نظریه بیگ بنگ چیست؟
بیگبنگ مدلی پیشرو برای توضیح چگونگی آغاز جهان است. این نظریه علمی را در ساده ترین حالت میتوان این طور توصیف کرد: جهانی که ما میشناسیم از یک حالت چگال یا فوق العاده متراکم و کوچک آغاز شده است و در عرض ۱۳.۸ میلیارد سال گذشته انبساط یافته و حالت امروزی کیهان را به خود گرفته است.
نظریه بیگبنگ طیف گستردهای از پدیدههای مشاهدهشده را به خوبی توضیح میدهد. از جمله این پدیدهها میتوان به فراوانی عناصر سبک اولیه، تابش زمینه کیهانی، ساختار بزرگ مقیاس و قانون هابل اشاره نمود.
پس از انبساط اولیه ، جهان به اندازه کافی سرد شد که امکان پیدایش ذرات زیراتمی و بعد ها اتمهای ساده، پدید آید. به هم پیوستن ابرهای غولپیکر از عناصر اولیه بر اثر نیروی گرانش، باعث پیدایش ستارگان و کهکشانها شد.
در لحظه اول تشکیل جهان، انبساط کیهانی با سرعتی بیشتر از سرعت نور رخ داده است. این ایده هیچ خللی در نظریه محدودیت سرعت انیشتین وارد نمیکند چرا که انیشتین بیان میدارد سرعت نور، بیشترین حد سرعت هر چیزی است که در کیهان حرکت میکند و این مورد شامل انبساط خود کیهان نمیتواند باشد.
کیهان نه تنها انبساط پیدا میکند بلکه به موازات آن، سریعتر نیز میشود. این مساله بدین معنا است که زمانی میرسد که دیگر هیچ کسی قادر به دنبال کردن و رصد دیگر کهکشانها، از زمین یا نقاط دیگری در کهکشان خودمان، نخواهد بود.
کوچکترین زمانی که به لحاظ علم فیزیک از ثابت های جهانی که طبق گرانش نیوتن، پلانک، و نیز سرعت نور می توان ساخت زمان پلانک نامیده می شود و برابر ۱۰ به توان منفی ۴۳ ثانیه است.
اگر با در نظر داشتن نظریه نسبیت عام، انبساط جهان را در جهت معکوس در زمان دنبال کنیم، جهان به طور پیوسته منقبض خواهد شد و دمای آن افزایش مییابد تا سرانجام به نقطهای در گذشته متناهی با چگالی و دمای بینهایت برسد. این نقطه یک نقطه تکینگی گرانشی است و نشان میدهد که نظریه نسبیت عام و سایر قوانین فیزیک در این نقطه با شکست مواجه میشوند و قابل استفاده در مورد این نقطه از زمان نیستند. اینکه با برونیابی تا چه اندازه میتوانیم به این نقطه نزدیک شویم جای بحث دارد اما قطعاً نمیتوانیم از پایان دوره پلانک به این نقطه نزدیکتر شویم. گاهی این نقطه تکینگی، با نام بیگبنگ خوانده میشود، اما واژه بیگبنگ برای اشاره به خود حالت داغ و متراکم اولیه نیز به کار میرود. هیچ اجماعی در مورد اینکه چه بازهای از زمان بیگبنگ نامیده شود، وجود ندارد. برای برخی از نویسندهها این زمان تنها شامل لحظه اولیه میشود و برای برخی شامل کل تاریخ جهان. معمولاً حداقل چند دقیقه اول (که طی آن هلیم تشکیل میشود) را جز بیگبنگ میدانند
نظریه #بیگ_بنگ بر دو فرض اساسی استوار است: جهان شمول بودن قوانین فیزیکی و اصل کیهانشناختی. اصل کیهان شناختی بیان میکند که در مقیاس بزرگ جهان همگن و همسانگرد است.در ابتدا این ایدهها عنوان اصل پذیرفته شده بودند، اما امروزه تلاشهایی برای آزمودن درستی آنها در جریان است.
قدیمیترین و مستقیمترین شواهد تجربی در تأیید نظریه بیگبنگ عبارتند از: انبساط جهان بر پایه قانون هابل (با مشاهده پدیده انتقال به سرخ در کهکشانها)، کشف و اندازهگیری تابش زمینه کیهانی و فراوانی نسبی عناصر سبک که در جریان هسته زایی بیگبنگ تولید شدهاند. مشاهدات مربوط به شکلگیری و تکامل کهکشانها و نحوه توزیع ساختارهای بزرگ مقیاس در جهان نیز شواهد تازهتری هستند که به این گروه اضافه شدند. از این موارد به عنوان چهار ستون نظریه بیگبنگ نیز یاد شدهاست.
♨️ @S_Answers
🔗 NASA 🔗 Space 🔗 NASAPDF
➕ توضیح بیشتر ➕ مستند ➕ مستند ➕کتاب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در جهانی کوانتومی واقعیت عینی وجود ندارد.
در جهان کوانتومی هیچ واقعیت مطلقی وجود ندارد.
دگراس تایسون
♨️ @S_Answers
در جهان کوانتومی هیچ واقعیت مطلقی وجود ندارد.
دگراس تایسون
♨️ @S_Answers
فرضیه ماده تاریک چیست؟
مادۀ تاریک ، در اخترشناسی و کیهانشناسی، مادهای فرضی است که از ذراتی تشکیل شده است که چون از خود نور یا امواج الکترو مغناطیسی منتشر یا بازتاب نمیکند، نمیتوان آن را مستقیما” دید، اما از اثرات گرانشی موجود بر روی اجسام مرئی، مثل ستارهها و کهکشانها، میتوان به وجود آن پی برد. بنابراین بدیهی است که #ماده_تاریک هنوز به صورت تجربی توسط تلسکوپ ها شکار نشده است .
