✳️یحیی شمشادیان و ضرورت دادگری دینی و مذهبی ✳️
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.iss.one/SIAGS
✅ هنگامی که داشتم مناسبتهای پانزدهم مهرماه، را نگاه میکردم تا در مورد یکی از آنها چند خطی بنویسم علیرغم برخی مناسبتهای شناختهشدهتر، سالروز شهادت «یحیی شمشادیان» از خلبانان هوانیروز ارتش ایران توجه مرا بیشتر به خود جلب کرد.
✅ علت این توجه هم تعلق مذهبی او به آیین یارسان یا آنچه که عموماً به نام آیین اهل حق شناخته شده است بود. پیروان آیین یارسان در ایران همانند سایر پیروان ادیان و مذاهب دیگر در این سرزمین، سالها بهواسطۀ تبعیضهای مذهبی از برخی حقوق بدیهی که همۀ ایرانیان باید از آن برخوردار باشند محروم شدهاند. نمیدانم اگر یحیی شمشادیان در زمانهای همانند زمانۀ ما بزرگ میشد که روح حاکم بر سیاستهای رسمی نظام سیاسی وقت، رنگ و بوی تبعیض و بیداد دینی و مذهبی داشت آیا باز هم مجالی برای رشد و انگیزهای کافی برای فداکاری در راه این سرزمین داشت؟
✅ یحیی در بیست و سه ماه نخست جنگ ایران و عراق، بارها با تواناییهای خود پادگانها و شهرستانهای غربی ایران را از سقوط نجات داد و نهایتاً به همراه همپروازش «خلبان یدالله واعظی» در ساعت 14.30 دقیقۀ 15 مهر ماه 1362، در سن 29 سالگی، در منطقۀ عملیاتی سومار مورد اصابت مستقیم گلولۀ تانک قرار گرفت و در حالی که یک پایش قطع شده بود جان خود را در حفاظت از ایران و هموطنانش از دست داد.
✅ ایرانزمین در طول تاریخ خود آشیان ادیان و مذاهب گوناگونی بوده است و یکی از اصول بدیهی حکمرانی در این سرزمین احترام به همین تکثر دینی و مذهبی است. هیچ نظام سیاسی در ایران حق ندارد که با اعمال قوانین تبعیضآمیز شکافی در وحدت ملّی ایرانیان ایجاد نموده و از دسترسی ایرانیانی با ادیان و مذاهبی متفاوت از اسلام شیعی به حتی عالیترین مقامهای سیاسی و اجرایی جلوگیری کند.
✅ تکثر دینی و مذهبی در ایران اگر قدر دانسته شود فرصتی بزرگ است که با بیداد دینی و مذهبی میتواند به تهدیدی برای این سرزمین تبدیل شود.
✅ در 26 مرداد امسال رهبر جمهوری اسلامی «دریادار شهرام ایرانی» را که اولین فرد غیر شیعهای است که در دوران جمهوری اسلامی به یک پست عالیرتبۀ نظامی میرسد به سمت فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب کرد؛ اگرچه این اقدام پس از دههها بیداد دینی و مذهبی، گامی به سوی دادگری دینی و مذهبی است اما کافی نیست.
✅ به امید روزی که همۀ ایرانیان، با کیشها و آیینهای متفاوت، از فرصتی برابر برای دستیابی به بلندپایهترین موقعیتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشند؛ بیگمان آن روز ایران آشیانۀ بهتری برای همۀ ایرانیان خواهد بود.
⭕ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
#پانزدهم_مهر #یحیی_شمشادیان #آیین_یارسان #دادگری_دینی #دادگری_مذهبی #اصول_حکمرانی #شهرام_ایرانی
✍️ سجاد فتاحی - جامعهشناس
t.iss.one/SIAGS
✅ هنگامی که داشتم مناسبتهای پانزدهم مهرماه، را نگاه میکردم تا در مورد یکی از آنها چند خطی بنویسم علیرغم برخی مناسبتهای شناختهشدهتر، سالروز شهادت «یحیی شمشادیان» از خلبانان هوانیروز ارتش ایران توجه مرا بیشتر به خود جلب کرد.
✅ علت این توجه هم تعلق مذهبی او به آیین یارسان یا آنچه که عموماً به نام آیین اهل حق شناخته شده است بود. پیروان آیین یارسان در ایران همانند سایر پیروان ادیان و مذاهب دیگر در این سرزمین، سالها بهواسطۀ تبعیضهای مذهبی از برخی حقوق بدیهی که همۀ ایرانیان باید از آن برخوردار باشند محروم شدهاند. نمیدانم اگر یحیی شمشادیان در زمانهای همانند زمانۀ ما بزرگ میشد که روح حاکم بر سیاستهای رسمی نظام سیاسی وقت، رنگ و بوی تبعیض و بیداد دینی و مذهبی داشت آیا باز هم مجالی برای رشد و انگیزهای کافی برای فداکاری در راه این سرزمین داشت؟
✅ یحیی در بیست و سه ماه نخست جنگ ایران و عراق، بارها با تواناییهای خود پادگانها و شهرستانهای غربی ایران را از سقوط نجات داد و نهایتاً به همراه همپروازش «خلبان یدالله واعظی» در ساعت 14.30 دقیقۀ 15 مهر ماه 1362، در سن 29 سالگی، در منطقۀ عملیاتی سومار مورد اصابت مستقیم گلولۀ تانک قرار گرفت و در حالی که یک پایش قطع شده بود جان خود را در حفاظت از ایران و هموطنانش از دست داد.
✅ ایرانزمین در طول تاریخ خود آشیان ادیان و مذاهب گوناگونی بوده است و یکی از اصول بدیهی حکمرانی در این سرزمین احترام به همین تکثر دینی و مذهبی است. هیچ نظام سیاسی در ایران حق ندارد که با اعمال قوانین تبعیضآمیز شکافی در وحدت ملّی ایرانیان ایجاد نموده و از دسترسی ایرانیانی با ادیان و مذاهبی متفاوت از اسلام شیعی به حتی عالیترین مقامهای سیاسی و اجرایی جلوگیری کند.
✅ تکثر دینی و مذهبی در ایران اگر قدر دانسته شود فرصتی بزرگ است که با بیداد دینی و مذهبی میتواند به تهدیدی برای این سرزمین تبدیل شود.
✅ در 26 مرداد امسال رهبر جمهوری اسلامی «دریادار شهرام ایرانی» را که اولین فرد غیر شیعهای است که در دوران جمهوری اسلامی به یک پست عالیرتبۀ نظامی میرسد به سمت فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب کرد؛ اگرچه این اقدام پس از دههها بیداد دینی و مذهبی، گامی به سوی دادگری دینی و مذهبی است اما کافی نیست.
✅ به امید روزی که همۀ ایرانیان، با کیشها و آیینهای متفاوت، از فرصتی برابر برای دستیابی به بلندپایهترین موقعیتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشند؛ بیگمان آن روز ایران آشیانۀ بهتری برای همۀ ایرانیان خواهد بود.
⭕ این متن را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
@SIAGS
#پانزدهم_مهر #یحیی_شمشادیان #آیین_یارسان #دادگری_دینی #دادگری_مذهبی #اصول_حکمرانی #شهرام_ایرانی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
جشنهای ایرانی
(به بهانۀ 16 مهر روز جشن مهرگان)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
فستیوالها و جشنها در جهان امروز از اهمیتی بیشتر در مقایسه با گذشته برخوردار شدهاند و کشورها و نظامهای سیاسی بواسطۀ کارکرد هویتی، اجتماعی و حتی اقتصادی که این رویدادها دارند بیش از گذشته به آنها توجه میکنند. اما در ایران علیرغم آنکه در هر ماه دستکم جشنی و مناسبتی نیکو وجود دارد که بواسطۀ ماهیت ملّی آن میتواند فرصت و بهانهای برای شادی تمامی ایرانیان با هر دین و مذهب و تیرهای باشد، از آن رو که نظام سیاسی کنونی تاریخ ایران را به دوپاره تقسیم نموده و عموماً پارۀ دوم یعنی ایرانِ پس از حملۀ اعراب را مورد توجه قرار میدهد، سرمایۀ بزرگ جشنهای ایرانی که قدمت آنها به هزارهها قبل باز میگردد و میتواند کارکردها و مزیتهای گوناگونی داشته باشد نادیده گرفته شده است.
جشنهای ایرانی ویژگیهایی دارند که آنها را در خور توجه و ستایش میکند:
نخست آنکه این جشنها بزرگداشت یک فرد نیست بلکه فرصتی است برای گرامیداشت زمانی مناسب در طبیعت یا اقدام و کنشی نیکو در تمدن ایرانی.
دوم آنکه این جشنها با فراتر رفتن از مرزهای دینی، قومی، تیرهای و حتی سیاسی کنونی، فرصتی است برای شادی همۀ ایرانیان فارغ از تفاوتهای بزرگ و کوچکشان. در این جشنها بر خلاف جشنهای دینی که در آن تنها پیروان یک دین یا مذهب شادند و پیروان ادیان و مذاهب دیگر با آن احساس نزدیکی نمیکنند همۀ ایرانیان، فارغ از تفاوتهایشان، شادمانند.
سوم آنکه این جشنها با طبیعت، پیوندی دیرین و عمیق دارند و از این رو فرصتی هستند برای یادآوری یگانگی انسان و طبیعت.
این ویژگیها و موارد دیگری که میتوان به آنها افزود جشنهای ایرانی را تبدیل به سرمایهای میکند که بیش از پیش باید به آن توجه نمود.
به امید آن روز که نوروز، مهرگان و سایر جشنهای ایرانی تبدیل به جشنوارههایی بزرگ در ایران شوند که در ایام آنها ضمن افزایش شادی، همدلی و پیوستگی تمامی ایرانیان، مسافران فراوانی از نقاط دیگر جهان برای شرکت در این جشنوارهها و لذت بردن از زیباییهای آن به ایران بیایند.
مهرگانتان شاد باد
#شانزدهم_مهر
#مهرگان
#جشن_ایرانی
#سجاد_فتاحی
(به بهانۀ 16 مهر روز جشن مهرگان)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
فستیوالها و جشنها در جهان امروز از اهمیتی بیشتر در مقایسه با گذشته برخوردار شدهاند و کشورها و نظامهای سیاسی بواسطۀ کارکرد هویتی، اجتماعی و حتی اقتصادی که این رویدادها دارند بیش از گذشته به آنها توجه میکنند. اما در ایران علیرغم آنکه در هر ماه دستکم جشنی و مناسبتی نیکو وجود دارد که بواسطۀ ماهیت ملّی آن میتواند فرصت و بهانهای برای شادی تمامی ایرانیان با هر دین و مذهب و تیرهای باشد، از آن رو که نظام سیاسی کنونی تاریخ ایران را به دوپاره تقسیم نموده و عموماً پارۀ دوم یعنی ایرانِ پس از حملۀ اعراب را مورد توجه قرار میدهد، سرمایۀ بزرگ جشنهای ایرانی که قدمت آنها به هزارهها قبل باز میگردد و میتواند کارکردها و مزیتهای گوناگونی داشته باشد نادیده گرفته شده است.
جشنهای ایرانی ویژگیهایی دارند که آنها را در خور توجه و ستایش میکند:
نخست آنکه این جشنها بزرگداشت یک فرد نیست بلکه فرصتی است برای گرامیداشت زمانی مناسب در طبیعت یا اقدام و کنشی نیکو در تمدن ایرانی.
دوم آنکه این جشنها با فراتر رفتن از مرزهای دینی، قومی، تیرهای و حتی سیاسی کنونی، فرصتی است برای شادی همۀ ایرانیان فارغ از تفاوتهای بزرگ و کوچکشان. در این جشنها بر خلاف جشنهای دینی که در آن تنها پیروان یک دین یا مذهب شادند و پیروان ادیان و مذاهب دیگر با آن احساس نزدیکی نمیکنند همۀ ایرانیان، فارغ از تفاوتهایشان، شادمانند.
سوم آنکه این جشنها با طبیعت، پیوندی دیرین و عمیق دارند و از این رو فرصتی هستند برای یادآوری یگانگی انسان و طبیعت.
این ویژگیها و موارد دیگری که میتوان به آنها افزود جشنهای ایرانی را تبدیل به سرمایهای میکند که بیش از پیش باید به آن توجه نمود.
