Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴دموکراسی و توسعه
🗣دکتر مسعود نیلی
استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
🗣دکتر جواد اطاعت
دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
🗣دکتر مسعود نیلی
استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
🗣دکتر جواد اطاعت
دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
🔴کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی
بخش های سرویس دهی کتابخانه مرکزی و سالنهای مطالعه، از شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۸ تا ۱۷ و فقط در روزهای کاری باز می باشد.
بخش های سرویس دهی کتابخانه مرکزی و سالنهای مطالعه، از شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۸ تا ۱۷ و فقط در روزهای کاری باز می باشد.
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
👍1
📝 تورم به قله تاریخی رسید
▫️تورم ماهانه دیماه به نزدیک 8 درصد، تورم نقطه به نقطه به 60 درصد و تورم سالانه نیز به بالاتر از 44 درصد رسیده است.
▫️این آخرین دادههای مرکز آمار از تورم است.
▫️تورمی که همچنان در حال افزایش بوده و نمایانگر فشاری قابل توجه و چشمگیر بر سفره ایرانیان است.
▫️سفرهای که هر روز درحال کوچکتر شدن است.
📌 گزارش کامل در وبسایت اکوایران
▫️تورم ماهانه دیماه به نزدیک 8 درصد، تورم نقطه به نقطه به 60 درصد و تورم سالانه نیز به بالاتر از 44 درصد رسیده است.
▫️این آخرین دادههای مرکز آمار از تورم است.
▫️تورمی که همچنان در حال افزایش بوده و نمایانگر فشاری قابل توجه و چشمگیر بر سفره ایرانیان است.
▫️سفرهای که هر روز درحال کوچکتر شدن است.
📌 گزارش کامل در وبسایت اکوایران
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
💢نت بلاکس: درحال حاضر اینترنت 84 درصد مردم ایران به حالت بین الملل برگشته؛ با این حال فعلا تا شرایط عادی و پایدار شدن زیاد مونده
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
👎2👍1
🔴🇮🇷🇺🇸العربیه: احتمالا ایران و آمریکا مذاکره کنند‼️‼️
لیست تعداد دیپلماتهایی که آمریکا برای مذاکره به منطقه ارسال کرده رو در تصویر میتونید مشاهده کنید.
لیست تعداد دیپلماتهایی که آمریکا برای مذاکره به منطقه ارسال کرده رو در تصویر میتونید مشاهده کنید.
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
💔28👎11❤1
🔴به گزارش جروزالم تایمز، دولت ترامپ در حال بررسی امکان تحمیل محاصره دریایی علیه ایران است که مانع از صادرات نفت این کشور شود، مشابه محاصره علیه ونزوئلا.
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
🔴 مکاتبه برای برقراری اینترنت ثابت ویژه اساتید دانشگاه
🔶 در سیصد و شصتونهمین جلسه هیئت عالی جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی مقرر شد با توجه به ضرورت دسترسی اساتید دانشگاهها به اینترنت، مکاتبه فوری با مراجع ذیصلاح برای برقراری اینترنت ثابت انجام شود.
🔶 همچنین مؤسسات غیرانتفاعی در صورت لزوم میتوانند با رعایت ضوابط و طی فرایندهای قانونی، از اعضای هیئت علمی بازنشسته با مرتبه استادیار استفاده کنند.
#اینترنت_طبقاتی
🔶 در سیصد و شصتونهمین جلسه هیئت عالی جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی مقرر شد با توجه به ضرورت دسترسی اساتید دانشگاهها به اینترنت، مکاتبه فوری با مراجع ذیصلاح برای برقراری اینترنت ثابت انجام شود.
🔶 همچنین مؤسسات غیرانتفاعی در صورت لزوم میتوانند با رعایت ضوابط و طی فرایندهای قانونی، از اعضای هیئت علمی بازنشسته با مرتبه استادیار استفاده کنند.
#اینترنت_طبقاتی
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
👎71💔21
📑چالشهای ساختاری توسعۀ اقتصاد دیجیتال ایران
✍🏻 نویسندگان:
🔹علیرضا رحمتی، کارشناسی ارشد رشته اقتصاد سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران
🔸حسین پوراحمدی میبدی، استاد تمام اقتصاد سیاسی گروه سیاست جهانی و منطقه ای، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
چکیده
اقتصاد دیجیتال، بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی تحولات اقتصادی، ظرفیتهای منحصربهفردی برای ارتقای بهرهوری، کاهش هزینههای مبادله، خلق ارزشافزوده و بازآفرینی ساختار بازارها فراهم ساختهاست. در این میان، کشورهای درحال توسعه، بهویژه ایران، باوجود برخورداری از مزیتهای انسانی، فنّاورانه و جمعیتی، در بهرهگیری بهینه از این ظرفیتها با موانع متعدد و پیچیدهای مواجهاند. پژوهش حاضر با تکیهبر چارچوب نظری اقتصاد سیاسی بینالملل نئولیبرال و بهرهگیری از روش کمّی و رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی جامع چالشهای ساختاری، نهادی و سیاستی مؤثر بر توسعۀ اقتصاد دیجیتال ایران میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تداوم مداخلات دولتمحور، ساختارهای انحصاری، سیاستگذاریهای غیرشفاف، نبود نهادهای مستقل تنظیمگر و تحریمهای بینالمللی، مهمترین عوامل بازدارنده در تحقق مؤلفههای بنیادین نئولیبرالیسم، نظیر خصوصیسازی واقعی، مقرراتزدایی، جذب سرمایه خارجی، و ادغام در زنجیرههای اقتصاد جهانی بهشمار میروند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که زیستبوم دیجیتال ایران بهجای پیروی از الگوی تحول هدفمند و سیاستمحور، عمدتاً در واکنش به بحرانهای بیرونی و شرایط اضطراری ـ ازجمله تحریمها، بحران کرونا و فشارهای تورمی ـ رشد مقطعی را تجربه کردهاست. ضعف در زیرساختهای ارتباطی، اختلال در حکمرانی داده، محدودیت در دسترسی به فناوریهای نوظهور و فضای نامطمئن سرمایهگذاری، موجب کاهش رقابتپذیری اکوسیستم دیجیتال و فرار سرمایه انسانی شدهاند. در چنین بستری، بخش خصوصی نیز بهدلیل وابستگی ساختاری به نهادهای دولتی و شبهدولتی، از ایفای نقش اثربخش در توسعۀ پایدار این حوزه باز مانده است. برایناساس، پژوهش نتیجه میگیرد که تحول پایدار در اقتصاد دیجیتال ایران مستلزم بازتعریف نقش دولت، کاهش تصدیگری نهادی، شفافسازی مقررات، تقویت و گسترش همکاریهای بینالمللی است. تنها از رهگذر پذیرش منطق اقتصاد بازار و پیادهسازی اصول نئولیبرالی در بستری بومیسازیشده، میتوان امید داشت که اقتصاد دیجیتال ایران در مسیر رقابتپذیری جهانی و رشد فراگیر قرار گیرد.