طبق دادههای تیم ماموریت پلانک در سال ۲۰۱۳ و بر پایه مدل استاندارد کیهان شناسی، کل جرم-انرژی موجود در جهان شناخته شده شامل ۴.۹ درصد ماده معمولی، ۲۶.۸ درصد ماده تاریک و ۶۸.۳ درصد انرژی تاریک تشکیل شده است. این ماده عجیب و غریب به خاطر ناشناخته بودنش ماده تاریک نامیده میشود.
اختر-فیزیکدانان فرضیه ماده تاریک را مطرح نمودند تا اختلاف میان جرم محاسبهشده برای اجرام غولپیکر آسمانی توسط دو روش استفاده از تاثیرات گرانشی آنها و یا استفاده از مواد درخشان درون آنها (ستارگان، گاز، غبار) را توضیح دهند. این فرضیه نخستین بار توسط یان اورت در سال ۱۹۳۲ برای توضیح سرعتهای مداری ستارگان در کهکشان راه شیری و توسط فریتز زوییکی در سال ۱۹۳۳ برای توضیح شواهد مربوط به «جرم گمشده» در سرعتهای مداری کهکشانها در خوشههای کهکشانی، مطرح گردید. در پی آن بسیاری از مشاهدات دیگر نیز مطرح گشت که دلالت بر وجود ماده تاریک در جهان داشتند. از جمله این مشاهدات میتوان به مشاهده سرعتهای چرخشی کهکشانها توسط ورا روبین در دهههای ۱۹۶۰-۱۹۷۰، همگرایی گرانشی اجسام پسزمینه توسط خوشههای کهکشانی همچون خوشه گلوله، الگوهای ناهمسانگردی دما در تابش زمینه کیهانی اشاره نمود. کیهانشناسان توافق نظر دارند که ماده تاریک عمدتاٌ از نوعی ذره زیراتمی ناشناخته تشکیل شدهاست. جستجو برای یافتن این ذره با استفاده از وسایل گوناگون یکی از تلاشهای اصلی فیزیک ذرات بنیادی است.
اگرچه وجود ماده تاریک به طور عمومی توسط جامعه علمی مورد پذیرش قرار گرفته است، اما نظریههای جایگزینی نیز برای گرانش ارائه شدهاند. مثلاً میتوان به دینامیک نیوتنی اصلاح شده(MOND) اشاره نمود که سعی در توضیح این مشاهدات غیرمعمولی بدون نیاز به معرفی جرم اضافی را دارند.
فرضیه اصلی ماده تاریک در حال حاضر، ذرهای فرضی به نام WIMP است که مانند نوترون رفتار میکند، با این تفاوت که بین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر سنگینتر از پروتون است. با این حال، این فرضیه هم فقط به پیدایش سوالات بیشتری منجر شده است. اگر ماده تاریک از WIMPها ساخته شده باشد، آنها باید در اطراف ما باشند، منتها نامرئی و به سختی قابل ردیابی، پس چرا ما هنوز آن را پیدا نکردهایم؟ در حالی که آنها خیلی با ماده معمولی در تعامل نیستند، همیشه احتمال کمی وجود دارد که یک ذره ماده تاریک بتواند هنگام عبور از فضا به یک ذره عادی مانند پروتون یا الکترون برخورد کند.
از آنجا که فیزیکدانان به طور فزایندهای در حال عقب نشینی از فرضیه WIMPها هستند، دیگر ذرات ماده تاریک شروع به جلب علاقه کردهاند. یکی از جایگزینهای پیشرو، ذرهای فرضی است که به نام "اکسیون"(axion) شناخته میشود. بسیار سبک است.
در حال حاضر اکسیونها در چند آزمایش مورد جستجو هستند. شبیه سازیهای رایانهای اخیر این احتمال را تقویت کرده است که این ذرات میتوانند اشیایی شبیه به ستاره را تشکیل دهند و ممکن است تشعشعات قابل ردیابی تولید کند که کاملاً شبیه پدیدههای اسرارآمیز معروف به انفجارهای رادیویی سریع باشد.
با توجه به دشواریهایی که دانشمندان برای کشف و توضیح ماده تاریک با آن روبرو هستند، ممکن است برخی که منطقی فکر میکنند، سوال کنند که شاید دانشمندان راه را اشتباه رفتهاند و اصلا ماده تاریکی وجود ندارد.
سالهاست که برخی از فیزیکدانان این عقیده را مطرح میکنند که شاید نظریههای ما درباره گرانش نادرست باشند و نیروی بنیادی در مقیاسهای عظیم متفاوت از آنچه که ما انتظار داریم، عمل میکند.
نوشته سام آریامنش
♨️ @S_Answers
مطالعه بیشتر
Annual Review of Astronomy and Astrophysics
➕ کتاب ➕ ویدئو ➕ ویدئو ➕ ویدئو
مادۀ تاریک ، در اخترشناسی و کیهانشناسی، مادهای فرضی است که از ذراتی تشکیل شده است که چون از خود نور یا امواج الکترو مغناطیسی منتشر یا بازتاب نمیکند، نمیتوان آن را مستقیما” دید، اما از اثرات گرانشی موجود بر روی اجسام مرئی، مثل ستارهها و کهکشانها، میتوان به وجود آن پی برد. بنابراین بدیهی است که #ماده_تاریک هنوز به صورت تجربی توسط تلسکوپ ها شکار نشده است .
طبق دادههای تیم ماموریت پلانک در سال ۲۰۱۳ و بر پایه مدل استاندارد کیهان شناسی، کل جرم-انرژی موجود در جهان شناخته شده شامل ۴.۹ درصد ماده معمولی، ۲۶.۸ درصد ماده تاریک و ۶۸.۳ درصد انرژی تاریک تشکیل شده است. این ماده عجیب و غریب به خاطر ناشناخته بودنش ماده تاریک نامیده میشود.