به امید آن روز که نوروز، مهرگان و سایر جشنهای ایرانی تبدیل به جشنوارههایی بزرگ در ایران شوند که در ایام آنها ضمن افزایش شادی، همدلی و پیوستگی تمامی ایرانیان، مسافران فراوانی از نقاط دیگر جهان برای شرکت در این جشنوارهها و لذت بردن از زیباییهای آن به ایران بیایند.
مهرگانتان شاد باد
#شانزدهم_مهر
#مهرگان
#جشن_ایرانی
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
مقام دماوندی
(به یاد دماوند آواز ایران)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
همانگونه که «دماوند» در تاریخ ایران مقامی بس بزرگ یافته است، در طول تاریخ این سرزمین نیز مردان و زنانی بودهاند که به «مقام دماوندی» رسیدهاند. چنین افرادی پس از مرگ تبدیل به اسطورههایی میشوند از جنس همان آدمیانی که «حافظ» در عالم خاکی نمییافت و در جستجوی آنها در عالمی دیگر بود.
در هر سده شمار چنین افرادی به انگشتان یک دست نمیرسد؛ و در دوران معاصر بیگمان یکی از برجستهترین آنها «محمّدرضا شجریان» است. «فریدون مشیری» او را دماوند آواز ایران نام نهاده است و شجریان به درستی خود را فردوسی زمانه میداند که خویشکاریش حفظ موسیقی این سرزمین در شرایط سختی است که به گفتۀ او در سال 1390 «سیوسه سالش به بدبختی گذشته» است.
آنان که تاریخ ایران را خواندهاند میدانند که پرسشی تکرارشونده ذهن خوانندۀ تاریخ این سرزمین را به خود مشغول میکند و آن پرسش این است که: «بوستانِ ایران علیرغم تمامی سمومی که بر آن گذشته است چگونه همچنان رنگ و بویی دارد و در تاریخ جهان ماناست؟». به گمانم یک پاسخ این پرسش میتواند این باشد که:
«در این سرزمین مردان و زنانی بودهاند که به مقام دماوندی رسیدهاند و ایران پشت به این دماوندان تاریخ خود دارد؛ که بیگمان محمّد رضا شجریان یکی از آنهاست».
به امید روزی که مرغِ سحر از ظلم ظالم و جور صیاد رها شده باشد و شنیدن این تصنیف با صدای خسرو آواز ایران اشک بر چشمانمان جاری نکند.
#هفدهم_مهر
#محمدرضا_شجریان
#مقام_دماوندی
#دماوند_آواز_ایران
#سجاد_فتاحی
(به یاد دماوند آواز ایران)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
همانگونه که «دماوند» در تاریخ ایران مقامی بس بزرگ یافته است، در طول تاریخ این سرزمین نیز مردان و زنانی بودهاند که به «مقام دماوندی» رسیدهاند. چنین افرادی پس از مرگ تبدیل به اسطورههایی میشوند از جنس همان آدمیانی که «حافظ» در عالم خاکی نمییافت و در جستجوی آنها در عالمی دیگر بود.
در هر سده شمار چنین افرادی به انگشتان یک دست نمیرسد؛ و در دوران معاصر بیگمان یکی از برجستهترین آنها «محمّدرضا شجریان» است. «فریدون مشیری» او را دماوند آواز ایران نام نهاده است و شجریان به درستی خود را فردوسی زمانه میداند که خویشکاریش حفظ موسیقی این سرزمین در شرایط سختی است که به گفتۀ او در سال 1390 «سیوسه سالش به بدبختی گذشته» است.
آنان که تاریخ ایران را خواندهاند میدانند که پرسشی تکرارشونده ذهن خوانندۀ تاریخ این سرزمین را به خود مشغول میکند و آن پرسش این است که: «بوستانِ ایران علیرغم تمامی سمومی که بر آن گذشته است چگونه همچنان رنگ و بویی دارد و در تاریخ جهان ماناست؟». به گمانم یک پاسخ این پرسش میتواند این باشد که:
«در این سرزمین مردان و زنانی بودهاند که به مقام دماوندی رسیدهاند و ایران پشت به این دماوندان تاریخ خود دارد؛ که بیگمان محمّد رضا شجریان یکی از آنهاست».
به امید روزی که مرغِ سحر از ظلم ظالم و جور صیاد رها شده باشد و شنیدن این تصنیف با صدای خسرو آواز ایران اشک بر چشمانمان جاری نکند.
#هفدهم_مهر
#محمدرضا_شجریان
#مقام_دماوندی
#دماوند_آواز_ایران
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقام دماوندی
(به یاد دماوند آواز ایران)
https://t.iss.one/SIAGS/372
«در این سرزمین مردان و زنانی بودهاند که به مقام دماوندی رسیدهاند و ایران پشت به این دماوندان تاریخ خود دارد؛ که بیگمان محمّد رضا شجریان یکی از آنهاست».
به امید روزی که مرغِ سحر از ظلم ظالم و جور صیاد رها شده باشد و شنیدن این تصنیف با صدای خسرو آواز ایران اشک بر چشمانمان جاری نکند.
#هفدهم_مهر
#محمدرضا_شجریان
#سجاد_فتاحی
(به یاد دماوند آواز ایران)
https://t.iss.one/SIAGS/372
«در این سرزمین مردان و زنانی بودهاند که به مقام دماوندی رسیدهاند و ایران پشت به این دماوندان تاریخ خود دارد؛ که بیگمان محمّد رضا شجریان یکی از آنهاست».
به امید روزی که مرغِ سحر از ظلم ظالم و جور صیاد رها شده باشد و شنیدن این تصنیف با صدای خسرو آواز ایران اشک بر چشمانمان جاری نکند.
#هفدهم_مهر
#محمدرضا_شجریان
#سجاد_فتاحی
اصفهان رهآورد زایندهرود
(۱۸ مهر روز بزرگداشت زایندهرود)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
در فاصلۀ سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸، «زایندهرود» یکی از موضوعاتی بود که به صورت پراکنده به آن میپرداختم؛ حاصل جمع این تأملات و نوشتهها که به شیوههای گوناگون در اختیار بلندپایهترین مقامهای سیاسی و اجرایی کشور نیز قرار گرفت و به خاطر ناشنوایی سیستماتیک شنیده نشد، را در کتاب «ایران و مسألۀ پایداری» آوردهام.
در این پنج سال مطالعه و مشاهدۀ پراکنده، رساترین تعبیر در مورد زایندهرود را در مقالهای از «حسن حسینی ابری» (۱۳۸۲) خواندم. او در مورد اهمیت زایندهرود در پیدایش تمدن ایران مرکزی که مهمترین شهر آن در طول تاریخ اصفهان بوده است میگوید:
«همانگونه که مصر را هدیۀ نیل دانستهاند اصفهان نیز هدیۀ زایندهرود [به ایران] است».
اصفهان در ناحیهای واقع شده است که میزان تبخیر سالیانۀ آب در آن بیش از ۳۰۰۰ میلیمتر و میانگین ۵۰ سالۀ بارندگی در نواحی غربی آن حدود ۱۲۵ میلیمتر در سال است؛ این یعنی اگر زایندهرود آب را از ارتفاعات زردکوه بختیاری به بخشهای مرکزی و غربی این ناحیه منتقل نمیکرد و در نهایت به تالاب ارزشمند گاوخونی نمیرساند و ایرانیان از کهنترین زمانها که دستکم به دوران اردشیر بابکان میرسد آب آن را به شیوههایی هوشمندانه استفاده نمیکردند، اصفهانی که به درستی آن را نصف جهان خواندهاند در تمدن ایرانی پدید نمیآمد.
امروز ۱۸ مهر روز بزرگداشت زایندهرود است؛ زایندهرود و شادی مردمانی که در بخشهای گوناگون آن از سرچشمه تا تالاب گاوخونی استقرار یافتهاند و البته وضعیت ناگوار بسیاری دیگر از رودخانههای دائمی ایران، در یک عبارت کلی، «قربانی نظام حکمرانی غلط آب در ایران است»؛ که به صورت کامل این موضوع را در کتاب ایران و مسألۀ پایداری توضیح دادهام.
آشکارترین نمودهای این نظام ناکارآمد حکمرانی آب نیز، به شماره افتادن نفسهای زایندهرود، تضعیف همبستگی بین برخی هموطنان در استانهای چهارمحال و بختیاری، اصفهان و یزد و وضعیت ناگوار کارون است.
تا زمانی نیز که صابون اصلاح نظام حکمرانی آب را به تن نزنیم بزرگداشتهایی چون ۱۸ مهر ره به جایی نخواهد برد و تنها فرصتی میشود برای مویه بر زیباییها و پایداریهایی که یکبهیک از دست میروند.
به امید روزی که زایندهرود و کارون روزهای زیبای گذشتۀ خود را بازیابند.
پینوشت :
عنوان مطلب نام کتابی از حسینی ابری است.
#هجدهم_مهر
#زاینده_رود
#کارون
#ایران_و_مسألۀ_پایداری
#ناشنوایی_سیستماتیک
#حسینی_ابری
#سجاد_فتاحی
(۱۸ مهر روز بزرگداشت زایندهرود)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
در فاصلۀ سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸، «زایندهرود» یکی از موضوعاتی بود که به صورت پراکنده به آن میپرداختم؛ حاصل جمع این تأملات و نوشتهها که به شیوههای گوناگون در اختیار بلندپایهترین مقامهای سیاسی و اجرایی کشور نیز قرار گرفت و به خاطر ناشنوایی سیستماتیک شنیده نشد، را در کتاب «ایران و مسألۀ پایداری» آوردهام.
در این پنج سال مطالعه و مشاهدۀ پراکنده، رساترین تعبیر در مورد زایندهرود را در مقالهای از «حسن حسینی ابری» (۱۳۸۲) خواندم. او در مورد اهمیت زایندهرود در پیدایش تمدن ایران مرکزی که مهمترین شهر آن در طول تاریخ اصفهان بوده است میگوید:
«همانگونه که مصر را هدیۀ نیل دانستهاند اصفهان نیز هدیۀ زایندهرود [به ایران] است».
اصفهان در ناحیهای واقع شده است که میزان تبخیر سالیانۀ آب در آن بیش از ۳۰۰۰ میلیمتر و میانگین ۵۰ سالۀ بارندگی در نواحی غربی آن حدود ۱۲۵ میلیمتر در سال است؛ این یعنی اگر زایندهرود آب را از ارتفاعات زردکوه بختیاری به بخشهای مرکزی و غربی این ناحیه منتقل نمیکرد و در نهایت به تالاب ارزشمند گاوخونی نمیرساند و ایرانیان از کهنترین زمانها که دستکم به دوران اردشیر بابکان میرسد آب آن را به شیوههایی هوشمندانه استفاده نمیکردند، اصفهانی که به درستی آن را نصف جهان خواندهاند در تمدن ایرانی پدید نمیآمد.
امروز ۱۸ مهر روز بزرگداشت زایندهرود است؛ زایندهرود و شادی مردمانی که در بخشهای گوناگون آن از سرچشمه تا تالاب گاوخونی استقرار یافتهاند و البته وضعیت ناگوار بسیاری دیگر از رودخانههای دائمی ایران، در یک عبارت کلی، «قربانی نظام حکمرانی غلط آب در ایران است»؛ که به صورت کامل این موضوع را در کتاب ایران و مسألۀ پایداری توضیح دادهام.
آشکارترین نمودهای این نظام ناکارآمد حکمرانی آب نیز، به شماره افتادن نفسهای زایندهرود، تضعیف همبستگی بین برخی هموطنان در استانهای چهارمحال و بختیاری، اصفهان و یزد و وضعیت ناگوار کارون است.
تا زمانی نیز که صابون اصلاح نظام حکمرانی آب را به تن نزنیم بزرگداشتهایی چون ۱۸ مهر ره به جایی نخواهد برد و تنها فرصتی میشود برای مویه بر زیباییها و پایداریهایی که یکبهیک از دست میروند.
به امید روزی که زایندهرود و کارون روزهای زیبای گذشتۀ خود را بازیابند.
پینوشت :
عنوان مطلب نام کتابی از حسینی ابری است.
