهن شما را تغییر دهم.
کیهان یا نامتناهی است و بنابراین تا ابد ادامه دارد، یا متناهی است و ظرفیت محدودی دارد؛ در هر دو صورت هیچ مرز و لبه ای ندارد. ما زمانی که میخواهیم کیهان را پس از بیگ بنگ تصور کنیم، آنرا در یک نقطه واحد انفجاری همراه با پخش ماده و انرژی تصور میکنیم. اما چنین تشبیه و قیاسی درست و دقیق نیست.
بهترین قیاس این است که سطح یک بالن در حال انبساط را تصور کنیم، البته نه یک بالن سه بعدی، بلکه فقط سطح دو بعدی آنرا. تصور کنید مورچهای هستید که در روی سطح یک بالن بزرگ در حال حرکت هستید و این بالن کل جهان شما بود، شما له خاطر کوچک بودن بالن را زیر پایتان کاملا صاف احساس می کردید.
تصور کنید بالن در حال باد شدن است، این معادل با #انبساط_کیهان واقعی ما است، از هر جهت که نگاه کنید، مورچه های دیگر در حال دور شدن از شما هستند، هر چه دورتر باشند، با سرعت بیشتری دور می شوند. با اینحال هرچند که احساس میکنید روی یک سطح صاف قدم میزنید اما از هر طرف که قدم بزنید، میتوانید به نقطه شروع بازگردید.
ممکن است به این فکر کنید که سطح بالن در چه فضایی منبسط میشود، اما این بار نیز این سوال بیمعنی است. چرا که مغز شما به عنوان مورچه، در یک فضای دوبعدی تکامل یافته است و اصلا نمیتوانید فضای سه بعدی را درک کنید. درست است که درون بالن سه بعدی نقطهای به نام مرکز دارد، اما در دنیای شما که همان سطح دوبعدی بالن است، هیچ مرکزی تعریف نمیشود. تنها فضایی است که در تمامی جهات گسترده شده و در نهایت روی خودش میپیچد. به علاوه سفر شما در یک جهت خاص روی این بالن، برای اینکه یک دور کامل بزنید، بیشتر و بیشتر طول خواهد کشید. چرا که سطح بالن در حال منبسط شدن است.
برای درک بهتر که چگونه این مثال برای دنیای واقعی ما کار میکند، باید همه چیز را یک بُعد بالاتر ببریم. از سطح دوبعدی بادکنک که در فضای سه بعدی اتاق قرار گرفته، به فضایی سه بعدی که در جهانی چهاربعدی جای گرفته، کوچ کنیم. ستارهشناسان بر این باورند که اگر شما در هر جهتی در کیهان، به میزان کافی حرکت کنید، در نهایت به محل اولیه خود باز میگردید. تصورش را بکنید که اگر سفینه شما در طول سفرتان همواره کش میآمد، میتوانستید پشت سر خودتان را ببینید!
از آنجایی کیهان همواره در حال گسترش است، چنین سفری برای یک دور کامل زدن و بازگشتن به محل اولیه خودتان، بیشتر و بیشتر طول خواهد کشید. اما هیچ جهتی وجود نخواهد داشت که با حرکت در آن بتوانید از کیهان کنونی خارج شوید. مثال مورچه دوبعدی را به خاطر بیاورید که هیچوقت امکانش نیست که از سطح دوبعدی جهان خود خارج شود. (لطفا فکر پایین افتادن مورچه از سطح بالن را نکنید!) حتی اگر میتوانستید سریعتر از سرعت نور سفر کنید، باز هم در این مورد چیزی عوض نمیشد. تنها فرقش این بود که زودتر به سر جای اول خود باز میگشتید. مشابه دورشدن سایر مورچهها از مورچه مثال ما، در واقعیت نیز، با انبساط کیهان تمامی کهکشانها در حال دور شدن از ما هستند.
به یاد داشته باشید که ادراک ما سه بعدی است، و اگر ما موجوداتی چهار بعدی بودیم درک این موضوع خیلی سادهتر بود.
امیدوارم این توضیحات به شما کمک کنند که درک کنید چرا سوال «کیهان در چه چیزی گسترش می یابد؟» از اساس اشتباه است. کیهان بدون لبه است و در حال انبساط در هیچ چیزی نیست، تنها در حال انبساط است.
ترجمه sophia
♨️ @S_Answers
➕منبع ➕ویدئو ➕ویدئو ➕مستند ➕توضیح بیشتر
کیهان در چه چیزی در حال انبساط است؟
آیا کیهان لبه دارد؟ بیرون از کیهان چیست؟
ایا اعتراف می کنید که چنین سوالی داشته اید: « با توجه به اینکه دانشمندان میدانند که جهان در حال انبساط است، کیهان در چه چیزی در حال انبساط است؟» بیرون از کیهان چیست؟ این سوال را از هر اخترشناسی بپرسید جواب رضایت بخشی دریافت نمی کنید. پاسخ ما نیز ناامید کننده است اما واقعا این توضیحات موجب میشود این نارضایتی دیگر شما را آزار ندهد.