اختر-فیزیکدانان فرضیه ماده تاریک را مطرح نمودند تا اختلاف میان جرم محاسبهشده برای اجرام غولپیکر آسمانی توسط دو روش استفاده از تاثیرات گرانشی آنها و یا استفاده از مواد درخشان درون آنها (ستارگان، گاز، غبار) را توضیح دهند. این فرضیه نخستین بار توسط یان اورت در سال ۱۹۳۲ برای توضیح سرعتهای مداری ستارگان در کهکشان راه شیری و توسط فریتز زوییکی در سال ۱۹۳۳ برای توضیح شواهد مربوط به «جرم گمشده» در سرعتهای مداری کهکشانها در خوشههای کهکشانی، مطرح گردید. در پی آن بسیاری از مشاهدات دیگر نیز مطرح گشت که دلالت بر وجود ماده تاریک در جهان داشتند. از جمله این مشاهدات میتوان به مشاهده سرعتهای چرخشی کهکشانها توسط ورا روبین در دهههای ۱۹۶۰-۱۹۷۰، همگرایی گرانشی اجسام پسزمینه توسط خوشههای کهکشانی همچون خوشه گلوله، الگوهای ناهمسانگردی دما در تابش زمینه کیهانی اشاره نمود. کیهانشناسان توافق نظر دارند که ماده تاریک عمدتاٌ از نوعی ذره زیراتمی ناشناخته تشکیل شدهاست. جستجو برای یافتن این ذره با استفاده از وسایل گوناگون یکی از تلاشهای اصلی فیزیک ذرات بنیادی است.
اگرچه وجود ماده تاریک به طور عمومی توسط جامعه علمی مورد پذیرش قرار گرفته است، اما نظریههای جایگزینی نیز برای گرانش ارائه شدهاند. مثلاً میتوان به دینامیک نیوتنی اصلاح شده(MOND) اشاره نمود که سعی در توضیح این مشاهدات غیرمعمولی بدون نیاز به معرفی جرم اضافی را دارند.
فرضیه اصلی ماده تاریک در حال حاضر، ذرهای فرضی به نام WIMP است که مانند نوترون رفتار میکند، با این تفاوت که بین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر سنگینتر از پروتون است. با این حال، این فرضیه هم فقط به پیدایش سوالات بیشتری منجر شده است. اگر ماده تاریک از WIMPها ساخته شده باشد، آنها باید در اطراف ما باشند، منتها نامرئی و به سختی قابل ردیابی، پس چرا ما هنوز آن را پیدا نکردهایم؟ در حالی که آنها خیلی با ماده معمولی در تعامل نیستند، همیشه احتمال کمی وجود دارد که یک ذره ماده تاریک بتواند هنگام عبور از فضا به یک ذره عادی مانند پروتون یا الکترون برخورد کند.
از آنجا که فیزیکدانان به طور فزایندهای در حال عقب نشینی از فرضیه WIMPها هستند، دیگر ذرات ماده تاریک شروع به جلب علاقه کردهاند. یکی از جایگزینهای پیشرو، ذرهای فرضی است که به نام "اکسیون"(axion) شناخته میشود. بسیار سبک است.
در حال حاضر اکسیونها در چند آزمایش مورد جستجو هستند. شبیه سازیهای رایانهای اخیر این احتمال را تقویت کرده است که این ذرات میتوانند اشیایی شبیه به ستاره را تشکیل دهند و ممکن است تشعشعات قابل ردیابی تولید کند که کاملاً شبیه پدیدههای اسرارآمیز معروف به انفجارهای رادیویی سریع باشد.
با توجه به دشواریهایی که دانشمندان برای کشف و توضیح ماده تاریک با آن روبرو هستند، ممکن است برخی که منطقی فکر میکنند، سوال کنند که شاید دانشمندان راه را اشتباه رفتهاند و اصلا ماده تاریکی وجود ندارد.
سالهاست که برخی از فیزیکدانان این عقیده را مطرح میکنند که شاید نظریههای ما درباره گرانش نادرست باشند و نیروی بنیادی در مقیاسهای عظیم متفاوت از آنچه که ما انتظار داریم، عمل میکند.
نوشته سام آریامنش
♨️ @S_Answers
مطالعه بیشتر
Annual Review of Astronomy and Astrophysics
➕ کتاب ➕ ویدئو ➕ ویدئو ➕ ویدئو
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرگشت زیستی چیست ؟
فرگشت (یا برآیش) یک نظریه علمی در مورد تحولات موجودات زنده است.
شاید ریشهی نادرست فهم این نظریه، ترجمهی غلطانداز واژه evolution به «تکامل» باشد. این لغت به معنی «بر آمدن» و «فرگشت»، اشاره به بوجود آمدن چیزی از چیز دیگر دارد، مثل بوجود آمدن بخار از آب. برخلاف تصور عموم، نظریه «فرگشت»به معنای «کمال یافتن» جانداران نیست. واژه #فرگشت هیچ بار اخلاقی ندارد بلکه تنها تغییر جاندارن را برای انطباق بیشتر با محیط نشان میدهد. متاسفانه واژهی تکامل به عنوان یک غلط رایج جا افتاده است.
انتخاب طبیعی
انتخاب طبیعی به شکلهای گوناگون روی میدهد. حیوانات در سیر فرگشتی روشهای بیشماری برای یافتن غذا، جلوگیری از شکار شدن، جذب کردن جفت و… پدید آوردهاند. هر خصلتی که به جانور اجازه میدهد زنده بماند و تولیدمثل کند، با انتخاب طبیعی «انتخاب» میشود، زیرا حیواناتِ دارای این خصلت آن را به نسلهای بعدی خود منتقل میکنند.
برخی از انطباقهای جانوران:
استتار
استتار، پنهان شدن به کمک نقشها و خطوطی که کمک میکند جانور با محیط خود شباهت پیدا کند، یکی از رایجترین انطباقها در طبیعت است
همسانسازی
همسانسازی یعنی وانمود کردن به چیز دیگری بودن. پروانه بیدی، دو خال بزرگ مثل چشم روی بالهایش دارد که از فاصله دور شبیه به چشمهای جانور شکاری است. بهاین ترتیب پرندگان میترسند و به این نوع پروانهها نزدیک نمیشوند. یک حشره آمریکایی شباهت زیادی به چوب دارد، وقتی روی شاخه درختی قرار میگیرد، به سختی قابل رویت است.