#هجدهم_مهر
#زاینده_رود
#کارون
#ایران_و_مسألۀ_پایداری
#ناشنوایی_سیستماتیک
#حسینی_ابری
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا طفلی به نام شادی، گم شده است؟
(زادروز استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و روز جهانی دختر شاد باد)
✍️ سجاد فتاحی
این مطلب را میتوانید در پیوند زیر مطالعه کنید:
https://t.iss.one/SIAGS/376
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی:
«اصل اول برای مسئولین باید ایران باشد و نیست»
#نوزدهم_مهر
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#سجاد_فتاحی
(زادروز استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و روز جهانی دختر شاد باد)
✍️ سجاد فتاحی
این مطلب را میتوانید در پیوند زیر مطالعه کنید:
https://t.iss.one/SIAGS/376
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی:
«اصل اول برای مسئولین باید ایران باشد و نیست»
#نوزدهم_مهر
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#سجاد_فتاحی
چرا طفلی به نام شادی، گم شده است؟
(زادروز استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و روز جهانی دختر شاد باد)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
آنچه برخی نویسندگان و اندیشمندان در صفحات پرشمار کتابهای خود با مفاهیمی فنی و دشوار بیان میکنند، ادیب اندیشمندانی برجسته از تبار حافظ و سعدی در بیتی یا در جملهای کوتاه به مخاطب انتقال میدهند. این سرودۀ استاد «محمدرضا شفیعی کدکنی» که به کوتاهترین شکل ممکن وضعیت کنونی ایران را ترسیم نموده از آن دست است:
«طفلی به نام شادی، دیری است گم شده است
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر»
اما شاعر همین سروده، باز هم چیرهدستانه و گزیدهگو در جملۀ انتهایی این فیلم ( https://t.iss.one/SIAGS/375) دلیل گم شدن طفلی به نام شادی، که رساترین تعبیر برای بیان وضعیت کنونی ایران است، را بیان نموده:
«اصل اول برای مسئولین باید ایران باشد و نیست»
هنگامی که ایران اصل اول نبود، میتوان با خطکش مذهب و دین، ایرانیان را به دستههای گوناگون تقسیم کرد.
هنگامی که ایران اصل اول نبود میتوان آن را به منزلۀ منبعی نگریست که تنها در خدمت سایر اصول است؛ و هر بار به بهانۀ اصولی فراتر و مقدمتر نسبت به ایران، بخشی از منابع و منافع آن را قربانی کرد؛ و اینگونه است که شادی، تبدیل به گمشدۀ بزرگ مردمان یک سرزمین میشود.
امروز زادروز استاد محمد رضا شفیعی کدکنی است، ادیبی که اگر نبود ادبیات و شعر اجتماعی معاصر ایران، گمشدهای بزرگ داشت.
تنش به ناز طبیبان نیاز مباد.
راستی امروز روز جهانی دختر نیز هست؛ و دختران و زنان ایران زمین در امروز و فردا نقشی اساسی تر از پسران و مردان در بازگرداندن شادی به این مرز و بوم دارند.
روز جهانی دختر بر تمام دختران ایران زمین شاد باد.
#نوزدهم_مهر
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#یازدهم_اکتبر
#روز_جهانی_دختر
#سجاد_فتاحی
(زادروز استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و روز جهانی دختر شاد باد)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
آنچه برخی نویسندگان و اندیشمندان در صفحات پرشمار کتابهای خود با مفاهیمی فنی و دشوار بیان میکنند، ادیب اندیشمندانی برجسته از تبار حافظ و سعدی در بیتی یا در جملهای کوتاه به مخاطب انتقال میدهند. این سرودۀ استاد «محمدرضا شفیعی کدکنی» که به کوتاهترین شکل ممکن وضعیت کنونی ایران را ترسیم نموده از آن دست است:
«طفلی به نام شادی، دیری است گم شده است
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر»
اما شاعر همین سروده، باز هم چیرهدستانه و گزیدهگو در جملۀ انتهایی این فیلم ( https://t.iss.one/SIAGS/375) دلیل گم شدن طفلی به نام شادی، که رساترین تعبیر برای بیان وضعیت کنونی ایران است، را بیان نموده:
«اصل اول برای مسئولین باید ایران باشد و نیست»
هنگامی که ایران اصل اول نبود، میتوان با خطکش مذهب و دین، ایرانیان را به دستههای گوناگون تقسیم کرد.
هنگامی که ایران اصل اول نبود میتوان آن را به منزلۀ منبعی نگریست که تنها در خدمت سایر اصول است؛ و هر بار به بهانۀ اصولی فراتر و مقدمتر نسبت به ایران، بخشی از منابع و منافع آن را قربانی کرد؛ و اینگونه است که شادی، تبدیل به گمشدۀ بزرگ مردمان یک سرزمین میشود.
امروز زادروز استاد محمد رضا شفیعی کدکنی است، ادیبی که اگر نبود ادبیات و شعر اجتماعی معاصر ایران، گمشدهای بزرگ داشت.
تنش به ناز طبیبان نیاز مباد.
راستی امروز روز جهانی دختر نیز هست؛ و دختران و زنان ایران زمین در امروز و فردا نقشی اساسی تر از پسران و مردان در بازگرداندن شادی به این مرز و بوم دارند.
روز جهانی دختر بر تمام دختران ایران زمین شاد باد.
#نوزدهم_مهر
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#یازدهم_اکتبر
#روز_جهانی_دختر
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
حافظ و پارادوکسِ دینِ در قدرت
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
حافظ در کنار مولانا جلالالدین رومی یکی دیگر از منادیانِ #دین_ایرانی است. دیوان او سرشار از اندیشهها و آموزههایی است که ویژگیهایِ دینِ ایرانی در آن انعکاس یافته و به گمانم یکی از بزرگترین آموزههای آن این است که هنگامی که دینداران (با توجه به سرنوشت آیینِ زرتشت و دینِ اسلام تفاوتی نمیکند پیروان کدام دین) سودای گسترش و اجرای آموزهها و احکام دین خود را با بهرهگیری از ابزار قدرتِ سیاسی در سر میپرورانند در همان لحظه گرچه تصور خدمت به دین و مردم دارند اما به گونهای پارادوکسگونه هم موجبات کاهش شأن دین مورد حمایت خود را در اذهان عموم جامعه فراهم میکنند و هم در سودای رساندن مردم به بهشت، نه تنها دنیا را برای آنها جهنم نموده، بلکه دنیا و آخرت آنها را به یکباره با هم بر باد میدهند.
این بیت مشهور دیوان حافظ را با هم زمزمه کنیم:
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند
شکستن سبوی می و بستن در میخانه به تصورِ دیندارانِ قائل به حضور دین در قدرت سیاسی کمک به تعالی جامعه و اخلاقیتر نمودن آن است؛ اما تجربۀ تاریخی ایران و البته تجربۀ زیستۀ ما در تمامی سالهای پس از انقلاب 1357 که پس از آن سرخوشانه، سبوها شکسته و میکدهها بسته شد، گویای آن است که چنین اقداماتی نه تنها جامعه را اخلاقیتر نمیکند بلکه بیماریهایی بسیار بدخیمتر از نوشیدن می، یعنی تزویر، تظاهر، سالوس و ریا را در جامعه تکثیر نموده و از این طریق «مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» را که پیامبر اسلام، هدف بعثت خود را تمام و کامل کردن آن دانسته است ( إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ) بر باد میدهند.
به عبارتی گرچه فقهای معتقد به حضورِ دین در قدرتِ سیاسی و اجرای احکام و آموزههای آن از این طریق به این نیندیشیدهاند اما به محض آنکه احکام دینی با پشتوانۀ قدرت سیاسی در جامعهای اجرا شود کارِ مکارم الاخلاق و دین در آن جامعه تمام است.
بر این اساس است که در نظام اندیشهای منادیانِ دینِ ایرانی که حافظ یکی از آنهاست، دین نه تنها سودای حضور در عرصۀ قدرت و سیاست را در سر نمیپروارند بلکه چنین کنشی به دلیل تبعات ویرانگر آن نکوهیده میشود؛ چون این حضور اگرچه برای عدهای نان خواهد داشت و «می را حرام خواهند کرد و مال اوقاف را حلال» اما نتیجۀ نهایی آن زوالِ دینداری و مکارم الاخلاق در جامعه است که با هدف اصلی پیامآوران و منادیانِ #دین_ایرانی ناسازگار است.
#بیستم_مهرماه
#بزرگداشت_حافظ
#دین_ایرانی
#سجاد_فتاحی
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
حافظ در کنار مولانا جلالالدین رومی یکی دیگر از منادیانِ #دین_ایرانی است. دیوان او سرشار از اندیشهها و آموزههایی است که ویژگیهایِ دینِ ایرانی در آن انعکاس یافته و به گمانم یکی از بزرگترین آموزههای آن این است که هنگامی که دینداران (با توجه به سرنوشت آیینِ زرتشت و دینِ اسلام تفاوتی نمیکند پیروان کدام دین) سودای گسترش و اجرای آموزهها و احکام دین خود را با بهرهگیری از ابزار قدرتِ سیاسی در سر میپرورانند در همان لحظه گرچه تصور خدمت به دین و مردم دارند اما به گونهای پارادوکسگونه هم موجبات کاهش شأن دین مورد حمایت خود را در اذهان عموم جامعه فراهم میکنند و هم در سودای رساندن مردم به بهشت، نه تنها دنیا را برای آنها جهنم نموده، بلکه دنیا و آخرت آنها را به یکباره با هم بر باد میدهند.
این بیت مشهور دیوان حافظ را با هم زمزمه کنیم:
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند
شکستن سبوی می و بستن در میخانه به تصورِ دیندارانِ قائل به حضور دین در قدرت سیاسی کمک به تعالی جامعه و اخلاقیتر نمودن آن است؛ اما تجربۀ تاریخی ایران و البته تجربۀ زیستۀ ما در تمامی سالهای پس از انقلاب 1357 که پس از آن سرخوشانه، سبوها شکسته و میکدهها بسته شد، گویای آن است که چنین اقداماتی نه تنها جامعه را اخلاقیتر نمیکند بلکه بیماریهایی بسیار بدخیمتر از نوشیدن می، یعنی تزویر، تظاهر، سالوس و ریا را در جامعه تکثیر نموده و از این طریق «مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» را که پیامبر اسلام، هدف بعثت خود را تمام و کامل کردن آن دانسته است ( إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ) بر باد میدهند.
به عبارتی گرچه فقهای معتقد به حضورِ دین در قدرتِ سیاسی و اجرای احکام و آموزههای آن از این طریق به این نیندیشیدهاند اما به محض آنکه احکام دینی با پشتوانۀ قدرت سیاسی در جامعهای اجرا شود کارِ مکارم الاخلاق و دین در آن جامعه تمام است.
بر این اساس است که در نظام اندیشهای منادیانِ دینِ ایرانی که حافظ یکی از آنهاست، دین نه تنها سودای حضور در عرصۀ قدرت و سیاست را در سر نمیپروارند بلکه چنین کنشی به دلیل تبعات ویرانگر آن نکوهیده میشود؛ چون این حضور اگرچه برای عدهای نان خواهد داشت و «می را حرام خواهند کرد و مال اوقاف را حلال» اما نتیجۀ نهایی آن زوالِ دینداری و مکارم الاخلاق در جامعه است که با هدف اصلی پیامآوران و منادیانِ #دین_ایرانی ناسازگار است.
#بیستم_مهرماه
#بزرگداشت_حافظ
#دین_ایرانی
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
اهمیت داد، دادخواهی و دادگستری در تاریخِ ایران
(21 مهرماه روز «جشنِ داد و دادخواهیِ ملّتِ ایران»)
بازنشر
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
یکی از مفاهیمی که میتوان حول آن به تفسیر و تبیین تاریخ ایران پرداخت، مفهومِ «داد» و مفاهیم ساخته شده از آن چون «دادخواهی»، «دادگستری» و «بیداد» است.
از این منظر سرِّ ماندگاری نام نیکوی برخی حاکمان بزرگ در این سرزمین که در تاریخ پیش از اسلام برجستهترین نمونۀ آن کورش بزرگ است و در تاریخ پس از اسلام شاهانی چون کریمخان زند، دادگستری آنان است؛ و رازِ بدنامی برخی دیگر از حاکمان، «بیداد» آنان در دوران فرمانروایی خویش.
آبادانی یا ویرانی ایران و تبدیل شدن آن به گلستان یا کلنگستان در دورههای تاریخی مختلف نسبتی مستقیم با استقرارِ «داد» و «بیداد» در این سرزمین دارد.
از سوی دیگر «داد» و «دادخواهی» از چنان حرمتی در تاریخ ایران برخوردار است که در آن رهبران قیامها و جنبشهای بزرگ دادخواه و آنان که در برابر «بیدادِ» زمانۀ خویش شوریدهاند، در بین عموم مردم به مقامی شبه خدایی میرسند.