کوتاه ترین پاسخ این است که این یک سوال ها بی معنی ست، جهان در هیچ چیزی منبسط نمی شود، بلکه فقط منبسط میشود. تعریف کیهان این است که "شامل همه چیز است"، اگر چیزی بیرون از کیهان باشد، بازهم بخشی از کیهان خواهد بود. بیرون از آن؟ همچنان بخشی از کیهان هست. با تاکید می پرسید، بیرون از آن؟؟ بله بازهم بخشی از کیهان هست. میدانم که خواهید گفت این جواب رضایت بخش نیست، ناچارم ذهن شما را تغییر دهم.
کیهان یا نامتناهی است و بنابراین تا ابد ادامه دارد، یا متناهی است و ظرفیت محدودی دارد؛ در هر دو صورت هیچ مرز و لبه ای ندارد. ما زمانی که میخواهیم کیهان را پس از بیگ بنگ تصور کنیم، آنرا در یک نقطه واحد انفجاری همراه با پخش ماده و انرژی تصور میکنیم. اما چنین تشبیه و قیاسی درست و دقیق نیست.
بهترین قیاس این است که سطح یک بالن در حال انبساط را تصور کنیم، البته نه یک بالن سه بعدی، بلکه فقط سطح دو بعدی آنرا. تصور کنید مورچهای هستید که در روی سطح یک بالن بزرگ در حال حرکت هستید و این بالن کل جهان شما بود، شما له خاطر کوچک بودن بالن را زیر پایتان کاملا صاف احساس می کردید.
تصور کنید بالن در حال باد شدن است، این معادل با #انبساط_کیهان واقعی ما است، از هر جهت که نگاه کنید، مورچه های دیگر در حال دور شدن از شما هستند، هر چه دورتر باشند، با سرعت بیشتری دور می شوند. با اینحال هرچند که احساس میکنید روی یک سطح صاف قدم میزنید اما از هر طرف که قدم بزنید، میتوانید به نقطه شروع بازگردید.
ممکن است به این فکر کنید که سطح بالن در چه فضایی منبسط میشود، اما این بار نیز این سوال بیمعنی است. چرا که مغز شما به عنوان مورچه، در یک فضای دوبعدی تکامل یافته است و اصلا نمیتوانید فضای سه بعدی را درک کنید. درست است که درون بالن سه بعدی نقطهای به نام مرکز دارد، اما در دنیای شما که همان سطح دوبعدی بالن است، هیچ مرکزی تعریف نمیشود. تنها فضایی است که در تمامی جهات گسترده شده و در نهایت روی خودش میپیچد. به علاوه سفر شما در یک جهت خاص روی این بالن، برای اینکه یک دور کامل بزنید، بیشتر و بیشتر طول خواهد کشید. چرا که سطح بالن در حال منبسط شدن است.
برای درک بهتر که چگونه این مثال برای دنیای واقعی ما کار میکند، باید همه چیز را یک بُعد بالاتر ببریم. از سطح دوبعدی بادکنک که در فضای سه بعدی اتاق قرار گرفته، به فضایی سه بعدی که در جهانی چهاربعدی جای گرفته، کوچ کنیم. ستارهشناسان بر این باورند که اگر شما در هر جهتی در کیهان، به میزان کافی حرکت کنید، در نهایت به محل اولیه خود باز میگردید. تصورش را بکنید که اگر سفینه شما در طول سفرتان همواره کش میآمد، میتوانستید پشت سر خودتان را ببینید!
از آنجایی کیهان همواره در حال گسترش است، چنین سفری برای یک دور کامل زدن و بازگشتن به محل اولیه خودتان، بیشتر و بیشتر طول خواهد کشید. اما هیچ جهتی وجود نخواهد داشت که با حرکت در آن بتوانید از کیهان کنونی خارج شوید. مثال مورچه دوبعدی را به خاطر بیاورید که هیچوقت امکانش نیست که از سطح دوبعدی جهان خود خارج شود. (لطفا فکر پایین افتادن مورچه از سطح بالن را نکنید!) حتی اگر میتوانستید سریعتر از سرعت نور سفر کنید، باز هم در این مورد چیزی عوض نمیشد. تنها فرقش این بود که زودتر به سر جای اول خود باز میگشتید. مشابه دورشدن سایر مورچهها از مورچه مثال ما، در واقعیت نیز، با انبساط کیهان تمامی کهکشانها در حال دور شدن از ما هستند.
به یاد داشته باشید که ادراک ما سه بعدی است، و اگر ما موجوداتی چهار بعدی بودیم درک این موضوع خیلی سادهتر بود.