سرعت
هر چه یک حیوان تندتر بدود، بهتر میتواند چیزی را تعقیب کند یا از دست حیوان دیگری فرار کند. سرعت حیوانات بستگی به نحوه فرگشت بدن، اندامهای حرکتی و محیط زیستشان دارد.
فریبکاری
جانورانی که کند هستند و گرفتنشان آسان است گاه راههایی ابداع میکنند که دشمنانشان فریب بخورند و بروند. بعضی مارها هنگام خطر وانمود میکنند مردهاند تا شکارچی آنان را به حال خودشان بگذارد.
بازدارندگی
یک راه برای جلوگیری از طعمهشدن این است که بدن یا شکل جانور طوری باشد که خوردن آن سخت باشد. بدن بعضی حیوانات بدنی سفت و استخوانی دارند. خارپشتها و جوجهتیغیها به وسیله صدها خار نوکتیز خطرناک از خود محافظت میکنند.
سمی بودن
اگر چیزی سمی باشد یا مزه بدی بدهد، جانوران شکارچی به سرعت میفهمد طعمه خوبی نیست.
درک سریع
هر چه حیوان بتواند بهتر بشنود،ببیند یا بو کند، بهتر میتواند صیدی را شکار کند یا شکارچی را قبل از آنکه خیلی نزدیک شود، شناسایی کند.
تنوع غذایی
حیوانات همه انواع انطباقهایی را که به آنها اجازه میدهد غذاهای بسیار متنوعی بخورند به دست آوردهاند. زرافهها گردن بلندی دارند تا به برگهای بالای درختان بلند دسترسی پیدا کنند. گاوها صاحب چهار معده هستند تا علفهای بیشتری بخورند. برخی حیوانات به سم مصونیت پیدا کردهاند که میتوانند موجودات سمی دیگر را بخورند.
جفتیابی
اگر استتار برای بقا مهم هست، پس چرا بعضی موجودات رنگ درخشان دارند؟ طاووسها اگر دم کوچکی میداشتند کمتر در دید شکارچیالن قرار میگیرفتند، اما چرا آنها همچنین دم بلند، زیبا و بیمصرفی دارند؟ پاسخ شکلی از انتخاب طبیعی به نام انتخاب جنسی است. نظریه داروین درباره انتخاب جنسی شرح میدهد که هر حیوانی برای انتقال خصلتهایش به نسل بعد باید کاری بیش از زنده ماندن کند، او باید زاد و ولد کند. و تنها راه داشتن بچه، داشتن جفت است. بنابراین فرگشت آن موجوداتی را ترجیح میدهد که در جذب جفت موفق باشند. جانوان کمجاذبه فرزندان کمتری خواهند داشت و بهمرور خصلتهایشان از بین میرود و منقرض میشوند.
خلاصه فرگشت:
هر گروه یا جمعیتی از موجودات زنده گوناگونیهایی دارند؛ هیچ عضوی از گروه شبیه دیگری نیست.
گوناگونیها از طریق توارث از والدین به نسلهای بعد انتقال مییابند.
فراوانی بیش از حد طبیعی فرزندان به تنازع یا جدالی دائمی برای بقا در هر جمعیتی منتهی میشود.
زندگی طولانیتر و تولید مثل بیشتر، در موجودات زندهٔ دارای گوناگونیهایی که به بقا و تولید مثل آنها کمک میکنند بیشتر از موجودات زندهای است که ویژگیهای سودمند را کمتر دارند.
فرزندان موجودات زنده باقیمانده، گوناگونیهای سودمند را ارث میبرند و همین جریان در هر نسل جدیدی روی میدهد تا گوناگونیها به صورت خصلتهای مشترک درآیند.
همچنان که محیط زیست تغییر میکند، موجودات زندهای که در این محیط به سر میبرند با شرایط جدید حیات سازگار میشوند و متناسب با آن تغییر میکنند.
در طی دورانهای طولانی، هر نوع یا موجود زندهای میتواند به قدری در خود تغییراتی انباشته کند که نوع جدیدی مشابه نوع اصلی اما مشخصا متمایز از آن شود.
همه انواع روی زمین به همین نحو به وجود آمدهاند و از این طریق همه با هم پیوند دارند.
♨️ @S_Answers
➕مقاله کامل ➕مستند
فرگشت (یا برآیش) یک نظریه علمی در مورد تحولات موجودات زنده است.
شاید ریشهی نادرست فهم این نظریه، ترجمهی غلطانداز واژه evolution به «تکامل» باشد. این لغت به معنی «بر آمدن» و «فرگشت»، اشاره به بوجود آمدن چیزی از چیز دیگر دارد، مثل بوجود آمدن بخار از آب. برخلاف تصور عموم، نظریه «فرگشت»به معنای «کمال یافتن» جانداران نیست. واژه #فرگشت هیچ بار اخلاقی ندارد بلکه تنها تغییر جاندارن را برای انطباق بیشتر با محیط نشان میدهد. متاسفانه واژهی تکامل به عنوان یک غلط رایج جا افتاده است.
انتخاب طبیعی
انتخاب طبیعی به شکلهای گوناگون روی میدهد. حیوانات در سیر فرگشتی روشهای بیشماری برای یافتن غذا، جلوگیری از شکار شدن، جذب کردن جفت و… پدید آوردهاند. هر خصلتی که به جانور اجازه میدهد زنده بماند و تولیدمثل کند، با انتخاب طبیعی «انتخاب» میشود، زیرا حیواناتِ دارای این خصلت آن را به نسلهای بعدی خود منتقل میکنند.