کلیدواژهها
اقتصاد دیجیتال، ایران، نئولیبرالیسم، توسعه، سیاستگذاری، فنّاوری، سرمایهگذاری،
لینک
✍🏻 نویسندگان:
🔹علیرضا رحمتی، کارشناسی ارشد رشته اقتصاد سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران
🔸حسین پوراحمدی میبدی، استاد تمام اقتصاد سیاسی گروه سیاست جهانی و منطقه ای، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
چکیده
اقتصاد دیجیتال، بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی تحولات اقتصادی، ظرفیتهای منحصربهفردی برای ارتقای بهرهوری، کاهش هزینههای مبادله، خلق ارزشافزوده و بازآفرینی ساختار بازارها فراهم ساختهاست. در این میان، کشورهای درحال توسعه، بهویژه ایران، باوجود برخورداری از مزیتهای انسانی، فنّاورانه و جمعیتی، در بهرهگیری بهینه از این ظرفیتها با موانع متعدد و پیچیدهای مواجهاند. پژوهش حاضر با تکیهبر چارچوب نظری اقتصاد سیاسی بینالملل نئولیبرال و بهرهگیری از روش کمّی و رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی جامع چالشهای ساختاری، نهادی و سیاستی مؤثر بر توسعۀ اقتصاد دیجیتال ایران میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تداوم مداخلات دولتمحور، ساختارهای انحصاری، سیاستگذاریهای غیرشفاف، نبود نهادهای مستقل تنظیمگر و تحریمهای بینالمللی، مهمترین عوامل بازدارنده در تحقق مؤلفههای بنیادین نئولیبرالیسم، نظیر خصوصیسازی واقعی، مقرراتزدایی، جذب سرمایه خارجی، و ادغام در زنجیرههای اقتصاد جهانی بهشمار میروند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که زیستبوم دیجیتال ایران بهجای پیروی از الگوی تحول هدفمند و سیاستمحور، عمدتاً در واکنش به بحرانهای بیرونی و شرایط اضطراری ـ ازجمله تحریمها، بحران کرونا و فشارهای تورمی ـ رشد مقطعی را تجربه کردهاست. ضعف در زیرساختهای ارتباطی، اختلال در حکمرانی داده، محدودیت در دسترسی به فناوریهای نوظهور و فضای نامطمئن سرمایهگذاری، موجب کاهش رقابتپذیری اکوسیستم دیجیتال و فرار سرمایه انسانی شدهاند. در چنین بستری، بخش خصوصی نیز بهدلیل وابستگی ساختاری به نهادهای دولتی و شبهدولتی، از ایفای نقش اثربخش در توسعۀ پایدار این حوزه باز مانده است. برایناساس، پژوهش نتیجه میگیرد که تحول پایدار در اقتصاد دیجیتال ایران مستلزم بازتعریف نقش دولت، کاهش تصدیگری نهادی، شفافسازی مقررات، تقویت و گسترش همکاریهای بینالمللی است. تنها از رهگذر پذیرش منطق اقتصاد بازار و پیادهسازی اصول نئولیبرالی در بستری بومیسازیشده، میتوان امید داشت که اقتصاد دیجیتال ایران در مسیر رقابتپذیری جهانی و رشد فراگیر قرار گیرد.
کلیدواژهها
اقتصاد دیجیتال، ایران، نئولیبرالیسم، توسعه، سیاستگذاری، فنّاوری، سرمایهگذاری،
لینک
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
ipes.razi.ac.ir
چالشهای ساختاری توسعۀ اقتصاد دیجیتال ایران
اقتصاد دیجیتال، بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی تحولات اقتصادی، ظرفیتهای منحصربهفردی برای ارتقای بهرهوری، کاهش هزینههای مبادله، خلق ارزشافزوده و بازآفرینی ساختار بازارها فراهم ساختهاست. در این میان، کشورهای درحال توسعه، بهویژه ایران، باوجود برخورداری…
📰قدرتی که غرق نمیشود؛
تحلیل از امکان نابودی ناوهای هواپیمابر آمریکا
در گفتمان عمومی، غرق کردن ناو هواپیمابر گاه بهعنوان برهمزدن معادلات نظامی مطرح میشود. اما این تصور، بیش از آنکه بر تحلیل راهبردی استوار باشد، ریشه در سادهسازی خطرناک قدرت نظامی و منطق جنگهای مدرن دارد. در واقع، ناو هواپیمابر نه یک هدف منفرد، بلکه هستهی یک سیستم پیچیده بازدارندگی و ضربت است که حمله به آن، هزینههایی بهمراتب فراتر از دستاوردهای احتمالیاش دارد.
نخست باید به این نکته بنیادین توجه کرد که ناو هواپیمابر هیچگاه بهتنهایی وارد صحنه عملیات نمیشود. آنچه در دریا حضور دارد، «گروه ضربتی ناو هواپیمابر» است؛ ترکیبی از ناوشکنها، رزمناوها، زیردریاییها، پشتیبانی هوایی و شبکهای یکپارچه از شناسایی، فرماندهی و دفاع. این آرایش نظامی، عملاً یک قلعه متحرک دریایی میسازد که عبور از لایههای دفاعی آن، یکی از دشوارترین مأموریتهای نظامی در جهان محسوب میشود. سپر دریایی این گروه ضربتی بهگونهای طراحی شده که تهدیدهای سطحی ـ از قایقهای تندرو گرفته تا حملات انتحاری ـ پیش از نزدیک شدن به شعاع مؤثر، منهدم شوند. سامانههای دفاع نزدیک مانند CIWS، تنها یکی از لایههای این شبکه دفاعیاند و برای مقابله با حملات اشباع نیز بهکار گرفته میشوند. تصور عبور صدها شناور کوچک از چنین سپری، بیش از آنکه یک سناریوی عملیاتی باشد، یک خطای محاسباتی است.
اما حتی اگر تهدید از سطح دریا به هوا منتقل شود، وضعیت پیچیدهتر میشود. سپر هوایی گروه ضربتی، متشکل از جنگندههای گشت رزمی، سامانههای پیشرفته پدافند هوایی دریایی مانند SM-2، SM-6 و ESSM و همچنین پوشش اطلاعاتی ماهوارهای و راداری است. در چنین شرایطی، رساندن حتی چند موشک به نزدیکی عرشه ناو هواپیمابر، نیازمند چندین موج حمله هماهنگ، اشباع گسترده و مصرف عظیم منابع است. آن هم بدون تضمین نتیجه. باید توجه داشت که غرق شدن یک ناو هواپیمابر، بهدلیل ابعاد، ساختار و تقسیمبندی داخلی آن، مستلزم اصابت دهها ضربه سنگین و همزمان است؛ امری که در عمل، تنها در سناریوهای جنگ تمامعیار میان قدرتهای همسطح یا با استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی قابل تصور است.