امیدوارم این توضیحات به شما کمک کنند که درک کنید چرا سوال «کیهان در چه چیزی گسترش می یابد؟» از اساس اشتباه است. کیهان بدون لبه است و در حال انبساط در هیچ چیزی نیست، تنها در حال انبساط است.
ترجمه sophia
♨️ @S_Answers
➕منبع ➕ویدئو ➕ویدئو ➕مستند ➕توضیح بیشتر
طرح بزرگ_ فصل پنجم
@S_Answers
کتاب صوتی "طرح بزرگ"
"استیون هاوکینگ"
فصل پنجم: "نظریه همهچیز"
جهان قابل فهم است، چون قوانين علمی بر آن حکمفرماست، بدین معنی که میتوان آنرا مدلسازی کرد.
اما این قوانین یا مدلها چیستند؟
اولین نیرویی که به زبان ریاضی توصیف شد گرانش بود. قانون گرانش نیوتون که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، بیان میدارد که هرجسمی در جهان توسط دیگری با نیرویی متناسب با جرمش جذب میشود. این امر تاثیر شگرفی بر حیات فکری دوران خود برجای گذاشت، زیرا برای اولینبار نشان میداد که دستکم یک جنبه از جهان را میتوان بهدقت مدلسازی کرد.
بهعلاوه او ریاضیات موردنیاز برای انجام چنینکاری را بنانهاد.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
"استیون هاوکینگ"
فصل پنجم: "نظریه همهچیز"
جهان قابل فهم است، چون قوانين علمی بر آن حکمفرماست، بدین معنی که میتوان آنرا مدلسازی کرد.
اما این قوانین یا مدلها چیستند؟
اولین نیرویی که به زبان ریاضی توصیف شد گرانش بود. قانون گرانش نیوتون که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، بیان میدارد که هرجسمی در جهان توسط دیگری با نیرویی متناسب با جرمش جذب میشود. این امر تاثیر شگرفی بر حیات فکری دوران خود برجای گذاشت، زیرا برای اولینبار نشان میداد که دستکم یک جنبه از جهان را میتوان بهدقت مدلسازی کرد.
بهعلاوه او ریاضیات موردنیاز برای انجام چنینکاری را بنانهاد.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
طرح بزرگ_فصل ششم_هاوکینگ
@S_Answers
کتاب صوتی "طرح بزرگ"
"استیون هاوکینگ"
فصل ششم: "گزینش جهانما"
مردم بوشونگوا در آفریقای مرکزی عقیده داشتند در ابتدا فقط تاریکی، آب و خداوند بزرگ بومبا وجود داشتند. تا اینکه یکروز بومبا، پساز احساس درد شدید در شکم، خورشید را بالا آورد. باگذشت زمان، خورشید مقداری از آب را خشک کرد و زمین پدیدار شد. اما بومبا هنوز هم درد داشت و بازهم بالا آورد. به این ترتیب ماه، ستارگان و برخی حیوانات بیرون آمدند. و در آخر انسان.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
"استیون هاوکینگ"
فصل ششم: "گزینش جهانما"
مردم بوشونگوا در آفریقای مرکزی عقیده داشتند در ابتدا فقط تاریکی، آب و خداوند بزرگ بومبا وجود داشتند. تا اینکه یکروز بومبا، پساز احساس درد شدید در شکم، خورشید را بالا آورد. باگذشت زمان، خورشید مقداری از آب را خشک کرد و زمین پدیدار شد. اما بومبا هنوز هم درد داشت و بازهم بالا آورد. به این ترتیب ماه، ستارگان و برخی حیوانات بیرون آمدند. و در آخر انسان.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
من کی هستم؟
در سیر تاریخی نوع بشر، سه واژه کوچک بوده که شاعران را به سمت کاغذ سفید، فلاسفه را به آگورا، و جویندگان را به معبد اوراکل سوق میداده: «من که هستم؟»
از موعظههای یونان باستان حک شده بر معبد آپولو، پیرامون «خودشناسی»، تا آوازهای سرایندگان راک، «شما که هستید؟» فلاسفه، روانشناسان، دانشگاهیان، دانشمندان، هنرمندان، عالمان الهیات و سیاستمداران همه با موضوع هویت دست و پنجه نرم کردهاند.
فرضیات آنها به طور گسترهای متنوع بوده و فاقد اجماع معنا داری است. این افراد هوشمند و خلاق، چه مشکلی برای رسیدن به پاسخ درست دارند؟
یکی از چالشها قطعا نهفته در پیچیدگیِ مفهوم پایداریِ هویت است. شما کدام یک هستید شخصی که امروز هستید؟ پنج سال پیش بودید؟
کسی که پنجاه سال دیگر خواهید بود؟ و «هستم» به چه زمانی اشاره دارد؟ این هفته؟
امروز؟ همین ساعت؟ این ثانیه؟
و کدام جنبه از شما «من» است؟ شما بدن فیزیکیتان هستید؟ اندیشهها و عواطف رفتارهایتان؟ این آبهای تیره و خروشانِ تفکرِ انتزاعی حرکت را دشوار ساخته، و احتمالا راه مناسب برای نشان دادن این پیچیدگی، اشاره به پلوتارک مورخ یونانی باشد که از داستان یک کشتی بهره میگیرد.