برخی از انطباقهای جانوران:
استتار
استتار، پنهان شدن به کمک نقشها و خطوطی که کمک میکند جانور با محیط خود شباهت پیدا کند، یکی از رایجترین انطباقها در طبیعت است
همسانسازی
همسانسازی یعنی وانمود کردن به چیز دیگری بودن. پروانه بیدی، دو خال بزرگ مثل چشم روی بالهایش دارد که از فاصله دور شبیه به چشمهای جانور شکاری است. بهاین ترتیب پرندگان میترسند و به این نوع پروانهها نزدیک نمیشوند. یک حشره آمریکایی شباهت زیادی به چوب دارد، وقتی روی شاخه درختی قرار میگیرد، به سختی قابل رویت است.
سرعت
هر چه یک حیوان تندتر بدود، بهتر میتواند چیزی را تعقیب کند یا از دست حیوان دیگری فرار کند. سرعت حیوانات بستگی به نحوه فرگشت بدن، اندامهای حرکتی و محیط زیستشان دارد.
فریبکاری
جانورانی که کند هستند و گرفتنشان آسان است گاه راههایی ابداع میکنند که دشمنانشان فریب بخورند و بروند. بعضی مارها هنگام خطر وانمود میکنند مردهاند تا شکارچی آنان را به حال خودشان بگذارد.
بازدارندگی
یک راه برای جلوگیری از طعمهشدن این است که بدن یا شکل جانور طوری باشد که خوردن آن سخت باشد. بدن بعضی حیوانات بدنی سفت و استخوانی دارند. خارپشتها و جوجهتیغیها به وسیله صدها خار نوکتیز خطرناک از خود محافظت میکنند.
سمی بودن
اگر چیزی سمی باشد یا مزه بدی بدهد، جانوران شکارچی به سرعت میفهمد طعمه خوبی نیست.
درک سریع
هر چه حیوان بتواند بهتر بشنود،ببیند یا بو کند، بهتر میتواند صیدی را شکار کند یا شکارچی را قبل از آنکه خیلی نزدیک شود، شناسایی کند.
تنوع غذایی
حیوانات همه انواع انطباقهایی را که به آنها اجازه میدهد غذاهای بسیار متنوعی بخورند به دست آوردهاند. زرافهها گردن بلندی دارند تا به برگهای بالای درختان بلند دسترسی پیدا کنند. گاوها صاحب چهار معده هستند تا علفهای بیشتری بخورند. برخی حیوانات به سم مصونیت پیدا کردهاند که میتوانند موجودات سمی دیگر را بخورند.
جفتیابی
اگر استتار برای بقا مهم هست، پس چرا بعضی موجودات رنگ درخشان دارند؟ طاووسها اگر دم کوچکی میداشتند کمتر در دید شکارچیالن قرار میگیرفتند، اما چرا آنها همچنین دم بلند، زیبا و بیمصرفی دارند؟ پاسخ شکلی از انتخاب طبیعی به نام انتخاب جنسی است. نظریه داروین درباره انتخاب جنسی شرح میدهد که هر حیوانی برای انتقال خصلتهایش به نسل بعد باید کاری بیش از زنده ماندن کند، او باید زاد و ولد کند. و تنها راه داشتن بچه، داشتن جفت است. بنابراین فرگشت آن موجوداتی را ترجیح میدهد که در جذب جفت موفق باشند. جانوان کمجاذبه فرزندان کمتری خواهند داشت و بهمرور خصلتهایشان از بین میرود و منقرض میشوند.
خلاصه فرگشت:
هر گروه یا جمعیتی از موجودات زنده گوناگونیهایی دارند؛ هیچ عضوی از گروه شبیه دیگری نیست.
گوناگونیها از طریق توارث از والدین به نسلهای بعد انتقال مییابند.
فراوانی بیش از حد طبیعی فرزندان به تنازع یا جدالی دائمی برای بقا در هر جمعیتی منتهی میشود.
زندگی طولانیتر و تولید مثل بیشتر، در موجودات زندهٔ دارای گوناگونیهایی که به بقا و تولید مثل آنها کمک میکنند بیشتر از موجودات زندهای است که ویژگیهای سودمند را کمتر دارند.
فرزندان موجودات زنده باقیمانده، گوناگونیهای سودمند را ارث میبرند و همین جریان در هر نسل جدیدی روی میدهد تا گوناگونیها به صورت خصلتهای مشترک درآیند.
همچنان که محیط زیست تغییر میکند، موجودات زندهای که در این محیط به سر میبرند با شرایط جدید حیات سازگار میشوند و متناسب با آن تغییر میکنند.
در طی دورانهای طولانی، هر نوع یا موجود زندهای میتواند به قدری در خود تغییراتی انباشته کند که نوع جدیدی مشابه نوع اصلی اما مشخصا متمایز از آن شود.
همه انواع روی زمین به همین نحو به وجود آمدهاند و از این طریق همه با هم پیوند دارند.
♨️ @S_Answers
➕مقاله کامل ➕مستند
فصل نخست: "معمای وجود" Hawking Stephen
@s_answers
کتاب صوتی "طرح بزرگ"
"استیون هاوکینگ"
فصل نخست: "معمای وجود"
هریک از ما مدت کوتاهی زندگی میکنیم که در آن سعی داریم تا در کل جهان اگر شده اندکی کاوش کنیم.
انسانها گونهی کنجکاوی هستند. ما از خود سوالاتی میپرسیم و بهدنبال پاسخ آنها میگردیم.
انسانها همواره، با زندگی در این دنیای پهناور، که هم مهربان و هم بیرحم است، و تعمق در آسمانهای بیکران، از خود سوالات بسیاری پرسیدهاند: چگونه میتوانیم جهانی که خود را در آن یافتهایم درک کنیم؟ جهان چگونه رفتار میکند؟ واقعیت بیرون از وجود ما چیست؟ همه اینها از کجا آمدهاند؟ آیا جهان به خالقی نیاز دارد؟
ما اغلب، زمان زیادی برای یافتن پاسخ این سوالات صرف نمیکنیم، اما تقریبا همه ما گاهی اوقات به آنها میاندیشیم.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
ارسال از فرید ایرانی
کانال short answers ♨️
"استیون هاوکینگ"
فصل نخست: "معمای وجود"
هریک از ما مدت کوتاهی زندگی میکنیم که در آن سعی داریم تا در کل جهان اگر شده اندکی کاوش کنیم.