اینجاست که پای تحلیل هزینه–فایده به میان میآید. از منظر نظامی، حمله به یک گروه ضربتی آمریکایی مستلزم مصرف بخش بزرگی از توان موشکی، پهپادی و دریایی در یک بازه زمانی کوتاه است. این یعنی تخلیه ذخایر راهبردی در ازای هدفی که حتی در بهترین حالت، نتیجهی آن نامطمئن است. در چنین سناریویی، تلفات نیروی دریایی و هوافضا و از دست رفتن داراییهای کلیدی، نه یک احتمال، بلکه یک پیامد تقریباً قطعی است.
افزون بر این، حتی فرض موفقیت در وارد آوردن آسیب به یک ناو هواپیمابر، به معنای پایان ماجرا نیست. آمریکا دارای چندین ناو هواپیمابر فعال است و امکان جایگزینی سریع گروههای ضربتی را دارد. بنابراین، از منظر راهبردی، چنین حملهای نه معادله قدرت را تغییر میدهد و نه بازدارندگی آمریکا را میشکند.
در مجموع، مسئله ناو هواپیمابر را باید نه با نگاه احساسی، بلکه در چارچوب عقلانیت راهبردی تحلیل کرد. هرگونه اقدامی بدون درنظرگرفتن موازنه واقعی قدرت، میتواند پیامدهایی بهمراتب سنگینتر از آن داشته باشد که در فضای رسانهای و مجازی تصور میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که تحلیل تخصصی، باید جایگزین هیجان و شعار شود.
تحلیل از امکان نابودی ناوهای هواپیمابر آمریکا
✍🏻 محمد صادق دانشجو، کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
در گفتمان عمومی، غرق کردن ناو هواپیمابر گاه بهعنوان برهمزدن معادلات نظامی مطرح میشود. اما این تصور، بیش از آنکه بر تحلیل راهبردی استوار باشد، ریشه در سادهسازی خطرناک قدرت نظامی و منطق جنگهای مدرن دارد. در واقع، ناو هواپیمابر نه یک هدف منفرد، بلکه هستهی یک سیستم پیچیده بازدارندگی و ضربت است که حمله به آن، هزینههایی بهمراتب فراتر از دستاوردهای احتمالیاش دارد.
نخست باید به این نکته بنیادین توجه کرد که ناو هواپیمابر هیچگاه بهتنهایی وارد صحنه عملیات نمیشود. آنچه در دریا حضور دارد، «گروه ضربتی ناو هواپیمابر» است؛ ترکیبی از ناوشکنها، رزمناوها، زیردریاییها، پشتیبانی هوایی و شبکهای یکپارچه از شناسایی، فرماندهی و دفاع. این آرایش نظامی، عملاً یک قلعه متحرک دریایی میسازد که عبور از لایههای دفاعی آن، یکی از دشوارترین مأموریتهای نظامی در جهان محسوب میشود. سپر دریایی این گروه ضربتی بهگونهای طراحی شده که تهدیدهای سطحی ـ از قایقهای تندرو گرفته تا حملات انتحاری ـ پیش از نزدیک شدن به شعاع مؤثر، منهدم شوند. سامانههای دفاع نزدیک مانند CIWS، تنها یکی از لایههای این شبکه دفاعیاند و برای مقابله با حملات اشباع نیز بهکار گرفته میشوند. تصور عبور صدها شناور کوچک از چنین سپری، بیش از آنکه یک سناریوی عملیاتی باشد، یک خطای محاسباتی است.
اما حتی اگر تهدید از سطح دریا به هوا منتقل شود، وضعیت پیچیدهتر میشود. سپر هوایی گروه ضربتی، متشکل از جنگندههای گشت رزمی، سامانههای پیشرفته پدافند هوایی دریایی مانند SM-2، SM-6 و ESSM و همچنین پوشش اطلاعاتی ماهوارهای و راداری است. در چنین شرایطی، رساندن حتی چند موشک به نزدیکی عرشه ناو هواپیمابر، نیازمند چندین موج حمله هماهنگ، اشباع گسترده و مصرف عظیم منابع است. آن هم بدون تضمین نتیجه. باید توجه داشت که غرق شدن یک ناو هواپیمابر، بهدلیل ابعاد، ساختار و تقسیمبندی داخلی آن، مستلزم اصابت دهها ضربه سنگین و همزمان است؛ امری که در عمل، تنها در سناریوهای جنگ تمامعیار میان قدرتهای همسطح یا با استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی قابل تصور است.
اینجاست که پای تحلیل هزینه–فایده به میان میآید. از منظر نظامی، حمله به یک گروه ضربتی آمریکایی مستلزم مصرف بخش بزرگی از توان موشکی، پهپادی و دریایی در یک بازه زمانی کوتاه است. این یعنی تخلیه ذخایر راهبردی در ازای هدفی که حتی در بهترین حالت، نتیجهی آن نامطمئن است. در چنین سناریویی، تلفات نیروی دریایی و هوافضا و از دست رفتن داراییهای کلیدی، نه یک احتمال، بلکه یک پیامد تقریباً قطعی است.
افزون بر این، حتی فرض موفقیت در وارد آوردن آسیب به یک ناو هواپیمابر، به معنای پایان ماجرا نیست. آمریکا دارای چندین ناو هواپیمابر فعال است و امکان جایگزینی سریع گروههای ضربتی را دارد. بنابراین، از منظر راهبردی، چنین حملهای نه معادله قدرت را تغییر میدهد و نه بازدارندگی آمریکا را میشکند.
در مجموع، مسئله ناو هواپیمابر را باید نه با نگاه احساسی، بلکه در چارچوب عقلانیت راهبردی تحلیل کرد. هرگونه اقدامی بدون درنظرگرفتن موازنه واقعی قدرت، میتواند پیامدهایی بهمراتب سنگینتر از آن داشته باشد که در فضای رسانهای و مجازی تصور میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که تحلیل تخصصی، باید جایگزین هیجان و شعار شود.
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
📰گمانی در رابطه با ایران و مسئله تجزیه
این نوشتار گمانی بود بر یک ترس بزرگ که از جنگ دوازدهروزه خواب را از چشمان من ربود و با هر تنش و حادثهای، قلب مرا سخت میفشرد و با مطالعه و مباحثه وبررسیهای بسیار تحریر شد، اما همانقدر که ممکن است درست باشد، میتواند غلط باشد، لکن پیش از داوری باید گفت که به اختصار و تسامح، نگاشته شد. امید که از دیگر آراء بهرهمند شویم.