از قضا میتوان با مفهوم ساخته شدۀ دیگری از مفهومِ «داد» به تبیین تاریخِ ایران پرداخت و رازِ چرخههای تکرار شوندۀ «بیداد» و «دادخواهی» در این تاریخ را ناتوانی ما ایرانیان در طراحی و استقرار نظام حکمرانیای دانست که در آن یک «نهادِ دادگسترِ مستقل» و منطبق بر نیازهای زمانه، «قدرتِ بیداد» را از حاکمان سلب نبوده و پیش از آنکه «بیدادگریِ» آنان موجبات سوگواری مردم و ویرانی سرزمین را فراهم کند آنان را از مقام خود برکنار نموده و در دماوند به بند کشد.
امروز 21 مهرماه روز بزرگداشتِ پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک است که به گمانم میتوان آن را روز «جشنِ داد و دادخواهیِ ملّتِ ایران» نامید.
به امید آنکه به قدرت یک «نهادِ دادگسترِ مستقل»، برای همیشه، ضحاکِ بیدادگر در دماوند به بند کشیده شود.
#بیست_و_یکم_مهرماه
#جشن_داد_و_دادخواهی
#کاوه #فریدون #ضحاک
#نهاد_دادگستری_مستقل
#سجاد_فتاحی
(21 مهرماه روز «جشنِ داد و دادخواهیِ ملّتِ ایران»)
بازنشر
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
یکی از مفاهیمی که میتوان حول آن به تفسیر و تبیین تاریخ ایران پرداخت، مفهومِ «داد» و مفاهیم ساخته شده از آن چون «دادخواهی»، «دادگستری» و «بیداد» است.
از این منظر سرِّ ماندگاری نام نیکوی برخی حاکمان بزرگ در این سرزمین که در تاریخ پیش از اسلام برجستهترین نمونۀ آن کورش بزرگ است و در تاریخ پس از اسلام شاهانی چون کریمخان زند، دادگستری آنان است؛ و رازِ بدنامی برخی دیگر از حاکمان، «بیداد» آنان در دوران فرمانروایی خویش.
آبادانی یا ویرانی ایران و تبدیل شدن آن به گلستان یا کلنگستان در دورههای تاریخی مختلف نسبتی مستقیم با استقرارِ «داد» و «بیداد» در این سرزمین دارد.
از سوی دیگر «داد» و «دادخواهی» از چنان حرمتی در تاریخ ایران برخوردار است که در آن رهبران قیامها و جنبشهای بزرگ دادخواه و آنان که در برابر «بیدادِ» زمانۀ خویش شوریدهاند، در بین عموم مردم به مقامی شبه خدایی میرسند.
از قضا میتوان با مفهوم ساخته شدۀ دیگری از مفهومِ «داد» به تبیین تاریخِ ایران پرداخت و رازِ چرخههای تکرار شوندۀ «بیداد» و «دادخواهی» در این تاریخ را ناتوانی ما ایرانیان در طراحی و استقرار نظام حکمرانیای دانست که در آن یک «نهادِ دادگسترِ مستقل» و منطبق بر نیازهای زمانه، «قدرتِ بیداد» را از حاکمان سلب نبوده و پیش از آنکه «بیدادگریِ» آنان موجبات سوگواری مردم و ویرانی سرزمین را فراهم کند آنان را از مقام خود برکنار نموده و در دماوند به بند کشد.
امروز 21 مهرماه روز بزرگداشتِ پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک است که به گمانم میتوان آن را روز «جشنِ داد و دادخواهیِ ملّتِ ایران» نامید.
به امید آنکه به قدرت یک «نهادِ دادگسترِ مستقل»، برای همیشه، ضحاکِ بیدادگر در دماوند به بند کشیده شود.
#بیست_و_یکم_مهرماه
#جشن_داد_و_دادخواهی
#کاوه #فریدون #ضحاک
#نهاد_دادگستری_مستقل
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
حکمرانی غیراستاندارد در ایران
(چهاردهم اکتبر روز جهانی استاندارد)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
هر کالا یا محصول باید دارای ویژگیهایی خاص باشد تا بتوان گفت از استاندارد لازم برخوردار است و استفاده از آن تبعات ناگواری برای مصرفکننده نخواهد داشت. به عنوان مثال اگر در ساخت و نگهداری یک بنا، ضوابط و استانداردهای لازم رعایت نشود، ساکنان آن هر لحظه در خطر فروریختن ساختمان و از دست دادن جان هستند.
«حکمرانی» در سطوح مختلف و از جمله حکمرانی در مقیاس یک کشور نیز باید واجد ویژگیها و استانداردهایی باشد که در مفهوم «حکمرانی خوب» انعکاس یافته است. دولتها و نظامهای سیاسی که از این ویژگیها برخوردارند دولتهایی خوب و استاندارد هستند که میتوانند شادکامی را برای مردمان یک سرزمین به ارمغان آورند؛ و اگر این ویژگیها در ساخت یک نظام سیاسی رعایت نشود بحرانهایی در حوزههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیطزیستی گریبان جوامع تحت مدیریت آنها را خواهد گرفت.
مهمترین ویژگیهای حکمرانی خوب را میتوان در مواردی چون: «مشارکت مردم»، «حاکمیت قانون»، «شفافیت»، «پاسخگویی»، «شکلگیری وفاق»، «اثربخشی و کارآیی» و «مسئولیتپذیری» برشمرد. به هر اندازه که یک نظام حکمرانی و سیاسی چنین ویژگیهایی را نداشته یا به میزان کمی داشته باشد، سیستمی غیر استاندارد خواهد بود که نتیجۀ حاکمیت آن بر یک جامعه، بحرانهای مختلف در حوزههای گوناگون است.
امروز اگر ردّ هر یک از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیطزیستی ایران را تا ریشه دنبال کنیم به یکی از این ویژگیها میرسیم که در طراحی و ساخت نظام سیاسی باید به آن توجه میشد و نشده است. نتیجه هم یک نظام حکمرانی غیر استاندارد است که مولّد بحران بوده و از توانایی لازم برای برقراری پایداری در این سرزمین برخوردار نیست.
ای کاش گرفتن استاندارد برای نظامهای حکمرانی و سیاسی پیش از آنکه به همهپرسی عمومی گذاشته شده و در یک کشور استقرار یابند نیز اجباری میشد؛ آنگاه امروز ایران و جهان وضعیت بهتری داشت.
امروز چهاردهم اکتبر روز جهانی استاندارد است و به گمانم فرصتی است برای ما ایرانیان که به تبعات ویرانگر حکمرانی غیر استاندارد و چگونگی رسیدن به یک نظام حکمرانی استاندارد بیاندیشیم.
پینوشت:
در کتاب «ایران و مسئلۀ پایداری» که دیباچهای بر طراحی و تحلیل نظامهای حکمرانی است به ویژگیهای یک نظام حکمرانی مناسب و چگونگی طراحی و تحلیل آن پرداختهام.
#بیست_و_دوم_مهر
#چهاردهم_اکتبر
#روز_جهانی_استاندارد
#حکمرانی_استاندارد
#سیستم_حکمرانی
#ایران_و_مسئلۀ_پایداری
#سجاد_فتاحی
(چهاردهم اکتبر روز جهانی استاندارد)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
هر کالا یا محصول باید دارای ویژگیهایی خاص باشد تا بتوان گفت از استاندارد لازم برخوردار است و استفاده از آن تبعات ناگواری برای مصرفکننده نخواهد داشت. به عنوان مثال اگر در ساخت و نگهداری یک بنا، ضوابط و استانداردهای لازم رعایت نشود، ساکنان آن هر لحظه در خطر فروریختن ساختمان و از دست دادن جان هستند.
«حکمرانی» در سطوح مختلف و از جمله حکمرانی در مقیاس یک کشور نیز باید واجد ویژگیها و استانداردهایی باشد که در مفهوم «حکمرانی خوب» انعکاس یافته است. دولتها و نظامهای سیاسی که از این ویژگیها برخوردارند دولتهایی خوب و استاندارد هستند که میتوانند شادکامی را برای مردمان یک سرزمین به ارمغان آورند؛ و اگر این ویژگیها در ساخت یک نظام سیاسی رعایت نشود بحرانهایی در حوزههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیطزیستی گریبان جوامع تحت مدیریت آنها را خواهد گرفت.
مهمترین ویژگیهای حکمرانی خوب را میتوان در مواردی چون: «مشارکت مردم»، «حاکمیت قانون»، «شفافیت»، «پاسخگویی»، «شکلگیری وفاق»، «اثربخشی و کارآیی» و «مسئولیتپذیری» برشمرد. به هر اندازه که یک نظام حکمرانی و سیاسی چنین ویژگیهایی را نداشته یا به میزان کمی داشته باشد، سیستمی غیر استاندارد خواهد بود که نتیجۀ حاکمیت آن بر یک جامعه، بحرانهای مختلف در حوزههای گوناگون است.
امروز اگر ردّ هر یک از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیطزیستی ایران را تا ریشه دنبال کنیم به یکی از این ویژگیها میرسیم که در طراحی و ساخت نظام سیاسی باید به آن توجه میشد و نشده است. نتیجه هم یک نظام حکمرانی غیر استاندارد است که مولّد بحران بوده و از توانایی لازم برای برقراری پایداری در این سرزمین برخوردار نیست.
ای کاش گرفتن استاندارد برای نظامهای حکمرانی و سیاسی پیش از آنکه به همهپرسی عمومی گذاشته شده و در یک کشور استقرار یابند نیز اجباری میشد؛ آنگاه امروز ایران و جهان وضعیت بهتری داشت.
امروز چهاردهم اکتبر روز جهانی استاندارد است و به گمانم فرصتی است برای ما ایرانیان که به تبعات ویرانگر حکمرانی غیر استاندارد و چگونگی رسیدن به یک نظام حکمرانی استاندارد بیاندیشیم.
پینوشت:
در کتاب «ایران و مسئلۀ پایداری» که دیباچهای بر طراحی و تحلیل نظامهای حکمرانی است به ویژگیهای یک نظام حکمرانی مناسب و چگونگی طراحی و تحلیل آن پرداختهام.
#بیست_و_دوم_مهر
#چهاردهم_اکتبر
#روز_جهانی_استاندارد
#حکمرانی_استاندارد
#سیستم_حکمرانی
#ایران_و_مسئلۀ_پایداری
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
الحاق آب کوهرنگ به زایندهرود و مسئلهای که حل نشد!
( ۲۳ مهرماه، سالروز افتتاح سد و تونل کوهرنگ)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
اگرچه اندیشۀ انتقال آب رودخانۀ کوهرنگ به زایندهرود، برای تخفیف یا حل مسئلۀ محدودیت منابع آب در این منطقه، اندیشهای کهن در ذهن انسان ایرانی بوده و میتوان آن را دستکم تا دوران شاه عباس اوّل ردیابی نمود اما این اندیشه بواسطۀ محدودیتهای تکنولوژیک و سیاسی تا مهرماه 1327 مجال عملیاتی شدن نیافت. در این سال بود که پروژۀ ساخت «سد و تونل کوهرنگ»، برای الحاق آب کوهرنگ به زایندهرود، با هزینۀ 33 سهمبر رودخانۀ زایندهرود آغاز شد و در 23 مهرماه 1332 پایان یافت.
در آغاز تصور میشد که با این اقدام بخشی از محدودیت منابع آب در اصفهان و زایندهرود برطرف شده است؛ اما تنها چند سال کافی بود تا مشخص شود که انتقال آب از یک حوضه به حوضۀ دیگر راهکار مناسبی برای برطرف کردن محدودیت منابع آب در حوضۀ مقصد نیست و پس از مدتی بواسطۀ تعریف مصارف بیشتر و افزایش سطح زمینهای زیرکشت، زایندهرود حتی بیش از گذشته با کمبود منابع آب مواجه شد؛ اما با بیتوجهی به این درس بزرگ ساخت تونلهای کوهرنگ 2، 3 و چشمه لنگان هم بعدها در دستور کار قرار گرفت، پروژههای انتقال آبی که هیچیک کمکی به حل مسئلۀ محدودیت منابع آب در اصفهان و زایندهرود نخواهد کرد. این پروژهها در بهترین حالت همانند تزریق خون به انسان مجروحی است که خونریزی او برطرف نشده است.