شما چگونه «من»ی هستید؟ طبق افسانه، تسئوس بنیانگذار افسانهای پادشاهی آتن، مینوتور اهریمنِ کِرِت را به تنهایی سر برید و سپس با کشتی به خانه بازگشت. به افتخار این شاهکار قهرمانانه، آتنیان با زحمت بسیار این کشتی را در بندر نگهداری کردند، و هر ساله این سفر را بازآفرینی میکردند. هرگاه قطعهای از این کشتی فرسوده یا خراب میشد، با قطعهای یکسان و از همان جنس جایگزین میشد. تا زمانی که در برخی نواحی هیچ قطعه اصلی باقی نماند.
پلوتارک اشاره میکند که کشتی تسئوس مثالی است از پارادوکس فلسفی حول محور پایداری هویت.
چگونه تک تک اجزاء چیزی میتواند جایگزین(تعویض) شود، اما هنوز همانچیز باقی بماند؟ تصور کنیم دو کشتی وجود دارد:
کشتی الف - کشتی تسئوس که در آتن لنگر انداخته،و کشتی ب - که ۱،۰۰۰ سال بعد توسط آتنیان ساخته شده. خیلی ساده سوال ما این است که: آیا الف با ب همسان است؟ عدهای شاید بگویند برای ۱،۰۰۰ سال تنها یک کشتی تسئوس وجود داشته، و از آنجا که تغییرات صورت گرفته به تدریج انجام شده، هرگز و در هیچ لحظهای افسانهای بودن آن متوقف نشده. هرچند که آنها مطلقا فاقد هرگونه قطعه مشترکی هستند، هر دو کشتی کمیت یکسانی دارند به این معنا که هر دو یکی هستند. پس الف با ب برابر است. با این حال برخی میتوانند استدلال کنند که تسئوس هرگز حتی پایش را هم روی کشتی ب نگذاشته بود، و حضور او روی کشتی یک ویژگی کیفی بنیادی کشتیِ تسئوس است، که بدون او قادر به بقا نیست.
پس هرچند این دو کشتی با نگاه کمّی یکسان هستند، از دید کیفی یکسان نیستند. پس A با B مساوی نیست.
اما زمانی که این پیچیدگی را در نظر بگیریم چه اتفاقی رخ میدهد؟ اگر یک نفر تک تک قطعات مستعمل کشتی اصلی را جمع کرده و کشتی اصلی را بازسازی کند چطور؟ وقتی که کارش تمام شود، نمیشود انکار کرد که به طور مجسم دو کشتی وجود دارد: یکی که در آتن لنگر انداخته، و دیگری در حیاط شخص مفروض ما.
هریک از آنها میتواند عنوانِ «کشتی تسئوس» را تصاحب کند اما در واقع تنها یکی از آنها میتواند واقعی باشد.
پس کدام یک اصلی است؟ و مهمتر اینکه در مورد شما این موضوع چگونه است؟ مانند کشتی تسئوس، شما هم مجموعهای از بخشها هستید که به طور مداوم تغییر میکنند: بدن فیزیکی شما، ذهن، احساسات، احوالات و حتی خصلت های شما، همواره در حال تغییر هستند، اما به شکل شگفت آور و گاه غیرمعقولی، شما همان که هستید میمانید.
این یکی از دلایلی است که پرسش «من کیستم؟ » بسیار پیچیده است.
و به منظور پاسخ دادن به آن، مانند بسیاری از متفکرین بزرگ پیش شما، باید آماده شیرجه زدن در اقیانوس بیانتهای تناقضات فلسفی باشید. یا شاید بخواهید تنها بگویید «من قهرمان افسانهای و کشتیبانِ کشتی جنگی نیرومند هستم.»
این هم میتواند موثر باشد.
♨️ @S_Answers
Ship of Theseus
TED
در سیر تاریخی نوع بشر، سه واژه کوچک بوده که شاعران را به سمت کاغذ سفید، فلاسفه را به آگورا، و جویندگان را به معبد اوراکل سوق میداده: «من که هستم؟»
از موعظههای یونان باستان حک شده بر معبد آپولو، پیرامون «خودشناسی»، تا آوازهای سرایندگان راک، «شما که هستید؟» فلاسفه، روانشناسان، دانشگاهیان، دانشمندان، هنرمندان، عالمان الهیات و سیاستمداران همه با موضوع هویت دست و پنجه نرم کردهاند.