دیرینههای فرهنگی کهن سرزمین پارسیها، چنان مقام و شأنی برای تمامیت ارضی میهنشان تداعی میکند، که کوچکترین احتمالی از تعرض بیگانگان، قلبشان را میفشارد. به جای جای این کهنسرزمین که رجوع کنی، مردمانی را میبینی که در کمال متانت و وقار و بزرگواری، صورت خود را به سیلی قناعت و امید، سرخ نگاهداشته و با مهماننوازی دلپذیری، هر آنچه بر سر سفرهشان باشد را با تو قسمت میکنند و از ایشان هر چه بخواهی، احتمالا دریغ نکنند، الا ناموس و خاک میهنشان!
بدیهیست که برای چنین مردم پرافتخاری که هنوز با اشک و بغض از ننگ عهدنامههای ترکمانچای و گلستان یاد میکنند، هر حادثهای که کوچکترین گمان از دست رفتن حتی یک وجب خاکشان را آبستن باشد، رنجی را بر خود بخرند به درازای تاریخ میهنشان.
در این روزگار نامساعد و تنگناهای بسیار، این کوتهنگاشت دردمندانه، میتواند مرهمی باشد برای چنین مردم بزرگی که لابهلای این تنشها و زخمها و دردها، درد دیگری را متحمل نشوند، پس با هم بررسی میکنیم احتمال تجزیه ایران را، باشد که یافتههای من، مرهمی باشد برای یکی از هزاران زخم مردم سرزمینم.
به سراغ اصل مطلب میروم، با طرح این پرسش که "امکان تجزیه ایران، در صورت تهدید قوای مرکزی دولت مستقر، در شرایط کنونی جهان، چگونه خواهد بود؟"
(پیش از پاسخ باید گفت این یک احتمال است و عقل سلیم، باید پیشبینی بدترین تا بهترین احتمالات را در خود بررسی کند.)
برای پاسخ، میتوان در سه بُعد کلی «داخلی»، «منطقهای» و «نظام جهانی(مناسبات قدرتهای بزرگ)» به تأمل نشست.
بُعد داخلی:
از این بابت ابتدا باید ابعاد داخلی چنین مفروضی را بررسی کرد که کنشگرانی باید در دل این خاک وجود داشته باشند تا دم از تجزیهطلبی بزنند. قالبا وقتی سخن از چنین کنشگرانی به میان میآید، گمانههایی از سوی برخی گروههای حاضر در برخی اقوام مرزنشین مورد بحث قرار میگیرند. پس باید توجه داشت که نه تنها همه اقوام ایرانی شامل این احتمال نمیشوند، بلکه در میان برخی اقوام مرزنشین هم، عدهی قلیلی هستند که بنا بر ارزشها و شعائری، به طرح چنین ادعاهایی میپردازند.
این عده، معمولا از شرایط تسلیحاتی مستقلی برخوردار نیستند و به منابع آنچنانی ثروت و قدرت، اتصال ندارند و از خارج تامین میشوند؛ پس اگر منافع نیروی خارجی ایجاب نکند، تامین نخواهند شد. بماند که چند دستگیهایی ناشی از ادعاهای متناقض در میان خودشان وجود دارد و از طرفی، به علت اقلیت بود در میان قومیت خود، بعضا با اکثریت قوم خود در منازعه هستند، چرا که با توجه به دیرینگی فرهنگی ایران، اکثریت ملت ایران(شامل همه اقوام) ننگ تجزیهطلبی را به نام خود نخواهند زد.
از بُعد دیگر، عدم همجنسی فرهنگی-مذهبی و حتی گمانههایی در مورد تفاوتهای نژادی(مبتنی بر صفات تفضیلی ناشی از اصالت) برخی اقوام مرزنشین با کشورهایی که ادعای اتصال به ایشان مطرح است، خود مانع بزرگی بر سر این اتصال است(مثل برخی نژادهای اقوام کرد در عراق و ترکیه).
بماند که اکثر کشورهای منطقه که احتمال پیوستن گروههای تجزیهطلب به ایشان مطرح میشود، یا از منظر تاریخی در تضاد و انزجار با اقوام ایرانی هستند(مثل عراق و اعراب خلیجفارس)، یا شرایط اقتصادی مناسبی ندارند(عراق، افغانستان) و یا از منظر فرهنگی، تفاوتها فاحش است(ترکیه و آذربایجان اکثرا اهل سنت هستند و ترکزبانهای ایرانی شیعه مذهب).
بنابرین حداقل روی کاغذ، انگیزهی بالفعلی برای فعالیتهای تجزیهطلبی وجود ندارد و آنچه انگیزهی بالقوه اقدامات این گروههاست، شرایط نامساعدی است که در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به ایشان تحمیل شده است و تهدید تجزیهطلبی از بُعد داخلی، چنین شرایطی دارد.
بُعد منطقهای:
به دلیل رقابتهایی که در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک، نظامی و... در میان کشورهای خاورمیانه جاریست، بحث تجزیه ایران به نفع هر واحد سیاسی در منطقه، هر چند میل دیرینی باشد، اما اکنون دورتر از همیشه به نظر میرسد.
بخش دوم
بخش سوم
✍🏻محسن عوضوردی، دانشجوی کارشناسیارشد روابطبینالملل دانشگاه فردوسی مشهد
[email protected]
این نوشتار گمانی بود بر یک ترس بزرگ که از جنگ دوازدهروزه خواب را از چشمان من ربود و با هر تنش و حادثهای، قلب مرا سخت میفشرد و با مطالعه و مباحثه وبررسیهای بسیار تحریر شد، اما همانقدر که ممکن است درست باشد، میتواند غلط باشد، لکن پیش از داوری باید گفت که به اختصار و تسامح، نگاشته شد. امید که از دیگر آراء بهرهمند شویم.
دیرینههای فرهنگی کهن سرزمین پارسیها، چنان مقام و شأنی برای تمامیت ارضی میهنشان تداعی میکند، که کوچکترین احتمالی از تعرض بیگانگان، قلبشان را میفشارد. به جای جای این کهنسرزمین که رجوع کنی، مردمانی را میبینی که در کمال متانت و وقار و بزرگواری، صورت خود را به سیلی قناعت و امید، سرخ نگاهداشته و با مهماننوازی دلپذیری، هر آنچه بر سر سفرهشان باشد را با تو قسمت میکنند و از ایشان هر چه بخواهی، احتمالا دریغ نکنند، الا ناموس و خاک میهنشان!
بدیهیست که برای چنین مردم پرافتخاری که هنوز با اشک و بغض از ننگ عهدنامههای ترکمانچای و گلستان یاد میکنند، هر حادثهای که کوچکترین گمان از دست رفتن حتی یک وجب خاکشان را آبستن باشد، رنجی را بر خود بخرند به درازای تاریخ میهنشان.