«کنترل و بهینهسازی مصرف آب و زیستن در چارچوب محدودیتهای محیط زیست» یا «توهم غلبه بر محدودیتهای محیط زیست با استفاده از تکنولوژی و تأمین هرچه بیشتر منابع آب»، به روشهای گوناگون از قبیل بهرهبرداری بیشتر از منابع آب زیرزمینی یا پروژههای انتقال آب، دو شیوۀ مواجهه با مسئلۀ آب در ایران است. شیوۀ نخست هزارهها در ایران آزموده شده و تمدن آبی ایران را پدید آورده و از عمر شیوۀ دوم تنها 8 دهه سپری میشود و نتیجۀ آن برهم خوردن پایداری محیطزیستی این تمدن کهن است.
از این منظر است که الحاق آب کوهرنگ به زایندهرود بدون توجه به اصل بودنِ کنترل و بهینهسازی مصرف آب و زیستن در چارچوب محدودیتهای محیطزیست، نه تنها مسئلۀ محدودیت منابع آب را حل نمیکند بلکه تجربۀ زایندهرود نشان داده که با تقویت توهم فراوانی آب حتی ممکن است مسئله را بحرانیتر از گذشته نماید.
#بیست_سوم_مهر
#سد_کوهرنگ
#تونل_کوهرنگ
#حکمرانی_آب
#زاینده_رود
#سجاد_فتاحی
( ۲۳ مهرماه، سالروز افتتاح سد و تونل کوهرنگ)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
اگرچه اندیشۀ انتقال آب رودخانۀ کوهرنگ به زایندهرود، برای تخفیف یا حل مسئلۀ محدودیت منابع آب در این منطقه، اندیشهای کهن در ذهن انسان ایرانی بوده و میتوان آن را دستکم تا دوران شاه عباس اوّل ردیابی نمود اما این اندیشه بواسطۀ محدودیتهای تکنولوژیک و سیاسی تا مهرماه 1327 مجال عملیاتی شدن نیافت. در این سال بود که پروژۀ ساخت «سد و تونل کوهرنگ»، برای الحاق آب کوهرنگ به زایندهرود، با هزینۀ 33 سهمبر رودخانۀ زایندهرود آغاز شد و در 23 مهرماه 1332 پایان یافت.
در آغاز تصور میشد که با این اقدام بخشی از محدودیت منابع آب در اصفهان و زایندهرود برطرف شده است؛ اما تنها چند سال کافی بود تا مشخص شود که انتقال آب از یک حوضه به حوضۀ دیگر راهکار مناسبی برای برطرف کردن محدودیت منابع آب در حوضۀ مقصد نیست و پس از مدتی بواسطۀ تعریف مصارف بیشتر و افزایش سطح زمینهای زیرکشت، زایندهرود حتی بیش از گذشته با کمبود منابع آب مواجه شد؛ اما با بیتوجهی به این درس بزرگ ساخت تونلهای کوهرنگ 2، 3 و چشمه لنگان هم بعدها در دستور کار قرار گرفت، پروژههای انتقال آبی که هیچیک کمکی به حل مسئلۀ محدودیت منابع آب در اصفهان و زایندهرود نخواهد کرد. این پروژهها در بهترین حالت همانند تزریق خون به انسان مجروحی است که خونریزی او برطرف نشده است.
«کنترل و بهینهسازی مصرف آب و زیستن در چارچوب محدودیتهای محیط زیست» یا «توهم غلبه بر محدودیتهای محیط زیست با استفاده از تکنولوژی و تأمین هرچه بیشتر منابع آب»، به روشهای گوناگون از قبیل بهرهبرداری بیشتر از منابع آب زیرزمینی یا پروژههای انتقال آب، دو شیوۀ مواجهه با مسئلۀ آب در ایران است. شیوۀ نخست هزارهها در ایران آزموده شده و تمدن آبی ایران را پدید آورده و از عمر شیوۀ دوم تنها 8 دهه سپری میشود و نتیجۀ آن برهم خوردن پایداری محیطزیستی این تمدن کهن است.
از این منظر است که الحاق آب کوهرنگ به زایندهرود بدون توجه به اصل بودنِ کنترل و بهینهسازی مصرف آب و زیستن در چارچوب محدودیتهای محیطزیست، نه تنها مسئلۀ محدودیت منابع آب را حل نمیکند بلکه تجربۀ زایندهرود نشان داده که با تقویت توهم فراوانی آب حتی ممکن است مسئله را بحرانیتر از گذشته نماید.
#بیست_سوم_مهر
#سد_کوهرنگ
#تونل_کوهرنگ
#حکمرانی_آب
#زاینده_رود
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
برخی اوقات ده ها کلمه و جمله را میتوان با یک تصویر بیان کرد. اینجاست که شبکهای اجتماعی همچون اینستاگرام مهم میشود.
آدرس صفحه من در اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/CVCEEzXKxrW/?utm_medium=copy_link
آدرس صفحه من در اینستاگرام
https://www.instagram.com/p/CVCEEzXKxrW/?utm_medium=copy_link
مسئلۀ «غذا» در ایران
(شانزدهم اکتبر روز جهانی غذا)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
از طریق مفاهیم گوناگونی میتوان به مسئلۀ غذا در ایران اندیشید که «گرسنگی»، «بهرهوری غذایی»، «سلامت غذا» و «امنیت غذایی» بعضی از مهمترین آنها هستند.
بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده در ایران 5 درصد جمعیت یعنی در حدود 4 میلیون نفر از هموطنانمان از گرسنگی رنج میبرند و ایران یکی از کشورهایی است که در آن سرانۀ اتلاف مواد غذایی بسیار بالاست؛ جدا از آنکه حاکمان باید به نقش خود در پیدایش وضعیت کنونی بیاندیشند، ما نیز هر زمان که غذایی را دور میریزیم باید به این فکر کنیم که همین غذا میتواند در کاهش رنج گرسنگی یکی از هموطنانمان مؤثر باشد.
مستند «میوهها روی درخت ماندهاند!» یکی از بهترین مستندهایی است که ناکارآمدی نظام کشاورزی در ایران را به خوبی به تصویر کشیده است. در حوزۀ تولید و توزیع محصولات کشاورزی، استفادۀ غیراستاندارد از سموم و کودهای شیمیایی؛ بهرهوری پایین در حوزۀ تولید محصولات؛ بهرهوری پایین در حوزۀ توزیع محصولات و اتلاف بخش قابل توجهی از آنها پیش از رسیدن به دست مصرفکننده مهمترین مسائلی هستند که بر وضعیت کنونی امنیت غذایی در ایران و البته از بین رفتن امنیت آبی اثرگذار بودهاند.
وضعیت سلامت مردمان یک سرزمین نسبت مستقیمی با کیفیت و کمیت غذایی دارد که مصرف میکنند. در دهههای گذشته نظام سلامت ایران، علیرغم صرف هزینههایی هنگفت در حوزۀ درمان، عموماً به موضوع با اهمیت غذا و تأثیری که میتوند بر پیشگیری از بیماریها داشته باشد توجهی نداشته است. به عنوان مثال یکی از بیماریهای شایع در ایران و یکی از مهمترین دلایل مرگومیر، بیماریهای قلبی و عروقی است که ارتباطی مستقیم با الگوی تغذیه دارد و با تغییراتی کوچک در برخی عادتهای نامناسب غذایی ما ایرانیان، میتوان به میزان قابل توجهی از نرخ ابتلا به این بیماری و هزینههای سنگینی که به بخش درمان تحمیل میکند کاست؛ اما نظام سلامتِ درمانمحورِ ایران این موضوع ساده را نادیده گرفته است.
مفهوم مهم دیگر، «امنیت غذایی» در ایران است که بواسطۀ برداشت نادرست نظام سیاسی از آن و شیوههای نادرستتر حرکت به سوی امنیت غذایی در چند دهۀ گذشته، منجر به از دست رفتن امنیت محیطزیستی و آبی ایران شده است.
امروز روز جهانی غذاست و به نظر فرصتی مناسب است تا هم به آسیبهای نظام حکمرانی غذا در ایران بیاندیشیم و هم به اصلاح الگوهای نامناسب تغذیۀ خود.
#شانزدهم_اکتبر
#بیست_و_چهارم_مهر
#روز_جهانی_غذا
#امنیت_غذایی
#گرسنگی
#امنیت_آبی
#سجاد_فتاحی
(شانزدهم اکتبر روز جهانی غذا)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
از طریق مفاهیم گوناگونی میتوان به مسئلۀ غذا در ایران اندیشید که «گرسنگی»، «بهرهوری غذایی»، «سلامت غذا» و «امنیت غذایی» بعضی از مهمترین آنها هستند.
بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده در ایران 5 درصد جمعیت یعنی در حدود 4 میلیون نفر از هموطنانمان از گرسنگی رنج میبرند و ایران یکی از کشورهایی است که در آن سرانۀ اتلاف مواد غذایی بسیار بالاست؛ جدا از آنکه حاکمان باید به نقش خود در پیدایش وضعیت کنونی بیاندیشند، ما نیز هر زمان که غذایی را دور میریزیم باید به این فکر کنیم که همین غذا میتواند در کاهش رنج گرسنگی یکی از هموطنانمان مؤثر باشد.
مستند «میوهها روی درخت ماندهاند!» یکی از بهترین مستندهایی است که ناکارآمدی نظام کشاورزی در ایران را به خوبی به تصویر کشیده است. در حوزۀ تولید و توزیع محصولات کشاورزی، استفادۀ غیراستاندارد از سموم و کودهای شیمیایی؛ بهرهوری پایین در حوزۀ تولید محصولات؛ بهرهوری پایین در حوزۀ توزیع محصولات و اتلاف بخش قابل توجهی از آنها پیش از رسیدن به دست مصرفکننده مهمترین مسائلی هستند که بر وضعیت کنونی امنیت غذایی در ایران و البته از بین رفتن امنیت آبی اثرگذار بودهاند.
وضعیت سلامت مردمان یک سرزمین نسبت مستقیمی با کیفیت و کمیت غذایی دارد که مصرف میکنند. در دهههای گذشته نظام سلامت ایران، علیرغم صرف هزینههایی هنگفت در حوزۀ درمان، عموماً به موضوع با اهمیت غذا و تأثیری که میتوند بر پیشگیری از بیماریها داشته باشد توجهی نداشته است. به عنوان مثال یکی از بیماریهای شایع در ایران و یکی از مهمترین دلایل مرگومیر، بیماریهای قلبی و عروقی است که ارتباطی مستقیم با الگوی تغذیه دارد و با تغییراتی کوچک در برخی عادتهای نامناسب غذایی ما ایرانیان، میتوان به میزان قابل توجهی از نرخ ابتلا به این بیماری و هزینههای سنگینی که به بخش درمان تحمیل میکند کاست؛ اما نظام سلامتِ درمانمحورِ ایران این موضوع ساده را نادیده گرفته است.
مفهوم مهم دیگر، «امنیت غذایی» در ایران است که بواسطۀ برداشت نادرست نظام سیاسی از آن و شیوههای نادرستتر حرکت به سوی امنیت غذایی در چند دهۀ گذشته، منجر به از دست رفتن امنیت محیطزیستی و آبی ایران شده است.
امروز روز جهانی غذاست و به نظر فرصتی مناسب است تا هم به آسیبهای نظام حکمرانی غذا در ایران بیاندیشیم و هم به اصلاح الگوهای نامناسب تغذیۀ خود.
#شانزدهم_اکتبر
#بیست_و_چهارم_مهر
#روز_جهانی_غذا
#امنیت_غذایی
#گرسنگی
#امنیت_آبی
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
فقر و آزادی
(روز جهانی ریشهکنی فقر و سالروز درگذشت فرخی یزدی)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
شکوفایی ظرفیتهای انسانی یکی از پیشنیازهای کاهشِ پایدار فقر در جوامع است و «آزادی» یکی از مهمترین پیشنیازها برای شکوفایی ظرفیتهای انسانی. به این ترتیب آزادی از طریق ایجاد زمینه برای شکوفایی ظرفیتهای انسانی با کاهش فقر ارتباط مییابد.
کشورها و جوامع انسانی به نسبتی که آزادی انسان در حوزههای مختلف را تأمین کنند، زمینههای شکوفایی ظرفیتها و استعدادهای انسانی را فراهم نموده و از این طریق گامی در جهت کاهش پایدار نرخ فقر برخواهند داشت. از این منظر است که فقرا بیش از مبالغی پول که به صورت ماهیانه در اختیار آنها قرار گیرد، به ایجاد زمینه جهت شکوفایی استعدادهای خود نیازمندند که نسبتی مستقیم با ایجاد زمینه برای آزادی انسان در حوزههای گوناگون دارد. این ایده را بیش از هر کس «آمارتیانسن» اقتصاددان هندی در آثار گوناگون خود و مهمترین آنها «توسعه به مثابه آزادی» تشریح کرده است.