فرضیات آنها به طور گسترهای متنوع بوده و فاقد اجماع معنا داری است. این افراد هوشمند و خلاق، چه مشکلی برای رسیدن به پاسخ درست دارند؟
یکی از چالشها قطعا نهفته در پیچیدگیِ مفهوم پایداریِ هویت است. شما کدام یک هستید شخصی که امروز هستید؟ پنج سال پیش بودید؟
کسی که پنجاه سال دیگر خواهید بود؟ و «هستم» به چه زمانی اشاره دارد؟ این هفته؟
امروز؟ همین ساعت؟ این ثانیه؟
و کدام جنبه از شما «من» است؟ شما بدن فیزیکیتان هستید؟ اندیشهها و عواطف رفتارهایتان؟ این آبهای تیره و خروشانِ تفکرِ انتزاعی حرکت را دشوار ساخته، و احتمالا راه مناسب برای نشان دادن این پیچیدگی، اشاره به پلوتارک مورخ یونانی باشد که از داستان یک کشتی بهره میگیرد.
شما چگونه «من»ی هستید؟ طبق افسانه، تسئوس بنیانگذار افسانهای پادشاهی آتن، مینوتور اهریمنِ کِرِت را به تنهایی سر برید و سپس با کشتی به خانه بازگشت. به افتخار این شاهکار قهرمانانه، آتنیان با زحمت بسیار این کشتی را در بندر نگهداری کردند، و هر ساله این سفر را بازآفرینی میکردند. هرگاه قطعهای از این کشتی فرسوده یا خراب میشد، با قطعهای یکسان و از همان جنس جایگزین میشد. تا زمانی که در برخی نواحی هیچ قطعه اصلی باقی نماند.
پلوتارک اشاره میکند که کشتی تسئوس مثالی است از پارادوکس فلسفی حول محور پایداری هویت.
چگونه تک تک اجزاء چیزی میتواند جایگزین(تعویض) شود، اما هنوز همانچیز باقی بماند؟ تصور کنیم دو کشتی وجود دارد:
کشتی الف - کشتی تسئوس که در آتن لنگر انداخته،و کشتی ب - که ۱،۰۰۰ سال بعد توسط آتنیان ساخته شده. خیلی ساده سوال ما این است که: آیا الف با ب همسان است؟ عدهای شاید بگویند برای ۱،۰۰۰ سال تنها یک کشتی تسئوس وجود داشته، و از آنجا که تغییرات صورت گرفته به تدریج انجام شده، هرگز و در هیچ لحظهای افسانهای بودن آن متوقف نشده. هرچند که آنها مطلقا فاقد هرگونه قطعه مشترکی هستند، هر دو کشتی کمیت یکسانی دارند به این معنا که هر دو یکی هستند. پس الف با ب برابر است. با این حال برخی میتوانند استدلال کنند که تسئوس هرگز حتی پایش را هم روی کشتی ب نگذاشته بود، و حضور او روی کشتی یک ویژگی کیفی بنیادی کشتیِ تسئوس است، که بدون او قادر به بقا نیست.
پس هرچند این دو کشتی با نگاه کمّی یکسان هستند، از دید کیفی یکسان نیستند. پس A با B مساوی نیست.
اما زمانی که این پیچیدگی را در نظر بگیریم چه اتفاقی رخ میدهد؟ اگر یک نفر تک تک قطعات مستعمل کشتی اصلی را جمع کرده و کشتی اصلی را بازسازی کند چطور؟ وقتی که کارش تمام شود، نمیشود انکار کرد که به طور مجسم دو کشتی وجود دارد: یکی که در آتن لنگر انداخته، و دیگری در حیاط شخص مفروض ما.
هریک از آنها میتواند عنوانِ «کشتی تسئوس» را تصاحب کند اما در واقع تنها یکی از آنها میتواند واقعی باشد.
پس کدام یک اصلی است؟ و مهمتر اینکه در مورد شما این موضوع چگونه است؟ مانند کشتی تسئوس، شما هم مجموعهای از بخشها هستید که به طور مداوم تغییر میکنند: بدن فیزیکی شما، ذهن، احساسات، احوالات و حتی خصلت های شما، همواره در حال تغییر هستند، اما به شکل شگفت آور و گاه غیرمعقولی، شما همان که هستید میمانید.
این یکی از دلایلی است که پرسش «من کیستم؟ » بسیار پیچیده است.
و به منظور پاسخ دادن به آن، مانند بسیاری از متفکرین بزرگ پیش شما، باید آماده شیرجه زدن در اقیانوس بیانتهای تناقضات فلسفی باشید. یا شاید بخواهید تنها بگویید «من قهرمان افسانهای و کشتیبانِ کشتی جنگی نیرومند هستم.»
این هم میتواند موثر باشد.
♨️ @S_Answers
Ship of Theseus
TED
👍3
طرح بزرگ_ فصل هفتم
@S_Answers
کتاب صوتی "طرح بزرگ"
"استیون هاوکینگ"
فصل هفتم: "معجزهی آشکار"
مردم چین عقیده دارند که زمانی در دوره حکمرانی سلسله شیا (حدود ۲۲۰۵ تا ۱۷۸۲ پیش از میلاد) ناگهان محيط کیهانی ما تغییر یافته است.