در این روزگار نامساعد و تنگناهای بسیار، این کوتهنگاشت دردمندانه، میتواند مرهمی باشد برای چنین مردم بزرگی که لابهلای این تنشها و زخمها و دردها، درد دیگری را متحمل نشوند، پس با هم بررسی میکنیم احتمال تجزیه ایران را، باشد که یافتههای من، مرهمی باشد برای یکی از هزاران زخم مردم سرزمینم.
به سراغ اصل مطلب میروم، با طرح این پرسش که "امکان تجزیه ایران، در صورت تهدید قوای مرکزی دولت مستقر، در شرایط کنونی جهان، چگونه خواهد بود؟"
(پیش از پاسخ باید گفت این یک احتمال است و عقل سلیم، باید پیشبینی بدترین تا بهترین احتمالات را در خود بررسی کند.)
برای پاسخ، میتوان در سه بُعد کلی «داخلی»، «منطقهای» و «نظام جهانی(مناسبات قدرتهای بزرگ)» به تأمل نشست.
بُعد داخلی:
از این بابت ابتدا باید ابعاد داخلی چنین مفروضی را بررسی کرد که کنشگرانی باید در دل این خاک وجود داشته باشند تا دم از تجزیهطلبی بزنند. قالبا وقتی سخن از چنین کنشگرانی به میان میآید، گمانههایی از سوی برخی گروههای حاضر در برخی اقوام مرزنشین مورد بحث قرار میگیرند. پس باید توجه داشت که نه تنها همه اقوام ایرانی شامل این احتمال نمیشوند، بلکه در میان برخی اقوام مرزنشین هم، عدهی قلیلی هستند که بنا بر ارزشها و شعائری، به طرح چنین ادعاهایی میپردازند.
این عده، معمولا از شرایط تسلیحاتی مستقلی برخوردار نیستند و به منابع آنچنانی ثروت و قدرت، اتصال ندارند و از خارج تامین میشوند؛ پس اگر منافع نیروی خارجی ایجاب نکند، تامین نخواهند شد. بماند که چند دستگیهایی ناشی از ادعاهای متناقض در میان خودشان وجود دارد و از طرفی، به علت اقلیت بود در میان قومیت خود، بعضا با اکثریت قوم خود در منازعه هستند، چرا که با توجه به دیرینگی فرهنگی ایران، اکثریت ملت ایران(شامل همه اقوام) ننگ تجزیهطلبی را به نام خود نخواهند زد.
از بُعد دیگر، عدم همجنسی فرهنگی-مذهبی و حتی گمانههایی در مورد تفاوتهای نژادی(مبتنی بر صفات تفضیلی ناشی از اصالت) برخی اقوام مرزنشین با کشورهایی که ادعای اتصال به ایشان مطرح است، خود مانع بزرگی بر سر این اتصال است(مثل برخی نژادهای اقوام کرد در عراق و ترکیه).
بماند که اکثر کشورهای منطقه که احتمال پیوستن گروههای تجزیهطلب به ایشان مطرح میشود، یا از منظر تاریخی در تضاد و انزجار با اقوام ایرانی هستند(مثل عراق و اعراب خلیجفارس)، یا شرایط اقتصادی مناسبی ندارند(عراق، افغانستان) و یا از منظر فرهنگی، تفاوتها فاحش است(ترکیه و آذربایجان اکثرا اهل سنت هستند و ترکزبانهای ایرانی شیعه مذهب).
بنابرین حداقل روی کاغذ، انگیزهی بالفعلی برای فعالیتهای تجزیهطلبی وجود ندارد و آنچه انگیزهی بالقوه اقدامات این گروههاست، شرایط نامساعدی است که در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به ایشان تحمیل شده است و تهدید تجزیهطلبی از بُعد داخلی، چنین شرایطی دارد.
بُعد منطقهای:
به دلیل رقابتهایی که در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک، نظامی و... در میان کشورهای خاورمیانه جاریست، بحث تجزیه ایران به نفع هر واحد سیاسی در منطقه، هر چند میل دیرینی باشد، اما اکنون دورتر از همیشه به نظر میرسد.
بخش دوم
بخش سوم
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
(بخش دوم)
کشورهای منطقه اکثرا پس از تنشها و تهدیدهای نظامی ناشی از جنگهای خلیجفارس و بحران تروریسم(از القاعده و اخوان المسلمین گرفته تا داعش)، اکنون سعی بر سرمایهگذاریهای دراز مدت برای رسیدن به یک اقتصاد پویا و با ثبات دارند و برنامهریزیهای صورت گرفته، بر مبنای منافع ملی خودشان است.
هیچ کشوری در خاورميانه ترمز توسعهی خود را با الحاق بخشی از خاک ایران-خاصه با وجود تهدید فرهنگهای نامتجانسی که بین اقوام ایرانی و کشورهای منطقه وجود دارد-، نخواهد کشید.
چقدر باید زمان صرف شود که شیعهنشینان عرب یا ترک ایرانی، با سنیهای ترکیه، آذربایجان یا کشورهای عربی «بُر» بخورند؟ خرج ملت جدیدی که پس از جنگهای احتمالی تجزیهطلبانه، فقیر و فلاکتزده، به مقصد تازه سفر میکنند را چه کسی خواهد داد؟
شاید برای همین میل به ثبات و تداوم برنامههاست که دیدیم کشورهای عربی و ترکیه خواهان عدم مداخله نظامی آمریکا در حوادث داخلی اخیر شدند، زیرا آنها دنبال دعوای جدید بیثبات کنندهی برنامههای آتی خود نیستند و موارد دیگری را هم سنجش میکنند که جای بحث آن در این مقال نیست.
از طرفی، به علت رقابتهای تنگاتنگ در منطقه، اگر کشوری بخواهد به خیال خام خود، پیشدستانه، از شرایط فقدان قوای مرکزی در ایران سوءاستفاده کرده و دست به حمله اشغالگرایانه بزند، رقیب یا رقبای خود را وادار به واکنش خواهد کرد. مثلا اگر افغانستان میل به سیستان و بلوچستان کند، پاکستان نخواهد گذاشت یا اگر کردهای عراق قصد کردستان ایران کنند، ترکیه وارد عمل میشود تا از دستدادن بخش کردنشین خود را با انفعال، بیمه نکند!
پس توازنقوا، عدم تجانس فرهنگی اقوام ایرانی با ملل منطقه و شرایط داخلی کشورهای منطقه، نه تنها هیچ واحدی را ترغیب به حمله اشغالگرانه نخواهد کرد، بلکه احتمال پذیرش گروههای تجزیهطلب را نیز ضعیف میکند.