با این دید است که باید در نیت نظامهای سیاسی که از صبح تا شام از فقرا و مستضعفین سخن میگویند و شعار مبارزه با فقر سر میدهند اما آزادیهای انسانی در حوزههای گوناگون را به بهانههای مختلف سلب میکنند، با دیدۀ تردید نگریست. چنین نظامهایی از طریق سرکوب ظرفیتهای انسانی خود مولد فقراند و نمیتوان از مولد فقر انتظار داشت که کمکی به کاهش فقر در جامعه نماید.
امروز هفدهم اکتبر و بیست و پنجم مهرماه در تاریخ ایران تقارن زیبایی رخ داده است از یک سو مناسبتی جهانی به نام روز جهانی ریشهکنی فقر است و از سوی دیگر سالگرد درگذشت، یا قتل یکی از مهمترین شاعران آزادیخواه معاصر ایران، «محمد فرخی یزدی» در زندان قصر. بیگمان اگر رؤیاهای زیبای فرخی یزدی در 82 سالی که از مرگ او گذشته است محقق شده بود امروز در ایران ظرفیتهای انسانی شکوفاتر و نرخ فقر پایینتر بود. یادش گرامی.
#هفدهم_اکتبر
#بیست_و_پنجم_مهر
#روز_جهانی_مبارزه_با_فقر
#محمد_فرخی_یزدی
#آمارتیاسن
#سجاد_فتاحی
(روز جهانی ریشهکنی فقر و سالروز درگذشت فرخی یزدی)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
شکوفایی ظرفیتهای انسانی یکی از پیشنیازهای کاهشِ پایدار فقر در جوامع است و «آزادی» یکی از مهمترین پیشنیازها برای شکوفایی ظرفیتهای انسانی. به این ترتیب آزادی از طریق ایجاد زمینه برای شکوفایی ظرفیتهای انسانی با کاهش فقر ارتباط مییابد.
کشورها و جوامع انسانی به نسبتی که آزادی انسان در حوزههای مختلف را تأمین کنند، زمینههای شکوفایی ظرفیتها و استعدادهای انسانی را فراهم نموده و از این طریق گامی در جهت کاهش پایدار نرخ فقر برخواهند داشت. از این منظر است که فقرا بیش از مبالغی پول که به صورت ماهیانه در اختیار آنها قرار گیرد، به ایجاد زمینه جهت شکوفایی استعدادهای خود نیازمندند که نسبتی مستقیم با ایجاد زمینه برای آزادی انسان در حوزههای گوناگون دارد. این ایده را بیش از هر کس «آمارتیانسن» اقتصاددان هندی در آثار گوناگون خود و مهمترین آنها «توسعه به مثابه آزادی» تشریح کرده است.
با این دید است که باید در نیت نظامهای سیاسی که از صبح تا شام از فقرا و مستضعفین سخن میگویند و شعار مبارزه با فقر سر میدهند اما آزادیهای انسانی در حوزههای گوناگون را به بهانههای مختلف سلب میکنند، با دیدۀ تردید نگریست. چنین نظامهایی از طریق سرکوب ظرفیتهای انسانی خود مولد فقراند و نمیتوان از مولد فقر انتظار داشت که کمکی به کاهش فقر در جامعه نماید.
امروز هفدهم اکتبر و بیست و پنجم مهرماه در تاریخ ایران تقارن زیبایی رخ داده است از یک سو مناسبتی جهانی به نام روز جهانی ریشهکنی فقر است و از سوی دیگر سالگرد درگذشت، یا قتل یکی از مهمترین شاعران آزادیخواه معاصر ایران، «محمد فرخی یزدی» در زندان قصر. بیگمان اگر رؤیاهای زیبای فرخی یزدی در 82 سالی که از مرگ او گذشته است محقق شده بود امروز در ایران ظرفیتهای انسانی شکوفاتر و نرخ فقر پایینتر بود. یادش گرامی.
#هفدهم_اکتبر
#بیست_و_پنجم_مهر
#روز_جهانی_مبارزه_با_فقر
#محمد_فرخی_یزدی
#آمارتیاسن
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ورزش، تبعیض جنسیتی و منافع ملّی
(26 مهرماه روز تربیت بدنی و ورزش)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
دو اصل اساسی وجود دارد که هر نظام سیاسی موجود در ایران باید آن را در شیوۀ حکمرانی و سیاستورزی خود رعایت کند تا آن نظام سیاسی را نظامی ایرانگرا و حافظِ منافعِ ملّی بدانیم. این دو اصل یکی عدم تبعیض در حوزههای گوناگون بین ساکنان مختلف این سرزمین از نظر جنس، دین و مذهب است و دیگری اولویت داشتن منافعِ کلیّت ایران نسبت به هر گرایش یا منفعت ایدئولوژیک دیگر.
نحوۀ سیاستگذاری ورزش ایران در سالهای پس از انقلاب 1357یکی از حوزههایی است که بارها نشان داده است که این دو اصل در سیاستورزی نظام سیاسی کنونی رعایت نمیشود.
برجستهترین شکل تبعیض در ورزش ایران تبعیض جنسیتی است؛ که در آن زنان از فرصتهایی برابر با مردان برای پرداختن به علائق خود در سطوح ملّی و جهانی برخوردار نیستند؛ نتیجۀ این امر هم علاوه بر نقض حقوق بدیهی زنان ایرانی در جهان معاصر، آن شده است که نیمی از جمعیت کشور در کسب افتخار برای سرزمین خود با موانعی جدی روبرو هستند.
داستان مضحک ورود زنان به استادیومهای ورزشی، عدم امکان ورود زنان به برخی رشتههای ورزشی در سطح قهرمانی و نوع پوشش تحمیلی به آنها در رقابتهای ملّی و جهانی که همگی دههها پیش از انقلاب 1357 حل شده بود نمودی آشکار از این تبعیض و نقض منافع ملّی در پیشگاه عقاید فرهنگی و ایدئولوژیکی است که اگرچه در حوزۀ فرهنگ محترم است اما نباید جایگاهی در سطح سیاستورزی ملّی داشته باشند.
عدم اولویت منافع ملّی در سیاستگذاریهای ورزش قهرمانی در ایران خود را در موضوع رقابت ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیل نیز نشان میدهد؛ اعتقاد به غصب سرزمین فلسطینیان توسط جمعی از یهودیان موضوعی است که اگرچه میتواند در سطح فرهنگی و در گفتوگوهایی که بین جریانهای گوناگون در حوزۀ فرهنگی ایران در میگیرد مجالی برای طرح داشته باشد اما هنگامی که به عرصۀ سیاستورزی در سطح ملّی میرسیم باید تابع عرف پذیرفته شده در جهان باشد که در غیر این صورت، همانطور که تجربۀ تمامی سالهای پس از انقلاب 1357 نشان داده، لطمات جبرانناپذیری را به منافع ملّی ایران وارد خواهد کرد. لطماتی که تنها بخش کوچکی از آن را میتوانیم در حوزۀ ورزش ایران و برخی محدودیتها و محرومیتهای ایجاد شده برای آن شاهد باشیم.
روز تربیتبدنی و ورزش بر تمام زنان ورزشکار ایران زمین شاد باد.
#بیست_و_ششم_مهر
#روز_تربیت_بدنی_و_ورزش
#تبعیض_جنسیتی
#منافع_ملی
#ورود_زنان_به_ورزشگاه
#پوشش_زنان_ورزشکار
#حکمرانی_ورزشی
#سجاد_فتاحی
(26 مهرماه روز تربیت بدنی و ورزش)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
دو اصل اساسی وجود دارد که هر نظام سیاسی موجود در ایران باید آن را در شیوۀ حکمرانی و سیاستورزی خود رعایت کند تا آن نظام سیاسی را نظامی ایرانگرا و حافظِ منافعِ ملّی بدانیم. این دو اصل یکی عدم تبعیض در حوزههای گوناگون بین ساکنان مختلف این سرزمین از نظر جنس، دین و مذهب است و دیگری اولویت داشتن منافعِ کلیّت ایران نسبت به هر گرایش یا منفعت ایدئولوژیک دیگر.
نحوۀ سیاستگذاری ورزش ایران در سالهای پس از انقلاب 1357یکی از حوزههایی است که بارها نشان داده است که این دو اصل در سیاستورزی نظام سیاسی کنونی رعایت نمیشود.
برجستهترین شکل تبعیض در ورزش ایران تبعیض جنسیتی است؛ که در آن زنان از فرصتهایی برابر با مردان برای پرداختن به علائق خود در سطوح ملّی و جهانی برخوردار نیستند؛ نتیجۀ این امر هم علاوه بر نقض حقوق بدیهی زنان ایرانی در جهان معاصر، آن شده است که نیمی از جمعیت کشور در کسب افتخار برای سرزمین خود با موانعی جدی روبرو هستند.
داستان مضحک ورود زنان به استادیومهای ورزشی، عدم امکان ورود زنان به برخی رشتههای ورزشی در سطح قهرمانی و نوع پوشش تحمیلی به آنها در رقابتهای ملّی و جهانی که همگی دههها پیش از انقلاب 1357 حل شده بود نمودی آشکار از این تبعیض و نقض منافع ملّی در پیشگاه عقاید فرهنگی و ایدئولوژیکی است که اگرچه در حوزۀ فرهنگ محترم است اما نباید جایگاهی در سطح سیاستورزی ملّی داشته باشند.
عدم اولویت منافع ملّی در سیاستگذاریهای ورزش قهرمانی در ایران خود را در موضوع رقابت ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیل نیز نشان میدهد؛ اعتقاد به غصب سرزمین فلسطینیان توسط جمعی از یهودیان موضوعی است که اگرچه میتواند در سطح فرهنگی و در گفتوگوهایی که بین جریانهای گوناگون در حوزۀ فرهنگی ایران در میگیرد مجالی برای طرح داشته باشد اما هنگامی که به عرصۀ سیاستورزی در سطح ملّی میرسیم باید تابع عرف پذیرفته شده در جهان باشد که در غیر این صورت، همانطور که تجربۀ تمامی سالهای پس از انقلاب 1357 نشان داده، لطمات جبرانناپذیری را به منافع ملّی ایران وارد خواهد کرد. لطماتی که تنها بخش کوچکی از آن را میتوانیم در حوزۀ ورزش ایران و برخی محدودیتها و محرومیتهای ایجاد شده برای آن شاهد باشیم.
روز تربیتبدنی و ورزش بر تمام زنان ورزشکار ایران زمین شاد باد.
#بیست_و_ششم_مهر
#روز_تربیت_بدنی_و_ورزش
#تبعیض_جنسیتی
#منافع_ملی
#ورود_زنان_به_ورزشگاه
#پوشش_زنان_ورزشکار
#حکمرانی_ورزشی
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه ماند در نوشتن شیر و شیر
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
برجستهترین ویژگی پیامبر اسلام در مقایسه با پیامبران سایر ادیان آن است که او اگرچه در ابتدا کار خود را از حوزه فرهنگ آغاز کرد اما در نهایت رهبری سیاسی جامعه را نیز بر عهده گرفت و اینگونه بود که دین و سیاست را در دوره خود به هم آمیخت.
همین تجربه است که در جهان اسلام و بویژه در بین شیعیان در ارتباط با قدرت سیاسی دو الگو را پدید آورد. گروهی از آنان با اتکا به این تجربه پیامبر اسلام داعیه این را داشتند که باید نهاد دین قدرت سیاسی را در دست گرفته و احکام اسلام را با بهرهگیری از قدرت سیاسی اجرا نماید. در مقابل، گروه دیگر وارد شدن نهاد دین به حوزه سیاست را در شرایط عدم حضور پیامبر و امامان معصوم دارای آسیبها و آفت هایی برای دین میدانستند که بواسطه همین آسیبها مخالف حضور نهاد دین در سیاست بودند.
در قرن اخیر در بین شیعیان آیتالله خمینی بزرگترین نماینده جریان اول و آیتالله بروجردی نماینده سرآمد جریان دوم است.
امروز ایران هر دو الگو را تجربه کرده است و زمان آن رسیده که دینداران این دو الگو و تجربه را پیشرو نهاده و به صورت تجربی فرصتها و تهدیدهای هر یک را برای دین و سیاست بررسی کنند.