ده خورشید، به ناگاه در آسمان ظاهر شدند. گرمای شدید ناشی از این ده خورشید مردم را بیتاب کرد و بنابراین امپراتور بهیکی از کمانداران نامی دستور میدهد تا خورشیدهای اضافی را با تیر هدف قرارداده و سرنگون کند. امپراتور برای تشکر از کمانگیر، قرصی به او هدیه میدهد که با خوردن آن ابدی میشود. اما زن کماندار قرص را از او میدزد و در نهایت بهخاطر این نافرمانی به ماه تبعید میشود.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
"استیون هاوکینگ"
فصل هفتم: "معجزهی آشکار"
مردم چین عقیده دارند که زمانی در دوره حکمرانی سلسله شیا (حدود ۲۲۰۵ تا ۱۷۸۲ پیش از میلاد) ناگهان محيط کیهانی ما تغییر یافته است.
ده خورشید، به ناگاه در آسمان ظاهر شدند. گرمای شدید ناشی از این ده خورشید مردم را بیتاب کرد و بنابراین امپراتور بهیکی از کمانداران نامی دستور میدهد تا خورشیدهای اضافی را با تیر هدف قرارداده و سرنگون کند. امپراتور برای تشکر از کمانگیر، قرصی به او هدیه میدهد که با خوردن آن ابدی میشود. اما زن کماندار قرص را از او میدزد و در نهایت بهخاطر این نافرمانی به ماه تبعید میشود.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
👍2
تجربهی نزدیک به مرگ NDE
تجربهی نزدیک به مرگ تجربهای فردی است، مرتبط با مرگ قریبالوقوع، که احساساتی نظیر جدا شدن از بدن، معلق بودن در هوا و دور شدن از زمین، آرامش در سراسر بدن، گرما، امنیت و مشاهدهی نوری درخشان را در بر میگیرد. در آمریکای بین ۳۸ تا ۵۰ درصد از افرادی که تا نزدیکی حالت مرگ بالینی Clinical Death پیش رفتند این تجربه را بازگو کردند.
جمعی از محققان روانشناسی دانشگاه ادینبرو و انجمن تحقیقات پزشکی کمبریج با بازبینی پژوهشهای انجام شده در مورد این پدیده آن را بیشتر حقهای از طرف ذهن دانستهاند تا نشانهای برای زندگی پس از مرگ. بسیاری از تجارب نزدیک به مرگ میتوانند ناشی از تلاش مغز برای ایجاد احساسات و ادراکات عجیب در لحظات وقایع تکان دهنده باشند. به گفتهی دکتر وات از دانشگاه ادینبرو: «تحقیقات ما نشان میدهد بسیاری از کسانی که #تجربه_نزدیک_به_مرگ داشتهاند حقیقتا با خطر مرگ مواجه نبودهاند، با اینحال آنها گمان میکردند که درحال مرگند. » شواهد علمی نشان میدهند که تمامی جنبههای تجربهی نزدیک به مرگ منشا عصبی- فیزیولوزیکی یا روانشناختی دارند....
ادامه مطلب 👇
♨️ @S_Answers
.
تجربهی نزدیک به مرگ تجربهای فردی است، مرتبط با مرگ قریبالوقوع، که احساساتی نظیر جدا شدن از بدن، معلق بودن در هوا و دور شدن از زمین، آرامش در سراسر بدن، گرما، امنیت و مشاهدهی نوری درخشان را در بر میگیرد. در آمریکای بین ۳۸ تا ۵۰ درصد از افرادی که تا نزدیکی حالت مرگ بالینی Clinical Death پیش رفتند این تجربه را بازگو کردند.
جمعی از محققان روانشناسی دانشگاه ادینبرو و انجمن تحقیقات پزشکی کمبریج با بازبینی پژوهشهای انجام شده در مورد این پدیده آن را بیشتر حقهای از طرف ذهن دانستهاند تا نشانهای برای زندگی پس از مرگ. بسیاری از تجارب نزدیک به مرگ میتوانند ناشی از تلاش مغز برای ایجاد احساسات و ادراکات عجیب در لحظات وقایع تکان دهنده باشند. به گفتهی دکتر وات از دانشگاه ادینبرو: «تحقیقات ما نشان میدهد بسیاری از کسانی که #تجربه_نزدیک_به_مرگ داشتهاند حقیقتا با خطر مرگ مواجه نبودهاند، با اینحال آنها گمان میکردند که درحال مرگند. » شواهد علمی نشان میدهند که تمامی جنبههای تجربهی نزدیک به مرگ منشا عصبی- فیزیولوزیکی یا روانشناختی دارند....
ادامه مطلب 👇
♨️ @S_Answers
.