انسانها گونهی کنجکاوی هستند. ما از خود سوالاتی میپرسیم و بهدنبال پاسخ آنها میگردیم.
انسانها همواره، با زندگی در این دنیای پهناور، که هم مهربان و هم بیرحم است، و تعمق در آسمانهای بیکران، از خود سوالات بسیاری پرسیدهاند: چگونه میتوانیم جهانی که خود را در آن یافتهایم درک کنیم؟ جهان چگونه رفتار میکند؟ واقعیت بیرون از وجود ما چیست؟ همه اینها از کجا آمدهاند؟ آیا جهان به خالقی نیاز دارد؟
ما اغلب، زمان زیادی برای یافتن پاسخ این سوالات صرف نمیکنیم، اما تقریبا همه ما گاهی اوقات به آنها میاندیشیم.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
ارسال از فرید ایرانی
کانال short answers ♨️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سوالاتی که هیچکسی پاسخ آنها را نمیداند.
♨️ @S_Answers
همه ویدئو های این کانال زیرنویس فارسی دارند یا دوبله هستند
🔥3
پاسخهای کوتاه, هاوکینگ
@S_Answers
آیا خدا وجود دارد؟ چطور ممکن است جهان از هیچ به وجود آید؟
بخشی از کتاب پاسخ های کوتاه به پرسشهای بزرگ
نوشته استیون هاوکینگ
♨️ @S_Answers
بخشی از کتاب پاسخ های کوتاه به پرسشهای بزرگ
نوشته استیون هاوکینگ
♨️ @S_Answers
فیزیک کوانتوم چیست؟
#فیزیک_کوانتوم شاخه ای از فیزیک است که به مطالعه چیزهای بسیاربسیار کوچک میپردازد . کوچکترین چیز تشکیل دهنده ماده چیست؟ در ابتدا اعتقاد بر این بود که اتم است ، اکنون می دانیم که حتی پروتون ها و نوترون هایی که هسته اتمی را تشکیل می دهند خود از ذرات کوچکتری به نام کوارک تشکیل میشوند. اشیاء در چنین مقیاس هایی رفتار متضادی دارند هم به صورت ذره و هم صورت موج ظاهر میشوند. این ایده عجیب که وضعیت یک سیستم تا زمانی که اندازه گیری نشود تعریف و مشخص نمی شود ، باعث به وجود آمدن آزمایش معروف گربه شرودینگر شد.
در فیزیک ، یک #کوانتوم (جمع کوانتا) حداقل مقدار هر وجود فیزیکی (خاصیت فیزیکی) درگیر در یک کنش و واکنش فیزیکی است.
در مقیاس اتم ها و الکترون ها ، بسیاری از معادلات مکانیک کلاسیک ، که توصیف کننده چگونگی حرکت ، اندازه و سرعت است ، از بین می روند. در مکانیک کلاسیک ، اشیاء در یک زمان خاص در یک مکان خاص وجود دارند. اما در مکانیک کوانتومی ، اشیاء در ابری از احتمال وجود دارند. آنها شانس خاصی برای حضور در نقطه A دارند و همزمان شانس دیگری برای حضور در نقطه B و همینطور الی آخر.
اجسام کوانتومی میتوانند در یک لحظه در حالتها و مکان های چندگانه وجود داشته باشند که برای توصیف آنها نیازمند تسلط به دانش آمار هستیم. این توصیف پر از عدم قطعیت میباشد و با پارادوکسهای مختلفی همراه شده است و همچنین به خاطر ایجاد تردید در مورد مفهوم واقعیت عینی مورد انتقاد بوده است ، مفهومی که بسیاری از فیزیکدانها از جمله آلبرت اینشتین آن را دیر هضم یافتند. امروزه دانشمندان با این معماهای فلسفی دست به گریبان هستند و از سویی نیز کوشش میکنند تا ویژگیهای عجیب کوانتوم را برای استفاده در تکنولوژی های پیشرفته به کنترل بگیرند.
کشف دیگر فیزیکدانها این بود که الکترون قادر است هم به صورت ذره و هم به صورت موج نمود کند که به نظریه مکمل یا دوگانگی موج_ذره مشهور است. اگر الکترونی را به سوی صفحه تلویزیون خاموش پرتاب کنیم، یک ذره نورانی پدیدار می شود که از اصابت الکترون به مواد فسفری که پشت صفحه تلویزیون را فرا گرفته به وجود آمده است. نقطه حاصل از اصابت الکترون بروشنی وجه ذرهای ماهیت آن را آشکار می سازد. اما این تنها شکلی نیست که الکترون قادر است به خود بگیرد. چه الکترون می تواند به توده ابر مانندی از انرژی بدل شود و چنان عمل کند که انگار موجی است گشوده در فضا. هر گاه الکترون به صورت موج نمود کند، کاری می کند که از هیچ ذرهای بر نمی آید. مثلاً اگر به مانعی که دو شکاف دارد بر خورد کند، می تواند همزمان از هر دو شکاف گذر کند. هرگاه الکترونهای موج گونه به هم اصابت کنند بی درنگ الگوهای متداخل تولید می کنند. این خصلت دوگانه الکترون را نیز می توان در تمام ذرات زیر اتمی و در همه آن چیزهایی که تصور می شد تنها به صورت موج متجلی می شوند مانند نور، اشعه های گاما، امواج رادیویی و اشعه ایکس نیز باز یافت و همه اینها می توانند از حالت موج گونه به ذره بدل شوند. امروزه فیزیکدانها معتقدند که پدیده زیر اتمی را نمی باید تنها به عنوان موج یا ذره طبقه بندی کرد، بلکه باید به عنوان چیزهایی در نظر گرفت که همواره به نوعی قادرند هر دو باشند. این چیزها کوانتا ( quanta ) نام دارند و فیزیکدانها معتقدند که کوانتا در حکم ماده اولیه ای است که کل جهان از آن به وجود آمده است. (quanta جمع quantum است یک الکترون یک کوانتوم است. چند الکترون مجموعه کوانتاهاست. واژه کوانتوم مترادف با ذرات موج گونه است؛ واژه ای که در ارجاع به چیزهایی به کار می رود که واجد هم جنبه ذره ای است و هم موج گونه .)