بُعد نظام بينالملل(قدرتهای بزرگ):
پیشتر در یادداشتی با نام «یک جهان، انبار باروت!»، احتمال جنگ سوم جهانی را بررسی کردم. شرایطی که ناگزیر به سمت جنگ جهانی میرود، به دو دلیل ثبات در خاورميانه، خاصه قلب آن یعنی ایران را دنبال میکند:
1. اگر انرژی خاورمیانه و بازار مصرف آن، به طور متوازن بین قدرتهای بزرگ تقسیم شود، جنگ به تعویق میافتد. موقعیت جغرافیایی ایران و منابع انرژی آن، بسیار در اقتصاد جهان تعیینکننده هستند و هیچ یک از قدرتهای بزرگ، نمیتوانند در این شرایط از این موقعیت چشمپوشی کنند. بنابراین نیاز به سهم متوازن از این موقعیت خاص دارند که به غیر از تضمین ثبات و امنیت و کنار آمدن با یکدیگر، به آن نخواهند رسید.
2. اگر ناگزیر به جنگ شدند، باید گفت که جنگ نیاز به تامین انرژی دارد، پس ترجیحا نباید یکی از بطون انرژی جهان ناامن باشد. در یادداشت دیگری تحت عنوان «معمای ایران و آمریکا» نیز تحریر کردم که در شرایط کنونی جهان، آمریکا به هیچ عنوان نمیتواند سهم مدنظر خود از موقعیت ایران را کنار بگذارد. از طرفی چون ایران در همسایگی روسیه قرار دارد، نمیتواند انحصارطلبی کند، زیرا توازن و معادلات خاورمیانه دوباره برهم خواهد خورد.
چین، به عنوان بازیگری تعیین کننده و قدرت چالشگر، به علت دوری از خاورمیانه و شیوهی بازی متفاوت با سایر قدرتهای بزرگ نیز ترجیح میدهد سهم خود را دریافت کند و وارد این مناقشه نشود، چرا که هر گونه ورودی به این قبیل مناقشات، میتواند به عنوان تلهای باشد، نظیر تلهی اوکراین برای روسیه و ابتکار عمل را در سایر صحنهها، از این کشور بستاند.
بدین ترتیب، حتی قدرتهای بزرگ هم در شرایط کنونی، قصد تجزیه ایران را ندارند و میخواهند شرایط خاورمیانه را با ثبات و امن و متوازن برای منافع خود، صحنهآرایی کنند. چه بسا که اگر توازن مطلوب قدرتهای بزرگ حادث شود، اگر گروه تجزیهطلب یا آنارشیستی، بخواهد نظم را به چالش بکشد، توسط قدرتهای بزرگ به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، ساقط شود.
از بُعدی دیگر، با اندکی تسامح، با مثالی میتوان نفع قدرتهای بزرگ را از ثبات ایران و مداخله برای عدم تجزیه دریافت:
فرض کنید میخواهید خانهای ششدونگ را با پیرمردی که 6 ورثه دارد، معامله کنید، ترجیح میدهید با پیرمرد معامله کنید یا با 6 نفر وراثی که هر کدام تعریفی متفاوت از منافع خود را ارائه میدهند؟
بنابرین ترجیح وجود یک قدرت متمرکز تامینکننده منافع، بسیار جدیتر از ترجیح تجزیه است.
در حاشيهی احتمال تجزیه، معمولا اسنادی منتشر میشود از سعی انگلیس برای کوچککردن خاورمیانه، پس از جنگ جهانی اول. یا مثلا بحث سرزمین موعود یهود مطرح میشود و نقشهی اسرائیل برای الحاق برخی کشورهای خاورمیانه به خاک خود را مطرح میکنند.
کشورهای منطقه اکثرا پس از تنشها و تهدیدهای نظامی ناشی از جنگهای خلیجفارس و بحران تروریسم(از القاعده و اخوان المسلمین گرفته تا داعش)، اکنون سعی بر سرمایهگذاریهای دراز مدت برای رسیدن به یک اقتصاد پویا و با ثبات دارند و برنامهریزیهای صورت گرفته، بر مبنای منافع ملی خودشان است.
هیچ کشوری در خاورميانه ترمز توسعهی خود را با الحاق بخشی از خاک ایران-خاصه با وجود تهدید فرهنگهای نامتجانسی که بین اقوام ایرانی و کشورهای منطقه وجود دارد-، نخواهد کشید.
چقدر باید زمان صرف شود که شیعهنشینان عرب یا ترک ایرانی، با سنیهای ترکیه، آذربایجان یا کشورهای عربی «بُر» بخورند؟ خرج ملت جدیدی که پس از جنگهای احتمالی تجزیهطلبانه، فقیر و فلاکتزده، به مقصد تازه سفر میکنند را چه کسی خواهد داد؟
شاید برای همین میل به ثبات و تداوم برنامههاست که دیدیم کشورهای عربی و ترکیه خواهان عدم مداخله نظامی آمریکا در حوادث داخلی اخیر شدند، زیرا آنها دنبال دعوای جدید بیثبات کنندهی برنامههای آتی خود نیستند و موارد دیگری را هم سنجش میکنند که جای بحث آن در این مقال نیست.
از طرفی، به علت رقابتهای تنگاتنگ در منطقه، اگر کشوری بخواهد به خیال خام خود، پیشدستانه، از شرایط فقدان قوای مرکزی در ایران سوءاستفاده کرده و دست به حمله اشغالگرایانه بزند، رقیب یا رقبای خود را وادار به واکنش خواهد کرد. مثلا اگر افغانستان میل به سیستان و بلوچستان کند، پاکستان نخواهد گذاشت یا اگر کردهای عراق قصد کردستان ایران کنند، ترکیه وارد عمل میشود تا از دستدادن بخش کردنشین خود را با انفعال، بیمه نکند!
پس توازنقوا، عدم تجانس فرهنگی اقوام ایرانی با ملل منطقه و شرایط داخلی کشورهای منطقه، نه تنها هیچ واحدی را ترغیب به حمله اشغالگرانه نخواهد کرد، بلکه احتمال پذیرش گروههای تجزیهطلب را نیز ضعیف میکند.
بُعد نظام بينالملل(قدرتهای بزرگ):
پیشتر در یادداشتی با نام «یک جهان، انبار باروت!»، احتمال جنگ سوم جهانی را بررسی کردم. شرایطی که ناگزیر به سمت جنگ جهانی میرود، به دو دلیل ثبات در خاورميانه، خاصه قلب آن یعنی ایران را دنبال میکند:
1. اگر انرژی خاورمیانه و بازار مصرف آن، به طور متوازن بین قدرتهای بزرگ تقسیم شود، جنگ به تعویق میافتد. موقعیت جغرافیایی ایران و منابع انرژی آن، بسیار در اقتصاد جهان تعیینکننده هستند و هیچ یک از قدرتهای بزرگ، نمیتوانند در این شرایط از این موقعیت چشمپوشی کنند. بنابراین نیاز به سهم متوازن از این موقعیت خاص دارند که به غیر از تضمین ثبات و امنیت و کنار آمدن با یکدیگر، به آن نخواهند رسید.