Telegraph
تجربه نزدیک به مرگ
تجربهی نزدیک به مرگ تجربهای فردی است، مرتبط با مرگ قریبالوقوع، که احساساتی نظیر جدا شدن از بدن، معلق بودن در هوا و دور شدن از زمین، آرامش در سراسر بدن، گرما، امنیت و مشاهدهی نوری درخشان را در بر میگیرد. در آمریکای بین ۳۸ تا ۵۰ درصد از افرادی که تا نزدیکی…
👍4
فصل هشتم _طرح بزرگ
@S_Answers
کتاب صوتی "طرح بزرگ"
"استیون هاوکینگ"
فصل هشتم: "طرح بزرگ"
در این کتاب دیدیم که چگونه نظم حرکت اجرام کیهانی، مثل خورشید، ماه و سیارات نشان میدهد که این اجرام، بهجای اینکه بازیچه میل خداوندان و شیاطین متعدد باشند، از طریق قوانین معینی اداره می شوند. این قوانین در ابتدا تنها در علم ستارهشناسی ظهور پیدا کردند. رفتار اجرام بر روی زمین چنان پیچیده و تابع چنان اثرات متعددی است که تمدنهای اولیه قادر به تشخیص هیچ الگوی صریح و روشن از قوانین حاکم بر آنها نبودند. با اینحال بهتدریج قوانین جدید در حوزههایی غیر از ستارهشناسی نیز کشف شدند و ایده جبرگرایی علمی شکل گرفت: مجموعه کاملی از قوانین باید وجود داشته باشند که به کمک آنها بتوان با داشتن حالت جهان در زمانی مشخص، نحوه پیشروی جهان را از آن بهبعد تعیین کرد.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
"استیون هاوکینگ"
فصل هشتم: "طرح بزرگ"
در این کتاب دیدیم که چگونه نظم حرکت اجرام کیهانی، مثل خورشید، ماه و سیارات نشان میدهد که این اجرام، بهجای اینکه بازیچه میل خداوندان و شیاطین متعدد باشند، از طریق قوانین معینی اداره می شوند. این قوانین در ابتدا تنها در علم ستارهشناسی ظهور پیدا کردند. رفتار اجرام بر روی زمین چنان پیچیده و تابع چنان اثرات متعددی است که تمدنهای اولیه قادر به تشخیص هیچ الگوی صریح و روشن از قوانین حاکم بر آنها نبودند. با اینحال بهتدریج قوانین جدید در حوزههایی غیر از ستارهشناسی نیز کشف شدند و ایده جبرگرایی علمی شکل گرفت: مجموعه کاملی از قوانین باید وجود داشته باشند که به کمک آنها بتوان با داشتن حالت جهان در زمانی مشخص، نحوه پیشروی جهان را از آن بهبعد تعیین کرد.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سم هریس: آیا می توانیم یک هوش مصنوعی بسازیم ، بهطوری که کنترلش از دستمان خارج نشود؟
با زیرنویس
♨️ @S_answers
#هوش_مصنوعی
آیا برآمدگی پاسخی برای علت وجود خودآگاهی است؟
برآمدگی (Emergence) تعریفی است که مطابق آن، یک مجموعه بزرگ دارای خاصیت یا توانایی انجام کاری است که آن خاصیت یا توانایی، به طور انفرادی در هر یک از اجزای آن مجموعه وجود ندارد. به زبان سادهتر، میتوان آن را نوعی پیچیدگی حاصل از سادگی دانست. این مطلب را با چند مثال ادامه میدهیم:
مولکول آب:
اگر به قدر کافی روی حجم آب درون یک لیوان زوم کنیم، مولکولها را خواهیم دید. یک مولکول منفرد آب برخلاف مجموعه مولکولهای داخل لیوان آب، توانایی حل کردن ناخالصیها را ندارد، نمیتواند همچون مولکولهای سطح آب لیوان، کشش سطحی داشته باشد و نمیتوان آن را با سرد کردن، منجمد کرده و حجمش را افزایش داد.
مورچه:
مورچهها کلونیهای پیچیده چندین کیلومتری میسازند، کارهایی همچون دامداری، کشاورزی، بردهداری انجام میدهند و حتی وارد جنگهای خونین چندین ساله با سایر مورچگان میشوند اما یک مورچه معمولی و تنها، قادر به چنین کاری نیست، چرا که مغزی با پیچیدگی لازم را ندارد. مثال مشابهی را میتوان برای زنبورها یا موریانهها آورد.
انسان:
یک انسان به تنهایی قادر به ساختن چیزهایی همانند جامعه، فرهنگ، اقتصاد، ترافیک و مواردی از این دست نبوده است و اینها همگی در گرو مشارکت انسانها میباشد و در نتیجه این موارد، به عنوان نوعی برآمدگی میباشد.