برای حدود ۷۰ سال این دوگانگی موج_ذره با نظریه آزار دهنده دیگری از نظریه کوانتوم توضیح داده میشد، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ که در سال ۱۹۲۷ توسط ورنر هایزنبرگ تدوین شد و به تازگی نیز بسیار دقیقتر شده است. این نظریه یک حدی را برای میزان آگاهی قرار داد که میگوید هیچکس نمیتواند هم موقعیت و هم اندازه حرکت یک جسم کوانتومی را با دقت کامل بداند، اندازهگیری یکی به شکل گریزناپذیری دیگری را تغییر میدهد.
درهمتنیدگی نیز پدیدهای است که میگوید در جهان کوانتومی اگر اجسام با یکدیگر برهمکنش داشته باشند یا اینکه از طریق فرایند یکسانی به وجود بیایند دیگر مستقل نیستند، آنها به گونهای به هم پیوند میخورند (درهمتنیده میشوند) که تغییر دادن یکی بدون توجه به اینکه چقدر از هم دور هستند به شکل گریزناپذیری روی دیگری تأثیر میگذارد، چیزی که اینشتین به آن "عمل شبح وار از راه دور" میگفت.
سام آریامنش
♨️ @S_Answers
➕مقاله ➕مقاله ➕مقاله ➕ویدئو آموزشی ➕مستند ➕مستند ➕ویدئو ➕ویدئو
#فیزیک_کوانتوم شاخه ای از فیزیک است که به مطالعه چیزهای بسیاربسیار کوچک میپردازد . کوچکترین چیز تشکیل دهنده ماده چیست؟ در ابتدا اعتقاد بر این بود که اتم است ، اکنون می دانیم که حتی پروتون ها و نوترون هایی که هسته اتمی را تشکیل می دهند خود از ذرات کوچکتری به نام کوارک تشکیل میشوند. اشیاء در چنین مقیاس هایی رفتار متضادی دارند هم به صورت ذره و هم صورت موج ظاهر میشوند. این ایده عجیب که وضعیت یک سیستم تا زمانی که اندازه گیری نشود تعریف و مشخص نمی شود ، باعث به وجود آمدن آزمایش معروف گربه شرودینگر شد.
در فیزیک ، یک #کوانتوم (جمع کوانتا) حداقل مقدار هر وجود فیزیکی (خاصیت فیزیکی) درگیر در یک کنش و واکنش فیزیکی است.
در مقیاس اتم ها و الکترون ها ، بسیاری از معادلات مکانیک کلاسیک ، که توصیف کننده چگونگی حرکت ، اندازه و سرعت است ، از بین می روند. در مکانیک کلاسیک ، اشیاء در یک زمان خاص در یک مکان خاص وجود دارند. اما در مکانیک کوانتومی ، اشیاء در ابری از احتمال وجود دارند. آنها شانس خاصی برای حضور در نقطه A دارند و همزمان شانس دیگری برای حضور در نقطه B و همینطور الی آخر.
اجسام کوانتومی میتوانند در یک لحظه در حالتها و مکان های چندگانه وجود داشته باشند که برای توصیف آنها نیازمند تسلط به دانش آمار هستیم. این توصیف پر از عدم قطعیت میباشد و با پارادوکسهای مختلفی همراه شده است و همچنین به خاطر ایجاد تردید در مورد مفهوم واقعیت عینی مورد انتقاد بوده است ، مفهومی که بسیاری از فیزیکدانها از جمله آلبرت اینشتین آن را دیر هضم یافتند. امروزه دانشمندان با این معماهای فلسفی دست به گریبان هستند و از سویی نیز کوشش میکنند تا ویژگیهای عجیب کوانتوم را برای استفاده در تکنولوژی های پیشرفته به کنترل بگیرند.
کشف دیگر فیزیکدانها این بود که الکترون قادر است هم به صورت ذره و هم به صورت موج نمود کند که به نظریه مکمل یا دوگانگی موج_ذره مشهور است. اگر الکترونی را به سوی صفحه تلویزیون خاموش پرتاب کنیم، یک ذره نورانی پدیدار می شود که از اصابت الکترون به مواد فسفری که پشت صفحه تلویزیون را فرا گرفته به وجود آمده است. نقطه حاصل از اصابت الکترون بروشنی وجه ذرهای ماهیت آن را آشکار می سازد. اما این تنها شکلی نیست که الکترون قادر است به خود بگیرد. چه الکترون می تواند به توده ابر مانندی از انرژی بدل شود و چنان عمل کند که انگار موجی است گشوده در فضا. هر گاه الکترون به صورت موج نمود کند، کاری می کند که از هیچ ذرهای بر نمی آید. مثلاً اگر به مانعی که دو شکاف دارد بر خورد کند، می تواند همزمان از هر دو شکاف گذر کند. هرگاه الکترونهای موج گونه به هم اصابت کنند بی درنگ الگوهای متداخل تولید می کنند. این خصلت دوگانه الکترون را نیز می توان در تمام ذرات زیر اتمی و در همه آن چیزهایی که تصور می شد تنها به صورت موج متجلی می شوند مانند نور، اشعه های گاما، امواج رادیویی و اشعه ایکس نیز باز یافت و همه اینها می توانند از حالت موج گونه به ذره بدل شوند. امروزه فیزیکدانها معتقدند که پدیده زیر اتمی را نمی باید تنها به عنوان موج یا ذره طبقه بندی کرد، بلکه باید به عنوان چیزهایی در نظر گرفت که همواره به نوعی قادرند هر دو باشند. این چیزها کوانتا ( quanta ) نام دارند و فیزیکدانها معتقدند که کوانتا در حکم ماده اولیه ای است که کل جهان از آن به وجود آمده است. (quanta جمع quantum است یک الکترون یک کوانتوم است. چند الکترون مجموعه کوانتاهاست. واژه کوانتوم مترادف با ذرات موج گونه است؛ واژه ای که در ارجاع به چیزهایی به کار می رود که واجد هم جنبه ذره ای است و هم موج گونه .)