به نظر میرسد آمیختن دین و سیاست، بدون آنکه به فساد هر یک منجر شود، هنر و معجزهای است که تنها از عهده پیام آور اسلام ساخته بود و اگر دیگران سودای تکرار این تجربه را کنند و به قول حکیم طوس شهریاری و موبدی را به هم آمیزند تجربهای تلخ برای دین و سیاست رقم خواهد خورد. تجربهای که در تاریخ ایران یک بار در پایان دوره ساسانی، یک بار در عصر صفوی و بار دیگر به گونهای کاملتر در دوران جمهوری اسلامی رقم خورده است.
امروز میلاد پیامبر اسلام به روایت اهل سنت و ۵ روز دیگر میلاد او به روایت شیعیان است، آنان که در ایران دل نگران اسلام و تشیع اند باید در این هفته بارها به این پرسش بیندیشند که
تجربه حضور نهاد دین در عرصه سیاست به سود دین بود یا سیاست و یا هیچ یک؟
میلاد پیامبر اسلام بر هموطنان اهل سنت شاد باد.
#دوازدهم_ربیعالاول
#بیست_و_هفتم_مهر
#میلاد_پیامبر_اسلام
#دین
#سیاست
#سجاد_فتاحی
گرچه ماند در نوشتن شیر و شیر
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
برجستهترین ویژگی پیامبر اسلام در مقایسه با پیامبران سایر ادیان آن است که او اگرچه در ابتدا کار خود را از حوزه فرهنگ آغاز کرد اما در نهایت رهبری سیاسی جامعه را نیز بر عهده گرفت و اینگونه بود که دین و سیاست را در دوره خود به هم آمیخت.
همین تجربه است که در جهان اسلام و بویژه در بین شیعیان در ارتباط با قدرت سیاسی دو الگو را پدید آورد. گروهی از آنان با اتکا به این تجربه پیامبر اسلام داعیه این را داشتند که باید نهاد دین قدرت سیاسی را در دست گرفته و احکام اسلام را با بهرهگیری از قدرت سیاسی اجرا نماید. در مقابل، گروه دیگر وارد شدن نهاد دین به حوزه سیاست را در شرایط عدم حضور پیامبر و امامان معصوم دارای آسیبها و آفت هایی برای دین میدانستند که بواسطه همین آسیبها مخالف حضور نهاد دین در سیاست بودند.
در قرن اخیر در بین شیعیان آیتالله خمینی بزرگترین نماینده جریان اول و آیتالله بروجردی نماینده سرآمد جریان دوم است.
امروز ایران هر دو الگو را تجربه کرده است و زمان آن رسیده که دینداران این دو الگو و تجربه را پیشرو نهاده و به صورت تجربی فرصتها و تهدیدهای هر یک را برای دین و سیاست بررسی کنند.
به نظر میرسد آمیختن دین و سیاست، بدون آنکه به فساد هر یک منجر شود، هنر و معجزهای است که تنها از عهده پیام آور اسلام ساخته بود و اگر دیگران سودای تکرار این تجربه را کنند و به قول حکیم طوس شهریاری و موبدی را به هم آمیزند تجربهای تلخ برای دین و سیاست رقم خواهد خورد. تجربهای که در تاریخ ایران یک بار در پایان دوره ساسانی، یک بار در عصر صفوی و بار دیگر به گونهای کاملتر در دوران جمهوری اسلامی رقم خورده است.
امروز میلاد پیامبر اسلام به روایت اهل سنت و ۵ روز دیگر میلاد او به روایت شیعیان است، آنان که در ایران دل نگران اسلام و تشیع اند باید در این هفته بارها به این پرسش بیندیشند که
تجربه حضور نهاد دین در عرصه سیاست به سود دین بود یا سیاست و یا هیچ یک؟
میلاد پیامبر اسلام بر هموطنان اهل سنت شاد باد.
#دوازدهم_ربیعالاول
#بیست_و_هفتم_مهر
#میلاد_پیامبر_اسلام
#دین
#سیاست
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
گمشدۀ تاریخ ایران!
(28 مهرماه سالروز انتخاب امیرکبیر به مقام صدارت)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
انتخاب میرزا محمد تقی خان فراهانی، مشهور به امیرکبیر، در 28 مهرماه 1227، به عنوان صدراعظم ایران و بعدها قتل او در 20 دیماه 1230، درسهایی برای تاریخِ ایران و طراحیِ نظامِ سیاسیِ دارد؛ آموزههایی که اگر مورد توجه قرار میگرفت بیگمان امروز ایران در زمرۀ کشورهای پیشرو آسیا و حتی جهان بود.
یکی از مهمترین ویژگیهایی که یک نظامِ سیاسی باید داشته باشد تا بتواند شرایطی مناسب برای مردم و سرزمینی که بر آن حکمرانی میکند بیافریند این است که سازوکارهای انتخابِ مقامهای بلندمرتبۀ آن باید بهگونهای باشد که در نهایت سیاستمدارانی در قامت امیرکبیر به مقامهای سیاسی بلندپایه دست یابند. بیگمان اگر از طریق طراحیِ مناسبِ نظامهای سیاسی، انتخابِ افرادی چون امیرکبیر به مقامهایی چون صدراعظم، نخستوزیر و رئیس جمهور در تمام سالهای پس از او نه به یک استثناء که به یک قاعده تبدیل میشد، ایرانِ امروز شرایط بهتری داشت. پس درس نخست آن است که در طراحی نظام سیاسی شیوه و سازوکار انتخاب مقامهای بلند پایه باید بهگونهای باشد که کارآمدترین و بهترین افراد یک سرزمین برای آن مقام انتخاب شوند. خانهنشینی و قتل نخبگانی چون امیر و حکومت پخمگانی چون میرزا آقاخان نوری که تنها در صدد تأمین منافع شخصی خود هستند ایران را ویران خواهد کرد.
موضوع دیگری که در طراحیِ نظامِ سیاسی باید به آن توجه کرد آن است که توازن قوا بین بخشهای گوناگون نظام باید بهگونهای باشد که شاه یا هر مقامِ بلندپایۀ دیگری، صرفِ احساس به خطر افتادنِ قدرت سیاسیاش نتواند مقامِ دیگری را که در اندیشۀ بهبود شرایط ایران است به زیر کشیده، خانهنشین کرده یا به قتل رساند. عدم توجه به این موضوع در تاریخ ایران سبب، برکناری و قتلِ افرادی چون امیر شده که نتیجۀ آن خرابی و ویرانی ایران بوده است.
هنوز صدایِ امیر در تاریخ به گوش میرسد که در نامهای پس از عزل از مقام صدارت، به ناصرالدین شاه گفت:
... مردم بی سر و پا را با رشوه میخواهند صاحب منصب کنند. این غلام نمیتواند نظم دهد. بی نظم کارها پیش نمیرود ... این درد غلام را میکشد که مردم بگویند آن نظم میرزا تقی خانی گذشت.
آری هنوز پس از گذشت نزدیک به 170 سال از قتل امیر، گمشدۀ تاریخ ایران همان نظمِ میرزا تقی خانی است که نظامهایِ سیاسی به دلیلِ نقص در طراحی خود، از پیادهسازی آن ناتوان بودهاند.
#بیست_و_هشتم_مهرماه
#امیرکبیر
#طراحی_نظام_سیاسی
#حکمرانی
#ایران_و_مسئلۀ_پایداری
#سجاد_فتاحی
(28 مهرماه سالروز انتخاب امیرکبیر به مقام صدارت)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
انتخاب میرزا محمد تقی خان فراهانی، مشهور به امیرکبیر، در 28 مهرماه 1227، به عنوان صدراعظم ایران و بعدها قتل او در 20 دیماه 1230، درسهایی برای تاریخِ ایران و طراحیِ نظامِ سیاسیِ دارد؛ آموزههایی که اگر مورد توجه قرار میگرفت بیگمان امروز ایران در زمرۀ کشورهای پیشرو آسیا و حتی جهان بود.
یکی از مهمترین ویژگیهایی که یک نظامِ سیاسی باید داشته باشد تا بتواند شرایطی مناسب برای مردم و سرزمینی که بر آن حکمرانی میکند بیافریند این است که سازوکارهای انتخابِ مقامهای بلندمرتبۀ آن باید بهگونهای باشد که در نهایت سیاستمدارانی در قامت امیرکبیر به مقامهای سیاسی بلندپایه دست یابند. بیگمان اگر از طریق طراحیِ مناسبِ نظامهای سیاسی، انتخابِ افرادی چون امیرکبیر به مقامهایی چون صدراعظم، نخستوزیر و رئیس جمهور در تمام سالهای پس از او نه به یک استثناء که به یک قاعده تبدیل میشد، ایرانِ امروز شرایط بهتری داشت. پس درس نخست آن است که در طراحی نظام سیاسی شیوه و سازوکار انتخاب مقامهای بلند پایه باید بهگونهای باشد که کارآمدترین و بهترین افراد یک سرزمین برای آن مقام انتخاب شوند. خانهنشینی و قتل نخبگانی چون امیر و حکومت پخمگانی چون میرزا آقاخان نوری که تنها در صدد تأمین منافع شخصی خود هستند ایران را ویران خواهد کرد.
موضوع دیگری که در طراحیِ نظامِ سیاسی باید به آن توجه کرد آن است که توازن قوا بین بخشهای گوناگون نظام باید بهگونهای باشد که شاه یا هر مقامِ بلندپایۀ دیگری، صرفِ احساس به خطر افتادنِ قدرت سیاسیاش نتواند مقامِ دیگری را که در اندیشۀ بهبود شرایط ایران است به زیر کشیده، خانهنشین کرده یا به قتل رساند. عدم توجه به این موضوع در تاریخ ایران سبب، برکناری و قتلِ افرادی چون امیر شده که نتیجۀ آن خرابی و ویرانی ایران بوده است.
هنوز صدایِ امیر در تاریخ به گوش میرسد که در نامهای پس از عزل از مقام صدارت، به ناصرالدین شاه گفت:
... مردم بی سر و پا را با رشوه میخواهند صاحب منصب کنند. این غلام نمیتواند نظم دهد. بی نظم کارها پیش نمیرود ... این درد غلام را میکشد که مردم بگویند آن نظم میرزا تقی خانی گذشت.
آری هنوز پس از گذشت نزدیک به 170 سال از قتل امیر، گمشدۀ تاریخ ایران همان نظمِ میرزا تقی خانی است که نظامهایِ سیاسی به دلیلِ نقص در طراحی خود، از پیادهسازی آن ناتوان بودهاند.
#بیست_و_هشتم_مهرماه
#امیرکبیر
#طراحی_نظام_سیاسی
#حکمرانی
#ایران_و_مسئلۀ_پایداری
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
پیچیدهسازی مسائل ساده و سادهسازی مسائل پیچیده
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
یکی از علتهای استمرار بحرانهای ایران در حوزههای گوناگون محیطزیستی، اقتصادی و سیاسی «پیچیدهسازی مسائل ساده و سادهسازی مسائل پیچیده» است.
مسائل ساده را از آن رو پیچیده میکنند تا تغییر و تحولاتی ساده برای حل مسائل را که عموماً با منافع اقتصادی و سیاسی گروههای در قدرت تعارض دارد از چشمها دور مانده و تبدیل به مطالبهای عمومی نشود. مسئلۀ قانونگذاریهای نامناسب مجلس شورای اسلامی (که امیدوارم روزی نام گذشتۀ خود یعنی مجلس شورای ملّی را در عمل و نظر بازیابد) مسئلهای ساده است که با اصلاحِ سازوکارهایِ تأییدِ صلاحیتِ نامزدهایِ مجلس (بخوانیم سازوکارهای تأییدِ عدم صلاحیت نمایندگان برای ورود به مجلس) بهگونهای که موجب ورود شایستهترین افراد (و نه ناشایستترین افراد) به عنوان نمایندگان مردم به مجلس شود و ایجاد تغییراتی نسبتاً ساده در ساختار مجلس حل خواهد شد؛ اما چون این تغییرات با منافع اقتصادی و سیاسی گروههای در قدرت در تعارض است این مسئله را پیچیده نشان میدهند؛ و آنگاه عوارض این مسئلۀ سادۀ پیچیده شده گریبان کشور و مردم را خواهد گرفت.