2. اگر ناگزیر به جنگ شدند، باید گفت که جنگ نیاز به تامین انرژی دارد، پس ترجیحا نباید یکی از بطون انرژی جهان ناامن باشد. در یادداشت دیگری تحت عنوان «معمای ایران و آمریکا» نیز تحریر کردم که در شرایط کنونی جهان، آمریکا به هیچ عنوان نمیتواند سهم مدنظر خود از موقعیت ایران را کنار بگذارد. از طرفی چون ایران در همسایگی روسیه قرار دارد، نمیتواند انحصارطلبی کند، زیرا توازن و معادلات خاورمیانه دوباره برهم خواهد خورد.
چین، به عنوان بازیگری تعیین کننده و قدرت چالشگر، به علت دوری از خاورمیانه و شیوهی بازی متفاوت با سایر قدرتهای بزرگ نیز ترجیح میدهد سهم خود را دریافت کند و وارد این مناقشه نشود، چرا که هر گونه ورودی به این قبیل مناقشات، میتواند به عنوان تلهای باشد، نظیر تلهی اوکراین برای روسیه و ابتکار عمل را در سایر صحنهها، از این کشور بستاند.
بدین ترتیب، حتی قدرتهای بزرگ هم در شرایط کنونی، قصد تجزیه ایران را ندارند و میخواهند شرایط خاورمیانه را با ثبات و امن و متوازن برای منافع خود، صحنهآرایی کنند. چه بسا که اگر توازن مطلوب قدرتهای بزرگ حادث شود، اگر گروه تجزیهطلب یا آنارشیستی، بخواهد نظم را به چالش بکشد، توسط قدرتهای بزرگ به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، ساقط شود.
از بُعدی دیگر، با اندکی تسامح، با مثالی میتوان نفع قدرتهای بزرگ را از ثبات ایران و مداخله برای عدم تجزیه دریافت:
فرض کنید میخواهید خانهای ششدونگ را با پیرمردی که 6 ورثه دارد، معامله کنید، ترجیح میدهید با پیرمرد معامله کنید یا با 6 نفر وراثی که هر کدام تعریفی متفاوت از منافع خود را ارائه میدهند؟
بنابرین ترجیح وجود یک قدرت متمرکز تامینکننده منافع، بسیار جدیتر از ترجیح تجزیه است.
در حاشيهی احتمال تجزیه، معمولا اسنادی منتشر میشود از سعی انگلیس برای کوچککردن خاورمیانه، پس از جنگ جهانی اول. یا مثلا بحث سرزمین موعود یهود مطرح میشود و نقشهی اسرائیل برای الحاق برخی کشورهای خاورمیانه به خاک خود را مطرح میکنند.
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
(بخش سوم)
ابتدا باید گفت که سرزمین موعود یک کشور توسعهطلبی نظیر اسرائیل، حتی به هممرز با ایران هم نمیرسد و دیرینگیهای فرهنگی که این رژیم مدام به آن در تحریک و تشویش شوم خود استفاده میکند، خود مانع اصلی است(نظیر ویدئوهایی که نخستوزیر اسرائیل در توجیه حملاتش به ایران منتشر کرد یا ضرب سکهای با نقش کوروش و ترامپ و از این قبیل مسائل).
در مورد اسناد مربوط به بعد از جنگ جهانی اول هم باید گفت که پارادایمهای جهانی و منطقهای از آن زمان تا کنون بسیار تغییر کرده است.
آن زمان انگلیس و فرانسه اگر بیشتر از آمریکا در جهان تاثیرگذار نبودند، کمتر هم تاثیر نمیگذاشتند، قدرتی به نام چین وجود نداشت، فرهنگ لیبرالیسم در روابط بینالملل غربی ریشهدار نبود و در یک جمله"جهان انسانها ، جهان امروز نبود!"
بنابرین حتی اگر ترس اینچنینی وجود داشته باشد، اکنون محل توجه نیست.
یا دیگر گمانها با بیان مسائل لیبی و سوریه و...، خطر تجزیه ایران را بلندتر، فریاد میزنند.
البته این بیانها بیشتر جهتدار است تا دغدغهمحور، چرا که نظامهای دیگری در همین اطراف خاورميانه نظیر مصر سقوط کردند، اما خبری از تجزیه وجود نداشت. به علاوه اینکه، هیچ کدام از کشورهای مذکور، موقعیت راهبردی ایران را نداشتند و زمانهی آن اتفاقات، زمانهی متفاوتی بود. در واقع جهان در آن زمانها، به بنبستهای کنونی نرسیده بود!
بنابرین بنا به مفروضات و گمانهای مطرح شده در ابعاد مختلف، احتمال تجزیهی ایران، با توجه به شرایط کنونی جهان و منطقه، جدی نخواهد بود.
به امید بهترینها برای ملت و مملکت ایران
ابتدا باید گفت که سرزمین موعود یک کشور توسعهطلبی نظیر اسرائیل، حتی به هممرز با ایران هم نمیرسد و دیرینگیهای فرهنگی که این رژیم مدام به آن در تحریک و تشویش شوم خود استفاده میکند، خود مانع اصلی است(نظیر ویدئوهایی که نخستوزیر اسرائیل در توجیه حملاتش به ایران منتشر کرد یا ضرب سکهای با نقش کوروش و ترامپ و از این قبیل مسائل).
در مورد اسناد مربوط به بعد از جنگ جهانی اول هم باید گفت که پارادایمهای جهانی و منطقهای از آن زمان تا کنون بسیار تغییر کرده است.
آن زمان انگلیس و فرانسه اگر بیشتر از آمریکا در جهان تاثیرگذار نبودند، کمتر هم تاثیر نمیگذاشتند، قدرتی به نام چین وجود نداشت، فرهنگ لیبرالیسم در روابط بینالملل غربی ریشهدار نبود و در یک جمله"جهان انسانها ، جهان امروز نبود!"
بنابرین حتی اگر ترس اینچنینی وجود داشته باشد، اکنون محل توجه نیست.
یا دیگر گمانها با بیان مسائل لیبی و سوریه و...، خطر تجزیه ایران را بلندتر، فریاد میزنند.
البته این بیانها بیشتر جهتدار است تا دغدغهمحور، چرا که نظامهای دیگری در همین اطراف خاورميانه نظیر مصر سقوط کردند، اما خبری از تجزیه وجود نداشت. به علاوه اینکه، هیچ کدام از کشورهای مذکور، موقعیت راهبردی ایران را نداشتند و زمانهی آن اتفاقات، زمانهی متفاوتی بود. در واقع جهان در آن زمانها، به بنبستهای کنونی نرسیده بود!