برای حدود ۷۰ سال این دوگانگی موج_ذره با نظریه آزار دهنده دیگری از نظریه کوانتوم توضیح داده میشد، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ که در سال ۱۹۲۷ توسط ورنر هایزنبرگ تدوین شد و به تازگی نیز بسیار دقیقتر شده است. این نظریه یک حدی را برای میزان آگاهی قرار داد که میگوید هیچکس نمیتواند هم موقعیت و هم اندازه حرکت یک جسم کوانتومی را با دقت کامل بداند، اندازهگیری یکی به شکل گریزناپذیری دیگری را تغییر میدهد.
درهمتنیدگی نیز پدیدهای است که میگوید در جهان کوانتومی اگر اجسام با یکدیگر برهمکنش داشته باشند یا اینکه از طریق فرایند یکسانی به وجود بیایند دیگر مستقل نیستند، آنها به گونهای به هم پیوند میخورند (درهمتنیده میشوند) که تغییر دادن یکی بدون توجه به اینکه چقدر از هم دور هستند به شکل گریزناپذیری روی دیگری تأثیر میگذارد، چیزی که اینشتین به آن "عمل شبح وار از راه دور" میگفت.
سام آریامنش
♨️ @S_Answers
➕مقاله ➕مقاله ➕مقاله ➕ویدئو آموزشی ➕مستند ➕مستند ➕ویدئو ➕ویدئو
👍9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مکانیک کوانتومی واقعاً چیه؟!
پروفسور «دان لینکلن» از آزمایشگاه «فرمی»
ترجمه و دوبله فارسی : فرهاد
♨️ @S_Answers
پروفسور «دان لینکلن» از آزمایشگاه «فرمی»
ترجمه و دوبله فارسی : فرهاد
♨️ @S_Answers
❤1👍1
💫 فلوچارت شناخت ذرات بنیادی به زبان خیلی ساده!
تهیه شده در FermiLab
پروفسور دان لینکلن
ترجمه و تنظیم: فرهاد
♨️ @S_Answers
تهیه شده در FermiLab
پروفسور دان لینکلن
ترجمه و تنظیم: فرهاد
♨️ @S_Answers
❤1
طرح بزرگ-فصل دوم
@S_Answers
کتاب صوتی "طرح بزرگ"
"استیون هاوکینگ"
فصل دوم: "حکم قانون"
در افسانه وایکینگها، دو گرگ به نامهای اسکول و هتی، بهترتیب ماه و خورشید را دنبال میکنند. وقتی گرگها هرکدام از آنها را بگیرند، گرفتگی رخ میدهد.
زمانی که این پدیده رخ میدهد، مردم روی زمین برای آزاد کردن آنها دست بهکار میشوند. آنها هرچقدر که بتوانند صدا ایجاد میکنند تا بلکه با ترساندن گرگها، خورشید یا ماه را نجات دهند.
در فرهنگهای دیگر نیز افسانههای مشابهی وجود دارند. اما احتمالا متوجه شدهاند که خورشید و ماه، بدون نیاز به ایجاد سروصدا و پریشانی، خیلی زود از گرفتگی خارج میشوند.
بههمین ترتیب، احتمالا آنها پس از مدتی متوجه شدهاند که این گرفتگیها بهصورت اتفاقی و تصادفی رخ نمیدهند، بلکه از یک الگوی منظم و تکرار شونده پیروی میکنند.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
ارسال از فرید ایرانی
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
"استیون هاوکینگ"
فصل دوم: "حکم قانون"
در افسانه وایکینگها، دو گرگ به نامهای اسکول و هتی، بهترتیب ماه و خورشید را دنبال میکنند. وقتی گرگها هرکدام از آنها را بگیرند، گرفتگی رخ میدهد.
زمانی که این پدیده رخ میدهد، مردم روی زمین برای آزاد کردن آنها دست بهکار میشوند. آنها هرچقدر که بتوانند صدا ایجاد میکنند تا بلکه با ترساندن گرگها، خورشید یا ماه را نجات دهند.
در فرهنگهای دیگر نیز افسانههای مشابهی وجود دارند. اما احتمالا متوجه شدهاند که خورشید و ماه، بدون نیاز به ایجاد سروصدا و پریشانی، خیلی زود از گرفتگی خارج میشوند.
بههمین ترتیب، احتمالا آنها پس از مدتی متوجه شدهاند که این گرفتگیها بهصورت اتفاقی و تصادفی رخ نمیدهند، بلکه از یک الگوی منظم و تکرار شونده پیروی میکنند.
#طرح_بزرگ
#استیون_هاوکینگ
ارسال از فرید ایرانی
کانال short answers ♨️
قسمت قبل
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان فرگشت انسان
🔸 کروموزومها
🔸 سرگذشت عجیب «نانوگ»ها
🔸 انسان و تخمگذاری!؟
ترجمه و تنظیم : دو نفر از اعضا خوب گروه «انسان خردمند»
♨️ @S_Answers
🔸 کروموزومها
🔸 سرگذشت عجیب «نانوگ»ها
🔸 انسان و تخمگذاری!؟
ترجمه و تنظیم : دو نفر از اعضا خوب گروه «انسان خردمند»
♨️ @S_Answers
👍1