در مثالهایی که زده شد نقطه کلیدی، ارتباط بین اجزا است. اجزا با مبادله اطلاعات با یکدگیر، موجب ایجاد یک «کل» شدهاند، کلی که عملا دارای یک یا چند توانایی یا خصلت پیچیدهتر از اجزای سازنده خود، شده است. مثلا هر مولکول منفرد آب به خاطر تمایل شیمیایی ذاتی خودش تمایل به ایجاد پیوند هیدروژنی با مولکول دیگر و در نتیجه این باعث تشکیل شبکهای از ساختارهای حلقوی میشود که این شبکه میتواند نمکها را در خود حل کند، لباس شما را خیس کند و یا در اثر انجماد حجیم شود.
اما در این میان، شاید برآمدگی، پاسخ یکی از بزرگترین سوالات بشریت باشد. ما هنوز نمیدانیم #خودآگاهی دقیقا چیست و حتی با وجود فرضیههای زیاد، هنوز از روند دقیق ایجاد آن هم مطمئن نیستیم. اما #برآمدگی شاید پاسخ این سوال دیرینه ما باشد. مجموعهای از نورونهای عصبی که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و با همکاری یکدیگر باعث به وجود آمدن یک #آگاهی کلی شدهاند. نورنهایی که در حالت انفرادی، صرفا یک سلول عصبی هستند که به دادههای ورودی خود پاسخ میدهند، اما مجموعه آنها در کنار یکدیگر میشود: آلبرت اینشیتن!
♨️ @S_Answers
نشریه گمانه
منابع بیشتر:
Emergence – How Stupid Things Become Smart Together
Emergence
برآمدگی (Emergence) تعریفی است که مطابق آن، یک مجموعه بزرگ دارای خاصیت یا توانایی انجام کاری است که آن خاصیت یا توانایی، به طور انفرادی در هر یک از اجزای آن مجموعه وجود ندارد. به زبان سادهتر، میتوان آن را نوعی پیچیدگی حاصل از سادگی دانست. این مطلب را با چند مثال ادامه میدهیم:
مولکول آب:
اگر به قدر کافی روی حجم آب درون یک لیوان زوم کنیم، مولکولها را خواهیم دید. یک مولکول منفرد آب برخلاف مجموعه مولکولهای داخل لیوان آب، توانایی حل کردن ناخالصیها را ندارد، نمیتواند همچون مولکولهای سطح آب لیوان، کشش سطحی داشته باشد و نمیتوان آن را با سرد کردن، منجمد کرده و حجمش را افزایش داد.
مورچه:
مورچهها کلونیهای پیچیده چندین کیلومتری میسازند، کارهایی همچون دامداری، کشاورزی، بردهداری انجام میدهند و حتی وارد جنگهای خونین چندین ساله با سایر مورچگان میشوند اما یک مورچه معمولی و تنها، قادر به چنین کاری نیست، چرا که مغزی با پیچیدگی لازم را ندارد. مثال مشابهی را میتوان برای زنبورها یا موریانهها آورد.
انسان:
یک انسان به تنهایی قادر به ساختن چیزهایی همانند جامعه، فرهنگ، اقتصاد، ترافیک و مواردی از این دست نبوده است و اینها همگی در گرو مشارکت انسانها میباشد و در نتیجه این موارد، به عنوان نوعی برآمدگی میباشد.
در مثالهایی که زده شد نقطه کلیدی، ارتباط بین اجزا است. اجزا با مبادله اطلاعات با یکدگیر، موجب ایجاد یک «کل» شدهاند، کلی که عملا دارای یک یا چند توانایی یا خصلت پیچیدهتر از اجزای سازنده خود، شده است. مثلا هر مولکول منفرد آب به خاطر تمایل شیمیایی ذاتی خودش تمایل به ایجاد پیوند هیدروژنی با مولکول دیگر و در نتیجه این باعث تشکیل شبکهای از ساختارهای حلقوی میشود که این شبکه میتواند نمکها را در خود حل کند، لباس شما را خیس کند و یا در اثر انجماد حجیم شود.
اما در این میان، شاید برآمدگی، پاسخ یکی از بزرگترین سوالات بشریت باشد. ما هنوز نمیدانیم #خودآگاهی دقیقا چیست و حتی با وجود فرضیههای زیاد، هنوز از روند دقیق ایجاد آن هم مطمئن نیستیم. اما #برآمدگی شاید پاسخ این سوال دیرینه ما باشد. مجموعهای از نورونهای عصبی که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و با همکاری یکدیگر باعث به وجود آمدن یک #آگاهی کلی شدهاند. نورنهایی که در حالت انفرادی، صرفا یک سلول عصبی هستند که به دادههای ورودی خود پاسخ میدهند، اما مجموعه آنها در کنار یکدیگر میشود: آلبرت اینشیتن!
♨️ @S_Answers
نشریه گمانه
منابع بیشتر:
Emergence – How Stupid Things Become Smart Together
Emergence
👍1