بنابرین بنا به مفروضات و گمانهای مطرح شده در ابعاد مختلف، احتمال تجزیهی ایران، با توجه به شرایط کنونی جهان و منطقه، جدی نخواهد بود.
به امید بهترینها برای ملت و مملکت ایران
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
🔴ترامپ از ایران میخواهد هر چه زودتر پای میز مذاکره بیاید - «حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود‼️‼️
🗣️ ترجمه کامل پست جدید ترامپ:
🗣️ ترجمه کامل پست جدید ترامپ:
یک ناوگان عظیم به سمت ایران در حرکت است. این ناوگان به سرعت، با قدرت، اشتیاق و هدف زیاد در حال حرکت است. این ناوگان، به رهبری ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن، بزرگتر از ناوگانی است که به ونزوئلا فرستاده شد. مانند ونزوئلا، این ناوگان آماده، مایل و قادر است ماموریت خود را به سرعت، با سرعت و خشونت، در صورت لزوم، انجام دهد. امیدوارم ایران به سرعت «به میز مذاکره بیاید» و برای یک توافق عادلانه و منصفانه - بدون سلاح هستهای - مذاکره کند، توافقی که برای همه طرفها خوب باشد. زمان در حال اتمام است، واقعاً حیاتی است! همانطور که قبلاً به ایران گفتم، توافق کنید! آنها این کار را نکردند و «عملیات چکش نیمهشب» رخ داد، تخریب بزرگی برای ایران. حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود! نگذارید این اتفاق دوباره رخ دهد. از توجه شما به این موضوع متشکرم! رئیس جمهور دونالد جی ترامپ
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
🌍 سیاست بهشتی🕊️
🔴 مکاتبه برای برقراری اینترنت ثابت ویژه اساتید دانشگاه 🔶 در سیصد و شصتونهمین جلسه هیئت عالی جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی مقرر شد با توجه به ضرورت دسترسی اساتید دانشگاهها به اینترنت، مکاتبه فوری با مراجع ذیصلاح برای برقراری اینترنت ثابت انجام شود. 🔶 همچنین…
🔴اطلاعیه کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی
به اطلاع کاربران گرامی دانشگاه میرساند، دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی خارجی برای اعضای محترم هیات علمی، دانشجویان مقطع دکتری و کارشناسی ارشد از طریق اتصال به ویپیان دانشگاه برقرار شده است.
به اطلاع کاربران گرامی دانشگاه میرساند، دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی خارجی برای اعضای محترم هیات علمی، دانشجویان مقطع دکتری و کارشناسی ارشد از طریق اتصال به ویپیان دانشگاه برقرار شده است.
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
👎21👍10
🌍 سیاست بهشتی🕊️
🔴ترامپ از ایران میخواهد هر چه زودتر پای میز مذاکره بیاید - «حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود‼️‼️ 🗣️ ترجمه کامل پست جدید ترامپ: یک ناوگان عظیم به سمت ایران در حرکت است. این ناوگان به سرعت، با قدرت، اشتیاق و هدف زیاد در حال حرکت است. این ناوگان، به رهبری ناو…
نکته قابلتوجه در موضع تهدیدآمیز تازه ترامپ علیه ایران این است که برخلاف مواضع ۱ ماه اخیر، دیگر خبری از ادعای «حمایت از مردم ایران» یا «پشتیبانی از معترضان» نیست. او که پیشتر اقدام نظامی را با چنین بهانههایی توجیه میکرد، این بار بهانه خود را بهطور کامل بر مسئله ظرفیتهای هستهای ایران گذاشته و آن را محور تهدیدهایش قرار داده است. ترامپ با این تغییر لحن این پیام را به اپوزیسیون داده که براساس منافع راهبردی امریکا عمل می کند و نه منافع اپوزیسیون خارجنشین ایرانی!
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
👍4
📢 موسویان: برای ایران، حمله دوباره آمریکا ـ اسرائیل «جنگی موجودیتی» خواهد بود
🗣 حسین موسویان، دیپلمات پیشین می گوید:
◀️ برخی کارشناسان آمریکایی و اروپایی به من گفتهاند که ترامپ تصمیم خود را برای انجام حملهای جدید علیه ایران گرفته است. این مقطع زمانی، یک «وقفه خونین» پیش از احتمال «انفجار منطقهای» است.
◀️ برای ایران، حمله بعدی آمریکا–اسرائیل یک «جنگ موجودیتی» خواهد بود؛ جنگی که هرگونه انگیزه برای خویشتنداری را از میان برده و درگیریای را آزاد میکند که مهار آن ناممکن خواهد بود.
https://eslahatnews.com/000SYr
🗣 حسین موسویان، دیپلمات پیشین می گوید:
◀️ برخی کارشناسان آمریکایی و اروپایی به من گفتهاند که ترامپ تصمیم خود را برای انجام حملهای جدید علیه ایران گرفته است. این مقطع زمانی، یک «وقفه خونین» پیش از احتمال «انفجار منطقهای» است.
◀️ برای ایران، حمله بعدی آمریکا–اسرائیل یک «جنگ موجودیتی» خواهد بود؛ جنگی که هرگونه انگیزه برای خویشتنداری را از میان برده و درگیریای را آزاد میکند که مهار آن ناممکن خواهد بود.
https://eslahatnews.com/000SYr
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
💠بیانیه مجموعه سیاست بهشتی پیرامون وقایع اخیر کشور
۱۴۰۴/۱۱/۹
۱۴۰۴/۱۱/۹
وضعیت کنونی جامعه ایران نتیجه انباشت بلندمدت نارضایتیها است/ فرصتهای مهمی برای اصلاح تدریجی امور از دست رفته/ نهادهای تصمیمگیر با پذیرش سهم خود در خطاهای سیاستی، ارائه توضیح روشن و قابل ارزیابی به افکار عمومی، عذرخواهی در موارد مقتضی و اعلام برنامهای زمانبندیشده برای اصلاح اقدام کنند/ اعتراض اجتماعی در این چارچوب، پیش از آنکه تهدیدی علیه کشور تلقی شود، نشانهای از کاستیها در حکمرانی و شکاف فزاینده میان جامعه و ساختارهای تصمیمگیری است/ بدیهی است که بازیگران متخاصم و دشمنان بیرونی میکوشند از شکافهای داخلی، خشونت و بیثباتی برای تضعیف منافع ملی و انسجام اجتماعی بهرهبرداری کنند.
🕊️ سیاست بهشتی | @SBU_PoliticalScience
👍2.3K❤1.37K👎18💔17