از طرف دیگر نظامِ سیاسی و سیاستگذاریِ ایران برخی مسائل چون مسئلۀ بحران یا ورشکستگی منابع آبی را که اصولاً مسائلی چند سطحی، پیچیده و حتی بدخیم هستند، یا بواسطۀ جهل یا باز هم بواسطۀ منافع اقتصادی و سیاسی، سادهسازی میکند و آنگاه برای این مسئلۀ پیچیده راهحلهایی پیشپا افتاده و ساده میدهد که نتیجۀ اجرای آنها تعمیق مسائل و بحرانهای ایران است. راهکار افزایش منابع آبی از طریق احداث سدهای هرچه بیشتر و برداشت هرچه بیشتر از منابع آب زیرزمینی برای پاسخگویی به نیازهای مصرفی فزاینده، از آن راهکارهای سادهای است که در چند دهۀ گذشته برای مسئلۀ پیچیدۀ آب در ایران داده شده است و باعث شده که ایران از مرحلۀ بحرانِ آب عبور و به مرحلۀ ورشکستگی منابع آبی برسد.
امروز در نشست «چالشهای سیاستگذاری آب در ایران» که به دعوتِ انجمن علمی سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران برگزار شده است با تفصیل بیشتری در مورد این موضوع سخن خواهم گفت.
راستی امروز روز ملّی کوهنورد نیز هست. در کوهنوردی هم مانند سیاست و سیاستگذاری، ساده تصور کردن مسیرهای پیچیده و پیچیده تصور کردن مسیرهای ساده هر دو عواقبی تلخ خواهد داشت.
نشستِ «چالشهای سیاستگذاری آب در ایران» به صورت زنده از صفحۀ اینستاگرام این انجمن پخش میشود.
@publicpolicy_ut
#بیست_و_نهم_مهرماه
#چالشهای_سیاستگذاری_آب
#ورشکستگی_آبی
#بحران_آب
#مسائل_پیچیده
#مسائل_بدخیم
#انجمن_علمی_سیاستگذاری_عمومی_دانشگاه_تهران
#سجاد_فتاحی
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
یکی از علتهای استمرار بحرانهای ایران در حوزههای گوناگون محیطزیستی، اقتصادی و سیاسی «پیچیدهسازی مسائل ساده و سادهسازی مسائل پیچیده» است.
مسائل ساده را از آن رو پیچیده میکنند تا تغییر و تحولاتی ساده برای حل مسائل را که عموماً با منافع اقتصادی و سیاسی گروههای در قدرت تعارض دارد از چشمها دور مانده و تبدیل به مطالبهای عمومی نشود. مسئلۀ قانونگذاریهای نامناسب مجلس شورای اسلامی (که امیدوارم روزی نام گذشتۀ خود یعنی مجلس شورای ملّی را در عمل و نظر بازیابد) مسئلهای ساده است که با اصلاحِ سازوکارهایِ تأییدِ صلاحیتِ نامزدهایِ مجلس (بخوانیم سازوکارهای تأییدِ عدم صلاحیت نمایندگان برای ورود به مجلس) بهگونهای که موجب ورود شایستهترین افراد (و نه ناشایستترین افراد) به عنوان نمایندگان مردم به مجلس شود و ایجاد تغییراتی نسبتاً ساده در ساختار مجلس حل خواهد شد؛ اما چون این تغییرات با منافع اقتصادی و سیاسی گروههای در قدرت در تعارض است این مسئله را پیچیده نشان میدهند؛ و آنگاه عوارض این مسئلۀ سادۀ پیچیده شده گریبان کشور و مردم را خواهد گرفت.
از طرف دیگر نظامِ سیاسی و سیاستگذاریِ ایران برخی مسائل چون مسئلۀ بحران یا ورشکستگی منابع آبی را که اصولاً مسائلی چند سطحی، پیچیده و حتی بدخیم هستند، یا بواسطۀ جهل یا باز هم بواسطۀ منافع اقتصادی و سیاسی، سادهسازی میکند و آنگاه برای این مسئلۀ پیچیده راهحلهایی پیشپا افتاده و ساده میدهد که نتیجۀ اجرای آنها تعمیق مسائل و بحرانهای ایران است. راهکار افزایش منابع آبی از طریق احداث سدهای هرچه بیشتر و برداشت هرچه بیشتر از منابع آب زیرزمینی برای پاسخگویی به نیازهای مصرفی فزاینده، از آن راهکارهای سادهای است که در چند دهۀ گذشته برای مسئلۀ پیچیدۀ آب در ایران داده شده است و باعث شده که ایران از مرحلۀ بحرانِ آب عبور و به مرحلۀ ورشکستگی منابع آبی برسد.
امروز در نشست «چالشهای سیاستگذاری آب در ایران» که به دعوتِ انجمن علمی سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران برگزار شده است با تفصیل بیشتری در مورد این موضوع سخن خواهم گفت.
راستی امروز روز ملّی کوهنورد نیز هست. در کوهنوردی هم مانند سیاست و سیاستگذاری، ساده تصور کردن مسیرهای پیچیده و پیچیده تصور کردن مسیرهای ساده هر دو عواقبی تلخ خواهد داشت.
نشستِ «چالشهای سیاستگذاری آب در ایران» به صورت زنده از صفحۀ اینستاگرام این انجمن پخش میشود.
@publicpolicy_ut
#بیست_و_نهم_مهرماه
#چالشهای_سیاستگذاری_آب
#ورشکستگی_آبی
#بحران_آب
#مسائل_پیچیده
#مسائل_بدخیم
#انجمن_علمی_سیاستگذاری_عمومی_دانشگاه_تهران
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
Forwarded from انجمن علمی سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران
💠انجمن علمی سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران برگزار میکند:
چالشهای سیاستگذاری آب در ایران
با حضور:
🔹دکتر سجاد فتاحی
تحلیلگر سیستمهای حکمرانی و نویسنده کتاب ایران و مسئله پایداری
🔻زمان: پنجشنبه ۲۹ مهر، ساعت ۱۶
این جلسه به صورت لایو از حساب اینستاگرامی انجمن علمی سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران به آدرس instagram.com/publicpolicy_ut
پخش خواهد شد.
@publicpolicy_ut
چالشهای سیاستگذاری آب در ایران
با حضور:
🔹دکتر سجاد فتاحی
تحلیلگر سیستمهای حکمرانی و نویسنده کتاب ایران و مسئله پایداری
🔻زمان: پنجشنبه ۲۹ مهر، ساعت ۱۶
این جلسه به صورت لایو از حساب اینستاگرامی انجمن علمی سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران به آدرس instagram.com/publicpolicy_ut
پخش خواهد شد.
@publicpolicy_ut
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی! (حافظ)
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
انتخاب هدفی مناسب، گردآوری اطلاعات و آمار در ارتباط با ابعاد گوناگون محیطی که در آن زندگی میکنیم، برنامهریزی برای استفادۀ بهینه از منابعِ موجود، جهت رسیدن به هدف انتخاب شده، و نهایتاً اجرای مناسب برنامهها، 4 گام اساسی است که چه در مورد یک فرد صحبت کنیم یا یک خانواده، روستا، شهر، استان یا کشور باید برداشته شود تا آن فرد یا کشور به اهداف خود دست یابد. هر یک از این گامها طی نشود یا به درستی برداشته نشود کامیابی و رسیدن به اهدافِ مدنظر با موانعی جدی روبرو خواهد شد.
اگر از وضعیت خود، خانواده، روستا، شهر، استان یا کشوری که در آن زندگی میکنید ناراضی هستید، علّت این نارضایتی را باید در وجود ضعفهایی در طی نمودن یکی از این مراحل یا تمامی آنها جستجو کنید.
در کتابِ «ایران و مسئلۀ پایداری» توضیح داده شده است که که چگونه طراحی نامناسب یک نظامِ حکمرانی، سبب عدم توجه به هر یک از این مراحل و در نتیجه افتِ کیفیتِ حکمرانی در یک نظام اجتماعی (خواه خانواده باشد یا کشوری چون ایران) خواهد شد و در مراحل نهایی پایداریِ آن را با مخاطراتی جدی روبرو خواهد کرد. خانوادۀ پرتنش و کشوری آشوب زده نتیجۀ بیتوجهی به این اصول است.
نظامِ حکمرانی و سیاسی در ایران علاوه بر آنکه مشخص نیست چه هدفی را برای آیندۀ ایران در نظر دارد، نظام گردآوری اطلاعات و آمار آن در حوزههای مختلف (به غیر از مسائل سیاسی و امنیتی) با آسیبهایی جدی روبروست؛ که همین دو کافی است تا حتی اگر هم بخواهد نتواند برنامهریزی درستی برای ایران انجام دهد. ادامۀ این وضعیت هم باعث خواهد شد که همان بخشهای امنیتی نسبتاً کارآمد هم در نهایت به محاصرۀ انبوهِ نارضایتیها و مشکلاتِ برآمده از این ضعفها درآمده و از کار بیفتند.
کیفیتِ نازلِ حکمرانی و وضعیت نامناسب کنونی در ایران در حوزههای گوناگون (اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی) نتیجۀ عدم توجه به همین بدیهیاتی است که در چند خط بالا گفته شد.
امروز یکم آبانماه، روز آمار و برنامهریزی است. در شرایط دههها فقدان آمار مناسب و برنامهریزیهایی صحیح در ایران، آنچه که جای تعجب دارد به قول حضرت حافظ آن است که
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
#یکم_آبان
#روز_آمار_و_برنامه_ریزی
#ایران_و_مسئلۀ_پایداری
#انتشارات_مهراندیش
@mehrandishbooks
#کیفیت_حکمرانی
#سجاد_فتاحی
✍️ سجاد فتاحی
t.iss.one/SIAGS
انتخاب هدفی مناسب، گردآوری اطلاعات و آمار در ارتباط با ابعاد گوناگون محیطی که در آن زندگی میکنیم، برنامهریزی برای استفادۀ بهینه از منابعِ موجود، جهت رسیدن به هدف انتخاب شده، و نهایتاً اجرای مناسب برنامهها، 4 گام اساسی است که چه در مورد یک فرد صحبت کنیم یا یک خانواده، روستا، شهر، استان یا کشور باید برداشته شود تا آن فرد یا کشور به اهداف خود دست یابد. هر یک از این گامها طی نشود یا به درستی برداشته نشود کامیابی و رسیدن به اهدافِ مدنظر با موانعی جدی روبرو خواهد شد.
اگر از وضعیت خود، خانواده، روستا، شهر، استان یا کشوری که در آن زندگی میکنید ناراضی هستید، علّت این نارضایتی را باید در وجود ضعفهایی در طی نمودن یکی از این مراحل یا تمامی آنها جستجو کنید.
در کتابِ «ایران و مسئلۀ پایداری» توضیح داده شده است که که چگونه طراحی نامناسب یک نظامِ حکمرانی، سبب عدم توجه به هر یک از این مراحل و در نتیجه افتِ کیفیتِ حکمرانی در یک نظام اجتماعی (خواه خانواده باشد یا کشوری چون ایران) خواهد شد و در مراحل نهایی پایداریِ آن را با مخاطراتی جدی روبرو خواهد کرد. خانوادۀ پرتنش و کشوری آشوب زده نتیجۀ بیتوجهی به این اصول است.
نظامِ حکمرانی و سیاسی در ایران علاوه بر آنکه مشخص نیست چه هدفی را برای آیندۀ ایران در نظر دارد، نظام گردآوری اطلاعات و آمار آن در حوزههای مختلف (به غیر از مسائل سیاسی و امنیتی) با آسیبهایی جدی روبروست؛ که همین دو کافی است تا حتی اگر هم بخواهد نتواند برنامهریزی درستی برای ایران انجام دهد. ادامۀ این وضعیت هم باعث خواهد شد که همان بخشهای امنیتی نسبتاً کارآمد هم در نهایت به محاصرۀ انبوهِ نارضایتیها و مشکلاتِ برآمده از این ضعفها درآمده و از کار بیفتند.
کیفیتِ نازلِ حکمرانی و وضعیت نامناسب کنونی در ایران در حوزههای گوناگون (اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی) نتیجۀ عدم توجه به همین بدیهیاتی است که در چند خط بالا گفته شد.
امروز یکم آبانماه، روز آمار و برنامهریزی است. در شرایط دههها فقدان آمار مناسب و برنامهریزیهایی صحیح در ایران، آنچه که جای تعجب دارد به قول حضرت حافظ آن است که
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
#یکم_آبان
#روز_آمار_و_برنامه_ریزی
#ایران_و_مسئلۀ_پایداری
#انتشارات_مهراندیش
@mehrandishbooks
#کیفیت_حکمرانی
#سجاد_فتاحی
Telegram
ایراننامه
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعهشناسی هستم. ایراننامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link